0
-00:00:12,420 --> -00:00:02,293
:: IR-DL.COM ::

1
00:00:01,152 --> 00:00:03,177
(قسمت آخر)

2
00:00:03,888 --> 00:00:05,446
...اعليحضرت

3
00:00:05,990 --> 00:00:07,480
موضوع چيه؟

4
00:00:07,691 --> 00:00:11,787
لطفاً يکبار ديگر به من اعتماد کنيد
براي آخرين بار

5
00:00:14,632 --> 00:00:19,934
همانطور که تاکنون به من اعتماد کرده ايد
يک بار ديگر به من اعتماد کنيد

6
00:00:21,105 --> 00:00:22,470
در مورد چي صحبت ميکني؟

7
00:00:22,907 --> 00:00:27,503
...علت بيماري شما انسداد روده بزرگ است

8
00:00:27,545 --> 00:00:30,605
به دليل اسهال پي در پي و کهولت

9
00:00:32,450 --> 00:00:33,849
ميدانم

10
00:00:34,685 --> 00:00:41,420
لذا هيچ يک از داروها يا طب سوزني
هم ديگر به شما کمک نميکند

11
00:00:42,793 --> 00:00:46,422
...به هر حال هنوز راه ديگري وجود دارد

12
00:00:48,699 --> 00:00:51,998
چي؟ راه ديگر؟

13
00:00:53,204 --> 00:00:54,899
بله، اعليحضرت

14
00:00:55,673 --> 00:00:57,106
آن چي هست؟

15
00:00:58,342 --> 00:01:01,869
برش قسمتي از روده شما که مسدود شده است

16
00:01:03,280 --> 00:01:05,908
چي؟ برش دادن روده؟

17
00:01:06,717 --> 00:01:09,709
چطور؟ چطور ميخواهي آن را برش بزني؟

18
00:01:14,225 --> 00:01:18,355
با يک چاقو، با برش شکم شما را باز ميکنم

19
00:01:20,664 --> 00:01:22,154
!چي؟

20
00:01:32,209 --> 00:01:33,676
!اعليحضرت

21
00:01:42,052 --> 00:01:43,781
!اين موضوع را فراموش کن

22
00:01:43,821 --> 00:01:44,788
... آقا

23
00:01:44,922 --> 00:01:47,857
ما ميفهميم که شما فقط
...قصد نجات او را داري

24
00:01:47,892 --> 00:01:49,723
...اما اين ممکن نيست

25
00:01:49,760 --> 00:01:51,022
!پزشک ارشد

26
00:01:51,061 --> 00:01:53,552
...چگونه او ميتواند اين درد را تحمل کند

27
00:01:53,597 --> 00:01:55,792
!و در مورد خطرهاي احتمالي چطور؟

28
00:01:55,833 --> 00:01:59,860
لطفاً يک لحظه دنبال من بياييد
و يک بار به حرف من گوش دهيد

29
00:02:04,441 --> 00:02:08,309
او باردار بود و شکمش توسط
يک صياد چاک خورده بود

30
00:02:08,345 --> 00:02:10,575
...ولي بچه را خارج کرده و او را بخيه زدم

31
00:02:10,614 --> 00:02:12,343
او دوباره به زندگي بازگشت

32
00:02:12,383 --> 00:02:15,875
من فکر کردم او خواهد مُرد
...زيرا روده اش مسدود شده بود

33
00:02:15,920 --> 00:02:19,515
اما يانگوم بزرگ شکم او را باز کرد
و انسداد روده را براي نجات او رفع کرد

34
00:02:19,557 --> 00:02:20,990
...اين براي حيوانات ممکن است

35
00:02:21,025 --> 00:02:23,255
من بيرون آوردن گوساله
...از شکم گاو را قبلاً ديده ام

36
00:02:23,294 --> 00:02:24,693
اما ما در مورد يک انسان صحبت ميکنيم

37
00:02:24,728 --> 00:02:26,923
چطور او ميتواند اين درد را تحمل کند؟

38
00:02:49,086 --> 00:02:52,783
چه اتفاقي افتاد؟ مُرد؟

39
00:02:52,923 --> 00:02:55,289
نه، بي حس شده است

40
00:02:55,326 --> 00:02:56,315
بي حسي؟

41
00:02:56,360 --> 00:02:59,625
من مردماني را ديدم که کنار ساحل زندگي
ميکنند، جائيکه ژاپني ها زياد آنجا مي آيند

42
00:02:59,663 --> 00:03:03,121
آنها ماهي ها را براي تازه ماندن
اينگونه بي هوش ميکنند

43
00:03:03,834 --> 00:03:07,361
من شنيده ام ژاپني ها نيز براي رسيده
شدن "ساشيمي"، اين کار را ميکنند

44
00:03:07,438 --> 00:03:11,340
و وقتي ما سعي کرديم ببينيم آيا
...انسان ميتواند بي حس شود

45
00:03:11,375 --> 00:03:13,104
...اين ويژگي را يافتيم

46
00:03:13,143 --> 00:03:15,509
من اين موضوع را با آزمايش
بر روي خودم اثبات کردم

47
00:03:22,119 --> 00:03:25,953
آيا درسته که شما از پادشاه خواستيد
براي بدن او از چاقو استفاده کنيد؟

48
00:03:25,990 --> 00:03:27,082
بله

49
00:03:27,891 --> 00:03:32,555
درسته؟! وقتي پرستار پادشاه اين موضوع
...را به من گفت من ابتدا شوکه شدم

50
00:03:32,596 --> 00:03:33,494
!!پس صحيح است؟

51
00:03:33,530 --> 00:03:37,933
سرور من، ولي هم اينک
 اين تنها راه براي درمان پادشاه است

52
00:03:37,968 --> 00:03:39,060
!ساکت شو

53
00:03:40,004 --> 00:03:42,472
چطور جرأت ميکني اين مزخرفات را بگويي؟

54
00:03:42,506 --> 00:03:43,404
...سرور من

55
00:03:43,440 --> 00:03:46,068
!!حتي اگر درست بگويي ، نميتواني اين کار را بکني

56
00:03:48,078 --> 00:03:52,581
تنها گفتن اين کلمات براي متهم
...کردن شما توسط مأموران کافيست

57
00:03:53,651 --> 00:03:59,590
پس راه ديگري پيدا کنيد. شما ميتوانيد
راه ديگري پيدا کنيد ، من به شما ايمان دارم

58
00:04:09,867 --> 00:04:12,097
ما سه قاشق عسل و صفرا را با هم مخلوط کرديم

59
00:04:12,303 --> 00:04:14,737
...آن را حرارت بدهيد تا حجم پيدا کند

60
00:04:14,772 --> 00:04:17,172
و به اندازه يک انگشت دست بغلطانيد

61
00:04:18,909 --> 00:04:20,934
شبيه همان که ما آخرين بار درست کرديم نيست؟

62
00:04:21,111 --> 00:04:22,976
من سرکه را اين بار غليظ تر کردم

63
00:04:33,490 --> 00:04:34,616
آيا شما شنيديد؟

64
00:04:34,658 --> 00:04:36,023
چه چيزي را؟

65
00:04:36,060 --> 00:04:38,051
...هم اکنون مأموران اصلي قصد دارند

66
00:04:38,295 --> 00:04:42,755
اعليحضرت، يانگوم بزرگ
...هم اکنون معتمد واقع شده و

67
00:04:42,800 --> 00:04:45,098
...از اعتماد شما سوء استفاده کرده است

68
00:04:45,436 --> 00:04:50,339
لطفاً يانگوم بزرگ را تنبيه کنيد و
از يک پزشک بخواهيد شما را معاينه کند

69
00:04:50,541 --> 00:04:53,908
اعليحضرت، لطفاً درک کنيد

70
00:04:54,144 --> 00:04:58,877
دو پزشک ممتاز هم اينک در داروخانه هستند

71
00:04:58,916 --> 00:05:01,680
لطفاً اجازه بدهيد آنها شما را معاينه کنند

72
00:05:04,221 --> 00:05:13,095
...اعليحضرت، لطفاً تصميم بگيريد

73
00:05:14,198 --> 00:05:21,263
گناه او براي وخيم کردن بيماري
شما قابل بخشش نيست

74
00:05:23,107 --> 00:05:24,472
...دور شويد

75
00:05:24,842 --> 00:05:27,902
!!او حتي توهين آميز با شما صحبت کرده است

76
00:05:27,945 --> 00:05:31,108
!اعليحضرت، اين مورد نميتواند ناديده گرفته شود

77
00:05:32,216 --> 00:05:33,547
...دور شويد

78
00:05:33,584 --> 00:05:40,046
لطفاً يانگوم بزرگ را تنبيه کنيد و
اجازه بدهيد پزشکان شما را معاينه کنند

79
00:05:40,190 --> 00:05:42,954
!اعليحضرت، لطفاً وضعيت را بفهميد

80
00:05:43,560 --> 00:05:45,528
...گفتم دور شويد

81
00:05:45,562 --> 00:05:50,124
اعليحضرت، پيکر والاي شما تنها
متعلق به شما نيست

82
00:05:50,167 --> 00:05:55,434
جسم شما، نماد انسان هاست
نماينده اجداد چوسان است

83
00:05:55,873 --> 00:06:00,435
اعليحضرت، لطفاً اجازه دهيد يک
! پزشک شما را معاينه کند

84
00:06:01,645 --> 00:06:05,240
اين بانوي پزشک بيماري مرا ميشناسد

85
00:06:06,216 --> 00:06:11,984
اگر يانگوم بزرگ به من بگويد که بدنم
فرسوده شده، پس فرسوده شده است

