1
-00:00:01,780 --> 00:00:02,520
:: IR-DL.COM ::

2
00:00:04,220 --> 00:00:08,520
:: IR-DL.COM ::

3
00:00:10,220 --> 00:00:11,520
<font color="#DE2504">-= روياي پادشاه =-</font>

4
00:00:14,220 --> 00:00:18,520
:: IR-DL.COM ::

5
00:00:20,220 --> 00:00:24,520
شنيدم عده اي از افراد قصر اينجا جلسه برگزار مي کنن

6
00:00:24,520 --> 00:00:27,190
ما بايد معبد رو بگرديم ، راه رو باز کنيد

7
00:00:27,190 --> 00:00:28,700
شما اشتباه مي کنيد

8
00:00:28,700 --> 00:00:32,760
اينجا فقط به افراد هوآرانگدو آموزش داده ميشه

9
00:00:37,540 --> 00:00:42,610
تو دردسر افتاديم ، بيدام اينجاست

10
00:00:43,540 --> 00:00:46,610
:مترجم
<font color="#40bfff">محمد</font>

11
00:00:47,540 --> 00:00:49,610
:ويرايش
<font color=#1E90FF>مجتبي</font>

12
00:00:50,770 --> 00:00:52,890
حمله کنيد

13
00:00:53,420 --> 00:00:55,720
حمله

14
00:01:58,840 --> 00:02:00,980
... هي

15
00:02:00,980 --> 00:02:03,950
ما نبايد دزدکي از اونجا فرار مي کرديم

16
00:02:03,950 --> 00:02:05,630
ما داريم به کشورمون خدمت مي کنيم

17
00:02:05,630 --> 00:02:10,540
چرا بايد اينطوري تحت تعقيب باشيم
اصلاً از اين وضعيت خوشم نمياد

18
00:02:10,540 --> 00:02:13,470
يه روز ميرسه که روح ميهن پرستي هوآرانگ

19
00:02:13,470 --> 00:02:15,030
از خانواده سلطنتي محافظت مي کنه

20
00:02:15,030 --> 00:02:19,190
در اون روز ديگه ميشه راحت و خوشحال باشيم

21
00:02:19,190 --> 00:02:23,490
اگه موفق نشيم ، ديگه دليلي براي زنده موندن ندارم

22
00:02:23,490 --> 00:02:28,090
يوشين ، بتا وقتي تو از مرز محافظت ميكني خيالم راحته

23
00:02:28,090 --> 00:02:33,340
من ممکنه تو مرز گير افتاده باشم

24
00:02:33,340 --> 00:02:38,640
اما هنوز هم مي تونم به اعليحضرت کمک کنم

25
00:02:38,640 --> 00:02:41,400
ديگه بايد بريم

26
00:02:54,040 --> 00:02:59,020
هوا سرده ، اين بيرون چيکار مي کني؟

27
00:02:59,020 --> 00:03:03,800
بيدام منتظر شما ست

28
00:03:19,570 --> 00:03:25,570
کجا رفته بودي؟

29
00:03:25,570 --> 00:03:30,100
هواي قصر گرفته بود ، رفتم بيرون کمي هوا بخورم

30
00:03:30,100 --> 00:03:33,050
فکر کنم بدونم چه احساسي داريد

31
00:03:33,690 --> 00:03:42,010
تو در آرامگاه پادشاه جينهيونگ براي متحد کرده سه پادشاهي سوگند خوردي

32
00:03:42,610 --> 00:03:50,870
آموزش دادن به بچه هاي فقير بايد آزار دهنده باشه

33
00:03:50,870 --> 00:03:53,650
براي چي ميخواستي منو ببيني؟

34
00:03:53,650 --> 00:04:01,380
شنيدم تعدادي از افراد سابق هوآرانگ جمع شدن
تا در تصميم گيري دربار دخالت کنن

35
00:04:01,380 --> 00:04:09,330
تو اسم اين رو وفاداري ميذاري ، اما اين خيانته

36
00:04:10,010 --> 00:04:18,010
شما ممکنه بخوايد تو دربار به دنبال منافع خودتون باشيد

37
00:04:18,720 --> 00:04:25,170
اما شما فقط يه گروه از مردم عادي هستيد که علتي بزرگ رو بهانه کرديد

38
00:04:25,170 --> 00:04:28,270
و براي خيانت برنامه ريزي مي کنيد

39
00:04:28,270 --> 00:04:35,700
اگه تو واقعاً ميخواي به کشور خدمت کني بايد خون بريزي

40
00:04:35,700 --> 00:04:42,030
اعليحضرت برادرش رو کشت تا به تاج و تخت برسه

41
00:04:42,030 --> 00:04:45,680
تو هم مجبوري براي زنده موندن درست به جنايت بزني

42
00:04:49,760 --> 00:04:52,570
اين يعني سياست

43
00:04:52,570 --> 00:04:58,940
اگه نمي خواي دستهات خوني بشن ، بايد همه چيز رو فراموش کني

44
00:04:58,940 --> 00:05:02,410
و فقط به عنوان يه اشراف زاده زندگي کني

45
00:05:02,790 --> 00:05:10,030
شما فکر مي کنيد فقط خودتون به کشور وفادار هستيد

46
00:05:10,030 --> 00:05:18,230
من بخاطر خانواده بزرگ سلطنتي و دربار هر کاري مي کنم

47
00:05:18,230 --> 00:05:22,020
تا بتونم جلوي تو رو بگيرم

48
00:05:22,020 --> 00:05:25,310
من با دليل زندگي مي کنم و ميميرم

49
00:05:25,310 --> 00:05:26,940
اين چيزيه که باورش دارم

50
00:05:26,940 --> 00:05:29,230
اگه دوباره با افراد سابق هوآرانگ ملاقات کني

51
00:05:29,230 --> 00:05:38,630
قسم ميخورم نمي ذارم هيچ اثري از هوآرانگ باقي بمونه

52
00:05:39,480 --> 00:05:42,890
اينو يادت باشه

53
00:06:17,600 --> 00:06:23,070
شما الان قدرت کشور رو بدست گرفتيد ، پس چرا اينقدر نگران هستيد؟

54
00:06:23,070 --> 00:06:31,230
نگران افرادي هستم که سعي دارن دربار رو نابود کنن

