1
-00:00:13,920 --> -00:00:03,793
:: IR-DL.COM ::

2
00:00:00,504 --> 00:00:02,096
(قسمت پنجاه و دوم)

3
00:00:02,139 --> 00:00:04,801
همه شاهد اين موضوع بودند
هنگاميکه او مردم شهر

4
00:00:04,842 --> 00:00:06,639
و همينطور پرنس کيونگ وون
 را از آبله درمان کرد

5
00:00:06,677 --> 00:00:09,578
...همه پزشکان و بانوان پزشک

6
00:00:09,613 --> 00:00:13,140
بدون هيچ شکايتي از فرمانهاي
يانگوم پيروي کردند

7
00:00:13,184 --> 00:00:17,120
با اين باور که آنها بتوانند
بيماري پرنس کيونگ وون را درمان کنند

8
00:00:17,521 --> 00:00:21,582
به اين دليل است که من خواسته
شما را قبول خواهم کرد

9
00:00:28,165 --> 00:00:30,326
!سرورم
...اين عمل نادرستي است

10
00:00:30,368 --> 00:00:33,929
!که سلسله چوسان را ميلرزاند

11
00:00:34,905 --> 00:00:38,238
من يانگوم را به عنوان صاحب منصب
!مرتبه هفتم منصوب ميکنم

12
00:00:40,745 --> 00:00:44,772
من صد بار براي گفتن اين به
 شما سر بر خاک ميگذارم

13
00:00:44,815 --> 00:00:47,249
!اين درست نيست

14
00:00:47,418 --> 00:00:50,615
من بانوي پزشک يانگوم را به عنوان صاحب
!منصب مرتبه ششم منصوب ميکنم

15
00:01:00,498 --> 00:01:02,295
!آقاي مين، برو و دستور را اجرا کن

16
00:01:09,173 --> 00:01:10,868
يک دقيقه دنبالم بيا

17
00:01:13,744 --> 00:01:15,644
فرمان پادشاه را قبول نکن

18
00:01:16,781 --> 00:01:19,011
!فرمان پادشاه را اجرا نکن

19
00:01:19,683 --> 00:01:20,945
اين فرمان پادشاه است

20
00:01:20,985 --> 00:01:23,510
من وظيفه دارم اين را قبول کنم

21
00:01:23,721 --> 00:01:25,348
!چطور اين وظيفه شما است؟

22
00:01:25,790 --> 00:01:28,782
اطاعت کورکورانه از پادشاه؟

23
00:01:29,794 --> 00:01:32,058
به عنوان يک صاحب منصب
 وظيفه شما اين است که

24
00:01:32,096 --> 00:01:35,532
از پادشاه درخواست کنيد فرمانش را پس بگيرد

25
00:01:36,033 --> 00:01:37,830
چطور ميتوانيد بگوييد اين اشتباه است؟

26
00:01:38,636 --> 00:01:42,936
پس شما ميگوييد که او نبايد طبق
...کتاب قانون چوسان عمل کند

27
00:01:42,973 --> 00:01:45,203
چون او پادشاه است؟

28
00:01:45,376 --> 00:01:47,844
ما نميتوانيم به او اجازه کاري بدهيم که
...قانون را نقض ميکند

29
00:01:47,878 --> 00:01:49,470
حتي اگر پادشاه باشد

30
00:01:49,713 --> 00:01:52,341
از پادشاه درخواست کن فرمانش را پس بگيرد

31
00:01:55,352 --> 00:01:56,546
برو و اين کار را انجام بده

32
00:01:58,756 --> 00:02:01,748
من متأسفم، اما من نميتوانم اين کار را انجام بدهم

33
00:02:02,660 --> 00:02:03,592
!چه؟

34
00:02:04,562 --> 00:02:08,692
بايد کتاب قانون چوسان توسط همه اجرا شود

35
00:02:09,467 --> 00:02:10,365
و؟

36
00:02:10,501 --> 00:02:13,061
...اما وجود يک شخص درست در مکان درست هم

37
00:02:13,103 --> 00:02:14,934
هدف قانون است

38
00:02:14,972 --> 00:02:18,533
من فکر ميکنم هدف مهمتري از خواندن لفظي است

39
00:02:18,576 --> 00:02:19,702
!... چرا شما

40
00:02:19,743 --> 00:02:22,507
...متأسفم، اما اين دستور پادشاه است

41
00:02:22,546 --> 00:02:24,707
و من بايد از اين اطاعت کنم

42
00:02:24,949 --> 00:02:27,679
شما احتمالاً ميدانيد که چرا
منشي پادشاه کوون بو جيون

43
00:02:27,718 --> 00:02:30,448
در دوران سلطنت پادشاه "سجونگ" تبعيد شد

44
00:02:32,423 --> 00:02:34,186
اين چيزي است که در ذهن شما ميگذرد؟

45
00:02:36,427 --> 00:02:38,657
حرف هاي نخست وزير چپي درست است

46
00:02:38,696 --> 00:02:42,689
چرا منشي پادشاه، "کوون بو جيون" به تبعيد رفت؟

47
00:02:43,434 --> 00:02:46,335
وقتي پادشاه "يانگ يونگ سيل" روستايي
را به صاحب منصبي، منصوب کرد

48
00:02:46,370 --> 00:02:49,464
همه اعتراض کردند، به جز او

49
00:02:49,773 --> 00:02:51,934
او حتي فرمان پادشاه را تأييد نکرد
 کاري که شما کرديد

50
00:02:51,976 --> 00:02:55,571
او فقط عقيده اش را بيان کرد و تبعيد شد

51
00:02:56,413 --> 00:03:00,747
اما ما هنوز ابتکارات او را مفيد و سودمند مي يابيم

52
00:03:01,418 --> 00:03:03,318
...پذيرش فرمان توسط منشي

53
00:03:03,354 --> 00:03:04,844
کار درستي بود که بايد انجام ميشد

54
00:03:05,389 --> 00:03:07,289
!شما ميخواهيد به اين کار ادامه بدهيد؟

55
00:03:07,458 --> 00:03:10,018
چرا ما بار اول، خدمتگذاري
 به دولت را شروع کرديم؟

56
00:03:10,194 --> 00:03:11,889
...براي بالا بردن و پروراندن افراد با کفايت بود

57
00:03:11,929 --> 00:03:14,363
کساني که از مقام هاي بالاتر ناديده
 گرفته ميشدند، تحت

58
00:03:14,398 --> 00:03:17,060
شرايطي که آنها نميخواستند تملق
قدرت هاي بالا را بگويند

59
00:03:17,601 --> 00:03:20,468
شما نگفتيد که ما بايد از
...مردم تلاشگري استفاده کنيم که

60
00:03:20,504 --> 00:03:24,099
تلاششان هدر رفته، چون آنها روستايي
بودند يا از يک صيغه متولد شده بودند؟

61
00:03:24,542 --> 00:03:26,772
اما من هرگز نگفتم بايد يک زن
را ترفيع رتبه بدهيم

62
00:03:26,810 --> 00:03:30,143
چه تفاوتي بين يک فرد از طبقه
 پايين و يک زن است؟

63
00:03:30,347 --> 00:03:33,475
چطور ميتوانيد غيرعقلائي عمل کنيد
...فقط چون او بانويي است که

64
00:03:33,517 --> 00:03:35,451
!شما به او علاقه داريد؟

65
00:03:35,619 --> 00:03:37,177
...اگر اين براي احساساتي بود که

66
00:03:37,221 --> 00:03:39,553
من نسبت به او دارم، اينجا را ترک ميکردم

67
00:03:39,590 --> 00:03:43,026
من اين کار را ميکنم، چون من اين
 احساسات را رها کرده ام

68
00:03:43,060 --> 00:03:46,257
حتماً. پس برو و فرمان را بنويس

69
00:03:46,297 --> 00:03:48,424
اين فرمان را که براي هميشه ادامه
پيدا خواهد کرد بنويس

70
00:03:48,465 --> 00:03:50,797
!اما اين پايان ارتباط ما خواهد بود

71
00:03:51,068 --> 00:03:52,467
...اگر نخست وزير چپي

72
00:03:52,503 --> 00:03:54,596
شما را تبعيد نکند
!من تصميم دارم شما را تبعيد کنم

73
00:04:03,480 --> 00:04:06,176
...چطور يانگوم ميتواند مسئول داروخانه باشد

74
00:04:06,216 --> 00:04:08,548
وقتي شما اينجا هستيد؟

75
00:04:08,586 --> 00:04:12,044
...بله، ما براي تلاش او ارزش قائليم

76
00:04:12,089 --> 00:04:14,785
اما او فقط يک بانوي پزشک است

77
00:04:14,825 --> 00:04:16,452
...به عنوان يک انسان

78
00:04:16,727 --> 00:04:19,423
من ميلي براي مقام دارم

79
00:04:20,464 --> 00:04:23,661
اما همه چيزي که يانگوم به من نشان داده است
...اين است که او من را

80
00:04:23,701 --> 00:04:26,135
از يک شخص خودخواه به يک پزشک بازگرداند

81
00:04:27,104 --> 00:04:30,835
او سبب شد تا من با دقت به اين موضوع
فکر کنم که من چه نوع پزشکي هستم

82
00:04:31,241 --> 00:04:34,176
تنها خاصيت پزشک درمان بيمار است

83
00:04:34,345 --> 00:04:39,044
اگر کسي نميتواند درمان کند
تلاش کند لااقل پيشگيري کند

84
00:04:39,083 --> 00:04:41,142
...اگر کسي بايد رتبه اي به پزشک بدهد

85
00:04:41,185 --> 00:04:43,085
پس اين تنها معيار است

86
00:04:43,587 --> 00:04:45,646
در آن رابطه، يانگوم ساده و بي تکلف بود

87
00:04:45,789 --> 00:04:48,314
او به آساني تصميم گرفت و عمل کرد

88
00:04:48,592 --> 00:04:51,117
درست مثل مادري که براي نجات
 بچه اش کار ميکند

89
00:04:52,529 --> 00:04:56,465
دقيقاً، من خوشبختم که ميتوانم
چنين شخصي را با خودم داشته باشم

90
00:04:56,734 --> 00:05:00,170
من خوشبختم که ما ميتوانيم براي
بهتر کردن چيزها کار کنيم

91
00:05:01,105 --> 00:05:06,702
پس من اميدوارم همه پزشکان و بانوان
داروخانه خواسته من را قبول کنند

