﻿1
-00:00:02,000 --> 00:00:06,000
:: IR-DL.COM ::

2
00:00:07,000 --> 00:00:12,000
«سريال «روياي پادشاه
<font color="#51b7ee">ترجمه شده توسطِ</font>
<font color="#fa9627">-=</font> <font color="#00cc33">اسماعيل</font> <font color="#fa9627"> =-</font>

3
00:00:19,850 --> 00:00:25,170
من ميخوام از خواسته خدايان براي
.نجات مردم سه پادشاهي پيروي کنم

4
00:00:25,170 --> 00:00:32,560
من پيونگ يا رو گرفته و
.پادشاه بوجانگ رو تسليم مي‌کنم

5
00:00:32,560 --> 00:00:35,120
... به استبداد افراد ظالم در گوگوريو خاتمه ميدم

6
00:00:35,120 --> 00:00:39,480
(ژوئن سال 668)
... به استبداد افراد ظالم در گوگوريو خاتمه ميدم

7
00:00:39,480 --> 00:00:43,950
(ژوئن سال 668)
.و مردم گوگوريو را نجات ميدم

8
00:00:44,730 --> 00:00:47,880
!خدمتگزاران وفادار شيلا

9
00:00:47,880 --> 00:00:54,100
من وفاداري شما رو متحد
.ميکنم تا گوگوريو را فتح کنيم

10
00:00:54,660 --> 00:01:02,550
به هدف اتحاد خواهم رسيد
.که هدف پادشاه سابق بود

11
00:01:03,020 --> 00:01:12,830
من، کيم يوشين و مقامات از هدف
.والاي شما پشتيباين خواهيم کرد

12
00:01:12,830 --> 00:01:17,790
.من شما رو به عنوان فرمانده کل منصوب ميکنم

13
00:01:17,790 --> 00:01:23,400
.سربازان ما را براي فتح بکجه فرمانده کنيد

14
00:01:23,400 --> 00:01:33,020
قسم ميخورم که گوگوريو را فتح
.کرده و سه پادشاهي را متحد کنم

15
00:01:33,020 --> 00:01:35,640
.ما سوگند وفاداري به شما ميخوريم

16
00:01:37,690 --> 00:01:46,030
در ژوئن سال 668، پادشاه ميونمو کيم يوشين
... را به عنوان فرمانده کل منصوب کرد و

17
00:01:46,030 --> 00:01:52,560
دستور داد همراه با 27 نفر از مقامات دربار
.به عنوان فرمانده به گوگوريو حمله کنند

18
00:01:56,340 --> 00:01:58,440
... اعلاحضرت

19
00:02:00,560 --> 00:02:03,320
... اگر گوگوريو سقوط بکنه

20
00:02:05,910 --> 00:02:12,580
.سه پادشاهي مستعمره تانگ خواهد شد

21
00:02:13,520 --> 00:02:30,900
شما بايد با ارتش شيلا - تانگ مبارزه
.کرده و از سه پادشاهي محافظ کنيد

22
00:02:33,140 --> 00:02:39,190
.چيزي رو که گفتين بخاطر ميسپارم

23
00:02:40,770 --> 00:02:42,500
... نامسانگ

24
00:02:44,810 --> 00:02:59,940
شما سه برادر بايد متحد شويد
.و از اعلاحضرت و دربار محافظت کنيد

25
00:03:00,500 --> 00:03:11,310
.متحد شويد و ارتش شيلا - تانگ رو شکست دهيد

26
00:03:12,120 --> 00:03:22,050
.گوگوريو را مرکز دنيا قرار دهيد

27
00:03:22,360 --> 00:03:26,060
.من حرفم رو گفتم

28
00:03:32,510 --> 00:03:34,320
... اي خدايان

29
00:03:36,940 --> 00:03:52,020
.زندگي مرا بگيريد و بجاي آن از گوگوريو محافظت کنيد

30
00:04:00,520 --> 00:04:02,520
!مانگ نيجي

31
00:04:02,520 --> 00:04:05,010
!پدر -
!مانگ نيجي -

32
00:04:05,010 --> 00:04:06,270
!پدر

33
00:04:06,270 --> 00:04:09,330
!پدر -
!پدر -

34
00:04:09,330 --> 00:04:10,420
!مانگ نيجي

35
00:04:10,420 --> 00:04:15,150
.يونگه سومون کوتا کرد و پادشاه يونگريو را به قتل رساند

36
00:04:15,150 --> 00:04:23,780
او مقام مانگ نيجي را بدست آورد
.و 24 سال دربار را کنترل کرد

37
00:04:23,780 --> 00:04:28,960
او 2 سال قبل از حمله به
.گوگوريو، در ماه مي 666 فوت کرد

38
00:04:31,460 --> 00:04:38,400
او ميخواست که سه پسرش
... متحد شوند و دربار را رهبري کنند

39
00:04:38,400 --> 00:04:40,770
.اما اين اتفاق حاصل نشد

40
00:04:41,790 --> 00:04:46,500
... نامسانگ جايگاه يونگه سومون را گرفت

41
00:04:46,500 --> 00:04:51,860
اما نامگون و نامسان از به
.قدرت رسيدن او خوشحال نبودند

42
00:04:51,860 --> 00:04:56,360
در حالي که نامسانگ مشغول گشت زني
.در مناطق مرزي بود او را بيرون راندند

43
00:04:56,360 --> 00:05:02,510
نامسانگ به سختي از گوگوريو فرار کرد
.و خواست دوباره به موقعيتش برگردد

44
00:05:02,510 --> 00:05:11,230
او به امپراطور گائوژونگ تسليم
.شد و نيروي کمکي درخواست کرد

45
00:05:11,230 --> 00:05:16,560
عليرغم مبارزه سه برادر براي
... قدرت، پادشاه بوجانگ هنوز هم

46
00:05:16,560 --> 00:05:19,580
.پادشاهي بود که بازيچه دست بود

47
00:05:19,580 --> 00:05:28,180
.نشانه‌هاي سقوط در گوگوريو آشکار شد

48
00:05:30,200 --> 00:05:35,580
.گوگوريو بخاطر جنگ سه برادر دچار آشفتگي شد

49
00:05:35,580 --> 00:05:40,040
.بزرگترين پسر تسليم من شده

50
00:05:40,520 --> 00:05:45,890
.اين يه فرصت عالي براي تسليم گوگوريو ـه

51
00:05:45,890 --> 00:05:51,860
.من دوک ينگ رو به فرماندهي کل منصوب ميکنم

52
00:05:51,860 --> 00:05:57,150
گوگوريو رو فتح کن و به
.جاه طلبي بزرگ ما تحقق بپوشان