55
00:06:31,230 --> 00:06:34,810
اينا همش بخاطر چونچو ئه؟

56
00:06:35,760 --> 00:06:41,130
شايعه شده تو پايتخت دو تا اژدها وجود داره

57
00:06:41,130 --> 00:06:44,040
شايعه؟در مورد چي حرف ميزني؟

58
00:06:44,040 --> 00:06:47,620
ملکه ممکنه به تخت نشسته باشه

59
00:06:47,620 --> 00:06:51,970
اما چونچو افراد سابق هوآرانگ رو متحد کرده

60
00:06:51,970 --> 00:06:55,990
تا از مردم محافظت کنه

61
00:06:55,990 --> 00:06:59,770
شايعه شده اژدهاي واقعي چونچو هستش

62
00:06:59,770 --> 00:07:02,420
ساکت شو

63
00:07:02,420 --> 00:07:12,910
من چونچو و يوشين رو مجبور مي کنم بهاي کارشون رو بپردازن

64
00:07:27,650 --> 00:07:29,880
يئونهوا

65
00:07:34,380 --> 00:07:39,340
براي چي با اين شايعه براي خودت دردسر درست مي کني؟

66
00:07:39,750 --> 00:07:41,930
صبر کنيد و ببينيد

67
00:07:41,930 --> 00:07:43,990
من انتقامم رو از بيدام مي گيرم

68
00:07:43,990 --> 00:07:47,310
بخاطر بيرون کردن من و مادرم از قصر و

69
00:07:47,310 --> 00:07:50,580
و براي خيانت چونچو و يوشين به بيهيونگ

70
00:07:50,580 --> 00:08:03,890
اونا رو مجبور مي کنم با هم مبارزه کنن تا کشته بشن

71
00:08:03,890 --> 00:08:06,300
... يئونهوا

72
00:08:10,350 --> 00:08:14,340
سربازاي باکجه به طرف دايسئونگ حرکت کردن؟

73
00:08:14,340 --> 00:08:16,140
اوضاع اونجا چطوره؟

74
00:08:16,140 --> 00:08:22,970
افراد ما در نزديکي قلعه به اونا حمله کردن و مجبور به عقب نشيني شدن

75
00:08:22,970 --> 00:08:27,280
پومسئوک ژنرال شجاعيه که از عهده کارش بر مياد

76
00:08:27,280 --> 00:08:32,740
اون به راحتي دشمن رو شکست داد پس نگران نباشيد

77
00:08:32,740 --> 00:08:35,480
دايسئونگ يه قلعه استراتژيکِ

78
00:08:35,480 --> 00:08:37,740
و محصولات و آبراه مهم کشور تو اون منطقه س

79
00:08:37,740 --> 00:08:42,550
باکجه ممکنه دوباره حمله کنه ، شما بايد نيروي کمکي بفرستيد

80
00:08:42,550 --> 00:08:47,470
من فرمانده دايسئونگ بودم و اونجا رو خوب ميشناسم

81
00:08:47,470 --> 00:08:52,170
دايسئونگ يه قلعه غير قابل نفوذِ

82
00:08:52,170 --> 00:08:56,280
اگه اونا بدون باز کردن دروازه مبارزه کنن
بايد ده هزار سربازشون رو بکار بگيرن

83
00:08:56,280 --> 00:09:03,830
در حال حاضر فرمانده قلعه پيروز شده ،پس نگران نباشيد

84
00:09:06,090 --> 00:09:13,140
اعليحضرت ، من اجازه نمي دم باکجه و گوگوريو هانسئونگ رو از ما بگيرن

85
00:09:13,140 --> 00:09:18,990
من ممکنه پير شده باشم ، اما من روزي رئيس هوارانگ بودم

86
00:09:18,990 --> 00:09:25,660
من از هانسئونگ محافظت مي کنم تا نشون بدم
هوآرانگ چطور از کشور دفاع مي کنه

87
00:09:28,610 --> 00:09:36,410
يونگچان در هانسئونگِ و بئوپمين و گاتوسو در دايسئونگ هستن

88
00:09:36,410 --> 00:09:41,930
تو بايد خيلي نگران باشي که پدر و پسرت تو جنگ هستن

89
00:09:41,930 --> 00:09:44,920
نمي تونم دروغ بگم ، منم نگران اونا هستم

90
00:09:44,920 --> 00:09:51,100
اما محافظت از خانواده سلطنتي و مردم وظيفه ماست

91
00:09:51,100 --> 00:09:57,310
تنها نگراني من اينه که هانسئونگ رو از دست بديم

92
00:09:57,310 --> 00:10:03,780
انوقت با بسته شدن مسير دريايي پايتخت به خطر بيفته

93
00:10:03,780 --> 00:10:07,260
شما بايد براي يوشين نيروي پشتيباني بفرستيد تا

94
00:10:07,260 --> 00:10:11,710
بتونن جلوي حمله ارتش باکجه رو بگيرن

95
00:10:11,710 --> 00:10:14,480
همين کارو مي کنم

96
00:10:14,480 --> 00:10:20,850
من يه جلسه برگزار مي کنم و به اين موضوع
رسيدگي مي کنم ، پس نگران نباش

97
00:10:28,120 --> 00:10:33,740
بايد به دايسئونگ بريم تا بئوپمين و گوتاسو رو نجات بديم

98
00:10:33,740 --> 00:10:41,780
اگه بيدام بفهمه انوقت ما رو به خيانت متهم مي کنه

99
00:10:41,780 --> 00:10:43,440
پس چيکار بايد بکنيم؟

100
00:10:43,440 --> 00:10:49,260
اگه اتفاقي براي اونا بيفته جواب چونچو رو چي بديم؟

101
00:10:49,260 --> 00:10:53,030
گوتاسو بارداره

102
00:10:53,030 --> 00:10:56,880
پدر ، من ميرم پيش اونا

103
00:10:56,880 --> 00:10:59,070
رئيس

104
00:11:02,180 --> 00:11:03,750
من برگشتم

105
00:11:03,750 --> 00:11:05,820
اوضاع دايسئونگ چطوره؟

106
00:11:05,820 --> 00:11:11,130
بئوپمين تونسته جلوي حرکت دشمن رو بگيره

107
00:11:11,130 --> 00:11:17,430
ارتش باکجه نمي تونه جلوتر بره ، اونا 12 کيلومتر فاصله دارن