92
00:05:09,246 --> 00:05:11,874
پس شما هم قبول ميکنيد؟

93
00:05:12,249 --> 00:05:13,614
!من گفتم، بله

94
00:05:13,751 --> 00:05:15,582
پس چرا شما عصباني هستيد؟

95
00:05:15,619 --> 00:05:17,052
!من عصباني نيستم

96
00:05:17,321 --> 00:05:19,585
پس چرا شما داد ميزنيد؟

97
00:05:19,623 --> 00:05:21,147
!کِي من داد زدم؟

98
00:05:21,358 --> 00:05:23,485
پس فقط اين را قبول کنيد

99
00:05:23,527 --> 00:05:26,052
چرا شما بايد داد بزنيد؟

100
00:05:26,096 --> 00:05:28,291
!چرا شما ...! من داد نميزنم

101
00:05:30,768 --> 00:05:31,996
شما کجا ميرويد؟

102
00:05:32,036 --> 00:05:34,231
!براي خواندن کتابهاي پزشکي به کتابخانه

103
00:05:34,271 --> 00:05:35,966
بانو يون بي کتابهاي پزشکي ميخوانند؟

104
00:05:36,006 --> 00:05:38,770
من حتي نميتوانم کتابهاي پزشکي بخوانم؟

105
00:05:38,809 --> 00:05:39,935
...نه، نه

106
00:05:39,977 --> 00:05:41,842
من کسي را که بايد قبول کنم، قبول کرده ام

107
00:05:41,879 --> 00:05:43,403
من دوست ندارم که ببازم

108
00:05:43,447 --> 00:05:46,883
من ميخواهم از حالا مطالعه کنم
 و از يانگوم بهتر بشوم

109
00:05:46,917 --> 00:05:47,542
ها؟

110
00:05:47,584 --> 00:05:49,916
!من ميخواهم اين کار را بکنم

111
00:05:49,953 --> 00:05:52,319
اگر يانگوم ميتواند اين کار را بکند
!من هم ميتوانم اين کار را بکنم

112
00:05:56,760 --> 00:06:00,719
سرورم، شما بايد حالا داروهايتان را بخوريد

113
00:06:03,200 --> 00:06:05,760
اگر به اين کار ادامه بدهيد
من داروهاي تلخ بيشتري مي آورم

114
00:06:05,803 --> 00:06:08,169
پس بياييد و اين را بخوريد، لطفاً

115
00:06:10,541 --> 00:06:13,305
...باشد. اگر شما دارو را بخوريد

116
00:06:13,343 --> 00:06:14,435
...ما به باغ ميرويم

117
00:06:14,478 --> 00:06:16,810
و نيزه بازي و بادبادک بازي ميکنيم

118
00:06:16,847 --> 00:06:17,973
واقعاً؟

119
00:06:18,449 --> 00:06:19,916
البته، سرورم

120
00:06:19,950 --> 00:06:21,178
درست نيست، آقا؟

121
00:06:21,218 --> 00:06:22,344
بله، سرورم

122
00:06:22,386 --> 00:06:24,946
پس شروع کنيد و دارو را بخوريد

123
00:06:40,437 --> 00:06:42,029
...خوبه

124
00:07:30,888 --> 00:07:32,082
!انتظار براي تنبيه شدن؟

125
00:07:32,823 --> 00:07:34,552
!انتظار براي تنبيه شدن؟

126
00:07:35,926 --> 00:07:38,952
چطور او ميتواند منتظر تنبيه
 شدن توسط پسرش باشد؟

127
00:07:44,535 --> 00:07:46,298
!سرورم! سرورم

128
00:07:46,503 --> 00:07:48,027
شما نبايد اين کار را بکنيد

129
00:07:48,071 --> 00:07:49,538
!کنار بايستيد، ملکه

130
00:07:49,706 --> 00:07:51,674
... سرورم، ‌لطفاً

131
00:07:51,909 --> 00:07:52,807
...کنار بايستيد

132
00:07:52,843 --> 00:07:53,775
!مادر

133
00:07:55,512 --> 00:07:58,106
...مادر! مادر

134
00:07:58,482 --> 00:08:01,713
چطور يک مادر ميتواند صبر
 کند پسرش او را تنبيه کند؟

135
00:08:02,786 --> 00:08:05,949
اصالتاً، من مادر شما هستم
اما همچنين خدمتکار شما هم هستم

136
00:08:06,089 --> 00:08:07,283
پس چرا نه؟

137
00:08:07,324 --> 00:08:08,120
!مادر

138
00:08:08,158 --> 00:08:11,559
و من شخصي هستم که در آموزش
...شما که پادشاه و حکمران ملت هستيد

139
00:08:11,595 --> 00:08:15,326
در رابطه با رسيدگي به مسائل بنيادي ملت
 موفق نبوده ام

140
00:08:16,099 --> 00:08:18,226
رسيدگي به مسائل بنيادي ملت؟

141
00:08:18,268 --> 00:08:19,963
...به اين خاطر نيست که شما دستور داديد

142
00:08:20,003 --> 00:08:22,369
يک بانوي پزشک به مقام دولتي منصوب شود؟

143
00:08:23,674 --> 00:08:27,235
مانند چيزهايي که در مورد پادشاهان
 قبلي اتفاق نيافتاده است

144
00:08:27,511 --> 00:08:31,709
پس به عنوان يک مادر
 من تنبيه ميشوم و شما کنار بمانيد

145
00:08:31,748 --> 00:08:35,309
مادر! کدام مادر از پسرش
 ميخواهد که او را تنبيه کند؟

146
00:08:35,619 --> 00:08:39,214
لطفاً آرام بگيريد و تمامش کنيد

147
00:08:39,389 --> 00:08:40,356
!کنار بايست

148
00:08:40,390 --> 00:08:44,292
!مادر، شما ميخواهيد من قانون خدايان را بشکنم

149
00:08:44,561 --> 00:08:45,619
!برو کنار

150
00:08:45,963 --> 00:08:47,021
!مادر

151
00:08:47,064 --> 00:08:50,864
من ميخواهم اينجا بمانم تا شما
راه درست را انتخاب کنيد

152
00:08:52,269 --> 00:08:55,534
اين چيزي است که من سزاوارشم به عنوان
مادري که به اشتباه به پسرش تعليم داده است

153
00:08:55,572 --> 00:08:56,630
پس برو کنار

154
00:08:56,673 --> 00:08:57,571
!مادر

155
00:08:57,608 --> 00:08:59,473
گفتم، برو کنار

156
00:09:02,913 --> 00:09:04,540
... حتماً

157
00:09:07,117 --> 00:09:08,948
...من شما را ميفهمم

158
00:09:10,687 --> 00:09:14,487
پس انتظار را براي تنبيه تمام کنيد

159
00:09:16,360 --> 00:09:17,725
شما درباره اش مطمئنيد؟

160
00:09:20,030 --> 00:09:21,657
بله، مادر

161
00:10:20,223 --> 00:10:22,691
از بين بردن خواسته ملکه مادر سخت است

162
00:10:24,594 --> 00:10:26,425
...شما سزاوار دريافت

163
00:10:26,463 --> 00:10:31,298
...رتبه ششم نيستيد، اما رتبه سوم

164
00:10:31,335 --> 00:10:34,600
اما زن به دنيا آمدنت را مقصر بدان

165
00:10:35,639 --> 00:10:37,766
...وقتي من بچه بودم

166
00:10:37,808 --> 00:10:41,767
وقتي من با پسرها خرگوش ميگرفتم

167
00:10:43,513 --> 00:10:45,947
... مادرم تلاش ميکرد من را منصرف کند، اما

168
00:10:45,983 --> 00:10:49,214
من هميشه از او ميپرسيدم چرا من نميتوانم

169
00:10:49,686 --> 00:10:55,090
واقعاً؟ من هم همينطور بودم
... من ميپرسيدم که چرا

170
00:10:55,125 --> 00:10:57,821
فقط برادرم به مدرسه ميرود

171
00:10:57,861 --> 00:11:01,820
...قبل از اينکه پادشاه اين فرمان را بدهد

172
00:11:02,532 --> 00:11:06,764
بانوي پزشکي که به من در جيجو
پزشکي ياد داد به من گفت

173
00:11:07,337 --> 00:11:09,703
وقتي مردي کسي را درمان ميکند
...او به عنوان کسي شناخته ميشود که

174
00:11:09,740 --> 00:11:12,300
شخصي را نجات داده و به او پاداش داده ميشود

175
00:11:12,342 --> 00:11:14,173
...اما وقتي زني اين کار را بکند

176
00:11:14,211 --> 00:11:17,612
با او يک شب هم بستر ميشوند
به جاي اين که پاداش دريافت کند

177
00:11:19,649 --> 00:11:23,676
پس او به من گفت پيشنهاد پادشاه را بپذيرم

178
00:11:23,720 --> 00:11:26,985
نشان بدهم که يک بانوي پزشک هم کسي
است که پزشکي را ياد ميگيرد

179
00:11:29,092 --> 00:11:32,391
پس به همين خاطر من فرمان او را قبول کردم

180
00:11:33,630 --> 00:11:35,427
...اما من هنوز نميدانم

181
00:11:37,367 --> 00:11:43,431
کنجکاوي من حتي در جواني بيشتر رشد کرد
پس من ميخواستم اين کار را انجام بدهم

182
00:11:43,473 --> 00:11:47,500
و من ميتوانم پزشکي را هر جايي تمرين کنم

183
00:11:47,544 --> 00:11:51,674
من آرزو ميکنم بتوانم خودم را
...پنهان کنم از ديدن همه اين هياهو هايي

184
00:11:51,715 --> 00:11:54,183
که به خاطر من به وجود آمده است

185
00:12:04,194 --> 00:12:05,684
شما خانه نميرويد؟

186
00:12:06,129 --> 00:12:07,892
...نه... خيلي دير است

187
00:12:08,165 --> 00:12:09,996
شما اوقات سختي داشتيد، آره؟

188
00:12:11,234 --> 00:12:15,193
...ميدانم... اما ملکه، پادشاه و پزشکان و بانوان

189
00:12:15,238 --> 00:12:18,207
قبلاً شما را تصديق کرده اند

190
00:12:19,476 --> 00:12:21,410
اگر چه ممکن است جهان شما را برسميت نشناسد

191
00:12:21,445 --> 00:12:23,606
شما مردم اطراف را داريد

192
00:12:24,314 --> 00:12:27,477
فکر ميکنم فقط به اين خاطر
 شما رو به جلو گام برميداريد

193
00:12:28,185 --> 00:12:30,881
چون شما به درمان بيماران ادامه ميدهيد

194
00:12:33,423 --> 00:12:37,223
در هر حال، امروز يون بي و من
...از پرنس کيانگ وون مراقبت ميکنيم

195
00:12:37,260 --> 00:12:39,353
پس درباره نزديک شدن به مقر او فکر نکنيد

196
00:12:39,830 --> 00:12:43,163
يون بي و من ميخواهيم بهترين
کارمان را انجام بدهيم