86
00:06:13,223 --> 00:06:16,659
اگر او بگويد ميتوانم زنده بمانم، پس ميتوانم

87
00:06:17,127 --> 00:06:24,624
بنابراين نگران من نباشيد و دور شويد ، همه شما

88
00:06:42,986 --> 00:06:45,978
من هيچگاه شما را براي اين موضوع نمي بخشم

89
00:07:26,497 --> 00:07:32,732
من با استفاده از داروهاي شما احساس بهتري ميکنم

90
00:07:36,740 --> 00:07:38,105
مشکل چيه؟

91
00:07:43,447 --> 00:07:52,913
اعليحضرت، شما هميشه به مهارت هاي
...ضعيف پزشکي من اعتماد داشتيد

92
00:07:54,424 --> 00:07:58,155
و همواره به من لطفي داشتيد که سزاوارش نبوده ام

93
00:08:01,598 --> 00:08:13,772
ميدانم که يک توهين است، اما با تمام
وجود ميخواهم که شما را نجات دهم

94
00:08:17,180 --> 00:08:26,350
براي يکبار... فقط براي اين بار
لطفاً خواسته اين بنده خود را دنبال کنيد

95
00:08:29,459 --> 00:08:35,864
از آخرين باري که بيرون رفته ام
بيش از يک ماه ميگذرد

96
00:08:36,633 --> 00:08:38,066
...اعليحضرت

97
00:08:38,669 --> 00:08:43,368
آيا گل ها در باغ شکوفه زده اند؟

98
00:08:46,843 --> 00:08:52,145
ميخواهم جايي را ببينم که
آخرين بار با يکديگر قدم زديم

99
00:08:52,182 --> 00:08:57,484
...اعليحضرت، شما ميتوانيد اين کار را بکنيد... پس

100
00:08:57,921 --> 00:09:06,329
شما نميتوانيد اين کار را بکنيد و من هم نميتوانم

101
00:09:08,532 --> 00:09:15,131
مهم نيست مهارت پزشکي شما چقدر خوب است
شما نميتوانيد يک مَرد مُرده را نجات دهيد

102
00:09:17,240 --> 00:09:23,611
و من چون پادشاه هستم، دليلش نيست
که بتوانم صفحه روزگار را برگردانم

103
00:09:27,584 --> 00:09:30,144
آن سرنوشت طولاني هر دوي ما بود

104
00:09:31,188 --> 00:09:35,784
بيماري چيزي نيست
...که يک پزشک آن را مداوا کند و

105
00:09:35,826 --> 00:09:37,919
اين کار توسط بيمار انجام ميشود

106
00:09:43,333 --> 00:09:48,828
اينها الفاظي هستند که در گوش من نجوا ميکنند

107
00:09:52,142 --> 00:09:55,236
زمزمه کلمات شما را، حتي در شب ميشنوم

108
00:09:57,481 --> 00:10:00,917
بنابراين من از ابتدا تا پايان تمرين کردم

109
00:10:07,357 --> 00:10:14,126
نبودم... بيمار خوبي نبودم؟

110
00:10:17,534 --> 00:10:19,161
...اعليحضرت

111
00:10:24,708 --> 00:10:40,318
...بيم هاي فراواني بود
...تنهايي ها... و غمگيني ها

112
00:10:40,357 --> 00:10:51,325
ولي من توانستم به خاطر وجود شما
 تمام آن ها را تحمل کنم

113
00:11:00,277 --> 00:11:09,549
شما واقعاً يک پزشک بزرگ و واقعاً
دوست داشتني هستيد

114
00:11:17,027 --> 00:11:27,904
...اعليحضرت، من هم توانستم صبور باشم

115
00:11:29,272 --> 00:11:36,075
در برابر آن چنان ترس، تنهايي و
غم... به خاطر وجود شما

116
00:11:41,952 --> 00:11:57,926
به عنوان يک پزشک، به عنوان يک زن
...اعليحضرت... استدعا ميکنم

117
00:12:01,004 --> 00:12:10,106
... لطفاً ... لطفاً
لطفاً اجازه بدهيد شما را درمان کنم

118
00:12:13,049 --> 00:12:14,880
...اعليحضرت

119
00:12:37,440 --> 00:12:40,739
...مأموران دستور دادند که حداقل داروها را ببريد

120
00:12:40,777 --> 00:12:43,769
اسيد معده به کبد رسيده
 پس او نميتواند آن را بخورد

121
00:12:43,914 --> 00:12:46,849
حتي دارويي که او حالا ميخورد
به کبد او صدمه ميزند

122
00:12:48,485 --> 00:12:51,386
آيا شما کيک زنجبيل شور و
 موکسا را آماده کرديد؟

123
00:12:51,421 --> 00:12:52,513
بله

124
00:13:03,834 --> 00:13:06,132
بانو، اين تنها راه است؟

125
00:13:06,736 --> 00:13:09,398
اين تنها راه براي درمان پادشاه است؟

126
00:13:17,380 --> 00:13:20,975
اعليحضرت، شما بايد دراز بکشيد

127
00:13:22,586 --> 00:13:28,718
اگر سخنان يانگوم را دنبال کنيد
...ممکن است من دوباره بتوانم زندگي کنم

128
00:13:28,859 --> 00:13:32,090
... بله، اعليحضرت... اما

129
00:13:34,364 --> 00:13:40,564
اما صاحب منصبان شبيه فوج زنبورها
...براي مخالفت با آن زياد خواهند شد و

130
00:13:41,304 --> 00:13:48,233
افسران خروارها تقاضا و فرجام مي آورند
که من حتي قادر به خواندن آن ها نيستم

131
00:13:49,079 --> 00:13:54,244
اعليحضرت، شما بايد بخوابيد

132
00:13:55,585 --> 00:14:02,684
من او را ديدم، اما ميخواهم دوباره يانگوم را ببينم

133
00:14:04,394 --> 00:14:07,886
اعليحضرت، ميخواهيد دوباره او را فرابخوانم؟

134
00:14:09,232 --> 00:14:13,066
اعليحضرت، يانگوم بزرگ دوباره اينجاست

135
00:14:22,946 --> 00:14:26,109
اعليحضرت، چرا شما نشسته ايد؟

136
00:14:41,731 --> 00:14:45,030
اين ممکن است کمي داغ باشد
ولي بايد آن را تحمل کنيد

137
00:15:40,156 --> 00:15:43,819
!اين دستور پادشاه است
...هم اينک به دروازه شمالي برو و

138
00:15:43,860 --> 00:15:45,828
دستورات متصدي کتابخانه را دنبال کن

139
00:15:45,862 --> 00:15:46,920
ببخشيد؟

140
00:15:47,063 --> 00:15:48,530
آن را به سرعت پيگيري کنيد

141
00:15:48,565 --> 00:15:50,089
اين دستور پادشاه است

142
00:16:01,311 --> 00:16:02,869
اين در مورد چه موضوعي هست؟

143
00:16:07,017 --> 00:16:08,211
برويم

144
00:16:37,947 --> 00:16:39,574
چرا شما اين کار را ميکنيد؟

145
00:16:39,816 --> 00:16:43,513
!من پزشک شخصي پادشاه هستم
!من بايد از پادشاه مراقبت کنم

146
00:16:48,425 --> 00:16:49,653
چرا شما خيانت ميکنيد...؟

147
00:16:49,893 --> 00:16:51,622
!من را کجا ميبريد؟

148
00:16:51,861 --> 00:16:53,829
اين دستور كاردار ارشد است؟

149
00:17:40,076 --> 00:17:41,976
آيا به او پنهاني گفتيد؟

150
00:17:42,178 --> 00:17:43,611
...بله، اعليحضرت

151
00:17:44,848 --> 00:17:51,549
ولي اگر شما اينقدر بنشينيد
دوباره توسط يانگوم بزرگ سرزنش ميشويد

152
00:17:52,822 --> 00:17:54,585
لطفاً دراز بکشيد

153
00:17:56,159 --> 00:17:59,287
...مسلماً ... شما درست ميگوئيد

154
00:18:05,301 --> 00:18:09,067
من نگرانم که او تمام سعي خودش
 را بکند و برگردد

155
00:18:10,406 --> 00:18:11,930
...اعليحضرت

156
00:18:35,965 --> 00:18:38,991
او براي سه روز است که مفقود شده؟
چه اتفاقي برايش افتاده؟

157
00:18:39,769 --> 00:18:41,498
...او بايد فرار کرده باشد... چون

158
00:18:41,538 --> 00:18:43,438
او ديگر نميتواند پادشاه را معالجه کند

159
00:18:43,473 --> 00:18:44,872
!چقدر نفرت انگيز

160
00:18:44,908 --> 00:18:46,136
به خاطر اين نيست، آقا

161
00:18:46,176 --> 00:18:50,476
اگر نه، پس چطور او ميتواند از خانه و قصر
براي سه روز گم شده باشد؟

162
00:18:51,214 --> 00:18:53,307
يقيناً نيت پسنديده اي در پشت اين پرده است

163
00:18:53,850 --> 00:18:56,375
او در زمان شيوع طاعون براي چندين
 روز ناپديد شده بود

164
00:18:56,419 --> 00:18:59,183
چون او سعي داشت راهي را بيابد

165
00:18:59,222 --> 00:19:02,350
بله، آقا. او چنين کاري انجام نخواهد داد

166
00:19:02,392 --> 00:19:04,292
يقيناً نيت خوبي در کار است

167
00:19:04,327 --> 00:19:06,852
!يک نيت خوب؟ اما آن آشکار است

168
00:19:07,463 --> 00:19:09,488
...به مأموران قانون ابلاغ کنيد

169
00:19:09,532 --> 00:19:11,796
!يانگوم را فوراً دستگير کنند

170
00:20:47,597 --> 00:20:51,328
افسر سابق "مين جانگ هو" دستور پادشاه
 را تقدير کنيد

171
00:21:46,756 --> 00:21:54,527
به "مين جانگ هو" که همه ملامت ها و تقصيرها را
...در پي اشتباهات من به گردن گرفت

172
00:21:55,932 --> 00:22:08,936
اين تقاضاي آخر من است. با بانوي پزشک
...يانگوم بزرگ به چين برو