108
00:11:17,430 --> 00:11:22,330
بئوپمين کار بزرگي کرده

109
00:11:22,330 --> 00:11:30,140
حتي اگه 99 درصد احتمال پيروزي باشه ممکنه همه چيز تغيير کنه

110
00:11:30,140 --> 00:11:35,170
برو و از دور مراقبش باش

111
00:11:35,170 --> 00:11:38,040
همين کارو مي کنم

112
00:11:38,040 --> 00:11:41,340
سامگوانگ ، تو هم به نانسئونگ برو

113
00:11:41,340 --> 00:11:44,270
بله پدر

114
00:11:53,000 --> 00:11:56,660
-= اردوگاه باکجه ، نزديک دايسئونگ =-

115
00:12:15,770 --> 00:12:20,610
براي چي به دايسئونگ حمله نمي کنيم؟

116
00:12:20,610 --> 00:12:27,650
من فکر مي کنم به اين دليل باشه که شما از يه پسر بچه مي ترسيد

117
00:12:28,000 --> 00:12:34,250
من 20 هزار سرباز در اختيار دارم،براي چي بايد بترسم؟

118
00:12:34,250 --> 00:12:36,810
هنوز زمانش نرسيده

119
00:12:36,810 --> 00:12:40,120
پس کي وقتش ميرسه؟

120
00:12:40,120 --> 00:12:42,180
!ژنرال

121
00:12:43,510 --> 00:12:46,610
به ما حمله کردن

122
00:13:24,240 --> 00:13:26,890
بر مي گرديم

123
00:13:38,030 --> 00:13:40,000
اسب من رو بياريد

124
00:13:40,000 --> 00:13:41,810
بريد دنبالش

125
00:13:41,810 --> 00:13:43,880
نه

126
00:13:43,880 --> 00:13:46,870
بذار بره

127
00:13:54,520 --> 00:13:59,890
چرا براي حمله به دايسئونگ مردد هستيد؟

128
00:13:59,890 --> 00:14:06,140
من همين حالا به اونجا حمله مي کنم و سر اون پسر بچه رو قطع مي کنم

129
00:14:06,140 --> 00:14:08,070
ما نمي تونيم به دايسئونگ حمله کنيم

130
00:14:08,070 --> 00:14:09,260
چي؟

131
00:14:09,260 --> 00:14:13,710
يعني تو ميخواي از دستور اعليحضرت براي
حمله به دايسئونگ سرپيچي کني؟

132
00:14:13,710 --> 00:14:19,340
من فقط دستور اعليحضرت رو اجرا مي کنم

133
00:14:21,940 --> 00:14:26,490
قلعه دايسئونگ غير قابل نفوذه

134
00:14:26,490 --> 00:14:32,130
اگه شما شتاب زده و بدون برنامه به اونجا حمله کنيد

135
00:14:32,130 --> 00:14:35,350
هرگز نمي تونيد اونجا رو تسخير کنيد

136
00:14:35,350 --> 00:14:38,330
پس بايد چيکار کنم

137
00:14:38,330 --> 00:14:44,380
شما بايد از اونا شکست بخوريد تا زمانيکه
اونا با هم مشکل پيدا کنن

138
00:14:44,380 --> 00:14:52,790
تا زمانيکه روحيه سربازاي اونا بالاست نبايد حمله کنيد

139
00:14:52,790 --> 00:14:56,840
همونطور که گفتيد عمل مي کنم

140
00:14:56,840 --> 00:15:01,700
بايد چيکار کنم تا اونا نقطه ضعف نشون بدن؟

141
00:15:01,700 --> 00:15:03,530
نگران نباش

142
00:15:03,530 --> 00:15:10,090
الان 10 ساله که ما در همه جاي دايسئونگ جاسوس داريم

143
00:15:10,090 --> 00:15:13,650
اونا آماده حمله احتمالي بودن

144
00:15:13,650 --> 00:15:20,840
بايد روحيه سربازا رو بالا نگه داريم ،اما نبايد اول حمله کني

145
00:15:20,840 --> 00:15:23,290
اينو فراموش نکنيد

146
00:15:23,290 --> 00:15:28,940
جاسوس هاي ما به زودي پيغام مي فرستن

147
00:15:28,940 --> 00:15:35,960
بايد منتظر باشيم بين دشمن اختلاف بيفته

148
00:15:38,060 --> 00:15:41,780
-= محوطه قلعه دايسئونگ =-

149
00:15:50,230 --> 00:15:54,040
پيروزي امروز رو به شما مديون هستيم

150
00:15:54,040 --> 00:15:58,810
به افتخار بئوپمين و پيروزي امروز

151
00:15:58,810 --> 00:16:02,680
زنده باد بئوپمين -
زنده باد -

152
00:16:02,680 --> 00:16:06,730
زنده باد فرمانده دايسئونگ -
زنده باد -

153
00:16:13,310 --> 00:16:17,910
من اونا رو تا 12 کيلومتري قلعه تعقيب کردم

154
00:16:17,910 --> 00:16:23,320
اونا جرات حمله به دايسئونگ رو ندارن

155
00:16:26,690 --> 00:16:35,680
وقتيکه به پايتخت برگشتيم بايد براي پدرم
پيروزي امروز رو تعريف کني

156
00:16:35,680 --> 00:16:41,730
مطمئنم اون به تو افتخار مي کنه

157
00:16:41,730 --> 00:16:47,990
من از اين پيروزي براي ورود به دربار استفاده مي کنم