53
00:05:57,150 --> 00:06:02,200
.من با امپراطور سابق به گوگوريو حمله کردم

54
00:06:02,200 --> 00:06:09,070
خيلي متاسف بودم که از اون
.موقع نتونستم گوگوريو رو تسليم کنم

55
00:06:09,590 --> 00:06:17,820
.خيلي خوشحالم که شانس ديگه‌اي داريم

56
00:06:18,190 --> 00:06:22,680
پادشاه شيلا جواب در خواست
من براي عجله در حمله رو داده؟

57
00:06:22,680 --> 00:06:29,120
.اون کيم يوشين رو به عنوان فرمانده کل منصوب کرده

58
00:06:29,120 --> 00:06:33,330
.اون داره با 200 هزار سرباز به هانسونگجو ميره

59
00:06:33,330 --> 00:06:37,800
همراه با سربازان اونجين به
.پيونگ يانگ پيشروي خواهد کرد

60
00:06:38,220 --> 00:06:42,080
... کيم يوشين فرمانده شده

61
00:06:42,830 --> 00:06:50,940
اگه شيلا دوباره فرماندهي ارتش رو بدست بگيره
.هدف من براي تسخير گوگوريو از بين ميره

62
00:06:50,940 --> 00:07:00,500
من نميگذارم کيم يوشين فرماندهي رو
.بدست بگيره، پس نگران نباشيد

63
00:07:00,830 --> 00:07:03,480
.من به تو اطمينان دارم

64
00:07:03,480 --> 00:07:09,660
گوگوريو رو تسليم کن و به
.آرزوي ما جامه عمل بپوشان

65
00:07:11,750 --> 00:07:14,240
اردوگاه تانگ در نزديکي هانسونگجو

66
00:07:16,030 --> 00:07:23,850
.امپراطور دوک ينگ رو به عنوان فرمانده کل فرستاده

67
00:07:23,850 --> 00:07:27,780
.ما هم همزمان بايد به پيوينگ يانگ پيشروي کنيم

68
00:07:27,780 --> 00:07:34,570
.ارتش شيلا تحت فرمان دائه گاکگان پيشروي خواهد کرد

69
00:07:34,570 --> 00:07:45,030
.امپراطور در مورد فرماندهي کيم يوشين نگران ـه

70
00:07:45,910 --> 00:07:51,840
.اون بزرگترين ژنرال شيلاست
براي چي نگران ـه؟

71
00:07:51,840 --> 00:07:54,880
.من براي يوشين احترام قائلم

72
00:07:54,880 --> 00:08:02,320
اما دوک ينگ فرماندهي حمله
.به يودونگسو رو به عهده ميگيره

73
00:08:02,320 --> 00:08:11,690
... اگه اونها سر فرمانده ارتش شيلا - تانگ بجنگند

74
00:08:11,690 --> 00:08:17,120
در نهايت ما بين خودمون جنگ خواهيم
.کرد و آشفتگي بوجود خواهد آمد

75
00:08:17,120 --> 00:08:18,660
چي؟

76
00:08:18,660 --> 00:08:23,410
داري ميگي که دائه گاکگان نبايد فرمانده بشه؟

77
00:08:24,040 --> 00:08:26,140
.من چنين دستوري نميدم

78
00:08:26,690 --> 00:08:29,530
.اهميتي نميدم که شهرت دوک ينگ چقدر زياد ـه

79
00:08:29,530 --> 00:08:34,210
.دائه گاکگان تنها کسي ـه که ميتونه گوگوريو رو فتح کنه

80
00:08:34,210 --> 00:08:40,220
... اگه يوشين به فرمادهي ارتش شيلا - تانگ اصرار بکنه

81
00:08:40,220 --> 00:08:43,690
.امپراطور دستور داده ما خودمان به گوگوريو حمله کنيم

82
00:08:44,350 --> 00:08:46,270
چي؟

83
00:08:47,510 --> 00:08:52,180
اون چنين دستوري داده؟

84
00:08:52,180 --> 00:08:56,420
.اعلاحضرت، من يه حسي دارم

85
00:08:56,420 --> 00:09:03,120
... اگر ارتش شيلا و تانگ بر سر فرماندهي بجنگند

86
00:09:03,120 --> 00:09:06,380
.همانند قبل مشکل بزرگي وجود خواهد داشت

87
00:09:06,380 --> 00:09:09,540
.بايد اين موضوع رو در نظر بگيريد

88
00:09:15,520 --> 00:09:17,940
يوشين، شنيدي؟

89
00:09:17,940 --> 00:09:21,260
... بر اساس پيشگويي گوگوريو، يک ژنرال 80 ساله باعث

90
00:09:21,260 --> 00:09:25,120
.سقوط گوگوريوي 900 ساله خواهد شد

91
00:09:25,120 --> 00:09:28,460
.الان 900 سال شده

92
00:09:28,460 --> 00:09:34,550
.شما بزودي 80 ساله ميشيد
.بنظر پيشگويي درست در آمده

93
00:09:36,640 --> 00:09:39,400
... از زماني که يونگه سومون کنترل رو بدست گرفته

94
00:09:39,400 --> 00:09:43,380
.دربار و اشراف مشغول چاپلوسي او بودند

95
00:09:43,380 --> 00:09:48,720
.آنها سخت تلاش ميکردند که در طرف او باشند

96
00:09:49,690 --> 00:09:57,130
او احساسات عمومي را متحد
.کرده و کشور به نظر قدرتمند بود

97
00:09:57,130 --> 00:10:00,570
... اما اقتدار سلطنتي از بين رفته بود و

98
00:10:00,570 --> 00:10:04,580
.وظيفه دادن مشاوره براي کشور از بين رفته بود

99
00:10:05,680 --> 00:10:10,810
بعد از فوت يونگه سومون
... احساسات عمومي تقسيم شد و

100
00:10:10,810 --> 00:10:15,850
.سه پسر بر سر قدرت جنگيدند

101
00:10:16,680 --> 00:10:20,730
نامسانگ از امپراطور تانگ براي کمک
.به پس گرفتن قدرت خود  کمک خواست

102
00:10:20,730 --> 00:10:28,870
.اون به تانگ کمک ميکنه تا به گوگوريو حمله بکنن

103
00:10:30,630 --> 00:10:35,950
اگه اعتبار سلطنتي از بين بره و
... افراد خائن قدرت رو بدست بگيرن

104
00:10:35,950 --> 00:10:45,580
هر چقدر هم که کشور قدرتمند
.باشه باز هم اون کشور سقوط ميکنه

