1
-00:00:12,920 --> -00:00:02,793
:: IR-DL.COM ::

1
00:00:02,339 --> 00:00:04,273
(قسمت پنجاه و يکم)

2
00:00:31,435 --> 00:00:32,595
!سرورم

3
00:00:34,772 --> 00:00:39,971
سرورم، لطفاً فرمانتان را پس بگيريد

4
00:00:41,512 --> 00:00:47,178
من نميتوانم پزشک شخصي شما باشم

5
00:00:49,386 --> 00:00:51,217
!سرورم

6
00:00:52,456 --> 00:00:54,720
!سرورم، يک مصيبت بزرگ

7
00:00:54,758 --> 00:00:56,055
...پرنس کيان وون

8
00:00:56,093 --> 00:00:58,823
!پرنس کيان وون در شرايط بحراني است

9
00:00:59,530 --> 00:01:01,760
چي؟ پرنس کيان وون؟

10
00:01:01,799 --> 00:01:03,061
چه اتفاقي براي پسرم افتاده است؟

11
00:01:06,737 --> 00:01:09,399
چطور؟ شرايط او چطور است؟

12
00:01:09,607 --> 00:01:12,804
او تب دارد و بعد از تشنج ها غش کرد

13
00:01:12,843 --> 00:01:15,073
يک پزشک همين حالا به مقر او وارد شد

14
00:01:29,426 --> 00:01:31,758
کِي تب شروع شد؟

15
00:01:31,795 --> 00:01:35,595
دما ديشب اين طور بالا نبود

16
00:01:37,534 --> 00:01:41,095
پسرم، پسرم

17
00:01:44,074 --> 00:01:45,632
شما او را معاينه کرده بوديد؟

18
00:01:45,776 --> 00:01:46,868
بله، سرورم

19
00:01:46,910 --> 00:01:48,036
...ادامه بده

20
00:01:49,480 --> 00:01:52,643
او ديشب علائم غير عادي نشان ميداد؟

21
00:01:52,950 --> 00:01:55,680
او دهن دره ميکرد و مکرر سرفه ميکرد

22
00:01:55,719 --> 00:02:00,554
پس من او را زودتر به خواب بردم نگران
بودم که او ممکن است سرما خورده باشد

23
00:02:00,991 --> 00:02:02,856
دهان دره و سرفه؟

24
00:02:02,893 --> 00:02:04,588
آن يک سرماخوردگي عادي نيست؟

25
00:02:04,728 --> 00:02:06,093
شما براي يک سرماخوردگي غش ميکنيد؟

26
00:02:06,130 --> 00:02:11,363
يک بچه ميتواند تشنج داشته باشد
و براي بيماري کوچک غش کند

27
00:02:11,969 --> 00:02:15,200
لاله گوش او سرد است
چشماش چطور بود؟

28
00:02:16,006 --> 00:02:18,770
او در حال صحبت کردن نبود
 پس من نتوانستم بفهمم

29
00:02:18,809 --> 00:02:20,436
کار بانوي پرستار چيست؟

30
00:02:20,477 --> 00:02:22,240
چطور شما نميتوانيد چنين چيزهايي را بفهميد؟

31
00:02:23,447 --> 00:02:25,972
او فوراً به خواب رفت؟

32
00:02:26,617 --> 00:02:31,020
نه ، او بي قرار بود و چشمانش را مي ماليد

33
00:02:31,889 --> 00:02:34,187
چيه؟ بيماري چيه؟

34
00:02:34,224 --> 00:02:36,818
من اين را محدود کرده ام به سه يا
... چهار بيماري با اين نشانه ها

35
00:02:36,860 --> 00:02:39,294
اما من هنوز مجبورم او را با دقت بيشتر معاينه کنم

36
00:02:39,329 --> 00:02:41,854
متأسفم، اما لطفاً کمي بيشتر صبر کنيد

37
00:02:41,899 --> 00:02:44,732
صبر؟
پرنس بي هوش است و من بايد صبر کنم؟

38
00:02:44,768 --> 00:02:49,205
ملکه! من مي فهمم شما چه احساسي داريد

39
00:02:49,239 --> 00:02:52,572
اما شما ميدانيد تشخيص يک بيماري زمان ميبرد

40
00:02:54,178 --> 00:02:57,147
و اين براي بيماري هاي بزرگ و
...کوچک عادي است که در طول

41
00:02:57,181 --> 00:02:59,445
دوران بچگي شخص ظاهر شوند
پس نگران نباشيد و صبر کنيد

42
00:03:00,050 --> 00:03:04,077
او را براي تشخيص بيماري اش
و نتيجتاً درمان او با دقت معاينه کنيد

43
00:03:04,121 --> 00:03:06,055
بله، سرورم

44
00:03:13,731 --> 00:03:17,428
...ملکه، اگر شما براي پرنس نگران هستيد

45
00:03:17,468 --> 00:03:20,335
چرا يانگوم را براي مراقبت از او قرار نداده ايد؟

46
00:03:20,771 --> 00:03:21,931
ها؟

47
00:03:21,972 --> 00:03:27,239
شما قبلاً فهميده ايد که تشخيص
 و تجويز او بهترين است

48
00:03:27,277 --> 00:03:29,871
!نه، ممنونم. او يک پرنس است

49
00:03:29,913 --> 00:03:32,507
چطور ميتوانم اجازه دهم
!يک بانوي پزشک از او مراقبت کند؟

50
00:03:32,750 --> 00:03:34,547
شما نبوديد که براي تلاش يانگوم ارزش قائل شديد

51
00:03:34,585 --> 00:03:36,985
و به او اجازه داديد من را درمان کند؟

52
00:03:37,154 --> 00:03:38,917
پس من منظور ديگري نداشتم

53
00:03:39,289 --> 00:03:41,917
من به سرپرست پزشکان از قبل مشکوک بودم با

54
00:03:41,959 --> 00:03:44,257
ديگر پزشکاني که بالاي سر شما بودند

55
00:03:44,294 --> 00:03:48,424
اگر ديگر پزشکان زمان داشتند، آنها هم ميفهميدند

56
00:03:48,799 --> 00:03:51,893
سرورم، شما من را مأيوس کرديد

57
00:03:52,503 --> 00:03:54,061
مأيوس؟

58
00:03:54,104 --> 00:03:57,198
شما اينچنين بوديد، هنگامي که وليعهد بيمار بود؟

59
00:03:57,241 --> 00:03:58,731
شما درباره چي صحبت ميکنيد؟

60
00:03:58,776 --> 00:04:01,904
وقتي او مريض بود، شما اينطور آرام نبوديد

61
00:04:01,945 --> 00:04:05,813
با وجود اينکه او بعداً به دنيا آمد
پرنس کيان وون هم پسر شما است

62
00:04:05,849 --> 00:04:08,977
چطور شما ميتوانيد اينقدر آرام و بي تفاوت باشيد؟

63
00:04:09,019 --> 00:04:10,953
شما حتي تلاش کرديد براي او
يک بانوي پزشک را اختصاص دهيد؟

