1
00:00:06,000 --> 00:00:12,500
:: IR-DL.COM ::

2
00:00:16,000 --> 00:00:26,000
:: IR-DL.COM ::

3
00:00:32,770 --> 00:00:39,460
چرا داري از دستور سلطنتي سرپيچي ميکني
و ميخواي منجر به جنگ با امپراطور تانگ بشي؟

4
00:00:39,460 --> 00:00:43,840
فراموش کردي که من ارتش رو
... حرکت داده و بکجه رو تسليم کردم

5
00:00:43,840 --> 00:00:49,140
تا مردم رو از جنگ نجات بدم؟

6
00:00:49,140 --> 00:00:54,970
.من اين موضوع رو بهتر از هر کس ديگه‌اي ميدونم

7
00:00:54,970 --> 00:01:01,350
اما مردم بکجه با چشماي خودشون ديدند که
.خانوادشون بدست سربازاي تانگ کشته شدند

8
00:01:01,350 --> 00:01:06,850
.اونها به شيلا هم به عنوان دشمن نگاه مي‌کنند

9
00:01:06,850 --> 00:01:11,930
... اگه ما حمله نکنيم و ارتش تانگ رو بيرون نرانيم

10
00:01:11,930 --> 00:01:16,050
.مقاومت مثل آتش گسترده خواهد شد

11
00:01:16,050 --> 00:01:20,810
شما بايد به ارتش تانگ حمله کنيد
.قلب مردم بکجه رو بدست بياريد

12
00:01:20,810 --> 00:01:26,170
.اين راهه رسيدن به هدف تسخير بکجه است

13
00:01:26,890 --> 00:01:31,220
.لطفاً‌ پيشنهاد فرمانده رو در نظر بگيريد

14
00:01:31,220 --> 00:01:35,490
.لطفاً اونو در نظر بگيريد

15
00:01:36,480 --> 00:01:41,840
چرا فقط خشم رو در مقابل خودتون مي‌بينيد؟
نمي‌تونيد آينده دورتر رو ببينيد؟

16
00:01:43,870 --> 00:01:47,800
... اگر ما الان با ارتش تانگ بجنگيم

17
00:01:47,800 --> 00:01:53,860
شورشيان بکجه از اين فرصت
.براي حمله به ما استفاده ميکنند

18
00:01:53,860 --> 00:01:59,870
بعد از جنيگيدن با ارتش تانگ
.من اونها رو هم تسليم ميکنم

19
00:01:59,870 --> 00:02:02,500
.چقدر نا اميد کننده است

20
00:02:04,760 --> 00:02:09,670
بعد از اينکه شورشيان رو سرکوب
کردي، با گوگوريو چيکار ميکني؟

21
00:02:10,010 --> 00:02:15,180
واقعاً فکر ميکني که ارتش شيلا ميتونه
... ارتش قدرتمند گوگوريو رو تسليم بکنه و

22
00:02:15,180 --> 00:02:18,500
.پيونگ يانگ رو تصرف بکنه

23
00:02:22,200 --> 00:02:25,020
.اگه ما الان با ارتش تانگ بجنگيم

24
00:02:25,020 --> 00:02:33,100
بايد با گوگوريو، شورشيان
.بکجه و حتي وائه هم بجنگيم

25
00:02:33,100 --> 00:02:37,510
.ما محاصره شده و تنها خواهيم ماند

26
00:02:38,860 --> 00:02:44,610
به عنوان فرمانرواي شيلا من از
.شيلا و امنيت مردم مراقبت ميکنم

27
00:02:44,610 --> 00:02:49,730
وقتي که سرنوشت شيلا به
.خطر بيوفته من با تانگ نميجنگم

28
00:02:49,730 --> 00:02:53,460
پس اجازه ميدي که امپراطور
... تانگ براي اونجين حاکم بفرسته و

29
00:02:53,460 --> 00:02:57,240
بکجه رو مستعمره تانگ بکنه؟

30
00:02:57,240 --> 00:03:04,260
از اينکه امپراطور تانگ ميخواد
.سه پادشاهي رو تصرف بکنه خشمگين هستم

31
00:03:04,260 --> 00:03:08,830
... اما من از قراردادي پيروي ميکنم که در آن

32
00:03:08,830 --> 00:03:11,930
اتحاد سه پادشاهي بوسيله
.سه پادشاهي بدست مياد

33
00:03:11,930 --> 00:03:17,940
اگر ما فقط بخاطر فرستان حاکم
... توسط امپراطور تانگ با تانگ بجنگيم

34
00:03:17,940 --> 00:03:22,740
.بهانه ايي بدست اون ميديم تا قرارداد رو بشکنه

35
00:03:22,740 --> 00:03:29,840
ما توي تله استراتژي اونها
.براي حمله به شيلا ميوفتيم

36
00:03:34,990 --> 00:03:39,090
.من به عنوان پادشاه دستور ميدم

37
00:03:39,090 --> 00:03:43,510
.شيلا اول قرارداد رو نمي شکنه

38
00:03:43,510 --> 00:03:47,380
.ما با ارتش تانگ نخواهيم جنگيد

39
00:03:47,380 --> 00:03:52,650
... اگه دربار از اين دستور اطاعت نکنه

40
00:03:52,650 --> 00:04:01,410
هر کسي که با اين دستور مخالفت بکنه به
.عنوان خائن شناخته شده و اعدام خواهد شد

41
00:04:01,900 --> 00:04:05,960
.اينو فراموش نکنيد

42
00:04:39,710 --> 00:04:44,930
پدر، چرا درخواست دايي رو ازينجوري رد کرديد؟

43
00:04:44,930 --> 00:04:49,650
اون ممکنه اعتبارش به
.عنوان رهبر دربار رو از دست بده

44
00:04:49,650 --> 00:04:55,650
.مسير فرمانروايي متفاوت از مسير خدمتگزارن هست

45
00:04:55,650 --> 00:04:58,990
قضاوت اشتباه يه خدمتگزار
... ميتونه با اخراج اون اصلاح بشه

46
00:04:58,990 --> 00:05:03,060
اما قضاوت اشتباه فرمانروا
.ميتونه منجر به سقوط کشور بشه

47
00:05:03,060 --> 00:05:07,930
ممکنه که ديگه فرصتي براي
.جبران اشتباه نداشته باشه

48
00:05:07,930 --> 00:05:16,380
گاهي اوقات فرمانروا بايد خدمتگزار رو مجازات بکنه
... حتي اگر مشاوره اون از وفاداري زيادش باشه

49
00:05:16,380 --> 00:05:21,710
و گاهي اوقات هم بايد به افراد
.چاپلوس بابت چاپلوسي پاداش بده

50
00:05:24,640 --> 00:05:32,620
وقتي که به پادشاهي برسي
.زماني ميرسه که بايد تصميم بگيري

51
00:05:32,620 --> 00:05:38,810
.تو بايد آينده دورتري رو نسبت به درباريان ببيني

52
00:05:39,250 --> 00:05:42,580
.اينو بخاطر بسپار

53
00:05:43,270 --> 00:05:46,310
... اگه ما از حکمراني اونجين چشم پوشي کنيم

54
00:05:46,310 --> 00:05:49,530
.يعني قبول کرديم که بکجه مستعمره تانگ بشه

55
00:05:49,530 --> 00:05:55,600
.شيلا فقط بعد از پاکسازي ارتش تانگ تصفيه ميشه

56
00:05:55,940 --> 00:05:58,390
دربار بايد از انتصاب حکمران
... براي اونجين جلوگيري بکنه

57
00:05:58,390 --> 00:06:00,160
حتي اگر مجبور باشيم
.که همه وزراء استعفا بدن

58
00:06:00,160 --> 00:06:06,190
.اعلاحضرت در اين مورد خيلي مصمم هست
ما چطور ميتونيم از دستور سلطنتي اطاعت نکنيم؟