173
00:22:10,046 --> 00:22:16,144
از جانب من از او  تشکر کن به
 خاطر تبديل کردن من

174
00:22:18,087 --> 00:22:23,684
از يک شخص ضعيف به يک شخص قوي

175
00:22:24,227 --> 00:22:31,633
تشکر کن از او که از من متنفر نيست
کسي که عشقش را به سويي فرستاد

176
00:22:33,169 --> 00:22:37,196
...و به او بگو متأسفم

177
00:22:38,875 --> 00:22:44,177
که نميتوانم آنهايي که قصد
صدمه زدن به او را دارند متوقف کنم

178
00:22:46,048 --> 00:22:55,923
پس، به سرزمين مينگ در چين برو
جائيکه هيچ کس به تو صدمه اي نخواهد زد

179
00:22:57,560 --> 00:23:06,764
و پزشکي فراگير تا به انسانهاي
 بيشتري کمک کني

180
00:23:16,512 --> 00:23:17,706
من نميتوانم بروم

181
00:23:19,949 --> 00:23:23,612
من پزشک شخصي پادشاه هستم
که مسئوليت سلامتي او بر عهده من است

182
00:23:24,520 --> 00:23:27,182
...پادشاه بيمار است، در رختخواب افتاده

183
00:23:27,290 --> 00:23:34,321
نه، حتي اگر او بميرد من بايد در کنارش باشم

184
00:23:35,097 --> 00:23:36,792
اين دستور پادشاه است

185
00:23:43,339 --> 00:23:46,433
اگر شما الان سوار قايق نشويد
براي رفتن به چين خيلي سخت خواهد بود

186
00:23:50,880 --> 00:23:53,872
فرمان دستگيري او قطعاً تا حالا ابلاغ شده است

187
00:24:12,869 --> 00:24:15,167
....اعليحضرت پادشاه

188
00:24:26,015 --> 00:24:30,475
! ...اعليحضرت

189
00:24:30,653 --> 00:24:31,915
! ...اعليحضرت

190
00:24:36,592 --> 00:24:38,025
دستور پادشاه را اطاعت کنيد

191
00:24:38,060 --> 00:24:39,789
الان ديگر خيلي دير شده

192
00:24:44,767 --> 00:24:46,325
...بانوي پزشک، يانگوم

193
00:25:04,654 --> 00:25:05,484
...بانو يانگوم

194
00:25:05,521 --> 00:25:06,818
!من بايد برم

195
00:25:06,856 --> 00:25:09,381
خير! پادشاه الان مُرده

196
00:25:09,425 --> 00:25:12,292
!نه... نه... هرگز

197
00:25:12,461 --> 00:25:13,450
!اين امکان نداره

198
00:25:13,496 --> 00:25:15,191
!يانگوم بزرگ، يک نگاه به اين بيانداز

199
00:25:15,231 --> 00:25:17,096
آن ها اعلاميه هايي براي دستگيري
! شما ارسال کرده اند

200
00:25:17,133 --> 00:25:19,897
پادشاه در مورد اين موضوع نگران بود
لذا او من را براي کمک به شما فرستاد

201
00:25:19,936 --> 00:25:22,769
او به من گفت دستورش را به هر
 قيمتي شده اجرا کنم

202
00:25:22,805 --> 00:25:26,263
!شما بايد فوراً از اينجا خارج شويد
!عجله کنيد

203
00:25:28,911 --> 00:25:32,574
افسر سابق مين جانگ هو
!آخرين دستور پادشاه را اجرا کنيد

204
00:25:33,382 --> 00:25:34,906
!اين آخرين دستور پادشاه است

205
00:25:35,384 --> 00:25:37,147
!فوراً آن را اجرا کنيد

206
00:25:37,186 --> 00:25:42,385
... آقا ... آقا ... نه... آقا

207
00:25:43,626 --> 00:25:44,888
... آقا

208
00:25:45,861 --> 00:25:47,351
... آقا

209
00:26:33,376 --> 00:26:34,809
(هشت سال بعد (مارس 1550

210
00:26:34,844 --> 00:26:37,278
ششيمن سال سلطنت ميونگ جونگ

211
00:26:48,824 --> 00:26:49,756
!پدر

212
00:26:53,696 --> 00:26:54,924
تو آن را گرفتي؟

213
00:27:00,136 --> 00:27:01,398
مادر کجاست؟

214
00:27:02,772 --> 00:27:04,034
مادر کجاست؟

215
00:27:07,710 --> 00:27:08,699
!مادر

216
00:27:09,345 --> 00:27:10,903
با من بيا

217
00:27:14,116 --> 00:27:16,448
!گفتم، با من بيا

218
00:27:52,421 --> 00:27:55,652
به تو نگفتم که به پدرت کمک کن و درس بخوان؟

219
00:27:56,092 --> 00:27:58,060
من تکاليف امروزم را تمام کردم

220
00:27:59,128 --> 00:28:02,097
به تو نگفتم نزديک آب نرو؟

221
00:28:02,732 --> 00:28:04,461
همه بچه هاي ديگر آنجا ميروند

222
00:28:04,500 --> 00:28:07,230
بو سانگ" و "اين سوک" هم آنجا رفتند"

223
00:28:07,269 --> 00:28:11,569
و "چنگ گان" از من خواست برايش
...چند تا ماهي طلايي بگيرم

224
00:28:12,308 --> 00:28:15,038
چنگ گان"؟"
!او پسر افسر "هانگ" نيست؟

225
00:28:15,845 --> 00:28:17,574
...به تو گفتم که نزديک

226
00:28:17,613 --> 00:28:19,774
!خانواده افسران حکومتي نروي يا نه؟

227
00:28:19,982 --> 00:28:21,916
...شما به من گفتيد

228
00:28:22,051 --> 00:28:24,076
!پس چطور توانستي با آنها بازي کني؟

229
00:28:24,887 --> 00:28:27,981
با اين وجود، وقتي شخص بيماري
آنجا هست شما خودتان آنجا ميرويد

230
00:28:28,023 --> 00:28:29,149
!دامنت رو بلند کن

231
00:28:29,358 --> 00:28:31,588
چرا شما من را از رفتن به آنجا منع ميکنيد؟

232
00:28:31,627 --> 00:28:34,118
من ميدانم چطور اطراف آنجا بروم

233
00:28:34,163 --> 00:28:37,155
تو هنوز نميخواهي به حرف من گوش بدي
اينطور است؟

234
00:28:39,935 --> 00:28:41,459
...تو نبايد اينکار را بکني

235
00:28:41,504 --> 00:28:44,564
سو هوان" به اندازه کافي ماهيچه ساق ندارد"
که بتواند اينگونه ضربات را تحمل کند

236
00:28:44,607 --> 00:28:45,972
!بيا اينجا

237
00:28:47,543 --> 00:28:48,737
!حالا

238
00:28:56,952 --> 00:29:00,888
تو خيلي لجباز هستي... چطور
به حرف مادرت گوش نميکني؟

239
00:29:00,923 --> 00:29:04,689
اما دليل آنکه چرا ما هر روز فرار
ميکنيم به خاطر مادر است

240
00:29:05,327 --> 00:29:09,354
هرگاه کسي مريض هست او هميشه
...براي مداواي آن شخص ميرود

241
00:29:09,398 --> 00:29:13,334
براي همين افراد حکومتي، حاکمان
و افسران دنبال او هستند

242
00:29:14,069 --> 00:29:14,933
تو اين را دوست نداري؟

243
00:29:14,970 --> 00:29:16,562
...موضوع اين نيست که من آن را دوست ندارم

244
00:29:16,605 --> 00:29:17,299
پس چي؟

245
00:29:17,339 --> 00:29:19,466
او فقط مانع من ميشه که آنجا بروم

246
00:29:19,775 --> 00:29:23,939
اين بخاطر اين است که او نگرانه. وقتي او
...بچه بود اشتباهي انجام داد که

247
00:29:23,979 --> 00:29:27,847
پدربزرگ و مادربزرگ در نهايت درگذشتند

248
00:29:27,883 --> 00:29:30,351
اما من قصد ندارم گير بيافتم

249
00:29:30,619 --> 00:29:32,883
من مطمئن هستم که در مورد آن صحبت نميکنم

250
00:29:32,922 --> 00:29:34,890
ولي به هر جهت به حرف مادرت گوش کن

251
00:29:35,724 --> 00:29:39,387
او همه اين موارد را در خردسالي خودش داشته

252
00:29:39,728 --> 00:29:42,162
او ميترسد که تو هم ممکن است به
همان دردسر دچار شوي

253
00:29:42,198 --> 00:29:43,290
خب

254
00:30:17,266 --> 00:30:20,565
مادر، آيا ماهي ميتواند چشمانش را ببندد؟

255
00:30:21,437 --> 00:30:23,462
چرا نميتواند چشم هايش را ببندد؟

256
00:30:24,673 --> 00:30:27,836
آيا ماهي زير آب ميخوابد؟

257
00:30:29,078 --> 00:30:33,139
چطور ميتواند بخوابد
بدون آنکه چشمانش را ببندد؟

258
00:30:33,883 --> 00:30:36,511
حالا که تو به اين موضوع اشاره کردي
 خودم هم کنجکاو شدم

259
00:30:36,685 --> 00:30:40,246
من وقتي چشمهايم را زير آب باز
 ميکنم اذيت ميشوم

260
00:30:40,522 --> 00:30:43,286
چشمهاي ماهي ناراحت نميشود
هنگاميکه آنها را در زير آب باز نگه ميدارد؟

261
00:30:44,059 --> 00:30:50,294
تو درست ميگويي... من بايد سعي کنم
چشمهايش را خودم ببندم