64
00:04:10,988 --> 00:04:13,354
ملکه، شما در مورد من دچار سوء تفاهم شديد

65
00:04:13,390 --> 00:04:17,087
من ميدانم شما در مورد من دچار سوء تفاهم شديد

66
00:04:17,127 --> 00:04:22,030
بله، من به يانگوم گفتم به عنوان يک مأمور
...مخفي عمل کند براي گفتن به من در مورد

67
00:04:22,065 --> 00:04:25,831
... وضعيت سلامتي وليعهد، مادر شما

68
00:04:25,869 --> 00:04:28,269
و خودتان بواسطه داروخانه

69
00:04:28,305 --> 00:04:30,330
...يانگوم فرمان را نپذيرفت

70
00:04:30,374 --> 00:04:32,968
و من تهديدش کردم که او را بانوي همراهم ميکنم

71
00:04:35,245 --> 00:04:38,772
...اما شما حتي فکر کرديد چرا من ميخواستم

72
00:04:38,816 --> 00:04:41,808
چنين فرماني را به يک بانوي پزشک بدهم؟

73
00:04:51,728 --> 00:04:55,494
من نميدانم چه کسي اين را انجام داد
اما اين يک نفرين در برابر پرنس است

74
00:04:57,267 --> 00:05:00,703
هر لحظه کسي تلاش ميکند
...من و پرنسم را تهديد کند

75
00:05:00,737 --> 00:05:04,070
اما من قادر به گفتن نيستم که
...چه چيز به واسطه ترس به وقوع مي پيوندد چون

76
00:05:04,107 --> 00:05:05,904
...شما ممکن است به من بدگمان شويد

77
00:05:05,943 --> 00:05:10,277
هنگامي که من نميدانم چطور و
چه چيز در آينده اتفاق خواهد افتاد

78
00:05:11,548 --> 00:05:14,381
اما، سرورم، من هم يک مادر هستم

79
00:05:14,418 --> 00:05:19,321
...من ميتوانم همه چيز را تحمل کنم
مگر پسرم آسيب ديده باشد

80
00:05:20,224 --> 00:05:23,216
من هم مجبور بودم بدانم چه پيش آمده است

81
00:05:24,161 --> 00:05:26,356
من همچنين ميدانم شما يک هشدار
سکوت به من داديد

82
00:05:26,396 --> 00:05:30,059
با فرمان دادن به يانگوم که پزشک
 شخصي شما باشد

83
00:05:30,667 --> 00:05:34,398
من خيلي متأسفم، سرورم

84
00:05:35,172 --> 00:05:39,575
لطفاً من را ببخشيد
فرمانتان را پس بگيريد

85
00:05:40,577 --> 00:05:42,010
... و لطفاً

86
00:05:42,512 --> 00:05:47,643
لطفاً پسرم را حفظ کنيد... پسرتان

87
00:05:49,820 --> 00:05:51,412
...سرورم

88
00:05:53,323 --> 00:05:56,349
شما نبايد اول تب پرنس کيان وون
را اندازه ميگرفتيد؟

89
00:05:56,860 --> 00:05:59,090
تب معمولاً همراه بيماري يک بچه است

90
00:05:59,129 --> 00:06:02,997
اما گاهي اوقات شما مجبوريد
اجازه بديد تب دوره اش را بگذراند

91
00:06:03,433 --> 00:06:05,833
...ما ميتوانستيم موقعيت را بدتر کنيم

92
00:06:05,869 --> 00:06:09,032
اگر ما هم سريعاً تصميم ميگرفتيم
وقتي ما حتي نميتوانيم سوال کنيم

93
00:06:10,741 --> 00:06:15,371
پزشک شين در حال معاينه او در ُطرق
مختلف است، پس لطفاً صبر کنيد

94
00:06:15,412 --> 00:06:19,644
حتماً. پزشک يانگوم بالاخره
...خطايش را فهميده است درباره

95
00:06:19,683 --> 00:06:21,548
آوردن دردسر به داروخانه و دربار

96
00:06:21,585 --> 00:06:25,077
پس او مؤدبانه ترفيع پادشاه را رد کرده است

97
00:06:25,122 --> 00:06:26,851
...يانگوم، برگرد به

98
00:06:26,890 --> 00:06:29,120
مرکز عمومي و وظايفت را تمام کن

99
00:06:29,159 --> 00:06:33,823
داروخانه سلطنتي به مکان خودش باز
خواهد گشت و سخت کار خواهد کرد

100
00:06:41,405 --> 00:06:44,806
چرا شما توانستيد به آساني اين را رها کنيد؟

101
00:06:48,345 --> 00:06:51,746
چطور... چطور ما به اينجا مراجعه کنيم؟

102
00:06:55,452 --> 00:06:58,717
من به شما نگفتم که شما حتي با چيزهاي
بزرگتر از اين مواجه خواهيد شد؟

103
00:06:59,456 --> 00:07:05,417
اما من نميتوانم اين را انجام بدهم ، درحاليکه بالاتر
از استادم قدم بردارم و به بانو سوک وون آسيب بزنم

104
00:07:05,729 --> 00:07:06,957
...بانو سو

105
00:07:06,997 --> 00:07:12,367
من متأسفم... من متأسفم

106
00:07:33,523 --> 00:07:35,923
او را صدا کن
بله، آقا

107
00:07:39,763 --> 00:07:44,359
خيلي وقت پيش، وقتي شما کوچک بوديد
وقتي نوشيدني ها را براي من آورديد

108
00:07:45,402 --> 00:07:47,165
...من از شما پرسيدم شما چه چيزي

109
00:07:47,204 --> 00:07:49,638
به شخصي که نوشيدني ها را فرستاده
 ميخواهيد بگوييد

110
00:07:49,673 --> 00:07:50,765
بله

111
00:07:52,209 --> 00:07:54,143
شما جواب داديد
...پادشاه آن را با قدرداني دريافت کرده است"

112
00:07:54,177 --> 00:07:56,771
"اما او عميقاً آشفته به نظر ميرسيد

113
00:07:57,981 --> 00:08:00,381
من واقعاً گفتم؟

114
00:08:01,084 --> 00:08:05,714
اما من آشفته نبودم
من ممنون بودم و همه آنها را نوشيدم

115
00:08:08,625 --> 00:08:10,889
من به شما فکر ميکردم
وقتي آنها را نوشيدم

116
00:08:11,461 --> 00:08:15,363
او حتي ميداند که قصر حقيقتاً شبيه چيست؟

117
00:08:15,999 --> 00:08:19,560
من آشفته بودم چرا که ميخواستم به
 داخل قصر بروم و

118
00:08:19,603 --> 00:08:21,764
من متعجب بودم ، چرا که شما خواستيد
به چنين جاي بدي برويد