158
00:16:47,990 --> 00:16:54,990
بيدام از دايسئونگ تونست وارد دربار بشه

159
00:16:54,990 --> 00:16:58,650
چرا خودت رو با بيدام مقايسه مي کني؟

160
00:16:58,650 --> 00:17:02,530
اعليحضرت به اون لطف دارن

161
00:17:02,530 --> 00:17:07,790
استعداد و توانايي تو از بيدام بيشتره

162
00:17:07,790 --> 00:17:09,690
ممنونم

163
00:17:09,690 --> 00:17:13,180
بذار يه نوشيدني ديگه بريزم

164
00:17:13,180 --> 00:17:16,460
شراب رو آوردي؟

165
00:17:18,380 --> 00:17:21,980
من خيلي خوشحالم

166
00:17:33,550 --> 00:17:37,770
معذرت ميخوام ، منو ببخش

167
00:17:41,140 --> 00:17:42,690
ايرادي نداره

168
00:17:42,690 --> 00:17:45,860
تو فقط کمي شراب ريختي

169
00:17:45,860 --> 00:17:51,180
دست من بخاطر زيبايي تو خيس شد

170
00:17:53,610 --> 00:17:57,670
شما خيلي لطف داريد

171
00:17:57,670 --> 00:17:59,910
مشکلي نيست

172
00:18:00,450 --> 00:18:03,350
بذار برات بريزم

173
00:18:47,580 --> 00:18:51,040
داري به چي فکر مي کني؟

174
00:18:52,760 --> 00:18:56,820
تو يئونهوا رو به ياد مياري؟

175
00:18:56,820 --> 00:19:02,910
دوست دوران کودکيت؟

176
00:19:03,890 --> 00:19:10,010
من به اون علاقه مند شدم

177
00:19:10,490 --> 00:19:15,310
فکر کنم اين سرنوشت منه

178
00:19:15,310 --> 00:19:21,590
نبايد خيلي به يئونهوا نزديک بشي

179
00:19:21,590 --> 00:19:25,130
براي چي اين حرف رو زدي؟

180
00:19:25,130 --> 00:19:28,800
شايعه شده اون دختر پادشاه سابقِ

181
00:19:28,800 --> 00:19:34,500
نزديک شدن به اون ممکنه به اعتبار پدر لطمه بزنه

182
00:19:35,400 --> 00:19:40,930
پدر هنوز هم نتونسته وارد دربار بشه

183
00:19:42,300 --> 00:19:48,400
اون تو دربار نيست ، اما همه به اون احترام ميذارن

184
00:19:48,400 --> 00:19:51,260
مشکلي هست؟

185
00:19:51,260 --> 00:19:55,310
فقط مراقب خودت باش

186
00:19:55,310 --> 00:20:02,210
پدر و مادر هميشه نگران اين هستن که تو نزديک مرز زندگي مي کني

187
00:20:03,560 --> 00:20:09,060
خيلي دلم براشون تنگ شده

188
00:20:11,080 --> 00:20:15,280
من بايد برم؟

189
00:20:15,280 --> 00:20:16,810
نه

190
00:20:16,810 --> 00:20:19,960
به اتاق من بريم و يه نوشيدني با هم بخوريم

191
00:20:19,960 --> 00:20:22,380
باشه

192
00:20:37,340 --> 00:20:39,870
تو کي هستي؟

193
00:20:49,130 --> 00:20:51,610
... تو

194
00:20:51,610 --> 00:20:55,020
براي چي گريه مي کني؟

195
00:20:55,550 --> 00:21:01,120
نمي تونم با همسرم درد دل کنم براي همين گريه مي کنم

196
00:21:01,120 --> 00:21:04,760
من فقط دلم تنگ شده بود

197
00:21:05,180 --> 00:21:06,990
منو ببخشيد

198
00:21:06,990 --> 00:21:08,200
چي؟

199
00:21:08,200 --> 00:21:13,400
چطور مي توني اين حرف رو بزني؟

200
00:21:14,370 --> 00:21:16,730
همسر تو کيه؟

201
00:21:16,730 --> 00:21:21,270
من همين حالا از اون بازجويي مي کنم

202
00:21:27,350 --> 00:21:29,490
قربان

203
00:21:29,490 --> 00:21:34,340
من چيکار کردم؟

204
00:21:34,340 --> 00:21:37,440
هنوز هم نمي دوني چيکار کردي؟

205
00:21:37,440 --> 00:21:44,210
براي چه به همسرت هيچ توجه اي نداري؟

206
00:21:44,210 --> 00:21:50,620
همسر تو از قوم منه ، نمي تونم بذارم اونو اذيت کني

207
00:21:51,950 --> 00:21:53,970
اين عادلانه نيست

208
00:21:53,970 --> 00:21:59,730
لطفاً همسر من رو به اينجا بياريد

209
00:21:59,730 --> 00:22:01,850
تو

210
00:22:18,600 --> 00:22:21,710
سرت رو قطع مي کنم

211
00:22:23,550 --> 00:22:25,700
کافيه

212
00:22:25,700 --> 00:22:30,840
شما بايد قوانين رو اجرا کنيد نه اينکه بيش از حد مجازاتش کني

213
00:22:32,090 --> 00:22:34,900
بعداً به حسابش ميرسم

214
00:22:34,900 --> 00:22:36,270
اونو از اينجا ببريد

215
00:22:36,270 --> 00:22:37,980
بله قربان

216
00:22:53,950 --> 00:22:57,760
اون يه فرمانده قابل اعتماده

217
00:22:57,760 --> 00:23:03,560
چطور مي توني اونو تنبيه کني؟

218
00:23:03,560 --> 00:23:08,890
اون با سوء استفاده از جايگاهش به همسرش خيانت مي کنه

219
00:23:08,890 --> 00:23:13,480
اون فقط به عنوان فرمانده قلعه کمي ادبش کرد

220
00:23:21,440 --> 00:23:26,870
معذرت ميخوام که بخاطر من شکنجه شدي

221
00:23:26,870 --> 00:23:31,500
من هرگز به تو بدي نکردم

222
00:23:31,500 --> 00:23:34,070
چرا اين کارو کردي؟

223
00:23:34,070 --> 00:23:39,650
چطور مي تونم هميشه به شما گزارش بدم؟

224
00:23:39,650 --> 00:23:49,600
به فرمانده قلعه چي گفتي که اينطور منو شکنجه کرد؟

225
00:23:49,600 --> 00:23:56,530
اون از من خواست بگم که تو به من خيانت کردي

226
00:23:56,530 --> 00:24:02,200
براي همين نتونستم کاري کنم

227
00:24:04,850 --> 00:24:08,720
چي ؟ اين حقيقت داره؟

228
00:24:09,660 --> 00:24:15,460
اون هرگز همچين کاري نمي کنه

229
00:24:15,460 --> 00:24:18,070
اون اينکارو نکرده

230
00:24:20,300 --> 00:24:24,220
ميخواي با کشتن خودم بهت ثابت کنم؟

231
00:24:25,900 --> 00:24:28,620
کافيه

232
00:24:35,660 --> 00:24:43,820
من باور نمي کنم با يه خدمتکار وفادار همچين کاري بکنن