262
00:30:51,267 --> 00:30:53,326
!"مادر ِ "سو هوان"! مادر ِ "سو هوان

263
00:30:53,736 --> 00:30:55,101
!يک دردسر بزرگ

264
00:30:55,137 --> 00:30:56,798
!شما بايد الان آنجا برويد

265
00:30:56,839 --> 00:30:58,773
...عروس خانواده پونگ چوان

266
00:30:58,807 --> 00:31:00,832
...او از ديروز صبح در حال زايمان است

267
00:31:00,876 --> 00:31:04,243
کيسه آبش پاره شده اما هنوز بچه خارج نشده

268
00:31:04,280 --> 00:31:06,612
چطور توانستي اينقدر دير به من اطلاع بدهي؟

269
00:31:06,649 --> 00:31:09,311
...آنها فکر ميکردند که او بدرستي فارغ خواهد شد

270
00:31:09,351 --> 00:31:11,319
ما آماده ايم

271
00:31:14,390 --> 00:31:16,255
بعداً مي بينمتون، پدر

272
00:31:26,902 --> 00:31:29,234
معلم، او هم ميخواهد ياد بگيرد

273
00:31:29,939 --> 00:31:30,701
واقعاً؟

274
00:31:30,739 --> 00:31:32,468
شما واقعاً رايگان آموزش ميدهيد؟

275
00:31:32,908 --> 00:31:35,206
هيچ چيز در اين دنيا رايگان نيست

276
00:31:35,611 --> 00:31:36,669
ببخشيد؟

277
00:31:37,947 --> 00:31:39,437
بياييد داخل

278
00:31:45,688 --> 00:31:47,815
ما تمام حروف داخل اين کتاب را ياد خواهيم گرفت

279
00:31:47,856 --> 00:31:50,017
...اگر شما تمام آن ها را به خاطر بسپاريد

280
00:31:50,059 --> 00:31:52,584
آنوقت اين رايگان خواهد بود، اما
...حتي اگر شما يک اشتباه بکنيد

281
00:31:52,628 --> 00:31:56,029
شما بايد به کار من در تهيه چرم کمک کنيد

282
00:31:56,065 --> 00:31:57,362
ميخواهيد اين کار را بکنيد؟

283
00:31:59,068 --> 00:32:00,365
حتماً، من سعي ميکنم

284
00:32:03,639 --> 00:32:06,005
من ميتوانم او را نجات دهم... لطفاً به من اعتماد کنيد

285
00:32:06,342 --> 00:32:07,536
!غير ممکن است

286
00:32:10,980 --> 00:32:12,140
!بايست

287
00:32:13,449 --> 00:32:14,347
تو کي هستي؟

288
00:32:14,383 --> 00:32:18,183
من آشپز ويژه گنگ داگو از قصر سلطنتي

289
00:32:18,454 --> 00:32:19,318
خب؟

290
00:32:19,355 --> 00:32:21,915
من مخفيانه به دنبال دخترم ميگردم

291
00:32:21,957 --> 00:32:23,117
دخترتان؟

292
00:32:23,158 --> 00:32:25,956
شهر قصابخانه کجاي اين اطراف است؟

293
00:32:25,995 --> 00:32:27,223
و؟

294
00:32:27,529 --> 00:32:29,895
يک بانوي پزشک ماهر اينجاست
 اينطور نيست؟

295
00:32:29,932 --> 00:32:31,923
من در اين مورد چيزي نميدانم

296
00:32:31,967 --> 00:32:33,491
تو نميداني؟

297
00:32:33,535 --> 00:32:34,797
من نميدانم

298
00:32:34,837 --> 00:32:36,134
...من عجله دارم

299
00:32:36,338 --> 00:32:37,828
...هي

300
00:32:38,640 --> 00:32:43,509
...چه بچه عجيبي
...معلوم نيست والدين او کي هستند

301
00:32:43,979 --> 00:32:48,211
من او را نميشناسم، اما
قصابخانه بالاي آن کوهپايه است

302
00:32:48,250 --> 00:32:50,810
واقعاً؟
...اما من شنيدم که اين طرف است

303
00:32:50,853 --> 00:32:52,320
آنطرف است

304
00:32:52,488 --> 00:32:53,386
واقعاً؟

305
00:32:53,422 --> 00:32:56,789
به خاطر اينکه، والدينم به من خوب آموزش ميدهند

306
00:32:58,227 --> 00:33:04,257
چقدر عجيب... او دقيقاً
...شبيه کودکي هاي يانگوم است

307
00:33:15,711 --> 00:33:17,178
!پدر، پدر

308
00:33:21,517 --> 00:33:22,506
پدر

309
00:33:23,385 --> 00:33:24,409
چيه؟

310
00:33:24,453 --> 00:33:25,681
!يک مشکل

311
00:33:25,854 --> 00:33:29,688
مردم ميخواهند مادر را تحويل حکومت دهند

312
00:33:29,725 --> 00:33:30,692
!چي؟

313
00:33:30,726 --> 00:33:33,320
همچنين يک غريبه دنبال مادر ميگردد

314
00:33:53,949 --> 00:33:54,973
!نه! هرگز

315
00:33:55,017 --> 00:33:56,507
...مهم نيست تو با من چکار ميکني

316
00:33:56,552 --> 00:33:58,645
ما بايد مادر و بچه را نجات بدهيم

317
00:33:58,687 --> 00:34:00,416
اجازه بده من مادر را ببينم

318
00:34:00,456 --> 00:34:01,889
...بچه سر و ته است

319
00:34:01,924 --> 00:34:04,859
اگر آنها را رها کنيم هر دو خواهند مُرد

320
00:34:04,893 --> 00:34:05,917
!ساکت باش

321
00:34:05,961 --> 00:34:08,429
!او آشکارا سعي دارد آنها را بکشد، پدر

322
00:34:08,464 --> 00:34:10,261
...اوه ، نه، هرگز

323
00:34:10,299 --> 00:34:11,994
!شکم او را چاک دهيد و براي بچه بازش کنيد؟

324
00:34:12,034 --> 00:34:13,160
!او مغز ندارد

325
00:34:13,202 --> 00:34:14,931
!درسته! او شرور است

326
00:34:14,970 --> 00:34:16,904
!اوه، نه... اين درست نيست

327
00:34:16,939 --> 00:34:19,499
!او را فوراً تحويل پليس دهيد

328
00:34:19,541 --> 00:34:20,337
بله، پدر

329
00:34:20,375 --> 00:34:26,541
اوه، آقا! لطفاً آرام باشيد. آيا او
درد زانوي شما را بطور کامل علاج نکرد؟

330
00:34:26,582 --> 00:34:28,675
اما ابتدا شما به او چي گفتيد؟

331
00:34:28,717 --> 00:34:31,811
شما عصباني بوديد که او نيش
زنبور را در زانوي شما فرو کرد

332
00:34:31,854 --> 00:34:33,515
ولي اکنون حال شما چطور است؟

333
00:34:33,555 --> 00:34:36,115
حالا شما ميتوانيد قدم بزنيد
شما خيلي بهتر هستيد

334
00:34:36,158 --> 00:34:40,492
بله درسته، اما چطور کسي ميتواند
شکم يک شخص زنده را باز کند؟

335
00:34:40,529 --> 00:34:42,463
"تو، آنجا، مادر ِ "کيوم شوگ

336
00:34:42,498 --> 00:34:46,161
چه کسي تورم بدن تو را که
ده سال درد داشت درمان کرد؟

337
00:34:46,201 --> 00:34:48,362
...هيچ پزشکي قادر به کمک به تو نبود

338
00:34:48,403 --> 00:34:51,270
اما مادر ِ "سو هوان" اينکار را کرد، نکرد؟

339
00:34:51,306 --> 00:34:54,070
و چه کسي بيماري کودک تو را درمان کرد؟

340
00:34:54,109 --> 00:34:57,670
!و شما؟ و شما، پدر ِ يونگ پاون

341
00:34:57,713 --> 00:35:01,240
آيا آن دليل موجهي براي باز کردن
!شکم يک شخص زنده هست؟

342
00:35:01,283 --> 00:35:04,844
نه، واقعاً نه، اما شما نسبت به مادر
...سو هوان خيلي بيرحمانه برخورد کرديد

343
00:35:04,887 --> 00:35:06,047
!صحبت هاي غير ضروري کافيست

344
00:35:06,088 --> 00:35:08,386
!اين حرف هاي فريبنده را به پليس بزنيد

345
00:35:08,423 --> 00:35:09,082
!بله، پدر

346
00:35:09,124 --> 00:35:12,582
...نه! او بايد بچه را نجات دهد

347
00:35:12,628 --> 00:35:14,858
!همين الان او را از اينجا ببريد

348
00:35:14,897 --> 00:35:17,559
اول اين شخص را نجات دهيد و
بعد من را به پليس تحويل دهيد

349
00:35:17,599 --> 00:35:21,228
اگر شما آنها را در اين وضع رها کنيد
 آنها مي ميرند

350
00:35:21,270 --> 00:35:24,137
آيا من گوساله را با باز کردن شکم
گاو نجات ندادم؟