119
00:08:23,440 --> 00:08:25,601
...وقتي من از سر نوشيدني ها بلند شدم

120
00:08:27,044 --> 00:08:29,171
من خودم را براي پادشاه بودن پيدا کردم

121
00:08:32,716 --> 00:08:37,176
اگر شما نوشيدني ها را نياورده بوديد
من پادشاه نميشدم

122
00:08:39,322 --> 00:08:41,722
من پادشاه نميشدم

123
00:08:45,195 --> 00:08:47,026
پس شما بايد مسئول باشيد

124
00:08:48,365 --> 00:08:49,627
مسئول؟

125
00:08:50,100 --> 00:08:52,227
!البته، شما مسئول هستيد

126
00:08:52,803 --> 00:08:56,068
شما من را به اينجا فرستاديد
و شما خواستيد بيايم داخل

127
00:08:57,207 --> 00:09:00,608
پس چطور ميتوانيد برويد
 در حاليکه مرا اينجا ترک ميکنيد؟

128
00:09:15,859 --> 00:09:18,191
يانگوم برگشته است به مرکز بهداشت عمومي

129
00:09:18,228 --> 00:09:19,991
پس همه اين درخواست ها چيست؟

130
00:09:20,263 --> 00:09:23,426
من براي گفتن اين متأسفم، اما آنها
...درخواستهايي براي متهم کردن

131
00:09:23,467 --> 00:09:25,765
يک صاحب منصب عاليرتبه
 سرپرست داروخانه است

132
00:09:26,636 --> 00:09:28,661
يک صاحب منصب عاليرتبه، چرا؟

133
00:09:28,972 --> 00:09:31,304
...وقتي شما بيمار و بستري بوديد

134
00:09:31,341 --> 00:09:34,071
او فرمان محرمانه ملکه را
...به مرحله عمل در آورد

135
00:09:34,111 --> 00:09:37,205
و هنگامي که شما به يانگوم فرمان داديد
...پزشک شخصي شما باشد

136
00:09:37,247 --> 00:09:39,647
او تنها شخصي بود که موافق بود

137
00:09:40,117 --> 00:09:43,245
بنابراين آنها از شما خواسته اند که
...او را به تبعيد بفرستيد

138
00:09:43,286 --> 00:09:45,413
براي نقض قانون سلطنتي دربار

139
00:09:45,722 --> 00:09:49,055
واقعاً؟ نام او چيست؟

140
00:09:49,993 --> 00:09:51,358
مين جانگ هو

141
00:09:51,828 --> 00:09:53,489
مين جانگ هو؟

142
00:09:53,663 --> 00:09:57,565
اگرچه او يک صاحب منصب عاليرتبه است
اما او خيلي وقت نيست که به اينجا آمده است

143
00:09:57,601 --> 00:09:59,831
پس شما احتمالاً خيلي خوب او را نميشناسيد

144
00:10:00,570 --> 00:10:04,563
اما يک زماني شما شخصاً به او
...نوشيدني تعارف کرده بوديد

145
00:10:04,608 --> 00:10:09,705
براي قبولي در يک امتحان ملي
 وقتي او پانزده سال داشت

146
00:10:11,615 --> 00:10:13,344
مين جانگ هو را اينجا بياوريد

147
00:10:13,383 --> 00:10:15,112
بله، سرورم

148
00:10:31,968 --> 00:10:33,333
اسم شما مين جانگ هو است؟

149
00:10:33,603 --> 00:10:34,467
بله

150
00:10:34,905 --> 00:10:37,305
شما در امتحان نفر اول شديد

151
00:10:39,242 --> 00:10:44,043
موضوع مقاله اين بار درباره راههاي
فرمانروا و خدمتکاران او بود

152
00:10:44,247 --> 00:10:45,544
شما چه نوشتيد؟

153
00:10:45,649 --> 00:10:50,177
بله، سرورم، راههاي فرمانروا
...و خدمتکارانش

154
00:10:50,954 --> 00:10:54,082
درسته... او همان بچه است

155
00:10:55,058 --> 00:10:59,085
سرورم، صاحب منصب
مين جانگ هو اينجا است

156
00:10:59,996 --> 00:11:02,157
بگذاريد داخل بيايد
بله، عاليجناب

157
00:11:18,281 --> 00:11:20,579
همه خدمتکاران ديگر مخالفت کردند
...اما شما تنها کسي هستيد

158
00:11:20,617 --> 00:11:22,915
که فرمان من را پذيرفت؟

159
00:11:23,787 --> 00:11:25,516
بله، سرورم

160
00:11:26,156 --> 00:11:27,418
اين يک نقشه است؟

161
00:11:29,526 --> 00:11:32,051
اين يک نقشه براي اخطار کردن به وسيله من است؟

162
00:11:34,898 --> 00:11:37,958
در طول نسل ها، صاحب منصباني
...بوده اند که با قبول فرمان پادشاه

163
00:11:38,001 --> 00:11:41,402
مقاومت ميکردند، وقتي
...ديگران با آن مخالف بودند

164
00:11:41,438 --> 00:11:45,875
پس سرورم، من متأسفم براي پرسيدن
...اما شما فرمانش را داديد

165
00:11:45,909 --> 00:11:49,868
براي جدا کردن اشخاص باوفا
...خائنان و نالايقان

166
00:11:49,913 --> 00:11:52,143
در بين خدمتکارانتان؟

167
00:11:53,450 --> 00:12:00,322
سرورم ، خدمتکار مين جانگ هو
جرأت کرده از پادشاه درخواست کند

168
00:12:01,524 --> 00:12:04,925
...لطفاً فرمان دهيد بانوي پزشک

169
00:12:04,961 --> 00:12:07,429
يانگوم دوباره پزشک شما باشد

170
00:12:09,633 --> 00:12:14,764
يانگوم يک بانو است و اين دليلي است که
همه صاحب منصبان مخالف آن هستند

171
00:12:15,071 --> 00:12:17,733
چرا شما تنها کسي هستيد که روي
اين پافشاري ميکنيد؟

172
00:12:18,475 --> 00:12:22,172
به خاطر اين که مهمترين چيز شخص است

173
00:12:23,480 --> 00:12:25,072
شخص؟

174
00:12:25,215 --> 00:12:27,046
...بله، سرورم

175
00:12:27,083 --> 00:12:29,813
...مهمترين چيز که شما بايد انجام دهيد انتخاب

176
00:12:29,853 --> 00:12:33,380
يک شخص با استعداد و قرار دادن
آن شخص در موقعيت درست است

177
00:12:34,424 --> 00:12:37,689
اين درباره انتخاب يک مرد با استعداد
...براي گذاشتن او در موقعيت و مقام نيست

178
00:12:37,727 --> 00:12:41,026
در مورد شخصي با استعداد (چه مرد و يا چه زن) و
قرار دادنش در مقام درست است