233
00:24:43,820 --> 00:24:53,010
ترجيح ميدم خودم رو بکشم يا تسليم باکجه بشم

234
00:24:53,730 --> 00:24:54,910
خانم

235
00:24:54,910 --> 00:24:57,230
فرمانده قلعه به اعتماد ما خيانت کرد

236
00:24:57,230 --> 00:25:01,950
ما چطور مي تونيم به همچين فردي خدمت کنيم؟

237
00:25:27,560 --> 00:25:31,630
يه اسلحه بايد بخشي از بدن شما باشه

238
00:25:31,630 --> 00:25:37,880
با اين بي عرضه گي چطور ميخوايد با باکجه بجنگيد؟

239
00:25:41,940 --> 00:25:46,260
چابي به شما شمشير زني رو درست ياد ميده

240
00:25:46,260 --> 00:25:51,770
خوب به آموزش هاي اون توجه کنيد

241
00:25:51,770 --> 00:25:57,120
چرا شما از ما ميخوايد از يه زن شمشير زني ياد بگيريم؟

242
00:25:57,720 --> 00:26:05,200
اگه هر کدوم از شما بتونه چابي رو شکست بده
من اونو يه افسر مي کنم

243
00:26:37,660 --> 00:26:44,330
در ارتش فقط قوانين حکومت مي کنن

244
00:26:44,330 --> 00:26:47,800
هيچ تفاوتي بين زن و مرد وجود نداره

245
00:26:47,800 --> 00:26:50,010
بايد ياد بگيريد بهتر از اين بشيد

246
00:26:50,010 --> 00:26:51,530
اطاعت

247
00:26:51,530 --> 00:26:53,460
رئيس

248
00:26:57,060 --> 00:26:59,290
پدر

249
00:27:02,350 --> 00:27:08,070
حدس ميزنم چابي اونا رو شکست داده

250
00:27:09,010 --> 00:27:12,520
اوضاع دايسئونگ چطوره؟

251
00:27:12,820 --> 00:27:18,860
اونا تو همون فاصله 12 کيلومتري موندن و حرکتي نمي کنن؟

252
00:27:18,860 --> 00:27:25,090
اونا حتماً از حمله بئوپمين وحشت کردن

253
00:27:25,400 --> 00:27:28,660
مهم نيست بئوپمين چقدر قوي باشه

254
00:27:28,660 --> 00:27:33,770
يونگچان از ترس بئوپمين نيست که حرکتي نمي کنه

255
00:27:33,770 --> 00:27:38,210
اون حتماً نقشه اي داره

256
00:27:38,210 --> 00:27:42,610
بايد بفهميم اونا چه نقشه اي دارن

257
00:27:42,610 --> 00:27:45,470
من انجامش ميدم

258
00:27:46,110 --> 00:27:48,400
-= اردوگاه باکجه ، نزديکي دايسئونگ =-

259
00:27:48,400 --> 00:27:51,390
شما ميخوايد به باکجه تسليم بشيد

260
00:27:51,390 --> 00:27:59,450
چطور مي تونم به شما اعتماد کنم ، شايد شما جاسوس باشيد؟

261
00:28:17,660 --> 00:28:22,810
ما ديگه نمي تونيم به فرمانده اي خدمت کنيم
که براش اهميتي نداريم

262
00:28:22,810 --> 00:28:30,270
اگه ما رو قبول کنيد،من براي خدمت به پادشاه باکجه قسم ميخورم

263
00:28:30,270 --> 00:28:37,200
هر کسي که به باکجه تسليم بشه از ظلم شيلا در امان خواهد بود

264
00:28:37,200 --> 00:28:44,170
از اونجا که پادشاه ما خيلي سخاوتمنده حتماً شما رو قبول مي کنه

265
00:28:47,590 --> 00:28:49,010
سپاسگذارم

266
00:28:49,010 --> 00:28:56,450
قبل از اون،براي اينکه شهروند باکجه بشيد

267
00:28:57,280 --> 00:29:01,820
مي توني به ما در سرکوب دايسئونگ کمک کني؟

268
00:29:02,820 --> 00:29:06,210
چرا به سوالم جواب نميدي؟

269
00:29:06,210 --> 00:29:10,170
جواب بده، ميتوني اين كارو انجام بدي

270
00:29:14,170 --> 00:29:19,440
هر کاري بگيد انجام ميدم

271
00:29:19,440 --> 00:29:24,930
به دايسئونگ برگرد و منتظر دستور من باش

272
00:29:31,790 --> 00:29:37,640
براي چي اونو به قلعه فرستادي؟

273
00:29:37,640 --> 00:29:39,920
واقعاً مي تونيم به اونا اعتماد کنيم؟

274
00:29:39,920 --> 00:29:42,300
نگاه نکن که اون يه زنِ

275
00:29:42,300 --> 00:29:47,030
اون خيلي به باکجه وفاداره

276
00:29:50,190 --> 00:29:52,110
چي؟

277
00:29:52,110 --> 00:29:55,560
اينو يئونهوا بهت داد؟

278
00:29:55,560 --> 00:29:57,920
شما خوشحال هستيد؟

279
00:30:01,960 --> 00:30:09,250
بعد از اينکه اون اتفاق براي تو افتاد
هنوز هم نتونستم فراموشش کنم

280
00:30:09,250 --> 00:30:19,200
حتي اگه يه کم برات ارزش دارم به ديدنم بيا

281
00:30:24,910 --> 00:30:28,730
چئونگوانگ،من بايد به پايتخت برگردم

282
00:30:28,730 --> 00:30:33,650
ارتش باکجه ممکنه هر لحظه حمله کنه
اونوقت تو ميخواي به پايتخت برگردي؟

283
00:30:33,650 --> 00:30:41,530
من خوب ميدونم که اونا فعلاً به ما حمله نمي کنن

284
00:30:49,860 --> 00:30:53,490
وقتي پدرم پادشاه بود

285
00:30:53,490 --> 00:31:00,070
قصر پر از خنده هاي شاهزاده ها بود

286
00:31:00,070 --> 00:31:06,360
حالا قصر خيلي ساکتِ، من احساس تنهايي مي کنم

287
00:31:06,360 --> 00:31:16,540
اين براي من خيلي سخته که از مردم به عنوان فرزندانم محافظت کنم