59
00:06:06,190 --> 00:06:14,390
فراموش کرديد که پسران
شما براي چي کشته شد؟

60
00:06:14,730 --> 00:06:19,690
.اونها زندگيشون رو بخاطر هدفشون دادن
شما ميخوايد که اين هدف رو رها کنيد؟

61
00:06:22,230 --> 00:06:27,120
.اما ما نميتونيم از دستور سلطنتي اطاعت نکنيم

62
00:06:27,120 --> 00:06:33,230
.ما بايد از خواسته هاي اعلاحضرت پيروي کنيم

63
00:06:33,230 --> 00:06:34,860
.درسته، فرمانده

64
00:06:34,860 --> 00:06:39,940
ما براي جنگ با شورشيان
.بکجه به ارتش تانگ نياز داريم

65
00:06:41,070 --> 00:06:46,990
بکجه فقط بخاطر آمدن يه حاکم
.مستعمره تانگ نخواهد شد

66
00:06:47,550 --> 00:06:51,220
چرا دربار شيلا اينقدر ضعيف شده؟

67
00:06:51,220 --> 00:06:57,280
ما اينجا هستيم تا از پادشاه
.پشتيباني کنيم تا حاکم خوبي باشه

68
00:06:57,280 --> 00:07:03,920
نه اينکه دور و ور ايشان چاپلوسي
!کنيم و مقام بدست بياريم

69
00:07:05,560 --> 00:07:07,520
... به عنوان رهبر دربار

70
00:07:07,520 --> 00:07:14,050
اجازه نميدم امپراطور تانگ
.بکجه رو مستعمره خودش بکنه

71
00:07:14,550 --> 00:07:19,800
من به اعلاحضرت يادآوري
.خواهم کرد که هدف ما چيه

72
00:07:20,580 --> 00:07:23,760
سربازان جوان زيادي کشته
.شدند تا بکجه تسخير بشه

73
00:07:23,760 --> 00:07:30,810
.اجازه نميدم مرگ اون سربازان وفادار به هدر بره

74
00:07:33,800 --> 00:07:35,780
قصر تانگ

75
00:07:36,490 --> 00:07:42,040
.من تو رو به عنوان حاکم اونجين منصوب ميکنم

76
00:07:42,040 --> 00:07:45,150
... بايد شورشيان بکجه رو سرکوب کرده و

77
00:07:45,150 --> 00:07:50,910
و مطمئن بشي که مردم
.بکجه به من وفادار ميشن

78
00:07:50,910 --> 00:07:58,360
دليل اينکه بکجه رو مستمره تانگ
.ميکنم اينه که گوگوريو رو تسليم کنم

79
00:07:58,360 --> 00:08:01,570
از ذخاير نظامي که از بکجه
... بدست آمده، استفاده کن و

80
00:08:01,570 --> 00:08:08,600
.و مردم بکجه رو آماده نبرد با گوگوريو بکن

81
00:08:08,600 --> 00:08:16,270
.من وظايفم به عنوان حاکم رو انجام خواهم داد

82
00:08:19,390 --> 00:08:22,530
... بعد از آنکه پادشاه يوجا تسليم شد

83
00:08:22,530 --> 00:08:28,770
پادشاه گونژونگ بکجه را به 5 ايالت تقسيم
.کرده و براي هر کدام حاکم منصوب کرد

84
00:08:28,770 --> 00:08:38,170
به عنوان حاکم اونجين که شامل سابي
.و اونجين ميشد، او وانگ وندو را منصوب کرد

85
00:08:38,680 --> 00:08:42,210
از آنجايي که ليو رن يوآن
... در سابيسونگ مستقر شد

86
00:08:42,210 --> 00:08:47,860
اين يک اعلان بود که بکجه
.تحت فرمانروايي تانگ است

87
00:08:47,860 --> 00:08:52,980
.شما راه طولاني اومديد

88
00:08:52,980 --> 00:08:57,210
.امپراطور در مورد وضعيت اينجا نگران بود

89
00:08:57,210 --> 00:08:58,950
اوضاع چطوره؟

90
00:08:58,950 --> 00:09:03,800
شورشيها هنوز مقاومت ميکنند اما
.بزودي اونها رو سرکوب خواهيم کرد

91
00:09:03,800 --> 00:09:09,800
.کيم يوشين بخاطر ضد تانگ بودنش دردسر بزرگي ـه

92
00:09:09,800 --> 00:09:12,910
.شنيدم. نگران نباشيد

93
00:09:12,910 --> 00:09:20,840
اگه جرات بکنه در مقابل امپراطور قرار بگيره، سر
.اونو قطع ميکنم تا درس عبرتي براي ديگران بشه

94
00:09:23,030 --> 00:09:28,370
.کنترل اوضاع خيلي آسان نيست

95
00:09:28,370 --> 00:09:35,050
.بعداً صحبت خواهيم کرد
.شما بايد اول با پادشاه شيلا ملاقات کنيد

96
00:09:47,330 --> 00:09:55,480
من هر طور که بشه شما رو حمايت
.ميکنم تا هدف قرارداد حفظ بشه

97
00:09:55,480 --> 00:10:01,720
اميدوارم که شما مردم بکجه رو آروم کرده
.و احساسات عمومي رو بدست بياريد

98
00:10:01,720 --> 00:10:06,610
شنيدم مخالفين زيادي در
... دربار شيلا وجود داره که

99
00:10:06,610 --> 00:10:08,840
.نيت امپراطور موجب سوءتفاهم براي اونها شده

100
00:10:08,840 --> 00:10:13,820
.از استقبال گرم شما سپاسگزارم

101
00:10:13,820 --> 00:10:25,800
اگه سربازاي تانگ به قتل و غارت
.ادامه بدن، من شما رو مسئول ميدونم

102
00:10:26,170 --> 00:10:29,850
.بنظر مياد اشتباه ميکنيد

103
00:10:29,850 --> 00:10:36,840
من گزارشي دريافت نکردم
.که سربازاي ما غارتگري کنند

104
00:10:36,840 --> 00:10:41,760
چرا داريد اينو انکار مي‌کنيد؟

105
00:10:41,760 --> 00:10:48,070
اين موضوع دليل اعتماد نکردن
.دربار شيلا به ارتش تانگ هست

106
00:10:48,070 --> 00:10:51,080
.وليعهد، عجول نباشيد

107
00:10:51,750 --> 00:11:00,440
.حاکم وانگ، شما راه طولاني رو اومديد
.بايد يه خرده استراحت بکنيد

108
00:11:01,570 --> 00:11:07,740
امپراطور تانگ با فرستادن حاکم
.اعلان ميکنه که بکجه مستعمره تانگ هست

109
00:11:09,110 --> 00:11:12,650
.نبايد اجازه چنين کاري رو بديم

110
00:11:12,650 --> 00:11:16,340
.اونها احتمالاً نگران هستند که ما حمله بکنيم

111
00:11:16,340 --> 00:11:23,250
مطمئنم که اونها تشريفات انتصاب
.حکمران ساميون سانسوگ رو برگزار ميکنند

112
00:11:23,250 --> 00:11:30,170
ما بايد هر طور شده از اين موضوع جلوگيري کرده
. و از شجاعت نيروهاي متفق رو بکاهيم

113
00:11:58,190 --> 00:11:59,680
کي اونجاست؟

114
00:11:59,680 --> 00:12:02,350
!سگ شکاري تانگ رو بکشيد

115
00:12:02,350 --> 00:12:05,880
!از حاکم محافظت کنيد

116
00:12:44,340 --> 00:12:46,360
.سربازان شيلا دارن ميان

117
00:12:47,610 --> 00:12:49,680
.اونها بايد نيروهاي کمکي باشند

118
00:13:10,980 --> 00:13:12,390
!حاکم

119
00:13:18,020 --> 00:13:20,340
!سربازان بکجه

120
00:13:20,340 --> 00:13:25,760
... شيلا و بکجه براي مدتي طولاني دشمن بودن

121
00:13:25,760 --> 00:13:31,870
اما مردم آنها براي هزار سال
.شهروند سه پادشاهي هستند