351
00:35:24,173 --> 00:35:25,538
همه شما آن را ديديد، درسته؟

352
00:35:25,574 --> 00:35:28,065
!شما ميگوييد که همسر من گاو است؟

353
00:35:28,110 --> 00:35:30,010
من ميگويم که شبيه به انسان است

354
00:35:30,045 --> 00:35:31,069
چرا شما ...؟

355
00:35:31,113 --> 00:35:32,546
!چکار ميکني؟

356
00:35:32,581 --> 00:35:35,812
!او را به پليس تحويل دهيد

357
00:35:40,322 --> 00:35:42,290
!نه! اينکار را نکنيد

358
00:35:42,624 --> 00:35:43,886
!دردسر بزرگ

359
00:35:44,526 --> 00:35:45,857
!مصيبت بزرگ

360
00:35:46,228 --> 00:35:47,923
!مصيبت بزرگ

361
00:35:54,203 --> 00:35:56,228
!آنها را بگيريد! آنها را بگيريد

362
00:36:02,010 --> 00:36:03,978
!اجازه دهيد چيزي از شما بپرسم

363
00:36:04,012 --> 00:36:05,946
..."يک نفر از "دال سونگ سو

364
00:36:09,384 --> 00:36:12,114
!لطفاً، گوش کنيد

365
00:36:47,389 --> 00:36:49,357
...من به وضوح ديدم آنها اينجا آمدند

366
00:36:51,126 --> 00:36:53,060
!من دنبال کسي ميگردم

367
00:36:53,095 --> 00:36:56,155
اسمش "يانگوم" است

368
00:36:56,198 --> 00:36:58,291
!يانگوم

369
00:37:02,604 --> 00:37:04,037
!راه "هان يانگ" کدام است؟

370
00:37:05,607 --> 00:37:08,041
!من دنبال راهي به سوي خانه هستم

371
00:37:08,844 --> 00:37:10,311
!يکي؟

372
00:37:10,479 --> 00:37:12,504
واقعاً؟ شما يانگوم را ديديد؟

373
00:37:12,547 --> 00:37:16,244
هشت سال از زمانيکه يانگوم را ديدم ميگذرد
ولي من فقط پشت او را ديدم

374
00:37:16,285 --> 00:37:18,253
!پس او زنده است! او زنده است

375
00:37:18,387 --> 00:37:19,285
...ميدانستم

376
00:37:19,321 --> 00:37:23,348
!او زنده بود، او مشغول مداواي بيماران بود

377
00:37:23,392 --> 00:37:24,450
... يقيناً

378
00:37:24,493 --> 00:37:26,859
يقيناً ... چون او يانگوم است

379
00:37:26,895 --> 00:37:30,092
من هرگز تصور نميکردم چيزي از او بشنوم
...از آنجا که من فکر ميکردم او در چين است

380
00:37:30,132 --> 00:37:37,971
ولي وقتي من بعد از هشت سال دوباره
راجع به او شنيدم به رقص در آمدم

381
00:37:38,840 --> 00:37:41,240
...گريه را متوقف کن و بيشتر براي ما بگو

382
00:37:41,276 --> 00:37:43,938
...من فکر کنم او الان يک دختر دارد

383
00:37:45,013 --> 00:37:46,480
يانگوم يک دختر دارد؟

384
00:37:46,515 --> 00:37:48,176
نوه ما؟

385
00:37:48,550 --> 00:37:50,484
او بايد به زيبايي يانگوم باشد

386
00:37:50,519 --> 00:37:52,783
حال آقاي مين جانگ هو هم خوب بود؟

387
00:37:53,055 --> 00:37:55,683
دقيقاً او را نديدم
اما به نظر خوب مي آمد

388
00:37:55,724 --> 00:37:59,660
من کنجکاوم که آيا آنها خوب ميخورند

389
00:37:59,695 --> 00:38:02,129
...نگران نباش. يانگوم شبيه من است

390
00:38:02,164 --> 00:38:04,860
پس هر کجا که برود مشکلي نخواهد داشت

391
00:38:04,900 --> 00:38:07,801
بله. از آنجا که او در چوسان
است دوباره با شما برخورد ميکند

392
00:38:07,836 --> 00:38:09,565
بله، يقيناً

393
00:38:09,604 --> 00:38:15,338
کِي؟ من نميدانم کِي مي ميرم
کِي؟! کِي؟

394
00:38:15,377 --> 00:38:17,971
واقعاً؟ واقعاً؟
او واقعاً يانگوم را ديده است؟

395
00:38:18,013 --> 00:38:20,948
بله، آقاي گنگ او را از دور ديده است

396
00:38:20,982 --> 00:38:24,076
پس او مطمئناً در چوسان است

397
00:38:24,119 --> 00:38:25,279
بله

398
00:38:25,420 --> 00:38:28,150
اما من از اينکه شنيدم او در حال فرار
بوده است احساس خوبي ندارم

399
00:38:28,190 --> 00:38:29,555
من هم

400
00:38:29,991 --> 00:38:33,518
حتي با وجود اينکه من در اين رتبه هستم
نميتوانم برايش کاري بکنم

401
00:38:35,697 --> 00:38:37,858
...چند وقت پيش صحبت او بود

402
00:38:37,899 --> 00:38:39,696
...واکنش چنداني نبود

403
00:38:39,735 --> 00:38:41,498
!بانوي من! چه بسا؟

404
00:38:42,504 --> 00:38:44,768
!بانوي من، به هيچ وجه، هرگز

405
00:38:44,806 --> 00:38:46,831
!خير، بانو، شما نميتوانيد اينکار را بکنيد

406
00:38:46,875 --> 00:38:49,207
...من بايد اينجا بنشينم در حاليکه يانگوم

407
00:38:49,244 --> 00:38:50,677
زندگيش در خطر است؟

408
00:38:50,712 --> 00:38:52,771
بله، فقط ساکت باشيد
...ما نميدانيم چه چيزي

409
00:38:52,814 --> 00:38:57,217
در سرش ميگذرد، آيا اگر شما اين
را بيان کنيد او به جوش مي آيد؟

410
00:38:57,252 --> 00:38:59,777
بله، او اين روزها خيلي ترسناک شده است

411
00:39:00,655 --> 00:39:02,179
ششيمن سال سلطنت ميونگ جونگ

412
00:39:02,224 --> 00:39:03,714
معاون مادر پادشاه

413
00:39:03,759 --> 00:39:04,987
خوش آمديد

414
00:39:15,470 --> 00:39:20,840
شما براي ملاقات من اين چنين زمان ميگذاريد
بنابراين خيالم هميشه راحت است

415
00:39:20,876 --> 00:39:22,343
سپاسگزارم، سرورم

416
00:39:22,577 --> 00:39:25,375
من چطور ميتوانم مهرباني هاي
شما را فراموش کنم؟

417
00:39:25,981 --> 00:39:30,213
بعد از مرگ پادشاه من بايد
...قصر را ترک ميکردم

418
00:39:30,252 --> 00:39:33,744
ولي شما مرا در اين رتبه نگهداشتيد

419
00:39:34,156 --> 00:39:38,354
"مهرباني؟ پادشاه سابق به شما خيلي
 توجه ميکرد "سوک وون

420
00:39:38,393 --> 00:39:41,658
من بعضي مواقع فکر ميکنم شما
خواهر کوچک من هستيد

421
00:39:41,696 --> 00:39:44,164
همه اينها به خاطر خوبي شماست

422
00:39:44,199 --> 00:39:45,791
متشکرم، سرورم

423
00:39:50,672 --> 00:39:51,934
...سرورم

424
00:39:52,741 --> 00:39:58,805
شما قطعاً بيش از هر کس ديگري
آرزوهاي پادشاه سابق را ميشناسيد

425
00:40:00,115 --> 00:40:04,449
او به وضوح تمايلش را ابراز کرد
با وجود اينکه مخالف با قوانين دربار بود

426
00:40:04,653 --> 00:40:06,177
سوک وون قصد داري چه چيزي را بيان کني؟

427
00:40:06,621 --> 00:40:10,614
سرورم، لطفاً از آرزوي پادشاه سابق تجليل کنيد

428
00:40:12,928 --> 00:40:14,259
در مورد چي صحبت ميکني؟

429
00:40:14,696 --> 00:40:16,129
....لطفاً موقعيت و مرتبه

430
00:40:16,164 --> 00:40:20,260
پزشک سابق بانو يانگوم و افسر
مين جانگ هو را بازگردانيد

431
00:40:21,269 --> 00:40:23,635
يانگوم در سرزمين "مينگ" چين نيست؟

432
00:40:23,672 --> 00:40:27,233
البته که اگر او در چوسان بود
!من فوراً مقام او را باز ميگرداندم

433
00:40:27,275 --> 00:40:29,800
!سرورم، او در چوسان است

434
00:40:29,945 --> 00:40:31,435
چي؟ درست است؟

435
00:40:31,480 --> 00:40:36,315
بله، همينطور است سرورم. من شنيدم
که او در چوسان طبابت ميکند

436
00:40:36,351 --> 00:40:38,979
...ولي چون او در فرار است، زندگي اش

437
00:40:39,020 --> 00:40:41,284
اينگونه است؟ او در چوسان است؟

438
00:40:48,330 --> 00:40:51,026
من بايد قبل از اينکه او بيدار شود بروم

439
00:40:51,166 --> 00:40:54,135
چنين مسير طولاني اي؟ مطمئن هستي؟

440
00:40:54,169 --> 00:40:57,400
نگران نباش. من پس از بازگشت آسوده ام

441
00:41:00,075 --> 00:41:06,344
من متأسفم که تو همه پول هايي که
درمي آوري خرج خريد داروهاي بيماران من ميکني

442
00:41:06,381 --> 00:41:09,407
من حالا ميفهمم چرا يانگ دوک
...هميشه به تو آن را ميگفت

443
00:41:09,451 --> 00:41:10,918
او چي ميگفت؟

444
00:41:10,952 --> 00:41:13,944
اينقدر حرف هاي قشنگ نزن و فقط کار کن

445
00:41:17,425 --> 00:41:19,620
...دلم براي همه آنها تنگ شده

446
00:41:21,029 --> 00:41:24,021
ما نامه اي به آقاي گنگ نوشتيم
پس او اينجا خواهد بود

447
00:41:25,367 --> 00:41:28,302
با سرعت برو. اگر سو هوان بلند شود
دوباره نگران و آشفته خواهد شد