197
00:12:43,967 --> 00:12:46,299
اگر شما بياييد
...پس من فکر ميکنم که

198
00:12:46,336 --> 00:12:48,463
شما به ما حسوديتان شده که بهتريم

199
00:13:32,349 --> 00:13:34,340
براي شما بايد سخت بوده باشد

200
00:13:34,684 --> 00:13:36,413
...سرورم

201
00:14:02,279 --> 00:14:05,874
اين خوابگاه بانوان است

202
00:14:07,083 --> 00:14:09,347
شما به اين سختي براي من کار ميکنيد

203
00:14:09,386 --> 00:14:11,581
و من هرگز قبل از اين، اينجا نيامده بودم

204
00:14:11,821 --> 00:14:13,880
لطف شما بينهايت است، سرورم

205
00:14:15,559 --> 00:14:16,753
بنشين

206
00:14:21,565 --> 00:14:24,432
...همه اينقدر سخت براي من کار ميکنند

207
00:14:24,467 --> 00:14:27,664
اما من به نظر پادشاه خوبي نمي آيم

208
00:14:31,274 --> 00:14:33,139
...من هيچ کار درستي انجام نداده ام

209
00:14:33,977 --> 00:14:36,571
چطور چنين حرفي را ميزنيد؟

210
00:14:38,848 --> 00:14:41,942
من خيلي براي شما متأسفم و
من هيچ عذر خواهي از شما نکردم

211
00:14:46,156 --> 00:14:47,885
...فقط در مورد شما نيست

212
00:14:48,792 --> 00:14:52,023
از زمانيکه پادشاه شدم
...هميشه احساس تأسف داشتم

213
00:14:52,062 --> 00:14:54,053
و من عذرخواهي نکردم

214
00:14:59,236 --> 00:15:00,601
...سرورم

215
00:15:01,638 --> 00:15:03,003
چيه؟

216
00:15:04,341 --> 00:15:05,933
يک شب بهاري است

217
00:15:06,810 --> 00:15:10,007
چطوره بيرون قدم بزنيم؟

218
00:15:25,662 --> 00:15:29,826
من شنيدم زمستان پيش آنقدر
سرد بوده که تعدادي از مردم مُردند

219
00:15:30,300 --> 00:15:33,167
من فکر ميکنم زمستان ظالم رفته
و بهار دوباره بر ميگردد

220
00:15:33,203 --> 00:15:36,434
فکر نکنيد زمستان فقط ظالم است

221
00:15:39,309 --> 00:15:40,367
چرا؟

222
00:15:40,777 --> 00:15:44,178
اگر زمستان ها سرد است
پس جوها خوب رشد ميکنند

223
00:15:45,215 --> 00:15:47,843
اگر چه من براي آنهايي که از سرما مُردند متأسفم

224
00:15:47,884 --> 00:15:50,478
در عوض مردم کمتري از گرسنگي مي ميرند

225
00:15:51,621 --> 00:15:53,521
...سرما تعداد

226
00:15:53,556 --> 00:15:56,889
افراد يخ زده را افزايش ميدهد
...اما آمار طاعون را کاهش ميدهد

227
00:15:56,926 --> 00:15:59,087
براي بقيه سه فصل ديگر

228
00:15:59,796 --> 00:16:00,592
واقعاً؟

229
00:16:01,931 --> 00:16:08,029
بله. من هم اين را از آقاي شين
وقتي تحت تعليم او بودم ياد گرفتم

230
00:16:09,272 --> 00:16:10,239
واقعاً؟

231
00:16:10,373 --> 00:16:15,333
پس کسي بايد براي مراقبت از بيماران
در زمستان امسال آماده شود

232
00:16:15,679 --> 00:16:19,274
و اگر زمستان گرم باشد
 پس بايد براي طاعون آماده شد

233
00:16:19,883 --> 00:16:20,815
واقعاً؟

234
00:16:21,184 --> 00:16:24,517
او ياد داد از آنجا که طبيعت هميشه
در حال ياد دادن است، از آن ياد بگيريد

235
00:16:24,554 --> 00:16:27,045
و از طبيعت ياد بگيريد که قوي باشيد

236
00:16:28,058 --> 00:16:29,218
واقعاً؟

237
00:16:29,392 --> 00:16:31,223
...پس ما خيلي شکايت ميکرديم

238
00:16:31,261 --> 00:16:34,321
چون ما بايد با پاهاي برهنه در
 کوهستان راه ميرفتيم

239
00:16:34,364 --> 00:16:37,333
و تمرين تنفس را هر روز صبح زود انجام ميداديم

240
00:16:38,268 --> 00:16:43,137
شکايت؟ او تلاش کرده به شما خوب
ياد بدهد و شما را سالم کند

241
00:16:43,173 --> 00:16:46,939
پس، شما هم دوست داريد امتحانش کنيد؟

242
00:16:47,811 --> 00:16:48,835
من هم؟

243
00:16:48,878 --> 00:16:50,345
بله، سرورم

244
00:17:03,159 --> 00:17:05,923
آرام نفستان را بيرون دهيد

245
00:17:09,499 --> 00:17:14,300
آرامتر نفستان را بيرون بدهيد

246
00:17:18,274 --> 00:17:20,071
...حالا ميفهمم که شما ميخواستيد

247
00:17:20,110 --> 00:17:22,874
بياييد بيرون که مجبورم کنيد اين کار را بکنم

248
00:17:24,614 --> 00:17:26,639
من متحيرم، سرورم

249
00:17:27,784 --> 00:17:29,308
چرا اين کار را ميکنيد؟

250
00:17:29,986 --> 00:17:34,650
اگر هر روز اين کار را بکنيد شما
ميتوانيد در شب بهتر بخوابيد

251
00:17:35,392 --> 00:17:38,759
چطور ميدانيد من شب ها براي
 خواب مشکل دارم؟

252
00:17:40,697 --> 00:17:42,028
چطور ميدانستيد؟

253
00:17:44,200 --> 00:17:49,695
شما ميدانيد که وقت حرف زدن مشتتان
را محکم گره ميکنيد؟

254
00:17:52,208 --> 00:17:57,077
...اگر چه من افکار در ذهنتان را نميدانم

255
00:17:57,113 --> 00:17:59,775
...اما وقتي اين کار را ميکنيد، شما شانه ها و

256
00:17:59,816 --> 00:18:02,080
گردنتان را بالا ميکشيد
که به علت اضطراب ايجاد ميشود

257
00:18:02,118 --> 00:18:05,554
و شما مشکل خواب خواهيد داشت

258
00:18:07,690 --> 00:18:11,353
و روي سلامتي شما تأثير ميگذارد
 و حالتان را بد ميکند

259
00:18:11,828 --> 00:18:15,320
دقيقاً، وقتي من آخرين بار نبض
 شما را چک کردم

260
00:18:15,365 --> 00:18:18,163
شما تحت فشار زيادي بوديد

261
00:18:19,669 --> 00:18:23,730
مقداري استرس به سلامتي و قلب شما آسيب ميزند

262
00:18:24,874 --> 00:18:27,672
پس، سرورم
...وقتي شما مشکل خواب داريد

263
00:18:27,710 --> 00:18:30,838
...خودتان را مجبور نکنيد بخوابيد

264
00:18:30,880 --> 00:18:33,110
اينطوري راه برويد

265
00:18:34,551 --> 00:18:38,851
و اگر چيزي شما را مضطرب ميکند
...سعي نکنيد سرکوبش کنيد

266
00:18:38,888 --> 00:18:42,346
شما بايد آن را به کسي که بيشتر
به او اعتماد داريد بگوييد

267
00:18:42,392 --> 00:18:44,952
و کسي که بهتر از همه شما را ميفهمد

268
00:18:44,994 --> 00:18:48,293
به عنوان سرگرمي بهتره شما به
 نقاشي کردن ادامه دهيد

269
00:19:11,754 --> 00:19:15,121
!سرورم، لطفاً بفهميد

270
00:19:15,258 --> 00:19:20,719
حتي دانشوران و افسران هم با
متهم کردن افسر مين جانگ هو موافقند

271
00:19:20,763 --> 00:19:24,790
من فرمان دادم، پس چطور سعي
داريد او را متهم کنيد؟

272
00:19:24,834 --> 00:19:27,325
...سرورم، او متهم است که

273
00:19:27,370 --> 00:19:31,602
در برابر قانون قرار گرفته و شما را گيج کرده

274
00:19:31,641 --> 00:19:35,407
پس چنين چيزي ممکن است دوباره اتفاق بيافتد

275
00:19:35,712 --> 00:19:38,237
شما حالا آن را داريد به من ميگوييد؟

276
00:19:39,148 --> 00:19:41,013
...اينجا صدها خدمتکار هست

277
00:19:41,050 --> 00:19:43,382
چون خواسته پادشاه ميتواند اشتباه باشد

278
00:19:43,419 --> 00:19:47,719
وظيفه خدمتکاران است که اگر خواسته
پادشاه اشتباه است آن را اصلاح کنند

279
00:19:48,258 --> 00:19:52,160
لطفاً مين جانگ هو را براي
 اهمال در وظيفه اش تنبيه کنيد

280
00:19:52,328 --> 00:19:55,991
!سرورم! لطفاً بفهميد

281
00:19:56,232 --> 00:19:57,722
!بفهميد! بفهميد

282
00:19:57,934 --> 00:19:59,663
!شما انتظار داريد من چه را بفهمم؟

283
00:19:59,869 --> 00:20:03,430
من هنوز نفهميدم که فرمانم اشتباه بوده
!پس چي را بفهمم؟

284
00:20:04,007 --> 00:20:05,804
!حالا از اينجا برويد بيرون

285
00:20:12,181 --> 00:20:13,205
...سرورم

286
00:20:13,550 --> 00:20:15,575
ما فردا بر ميگرديم

287
00:20:40,643 --> 00:20:44,044
سرورم، شما بايد برويد بخوابيد

288
00:20:44,681 --> 00:20:46,444
ما بايد شما را کجا ببريم؟

289
00:20:47,850 --> 00:20:50,250
...و اگر چيزهايي شما را مضطرب ميکند

290
00:20:50,286 --> 00:20:52,413
...تلاش نکنيد سرکوبشان کنيد

291
00:20:52,455 --> 00:20:56,152
شما بايد آنها را به کسي که بيشترين
...اعتماد را به او داريد بگوييد

292
00:20:56,192 --> 00:20:58,023
...کسي که بهتر شما را ميفهمد

293
00:20:58,061 --> 00:21:01,656
به عنوان سرگرمي بهتره شما به
 نقاشي کردن ادامه دهيد

294
00:21:03,232 --> 00:21:04,961
به قصر ملکه برويم

295
00:21:13,610 --> 00:21:14,736
...سرورم

296
00:21:15,144 --> 00:21:16,873
بايد ايشان را فرا بخوانم؟

297
00:21:19,749 --> 00:21:20,943
...سرورم

298
00:21:22,785 --> 00:21:24,582
به مقر لي سوک وون برويم

299
00:21:24,621 --> 00:21:26,248
بله، سرورم

300
00:21:35,131 --> 00:21:36,120
...سرورم

301
00:21:37,200 --> 00:21:38,690
فقط راه برويم

302
00:21:38,735 --> 00:21:40,259
بله، سرورم

303
00:21:54,684 --> 00:21:58,450
سرپرست كاردارها، شما به من حسادت ميکنيد؟
به پادشاه؟