105
00:10:49,420 --> 00:10:57,030
لي شيجي فرماندهي نيروهاي متفق رو واگذار ميکنه؟

106
00:10:57,030 --> 00:11:03,700
.دائه گاکگان بايد فرمانده باشه تا پيروزي حاصل بشه

107
00:11:03,700 --> 00:11:09,410
کس ديگه‌ايي نميتونه بخوبي
.ارتش رو فرماندهي بکنه

108
00:11:09,910 --> 00:11:15,640
.لي شيجي شهرت زيادي داره

109
00:11:15,640 --> 00:11:19,200
.به راحتي فرماندهي رو واگذار نميکنه

110
00:11:19,200 --> 00:11:21,800
... اگه اينکارو نکرد، پس با زور اينکارو ميکنيم

111
00:11:21,800 --> 00:11:25,150
.مثل کاري که با سو دينگفانگ کرديم

112
00:11:25,150 --> 00:11:29,170
در مورد چي نگران هستيد؟

113
00:11:29,170 --> 00:11:33,380
.من فرماندهي رو ميگيرم و روحيه اونها رو ميشکنم

114
00:11:33,380 --> 00:11:35,880
... اعلاحضرت چيزي بروز نداد

115
00:11:35,880 --> 00:11:42,980
.اما شنيدم در اين مورد نگران هستند

116
00:11:52,700 --> 00:11:56,840
.اعلاحضرت، دائه گاکگان به ملاقات شما اومدن

117
00:12:08,090 --> 00:12:13,190
.ميخواستم با شما صحبت کنم

118
00:12:13,190 --> 00:12:20,250
شنيدم در مورد فرماندهي
.نيروهاي شيلا - تانگ نگران هستي

119
00:12:20,650 --> 00:12:22,240
.نگران نباش

120
00:12:23,150 --> 00:12:28,910
.کسي به غير از تو نميتونه گوگوريو رو تسليم کنه

121
00:12:29,290 --> 00:12:31,580
... گفته‌هاي امپراطور تانگ مهم نيست

122
00:12:31,580 --> 00:12:36,070
تو تنها کسي هستي که ميتوني
.ارتش رو فرماندهي کني

123
00:12:36,560 --> 00:12:46,020
.من ميخوام از فرماندهي استعفا بدم

124
00:12:46,570 --> 00:12:50,770
چرا اينو ميگين؟

125
00:12:50,770 --> 00:12:57,670
گوگوريو ممکنه که الان دچار تفرقه شده
... و احساسات عمومي عوض شده باشه

126
00:12:57,670 --> 00:13:05,100
.اما اون کشوري ـه که براي قرنها قدرتمند بوده

127
00:13:05,680 --> 00:13:11,950
اگه در اين برهه از زمان با
... لي شيجي بر سر فرماندهي بجنگم

128
00:13:11,950 --> 00:13:20,090
جنگ بين خودمان ممکن ـه باعث
.نابودي ارتش شيلا - تانگ بشه

129
00:13:21,010 --> 00:13:26,310
.من به سورابول بر ميگردم و براي پيروزي دعا ميکنم

130
00:13:26,630 --> 00:13:30,630
.لطفاً به خواسته من توجه کنيد

131
00:13:39,940 --> 00:13:45,370
.تصميم سختي براي کاهش نگراني من گرفتي

132
00:13:47,010 --> 00:13:54,740
.نميدونم که چطور وفاداري عظيم تو رو جبران کنم

133
00:13:55,340 --> 00:13:57,030
.سپاسگزارم

134
00:13:58,360 --> 00:14:05,230
... من الان يه قدم عقب مي‌کشم

135
00:14:05,610 --> 00:14:13,620
... اما بعد از فتح گوگوريو که بايد با ارتش تانگ بجنگيم

136
00:14:13,620 --> 00:14:17,770
.فرماندهي رو به عهده ميگيرم

137
00:14:19,900 --> 00:14:27,280
.حتي اگه تو قبول نکني به تو دستور خواهم داد

138
00:14:33,810 --> 00:14:43,300
.ميدونيم که بخاطر پيروزي، فرماندهي رو واگذار کرديد

139
00:14:44,530 --> 00:14:53,350
به نيت شما احترام ميگذاريم
.و حتماً گوگوريو رو فتح ميکنيم

140
00:14:53,350 --> 00:14:56,560
.ژنرال‌هاي وفادار شيلا

141
00:14:57,550 --> 00:15:03,090
.از شما خواهش ميکنم که براي پيروزي نجنگيد

142
00:15:03,090 --> 00:15:10,810
.بدون هراس براي هدف اتحاد بجنگيد

143
00:15:11,200 --> 00:15:14,830
.من به وفاداري شما شکي ندارم

144
00:15:14,830 --> 00:15:24,380
نام و شايستگي شما بر روي
.ستونهاي اتحاد حک خواهد شد

145
00:15:26,690 --> 00:15:32,390
ارتش تانگ به فرماندهي نامسانگ
.به يونگ نايسان پيشروي کرده

146
00:15:32,390 --> 00:15:36,580
ارتش شيلا در پيونگ يانگ به
.ارتش تانگ محلق خواهد شد

147
00:15:36,580 --> 00:15:38,620
ما بايد چيکار کنيم؟

148
00:15:38,620 --> 00:15:41,940
.اعلاحضرت، نگران نباشيد

149
00:15:41,940 --> 00:15:45,720
... لي شيجي يه مرد 80 ساله ضعيف ـه و

150
00:15:45,720 --> 00:15:49,530
.ارتش شيلا بدون کيم يوشين مثل ببر بي دندان ـه

151
00:15:50,120 --> 00:15:58,030
اگه ما اول به ارتش شيلا - تانگ حمله کنيم
.حتماً ميتونيم اونها رو شکست بديم

152
00:16:00,600 --> 00:16:04,000
.توصيه تو رو در نظر ميگيرم

153
00:16:05,080 --> 00:16:07,640
.نامسان، سربازان ورزيده رو فرماندهي کن

154
00:16:07,640 --> 00:16:11,010
.به ساچون سونگ برو و ارتش شيلا رو شکست بده

155
00:16:12,180 --> 00:16:16,940
.نبايد اجازه بدي اونها به ارتش تانگ ملحق بشن

156
00:16:16,940 --> 00:16:19,170
.دستور شما رو اطاعت ميکنم

157
00:17:02,560 --> 00:17:04,760
!عقب نشيني نکنيد

158
00:17:14,830 --> 00:17:15,990
!نئو يومسين

159
00:17:15,990 --> 00:17:21,930
تو رو ميکشم و انتقام مردم
.بيگناه بوکاسانسونگ رو ميگيرم