179
00:12:41,731 --> 00:12:45,167
بانوي پزشک، يانگوم پيش از
...اين از سلامت خانواده

180
00:12:45,201 --> 00:12:49,001
سلطنتي مراقبت کرده است و
...تشخيص اشتباه را در طول آخرين طاعون

181
00:12:49,039 --> 00:12:53,271
براي نجات انسانهاي زيادي تصحيح کرد

182
00:12:54,311 --> 00:12:56,472
اين کار بانو يانگوم بود؟

183
00:12:56,513 --> 00:12:57,844
بله

184
00:12:59,716 --> 00:13:04,312
و همانطور که شما ديده بوديد در طول
...محاکمه بانوي منشي ها و آقاي اوه

185
00:13:04,354 --> 00:13:07,517
...بانو يانگوم در برابر

186
00:13:07,557 --> 00:13:10,151
هيچ تهديد و وسوسه اي تسليم نشد

187
00:13:10,927 --> 00:13:12,417
...من آن را ميدانم

188
00:13:13,997 --> 00:13:18,627
پس او چه کمبودي دارد براي کسي
که شما بايد در کنارتان داشته باشيد؟

189
00:13:20,070 --> 00:13:24,803
سرورم، من جرأت کردم دوباره از شما بخواهم

190
00:13:25,608 --> 00:13:28,475
شما بايد آنهايي که ميخواهيد در کنارتان داشته باشيد

191
00:13:28,511 --> 00:13:32,003
از آنهايي که نبايد در کنارتان داشته باشيد جدا کنيد

192
00:13:32,048 --> 00:13:34,516
و آنها را در موقعيتهاي درستشان قرار بدهيد

193
00:13:35,952 --> 00:13:41,322
...بله. اين همان چيزي است که شما وقتي

194
00:13:41,358 --> 00:13:43,849
مقام اول را در امتحان به دست آورديد، گفتيد

195
00:13:45,795 --> 00:13:47,888
...که اين راه فرمانروا است

196
00:13:48,398 --> 00:13:51,595
راه خدمتکار دانستن ظرفيت اش
 است و حرکت در کنار

197
00:13:51,634 --> 00:13:55,434
پادشاه، اگر مناسب آن است يا دور
...شدن اگر اين برايش مناسب است

198
00:13:55,472 --> 00:13:59,238
يا افزايش دارائي، اگر او براي اين مناسب است

199
00:14:03,046 --> 00:14:07,244
پس شما چه نوع خدمتکاري بوده ايد؟

200
00:14:08,318 --> 00:14:11,754
من خدمتکاري شده ام که
...کمک ميکند به خدمتکاران ديگري که

201
00:14:11,788 --> 00:14:13,119
...بايد در کنار شما و طرف شما باشند

202
00:14:13,156 --> 00:14:17,650
اما کسي که به خاطر حسادت
 و حرام شمردن نميتواند

203
00:14:18,495 --> 00:14:20,793
...و من به اين باور رسيده ام که

204
00:14:20,830 --> 00:14:23,128
آن وفاداري است که من به شما مديونم

205
00:14:27,604 --> 00:14:30,232
چي؟ او با پادشاه محرمانه در حال ملاقات است؟

206
00:14:30,507 --> 00:14:32,031
پس، اينطور بود

207
00:14:32,075 --> 00:14:35,670
به اين خاطر است که او فرمانش را قبول
کرد، قرار گرفتن در برابر باقي دربار

208
00:14:35,912 --> 00:14:38,210
اين يک نقشه براي بدست آوردن اعتماد او بود

209
00:14:38,915 --> 00:14:40,576
!او چقدر نابکار است

210
00:14:41,117 --> 00:14:44,382
اگرچه موضوع پزشک شخصي
...او بدون نتايج زيادي سپري شد

211
00:14:44,421 --> 00:14:45,820
اما ما نميتوانيم مين جانگ هو را رها کنيم

212
00:14:45,855 --> 00:14:47,948
...بله! درباره اعتماد بي سابقه اي فکر کن

213
00:14:47,991 --> 00:14:50,824
که پادشاه به يانگ آم بخشيده است

214
00:14:51,060 --> 00:14:52,960
...موافقم. فقط ظرف چهار ماه

215
00:14:52,996 --> 00:14:56,363
او از رتبه نهم صاحب منصبان به
 سرپرست امور داخلي رفت

216
00:14:56,466 --> 00:14:59,799
از آنجا که افسران و صاحب منصبان طرف ما هستند
اين خيلي سخت نخواهد بود

217
00:14:59,836 --> 00:15:03,294
و اين يک دليل کافي براي تبعيد او است

218
00:15:03,740 --> 00:15:04,832
بله، آقا

219
00:15:07,243 --> 00:15:10,212
"من هرگز خوابش را نمي ديدم که "مين
ما را اين چنين متوقف خواهد کرد

220
00:15:10,246 --> 00:15:11,770
...ميدانم

221
00:15:11,815 --> 00:15:14,443
اگر ما اول خودمان به مين جانگ هو ضربه نزنيم

222
00:15:14,484 --> 00:15:16,816
افراد ما جدا خواهند شد

223
00:15:17,086 --> 00:15:19,418
پس... ما بايد چه کنيم؟

224
00:15:19,756 --> 00:15:21,223
...مَرد

225
00:15:23,059 --> 00:15:26,586
!بچه من بيمار است... پس چرا نه؟

226
00:15:26,629 --> 00:15:30,224
به هر حال! اگرچه اين يک
... دفتر عمومي است، اما

227
00:15:30,266 --> 00:15:32,496
!ما گداياني مثل شما را نمي پذيريم

228
00:15:32,535 --> 00:15:36,232
اگر يک شخص بيمار است بايد درمان شود

229
00:15:36,272 --> 00:15:37,830
چرا ما نميتوانيم او را بپذيريم؟

230
00:15:37,874 --> 00:15:40,001
اگر يکي يا دو تا از شما
...شروع به جمع شدن در اينجا کنند

231
00:15:40,043 --> 00:15:43,376
اين مکان به زودي تغيير خواهد کرد
!به ميعادگاه کثيفي از گدايان

232
00:15:43,413 --> 00:15:47,042
مردم مريضي که اينجا مي آيند
!مبتلا به بيماري خواهند بود

233
00:15:48,351 --> 00:15:49,716
اينجا چه پيش آمده؟

234
00:15:49,752 --> 00:15:53,848
اين گدايان کثيف تلاش ميکنند به اينجا وارد شوند

235
00:15:54,724 --> 00:15:56,055
چه شده؟

236
00:15:56,092 --> 00:16:00,961
بانوي من! بچه من تب دارد و
!من فکر ميکنم او دارد مي ميرد

237
00:16:00,997 --> 00:16:04,728
!لطفاً او را نجات دهيد
!لطفاً او را نجات دهيد

238
00:16:05,168 --> 00:16:08,660
بانوي من، ما به دردسر بزرگي مي افتيم
!اگر شما شروع به پذيرش آنها کنيد