448
00:41:28,904 --> 00:41:31,600
لجاجت او دقيقاً شبيه تو است

449
00:41:33,408 --> 00:41:34,807
بعداً مي بينمت

450
00:41:46,154 --> 00:41:47,280
!مادر

451
00:41:49,524 --> 00:41:52,493
!چرا تو به حرف من گوش نميدي؟

452
00:41:52,527 --> 00:41:55,621
شما هم به حرف من گوش نميدهيد

453
00:41:57,599 --> 00:41:59,829
پس تو از مادرت متنفري؟

454
00:41:59,868 --> 00:42:03,634
!اوه، نه
!مادر من در کل دنيا بهترين است

455
00:42:04,172 --> 00:42:05,764
...فقط کلمات شيرين

456
00:42:05,807 --> 00:42:08,071
مادر، کلمه شيرين يعني چي؟

457
00:42:12,047 --> 00:42:16,541
کلمه شيرين يک کلمه قلقلک آور است، شبيه
وقتيکه يک حشره روي صورتت حرکت ميکنه

458
00:42:16,585 --> 00:42:18,485
يک کلمه قلقلک آور؟

459
00:42:24,926 --> 00:42:26,393
!خانم بزرگ

460
00:42:29,397 --> 00:42:33,731
خانم بزرگ! سو هوان اينجاست

461
00:42:34,402 --> 00:42:38,566
تو دوباره اين همه راه را طي کردي؟

462
00:42:38,707 --> 00:42:42,700
سخت نبود. حتي پاهاي من خسته نشدند

463
00:42:43,778 --> 00:42:45,643
چکار ميکنيد؟

464
00:42:45,680 --> 00:42:47,648
من خيلي بهتر شدم

465
00:42:47,682 --> 00:42:52,176
من ديگر زياد سرفه نميکنم و درد
پاهايم کمتر شده است

466
00:42:53,088 --> 00:42:55,579
شما همه داروها را از ديروز
 استفاده کرديد، درسته؟

467
00:42:58,326 --> 00:43:04,390
من خيلي سپاسگزارم
ولي من چيزي ندارم که به شما بدهم

468
00:43:04,432 --> 00:43:09,028
خانم بزرگ، اگر شما به گريه کردن ادامه دهيد
...او خيلي دردناک تر شما را طب سوزني ميکند

469
00:44:10,965 --> 00:44:13,934
وقتي بزرگ شدي قصد داري چکاره شوي؟

470
00:44:13,968 --> 00:44:15,128
يک مادر

471
00:44:15,170 --> 00:44:16,262
يک مادر؟

472
00:44:16,304 --> 00:44:22,937
بله، مادري که مثل شما زيبا باشد
خوب آشپزي کند و انسان ها را نجات دهد

473
00:44:23,511 --> 00:44:25,376
...پس پدرت نا اميد خواهد شد

474
00:44:25,413 --> 00:44:30,476
اين خيلي بد است. من يک دخترم
پس نميتونم پدر باشم

475
00:44:37,258 --> 00:44:38,953
!مادر، من را مخفي کن

476
00:44:40,795 --> 00:44:41,853
چي شده؟

477
00:44:41,896 --> 00:44:43,693
!عجله کن

478
00:44:53,408 --> 00:44:56,571
!دردسر بزرگ، سو هوان ناپديد شده

479
00:44:57,812 --> 00:45:00,042
!من نتوانستم او را پيدا کنم

480
00:45:01,182 --> 00:45:02,206
!پدر

481
00:45:02,851 --> 00:45:05,684
!چرا تو؟ وقتي ميخواستي بري بايد به من ميگفتي

482
00:45:05,720 --> 00:45:08,245
آنوقت شما ديگر به من اجازه رفتن نميداديد

483
00:45:08,389 --> 00:45:10,289
!چرا تو...؟! بيا اينجا

484
00:45:18,867 --> 00:45:22,530
من بايد از مادرت بخواهم تو را طب سوزني
کند تا تو بتواني به خوبي حرف گوش کني

485
00:45:22,570 --> 00:45:23,628
واقعاً؟

486
00:45:23,671 --> 00:45:27,630
اگر او يکبار ديگر اينکار را کرد
لطفاً او را طب سوزني کن

487
00:45:27,675 --> 00:45:28,573
بله

488
00:45:29,043 --> 00:45:31,511
متأسفم. ديگر اينکار را نميکنم

489
00:45:31,546 --> 00:45:34,310
مادر، تو اينکار را نميکني، ميکني؟

490
00:45:59,908 --> 00:46:01,239
!لطفاً آنها را عفو کنيد

491
00:46:01,276 --> 00:46:02,937
!لطفاً براي اين بار آنها را ببخشيد

492
00:46:02,977 --> 00:46:05,912
!پدر و مادر من اشتباهي نکردند

493
00:46:05,947 --> 00:46:08,780
پدر و مادر من انسانهاي خوبي هستند

494
00:46:08,817 --> 00:46:10,978
!لطفاً آنها را عفو کنيد

495
00:46:11,019 --> 00:46:11,986
!آقا

496
00:46:13,454 --> 00:46:15,422
متأسفم که شما را شگفت زده کردم

497
00:46:16,391 --> 00:46:19,326
آنها احتمالاً فرمان را بدرستي نفهميدند
و خانه شما را جستجو کردند

498
00:46:20,495 --> 00:46:21,427
چکار ميکنيد؟

499
00:46:21,462 --> 00:46:22,622
!فوراً آنها را همراهي کنيد

500
00:46:28,469 --> 00:46:30,937
مادر پادشاه فرمان داده است که به قصر بازگرديد

501
00:46:35,376 --> 00:46:37,003
به پيش برويد و سوار شويد، جناب مين

502
00:46:42,116 --> 00:46:44,641
مادر، ما سوار اين ميشويم؟

503
00:46:44,686 --> 00:46:45,812
!بله

504
00:46:46,087 --> 00:46:48,351
ما براي رفتن به زندان سوار چنين
 تخت گل زده اي ميشويم؟

505
00:47:05,440 --> 00:47:07,431
مادر، خيلي زيباست

506
00:47:07,475 --> 00:47:08,499
واقعاً؟

507
00:47:08,543 --> 00:47:10,909
ما واقعاً ميخواهيم به قصر برويم؟

508
00:47:10,945 --> 00:47:11,741
...البته

509
00:47:11,779 --> 00:47:15,442
!اميدوارم هر چه زودتر به آنجا برسيم

510
00:48:04,032 --> 00:48:06,830
مادر، اين بچه ها کي هستند؟

511
00:48:07,602 --> 00:48:12,232
آنها عروس بانوهاي کوچکي هستند
که در آينده بانوهاي دربار ميشوند

512
00:48:12,273 --> 00:48:15,208
بانوهاي دربار؟
پس آنها در قصر زندگي ميکنند؟

513
00:48:15,243 --> 00:48:16,835
...البته

514
00:48:17,045 --> 00:48:19,741
واقعاً؟! انسانها ميتوانند اينجا زندگي کنند؟

515
00:48:19,781 --> 00:48:20,839
درست است

516
00:48:21,616 --> 00:48:24,642
مادر، چطور رنگ لباس هاي آنها متفاوت است؟

517
00:48:24,986 --> 00:48:27,386
چه روبان هاي عجيبي به سر دارند

518
00:48:28,156 --> 00:48:32,456
اين بانوها چه چيزهاي عجيبي به سر دارند

519
00:48:33,294 --> 00:48:36,263
چقدر آدم اينجاست

520
00:48:37,131 --> 00:48:38,996
...آنها حتي يک درياچه دارند

521
00:48:39,033 --> 00:48:40,432
...برويم

522
00:49:28,716 --> 00:49:30,616
!سرور شما مادر پادشاه اينجاست

523
00:49:34,689 --> 00:49:37,556
... يانگوم، واقعاً تو هستي، واقعاً

524
00:49:38,726 --> 00:49:39,818
!بانوي من

525
00:49:41,129 --> 00:49:43,324
بسيار خوب. بلند شو

526
00:49:45,433 --> 00:49:47,901
...بايد خيلي به شما سخت گذشته باشد

527
00:49:48,202 --> 00:49:50,102
محبت شما بي پايان است

528
00:49:50,938 --> 00:49:54,101
چرا شما مخفيانه زندگي ميکرديد
در حاليکه ميتوانستيد با من تماس بگيريد؟

529
00:49:59,747 --> 00:50:05,344
من به خاطر بي توجهي به بيماري
 پادشاه سابق، سزاوار مرگم

530
00:50:05,753 --> 00:50:07,243
سزاوار مرگ؟

531
00:50:07,288 --> 00:50:11,691
پادشاه سابق از کوشش هاي صادقانه شما
تا لحظه آخر براي درمان خودش مطلع بود

532
00:50:20,201 --> 00:50:23,500
...و پادشاه سابق از مين جانگ هو سپاسگزار بود

533
00:50:23,538 --> 00:50:26,439
به خاطر پاسداري از آرزوي او تا آخرين لحظات

534
00:50:27,542 --> 00:50:30,477
قلب او به خاطر قبول درخواست
...مأموران براي ممانعت

535
00:50:30,511 --> 00:50:34,311
از بازگرداندن موقعيت شما
در دوران خود و پس از آن بي تاب بود

536
00:50:37,785 --> 00:50:41,016
..."ولي به جهت مرگ زود هنگام پادشاه "اين جونگ

537
00:50:41,055 --> 00:50:44,183
ديگر مشکلي براي بازگرداندن مقام شما وجود ندارد

538
00:50:46,894 --> 00:50:50,523
پس من هم اکنون موقعيت شما را بازميگردانم

539
00:50:54,335 --> 00:50:56,428
افسر مين جانگ هو، شما
ديگر نيازي به رفتن به تبعيدگاه نداريد

540
00:50:56,471 --> 00:50:59,269
و بعنوان افسر درجه سوم دربار منصوب ميشويد

541
00:50:59,540 --> 00:51:03,806
و يانگوم به عنوان بانوي پزشک، يانگوم بزرگ
به رتبه خود بازگردانده ميشود

542
00:51:06,414 --> 00:51:07,642
...سرورم

543
00:51:33,574 --> 00:51:38,876
من ميدانم که پادشاه سابق از شما سپاسگزار بود
اما من نيز از شما سپاسگزارم