288
00:31:16,540 --> 00:31:22,280
شما چطور مي تونيد همچين احساسي داشته باشيد؟

289
00:31:22,280 --> 00:31:25,780
يه حاکم پدر و مادر کل کشوره

290
00:31:25,780 --> 00:31:31,580
اگه شما بتونيد از اين موقعيت سربلند بيرون بياييد

291
00:31:31,580 --> 00:31:36,650
مطمئنم در آينده حکومت موفقي خواهيد داشت

292
00:31:36,650 --> 00:31:49,360
تو مثل هميشه وقتي که از همه چيز خسته شدم بهم روحيه ميدي

293
00:31:50,180 --> 00:31:54,920
من نمي دونم تا کي شما رو در کنارم دارم

294
00:31:57,570 --> 00:32:02,820
بيدام تو رو تهديد کرده

295
00:32:05,400 --> 00:32:11,070
به چه دليلي؟

296
00:32:11,070 --> 00:32:17,040
اون شما رو متهم کرده با افراد سابق هوآرانگ قصد توطئه داشتيد

297
00:32:17,490 --> 00:32:20,500
اين حقيقت داره؟

298
00:32:20,500 --> 00:32:27,320
ما فقط براي مقابله با حمله احتمالي باکجه و گوگوريو برنامه ريزي کرديم

299
00:32:27,320 --> 00:32:32,840
و به فکر مردم  ، کشور و شما هستيم

300
00:32:32,840 --> 00:32:39,410
اين وظيفه هر خدمتگذاريه که به کشورش خدمت کنه

301
00:32:39,410 --> 00:32:42,750
من چطور مي تونم خيانت کنم؟

302
00:32:42,750 --> 00:32:47,070
من مطمئنم شما به خوبي در اين مورد قضاوت مي کنيد

303
00:32:47,370 --> 00:32:51,940
من ميدونم که تو قصد خيانت نداري

304
00:32:51,940 --> 00:32:56,180
اما وزرا اين چيزها رو قبول نمي کنن

305
00:32:56,180 --> 00:33:01,620
و تو تصميم گيري من تاثير داره

306
00:33:01,620 --> 00:33:07,680
به جلسه دربار بيا و بي گناهي خودت رو ثابت کن

307
00:33:14,180 --> 00:33:20,660
اعليحضرت ، چونچو مشکوک به خيانت به کشوره

308
00:33:20,660 --> 00:33:23,850
و همينطور افسران سابق هوآرانگ

309
00:33:23,850 --> 00:33:31,200
اونا زير نظر کيم يوشين 10 هزار سرباز آموزش دادن

310
00:33:31,200 --> 00:33:36,020
اونا از اين کار چه هدفي دارن؟

311
00:33:36,020 --> 00:33:41,840
ما بايد خودمون رو براي هر حادثه اي آماده کنيم

312
00:33:41,840 --> 00:33:46,560
چونچو ، تو جواب بده

313
00:33:46,940 --> 00:33:56,040
اين حقيقت داره که هوارانگ 10 هزار سرباز آموزش ميده

314
00:33:57,770 --> 00:34:01,100
اين چطور ممکنه؟

315
00:34:04,400 --> 00:34:08,020
اما اين خيانت نيست

316
00:34:08,020 --> 00:34:11,120
اين بخاطر حس وطن پرستي هوآرانگ و

317
00:34:11,120 --> 00:34:16,140
آمادگي براي حمله ناگهاني باکجه و گوگوريو ست

318
00:34:16,140 --> 00:34:25,900
هزينه آموزش اين همه سرباز رو چطور تامين كرديد؟

319
00:34:25,900 --> 00:34:31,640
شنيدم رئيس اداره ماليات هزينه ها رو پرداخت کرده

320
00:34:33,290 --> 00:34:39,970
جوبوريونگ،شما چطور اين بودجه رو هزينه کرديد؟

321
00:34:39,970 --> 00:34:45,020
شما براي مقاصد شخصي از مالياتها استفاده کرديد؟

322
00:34:45,020 --> 00:34:50,390
من چطور مي تونم با پول مالياتها همچين کاري کنم؟

323
00:34:50,390 --> 00:34:56,610
قسم ميخورم حتي يک دونه برنج هم از مالياتها خرج نکردم

324
00:34:56,610 --> 00:35:01,840
پس اين همه پول رو از کجا آوردي؟

325
00:35:01,840 --> 00:35:07,320
من اين پول رو با اعتباري که دارم قرض گرفتم

326
00:35:07,320 --> 00:35:12,700
اداره بازرسي تمام اسناد من رو بازرسي کردن

327
00:35:12,700 --> 00:35:16,550
اين حقيقت داره؟

328
00:35:16,550 --> 00:35:23,640
ما همه جا رو بررسي کرديم ولي هيچ نشونه اي از اختلاس پيدا نکرديم

329
00:35:23,640 --> 00:35:30,930
نشست محرمانه و آموزش دادن سربازها سرپيچي از قانونِ

330
00:35:30,930 --> 00:35:34,360
اونا بايد مجازت بشن

331
00:35:34,360 --> 00:35:37,650
برگزاري جلسه و نگراني در مورد اوضاع کشور

332
00:35:37,650 --> 00:35:41,450
يکي از کارهاي هوآرانگِ

333
00:35:41,450 --> 00:35:45,180
يوشين 10 هزار سرباز زره پوش آموزش داده

334
00:35:45,180 --> 00:35:49,320
مردان جواني که دور اون جمع شدن فقط به فکر خدمت به کشور هستن

335
00:35:49,320 --> 00:35:52,800
اونا تو 10 سال گذشته جمع شدن

336
00:35:52,800 --> 00:35:56,070
اونم موقعيکه روح ميهن پرستي هوآرانگ در حال نابودي بود

337
00:35:56,070 --> 00:36:00,390
اگه هوآرانگ قوي باشه ، خانواده سلطنتي هميشه در امان خواهد بود