304
00:21:59,522 --> 00:22:00,784
...سرورم

305
00:22:01,257 --> 00:22:04,090
اين يک سوال نامعقول است

306
00:22:05,628 --> 00:22:08,529
مشکلي نيست. شروع کن و به من بگو

307
00:22:11,134 --> 00:22:16,071
من نميتوانم و نبايد حسادت کنم

308
00:22:16,439 --> 00:22:18,407
من گفتم عيبي ندارد

309
00:22:20,376 --> 00:22:22,003
...سرورم

310
00:22:37,193 --> 00:22:41,027
يک شب، شين را ديدم که با دستهاي
 خودم ناپديدش کرده بودم

311
00:22:41,564 --> 00:22:45,295
و شب ديگر، من کيانگ بين را
داشتم که به او سم داده بودم

312
00:22:45,868 --> 00:22:48,564
و شب ديگر من يانگ آم را داشتم

313
00:22:48,738 --> 00:22:52,765
سرورم، من از پذيرش حرف هاي شما
احساس بدي دارم. لطفاً تمامش کنيد

314
00:22:54,977 --> 00:22:56,638
اما شما به من گفتيد اين کار را بکنم

315
00:22:57,814 --> 00:22:58,644
ببخشيد؟

316
00:22:58,681 --> 00:23:03,618
شما نگفتيد که من با کسي که بيشتر از
همه به او اعتماد دارم صحبت کنم؟

317
00:23:07,023 --> 00:23:10,288
اگر چه براي پيدا کردن آسان نبود

318
00:23:11,828 --> 00:23:14,524
...اما شما فرمان ملکه را قبول نکرديد

319
00:23:14,564 --> 00:23:16,589
اگر چه زندگي شما در خطر بود

320
00:23:16,632 --> 00:23:18,725
و شما حتي درباره آن به من نگفتيد

321
00:23:19,268 --> 00:23:21,429
پس من به شما اعتماد دارم

322
00:23:21,704 --> 00:23:26,073
من اطمينان دارم که شما چيزهايي که من
به شما گفتم به کس ديگري نميگوييد

323
00:23:29,145 --> 00:23:33,241
...و چون شما بانوي پزشکي هستيد که

324
00:23:33,282 --> 00:23:36,683
ميخواهيد افراد بيمار را درمان کنيد
 هر جا که آنها را ببينيد

325
00:23:36,719 --> 00:23:40,177
پس شما ميخواهيد من را درمان کنيد و من را بفهميد

326
00:23:48,898 --> 00:23:51,366
من نميخواستم بر تخت بنشينم

327
00:23:52,668 --> 00:23:55,796
اما آنهايي که من را بر تخت نشاندند
در عوضش چيزي ميخواستند

328
00:23:56,506 --> 00:23:59,498
و من چاره اي نداشتم جز اين که
چيزي که آنها ميخواستند انجام دهم

329
00:23:59,675 --> 00:24:02,644
پس اين طوري من پادشاهي شدم که مردم را ميکشد

330
00:24:04,714 --> 00:24:07,478
...بعضي شبها در تنفر

331
00:24:07,517 --> 00:24:10,418
و بعضي شبها در خشم ميگذرد

332
00:24:11,320 --> 00:24:14,084
...اما چيزي که بيشتر از همه من را رنج ميدهد

333
00:24:14,123 --> 00:24:16,114
وجدانم است

334
00:24:19,162 --> 00:24:21,824
حقيقتي که من نبايد پادشاه ميشدم

335
00:24:22,298 --> 00:24:25,495
حقيقتي که من براي پادشاهي آماده نيستم

336
00:24:26,569 --> 00:24:32,166
حقيقتي که من عروسک پادشاه خيمه
شب بازي مقامات بالا شده ام

337
00:24:34,577 --> 00:24:36,272
...اينها دلايلي هستند که

338
00:24:36,779 --> 00:24:39,942
من هميشه مشت گره کرده دارم

339
00:24:52,028 --> 00:24:55,589
شما واقعاً به پشت خرگوش ميزديد
چون نميتوانست راه برود؟

340
00:24:56,065 --> 00:24:57,532
بله، سرورم

341
00:24:59,368 --> 00:25:03,327
!من نميتوانم باور کنم شما آنرا ميزديد

342
00:25:03,873 --> 00:25:06,205
و بچگي شما چطور بود؟

343
00:25:07,510 --> 00:25:10,604
...من نميدانم... بچگي من

344
00:25:12,381 --> 00:25:15,578
پرنس ها براي آموزش هاي مخصوص در قصر جدا هستند

345
00:25:16,085 --> 00:25:18,645
اما من تلاش کردم از آن دوري کنم
...چون برادر بزرگتري داشتم

346
00:25:18,688 --> 00:25:22,624
من حتي تصور نميکردم که پادشاه باشم

347
00:25:22,792 --> 00:25:25,522
پس من فقط روي شکار و هنرهاي
 رزمي تمرکز ميکردم

348
00:25:26,696 --> 00:25:28,891
بيرون قصر هم بهتر بود

349
00:25:29,065 --> 00:25:30,623
...من با کساني گفتگو ميکردم که

350
00:25:30,666 --> 00:25:33,157
ستاره شناسي، پزشکي، موسيقي و هنر ميخواندند

351
00:25:33,202 --> 00:25:36,330
من همچنين پيگير کساني بودم که به
همه جاي دنيا سفر ميکردند

352
00:25:36,839 --> 00:25:38,830
...پس به همين خاطر شما کتاب جغرافيايي ملي را

353
00:25:38,875 --> 00:25:40,843
بازبيني کرده ايد

354
00:25:40,877 --> 00:25:44,335
بله، کتاب جغرافياي ملي خيلي قديمي بود

355
00:25:44,380 --> 00:25:45,972
خيلي از چيزها منسوخ شده بود

356
00:25:46,015 --> 00:25:49,007
و شما وسائل مشاهدات نجومي را بازسازي کرديد

357
00:25:53,256 --> 00:25:58,626
و زمانيکه شما به بيرون کردن
...يُوه جين" و ژاپني ها کمک کرديد"

358
00:25:58,661 --> 00:26:01,061
شما قوانين سختي را بنا کرديد

359
00:26:01,530 --> 00:26:04,090
...بله، من حدس ميزنم  که

360
00:26:04,467 --> 00:26:07,197
اگر چه ممکنه شما از تحصيل
پرنس ها پرهيز کرديد

361
00:26:07,236 --> 00:26:10,865
اما به نظر مي آيد شما همه تعليمات لازم
به عنوان پادشاه را فرا گرفتيد

362
00:26:11,207 --> 00:26:16,668
براي مردم چه چيزي ميتواند جدي تر
...از بيرون انداختن مهاجمان باشد

363
00:26:16,712 --> 00:26:18,907
و تهيه کتابها و وسائل مفيد؟

364
00:26:19,749 --> 00:26:23,742
مردم نهال هايشان را با استفاده از وسايل
بيشماري که شما درست کرديد ميکارند

365
00:26:26,355 --> 00:26:27,913
شما من را دست انداختيد

366
00:26:29,792 --> 00:26:36,288
سرورم ، چطور من جرأت ميکنم شما را دست بياندازم؟
من راست ميگويم

367
00:26:36,799 --> 00:26:39,029
بعضي از پادشاهان جامعه هاي
با فضيلتي درست کرده اند

368
00:26:39,068 --> 00:26:41,730
بعضي پادشاهان قدرت نظامي
با دوامي درست کردند

369
00:26:41,771 --> 00:26:44,535
بعضي پادشاهان به تشريفات اهميت دادند

370
00:26:44,840 --> 00:26:48,105
...شما ضعف خاندان سلطنتي و سياستي که

371
00:26:48,144 --> 00:26:50,772
به خاطر پادشاهان قبلي به وجود
 آمده بود را از بين برديد

372
00:26:51,547 --> 00:26:55,176
فقط به اين خاطر شما کار بزرگي انجام داده ايد

373
00:26:57,820 --> 00:27:00,721
براي چيزهاي اجتناب ناپذير و
موقعيت هاي بد گذشته

374
00:27:01,190 --> 00:27:05,354
شما ميتوانيد خودتان را ببخشيد

375
00:27:06,462 --> 00:27:09,022
و درباره آينده فکر کنيد

376
00:27:11,600 --> 00:27:16,333
به عنوان يک خدمتکار، به عنوان يک بانوي
...پزشک که آرزوي سلامتي شما را دارد

377
00:27:16,372 --> 00:27:19,739
من براي آن از صميم قلبم از شما درخواست ميکنم

378
00:27:48,304 --> 00:27:52,104
کسي که ميتواند هر روز در کنار
پادشاه حرف هاي شاد بزند بگذاريد

379
00:27:52,141 --> 00:27:53,665
باشد

380
00:27:54,377 --> 00:27:56,277
...و يک سيب را کنار تختش بگذاريد

381
00:27:56,312 --> 00:27:59,338
که بوي سيب بتواند هميشه اتاق را پر کند

382
00:28:00,116 --> 00:28:01,447
بو کردن سيب؟

383
00:28:01,484 --> 00:28:05,147
بله. بو کردن سيب به خواب کمک ميکند

384
00:28:05,554 --> 00:28:07,419
خوردن آنها هم خوب است

385
00:28:08,557 --> 00:28:10,149
واقعاً؟ باشد

386
00:28:10,926 --> 00:28:13,087
...و لطفاً به بانوي اول آشپزخانه بگوييد

387
00:28:13,129 --> 00:28:16,758
که ماهي خالدار آبي و سياه و
ساردين ها را بيشتر آماده کند

388
00:28:16,799 --> 00:28:18,096
...اگر او اشتهايش را از دست داده است

389
00:28:18,134 --> 00:28:21,365
پس او ميتواند آب کيمچي يا
سرکه تربچه را سرو کند

390
00:28:21,404 --> 00:28:24,066
و بگو چاي سبز را در شب سرو نکند

391
00:28:24,607 --> 00:28:27,098
باشد، من اين را به او ميگويم

392
00:28:32,882 --> 00:28:35,976
اين گزارشي از مالکين زمين جئولا است

393
00:28:36,886 --> 00:28:40,253
پس برآورد زمين بالاخره تمام شد

394
00:28:42,825 --> 00:28:44,759
...در هر حال، آقاي مين، بانوي پزشک

395
00:28:44,794 --> 00:28:47,126
يانگوم خيلي باهوش است

396
00:28:47,163 --> 00:28:48,425
نه؟

397
00:28:48,764 --> 00:28:50,288
بله

398
00:28:51,534 --> 00:28:53,729
چطور شما با او آشنا شديد؟

399
00:28:54,070 --> 00:28:56,538
وقتي شما فرمان مخفي ملکه را گرفتيد؟

400
00:28:57,073 --> 00:28:58,040
نه

401
00:28:58,774 --> 00:28:59,741
پس؟

402
00:29:00,910 --> 00:29:04,311
وقتي که او به عنوان بانوي آشپزخانه
در آشپزخانه سلطنتي بود