544
00:51:39,881 --> 00:51:42,941
اگر شما جان پسر من را نجات نميداديد
...شاهزاده کيانگ وون

545
00:51:42,984 --> 00:51:45,851
ما هم اکنون چطور ميتوانستيم
پادشاه به تخت نشسته داشته باشيم؟

546
00:51:46,120 --> 00:51:47,951
بانوي من، شما خيلي مهربان هستيد

547
00:51:48,589 --> 00:51:50,750
...مقام شما در اينجا بازگردانده شد

548
00:51:50,791 --> 00:51:54,090
من شنيده ام هنگاميکه شما در حال فرار بوديد
...هنوز مداواي بيماران را فراموش نکرده بوديد

549
00:51:54,128 --> 00:51:56,289
پس حالا با من بمان و از من مراقبت کن

550
00:51:56,330 --> 00:51:59,128
و به بانوان پزشک در دربار آموزش بده

551
00:52:03,237 --> 00:52:05,102
تمام اين سالها شما چطور زندگي ميکرديد؟

552
00:52:05,439 --> 00:52:07,669
....ما هر جا که ميتوانستيم پيدا کنيم زندگي ميکرديم

553
00:52:07,708 --> 00:52:10,506
من چيزهاي بسياري ياد گرفتم که
هرگز در دربار فرا نگرفته بودم

554
00:52:10,711 --> 00:52:15,171
به چيزهايي که قبلاً اتفاق افتاده ديگر فکر نکن
من ميدانم که شما در آن زمان راه ديگري نداشتيد

555
00:52:15,216 --> 00:52:18,811
من همواره احساس گناه ميکردم که
مقابل خواسته شما ايستادم

556
00:52:18,853 --> 00:52:22,345
نگران نباش، همه چيز سر
جاي خودش برگشته است

557
00:52:22,390 --> 00:52:23,379
بي گمان

558
00:52:23,891 --> 00:52:27,691
شما بايد دوباره وارد حکومت شويد
و به هدف نهايي خود برسيد

559
00:52:27,728 --> 00:52:31,255
بله، اينکار را بکن
...با وجود اينکه شما در بند بوديد

560
00:52:31,299 --> 00:52:33,824
با پادشاهان گذشته، ولي اکنون کاملاً رها هستيد

561
00:52:37,605 --> 00:52:41,871
يانگوم، چرا با ما تماس نگرفتي؟
تو بي دليل رنج کشيدي

562
00:52:41,909 --> 00:52:44,707
من احساس خشنودي ميکنم که خيلي
کارهايي را که دوست داشتم انجام دادم

563
00:52:44,745 --> 00:52:48,306
چطور تو ميتوانستي خوشنود باشي
وقتيکه مخفيانه در ترس و وحشت زندگي ميکردي؟

564
00:52:48,349 --> 00:52:50,510
همه اين سال ها... واقعاً من خوشحال بودم

565
00:52:50,885 --> 00:52:55,652
...خيلي تعجب آوره
او خيلي مثل مادرش باهوش است

566
00:52:56,123 --> 00:52:57,454
ميتوانم بپرسم شما کي هستيد؟

567
00:52:57,491 --> 00:52:59,721
من بانوي اول آشپزخانه هستم

568
00:53:00,061 --> 00:53:02,723
...مادرم به من گفته که بانوي اول شخصي است

569
00:53:02,763 --> 00:53:05,561
والا مقام و داراي مراتب احترام

570
00:53:05,933 --> 00:53:07,127
واقعاً؟

571
00:53:07,868 --> 00:53:09,597
من هم بانوي آشپزخانه هستم

572
00:53:09,637 --> 00:53:13,573
شما همان بانويي هستيد که هر روز
غذاهاي خوشمزه ميخورد، درسته؟

573
00:53:13,808 --> 00:53:15,571
!چه بانمک

574
00:53:16,177 --> 00:53:17,542
...من يک بانوي پزشک هستم

575
00:53:17,578 --> 00:53:20,638
مادر من هم بانوي آشپزخانه و
هم يک بانوي پزشک بود

576
00:53:20,681 --> 00:53:22,171
مادر درسته؟

577
00:53:22,717 --> 00:53:24,514
!او خيلي باهوش است

578
00:53:24,785 --> 00:53:27,276
به خاطر اينکه او شبيه يانگوم است

579
00:53:27,321 --> 00:53:29,516
پدرم هم هميشه اين را بهم ميگويد

580
00:53:30,424 --> 00:53:31,516
چي را؟

581
00:53:31,559 --> 00:53:33,618
اين که من شبيه مادرم هستم

582
00:53:37,465 --> 00:53:38,989
!خوش آمديد

583
00:53:41,736 --> 00:53:43,363
شما هيچ تغييري نکرديد

584
00:53:43,838 --> 00:53:46,136
هنوز به زيبايي قبل هستيد

585
00:53:49,277 --> 00:53:51,211
اين سالها بايد به شما سخت گذشته باشد

586
00:53:51,245 --> 00:53:53,236
چطور جرأت کنم اين را بگويم
به خاطر آن گناه بزرگي که مرتکب شدم

587
00:53:54,115 --> 00:53:56,948
من شنيدم که تمام اين سال ها شما
مشغول تمرين مهارت هاي پزشکي بوديد

588
00:53:56,984 --> 00:53:59,851
...بله، پس از اينکه از قصر خارج شدم

589
00:53:59,887 --> 00:54:03,186
من تصادفاً به بيماري هاي ناشناخته
فراواني برخوردم که مرا شگفت زده کرد

590
00:54:03,224 --> 00:54:06,625
اين فوق العاده است. از آنجا که
...شما دوباره به قصر بازگشتيد

591
00:54:06,661 --> 00:54:09,528
لطفاً به بانوان پزشک و همچنين ما آموزش دهيد

592
00:54:09,730 --> 00:54:13,496
آموزش؟ من هنوز مشغول يادگيري هستم

593
00:54:13,534 --> 00:54:14,466
لطفاً يادگيري را متوقف کنيد

594
00:54:14,502 --> 00:54:16,561
براي ما خيلي سخت است که به شما برسيم

595
00:54:19,206 --> 00:54:20,639
خداي من

596
00:54:24,211 --> 00:54:25,508
بازگشت شما را تبريک ميگوييم

597
00:54:30,084 --> 00:54:32,450
...زمان طولاني بود

598
00:54:32,486 --> 00:54:35,580
بله... شماها چطوريد؟

599
00:54:36,357 --> 00:54:40,817
هنگاميکه شما دور بوديد، هر دو پادشاه در گذشتند

600
00:54:40,861 --> 00:54:44,092
بيمارستان بارها به مشکلات متعددي برخورد

601
00:54:44,131 --> 00:54:46,964
ولي اين روزها همه چيز رضايت بخش است

602
00:54:48,269 --> 00:54:51,636
من هم پيشرفت کردم و سرپرست
 بانوان پزشک شدم

603
00:54:51,906 --> 00:54:55,171
من خيلي از کتاب هايي که شما قبلاً
خوانده بوديد خواندم

604
00:54:56,577 --> 00:54:59,512
لطفاً تکريم ما را بپذيريد
!اوه، نه، لطفاً اينکار را نکنيد

605
00:54:59,547 --> 00:55:01,572
...لطفاً بنشينيد

606
00:55:01,615 --> 00:55:04,209
شما همواره به همسر من
مثل دخترتان توجه ميکرديد، درسته؟

607
00:55:04,251 --> 00:55:06,185
...نه، نه، اينطور نيست

608
00:55:06,220 --> 00:55:08,211
اگر چه ما به او مثل دخترمان
...نگاه ميکرديم، ولي ما فقط

609
00:55:08,255 --> 00:55:11,452
پدر و مادر خانم من
لطفاً احترام ما را با ميل بپذيريد

610
00:55:11,659 --> 00:55:13,024
مادر خانم؟

611
00:55:13,260 --> 00:55:14,454
پدر خانم؟

612
00:55:14,929 --> 00:55:16,897
بله، پدر و مادر

613
00:55:17,598 --> 00:55:18,826
...عزيزم

614
00:55:20,234 --> 00:55:22,168
شما بايد واقعاً خوشحال باشيد

615
00:55:22,570 --> 00:55:25,596
پس ما مجبوريم اين را بپذيريم
پيشقدم شويد و اينکار را بکنيد

616
00:55:43,023 --> 00:55:45,287
سو هوان، بيا و احترام بگذار

617
00:55:52,800 --> 00:55:54,495
من "مين سو هوان" هستم

618
00:55:56,303 --> 00:55:57,463
تو هستي...؟

619
00:55:58,205 --> 00:56:00,036
شما پدربزرگ من هستيد؟

620
00:56:00,875 --> 00:56:01,864
چي شده؟

621
00:56:01,909 --> 00:56:04,309
وقتي من دنبال يانگوم ميگشتم
...او را ديدم

622
00:56:04,345 --> 00:56:05,744
نوه من

623
00:56:05,913 --> 00:56:08,541
پس اين همان دختر است؟

624
00:56:11,952 --> 00:56:14,546
در سالهاي اخير من راهي براي درمان
روان پريشي يافتم

625
00:56:15,189 --> 00:56:19,785
من هم روشي براي درمان
ناهنجاري هاي تعادلي يافتم

626
00:56:19,827 --> 00:56:21,089
من هم اين را ميدانم

627
00:56:21,228 --> 00:56:23,025
چيزي در مورد وبا ميداني؟

628
00:56:23,063 --> 00:56:25,827
...البته، علت آن سموم محيطي است

629
00:56:25,866 --> 00:56:28,664
يا کمبود تغذيه است

630
00:56:30,871 --> 00:56:32,361
بايد لحظات سختي براي شما بوده باشد

631
00:56:32,640 --> 00:56:35,734
شما بايد بگوييد، چطور يک پزشک
!ميتواند از سختي زندگي بترسد؟