239
00:16:08,705 --> 00:16:11,799
حتي اگر ما يک مرکز بهداشت عمومي هستيم
...نبايد آن کار را انجام دهيم

240
00:16:13,743 --> 00:16:15,370
ما بايد همه را بپذيريم

241
00:16:15,411 --> 00:16:17,879
مراقبت از مردم بيمار
 چيزي است که ما انجام ميدهيم

242
00:16:39,235 --> 00:16:41,100
چه شده؟

243
00:16:55,018 --> 00:16:58,818
!او را کجا ميبريد؟

244
00:16:59,022 --> 00:17:00,319
!بانوي من

245
00:17:02,058 --> 00:17:02,956
!آقا

246
00:17:02,992 --> 00:17:04,016
چيه؟

247
00:17:04,060 --> 00:17:05,391
!ما يک دردسر بزرگ داريم

248
00:17:05,428 --> 00:17:07,123
!اين يک مشکل بزرگ است

249
00:17:13,603 --> 00:17:15,298
!...اين

250
00:17:15,738 --> 00:17:17,501
...بله، درسته

251
00:17:19,976 --> 00:17:21,637
!چي؟! چي؟

252
00:17:21,978 --> 00:17:23,707
شما مطمئنيد آن آبله است؟

253
00:17:24,013 --> 00:17:26,038
من براي گزارشش متأسفم

254
00:17:26,082 --> 00:17:28,482
!آبله؟! آبله؟

255
00:17:28,985 --> 00:17:31,078
...چطور پرنس ميتواند
!پرنس...؟

256
00:17:31,220 --> 00:17:33,154
!جزئيات را به ما بگو! جزئيات

257
00:17:33,289 --> 00:17:35,655
ما از مشاهده علائم اميدوار بوديم
...اين يک سرما خوردگي باشد

258
00:17:35,692 --> 00:17:37,557
...اما صداهاي سوت مانند وجود دارند و

259
00:17:37,594 --> 00:17:39,425
...او تب دارد، اما لاله هاي گوش او

260
00:17:39,462 --> 00:17:43,228
سرد احساس شد و ماهيچه هاي
نوک گوشش متمايل به قرمز است

261
00:17:43,266 --> 00:17:46,758
پزشک يونگ و من اين را يک
مورد آبله تشخيص داده ايم

262
00:17:47,604 --> 00:17:50,539
شما مطمئن هستيد آن درست است؟
يک تشخيص اشتباه نيست؟

263
00:17:50,573 --> 00:17:54,236
سرورم ، او قبلاً يک يا دو تا
جوش کورک دار زده بود

264
00:17:54,277 --> 00:17:55,767
ما بايد چه کنيم؟

265
00:17:56,212 --> 00:17:57,907
ما بايد چه کنيم؟

266
00:17:57,947 --> 00:18:01,178
اول از همه، اگر کس ديگري
...مبتلا شده، بفهميد

267
00:18:01,217 --> 00:18:05,586
و قرنطينه کردن پرنس تا بيماري
 در قصر شيوع نيابد

268
00:18:05,622 --> 00:18:07,021
ما قبلاً اين را انجام داديم

269
00:18:07,056 --> 00:18:08,853
!چي؟ پرنس...؟

270
00:18:14,998 --> 00:18:18,331
او به خاطر تب و سردرد
 اوقات سختي را داشته است

271
00:18:18,368 --> 00:18:21,394
ما مجبوريم به او کمک کنيم تا
عرق کند و روده ها شُل شود

272
00:18:21,437 --> 00:18:24,372
به آن طريق، او ميتواند راحت تر آن را بخورد

273
00:18:24,807 --> 00:18:26,274
انتخابي در کار نيست

274
00:18:26,309 --> 00:18:27,571
بله، آقا

275
00:18:36,319 --> 00:18:38,719
!کنار برويد، گفتم کنار برويد
...من داخل ميروم براي ديدن

276
00:18:38,755 --> 00:18:41,246
!پسر خودم، پس چرا شما جلوي من را ميگيريد؟

277
00:18:41,290 --> 00:18:42,723
!همين حالا بريد کنار

278
00:18:42,759 --> 00:18:44,920
سرورم! آبله مُسري است

279
00:18:44,961 --> 00:18:46,792
ميتواند به يک بزرگسال سرايت کند

280
00:18:46,829 --> 00:18:48,660
شما نبايد داخل بريد

281
00:18:48,698 --> 00:18:51,098
!من بيمي ندارم! عيبي ندارد

282
00:18:51,134 --> 00:18:54,763
ملکه! ملکه، آرام باشيد

283
00:18:55,138 --> 00:18:58,130
!آرام باشم؟! آرام باشم؟

284
00:18:58,174 --> 00:19:01,701
چطور مادر آرام خواهد بود وقتي
!پسرش در حال مرگ است؟

285
00:19:01,744 --> 00:19:04,178
لطفاً اجازه بدهيد برم داخل

286
00:19:04,213 --> 00:19:06,181
!لطفاً اجازه بديد

287
00:19:06,683 --> 00:19:09,811
!نه! ممکن است شما هم مبتلا شويد

288
00:19:10,219 --> 00:19:14,212
هر اتفاقي بيافتد، يک مادر
...بيرون نخواهد ايستاد

289
00:19:14,257 --> 00:19:16,225
در حاليکه پسرش بيمار است

290
00:19:16,259 --> 00:19:18,454
فکر کنيد چقدر ممکن است
 او در جستجوي من باشد

291
00:19:19,262 --> 00:19:22,095
فکر کنيد چقدر او از من خواهد رنجيد

292
00:19:22,432 --> 00:19:25,765
... لطفاً اجازه بدهيد بروم داخل... لطفاً

293
00:19:26,402 --> 00:19:27,426
...پرنس... پرنس

294
00:19:27,470 --> 00:19:28,732
!ملکه

295
00:19:30,173 --> 00:19:32,733
!اين چه نوع رفتار بي ملاحظه اي است؟

296
00:19:33,443 --> 00:19:34,808
...من خودم به عنوان يک مادر

297
00:19:34,844 --> 00:19:38,041
کاملاً شما را درک ميکنم
...اما شما يک مادر هستيد

298
00:19:38,081 --> 00:19:40,208
!براي يک پسر و يک همسر براي پادشاه

299
00:19:40,917 --> 00:19:43,408
شما بايد اول به آسايش پادشاه فکر کنيد

300
00:19:44,854 --> 00:19:46,913
به مقر سلطنتي برگرديد

301
00:19:47,590 --> 00:19:49,490
شما هم برگرديد، پادشاه

302
00:19:53,196 --> 00:19:55,357
هيچ درماني براي آبله نيست

303
00:19:55,398 --> 00:19:57,059
...حتي اگر شخص زنده بماند

304
00:19:57,100 --> 00:19:59,864
معمولاً بينايي اش را از دست ميدهد
يا پاهايش فلج ميشود