160
00:18:05,170 --> 00:18:07,960
!تيرها رو شليک کنيد

161
00:18:12,340 --> 00:18:15,300
!حمله کنيد

162
00:18:34,190 --> 00:18:38,360
!نامسان داره فرار ميکنه
!تعقيبش کنيد

163
00:18:44,280 --> 00:18:51,260
.تو بايد يا سربازانت ميجنگيدي
.براي چي فرار کردي

164
00:18:51,260 --> 00:18:55,770
.ارتش شيلا خيلي قوي ـه

165
00:18:55,770 --> 00:18:57,250
!ساکت شو

166
00:18:57,250 --> 00:18:59,380
.بايد تا پاي جان ميجنگيدي

167
00:18:59,380 --> 00:19:05,460
چرا شکست خورده برگشتي؟
.من و پدر رو نا اميد کردي

168
00:19:05,460 --> 00:19:07,280
.کافيه

169
00:19:08,680 --> 00:19:13,540
.در هر جنگي پيروزي و شکست وجود داره
.خيلي اونو سرزنش نکن

170
00:19:14,010 --> 00:19:20,380
ما براي دفاع در برابر ارتش
.شيلا - تانگ نياز به نقشه داريم

171
00:19:20,380 --> 00:19:24,090
.به اتاقتون برگرديد و استراحت کنيد

172
00:19:33,920 --> 00:19:39,640
اگه ما بتونيم براي 3 ماه دروازه‌ها رو
... بسته نگه داريم تا زمستان برسه

173
00:19:39,640 --> 00:19:41,850
.اونها نمي‌تونن در برابر سرما مقاومت کنند

174
00:19:42,540 --> 00:19:48,590
.اجازه نميدم ارتش شيلا - تانگ پايتخت رو بگيره

175
00:19:54,290 --> 00:19:56,650
اردوگاه تانگ در يونگ نايسان

176
00:19:58,910 --> 00:20:06,900
شنيدم ارتش شيلا تونسته سربازان
.نامسان رو در ساچون شکست بده

177
00:20:07,750 --> 00:20:14,490
.پيروزي امروز حتماً باعث کاهش روحيه اونها شده

178
00:20:15,760 --> 00:20:20,110
... ما بايد از انرژي اين پيروزي استفاده کنيم و

179
00:20:20,110 --> 00:20:23,470
.سريعاً قصر گوگوريو رو تصرف کنيم

180
00:20:23,470 --> 00:20:27,400
.ارتش شيلا پيش قدم ميشه و دروازه‌ها رو ميشکنه

181
00:20:27,400 --> 00:20:32,770
... وقتي که من ميخواستم يودونگسو رو فتح کنم

182
00:20:32,770 --> 00:20:36,070
بخاطر بزرگ بودن ارتش خودمان
.به قلعه آنسي حمله کرديم

183
00:20:36,070 --> 00:20:41,310
ما شکست خورديم و هنوز هم
.اون تحقير رو فراموش نکردم

184
00:20:41,310 --> 00:20:49,660
قلعه‌هاي گوگوريو نفوذ ناپذيره و
.فقط با سربازان بيشتر فتح نميشه

185
00:20:49,660 --> 00:20:58,140
تصرف پيونگ يانگ حتي با ارتش
.يک ميليوني هم خيلي سخت ـه

186
00:20:58,140 --> 00:21:02,700
راه ديگه‌ايي براي تصرف پيونگ يانگ هست؟

187
00:21:02,700 --> 00:21:07,050
... اون ميخواد به محاصره پيونگ يانگ ادامه بده و

188
00:21:07,050 --> 00:21:11,800
.منتظر خستگي و تسليم شدن اونهاست

189
00:21:11,800 --> 00:21:14,800
.سه ماه ديگه زمستان ميرسه

190
00:21:14,800 --> 00:21:17,780
.ذخاير غذايي ما تمام خواهد شد

191
00:21:17,780 --> 00:21:22,410
.ما بايد به سرعت حمله کنيم

192
00:21:22,410 --> 00:21:24,700
.اون درست ميگه

193
00:21:24,700 --> 00:21:28,750
مقدار زيادي آب در پايتخت وجود داره
.و اونها براي يه سال ذخيره غذايي دارن

194
00:21:28,750 --> 00:21:31,300
.براي نبرد به بيرون از قلعه نخواهند آمد

195
00:21:31,300 --> 00:21:32,770
چي؟

196
00:21:33,150 --> 00:21:36,570
فراموش کرديد که من فرمانده هستم؟

197
00:21:36,570 --> 00:21:41,860
.من تصميم رو گرفتم
!پس فقط از دستورات من پيروي کنيد

198
00:21:48,190 --> 00:21:53,060
چرا بنظر نگران هستيد؟

199
00:21:53,460 --> 00:21:58,690
ناراحت هستيد که به گوگوريو نرفتيد؟

200
00:21:59,170 --> 00:22:09,990
ممکنه که من در سورابول باشم اما اگه
... سربازاني که من آموزش دادم گوگوريو را فتح کنند

201
00:22:09,990 --> 00:22:13,270
.براي من هم پيروزي بحساب مياد

202
00:22:13,270 --> 00:22:15,640
پس مشکل چيه؟

203
00:22:15,640 --> 00:22:21,000
... نگرانم که لي شيجي نخواد حمله بکنه و

204
00:22:21,000 --> 00:22:29,050
.با استراتژي محاصره پيونگ يانگ شکست بخوره

205
00:22:29,050 --> 00:22:36,450
اگه جنگ طولاني بشه، مردم بخاطر تهيه
... ذخاير غذايي ارتش دچار رنج ميشن و

206
00:22:36,450 --> 00:22:42,110
.مردم گوگوريو بخاطر جنگ قرباني خواهند شد

207
00:22:42,110 --> 00:22:47,550
.فقط مردم هستند که قرباني ميشن

208
00:22:47,550 --> 00:22:54,430
.دوگ ينگ در جنگ‌هاي زيادي بوده
.مطمئنم تصميم عاقلانه‌ايي ميگيره

209
00:22:55,800 --> 00:23:02,720
اون وقتي که بي باکانه به قلعه آنسي
.حمله کرد شکست سنگيني خورد