632
00:56:37,311 --> 00:56:40,144
آيا شما قصد داريد به قصر بازگرديد؟

633
00:56:47,588 --> 00:56:50,989
وزير چپ اميدوار است که من به اداره بازگردم

634
00:56:51,892 --> 00:56:53,291
برنامه ات چيست؟

635
00:56:56,997 --> 00:57:01,127
در واقع مادر پادشاه هم از من
خواسته تا در قصر بمانم

636
00:57:02,503 --> 00:57:03,800
تصميم تو چيست؟

637
00:57:24,158 --> 00:57:26,592
موفق شدي همه دوستانت را ملاقات کني؟

638
00:57:26,627 --> 00:57:31,530
بله. به خاطر لطف شما
موفق شدم همه را ملاقات کنم

639
00:57:32,600 --> 00:57:36,263
من مطمئنم همانطور که من از ديدن
شما خوشحالم آنها هم خوشحالند

640
00:57:37,171 --> 00:57:40,800
به هر حال اين فقط به خاطر شما نيست
امروز روز تولد ملکه است

641
00:57:41,041 --> 00:57:44,841
بنابراين ما يک جشن ترتيب داديم
من براي شما هم يک جايگاه آماده کرده ام

642
00:57:44,879 --> 00:57:46,107
اجازه بده با هم به آنجا برويم

643
00:57:46,146 --> 00:57:51,709
بانوي من، من هرگز لطف شما
را فراموش نخواهم کرد

644
00:57:52,052 --> 00:57:55,954
لطفاً درخواست خود را براي ماندن
من در قصر پس بگيريد

645
00:57:56,423 --> 00:57:57,651
چرا؟

646
00:57:58,859 --> 00:58:00,326
...ميترسي که من به تو دستوراتي

647
00:58:00,361 --> 00:58:02,226
چون گذشته بدهم؟

648
00:58:02,263 --> 00:58:03,423
...اوه، نه

649
00:58:03,464 --> 00:58:04,328
پس چطور؟

650
00:58:04,365 --> 00:58:07,232
من بيماران زيادي را خارج قصر ملاقات کردم

651
00:58:07,835 --> 00:58:09,496
...گرچه توانايي هاي من محدود است

652
00:58:09,537 --> 00:58:13,769
ولي دوست دارم بين مردم باشم
و بتوانم کمک کوچکي به آنها بکنم

653
00:58:13,807 --> 00:58:17,641
من شما را درک ميکنم
ولي من واقعاً احساس ناراحتي ميکنم

654
00:58:18,012 --> 00:58:19,206
بانوي من

655
00:58:19,246 --> 00:58:23,273
من از طرف پادشاه سابق خيلي
مورد لطف قرار گرفتم

656
00:58:23,317 --> 00:58:27,014
حالا که من دوباره مورد لطف شما
واقع شده ام خيلي سخت است که اينجا بمانم

657
00:58:27,054 --> 00:58:28,749
اميدوارم که بانو بفهمند

658
00:58:30,891 --> 00:58:36,193
اگر اين چيزي است که تو ميخواهي، من
انتخاب ديگري ندارم، به کار خود ادامه بده

659
00:58:36,797 --> 00:58:38,594
بانوي من، خيلي متشکرم

660
00:58:39,800 --> 00:58:43,668
ولي هر وقت به تو احتياج داشتم بايد فوراً برگردي

661
00:58:43,704 --> 00:58:46,195
بله، البته، بانوي من

662
00:59:57,611 --> 00:59:59,101
تو احساس پشيماني و افسوس نخواهي کرد؟

663
00:59:59,480 --> 01:00:08,479
بله، قصر به من فرصت آشپزي پزشکي
 و ملاقات با شما را داد

664
01:00:09,590 --> 01:00:16,689
ولي سبب شد مادرم، بانو هن
و آرزويم را از دست بدهم

665
01:00:17,831 --> 01:00:20,425
اين چيزي بود که قصر براي من داشت

666
01:00:20,467 --> 01:00:25,268
گرچه به نظر ميرسد به تو خيلي چيزها
ميدهد ولي چيزهاي با ارزشي را از تو ميگيرد

667
01:00:26,306 --> 01:00:29,434
گرچه به نظر ميرسد به تو اجازه ميدهد
...آنچه که ميخواهي را بدست آوري

668
01:00:29,476 --> 01:00:32,502
ولي تو را از هر آنچه ميخواهي باز ميدارد

669
01:00:33,180 --> 01:00:37,583
اگرچه همه در قصر خوشحال به نظر مي آيند
اما در حقيقت همه در ناراحتي زندگي ميکنند

670
01:00:39,319 --> 01:00:42,880
پس، مسيري که ما به پيش ميرويم
غم انگيز و اندوهناک نيست؟

671
01:00:43,624 --> 01:00:44,591
بله

672
01:00:45,059 --> 01:00:47,357
مسيري است که ما کسي را از دست نميدهيم؟

673
01:00:47,394 --> 01:00:48,452
بله

674
01:00:49,229 --> 01:00:51,493
پس اين مسيري است که ما هر کاري
ميخواهيم ميتوانيم انجام دهيم؟

675
01:00:51,532 --> 01:00:52,726
بله

676
01:00:52,866 --> 01:00:57,428
من هم اينطور فکر ميکنم. فقط به من قولي بده

677
01:00:57,971 --> 01:00:59,302
چه قولي؟

678
01:00:59,506 --> 01:01:03,875
شما ميتوانيد هر کار که بخواهيد انجام دهيد
ولي از چاقو براي کسي استفاده نکنيد

679
01:01:04,878 --> 01:01:07,847
هنوز کشور ما اين مورد را نميتواند بپذيرد

680
01:01:08,182 --> 01:01:12,812
چرا نه؟ آن ميتواند زندگي انسانها را نجات دهد

681
01:01:12,853 --> 01:01:15,879
اگرچه ما ديگر لازم نيست از مأموران فرار کنيم

682
01:01:15,923 --> 01:01:18,551
اما ما با آن کار به دردسر بزرگي مي افتيم

683
01:01:18,592 --> 01:01:20,082
پس الان به من قول بده

684
01:01:20,127 --> 01:01:21,253
نه، من نميتوانم

685
01:01:21,295 --> 01:01:22,227
!قول بده

686
01:01:22,262 --> 01:01:23,661
هرگز

687
01:01:23,931 --> 01:01:25,125
زود باش

688
01:01:25,432 --> 01:01:26,831
نه، متشکرم

689
01:01:34,074 --> 01:01:36,065
...آقا ... سو هوان

690
01:01:36,577 --> 01:01:38,841
سو هوان گم شده

691
01:01:47,387 --> 01:01:48,547
!مادر

692
01:01:49,590 --> 01:01:50,716
!سو هوان

693
01:01:50,758 --> 01:01:53,750
!مادر، يک خبر بد

694
01:01:55,395 --> 01:01:56,885
!بيا! عجله کن

695
01:02:10,477 --> 01:02:13,275
لطفاً به من کمک کنيد

696
01:02:18,752 --> 01:02:23,314
عجب وضعي! او به زودي فارغ ميشود
کِي کيسه رحم پاره شده؟

697
01:02:23,791 --> 01:02:27,784
...نميدانم... نميدانم

698
01:02:28,896 --> 01:02:31,797
...خانم... خانم

699
01:02:38,906 --> 01:02:40,203
سو هوان، سوزن ها

700
01:03:08,268 --> 01:03:11,294
وضعيت خطرناک است! مادر و
!بچه هر دو در وضعيت بدي هستند

701
01:03:15,375 --> 01:03:16,637
اين موردي از تشنج است

702
01:03:17,010 --> 01:03:18,238
ما بايد چکار کنيم...؟

703
01:03:18,278 --> 01:03:19,711
فقط يک راه وجود دارد

704
01:03:21,148 --> 01:03:22,012
...قصد داري

705
01:03:22,216 --> 01:03:24,810
ما بايد او را نجات دهيم، فرصت نداريم

706
01:03:26,854 --> 01:03:28,344
!ما ميتوانيم او را نجات دهيم

707
01:04:05,425 --> 01:04:07,791
ما بايد کمي آب پيدا کنيم... همينطوره؟

708
01:04:08,195 --> 01:04:09,219
بله

709
01:04:50,971 --> 01:04:55,533
پدر! اگر اينقدر سريع بروي
همه آب را بيرون ميريزيد

710
01:04:56,410 --> 01:04:58,310
...مادر هميشه ميگويد مهم نيست چقدر عجله داري

711
01:04:58,345 --> 01:05:02,338
تو نبايد با مواردي که مرتبط با
 بيماران است، بيدقت باشي

712
01:05:03,350 --> 01:05:04,908
بله، همينطور است

713
01:05:05,285 --> 01:05:06,445
برويم

714
01:05:20,467 --> 01:05:21,456
!مادر

715
01:05:22,602 --> 01:05:24,160
!بچه زنده است

716
01:05:28,342 --> 01:05:30,310
!مادر هم زنده است

717
01:05:33,680 --> 01:05:36,444
ديدي، چرا شما من را نهي ميکردي؟

718
01:05:36,483 --> 01:05:38,007
!من اينکار را کردم

719
01:05:38,685 --> 01:05:42,018
!حال مادر و بچه هر دو خوب است

720
01:05:43,690 --> 01:05:48,059
من به تو نگفتم؟ به تو نگفتم؟

721
01:05:49,129 --> 01:05:51,120
چرا من را از اين کار منع ميکردي؟

722
01:05:57,170 --> 01:06:00,401
اينطور بنظر ميرسد که اين زن با
اين نسل متفاوت خواهد بود

723
01:06:00,440 --> 01:06:03,466
اما او از اين نسل ميپرسد

724
01:06:03,510 --> 01:06:06,479
"چرا که نه ، اگر بتوان يک زندگي را نجات داد؟"

725
01:06:08,510 --> 01:06:24,479
:: IR-DL.COM ::