122
00:13:31,870 --> 00:13:36,990
... به عنوان يک ژنرال سه پادشاهي

123
00:13:36,990 --> 00:13:42,390
.اجازه نميدم تانگ بکجه رو مستعمره خودش بکنه

124
00:13:42,810 --> 00:13:46,450
... پادشاه يوجا ممکنه که تسليم شده باشه

125
00:13:46,450 --> 00:13:55,140
اما من با وفاداري شما در مقابل
.امپراطور تانگ خواهم ايستاد

126
00:13:55,520 --> 00:14:01,640
ما ممکنه که بعدها به
... عنوان دشمن باهم بجنگيم

127
00:14:01,640 --> 00:14:10,140
اما به عنوان يه شهروند سه پادشاهي
.الان با شما هدف مشترکي دارم

128
00:14:12,100 --> 00:14:13,790
.بريم

129
00:14:23,670 --> 00:14:27,960
حاکم وانگ و همه محافظانش کشته شدند؟

130
00:14:27,960 --> 00:14:31,060
چطور چنين اتفاقي افتاده؟

131
00:14:31,060 --> 00:14:36,370
.اونها در کمين شورشيان بکجه افتادن

132
00:14:36,370 --> 00:14:43,340
شايعاتي وجود داره که کيم يوشين
.هم در اين قضيه حضور داشته

133
00:14:43,340 --> 00:14:46,090
چي؟ يوشين؟

134
00:14:46,090 --> 00:14:47,650
.بله

135
00:14:47,650 --> 00:14:51,790
.اجازه بديد تحقيق کنيم

136
00:14:51,790 --> 00:14:53,370
.اين درخواست زياده رويه

137
00:14:53,370 --> 00:14:58,920
اجازه نميدم ارتش تانگ رهبر دربار
.شيلا رو بخاطر يه شايعه متهم بکنه

138
00:14:58,920 --> 00:15:06,380
اگه ما در مورد سوءظن به
... رهبر دربار شما به امپراطور بگيم

139
00:15:06,380 --> 00:15:11,710
.ايشان ممکنه که به قرارداد پايبند باقي نمونه

140
00:15:11,710 --> 00:15:18,420
امپراطور تانگ نظرات درباريان شيلا رو
.ناديده گرفته و حاکم فرستاد

141
00:15:18,420 --> 00:15:23,210
دربار مخالفت کرد اما من اجازه ندادم
.مخالفتي با هدف قرارداد ايجاد بشه

142
00:15:23,210 --> 00:15:30,650
اما اگه شما بخوايد درگير بازجويي از
.کيم يوشين شويد من ساکت نمي نشينم

143
00:15:32,330 --> 00:15:37,930
شما بخاطر سرگرم بودن به غارتگري
.نتونستيد شورشيان رو سرکوب کنيد

144
00:15:37,930 --> 00:15:44,870
بعد از اينکه شما رو مسئول اين
... اتفاق براي حاکم وانگ قرار دادم

145
00:15:44,870 --> 00:15:47,590
.در مورد حقيقت تحقيق خواهم کرد

146
00:15:47,590 --> 00:15:49,790
... اعلاحضرت، چرا

147
00:15:49,790 --> 00:15:57,010
من نميخوام اين اتفاق باعث از
... دست رفتن اعتبار دربار تانگ يا

148
00:15:57,010 --> 00:15:59,860
.يا احساسات عمومي متزلزل بشه

149
00:15:59,860 --> 00:16:06,950
بايد بذاري اين قضيه آروم حل
.بشه تا از اتفاق جلوگيري کنيد

150
00:16:11,770 --> 00:16:14,630
.من از خدمتکارها پرسيدم

151
00:16:14,630 --> 00:16:21,640
وقتي که به حاکم وانگ حمله شد
.فرمانده اونجا بوده

152
00:16:22,220 --> 00:16:29,620
چرا ... چرا اون از من اطاعت نميکنه؟

153
00:16:30,200 --> 00:16:35,190
.اعلاحضرت، شما بايد اين قضيه رو ناديده بگيريد

154
00:16:35,190 --> 00:16:37,870
... ژنرال ليو ميخواد گزارش بده که

155
00:16:37,870 --> 00:16:45,650
حاکم وانگ بخاطر سفر دريايي طولاني
.مريض شده و ناگهان فوت کرده

156
00:16:48,310 --> 00:16:50,960
.همين الان فرمانده رو بياريد

157
00:16:51,470 --> 00:16:55,470
چر اينکارو کرديد؟

158
00:16:55,470 --> 00:17:00,250
ممکنه اعلاحضرت و دربار اعتمادشون
.به شما رو بخاطر اينکار از دست بدن

159
00:17:00,250 --> 00:17:06,750
من فقط وظيفه ام براي
.تسخير بکجه رو انجام دادم

160
00:17:06,750 --> 00:17:14,270
تنها افسوس من اينه که نتونستم سر اونو
.قطع کرده و براي امپراطور تانگ بفرستم

161
00:17:14,900 --> 00:17:21,420
حتي اگه اعلاحضرت منو مجازات
.بکنه من از اينکار  پشيمان نميشوم

162
00:17:21,420 --> 00:17:23,230
.دايي

163
00:17:23,230 --> 00:17:24,560
.پدر

164
00:17:26,910 --> 00:17:29,810
.اعلاحضرت شما رو احضار کرده

165
00:17:34,920 --> 00:17:38,480
.من ميخواستم با تو نوشيدني بخورم

166
00:17:38,480 --> 00:17:42,060
.اجازه بده برات مشروب بريزم

167
00:17:47,010 --> 00:17:54,310
چرا در مورد وانگ وندو از من نميپرسيد؟

168
00:17:54,730 --> 00:17:59,570
... مرگ اون آرزوي مردم سه پادشاهي بود که

169
00:17:59,570 --> 00:18:02,900
.نميخواستن سه پادشاهي مستعمره تانگ بشه

170
00:18:02,900 --> 00:18:06,370
.تو از غرور مردم محافظت کردي

171
00:18:06,370 --> 00:18:10,560
چطور ميتونم بخاطر اين کار تو رو مجازات کنم؟

172
00:18:10,560 --> 00:18:13,410
.ميخوام از اين موضوع چشم پوشي کنم

173
00:18:13,750 --> 00:18:14,960
.اعلاحضرت

174
00:18:14,960 --> 00:18:20,620
.ديگه نبايد با ارتش تانگ درگير شويد

175
00:18:20,620 --> 00:18:24,490
.امپراطور تانگ يه حاکم ديگه ميفرسته

176
00:18:24,490 --> 00:18:27,640
... اگه هر وقت که اونها ميان شما اونها رو بکشيد

177
00:18:27,640 --> 00:18:34,440
تنها باعث ايجاد بهانه اي ميشويد
.که امپراطور تانگ به شيلا حمله بکنه

178
00:18:34,440 --> 00:18:36,980
.اين بايد آخرين بار باشه

179
00:18:36,980 --> 00:18:47,030
اگه دوباره ار دستور سلطنتي
.سرپيچي کني، بايد تو رو مجازات بکنم

180
00:18:52,520 --> 00:18:58,430
.بکجه رو ترک کن و به سورابول برگرد

181
00:18:58,430 --> 00:19:01,760
ميخوايد منو رها کنيد؟

182
00:19:01,760 --> 00:19:03,730
.البته که نه

183
00:19:03,730 --> 00:19:09,670
من بدون تو نميتونستم آرزوي متحد
.کردن سه پادشاهي رو داشته باشم