305
00:19:59,902 --> 00:20:01,961
فقط قدرت خدا کمک خواهد کرد

306
00:20:02,004 --> 00:20:04,996
...شما بانوان پزشک را که کمک خواهند کرد

307
00:20:05,041 --> 00:20:07,009
به پزشک يونگ و به بانوي پزشک ارشد
 قرار داده ايد؟

308
00:20:07,043 --> 00:20:08,271
بله

309
00:20:08,578 --> 00:20:10,842
...پس ما مجبور خواهيم بود درمان

310
00:20:10,880 --> 00:20:13,542
پرنس را به پزشک يونگ و بانوي ارشد بسپاريم

311
00:20:14,550 --> 00:20:15,847
...پس شما برويد و به داروخانه هاي دفاتر اداري و

312
00:20:15,885 --> 00:20:19,150
مراکز بهداشت عمومي شرق و غرب سرکشي کنيد

313
00:20:19,188 --> 00:20:22,316
اگر در قصر وجود دارد
 بايد در شهر هم همينطور باشد

314
00:20:22,358 --> 00:20:27,694
چه فايده اي خواهد داشت؟ هيچ درماني براي
آن نيست، ما نميتوانيم جلوي آنرا بگيريم

315
00:20:27,730 --> 00:20:29,925
...مردم مخفي شدند،‌ چون از قرنطينه شدن ميترسند

316
00:20:29,966 --> 00:20:33,925
!هي! اين چيزي است که يک پزشک بايد بگويد؟

317
00:20:36,005 --> 00:20:38,906
همه، بفهميد که چه اتفاقي در
 حال وقوع است و طرح هايي

318
00:20:38,941 --> 00:20:40,704
براي کاهش دادن تلفات تهيه کنيد

319
00:20:40,743 --> 00:20:41,937
بله،‌ آقا

320
00:20:43,045 --> 00:20:45,138
...لطفاً من را بکشيد، در عوض

321
00:20:45,381 --> 00:20:49,112
پرنس من را نجات دهيد

322
00:20:49,152 --> 00:20:51,416
پرنس من را نجات دهيد

323
00:20:53,222 --> 00:20:55,156
خدايا، من خواهش ميکنم

324
00:20:55,191 --> 00:20:56,283
...سرورم

325
00:20:56,659 --> 00:20:58,854
او چطور است؟ او چطور است؟

326
00:20:58,895 --> 00:21:00,863
وضعيت او تغييري نکرده است

327
00:21:00,897 --> 00:21:02,524
...او هنوز فقط عرق ميکند

328
00:21:02,565 --> 00:21:04,556
!چرا؟! چرا؟

329
00:21:04,901 --> 00:21:07,301
...چون هيچ تجويزي براي آبله وجود ندارد

330
00:21:07,436 --> 00:21:10,530
پس اين خواست خداست؟

331
00:21:12,742 --> 00:21:15,711
من بايد پرنسم را به خدا بسپارم؟

332
00:21:18,748 --> 00:21:21,774
ما هنوز هيچ مريضي با آبله
در اينجا پذيرش نکرده ايم

333
00:21:21,818 --> 00:21:24,184
...واقعاً؟ اين عجيب است

334
00:21:24,220 --> 00:21:26,188
آنهايي را که فکر ميکرديد مورد
تب بوده از دست نداده ايد؟

335
00:21:26,222 --> 00:21:28,486
نه. ما بطور واضح چنين موردي نداشتيم

336
00:21:28,524 --> 00:21:30,583
بانوان پزشک بچه ها را معاينه کرده اند،‌ درسته؟

337
00:21:30,626 --> 00:21:31,320
بله

338
00:21:31,360 --> 00:21:36,354
پس بانوان را جمع کن و از آنها بپرس
آيا آنها کسي با تب بالا داشتند يا نه

339
00:21:36,399 --> 00:21:39,493
اگر علائم مشابه وجود داشت
سريعاً يک پيغام براي من بفرستند

340
00:21:39,535 --> 00:21:40,297
فهميديد؟

341
00:21:40,336 --> 00:21:42,099
بله،‌ قربان

342
00:21:43,339 --> 00:21:45,933
شين بي و من داروخانه هاي
مرکزي شرق را چک خواهيم کرد

343
00:21:45,975 --> 00:21:49,775
پس شما و يون بي بايد داروخانه هاي
طرف هاي ديگر را چک کنيد

344
00:21:49,812 --> 00:21:52,212
و ما همديگر را دوباره در مرکز
بهداشت غرب ملاقات خواهيم کرد

345
00:21:52,248 --> 00:21:53,647
حتماً

346
00:21:57,954 --> 00:22:00,787
اين دارو را در همه رستوران هاي
 شهر پخش کنيد

347
00:22:00,823 --> 00:22:02,256
همه آنها را مجاني؟

348
00:22:02,291 --> 00:22:04,816
بله ، لطفاً تلاش نکنيد از اين سود بدست بياوريد

349
00:22:04,861 --> 00:22:08,422
!شما فکر ميکنيد من کي هستم؟
... من دو تا

350
00:22:08,464 --> 00:22:11,092
از بچه هايم را بخاطر طاعون از دست داده ام

351
00:22:11,133 --> 00:22:12,760
من چنين کاري را انجام نميدهم

352
00:22:12,802 --> 00:22:15,794
حتماً ... من متأسفم
حرفم را پس ميگيرم

353
00:22:15,972 --> 00:22:18,702
شما مطمئن هستيد با خوردن اين
از بروز بيماري پيشگيري ميشود؟

354
00:22:18,741 --> 00:22:22,006
من نميدانم. من فقط اين کار را انجام ميدهم
چون به من گفتند که اين کار را انجام دهم

355
00:22:22,411 --> 00:22:23,105
... حتماً

356
00:22:23,145 --> 00:22:26,376
شما با اهالي شهر براي پيدا کردن
غنچه چوپاني" و گل "يوم" برويد"

357
00:22:26,415 --> 00:22:29,077
از آنجا که حالا فصل بهار است
شما آنها را در کوهستان پيدا خواهيد کرد

358
00:22:29,252 --> 00:22:30,514
آنها هم مفيد هستند؟

359
00:22:30,553 --> 00:22:31,679
بله

360
00:22:32,588 --> 00:22:34,419
...اگر من اين را زودتر ميدانستم

361
00:22:34,457 --> 00:22:38,655
"من مجبور نبودم "ايل دو" و "يي دو
خودم را اينطوري از دست بدهم

362
00:22:41,597 --> 00:22:43,462
!شما چکار ميکنيد؟ سريع برويد

363
00:22:48,070 --> 00:22:50,095
من يک پزشک از قصر سلطنتي هستم

364
00:22:50,339 --> 00:22:51,101
خب که چي؟

365
00:22:51,140 --> 00:22:53,404
...خب که چي؟ پس چرا شما دارو پخش ميکنيد

366
00:22:53,442 --> 00:22:55,467
وقتي حتي شما يک صاحب منصب دولتي نيستيد؟

367
00:22:55,511 --> 00:23:00,574
چه اهميتي داره که من يک
صاحب منصب دولتي هستم يا نه؟