403
00:29:05,314 --> 00:29:06,941
وقتي او بانوي آشپزخانه بود؟

404
00:29:06,982 --> 00:29:08,142
بله، سرورم

405
00:29:09,418 --> 00:29:13,684
...وقتي او در يک مسابقه بود

406
00:29:13,722 --> 00:29:16,919
او مواد اوليه اش را گم کرده بود

407
00:29:17,626 --> 00:29:20,959
و من فرمانده گارد سلطنتي بودم

408
00:29:20,996 --> 00:29:23,556
پس من اتفاقي او را ديدم

409
00:29:23,866 --> 00:29:27,097
پس آن وقت او را شناختيد؟

410
00:29:27,136 --> 00:29:28,398
نه

411
00:29:29,371 --> 00:29:30,770
پس؟

412
00:29:30,806 --> 00:29:34,367
...در حقيقت، در کتابخانه بود

413
00:29:35,945 --> 00:29:37,970
چطور شما يک بانوي دربار
 را آنجا ملاقات کرديد؟

414
00:29:38,781 --> 00:29:42,842
راستش، او از مزرعه گياهان برميگشت

415
00:29:42,885 --> 00:29:47,822
و او به کتابخانه آمده بود که
 پيغام آقاي يونگ را بدهد

416
00:29:48,457 --> 00:29:54,191
در حاليکه نامه را همراه داشت
او کتابهاي ادبيات باستان را از قفسه خارج کرده بود

417
00:29:55,498 --> 00:29:57,295
او کتابهاي کهن را ميخواند؟

418
00:29:57,333 --> 00:29:58,527
بله، سرورم

419
00:29:59,535 --> 00:30:02,663
...او اينقدر تمرکز کرده بود که حتي

420
00:30:02,705 --> 00:30:04,696
نفهميد من به او نزديک شده ام

421
00:30:07,076 --> 00:30:10,842
پس اين بود... پس اينطوري شما با او آشنا شديد؟

422
00:30:11,247 --> 00:30:13,215
...در حقيقت

423
00:30:15,384 --> 00:30:17,614
آن هنگام من او را شناختم

424
00:30:17,653 --> 00:30:20,781
اما فکر ميکردم او را قبلاً ملاقات کرده ام

425
00:30:21,824 --> 00:30:23,223
منظورت چيست؟

426
00:30:23,559 --> 00:30:26,084
قبل از اين بود که من او را در کتابخانه ملاقات کنم

427
00:30:26,128 --> 00:30:29,825
من فرمان گرفته بودم که فعاليت هاي
جاسوسان ژاپني را کنترل کنم

428
00:30:29,865 --> 00:30:34,131
من توسط چاقوي يک آدم کش
 صدمه ديدم و بيهوش شدم

429
00:30:34,203 --> 00:30:37,366
...اوه، بايد خيلي خطرناک بوده باشد

430
00:30:37,740 --> 00:30:41,801
اما وقتي من بيهوش بودم کسي
زخم من را درمان کرد

431
00:30:41,844 --> 00:30:44,176
...و به يک پزشک درباره من گفت

432
00:30:44,213 --> 00:30:46,340
پس من توانستم زنده بمانم

433
00:30:46,782 --> 00:30:49,774
و من فهميدم يانگوم کسي بوده که
 اين کار را انجام داده است

434
00:30:51,687 --> 00:30:55,350
پس آشنايي شما و پزشک يانگوم به مدت
واقعاً طولاني پيش از اين باز ميگردد

435
00:30:55,391 --> 00:30:56,653
بله، سرورم

436
00:30:56,959 --> 00:30:59,154
...شما پيگير جاسوسان بوديد، شما بيهوش شديد

437
00:30:59,361 --> 00:31:02,057
و يانگوم زندگي شما را نجات داد

438
00:31:02,097 --> 00:31:03,359
بله، سرورم

439
00:31:06,135 --> 00:31:10,936
اما فکر ميکنم من يانگوم
را زودتر از شما شناختم

440
00:31:13,209 --> 00:31:15,973
آن، ايامي قبل از اين بود که يونسان خلع شود

441
00:31:17,479 --> 00:31:21,438
...بچه خيلي باهوشي بود

442
00:31:22,451 --> 00:31:24,214
من نتوانستم او را فراموش کنم

443
00:31:25,788 --> 00:31:29,189
من با بانوي همراه درباره مادرم صحبت ميکردم

444
00:31:29,225 --> 00:31:32,092
و آقاي پارک وون جانگ يک
دختر کوچک را فرستاد

445
00:31:32,127 --> 00:31:34,925
که نوشيدني هاي روز تولدم را تحويل بدهد

446
00:31:35,798 --> 00:31:37,356
...پس اگر کسي به ملاقات من مي آمد

447
00:31:37,399 --> 00:31:41,335
امکان داشت زندگي اش را به
اين خاطر از دست بدهد

448
00:31:42,871 --> 00:31:46,773
من کنجکاو بودم که چه کسي نوشيدني ها
را فرستاده، پس من خواستم بيايد داخل

449
00:31:49,712 --> 00:31:51,509
...به محض اين که وارد اتاق شد

450
00:31:51,547 --> 00:31:54,482
او جلوي بانو کيم احترام گذاشت

451
00:31:54,617 --> 00:31:56,346
به يک بانوي دربار؟

452
00:31:56,719 --> 00:32:00,052
...بله، من در آن زمان به روي خودم نياوردم

453
00:32:00,089 --> 00:32:02,057
اما اين جسارتي از او بود

454
00:32:02,591 --> 00:32:04,650
او حتماً خواسته که به قصر وارد شود

455
00:32:04,927 --> 00:32:09,796
بله، من بعداً وقتي داستان او را شنيدم فهميدم

456
00:32:11,834 --> 00:32:16,362
پس چطور است؟ اگر چه سرنوشت
 شما و او جالب است

457
00:32:16,405 --> 00:32:18,532
مال من هم هست، نيست؟

458
00:32:20,209 --> 00:32:22,473
بله، هست

459
00:32:32,821 --> 00:32:35,312
اگر چه من از شما بهره ميبردم به
خاطر اين که شما ترفيع گرفته بوديد

460
00:32:35,357 --> 00:32:36,415
...بانوي پزشک

461
00:32:36,458 --> 00:32:38,255
...چرا؟ من لايق چنين چيزي نيستم

462
00:32:38,294 --> 00:32:39,818
من که اينقدر به شما درس داده ام؟

463
00:32:39,862 --> 00:32:43,025
...بله، آنها کجا ميتوانند پزشکي

464
00:32:43,065 --> 00:32:44,828
با مهارت و با شخصيت مثل شما پيدا کنند؟

465
00:32:44,867 --> 00:32:49,133
شما وقتي درباره چيزهاي خوب
من صحبت ميکنيد بهتر هستيد

466
00:32:49,171 --> 00:32:51,366
من نميخواهم چيز قشنگي بگويم

467
00:32:51,407 --> 00:32:53,432
!اما به اين علت است که من خيلي عصباني هستم

468
00:32:54,343 --> 00:32:55,605
...بانوي پزشک

469
00:32:55,744 --> 00:32:56,733
او را تنها بگذاريد

470
00:32:57,313 --> 00:32:59,873
او من را هم براي شکست در رسيدن
به هدف مورد نظر، سرزنش کرده است

471
00:33:00,182 --> 00:33:02,241
او بايد هنوز عصباني باشد

472
00:33:04,420 --> 00:33:06,945
...در هر حال، بانو سو

473
00:33:07,656 --> 00:33:09,385
بله، شروع کنيد

474
00:33:10,225 --> 00:33:14,218
من ميفهمم که شما ميخواهيد بيماري
 قلبي پادشاه را درمان کنيد

475
00:33:14,897 --> 00:33:18,833
...اما هر روز صبح با او قدم ميزنيد

476
00:33:22,871 --> 00:33:27,205
او پادشاه است
همه در قصر در اين باره ميدانند

477
00:33:30,245 --> 00:33:31,610
...باشد

478
00:33:36,018 --> 00:33:38,953
مادر، شما خوب ميخوابيد؟

479
00:33:39,221 --> 00:33:41,849
نه، ذهن من اصلاً آزاد نيست

480
00:33:45,427 --> 00:33:49,227
پادشاه، من شنيدم شما بانوي پزشک
 يانگوم را ملاقات کرده ايد

481
00:33:49,264 --> 00:33:51,596
در مقر بانوان پزشک

482
00:33:53,936 --> 00:33:57,997
و هر روز صبح او را صدا ميکنيد
 که در باغ با او قدم بزنيد

483
00:34:00,542 --> 00:34:02,908
تصور کرده ايد اين چطور به نظر مي آيد؟

484
00:34:03,846 --> 00:34:05,677
لطفاً خشمتان را کنترل کنيد، مادر

485
00:34:06,715 --> 00:34:08,615
من کمک پزشکي شده ام

486
00:34:08,650 --> 00:34:12,086
پس شما بايد پيش پزشک خودتان برويد

487
00:34:12,287 --> 00:34:13,686
...شما فرمانتان را پس گرفتيد

488
00:34:13,722 --> 00:34:15,849
پس چطور مخفيانه به ملاقات او ميرويد؟

489
00:34:18,293 --> 00:34:21,262
اگر شما اينقدر او را در کنارتان ميخواهيد
...پس

490
00:34:21,296 --> 00:34:23,230
او را به عنوان صيغه سلطنتي بگيريد

491
00:34:24,666 --> 00:34:26,896
سرورم، براي شما سوء تفاهم شده است

492
00:34:26,935 --> 00:34:29,529
...او فقط بيماري در قلب من را درمان ميکند

493
00:34:29,571 --> 00:34:34,907
بيماري قلبي؟ چرا شما که پادشاه
هستيد، بيماري اي در قلبتان داريد؟

494
00:34:36,345 --> 00:34:40,179
به اين خاطر نيست که شما ميخواهيد
او در کنارتان باشد؟

495
00:34:40,883 --> 00:34:44,785
پس من به شما ميگويم که او را به
عنوان صيغه تان بپذيريد

496
00:35:09,945 --> 00:35:12,175
!چطور اندازه ها ميتواند اينقدر نامنظم باشد؟

497
00:35:12,347 --> 00:35:15,748
حتي درمورد چاشني زدن هم بايد همينطور
باشد تا سبب شود غذا را خوشمزه جلوه دهد