184
00:19:09,670 --> 00:19:16,250
من هرگز اطمينان ندارم که
.در آينده گوگوريو رو تسليم کنيم

185
00:19:16,250 --> 00:19:19,380
چطور ميتونم تو رو رها کنم؟

186
00:19:19,380 --> 00:19:25,670
فقط من نيستم که به تو نياز دارم
.بلکه مردم سه پادشاهي به تو نياز دارند

187
00:19:25,670 --> 00:19:28,050
... پس چرا

188
00:19:28,050 --> 00:19:38,060
يه کم استراحت کن و براي آماده سازي
.حمله به گوگوريو سرباز آموزش بده

189
00:19:38,060 --> 00:19:42,450
من از تو ميخوام که براي هدف
.بزرگتري برگردي، پس اشتباه برداشت نکن

190
00:19:43,490 --> 00:19:48,390
.بذار يه خرده مشروب بزنيم به رگ

191
00:19:48,390 --> 00:19:54,190
.يه خرده مشروب بزنيم تا سوءتفاهمات رفع بشه

192
00:20:07,180 --> 00:20:10,470
... بعد از اينکه پادشاه يوجا تسليم شد

193
00:20:10,470 --> 00:20:15,920
انقلاب براي احياي بکجه که
... بوسيله بوکسن و دوچيم رهبري ميشد

194
00:20:15,920 --> 00:20:21,190
به شدت با حمايت مردم روبرو
.شد و به سرعت گسترش يافت

195
00:20:21,830 --> 00:20:25,970
ارتش احيا شده به حد کافي قدرتمند شده بود تا
...به سابيسونگ همله کرده و آنجا را محاصره کند

196
00:20:25,970 --> 00:20:28,960
.که ليو رن يوآن از آن دفاع ميکرد

197
00:20:29,420 --> 00:20:35,300
،ارتش احيا شده بو يوپونگ
... پسر پادشاه يوجا را درخوست کرد که

198
00:20:35,300 --> 00:20:39,450
.در وائه زندگي ميکرد تا سرنوشت بکجه را احيا کند

199
00:20:41,080 --> 00:20:45,780
در آن زمان ملکه کويوکو دوباره
... بر تخت سلطنت نشسته بود

200
00:20:45,780 --> 00:20:49,920
.بعد از آنکه امپراطور کوتوکو فوت کرده بود

201
00:20:50,530 --> 00:20:54,120
.وائه ارتباط نزديکي با بکجه داشت

202
00:20:54,120 --> 00:20:59,950
خانواده سلطنتي و دربار وائه وقتي
.که بکجه سقوط کرد شوکه شدند

203
00:21:01,360 --> 00:21:05,690
ارتش احيا شده بکجه درخواست
... کردند که شاهزاده بو يوپونگ

204
00:21:05,690 --> 00:21:07,890
.همره با نيروي کمکي به بکجه برگردد

205
00:21:09,360 --> 00:21:14,160
.خانواده سلطنتي بکجه سقوط کرده
ما بايد چيکار کنيم؟

206
00:21:14,160 --> 00:21:17,650
ارتش شيلا-تانگ ارتش احيا
... شده رو سرکوب ميکنه و

207
00:21:17,650 --> 00:21:21,970
.و با عوبر از اقيانوس به ما حمله ميکنه

208
00:21:21,970 --> 00:21:25,230
.سقوط بکجه ما رو تحت تاثير قرار ميده

209
00:21:25,230 --> 00:21:29,970
سرنوشت ما ميتونه به کمک به
.احياي دوباره بکجه وابسته باشه

210
00:21:29,970 --> 00:21:39,370
من چند روزه قايقهايي خوام ساخت تا
.سربازان و مواد غذايي رو جابجا بکنند

211
00:21:39,370 --> 00:21:45,030
شما بايد شاهزاده بو يوپونگ رو بفرستيد
... تا خانواده سلطنتي رو احيا کرده و

212
00:21:45,030 --> 00:21:48,120
.و به ارتش احيا شده کمک بکنه

213
00:21:51,680 --> 00:21:57,720
.وائه بايد بدونه که شاهزاده ميخواد چه کاري بکنه

214
00:21:59,020 --> 00:22:02,570
.بو يوپونگ رو بياريد

215
00:22:06,510 --> 00:22:10,860
ارتش احيا شده بکجه
.درخواست کرده که تو برگردي

216
00:22:12,020 --> 00:22:19,730
اگه تو ميخواي که احياي دوباره بکجه رو
.رهبري کني، من تو رو به بکجه ميفرستم

217
00:22:20,120 --> 00:22:25,310
اگر بخواي اينجا بموني
.هم مشکلي نخواهي داشت

218
00:22:26,210 --> 00:22:31,990
تصميم بگير که به بکجه ميري يا اينجا ميماني؟

219
00:23:18,950 --> 00:23:21,710
**احياي بکجه**
... کشور من سقوط کرده

220
00:23:22,230 --> 00:23:26,970
.و خانواده سلطنتي از بين رفته

221
00:23:27,370 --> 00:23:31,630
من چطور ميتونم به امنيت خودم فکر کنم؟

222
00:23:32,300 --> 00:23:34,380
.من ميخوام هرچه زودتر به بکجه برم

223
00:23:34,380 --> 00:23:39,420
من ارتش شيلا-تانگ رو
.تسليم کرده و بکجه رو احيا ميکنم

224
00:23:41,330 --> 00:23:44,630
.من با وفاداري قول ميدم

225
00:23:44,970 --> 00:23:50,210
.من به تو سرباز و سلاح ميدم

226
00:23:50,940 --> 00:23:54,530
.به بکجه برگرد و با ارتش شيلا-تانگ مبارزه کن

227
00:23:55,010 --> 00:23:59,070
.ما 2 هزار قايق داريم تا سربازان و غذا منتقل کنند

228
00:23:59,070 --> 00:24:04,690
.من براي احياي بکجه نيروي کمکي ميفرستم

229
00:24:05,310 --> 00:24:08,740
.از شما ممنونم

230
00:24:11,470 --> 00:24:18,610
سربازان بکجه، وقتي که شاهزاده يوپونگ
.برگردند، خانواده سلطنتي رو احيا خواهند کرد

231
00:24:18,610 --> 00:24:24,830
ايشان مردم رو از دست ارتش
.شيلا-تانگ نجات خواهند داد

232
00:24:24,830 --> 00:24:32,550
ما قبل از برگشتن ايشان به
.سابيسونگ پيشروي ميکنيم

233
00:24:32,550 --> 00:24:43,610
ما قصر رو پس مي‌گيرم تا
.شاهزاده يوپونگ بتونه تاجگذاري بکنه

234
00:24:43,610 --> 00:24:49,000
!پادشاه بکجه هورا
!هورا! هورا

235
00:24:49,000 --> 00:24:52,600
!هورا! هورا! هورا

236
00:24:55,720 --> 00:25:01,550
.شورشيان بکجه سابيسونگ رو محاصره کردن
.اونها دارن به ارتش تانگ حمله ميکنند

237
00:25:01,550 --> 00:25:08,500
اگه الان نيروي کمکي نفرستيم
.اونها سابيسونگ رو از دست ميدن

238
00:25:08,500 --> 00:25:14,130
پدر، از دايي بخواهيد برگردن
.و سابيسونگ رو نجات بدن

239
00:25:15,000 --> 00:25:18,940
.يوشين بايد از شيلا در مقابل گوگوريو دفاع بکنه

240
00:25:18,940 --> 00:25:21,830
ما بايد چيکار کنيم؟

241
00:25:21,830 --> 00:25:26,410
من ارتش رو فرماندهي کرده و
.ارتش تانگ در سابي رو نجات ميدم