338
00:36:00,390 --> 00:36:03,910
اونا فقط به محافظت از دربار و خانواده سلطنتي فکر مي کنن

339
00:36:03,910 --> 00:36:07,910
چطور مي تونيد وفاداري رو با خيانت يکي کنيد؟

340
00:36:07,910 --> 00:36:11,430
لطفاً اينو در نظر بگيريد

341
00:36:12,640 --> 00:36:18,780
ايچان ، حرفي براي گفتن داري؟

342
00:36:18,780 --> 00:36:25,250
شنيدم بيدام از افراد رشوه هاي زيادي گرفته

343
00:36:25,250 --> 00:36:30,540
از جمله از مقامات دربار و رئساي قبايل مرزي

344
00:36:30,540 --> 00:36:33,540
من کسي نيستم که شما بهش مشکوک بشيد

345
00:36:33,540 --> 00:36:38,020
اون اين مرده

346
00:36:38,020 --> 00:36:39,390
چي؟

347
00:36:39,390 --> 00:36:43,740
تو چطور مي توني؟

348
00:36:43,740 --> 00:36:51,220
اون به شما مشکوکه ، شما هم بايد جوابش رو بديد

349
00:36:51,220 --> 00:36:52,760
عاليجناب

350
00:36:52,760 --> 00:36:57,710
تو با بازرسي اموالت موافقي؟

351
00:37:01,240 --> 00:37:07,850
تا جلوي هر گونه فساد رو بگيرن

352
00:37:07,850 --> 00:37:10,570
حالا چيکار مي کني؟

353
00:37:13,040 --> 00:37:18,730
من بازرسي رو قبول مي کنم

354
00:37:18,730 --> 00:37:24,080
دفتر بازرسي بايد همه چيز رو بررسي کنه

355
00:37:24,080 --> 00:37:31,590
و هر گونه فسادي که به بيدام مربوط ميشه گزارش کنه

356
00:37:31,590 --> 00:37:34,240
بله اعليحضرت

357
00:38:13,380 --> 00:38:16,000
يئونهوا

358
00:38:20,970 --> 00:38:23,680
بئوپمين

359
00:38:50,230 --> 00:38:58,700
فکر مي کردم ديگه منو فراموش کردي؟

360
00:38:59,400 --> 00:39:04,110
چطور مي تونم تو رو فراموش کنم؟

361
00:39:04,110 --> 00:39:07,090
من تو نگاه اول به تو علاقه مند شدم

362
00:39:07,090 --> 00:39:09,460
واقعاً

363
00:39:11,750 --> 00:39:17,380
وقتي شنيدم به دايسئونگ رفتي نگرانت شدم

364
00:39:17,380 --> 00:39:22,760
خوشحالم که حالت خوبه

365
00:39:42,640 --> 00:39:47,710
يادت مياد اين چيه؟

366
00:39:48,520 --> 00:39:52,240
چرا اينو به من ميدي؟

367
00:39:52,240 --> 00:39:55,060
ديدم که تو چقدر گل دوست داري

368
00:39:55,060 --> 00:39:58,540
فکر مي کنم اين براي تو مناسب باشه

369
00:39:59,950 --> 00:40:03,630
حالا چطور به نظر ميام؟

370
00:40:09,650 --> 00:40:14,390
يادمه که بخاطر دزديدن اين از مادرم چقدر تنبيه شدم

371
00:40:14,390 --> 00:40:18,610
تا اونو به تو بدم

372
00:40:20,690 --> 00:40:26,590
تو هنوز هم اينو نگه داشتي؟

373
00:40:28,670 --> 00:40:36,450
اينو نگه داشتم تا اگه دوباره تو رو ديدم بهت بدمش

374
00:40:40,870 --> 00:40:45,010
من حالا ميخوام اونو به تو بدم

375
00:40:45,320 --> 00:40:48,690
تو اونو قبول مي کني؟

376
00:41:28,350 --> 00:41:35,620
فکر مي کردم براي هميشه منو فراموش کردي

377
00:41:36,040 --> 00:41:42,540
خيلي خوشحالم که تو هنوز هم به من علاقه داري

378
00:42:10,660 --> 00:42:14,820
کجا رفته بودي؟

379
00:42:14,820 --> 00:42:17,910
به معبد رفته بودم دعا کنم

380
00:42:17,910 --> 00:42:19,810
مشکلت چيه؟

381
00:42:19,810 --> 00:42:27,800
نمي دونم تو ذهنت چي ميگذره اما بايد مراقب خودت باشي

382
00:42:27,800 --> 00:42:33,660
زمان زيادي گذشته ، اما ممکنه هنوز هم
به خاطر گذشته ات در خطر باشي

383
00:42:34,580 --> 00:42:39,710
من در خطر نيستم بلکه اونا تو خطر هستن

384
00:42:39,710 --> 00:42:42,490
نگران نباشيد

385
00:42:43,120 --> 00:42:47,930
بيدام منتظر شماست

386
00:43:03,460 --> 00:43:06,500
چرا خودتون نوشيدني مي ريزين؟

387
00:43:06,500 --> 00:43:09,430
اجازه بديد براتون بريزم

388
00:43:09,430 --> 00:43:12,370
با کي ملاقات داشتي؟

389
00:43:12,370 --> 00:43:17,710
مرد ديگه اي تو زندگيت هست؟

390
00:43:21,420 --> 00:43:28,620
چرا مرد قدرتمندي مثل شما بايد حسادت کنه؟

391
00:43:28,620 --> 00:43:33,030
يه استاد هرگز به يه سگ حسادت نمي کنه

392
00:43:35,460 --> 00:43:42,590
تو و مادرت نزديک مرز سرگردان و گرسنه بوديد

393
00:43:42,590 --> 00:43:49,900
فراموش نکن کي شما رو به پايتخت آورد و
اين مکان رو در اختيارتون گذاشت

394
00:43:49,900 --> 00:43:56,440
اگه به من خيانت کني تو و مادرت به خاکستر تبديل مي کنم

395
00:43:59,150 --> 00:44:01,780
فراموش نکن چي گفتم

396
00:44:03,100 --> 00:44:06,940
شما از چيزي ناراحت هستيد؟

397
00:44:06,940 --> 00:44:11,560
اتفاقي تو دربار افتاده؟

398
00:44:11,870 --> 00:44:18,230
اگه مشکلي براي من پيش بياد براي کشور هم مشکل پيش مياد