210
00:23:02,720 --> 00:23:05,740
.الان مراقب اواضاع خواهد بود

211
00:23:05,740 --> 00:23:11,470
.پس حمله ما به هدر ميره

212
00:23:11,470 --> 00:23:14,030
.پدر

213
00:23:14,590 --> 00:23:16,080
.بياد داخل

214
00:23:22,270 --> 00:23:24,310
ميخواستين منو ببيني؟

215
00:23:24,310 --> 00:23:25,530
.بله

216
00:23:28,150 --> 00:23:34,120
.اين نامه رو به داييت در پيونگ يانگ برسان

217
00:23:34,120 --> 00:23:37,580
.اضظراري ـه، پس عجله کن

218
00:23:37,580 --> 00:23:40,200
.بله، پدر

219
00:23:40,880 --> 00:23:43,390
اردوگاه شيلا در نزديگي پيونگ يانگ

220
00:23:47,060 --> 00:23:52,790
.يوشين گفته که ما بايد به سرعت حمله کنيم

221
00:23:52,790 --> 00:23:58,600
اون پيرمرد يه دنده است. چيکار کنيم؟

222
00:23:58,600 --> 00:24:04,280
چطوره که خودمان حمله کنيم؟

223
00:24:04,280 --> 00:24:06,140
.ارتش تانگ فرماندهي رو در دست داره

224
00:24:06,140 --> 00:24:09,200
اگه جمله کنيم بخاطر تمرد از
.قوانين نظامي مجازات ميشيم

225
00:24:09,200 --> 00:24:11,660
... فرماندهان شيلا اخراج ميشن و

226
00:24:11,660 --> 00:24:15,770
.و سربازان ما سپري براي سربازان تانگ ميشن

227
00:24:16,160 --> 00:24:18,680
.درست ميگه

228
00:24:19,200 --> 00:24:22,570
.ما نبايد کاري کنيم که دوک ينگ رو ناراحت بکنه

229
00:24:22,570 --> 00:24:23,950
!دايي

230
00:24:25,660 --> 00:24:26,670
!دايي

231
00:24:26,670 --> 00:24:29,290
وانسول، چي شده که به اينجا اومدي؟

232
00:24:29,290 --> 00:24:33,890
.پدر گفت اين نامه رو به شما بدم

233
00:24:39,060 --> 00:24:45,250
.من به عنوان فرمانده ارتش شيلا دستور ميدم

234
00:24:45,250 --> 00:24:48,950
شما بايد قبل از فرا رسيدن
.زمستان گوگوريو را تسليم کنيد

235
00:24:48,950 --> 00:24:53,760
اگر شي جي از استراتژي بلند مدت
... محاصره پيونگ يانگ استفاده کند

236
00:24:53,760 --> 00:24:58,150
.به يه نفر از قصر گوگوريو همدست شويد

237
00:24:58,150 --> 00:25:03,810
.اونها دروازه رو باز کرده و شما حمله کنيد

238
00:25:11,930 --> 00:25:15,520
.بودا آمرزنده است

239
00:25:18,140 --> 00:25:19,660
.کشيش بودايي

240
00:25:25,940 --> 00:25:28,830
... تو

241
00:25:28,830 --> 00:25:29,830
.... ش

242
00:25:30,580 --> 00:25:37,060
ميخوايد به اعلاحضرت توصيه کنم تسليم بشه؟

243
00:25:37,060 --> 00:25:44,440
.ارتش شيلا - تانگ تا زمان تسليم عقب نشيني نميکنند

244
00:25:45,190 --> 00:25:50,480
حتي اگه زمستان برسه، شيلا به
.فرستادن ذخيره غذايي ادامه ميده

245
00:25:50,480 --> 00:25:53,560
.ارتش شيلا - تانگ عقب نشيني نخواهد کرد

246
00:25:55,640 --> 00:25:59,000
چيکار ميکني؟

247
00:25:59,410 --> 00:26:02,500
ميخواي ببيني که پيونگ يانگ به
... خاکستر تبديل ميشه و

248
00:26:02,500 --> 00:26:06,780
اجازه ميدي مردم گوگوريو بوسيله
ارتش شيلا - تانگ قتل عام شوند؟

249
00:26:07,160 --> 00:26:14,880
يا به پادشاه توصيه ميکني تسليم بشه و
از قرباني شدن غير ضروري جلوگيري بکنه؟

250
00:26:15,630 --> 00:26:27,000
حتي اگه اعلاحضرت بخواد تسليم بشه
.مانگ نيجي اين اجازه رو به اون نميده

251
00:26:27,820 --> 00:26:33,180
اگه زماني که ارتش شيلا - تانگ حمله ميکنه
... تو دروازه رو براي ما باز کني

252
00:26:33,890 --> 00:26:37,090
.ما مانگ نيجي رو ميکشيم

253
00:26:38,110 --> 00:26:43,860
.لطفاً اينکارو بکن تا زندگي بيگناهان رو نجات بدي

254
00:26:49,830 --> 00:26:55,740
ميخواي من تسليم بشم تا از
قرباني شدن مردم بيگناه جلوگيري کنم؟

255
00:26:55,740 --> 00:27:02,950
اگه شما تصميم بگيريد نامسان از خواسته شما
.براي تسليم به ارتش شيلا - تانگ حمايت ميکنه

256
00:27:04,160 --> 00:27:15,400
.پادشاه چومو (جومونگ) گوگوريو را تاسيس کرد
من بايد بعد از 900 سال گوگوريو رو نابود کنم؟

257
00:27:22,880 --> 00:27:27,310
.اگه دروازه باز بشه، سربازان پيش مرگ وارد ميشن

258
00:27:27,310 --> 00:27:31,670
.ما به قصر ميريم و افراد خائن رو ميکشيم

259
00:27:32,120 --> 00:27:37,860
.شما بايد ارتش رو در شکست ارتش گوگوريو رهبري کنيد

260
00:27:38,320 --> 00:27:42,620
آيا پادشاه گوگوريو تسليم ميشه؟

261
00:27:42,620 --> 00:27:47,730
... ما نميدونيم اما کشيش بودايي قول داده که

262
00:27:47,730 --> 00:27:50,690
.با ما مخفيانه ارتباط برقرار ميکنه

263
00:27:50,690 --> 00:27:53,530
.دروازه‌ها قطعاً باز خواهند شد

264
00:27:54,940 --> 00:27:56,340
!فرمانده کل

265
00:27:59,760 --> 00:28:03,120
.نامسان تسليم شده

266
00:28:07,020 --> 00:28:09,680
نامسان، براي چي به اينجا اومدي؟

267
00:28:09,680 --> 00:28:15,200
.من بدستور اعلاحضرت اينجا اومدم تا تسليم بشم

268
00:28:16,360 --> 00:28:21,730
پادشاه گوگوريو تصميم گرفته تسليم بشه؟

269
00:28:21,730 --> 00:28:22,940
.بله

270
00:28:23,380 --> 00:28:27,400
.منو فرستاده تا به شما بگم

271
00:28:29,180 --> 00:28:30,830
.خوشحالم که اومدي

272
00:28:31,970 --> 00:28:36,480
!اين اتفاق بخاطر تو براي گوگوريو رخ داد

273
00:28:36,480 --> 00:28:40,750
اگه تو تسليم امپراطور تانگ نميشدي
... و درخواست کمک نميکردي