242
00:25:26,410 --> 00:25:29,900
.آماد شويد که با من بريم

243
00:25:31,310 --> 00:25:36,660
اعلاحضرت، ارتش بکجه
... سابيسونگ رو محاصره کرده و

244
00:25:36,660 --> 00:25:39,830
.داره به ارتش تانگ حمله ميکنه

245
00:25:39,830 --> 00:25:47,230
شيلا نيروهاي خودش را سابي متمرکز خواهد
.کرد. اين بهترين فرصت براي حمله به شيلا است

246
00:25:47,230 --> 00:25:53,020
اگر در حالي که به شيلا حمله
ميکنيم تانک به يودنگسو حمله بکنه، چي؟

247
00:25:53,020 --> 00:26:00,960
امپراطور تانگ بکجه رو تسليم کرده
.تا از جنوب به پيونگ يانگ حمله بکنه

248
00:26:00,960 --> 00:26:05,530
من در مورددر مورد حمله ارتش
.شيلا-تانگ به پيونگ يانگ نگرانم

249
00:26:05,530 --> 00:26:11,690
اگه تانگ به يودونگسو حمله بکنه
.ما مشکيلي نخواهيم داشت

250
00:26:13,170 --> 00:26:17,950
من مشاوره تو رو در نظر گرفته
.و دستور حمله به شيلا ميدم

251
00:26:31,460 --> 00:26:34,480
چيلجون سونگ شيلا

252
00:26:34,480 --> 00:26:36,860
.اون ارتش گوگوريو هستش

253
00:26:45,860 --> 00:26:48,790
.بگو که همه آريش جنگي بگيرن

254
00:26:48,790 --> 00:26:52,430
.يه پيک به دربار بفرست

255
00:26:52,850 --> 00:26:59,740
.از اينکه با تو هستم احساس ميکنم در رويا هستم

256
00:27:03,180 --> 00:27:07,810
از اينکه با من هستي خوشحال نيستي؟

257
00:27:08,560 --> 00:27:14,130
ميدونم که خيلي خوش شانس هستم
.که در اين سن همسري مثل تو دارم

258
00:27:14,440 --> 00:27:25,230
اما نميتونم صورت سربازاني که در
.جنگ کشته شدند رو فراموش بکنم

259
00:27:25,230 --> 00:27:31,970
.دائم دارم ناله هاي اونها رو مي شنوم

260
00:27:31,970 --> 00:27:38,890
شما زندگيتون رو در ميدان جنگ
.سپري کردين تا از شيلا محافظت کنين

261
00:27:38,890 --> 00:27:44,580
.اين تقدير شما به عنوان يه ژنرال هست

262
00:27:44,580 --> 00:27:48,810
.تو اون بار سنگين رو از روي قلب من برداشتي

263
00:27:49,700 --> 00:27:56,330
.شرمنده ام که نميتونم کاري براي تو انجام بدم

264
00:28:04,820 --> 00:28:12,630
.ميدونم که چقدر نگران هستيد

265
00:28:13,040 --> 00:28:20,240
بعد از تسليم گوگوريو و
... بيرون راندن ارتش تانگ

266
00:28:20,240 --> 00:28:24,780
.ميخوام کل وقتم رو با تو سپري کنم

267
00:28:25,160 --> 00:28:29,110
.فقط تا اون موقع تحمل کن

268
00:28:30,130 --> 00:28:31,540
.پدر

269
00:28:35,950 --> 00:28:37,250
چي شده؟

270
00:28:37,250 --> 00:28:41,100
.ارتش گوگوريو به چيلجون سونگ حمله کرده

271
00:28:41,100 --> 00:28:42,600
چي؟

272
00:28:44,480 --> 00:28:47,010
.من همين الان بايد به چيلجون سونگ برم

273
00:28:47,010 --> 00:28:48,490
اين موضوع رو به اعلاحضرت گزارش داديد؟

274
00:28:48,490 --> 00:28:52,420
اعلاحضرت به سابيسونگ رفتند
... تا به ارتش تانگ کمک بکنند که

275
00:28:52,420 --> 00:28:55,690
.بوسيله شورشيان بکجه محاصره شدن

276
00:28:58,080 --> 00:29:05,250
سام وانگ، برو پيش اعلاحضرت
.و درخواست نيروي کمکي بکن

277
00:29:05,250 --> 00:29:06,810
.وقت زيادي نداريم
.عجله کن

278
00:29:06,810 --> 00:29:08,260
.باشه، پدر

279
00:29:09,350 --> 00:29:15,020
نيروي پيش آهنگ رو بردار و ببين
.وضعيت در چيلجون سونگ چطوره

280
00:29:15,020 --> 00:29:18,790
.اونها بايد تا رسيدن نيروهاي کمکي دفاع کنند

281
00:29:18,790 --> 00:29:20,940
.اطاعت، قربان

282
00:29:28,720 --> 00:29:33,010
شورشيان بکجه دارن به ديوار
.جنوبي سابيسونگ حمله ميکنن

283
00:29:33,010 --> 00:29:39,560
اگه به اون سمت بريم ميتونيم از پشت
.به اونها حمله کنيم و به پيروزي برسيم

284
00:29:41,070 --> 00:29:43,690
.فکر کنم حق با تو باشه

285
00:29:43,690 --> 00:29:46,460
.من بايد فرماندهي کنم تا سربازها جرات پيدا کنند

286
00:29:46,460 --> 00:29:49,370
.وظيفتون رو خوب انجام بديد

287
00:29:49,370 --> 00:29:55,780
،بخاطر حضور شما در اينجا
.سربازها خيلي روحيه بالايي دارن

288
00:29:57,840 --> 00:29:59,620
.اعلاحضرت

289
00:30:03,210 --> 00:30:06,020
.شما بايد به سورابول برگرديد
اينجا چيکار ميکنيد؟

290
00:30:06,020 --> 00:30:09,450
.ارتش گوگوريو به چيلجون سونگ حمله کرده

291
00:30:09,450 --> 00:30:14,950
.فرمانده درخواست نيروي کمکي کرده

292
00:30:16,970 --> 00:30:21,890
ما بايد ارتش خودمون رو برگردانده
. و به چيلجون سونگ بريم

293
00:30:22,690 --> 00:30:25,960
... اگه ما به سابيسونگ نريم

294
00:30:25,960 --> 00:30:30,100
شورشيان سابيسونگ رو تصرف
.کرده و ارتش تانگ نابود خواهد شد

295
00:30:30,100 --> 00:30:35,500
من ارتش رو به سمت چيلجون سونگ
.رهبري ميکنم. اجازه اين کار رو بديد

296
00:30:35,500 --> 00:30:36,860
.نميتونم اينکارو بکنم

297
00:30:36,860 --> 00:30:44,110
اگه ما نيروها رو تقسيم کنيم نميتونيم
.سابيسونگ يا چيلجون سونگ رونجات بديم

298
00:30:44,110 --> 00:30:48,490
.من تصميم ميگيرم که کدام رو نجات بديم

299
00:30:49,180 --> 00:30:52,530
.چيلجون سونگ يه قلعه استراتژيک هست

300
00:30:52,530 --> 00:30:54,920
... اگه راتش گوگوريو چيلجون سونگ رو بگيره

301
00:30:54,920 --> 00:30:58,150
همه قلعه هاي جنوب
.جونگ نيونگ سقوط خواهند کرد

302
00:30:58,150 --> 00:31:02,560
.دفاع از چيلجون سونگ الان مهمتره

303
00:31:08,520 --> 00:31:10,840
سابيسونگ

304
00:31:20,200 --> 00:31:22,310
!تير بياريد

305
00:31:22,310 --> 00:31:25,560
.ما بايد تا رسيدن ارتش شيلا از قلعه دفاع کنيم

306
00:31:27,710 --> 00:31:30,350
.ما بزودي دروازه رو باز ميکنيم

307
00:31:30,350 --> 00:31:32,770
!حمله کنيد

308
00:31:32,770 --> 00:31:35,150
.ژنرال، ارتش شلا اينجاست

309
00:31:35,150 --> 00:31:36,460
چي؟

310
00:31:47,320 --> 00:31:51,790
اونها بايد به چيلجون سونگ
رفته باشن. اينجا چيکار ميکنن؟