498
00:35:17,219 --> 00:35:20,620
چند بار به شما گفتم که جزئيات چقدر مهم است؟

499
00:35:20,656 --> 00:35:22,317
متأسقم، متأسفم

500
00:35:22,858 --> 00:35:25,656
...غذا از صميميت است. اول از همه صميميت

501
00:35:25,694 --> 00:35:26,922
و دوم صميميت است

502
00:35:26,962 --> 00:35:29,294
پس بعد صميميت چه؟

503
00:35:30,165 --> 00:35:31,530
بعد از آن؟

504
00:35:31,567 --> 00:35:35,196
البته مزه است
...مزه ايجاد ميشود

505
00:35:35,237 --> 00:35:37,967
به طور طبيعي وقتي صميميت باشد

506
00:35:38,474 --> 00:35:39,406
!فهميدي؟

507
00:35:41,076 --> 00:35:42,407
ميفهمي؟

508
00:35:43,712 --> 00:35:44,770
!بانوي من

509
00:35:44,980 --> 00:35:47,278
بانوي من، يک دردسر بزرگ

510
00:35:47,316 --> 00:35:48,647
چيه؟ چيه؟

511
00:35:50,452 --> 00:35:53,080
!چه هياهويي در اين آشپزخانه است؟

512
00:35:53,455 --> 00:35:54,353
ها؟

513
00:35:55,157 --> 00:35:57,887
اگر چيزي براي گفتن داريد بي صدا دنبالم بيا

514
00:36:03,532 --> 00:36:06,501
سريعاً به من بگو. چيه؟ چيه؟

515
00:36:06,902 --> 00:36:08,130
شما من را پشت آنجا شگفت زده کرديد

516
00:36:08,170 --> 00:36:09,228
چيه؟

517
00:36:09,638 --> 00:36:10,832
...ميدانيد

518
00:36:11,139 --> 00:36:12,265
...يانگوم

519
00:36:12,341 --> 00:36:14,332
!زود باش! سريعاً به من بگو

520
00:36:14,376 --> 00:36:15,741
او صيغه پادشاه خواهد شد

521
00:36:15,777 --> 00:36:18,007
!چي؟ چطور ممکنه؟

522
00:36:18,046 --> 00:36:19,809
...اين را از يک بانوي کارگر شنيدم

523
00:36:19,848 --> 00:36:21,713
من شنيدم که مادر پادشاه اين را به او گفته است

524
00:36:21,750 --> 00:36:23,980
چرا ناگهاني يانگوم؟

525
00:36:24,019 --> 00:36:27,955
با اين که او فرمانش را پس گرفت
اما او يانگوم را ملاقات کرده است

526
00:36:28,190 --> 00:36:30,522
...پس مادرش به او گفت که او را صيغه خودش کند

527
00:36:31,426 --> 00:36:33,860
اين خبر خوبي است يا بد؟

528
00:36:33,896 --> 00:36:35,090
...ميدانم

529
00:36:35,130 --> 00:36:37,223
بانو سوک وون هم در اين باره ميداند؟

530
00:36:38,000 --> 00:36:39,194
!چي؟

531
00:36:39,234 --> 00:36:41,429
آن چيزي است که مادر پادشاه به او گفته انجام دهد

532
00:36:41,837 --> 00:36:43,964
آن کار وقتي انجام ميشود که
ملکه فرمانش را بنويسد

533
00:36:44,006 --> 00:36:46,634
تا او را صيغه بعدي کند

534
00:36:47,042 --> 00:36:51,308
و ملکه بي صدا اين کار را ميکند
چون احساسات پادشاه را ميداند

535
00:36:52,814 --> 00:36:55,078
...چرا او اينقدر يانگوم را ميخواهد

536
00:36:55,117 --> 00:36:57,347
با اين که سلامتي او حالا برگشته است؟

537
00:36:57,753 --> 00:36:59,448
...او فرمانش را پس گرفت

538
00:36:59,488 --> 00:37:01,456
پس او نبايد پزشکان عادي را ببيند؟

539
00:37:02,624 --> 00:37:05,889
احتمالاً به اين خاطر است که او
 خيلي به يانگوم اعتماد دارد

540
00:37:10,866 --> 00:37:12,834
شما اين را شنيديد؟

541
00:37:12,868 --> 00:37:15,132
چه را شنيدم؟

542
00:37:15,170 --> 00:37:16,535
...يانگوم

543
00:37:16,838 --> 00:37:18,135
!صيغه سلطنتي ميشود

544
00:37:18,173 --> 00:37:19,902
چي...؟! چطور؟

545
00:37:21,009 --> 00:37:23,443
مطمئن هستيد؟
بله

546
00:37:23,812 --> 00:37:26,474
!من نميتوانم اين را باور کنم

547
00:37:26,615 --> 00:37:29,584
!آن کار سريعاً خانواده ما را بالا ميبرد

548
00:37:29,618 --> 00:37:31,176
تو چه فکري ميکني؟

549
00:37:31,219 --> 00:37:32,652
من چه فکري ميکنم؟

550
00:37:32,854 --> 00:37:35,118
فکر بدي نيست

551
00:37:35,157 --> 00:37:38,524
چه کسي ميگويد قابل تأسف
...است که يانگوم فقط ميتواند يک صيغه باشد

552
00:37:38,560 --> 00:37:40,687
اگر او با آقاي مين جانگ هو ازدواج کند؟

553
00:37:41,029 --> 00:37:43,122
آقاي مين جانگ هو؟
 صاحب منصب عاليرتبه

554
00:37:43,398 --> 00:37:44,660
!با او ازدواج کند؟

555
00:37:44,700 --> 00:37:46,065
...آن يک صيغه عادي است

556
00:37:46,101 --> 00:37:47,728
اما اين صيغه سلطنتي است

557
00:37:47,769 --> 00:37:49,828
چطور اين را با آن مقايسه ميکنيد؟

558
00:37:49,871 --> 00:37:51,566
...اما شما ارتباط

559
00:37:51,607 --> 00:37:54,906
...بين يانگوم و آقاي مين را ميدانيد

560
00:37:54,943 --> 00:37:57,104
...البته، من ميدانم

561
00:37:57,145 --> 00:37:58,578
آنها آنقدر نزديکند؟

562
00:37:58,614 --> 00:38:00,377
!پس شما ميدانيد؟ پس چه؟

563
00:38:00,415 --> 00:38:03,873
من ميدانم. اما اگر حتي فرار کنند
اين مورد حل نميشود

564
00:38:03,919 --> 00:38:06,183
پس براي او بهتر است
 که صيغه سلطنتي شود

565
00:38:06,221 --> 00:38:10,385
براي هر دوي آنها بهتر است که تا آخر
 عمر مجرد بمانند؟

566
00:38:10,425 --> 00:38:11,551
!آن چيزي است که شما ميخواهيد؟

567
00:38:11,593 --> 00:38:13,026
فرار؟

568
00:38:13,195 --> 00:38:16,494
...اصلاً! هرگز! من ميخواهم

569
00:38:16,531 --> 00:38:19,227
!از پادشاه درخواست کنم يا همچين چيزي

570
00:38:20,135 --> 00:38:23,935
اين درباره چيه؟ به من بگو

571
00:38:23,972 --> 00:38:26,873
پس ما ميگوييم... بله

572
00:38:39,321 --> 00:38:40,686
!واقعاً؟

573
00:38:41,490 --> 00:38:45,426
!آن حتي صداي آذرخش بيرون از آسمان صاف نيست

574
00:38:45,460 --> 00:38:48,793
!يا صداي رعد و برقي که به آسمان بر ميگردد

575
00:38:48,830 --> 00:38:51,628
آن صداي پولهاي زيادي است که از آسمان ميبارد

576
00:38:51,667 --> 00:38:53,567
...اين مشکل بزرگي است

577
00:38:53,602 --> 00:38:56,332
احتمالاً هيچ کاري نميتوان در برابر
خواست يانگوم انجام داد

578
00:38:56,371 --> 00:38:58,236
آن چيزي است که من درباره اش نگرانم

579
00:38:58,540 --> 00:39:02,772
مسائل احتمالاً اين طوري تغيير ميکنند
در حاليکه او به آقاي مين علاقه دارد

580
00:39:02,811 --> 00:39:04,836
پس او چه احساسي دارد؟

581
00:39:05,147 --> 00:39:07,012
شما تا حالا يانگوم را ديديد؟

582
00:39:07,049 --> 00:39:11,076
نه هنوز. او احتمالاً جايي دارد گريه ميکند

583
00:39:11,119 --> 00:39:13,087
راهي هست؟

584
00:39:13,689 --> 00:39:16,283
به اين دليل من از قصر متنفرم

585
00:39:16,324 --> 00:39:18,622
چيزهاي زيادي علي رغم خواسته من اتفاق مي افتد

586
00:39:19,127 --> 00:39:22,563
ما بايد هر طور شده در اين باره با
آقاي مين صحبت کنيم

587
00:39:22,831 --> 00:39:25,231
او هم احتمالاً اوقات سختي دارد

588
00:39:26,201 --> 00:39:27,600
...پس احتمالاً

589
00:39:27,803 --> 00:39:29,794
...اگر او صيغه سلطنتي شود

590
00:39:29,838 --> 00:39:31,328
...و او حامله شود

591
00:39:31,373 --> 00:39:32,806
و يک پرنس به دنيا بياورد

592
00:39:32,841 --> 00:39:35,275
...و او تصادفاً بر تخت بنشيند

593
00:39:35,577 --> 00:39:37,568
!شما آن را رها ميکنيد؟

594
00:39:45,353 --> 00:39:47,787
صيغه سلطنتي؟
...پس او نميتواند

595
00:39:47,823 --> 00:39:50,053
آن طوري که ميخواهد به پزشکي ادامه دهد

596
00:39:50,092 --> 00:39:52,652
...ما او را براي کمک به پادشاه ميخواهيم

597
00:39:52,694 --> 00:39:55,254
نه به عنوان يک زن، بلکه به عنوان يک پزشک

598
00:39:55,297 --> 00:39:58,698
بسيار خوب و من جواب منفي
ميدهم اين اتفاق نبايد هرگز بيافتد

599
00:39:58,734 --> 00:40:03,603
من نميتوانم حتي تصورش را کنم
 که او صيغه سلطنتي شود

600
00:40:04,673 --> 00:40:08,404
اين با چيزي که ما از پادشاه خواستيم فرق دارد

601
00:40:09,144 --> 00:40:12,910
اما اين کار بانوان دربار است ما
خودمان از پادشاه ميخواهيم