274
00:28:40,750 --> 00:28:44,540
.اين اتفاق نمي‌افتاد

275
00:28:44,540 --> 00:28:45,820
چي؟

276
00:28:45,820 --> 00:28:51,480
اين اتفاق افتاد چون تو و نامگون مرتکب
.خيانت شديد و ميخواستيد منو بکشيد

277
00:28:51,480 --> 00:28:53,870
چرا منو سرزنش ميکني؟

278
00:28:53,870 --> 00:28:55,740
!بس کنيد

279
00:28:57,430 --> 00:29:03,110
... اين اتفاق افتاد چون برادران بر سر قدرت جنگيدند و

280
00:29:03,110 --> 00:29:06,510
.و باعث تفرقه در دربار و احساسات عمومي شدند

281
00:29:06,960 --> 00:29:11,950
چرا هنوز اينو درک نميکنيد؟
هنوز هم همديگه رو سرزنش ميکنيد؟

282
00:29:14,160 --> 00:29:17,280
.هر دو رو ببريد

283
00:29:17,280 --> 00:29:18,440
.اطاعت، قربان

284
00:29:23,610 --> 00:29:29,530
.تاييد شده که پادشاه گوگوريو ميخواد تسليم بشه

285
00:29:29,890 --> 00:29:36,170
ما بايد اجازه بديم ارتش شيلا رهبري رو
.بدست بگيره و به قصر پيشروي بکنه

286
00:29:41,480 --> 00:29:49,090
حقيقت داره که نامسان رو براي تسليم فرستادين؟

287
00:29:49,090 --> 00:29:50,720
.بله

288
00:29:52,420 --> 00:29:54,550
.من به اون دستور دادم بره

289
00:29:54,550 --> 00:30:02,110
يه پادشاه چطور ميتونه دستوري
بده که منجر به سقوط کشور ميشه؟

290
00:30:02,780 --> 00:30:09,120
حت ياز موقعي که به سلطنت رسيدم
.براي 2 سال بازيچه دست مانگ نيجي بودم

291
00:30:09,120 --> 00:30:15,740
.حتي بعد از مرگ اون هم بوسيله پسرهاش کنترل شدم

292
00:30:16,770 --> 00:30:20,390
چطور ميتونم به خودم پادشاه بگم؟

293
00:30:21,530 --> 00:30:27,320
... به جايي اينکه تحت کنترل افراد مستبد باشم

294
00:30:28,230 --> 00:30:34,100
.تصميم گرفتم که از مرگ مردم بيگناه جلوگيري کنم

295
00:30:34,100 --> 00:30:35,580
چي؟

296
00:30:40,160 --> 00:30:42,670
.بيا جلو و منو بکش

297
00:30:42,670 --> 00:30:47,430
.منو بکش و سلطنت رو بگير

298
00:30:47,430 --> 00:30:52,370
.به هر حال موقعيت تو بالاتر از پادشاه هست

299
00:30:54,620 --> 00:30:57,100
.نميتوني اينکارو بکني

300
00:31:02,300 --> 00:31:06,470
.تو سعي کردي کشور ما رو به ارتش شيلا - تانگ بفروشي

301
00:31:06,470 --> 00:31:08,890
.تو ديگه پادشاه اين کشور نيستي

302
00:31:08,890 --> 00:31:12,820
.با دربار صحبت ميکنم که با تو چيکار کنم

303
00:31:13,310 --> 00:31:17,450
.اونو حبس کنيد و مراقبش باشيد

304
00:31:17,450 --> 00:31:18,760
.اطاعت، قربان

305
00:32:02,060 --> 00:32:07,610
.مانگ نيجي دستور داده من در معبد دعا کنم

306
00:32:07,610 --> 00:32:09,360
.دروازه رو باز کنيد

307
00:32:09,360 --> 00:32:13,320
.من چنين دستور نگرفتم

308
00:32:13,320 --> 00:32:18,160
تو يه کشيش بودايي هستي؟

309
00:32:18,160 --> 00:32:20,120
.همين خالا دروازه رو باز کنيد

310
00:32:22,520 --> 00:32:27,220
.اول بايد با مانگ نيجي صحبت کنم
.همينجا صبر کن

311
00:32:41,940 --> 00:32:43,690
!دروازه رو باز کنيد

312
00:32:51,240 --> 00:32:53,980
!اونها جاسوس شيلا هستند

313
00:33:19,170 --> 00:33:20,240
.بريم

314
00:33:22,940 --> 00:33:24,360
!دشمن اينجاست

315
00:33:26,810 --> 00:33:28,460
!دشمن اينجاست

316
00:34:29,300 --> 00:34:33,890
.بذار هيومسان و سربازاش اينجا بجنگند
.تو بايد به قصر پيشروي بکني

317
00:34:33,890 --> 00:34:35,150
.باشه

318
00:34:35,150 --> 00:34:39,620
.من فرستاده هيومسان هستم
.يانگدو، به قصر پيشروي کن

319
00:34:39,620 --> 00:34:43,620
.به قصر پيشروي کنيد

320
00:35:34,260 --> 00:35:36,650
.سربازان پيش مرگ دروازه رو باز کردن

321
00:35:36,650 --> 00:35:39,830
.دستور بديد حمله کنيم

322
00:35:39,830 --> 00:35:43,590
!حمله کنيد

323
00:35:51,170 --> 00:35:52,460
چي؟

324
00:35:52,950 --> 00:35:56,610
ارتش شيلا - تانگ به قصر حمله کردن؟

325
00:35:56,610 --> 00:35:58,940
.دروازه جنوبي باز شده

326
00:35:58,940 --> 00:36:03,250
.من همه اونها رو ميشکم

327
00:36:29,330 --> 00:36:31,590
!تو

328
00:36:31,590 --> 00:36:33,750
!عقب نشيني نکنيد

329
00:37:15,530 --> 00:37:18,770
.اون مانگ نيجي، نامگون ـه

330
00:37:19,860 --> 00:37:23,790
!اون خائن رو زنده دستگير کنيد

331
00:38:21,010 --> 00:38:22,700
... اي خدايان

332
00:38:23,940 --> 00:38:30,250
واقعاً گوگوريو رو رها کرديد؟

333
00:38:46,500 --> 00:38:52,200
چرا ميخوايد زندگيتون رو بگيريد؟

334
00:38:52,970 --> 00:39:00,070
تا وقتي که اعلاحضرت در مورد جرمتون
.از شما بازجويي نکنه نبايد بميريد