311
00:31:51,790 --> 00:31:55,200
!شورشيان رو سرکوب کنيد

312
00:31:59,380 --> 00:32:02,470
.ما بايد عقب نشيني کنيم

313
00:32:06,070 --> 00:32:08,440
!عقب نشيني کنيد

314
00:32:23,610 --> 00:32:26,980
.وقتي باقي نمونده. بايد عجله کنيم

315
00:32:26,980 --> 00:32:28,510
!پدر

316
00:32:30,130 --> 00:32:31,630
.پدر

317
00:32:34,520 --> 00:32:38,960
چرا تنها اومدي؟

318
00:32:38,960 --> 00:32:43,100
اعلاحضرت به سابيسونگ رفته
تا به ارتش تانگ کمک بکنه؟

319
00:32:43,100 --> 00:32:44,680
چي؟

320
00:32:44,990 --> 00:32:49,900
حتي يه سرباز هم نفرستاده
تا چيلجون سونگ رو نجات بده؟

321
00:32:52,210 --> 00:32:55,750
.نبايد اينکارو ميکرد

322
00:32:57,150 --> 00:32:58,610
.باشه

323
00:32:58,610 --> 00:33:04,770
اگه اون سرباز نفرستاده
.من با سربازي خودم ميرم

324
00:33:04,770 --> 00:33:06,720
.نميتونيد اينکار بکنيد

325
00:33:06,720 --> 00:33:09,490
.ما نميتونيم با ارتش گوگوريو بجنگيم

326
00:33:09,490 --> 00:33:15,000
بايد کشته شدن مردم
چيلجون سونگ رو تماشا کنم؟

327
00:33:15,000 --> 00:33:16,450
!بجنيد

328
00:33:17,020 --> 00:33:18,250
!فرمانده

329
00:33:21,920 --> 00:33:25,450
.چيلجون سونگ سقوط کرده

330
00:33:26,160 --> 00:33:27,490
حقيقت داره؟

331
00:33:27,490 --> 00:33:32,500
وقتي رفتيم اوضاع رو بررسي
.کنيم اين موضوع رو فهميديم

332
00:33:32,500 --> 00:33:41,380
فرمانده قلعه تا آخر جنگيده
.اما همه سربازها کشته شدند

333
00:33:44,230 --> 00:33:48,280
.من اونها رو کشتم. من کشتم

334
00:33:48,280 --> 00:33:52,720
.تقصير شما نيست
.خودتون رو سرزنش نکنيد

335
00:33:59,420 --> 00:34:03,280
... اگه شما ارتش رو نمي آورديد

336
00:34:03,280 --> 00:34:08,780
سابيسونگ تصرف ميشد
.و همه ما کشته ميشديم

337
00:34:09,250 --> 00:34:14,390
.من واقعاً از شما سپاسگزارم

338
00:34:14,390 --> 00:34:20,210
به چيلجون سونگ حمله شده
... و در خطر بود اما اعلاحضرت

339
00:34:20,210 --> 00:34:22,390
.خواست که اول ارتش تانگ رو نجات بده

340
00:34:22,390 --> 00:34:24,760
چه اتفاقي براي چيلجون سونگ افتاده؟

341
00:34:24,760 --> 00:34:29,050
.شما بايد همين الان به اونجا بريد

342
00:34:29,050 --> 00:34:33,660
.چيلجون سونگ سقوط کرده

343
00:34:33,660 --> 00:34:34,550
چي؟

344
00:34:34,550 --> 00:34:39,960
من چيلجون سونگ رو از دست
.دادم تا هدف قرارداد حفظ بشه
(رنج دادن مردم کشور خود براي اهداف شخصي)

345
00:34:40,710 --> 00:34:47,740
نبايد فراموش کنيد که
... فرمانده و مردم چيلجون سونگ

346
00:34:47,740 --> 00:34:50,240
.تاوان پيروزي امروز رو دادند

347
00:34:50,240 --> 00:34:57,360
.اينو بخاطر ميسپارم

348
00:34:58,770 --> 00:35:00,610
!اعلاحضرت

349
00:35:06,190 --> 00:35:10,370
اعلاحضرت، اينجا چيکار ميکنيد؟

350
00:35:10,370 --> 00:35:13,130
.مردم چيلجون سونگ بيرحمانه کشته شدند

351
00:35:13,130 --> 00:35:16,250
در اردوگاه تانگ چيکار ميکنيد؟

352
00:35:16,810 --> 00:35:22,300
.من ميخوام با فرمانده صحبت کنم
.لطفاً ما رو تنها بگذاريد

353
00:35:31,460 --> 00:35:34,840
.آروم باش

354
00:35:34,840 --> 00:35:39,190
.من بايد جواب شما رو بشنوم

355
00:35:39,540 --> 00:35:45,200
چرا مردم چيلجون سونگ رو رها
کرديد تا ارتش تانگ رو نجات دهيد؟

356
00:35:45,200 --> 00:35:49,490
چرا اجازه داديد مردم غير نظامي کشته شوند؟

357
00:35:49,490 --> 00:35:54,890
اگه من به چيلجون سونگ ميرفتم
.سابيسونگ سقوط ميکرد

358
00:35:54,890 --> 00:36:01,720
اونوقت سربازن بيشتري بايد قرباني
.ميشدند تا سابيسونگ رو پس بگيريم

359
00:36:01,720 --> 00:36:05,740
اما باز هم بايد مردم
.چيلجون سونگ رو نجات ميداديد

360
00:36:05,740 --> 00:36:14,640
اونها مردمي بودند که قسم وفاداري به
.شما خورده و به شما ماليات ميپرداختند

361
00:36:14,990 --> 00:36:21,370
.باور نميکنم که مردم کشورت رو رها کردي

362
00:36:21,370 --> 00:36:29,310
اين رويايي بود که براي رفاه
شيلا و سه پادشاهي داشتي؟

363
00:36:30,660 --> 00:36:35,070
.من نميتونم درک کنم

364
00:36:35,070 --> 00:36:39,450
.به تو اطمينان ميدم

365
00:36:39,450 --> 00:36:44,760
بعد از سرکوبي شورشيان بکجه
.چيلجون سونگ رو پس ميگيرم

366
00:36:44,760 --> 00:36:47,190
... ممکنه که قلعه رو پس بگيريد

367
00:36:47,190 --> 00:36:55,370
اما مردم کشته شده اي که باور داشتن
.شما اونها رو نجات ميدهيد، ديگه زنده نميشن

368
00:36:55,370 --> 00:36:58,300
.اين ارتش گوگوريو نبود که اونها رو کشت

369
00:36:58,300 --> 00:37:00,530
.تو بودي

370
00:37:00,530 --> 00:37:06,560
.هرگز اينو فراموش نميکنم

371
00:37:18,030 --> 00:37:19,570
... يوشين

372
00:37:20,120 --> 00:37:26,200
(قصر شيلا)
.بخاطر فتح بکجه تبريک ميگيم

373
00:37:29,240 --> 00:37:31,160
.از شما ممنونم

374
00:37:31,160 --> 00:37:35,690
از اينکه به سورابول برگشتم
.احساس خوبي دارم

375
00:37:35,690 --> 00:37:37,880
شنيدم وقتي نبودم شما احساسات
... عمومي رو متحد کرده و

376
00:37:37,880 --> 00:37:43,490
و به خانواده هاي سربازان
.کشته شده رسيدگي کرديد