602
00:40:18,253 --> 00:40:19,811
چه شده است؟

603
00:40:19,855 --> 00:40:22,346
!من ميدانم... اين به خاطر شما است...؟

604
00:40:22,390 --> 00:40:24,858
شما هنوز يانگوم را نميشناسيد؟

605
00:40:25,260 --> 00:40:26,852
...اما اين چيز بدي نيست

606
00:40:26,895 --> 00:40:29,955
يانگوم بايد پزشک باشد و او اين را ميخواهد

607
00:40:29,998 --> 00:40:32,398
چطور شما اين را اينقدر خوب ميدانيد؟

608
00:40:32,434 --> 00:40:35,631
من ميدانم. من همه آن را ميدانم

609
00:40:37,205 --> 00:40:39,036
پچ پچ کردن هاي ما چه فايده اي دارد؟

610
00:40:39,074 --> 00:40:41,474
وقتي ملکه فرمان دهد همه چيز تمام است

611
00:40:41,510 --> 00:40:43,603
اينجا اينطوري است

612
00:40:43,645 --> 00:40:44,669
...ميدانم

613
00:40:46,615 --> 00:40:47,946
...يانگوم

614
00:40:48,016 --> 00:40:49,813
شما کجا ميرويد؟

615
00:41:37,799 --> 00:41:39,027
!سرورم

616
00:41:39,267 --> 00:41:41,531
...من فکر ميکنم ميدانم چرا اينجا هستيد

617
00:41:41,570 --> 00:41:42,696
!سرورم

618
00:41:44,339 --> 00:41:47,240
من نميخواهم شما را دچار سوء تفاهم کنم
پس شروع کنيد و بگوييد

619
00:41:47,275 --> 00:41:52,269
من يک بانوي پزشک هستم و
خواسته من مداوا کردن است

620
00:41:52,447 --> 00:41:55,382
من حتي فکر چيز ديگري را
در کنارش نکرده ام که

621
00:41:56,251 --> 00:41:58,515
هرگز بخواهم قدرتي بدست بياورم

622
00:41:58,553 --> 00:42:03,581
مقامي داشته باشم
 يا مورد علاقه کسي قرار بگيرم

623
00:42:03,625 --> 00:42:07,391
ميدانم، کاملاً ميفهمم

624
00:42:08,230 --> 00:42:10,960
و به خواسته شما اعتماد دارم

625
00:42:12,033 --> 00:42:14,365
...پادشاه به ملکه مادر گفته است

626
00:42:14,402 --> 00:42:17,599
که فقط براي کمک پزشکي بوده است

627
00:42:17,973 --> 00:42:20,100
...حتي اگر اين خواسته ملکه مادر باشد

628
00:42:20,141 --> 00:42:24,703
او تا زماني که پادشاه نخواهد نميتواند کاري بکند

629
00:42:25,447 --> 00:42:27,506
پس اينقدر نگران نباش

630
00:42:38,293 --> 00:42:40,887
شما تصورش را ميکنيد چطور به نظر مي آييد؟

631
00:42:41,496 --> 00:42:42,929
...اگر آن چيزي است که شما نياز داريد

632
00:42:42,964 --> 00:42:45,057
پس شما بايد پيش پزشک خودتان برويد

633
00:42:45,300 --> 00:42:46,699
...شما فرمانتان را پس گرفتيد

634
00:42:46,735 --> 00:42:48,999
پس چطور محرمانه به ملاقات او ميرويد؟

635
00:42:49,571 --> 00:42:52,665
اگر شما اينقدر ميخواهيد او کنارتان باشد
...پس

636
00:42:52,707 --> 00:42:54,470
او را به عنوان صيغه سلطنتي داشته باشيد

637
00:42:58,246 --> 00:43:00,510
يانگوم را به باغ فرا بخوانيد

638
00:43:10,425 --> 00:43:11,619
...سرورم

639
00:43:15,864 --> 00:43:19,163
...من فراتر از حدم پيش رفتم

640
00:43:19,200 --> 00:43:21,498
که خواستم بيماري در قلب شما را درمان کنم

641
00:43:21,536 --> 00:43:24,994
و اينطوري براي مادر شما سوء تفاهم پيش آوردم

642
00:43:25,040 --> 00:43:30,808
لطفاً دوباره من را به مرکز بهداشت عمومي بفرستيد

643
00:43:36,751 --> 00:43:38,480
سوءتفاهم مادر من؟

644
00:43:42,524 --> 00:43:44,048
همه اش همينه؟

645
00:43:48,730 --> 00:43:50,857
...در حقيقت من نميدانستم

646
00:43:51,733 --> 00:43:56,796
تا مادرم آنطور با من صحبت کرد

647
00:44:05,547 --> 00:44:06,980
!حقيقتاً ايده عاليست

648
00:44:07,182 --> 00:44:08,672
موافقم

649
00:44:08,950 --> 00:44:11,714
...حتي با اين که او فرمانش را پس گرفته است

650
00:44:11,753 --> 00:44:13,948
...به اين دليل او ملاقات يانگوم را ادامه ميدهد چون

651
00:44:13,989 --> 00:44:16,822
او کاملاً اين موضوع را کنار نگذاشته

652
00:44:17,158 --> 00:44:21,151
به همين دليل ملکه مادر ايده درستي
 را در زمان درست داد؟

653
00:44:21,196 --> 00:44:24,188
بله، مسائل بايد از ابتدا
همينطور تغيير ميکردند

654
00:44:24,232 --> 00:44:27,030
و اين ممکن است چيزي بوده که پادشاه
همه اين مدت ميخواست

655
00:44:27,068 --> 00:44:29,161
...و حتي اگر يانگوم صيغه شود

656
00:44:29,204 --> 00:44:32,765
ما نميتوانيم اعتراض براي متهم کردن
 مين جانگ هو را تمام کنيم

657
00:44:32,807 --> 00:44:36,766
البته! ما بايد قانون و فرماني
که شکسته شده است را برگردانيم

658
00:44:36,811 --> 00:44:39,974
...بله، بگذاريد قدرتمان را جمع کنيم

659
00:44:40,015 --> 00:44:42,142
... که از پادشاه بخواهيم يانگوم را

660
00:44:42,183 --> 00:44:44,811
صيغه سلطنتي کند و صاحب منصب
مين جانگ هو را متهم کند

661
00:44:44,853 --> 00:44:48,619
سرورم! تقاضاها مثل باران مي آيند

662
00:44:48,656 --> 00:44:53,150
شما حالا بايد تصميم بگيريد
يا دردسرهاي بيشتري پيش مي آيد

663
00:44:53,194 --> 00:44:57,096
لطفاً درباره اعلام جرم صاحب منصب
!مين جانگ هو تصميم بگيريد

664
00:44:57,999 --> 00:45:00,331
...يا مين جانگ هو قرباني ميشود

665
00:45:00,368 --> 00:45:04,304
يا تعداد زيادي از صاحب منصبان
و افسران، دولت را ترک ميکنند

666
00:45:04,339 --> 00:45:06,273
!لطفاً بفهميد

667
00:45:06,307 --> 00:45:09,572
!لطفاً بفهميد

668
00:45:10,211 --> 00:45:14,773
و ملکه مادر تصميم عاقلانه اي گرفته اند

669
00:45:14,816 --> 00:45:17,216
...صاحب منصبان دربار تصميم به حمايت

670
00:45:17,252 --> 00:45:18,947
از خواسته مادر پادشاه دارند

671
00:45:18,987 --> 00:45:22,684
پس، شما ميتوانيد بانوي پزشک يانگوم
را به عنوان صيغه تان داشته باشيد

672
00:45:22,724 --> 00:45:27,525
و مين جانگ هو را براي اتمام کار تبعيد کنيد

673
00:45:27,562 --> 00:45:28,995
بله، سرورم

674
00:45:29,030 --> 00:45:30,554
لطفاً اين کار را بکنيد

675
00:45:30,698 --> 00:45:33,132
...لطفاً اين کار را بکنيد

676
00:45:44,913 --> 00:45:47,746
...چرا شما فرمان را ننوشتيد

677
00:45:47,782 --> 00:45:50,444
که يانگوم را صيغه سلطنتي بکند؟

678
00:45:50,485 --> 00:45:54,478
شما دوست نداريد اين بانوي پير
در کار بانوان دربار دخالت کند؟

679
00:45:54,522 --> 00:45:55,921
اصلاً، سرورم

680
00:45:55,957 --> 00:45:58,926
پس مشکل چيه؟
...پادشاه به او لطف ميکند

681
00:45:58,960 --> 00:46:02,623
و يانگوم مقامش را باز پس خواهد گرفت

682
00:46:02,664 --> 00:46:04,723
يانگوم يک بانوي پزشک است

683
00:46:04,766 --> 00:46:10,534
همانطور که او قبلاً گفت پادشاه او را نزديک
خودش ميخواهد که سلامتي اش را چک کند

684
00:46:10,572 --> 00:46:13,507
وقتي پرنس بيمار بود من
...افکار مشابهي داشتم

685
00:46:13,541 --> 00:46:15,566
پس من او را ميفهمم

686
00:46:15,610 --> 00:46:18,238
من فقط فکر ميکنم شما ممکن است
با او دچار سوءتفاهم شده باشيد

687
00:46:18,279 --> 00:46:23,615
چي؟! پس شما فکر ميکنيد
...اين بانوي پير سمج شده

688
00:46:23,651 --> 00:46:25,175
بدون اينکه شرايط را بفهمد؟

689
00:46:25,220 --> 00:46:26,517
...اوه، نه

690
00:46:26,554 --> 00:46:30,081
مهم نيست، من احساس ميکنم که شما پيش
از اين نظر و عقيده من را کنار گذاشتيد

691
00:46:30,125 --> 00:46:31,786
شما درباره من دچار سوءتفاهم شديد

692
00:46:31,826 --> 00:46:34,294
!اگر نه، پس فوراً فرمان را بنويس

693
00:47:42,864 --> 00:47:46,425
اين دستي است که شما بايد
...آن زمان نگه ميداشتيد

694
00:47:50,471 --> 00:47:54,567
اين دستي است که ممکنه
 دوباره نتوانيد نگه داريد

695
00:48:03,218 --> 00:48:04,810
من همه چيز را شنيدم

696
00:48:04,852 --> 00:48:06,444
چه شنيدي؟

697
00:48:06,487 --> 00:48:07,579
...يانگوم

698
00:48:07,722 --> 00:48:09,189
يانگوم چه؟

699
00:48:09,224 --> 00:48:11,192
!سريع به من بگو

700
00:48:11,459 --> 00:48:13,359
...افسر مين جانگ هو

701
00:48:16,497 --> 00:48:17,691
!او عاشقش است

702
00:48:17,732 --> 00:48:18,596
!چي؟

703
00:48:18,633 --> 00:48:20,624
!چي؟ واقعاً؟

704
00:48:20,668 --> 00:48:21,726
...بله

705
00:48:22,337 --> 00:48:24,805
وقتي فرمانش تقريباً نوشته شده است؟

706
00:48:24,839 --> 00:48:27,535
...اما آقاي مين هم

707
00:48:28,076 --> 00:48:29,134
!همديگر را؟

708
00:48:29,177 --> 00:48:31,008
!چطور؟ چطور؟

709
00:48:31,346 --> 00:48:34,679
آقاي گنگ گفت که يانگوم يک بار
زندگي آقاي مين را نجات داده است

710
00:48:34,716 --> 00:48:37,514
وقتي او براي پيدا کردن
قرقاول طلايي بيرون رفته بود