335
00:39:11,390 --> 00:39:18,130
!هورا

336
00:39:19,500 --> 00:39:21,330
!هورا

337
00:39:22,040 --> 00:39:24,020
!هورا

338
00:39:25,850 --> 00:39:28,220
!هورا

339
00:39:46,230 --> 00:39:50,350
اعلاحضرت، ارتش شيلا - تانگ
... پيونگ يانگ رو تصرف کرده و

340
00:39:50,350 --> 00:39:54,210
.و مانگ نيجي، نامگون زنده دستگير شده

341
00:39:55,630 --> 00:39:57,290
حقيقت داره؟

342
00:39:57,290 --> 00:40:04,560
شما بايد سريعاً به پيونگ يانگ بريد
.و پادشاه گوگوريو رو تسليم کنيد

343
00:40:06,500 --> 00:40:12,400
.من به پيونگ يانگ ميرم تا اونو تسليم کنم

344
00:40:15,320 --> 00:40:17,970
قصر گوگوريو

345
00:40:27,660 --> 00:40:38,080
من، بوجانگ مهر سلطنتي
... گوگوريو را به پادشاه شيلا و

346
00:40:40,500 --> 00:40:48,660
.و امپراطور تانگ تسليم ميکنم

347
00:40:50,480 --> 00:40:56,080
.لطفاً بخشنده باشيد و تسليم منو بپذيريد
(خوشم مياد اين کره‌اييها حاضر نيستن بگن تسليم چين شدن)

348
00:41:01,770 --> 00:41:10,710
... بوجانگ، تو قادر نبودي که افراد خائن رو از بين ببري و

349
00:41:10,710 --> 00:41:15,380
.و با ايجاد جنگ باعث قرباني شدن مردم شدي

350
00:41:15,380 --> 00:41:20,670
.اين جرمي ـه که قابل چشم پوشي نيست

351
00:41:22,330 --> 00:41:29,830
... اما مشخصي کردي که ميخواي تسليم بشي و

352
00:41:30,360 --> 00:41:34,500
.مانع مرگ مردم بيگناه بشي

353
00:41:34,990 --> 00:41:42,050
.من تسليم تو را مي‌پذيرم و جرمت رو مي‌بخشم

354
00:41:42,950 --> 00:41:54,240
.من واقعاً از بخشندگي شما سپاسگزارم

355
00:41:56,470 --> 00:42:07,090
من دعا ميکنم که شما سلطنت
.مسالمت آميزي داشته باشيد

356
00:42:14,560 --> 00:42:20,430
در ماه سپتامبر سال 668، پادشاه بوجانگ
... آخرين پادشاه گوگوريو

357
00:42:20,430 --> 00:42:26,010
تسليم ارتش شيلا - تانگ شد
.و گوگوريو سقوط کرد

358
00:42:27,000 --> 00:42:35,830
گوگوريو طي قرنها با کشورهاي
... قدرتمند دشت مرکزي جنگيد و

359
00:42:35,830 --> 00:42:42,310
حتي به تنهايي ارتش قدرتمند
.امپراطوري تانگ را شکست داد

360
00:42:42,310 --> 00:42:48,320
اما بعد از آنکه يونگه سومون در گذشت
... و پسرانش بر سر قدرت جنگيدند

361
00:42:48,320 --> 00:42:53,090
.دربار دچار تفرقه شد و احساسات عمومي برگشت

362
00:42:53,090 --> 00:43:01,160
در نهايت پيونگ يانگ به تصرف ارتش
.شيلا - تانگ در آمد و گوگوريو سقوط کرد

363
00:43:05,860 --> 00:43:08,010
قصر شيلا

364
00:43:10,610 --> 00:43:17,620
ما به اين خاطر تونستيم گوگوريو رو
... فتح کنيم که دائه گاکگان فروتني کردند و

365
00:43:17,620 --> 00:43:21,340
.هدف قرارداد شيلا - تانگ رو درک کردند

366
00:43:21,340 --> 00:43:26,070
.من عنوان اون رو به ته‌دائه گاکگان ارتقا ميدم

367
00:43:26,070 --> 00:43:34,780
.يه امتياز ويژه به اون ميدم
.لازم نيست که ديگه به من تعظيم بکنه

368
00:43:36,700 --> 00:43:45,820
من مفتخرم که شما به اين پيرمرد
.بخاطر تلاشش پاداش ميديد

369
00:43:45,820 --> 00:43:51,670
... من به فرماندهان و سربازان با توجه به شايستگي

370
00:43:51,670 --> 00:43:56,350
.پاداش و عنوان ميدم

371
00:43:56,740 --> 00:44:03,720
.من مردم رو عفو ميکنم و بدهي اونها رو مي‌بخشم

372
00:44:03,720 --> 00:44:09,790
دربار در ايجاد سلطنت
.مسالمت آميز به من کمک خواهد کرد

373
00:44:17,230 --> 00:44:23,270
به يوشين اين امتياز ويژه رو
.دادين که به شما تعظيم نکنه

374
00:44:23,270 --> 00:44:31,060
بين دايي‌هات تبعيض قائل شدي؟
.من حسوديم شده

375
00:44:33,450 --> 00:44:39,090
من ميتونم پادشاهي رو به اون
.بدم و پشيماني نخواهم داشت

376
00:44:40,100 --> 00:44:42,810
حالا ميفهم که منظور پدر چي بود
... وقتي که ميگفت حاضر هست

377
00:44:42,810 --> 00:44:50,920
.پادشاهي رو از دست بده اما دايي رو از دست نده

378
00:44:52,700 --> 00:45:03,120
وليعهد، وقتي به سلطنت رسيدي
.مشاوره ته‌دائه گاکگان رو به ياد داشته باش

379
00:45:03,120 --> 00:45:04,770
.بله، پدر

380
00:45:04,770 --> 00:45:12,280
خيلي خوب بود اگه پادشاه
.سابق زنده بود و اين روز رو ميديد