399
00:44:18,230 --> 00:44:24,880
من اجازه نمي دم هيچکس قدرت من رو به چالش بکشه

400
00:44:26,210 --> 00:44:29,780
حتي اگه اون فرد ملکه باشه

401
00:44:39,850 --> 00:44:45,150
اونو ملاقات کرديد ، حالا بايد به دايسئونگ برگرديم

402
00:44:45,590 --> 00:44:49,920
يکبار کافي نيست

403
00:44:49,920 --> 00:44:53,710
من چند روز ديگه تو پايتخت مي مونم

404
00:44:53,710 --> 00:44:55,730
پس به خونتون برو

405
00:44:55,730 --> 00:44:59,070
از طرف من به پدرت اداي احترام کن

406
00:44:59,070 --> 00:45:05,920
اون فکر مي کنه من تو دايسئونگ هستم،چرابايد به خونه برم؟

407
00:45:05,920 --> 00:45:12,030
امشب رو در پاسوکسا مي مونم

408
00:45:28,210 --> 00:45:31,210
امشب انبار آذوقه رو آتيش بزن

409
00:45:31,210 --> 00:45:35,170
اين نشونه اي خواهد بود براي حمله به دايسئونگ

410
00:45:39,540 --> 00:45:42,490
چرا هنوز هم اينجا هستي؟

411
00:45:42,490 --> 00:45:45,100
بايد تصميم بگيري

412
00:45:45,100 --> 00:45:52,150
تو اعتماد فرمانده قلعه رو از دست دادي
و کسي در شيلا منتظرت نيست

413
00:45:52,150 --> 00:45:59,720
تو هر تصميمي بگيري منم با تو هستم

414
00:46:01,160 --> 00:46:03,400
بسيار خب

415
00:46:10,860 --> 00:46:14,320
به نظر مياد حالت خوب نيست

416
00:46:14,320 --> 00:46:21,450
فکر کنم بخاطر اينکه شراب زيادي خورده بودم
گئوميل رو خيلي مجازات کردم

417
00:46:22,020 --> 00:46:27,190
من بايد از هر دوي اونا مي پرسيدم و بعد تصميم مي گرفتم

418
00:46:27,190 --> 00:46:29,830
اين تصميم خوبيه

419
00:46:29,830 --> 00:46:34,440
بايد منصفانه تصميم بگيري

420
00:46:34,440 --> 00:46:37,540
بئوپمين کجاست؟

421
00:46:37,540 --> 00:46:42,220
اون جايي نمي ره چون شما بهش ماموريت دادين

422
00:46:42,220 --> 00:46:43,780
نگران نباش

423
00:46:43,780 --> 00:46:47,940
اون مراقب خودش هست

424
00:46:47,940 --> 00:46:50,370
فرمانده

425
00:46:52,680 --> 00:46:56,050
انبار آذوقه آتيش گرفته

426
00:46:56,050 --> 00:46:57,300
چي؟

427
00:46:57,300 --> 00:47:02,870
آتيش
آتيش

428
00:47:07,340 --> 00:47:09,350
آتيش رو خاموش کنيد

429
00:47:09,350 --> 00:47:11,240
همه رو خبر کنيد تا آب بيارن

430
00:47:11,240 --> 00:47:13,330
فرمانده

431
00:47:13,730 --> 00:47:17,000
ارتش باکجه حمله کرده

432
00:47:17,000 --> 00:47:18,850
چي؟

433
00:47:18,850 --> 00:47:21,260
به بالاي قلعه ميريم

434
00:47:32,010 --> 00:47:35,130
نبايد برگرديد

435
00:47:35,130 --> 00:47:38,050
به قلعه نگاه کنيد

436
00:47:45,070 --> 00:47:48,690
اجازه نديد سربازاي باکجه وارد قلعه بشن

437
00:47:48,690 --> 00:47:52,570
با تمام نيرو ها از قلعه دفاع کنيد

438
00:47:52,570 --> 00:47:58,440
اگه از همه سربازا استفاده کنيم نمي تونيم آتيش رو خاموش کنيم

439
00:47:58,440 --> 00:48:03,340
حتي اگه قلعه به خاکستر تبديل بشه نبايد اجازه بديم اونا وارد قلعه بشن

440
00:48:03,340 --> 00:48:09,490
سربازا از قلعه دفاع مي کنن و زنها و بچه ها آتيش رو خاموش مي کنن

441
00:48:09,490 --> 00:48:11,250
بله قربان

442
00:48:26,190 --> 00:48:30,320
من شيلا رو نابود مي کنم

443
00:48:30,320 --> 00:48:35,570
اگه دختر و پسر چونچو رو ديدين اونا رو بکشيد

444
00:48:52,150 --> 00:48:54,590
قربان

445
00:49:09,400 --> 00:49:13,800
پس تو با دختر چونچو ازدواج کردي

446
00:49:13,800 --> 00:49:16,680
من هم تو و هم همسرت رو مي کشم

447
00:49:16,680 --> 00:49:23,150
کيم چونچو بايد تاوان فريب دادن باکجه رو بده

448
00:49:30,000 --> 00:49:32,860
قربان

449
00:50:01,580 --> 00:50:05,580
نه ، نه

450
00:50:12,280 --> 00:50:15,700
خواب بد ديديد؟

451
00:50:16,530 --> 00:50:22,460
اين بخاطر اينه که درگير مسائل زيادي هستيد

452
00:50:22,460 --> 00:50:25,960
اين فقط يه خواب نبود

453
00:50:25,960 --> 00:50:30,370
فکر کنم تو دايسئونگ اتفاقي افتاده

454
00:50:30,370 --> 00:50:31,810
چي؟

455
00:50:31,810 --> 00:50:34,790
در مورد چي حرف ميزني؟

456
00:50:35,810 --> 00:50:40,790
:مترجم
<font color="#40bfff">محمد</font>

457
00:50:41,810 --> 00:50:46,790
:ويرايش
<font color=#1E90FF>مجتبي</font>

458
00:50:47,810 --> 00:50:52,790
:: IR-DL.COM ::

459
00:50:53,810 --> 00:50:58,790
:: IR-DL.COM ::