711
00:48:38,453 --> 00:48:39,818
...آنها همديگر را نميشناختند

712
00:48:39,854 --> 00:48:43,312
اما آقاي مين چيزي از او داشت
که با آن دنبالش ميگشته است

713
00:48:43,358 --> 00:48:44,518
و؟

714
00:48:44,559 --> 00:48:46,754
...و او اين را فراموش کرده بود

715
00:48:46,794 --> 00:48:50,093
وقتي او در ادويه خانه بود
...او به کتابخانه رفته بود

716
00:48:50,131 --> 00:48:51,723
و آنجا همديگر را ديدند

717
00:48:51,766 --> 00:48:53,791
...کتابخانه؟ پس کتابهاي پزشکي

718
00:48:53,835 --> 00:48:55,325
که او مخفيانه ميخواند؟

719
00:48:55,370 --> 00:48:56,337
...بله

720
00:48:56,371 --> 00:48:59,898
پس اينطوري عاشق شدند

721
00:48:59,941 --> 00:49:02,967
او يک بانوي دربار بود
 پس اين بايد خيلي سخت بوده باشد

722
00:49:03,144 --> 00:49:06,238
وقتي او به جيجو تبعيد شد
...او بالاخره فهميده است

723
00:49:06,281 --> 00:49:08,715
اين يانگوم بوده که زندگي اش
را نجات داده است

724
00:49:08,750 --> 00:49:11,310
!اين خيلي زيبا است

725
00:49:11,352 --> 00:49:12,876
...اينجا مسئله اين نيست

726
00:49:12,920 --> 00:49:15,787
يانگوم حالا بايد صيغه سلطنتي شود

727
00:49:15,823 --> 00:49:19,816
...اين غم انگيز است
پس او بايد با يانگوم ازدواج ميکرد

728
00:49:19,861 --> 00:49:21,692
وقتي او يک بانوي پزشک بود

729
00:49:21,729 --> 00:49:25,324
اما من همچنين شنيدم که آنها
ميخواستند فرار کنند

730
00:49:25,366 --> 00:49:26,765
!فرار؟

731
00:49:27,402 --> 00:49:28,699
کِي؟

732
00:49:28,736 --> 00:49:32,672
اما وقتي پادشاه فرماني به او داد
...که پزشک شخصي او باشد

733
00:49:32,840 --> 00:49:34,899
!آنها بايد فرار کرده باشند

734
00:49:35,410 --> 00:49:38,208
به هر حال، شما نبايد به کسي بگوييد

735
00:49:38,246 --> 00:49:41,773
اگر اين شيوع پيدا کند پس به خاطر
! يانگوم و آقاي مين است

736
00:49:41,816 --> 00:49:43,545
!من ميدانم که خيلي خودخواهي است

737
00:49:44,585 --> 00:49:46,075
يانگوم را همين حالا بياوريد

738
00:49:46,354 --> 00:49:48,117
شما بايد چه کنيد؟

739
00:49:51,125 --> 00:49:54,856
اين حقيقت دارد که شما عاشق آقاي مين هستيد؟

740
00:50:00,301 --> 00:50:01,632
پس اين حقيقت دارد

741
00:50:13,748 --> 00:50:15,739
...و اين بايد خيلي براي شما سخت بوده باشد

742
00:50:16,484 --> 00:50:18,577
...و اين بايد براي شما خيلي سخت باشد

743
00:50:23,191 --> 00:50:25,682
ما بايد چه کنيم؟

744
00:50:28,529 --> 00:50:31,692
...يانگوم

745
00:50:45,046 --> 00:50:49,676
سرورم، بانو سوک وون ميخواهند شما را ببينند

746
00:50:50,885 --> 00:50:51,977
سوک وون؟

747
00:50:52,253 --> 00:50:54,813
او چيز مهمي براي گفتن دارد

748
00:50:56,391 --> 00:50:57,619
بگذاريد داخل بيايد

749
00:51:10,238 --> 00:51:12,832
سرورم، ميدانم اين برخلاف قانون است

750
00:51:12,874 --> 00:51:15,206
...اما من يک خواسته مهم دارم

751
00:51:15,243 --> 00:51:17,643
به همين خاطر من اينجا آمدم

752
00:51:18,045 --> 00:51:19,034
يک خواسته؟

753
00:51:20,848 --> 00:51:22,873
...من متأسفم که اين را ميگويم، اما

754
00:51:24,185 --> 00:51:26,153
بدون ترديد حرف بزن، سوک وون

755
00:51:26,521 --> 00:51:28,989
...سرورم، شما ممکن است فکر نکنيد

756
00:51:29,023 --> 00:51:31,583
به حرفهاي من که ارزشي ندارد
... اما

757
00:51:31,626 --> 00:51:34,220
لطفاً سوء تفاهم نشود

758
00:51:36,297 --> 00:51:38,492
...اين تقاضا را من به عنوان بانوي شما نميدهم

759
00:51:38,533 --> 00:51:40,728
...اما به عنوان دوست يانگوم

760
00:51:41,068 --> 00:51:44,663
که بيشترين ارزش را براي او قائل است
که بهترين کسي است که او را ميشناسد

761
00:51:46,073 --> 00:51:47,335
شروع کن و به من بگو

762
00:51:47,375 --> 00:51:50,674
شما احتمالاً يانگوم را از قبل ميشناسيد

763
00:51:51,179 --> 00:51:52,806
...او همه سعي اش را ميکند

764
00:51:52,847 --> 00:51:58,114
چه او غذا بپزد يا اين که او طبابت کند

765
00:52:00,388 --> 00:52:05,121
من شنيدم که اين به خاطر سوء تفاهم
 مادر پادشاه است

766
00:52:06,661 --> 00:52:08,561
...اما او به آن راه فکر ميکند چون

767
00:52:08,596 --> 00:52:12,623
او جهات فداکاري يانگوم را در کارش نميداند

768
00:52:15,603 --> 00:52:18,595
شما احتمالاً اين را ميدانيد

769
00:52:20,475 --> 00:52:24,673
براي شما فقط شايسته است که او
را به عنوان بانوي پزشک قرار دهيد

770
00:52:26,581 --> 00:52:28,811
...اگر او را صيغه خود کنيد

771
00:52:29,450 --> 00:52:32,112
اين کار تلاش هاي او را تباه ميکند

772
00:52:32,286 --> 00:52:34,811
اين کار خواسته او را نابود ميکند

773
00:52:35,923 --> 00:52:38,517
آن چيزي است که من هم درباره اش فکر ميکنم

774
00:52:38,726 --> 00:52:45,131
!سرورم، لطفاً دوست من يانگوم را خوشحال کنيد

775
00:52:47,435 --> 00:52:51,303
بگذاريد او کاري که خوب انجام ميدهد
و لذت ميبرد انجام دهد

776
00:52:53,574 --> 00:52:55,735
...و به او اجازه دهيد باقي مانده

777
00:52:56,210 --> 00:52:58,474
عمرش را با معشوقش بگذراند

778
00:53:00,982 --> 00:53:02,711
معشوقش؟

779
00:53:03,417 --> 00:53:06,477
...بله، سرورم. يانگوم و

780
00:53:06,521 --> 00:53:11,481
آقاي مين جانگ هو به هم علاقمند اند

781
00:53:13,694 --> 00:53:16,390
همه چيز در جاي مناسب
...خود قرار گرفته است

782
00:53:16,430 --> 00:53:18,330
و او بالاخره آرامش يافته است

783
00:53:19,000 --> 00:53:24,529
لطفاً با لطف بي نهايتتان از يانگوم محافظت کنيد

784
00:53:32,680 --> 00:53:39,244
باشد. شما حالا ميتوانيد برويد
بله، آقا

785
00:53:58,706 --> 00:54:01,402
و من با يک چاقوي يک قاتل
زخمي و بيهوش شدم

786
00:54:01,442 --> 00:54:03,137
...کسي زخم هاي من را درمان کرد

787
00:54:03,177 --> 00:54:05,941
و به پزشکي درباره من گفت
پس من توانستم زنده بمانم

788
00:54:05,980 --> 00:54:09,245
و من فهميدم که او يانگوم بود
که چنين عملي را انجام داد

789
00:54:11,018 --> 00:54:14,749
پس آشنايي شما و بانوي پزشک يانگوم
به زمان طولاني پيش از اين باز ميگردد

790
00:54:15,122 --> 00:54:16,453
بله، سرورم

791
00:54:16,490 --> 00:54:19,948
شما پيگير جاسوس ها بوديد و
...بيهوش شده بوديد

792
00:54:19,994 --> 00:54:21,586
و يانگوم زندگي شما را نجات داد

793
00:54:21,629 --> 00:54:22,857
بله، سرورم

794
00:54:28,002 --> 00:54:29,765
من اينجا آمدم که درباره سلامتي شما بپرسم

795
00:54:30,304 --> 00:54:37,335
...باشد. ملکه دستوري نوشتند که يانگوم

796
00:54:37,545 --> 00:54:39,979
فردا صيغه شما شود

797
00:54:42,316 --> 00:54:45,547
شما کارها را به خوبي آماده کنيد

798
00:54:53,794 --> 00:54:56,490
...سرورم، دربار مسرور است

799
00:54:56,530 --> 00:54:58,725
...به خاطر اخباري که بانوي پزشک

800
00:54:58,766 --> 00:55:01,633
يانگوم فرمان ميگيرد که صيغه شما باشد

801
00:55:02,670 --> 00:55:05,730
ما دستور آماده کردن جشني را داده ايم

802
00:55:15,049 --> 00:55:17,313
سرپرست كاردارها، نزديک بياييد

803
00:55:23,524 --> 00:55:26,152
همه خدمتکاران را بردار
...از اينجا بيرون برويد

804
00:55:26,427 --> 00:55:28,327
و بانوي پزشک يانگوم را بياوريد

805
00:55:28,629 --> 00:55:30,324
بله، سرورم

806
00:55:40,975 --> 00:55:44,843
درباره چه فکر ميکنيد که شما
حتي نفهميديد که من اينجا هستم؟

807
00:55:46,514 --> 00:55:48,004
...سرپرست كاردارها

808
00:55:48,916 --> 00:55:52,317
پادشاه دنبال شما ميگردند
پس به تالار سلطنتي برويد

809
00:55:53,187 --> 00:55:54,552
ببخشيد

810
00:56:05,266 --> 00:56:06,893
بيا نزديک من بنشين

811
00:56:08,669 --> 00:56:10,660
گفتم، نزديک من بنشين

812
00:56:33,394 --> 00:56:38,229
من شنيدم که شما عاشق افسر
مين جانگ هو هستيد

813
00:56:40,868 --> 00:56:42,301
اين حقيقت دارد؟

814
00:57:02,223 --> 00:57:05,056
بله، سرورم

815
00:57:08,080 --> 00:57:20,207
:: IR-DL.COM ::