381
00:45:12,280 --> 00:45:19,240
.مطمئنم الان خيلي افتخار ميکنه

382
00:45:19,240 --> 00:45:21,730
.بله، همينطوره

383
00:45:22,340 --> 00:45:26,840
.دستاورد بزرگي بدست آورديد

384
00:45:27,840 --> 00:45:36,770
.اعلاحضرت، الان فقط پايه‌هاي اتحاد برقرار شده

385
00:45:36,770 --> 00:45:40,550
.سه پادشاهي بايد در مقابل امپراطور تانگ بايسته

386
00:45:40,550 --> 00:45:45,080
تنها زماني که اينکار رو انجام داديم و
... شيلا سه پادشاهي رو درآغوش گرفت

387
00:45:45,080 --> 00:45:51,300
.هدف پادشاه سابق واقعاً بدست مياد

388
00:45:53,280 --> 00:45:58,440
.من تسليم امپراطور تانگ نميشم

389
00:45:58,790 --> 00:46:05,200
.اين آرزوي پادشاه سابق و هدف واقعي اتحاد بود

390
00:46:09,400 --> 00:46:14,360
پادشاه بکجه تسليم شد و
.پادشاه گوگوريو هم همين کار رو کرد

391
00:46:14,360 --> 00:46:18,140
تنها چيزي که الان لازم داريم
... تسليم پادشاه شيلاست و

392
00:46:18,140 --> 00:46:22,590
اون موقع است که ميتوم اعلام کنم
.سه پادشاهي مستعمره تانگ ـه

393
00:46:22,590 --> 00:46:32,340
با توجه به تجربه من از شيلا
.ژنرالها و سربازن اونها خيلي وفادار هستند

394
00:46:32,900 --> 00:46:37,660
... اگه به جنگ براي تسليم شيلا بريد

395
00:46:37,660 --> 00:46:43,570
شورشيان بکجه و گوگوريو
.هم به اونها خواهند پيوست

396
00:46:43,570 --> 00:46:46,850
بايد يه دفتر حکومتي
... در پيونگ يانگ تاسيس کنيد و

397
00:46:46,850 --> 00:46:53,940
و شورشيان گوگوريو رو
.قبل از تسليم شيلا نابود کنيد

398
00:46:54,960 --> 00:46:57,650
.فکر کنم درست ميگي

399
00:46:58,260 --> 00:47:06,050
.سو رينگي، من 20 هزار سرباز به تو ميدم
.به پيونگ يانگ برو و به گوگوريو حکومت کن

400
00:47:06,050 --> 00:47:09,170
.بله، اعلاحضرت

401
00:47:13,060 --> 00:47:14,630
!دوک ينگ

402
00:47:18,780 --> 00:47:23,750
... چرا امپراطور داره به هدف قرارداد براي واگذاري

403
00:47:23,750 --> 00:47:26,470
سرنوشت سه پادشاهي به خودش خيانت ميکنه؟

404
00:47:26,470 --> 00:47:29,850
چرا داره در پيونگ يانگ دفتر حکومتي تاسيس ميکنه؟

405
00:47:29,850 --> 00:47:39,650
.تنها راه زنده ماند شيلا خدمت به سه پادشاهي ـه

406
00:47:39,650 --> 00:47:41,970
در مورد چي صحبت ميکنيد؟

407
00:47:41,970 --> 00:47:47,320
... اگه پادشاه شيلا به هدف قرارداد اصرار داره

408
00:47:47,650 --> 00:47:50,150
... و ميخواد سه پادشاهي رو نگه داره

409
00:47:50,500 --> 00:47:55,920
.امپراطور دستور ميدن تا ارتش، شيلا رو تصرف بکنه

410
00:47:55,920 --> 00:48:07,650
بايد تصميم بگيريد که ميخوايد
.خدمتکار تانگ باشيد يا شيلا

411
00:48:22,790 --> 00:48:27,190
امپراطور تانگ در پيونگ يانگ
... دفتر حکومتي تاسيس کرده و

412
00:48:27,190 --> 00:48:30,350
.و 20 هزار سرباز اونجا مستقر کرده

413
00:48:30,350 --> 00:48:37,160
بر اساس نامه اينمون
... بعد از سرکوبي شورشيان گوگوريو

414
00:48:37,860 --> 00:48:40,610
.اون به شيلا حمله ميکنه

415
00:48:42,890 --> 00:48:53,730
اگه من عليه تانگ اعلام جنگ کنم
خيانت به خواسته پدر نيست؟

416
00:48:54,270 --> 00:48:57,160
... امپراطور تانگ نيت واقعي خودش براي

417
00:48:57,160 --> 00:49:01,000
.مستعمره کردن سه پادشاهي رو نشان داده

418
00:49:01,340 --> 00:49:07,740
حتي اگه پادشاه سابق بود
.اون هم بر عليه تانگ اعلام جنگ ميکرد

419
00:49:13,800 --> 00:49:22,750
.من دوباره هدف قرارداد شيلا تانگ رو اعلام ميکنم

420
00:49:23,160 --> 00:49:27,650
سياست‌هاي سه پادشاهي در
.اختيار مردم سه پادشاهي خواهد بود

421
00:49:27,650 --> 00:49:31,920
... به عنوان فرمانرواي سه پادشاهي

422
00:49:32,330 --> 00:49:39,400
ميخوام سرزمين‌ها و مردم
. گوگوريو و بکجه رو در آغوش بگيرم

423
00:49:39,960 --> 00:49:43,410
.من قرارداد با تانگ رو فسخ ميکنم

424
00:49:43,410 --> 00:49:47,850
... ما در سابي و پيونگ يانگ سرباز مستقر ميکنم و

425
00:49:47,850 --> 00:49:51,420
.و ارتش تانگ رو از سه پادشاهي بيرون مي‌رانيم

426
00:49:52,020 --> 00:49:57,250
.اجازه نميدم کسي يا چيزي سه پادشاهي رو بخطر بندازه

427
00:49:57,250 --> 00:50:01,820
... به منظور محافظت از مردم سه پادشاهي

428
00:50:02,840 --> 00:50:05,500
.عليه تانگ اعلام جنگ ميکنم

429
00:50:05,500 --> 00:50:13,040
ما از فرمان شما اطاعت کرده
.و با ارتش تانگ مي جنگيم

430
00:50:15,880 --> 00:50:28,530
!به افتخار نبرد نيکو براي اتحاد سه پادشاهي

431
00:50:28,530 --> 00:50:31,470
!زنده باد

432
00:50:32,000 --> 00:50:35,000
:: IR-DL.COM ::

433
00:50:35,100 --> 00:50:43,000
:: IR-DL.COM ::

434
00:50:43,100 --> 00:50:53,000
:: IR-DL.COM ::