377
00:37:43,490 --> 00:37:48,480
من فقط وظايفم به عنوان يه
.زن شيلايي رو انجام دادم

378
00:37:49,010 --> 00:37:52,840
... ممکنه که توانايي نداشته باشم

379
00:37:52,840 --> 00:37:58,620
اما هر کاري از دستم بر مياد انجام
.ميدم تا شما سه پادشاهي رو متحد کنيد

380
00:37:59,670 --> 00:38:04,190
جيسو، يوشين چيکار ميکنه؟

381
00:38:04,190 --> 00:38:09,390
.بخاطر سقوط چيلجون سونگ قلبش شکسته

382
00:38:10,950 --> 00:38:19,580
.خيلي غمگين شده
.ديدنش نا اميد کننده است

383
00:38:19,580 --> 00:38:23,560
.همين الان گريه رو بس کن

384
00:38:23,560 --> 00:38:27,890
.چرا در مقابل اعلاحضرت اشک ميريزي

385
00:38:27,890 --> 00:38:30,050
.متاسفم

386
00:38:31,180 --> 00:38:37,050
من پادشاه بکجه رو تسليم کردم
.اما چيزهاي زيادي از دست دادم

387
00:38:37,050 --> 00:38:43,070
.اين موضوع منو رنج ميده که يوشين رو رنجاندم

388
00:38:43,070 --> 00:38:45,540
.خيلي نگران نباشيد

389
00:38:45,540 --> 00:38:49,280
.يوشين اراده محکمي داره

390
00:38:49,280 --> 00:38:52,900
.زمين بعد از بارش باران سفت تر ميشه

391
00:38:52,900 --> 00:38:57,000
.يوشين بزودي خودش رو پيدا ميکنه

392
00:38:58,080 --> 00:39:00,840
.من هم مطئنم

393
00:39:24,320 --> 00:39:35,590
.من در يه جنگ جوانمردانه باختم
.به عنون يه ژنرال هيچ پشيماني ندارم

394
00:39:36,040 --> 00:39:43,370
اما نگرانم امپراطور تانگ
.بخواد سه پادشاهي رو به چنگ بياره

395
00:39:44,120 --> 00:39:52,740
حتماً جلوي اونو بگير و از
.مردم سه پادشاهي محافظت کن

396
00:39:53,800 --> 00:40:02,010
اگه تو قول بدي
.بدون هيچ افسوسي خواهم مرد

397
00:40:02,010 --> 00:40:03,980
.به تو قول ميدم

398
00:40:04,550 --> 00:40:13,440
.اجاز نميدم پاي ارتش تانگ به خاک سه پادشاهي برسه

399
00:40:16,940 --> 00:40:18,800
.ممنونم

400
00:40:19,340 --> 00:40:24,010
.به تو اعتماد دارم

401
00:40:32,010 --> 00:40:36,570
.گيبک، منو ببخش

402
00:40:38,310 --> 00:40:45,330
.شرمسارم که نتونستم به قولم عمل کنم

403
00:41:00,640 --> 00:41:04,720
رهبر شورشيان بکجه اينجا چيکار ميکنه؟

404
00:41:04,720 --> 00:41:06,640
.سوءتفاهم نشه

405
00:41:07,000 --> 00:41:13,070
.نيومديم که به تو صدمه بزنيم
.اومديم در مورد آينده بکجه صحبت کنيم

406
00:41:21,290 --> 00:41:27,390
.من فرمانده ارتش شيلا هستم که بکجه رو تسليم کرد

407
00:41:27,850 --> 00:41:31,780
چطور ميتونم با تو در مورد آينده بکجه صحبت کنم؟

408
00:41:31,780 --> 00:41:42,190
بخاطر اينکه تو حاکم اونجين رو کشتي
.خيلي از سربازان بکجه تو رو ستايش ميکنن

409
00:41:43,420 --> 00:41:45,130
.اشتباه برداشت نکن

410
00:41:45,130 --> 00:41:51,770
من وانگ وندو رو کشتم چونکه
.امپراطور تانگ به هدف قرارداد ما خيانت کرد

411
00:41:51,770 --> 00:41:54,640
.بخاطر کمک به شورشيان بکجه نبود

412
00:41:55,090 --> 00:41:58,610
.بکجه سقوط کرده

413
00:41:58,610 --> 00:42:03,410
.وقتتون رو هدر نديد تا دوباره بکجه رو پس بگيريد

414
00:42:03,410 --> 00:42:09,730
.تسليم شده و متحد شويد تا سه پادشاهي متحد بشه

415
00:42:09,730 --> 00:42:13,970
.پيروزي بين بکجه و شيلا مال يه زماني بود

416
00:42:13,970 --> 00:42:19,130
اما الان ما بايد از مستعمره شدن
.بکجه براي تانگ جلوگيري کنيم

417
00:42:22,660 --> 00:42:28,050
.ارتش شيلا رو از بکجه خارج کنيد

418
00:42:28,050 --> 00:42:33,590
.ما با ارتش تانگ مي‌جنگيم و اونها رو شکست ميديم

419
00:42:36,430 --> 00:42:42,180
ميتونيم بعد از اين کار براي
.پيروزي بين بکجه و شيلا بجنگيم

420
00:42:47,320 --> 00:42:48,970
چي؟

421
00:42:48,970 --> 00:42:52,680
شما ميخوايد سانگدادونگ رو از دربار برکنار کنيد؟

422
00:42:52,680 --> 00:42:57,690
... از وقتي که يوجا تسليم شده

423
00:42:57,690 --> 00:42:59,460
سانگدادونگ مکرراً از
.... دستور سلطنتي سرپيچي کرده و

424
00:42:59,460 --> 00:43:04,260
.دستور جلوگيري از تفرق و دشمني در دربار رو شکسته

425
00:43:04,260 --> 00:43:08,730
ما در حال حاضر بوسيله ارتش
.گوگوريو و شورشيان بکجه تهديد ميشيم

426
00:43:08,730 --> 00:43:14,400
.نميتونيم اجازه بديم رفتار تند خودش رو ادامه بده

427
00:43:14,400 --> 00:43:21,420
.لطفاً‌ اونو بر کنار کرده و درس عبرتي براي ديگران بکنيد

428
00:43:21,420 --> 00:43:22,890
!بيونگ بوريونگ

429
00:43:22,890 --> 00:43:25,660
چطور جرات ميکني سانگدادونگ رو متهم بکني؟

430
00:43:25,660 --> 00:43:30,280
آيا از امپراطور تانگ دستور گرفتي
که کنترل دربار ما رو بدست بگيري؟

431
00:43:30,280 --> 00:43:32,500
... همه ميدونند که اون حاکم وانگ رو کشته و

432
00:43:32,500 --> 00:43:40,310
با تقسيم دربار به جناح‌هاي طرفدار تانگ
.و ضد تانگ باعث دشمني در دربار شده

433
00:43:40,310 --> 00:43:42,690
!مواظب حرف زدنت باش

434
00:43:43,080 --> 00:43:47,380
چطور ميتوني به کسي تهمت بزني
که اعلاحضرت رو به پادشاهي رسوند؟

435
00:43:47,380 --> 00:43:52,740
!تو و جناح طرفدار تانگ دستورات دربار رو خراب ميکنيد

436
00:43:52,740 --> 00:43:55,050
احساسات عمومي متزلزل شده
... چون شايعه شده که

437
00:43:55,050 --> 00:43:58,980
.سانگدادونگ در مقابل دستور سلطنتي مقاومت کرده

438
00:43:58,980 --> 00:44:04,770
از وقتي که چيلجون سونگ تصرف شده
.اون حتي وارد دربار هم نشده

439
00:44:04,770 --> 00:44:08,060
.اون از وظايف خود به عنوان رهبر دربار غافل شده

440
00:44:08,060 --> 00:44:13,820
.شما بايد اونو بخاطر متحد کردن دربار برکنار کنيد