368
00:23:00,616 --> 00:23:04,211
شما اين را با يک قيمت بالا ميفروشيد، در حاليکه به
مردم ميگوييد اين يک داروي شگفت انگيز است؟

369
00:23:04,954 --> 00:23:08,151
ثابت نشده است که آيا اين از
...آبله پيشگيري ميکند يا نه

370
00:23:08,190 --> 00:23:09,953
پس شما چطور ميتوانيد همه آنها را پخش کنيد؟

371
00:23:09,992 --> 00:23:13,257
براي بررسي کردن اينکه آيا اين مؤثر است يا نه
...از آنجا که اين هنوز ثابت نشده است

372
00:23:13,296 --> 00:23:16,459
از اين راه من ميتوانم بفهمم
کدام يکي براي پيشگيري مؤثر است

373
00:23:16,499 --> 00:23:18,490
...آنها گفتند، اگر من بتوانم

374
00:23:18,534 --> 00:23:21,367
فقط يک بيمار را نجات دهم، بنابراين آن کاري
است که فرض ميشود يک پزشک انجام ميدهد

375
00:23:21,704 --> 00:23:22,898
چه کسي؟

376
00:23:23,539 --> 00:23:24,972
چرا شما ميخواهيد آن را بدانيد؟

377
00:23:25,007 --> 00:23:27,805
!من گفتم يک پزشک از قصر هستم

378
00:23:28,044 --> 00:23:29,944
...اگر شما براي چک کردن آبله آمديد

379
00:23:29,979 --> 00:23:31,674
به مرکز بهداشت غرب برويد

380
00:23:31,714 --> 00:23:35,411
ما به همه داروسازان در شهر گفتيم
هر موردي از آبله را آنجا بفرستند

381
00:23:35,785 --> 00:23:39,516
مرکز بهداشت عمومي غرب؟
آن جايي نيست که يانگوم در آن کار ميکند؟

382
00:23:39,922 --> 00:23:43,221
بله. يانگوم احتمالاً در اين مورد دخالت دارد

383
00:23:43,292 --> 00:23:45,192
!مواظب سخنانت باش

384
00:23:45,227 --> 00:23:48,958
من نميتوانم تحمل کنم وقتي مردم
با يانگوم تحقير آميز رفتار ميکنند

385
00:23:49,198 --> 00:23:50,460
!دختر بد

386
00:23:57,239 --> 00:23:58,604
من بايد اين را کجا ببرم؟

387
00:23:58,641 --> 00:24:00,131
آن را به طرف گذرگاه ببر

388
00:24:02,545 --> 00:24:05,207
اينجا هم به همان شکل است

389
00:24:05,247 --> 00:24:06,373
...ميدانم

390
00:24:06,482 --> 00:24:07,608
عجله کن

391
00:24:08,517 --> 00:24:10,747
شما به بيماران اجازه داديد
...در مرکز بهداشت باشند

392
00:24:10,786 --> 00:24:12,777
!بدون اينکه اول آنها را قرنطينه کنيد؟

393
00:24:12,822 --> 00:24:14,687
ما هيچ موردي از بيماري در اينجا نداريم

394
00:24:14,724 --> 00:24:18,888
پس چرا شما دستور داديد همه آنها
بروند به مرکز بهداشت غرب؟

395
00:24:18,928 --> 00:24:21,920
و شما حتي داروهاي گياهي
!تأييد نشده را پخش کرده ايد

396
00:24:21,964 --> 00:24:25,297
من در ابتدا با آن مخالفت کردم، اما هيچ
چيز اشتباهي در چيزي که او گفت نبود

397
00:24:25,334 --> 00:24:26,301
چه کسي؟

398
00:24:26,902 --> 00:24:30,668
...آقا، همه اينها به توصيه يانگوم انجام شده

399
00:24:30,706 --> 00:24:31,468
يانگوم؟

400
00:24:31,507 --> 00:24:34,567
...بله، آقا. او گفت مرکز بهداشت عمومي

401
00:24:34,610 --> 00:24:36,271
آنهايي را که از عهده هزينه آن
برنمي آيند درمان ميکند

402
00:24:36,312 --> 00:24:39,076
...و اگر دارويي پيدا شود که در متوقف کردن

403
00:24:39,115 --> 00:24:41,208
آبله مؤثر باشد، اين خيلي خوب خواهد بود

404
00:24:42,752 --> 00:24:45,482
...چون من پنج سال پيش شاهد اثر بيماري آبله بودم

405
00:24:45,521 --> 00:24:47,386
با او موافقت کردم

406
00:24:49,725 --> 00:24:51,158
حالا او کجاست؟

407
00:24:51,193 --> 00:24:53,889
...من نميدانم
او در مرکز بهداشت نبود

408
00:24:54,163 --> 00:24:55,357
دنبالم بياييد

409
00:25:18,120 --> 00:25:20,247
!آقا! آقا

410
00:25:21,290 --> 00:25:23,656
!آقا، آنجا را ببينيد

411
00:25:24,393 --> 00:25:25,758
بيائيد بريم

412
00:25:34,837 --> 00:25:40,298
!فقط چيزي که اينجا نوشته شده را انجام دهيد

413
00:25:40,543 --> 00:25:43,706
پس اگر ما آن کار را انجام دهيم
کاملاً از آبله خلاص ميشويم؟

414
00:25:43,746 --> 00:25:46,977
...نه کاملاً، اما تنها اينکه

415
00:25:47,016 --> 00:25:48,540
شما ميتوانيد با اين کار از آن پيشگيري کنيد

416
00:25:48,584 --> 00:25:51,052
پس شما چه ميگوييد؟

417
00:25:51,087 --> 00:25:55,421
من فقط چيزي را که بانوي پزشک
 به من گفته انجام ميدهم

418
00:25:55,458 --> 00:25:58,825
فقط چيزي که اينجا نوشته شده را انجام دهيد

419
00:25:58,861 --> 00:26:00,522
چرا شما نميفهميد؟

420
00:26:00,563 --> 00:26:02,394
آن نوشته چه چيزي ميگويد؟

421
00:26:02,431 --> 00:26:04,899
...پس... آن

422
00:26:05,401 --> 00:26:09,303
هي! چطور ميتواني آن را بخواني
وقتي تو آن را سر و ته نگه داشتي؟

423
00:26:11,607 --> 00:26:14,440
پس کسي که ميتواند آن را بخواند
بايد آن را با صداي بلند بخواند