441
00:44:13,820 --> 00:44:19,490
چرا از وفاداري سانگدادونگ سوء برداشت ميکنيد؟

442
00:44:19,490 --> 00:44:24,620
.من فقط نظر خودم رو گفتم

443
00:44:24,620 --> 00:44:33,020
.بيون بوريونگ و گانگسو بايد از دربار بيرون اندخته بشن

444
00:44:33,020 --> 00:44:38,210
.جناح طرفدار تانک تفرقه ايجاد ميکنه

445
00:44:38,210 --> 00:44:41,810
.اونها بايد اخراج بشن

446
00:44:41,810 --> 00:44:44,900
چي؟
!ساکت شو

447
00:44:44,900 --> 00:44:46,660
چي؟

448
00:44:51,380 --> 00:44:53,550
!کافيه ديگه

449
00:44:56,860 --> 00:45:04,360
در زماني که گوگوريو و شورشيان
.بکجه حمله ميکنند دربار بار متحد باشه

450
00:45:04,360 --> 00:45:08,790
چرا در اين موقعيت جدال مي‌کنيد؟

451
00:45:10,270 --> 00:45:17,200
.بعد از فکر کردن در مورد اين موضوع تصميم مي‌گيرم

452
00:45:17,850 --> 00:45:22,580
تا کي ميخوايد اينجوري در انزوا زندگي کنيد؟

453
00:45:22,580 --> 00:45:26,570
نميخوايد هرگز دوباره اعلاحضرت رو ببينيد؟

454
00:45:26,570 --> 00:45:27,810
.در دربار تفرقه ايجاد شده

455
00:45:27,810 --> 00:45:31,990
جناح‌هاي طرفدار تانگ و ضد تانگ
.دارن دشمني عميق‌تري پيدا مي‌کنن

456
00:45:31,990 --> 00:45:37,430
اگه شما نتونيد اين مسئله رو
... به عنوان رهبر دربار حل کنيد

457
00:45:37,430 --> 00:45:41,720
تسخير بکجه که بوسيله قرباي شدن
... هورانگ‌هاي جوان و سربازان بدست اومده

458
00:45:41,720 --> 00:45:44,090
.همش به هدر ميره

459
00:45:45,640 --> 00:45:52,950
.من هميشه آماده بودم تا زندگيم رو در جنگ از دست بدم

460
00:45:53,570 --> 00:46:00,820
اگه اعلاحضرت به من بگه
.زندگيم رو بگيرم اينکارو ميکنم

461
00:46:01,180 --> 00:46:05,760
اما نمي‌تونم با جناح طرفدار تانگ
... آشتي کنم که سعي مي‌کنند

462
00:46:05,760 --> 00:46:08,530
.بکجه رو به امپراطور تانگ تقديم کنند

463
00:46:09,670 --> 00:46:14,740
اگه اين چيزيه که احساس ميکني
.ديگه چيزي نمي‌پرسم

464
00:46:14,740 --> 00:46:19,200
... اما اينکه بخواي با پدر آشتي کني يا نکني

465
00:46:19,200 --> 00:46:21,860
.بايد يه تصميمي بگيري

466
00:46:21,860 --> 00:46:27,860
اين وظيفه خدمتگزاري ـه که
.از سلطنت ايشان پشتيباني ميکنه

467
00:46:35,400 --> 00:46:41,430
.يه کشور بزرگ در دشت مرکزي بنام تانگ وجود داره

468
00:46:41,430 --> 00:46:46,640
اونها دشت مرکزي رو تسليم ميکنند
.و دنبال سه پادشاهي هم خواهند آمد

469
00:46:46,640 --> 00:46:49,410
... اگه سه پادشاهي با يکديگر جنگ کنند

470
00:46:49,410 --> 00:46:58,040
.مردم سه پادشاهي برده امپراطور تانگ خواهند شد

471
00:46:58,040 --> 00:47:03,060
من اجازه نميدم تانگ يه وجب
.از سرزمين ما رو بدست بياره

472
00:47:04,790 --> 00:47:06,480
.چونچو

473
00:47:08,500 --> 00:47:11,780
.به هدف بزرگت برس

474
00:47:12,600 --> 00:47:21,930
.ما قسم خورديم که سه پادشاهي رو متحد کنيم
.اجازه بده اينکارو بکنيم

475
00:47:54,810 --> 00:47:56,680
.اعلاحضرت

476
00:48:00,790 --> 00:48:04,150
.سانگدادونگ ميخواد شما رو ببينه

477
00:48:04,150 --> 00:48:05,900
.بفرستينش داخل

478
00:48:12,140 --> 00:48:15,610
.خوشحالم که اومدي

479
00:48:15,610 --> 00:48:19,190
.من صحبت زيادي با تو دارم

480
00:48:19,730 --> 00:48:25,750
.من اومدم تا همه نگراني‌هاي شما رو دور بريزم

481
00:48:27,730 --> 00:48:35,450
تا الان من به شما خدمت
... کردم و آماده مرگ بودم تا

482
00:48:35,450 --> 00:48:38,900
.به هدفمون براي اتحاد سه پادشاهي برسيم

483
00:48:39,590 --> 00:48:51,340
اما حالا که به گذشته فکر مي‌کنم
.مي‌بينم که هدف من و هدف شما فرق داره

484
00:48:51,770 --> 00:48:56,790
اگه شما بخاطر حفظ قرارداد
... شيلا-تانگ ميتونيد مردم ما رو رها کنيد

485
00:48:57,470 --> 00:49:00,270
به اين هدف رسيدن چه فايده‌ايي داره؟

486
00:49:00,270 --> 00:49:05,510
متحد کردن سه پادشاهي
به اينصورت چقدر ارزش داره؟

487
00:49:05,870 --> 00:49:06,740
... يوشين

488
00:49:06,740 --> 00:49:10,620
.من از دربار استعفا ميدم

489
00:49:11,450 --> 00:49:17,540
.تا وقتي که رهبر دربار باشم شما رو نا اميد مي‌کنم

490
00:49:17,540 --> 00:49:23,620
.من به اين دشمني در دربار خاتمه ميدم

491
00:49:24,510 --> 00:49:32,220
من از دربار اسعفا ميدم و
.به عنوان يه فرد عادي زندگي مي‌کنم

492
00:49:32,920 --> 00:49:34,730
.لطفاً اجازه بديد

493
00:49:34,730 --> 00:49:40,470
چرا تو نميتوني احساس منو درک کنيد؟

494
00:49:40,470 --> 00:49:45,530
قلب من بخاطر از دست دادن
.مردم چيلجون سونگ پاره پاره شده

495
00:49:45,530 --> 00:49:52,520
اما تنها راه آرام کردن روح اونها
.متحد کردن سه پادشاهي ـه

496
00:49:52,520 --> 00:49:54,490
اينو نميدوني؟

497
00:49:54,490 --> 00:49:56,780
.ميدونم

498
00:49:58,420 --> 00:50:03,590
.نميدونم شما به چي فکر مي‌کنيد

499
00:50:04,190 --> 00:50:06,680
!واقعاً‌ نميدونم

500
00:50:08,680 --> 00:50:11,180
.نمي‌دونم

501
00:50:13,900 --> 00:50:18,810
من زندگيم رو با شما گذروندم
.اما شما رو درک نمي‌کنم

502
00:50:19,270 --> 00:50:24,080
چطور مي‌تونم رهبر دربار باشم؟

503
00:50:31,720 --> 00:50:35,210
!اعلاحضرت

504
00:50:50,340 --> 00:50:52,430
!اعلاحضرت

505
00:50:56,420 --> 00:50:59,520
!اعلاحضرت

506
00:51:01,000 --> 00:51:11,000
:: IR-DL.COM ::