424
00:26:14,477 --> 00:26:18,311
...اول از همه، حمام کنيد نه با آب معمولي

425
00:26:18,347 --> 00:26:21,043
بلکه با آب گِل زرد يا آب زغال چوب

426
00:26:21,083 --> 00:26:23,381
آب گِل زرد؟ آب زغال چوب؟

427
00:26:23,419 --> 00:26:24,443
!دوم

428
00:26:24,687 --> 00:26:27,212
اگر شما "غنچه چوپاني" داريد
به خوردنش در حليم ادامه دهيد

429
00:26:27,256 --> 00:26:30,123
و اگر شما گل "يوم" داريد، آن را
...در سايه خشک کنيد و آن را پودر کنيد

430
00:26:30,159 --> 00:26:33,560
و آن را با عسل مخلوط کنيد و قبل از خوردنش
آن را به شکل قرص هاي بزرگ در بياوريد

431
00:26:33,762 --> 00:26:35,024
!سوم

432
00:26:35,064 --> 00:26:37,430
سه قطعه از ته کدوي اسفنجي تهيه کنيد

433
00:26:37,466 --> 00:26:41,197
و پوست و دانه ها را در داخل ظرف
چيني به همراه يک درپوش قرار دهيد

434
00:26:41,504 --> 00:26:44,632
نمک را روي گِل بپاشيد و درپوش را سفت کنيد

435
00:26:44,673 --> 00:26:47,369
"آن را با قطعه اي از درخت "پائولونيا
...حرارت دهيد و سپس

436
00:26:47,409 --> 00:26:50,845
...آن را به راست و چپ بغلتانيد
...تا برشته و زرد بشه

437
00:26:50,880 --> 00:26:55,874
بعد از پودر کردن آن، شما از آن کيک درست ميکنيد

438
00:26:56,819 --> 00:26:58,184
!چهارم

439
00:26:58,220 --> 00:27:00,381
ما اصلاً متوجه نشديم

440
00:27:00,422 --> 00:27:01,286
شما متوجه نشديد؟

441
00:27:01,323 --> 00:27:03,587
شما يک نسخه کوتاهتر ميخواهيد يا بلندتر؟

442
00:27:03,626 --> 00:27:06,561
شما بايد اين را طوري بگوييد که ما بتوانيم بفهميم

443
00:27:06,595 --> 00:27:09,894
طوري که شما بتوانيد بفهميد؟

444
00:27:09,932 --> 00:27:12,332
...بيائيد نزديک... بيائيد نزديک

445
00:27:12,368 --> 00:27:13,835
...بيائيد نزديک

446
00:27:18,707 --> 00:27:21,107
من نميدانم چرا آنها اين کار را انجام ميدهند

447
00:27:35,591 --> 00:27:37,218
!من گرسنه هستم

448
00:27:37,259 --> 00:27:40,092
تو مجبوري براي اين تا پايان آشپزي صبر کنيد

449
00:27:40,129 --> 00:27:42,097
!به من غذا بده

450
00:27:56,879 --> 00:27:59,177
!دور شويد

451
00:28:02,952 --> 00:28:05,887
چرا شما ...! اگر شما گدا هستيد
پس بايد مثل گدايان عمل کنيد

452
00:28:05,921 --> 00:28:08,515
!چرا شما تميز ميکنيد؟
!حتي آب را ميجوشانيد؟

453
00:28:08,557 --> 00:28:09,956
شماها کي هستيد؟

454
00:28:09,992 --> 00:28:12,654
!کي هستيم؟ ما پزشکان قصر سلطنتي هستيم

455
00:28:12,695 --> 00:28:14,686
!به مافوقتان تعظيم کنيد

456
00:28:15,164 --> 00:28:17,064
شما از قصر هستيد؟

457
00:28:17,099 --> 00:28:18,999
چرا؟ پس شما ميتوانيد شهر را بسوزانيد؟

458
00:28:19,034 --> 00:28:21,400
نه، آنها براي ملاقات يانگوم آمده اند

459
00:28:22,504 --> 00:28:23,835
بانوي پزشک ما؟

460
00:28:23,872 --> 00:28:25,430
چرا بانوي پزشک ما؟

461
00:28:25,708 --> 00:28:27,300
بانوي پزشک شما؟

462
00:28:28,544 --> 00:28:30,637
بسيار خوب، بسيار خوب
...آنها براي آزار شما نيامده اند

463
00:28:30,679 --> 00:28:32,146
پس سريعاً آنها را به سمت او راهنمايي کنيد

464
00:28:32,181 --> 00:28:33,705
دنبالم بياييد

465
00:28:51,100 --> 00:28:53,660
!بانوي من! بانوي من

466
00:28:59,541 --> 00:29:01,532
...حالا برو بدنت را با آب زغال چوب بشور

467
00:29:01,577 --> 00:29:03,738
و نوشيدني پودر زغال چوب را هم بخور

468
00:29:03,779 --> 00:29:05,041
بله، بانوي من

469
00:29:05,080 --> 00:29:07,207
پسرم خوب خواهد شد، درسته؟

470
00:29:07,249 --> 00:29:09,080
...من تمام تلاشم را ميکنم

471
00:29:09,118 --> 00:29:10,847
اما ممکنه موفق به نجات او نشوم

472
00:29:10,886 --> 00:29:14,117
نه، نه، اين تمام درخواست منه

473
00:29:14,156 --> 00:29:16,420
...من خيلي نگران بودم از اينکه ممکن است به او

474
00:29:16,458 --> 00:29:18,653
هيچ درماني تعلق نگيرد، چون او پسر يک گدا است

475
00:29:18,694 --> 00:29:20,821
من خيلي سپاسگزارم به خاطر اين کار

476
00:29:21,096 --> 00:29:22,620
...نتيجه هر چه که باشد

477
00:29:22,665 --> 00:29:24,656
اين خواست خدا در خصوص آبله است

478
00:29:24,833 --> 00:29:27,961
لطفاً اين را به بانوي پزشک يانگ دوک
در دهکده يونگ جين تحويل دهيد

479
00:29:28,003 --> 00:29:29,368
!حتماً

480
00:29:32,508 --> 00:29:36,274
پس يانگوم خودش تنها آنجا است؟

481
00:29:36,312 --> 00:29:38,507
...بله. هيچ کسي نميخواهد آنجا برود

482
00:29:38,747 --> 00:29:42,114
براي نجات يک پسر گدا؟
بله

483
00:29:42,484 --> 00:29:44,452
براي درمان آبله؟

484
00:29:44,653 --> 00:29:46,177
من گفتم، بله

485
00:29:51,860 --> 00:29:53,521
يانگوم! اين منم، شين بي

486
00:29:53,829 --> 00:29:55,956
شين بي، من ميخواهم بيايم داخل

487
00:29:55,998 --> 00:29:59,161
نه! اينجا فقط بيماران آبله هستند

488
00:29:59,201 --> 00:30:00,930
اما تو داخل هستي

489
00:30:00,969 --> 00:30:02,732
به اين خاطر است که اين شغل من است

490
00:30:02,971 --> 00:30:05,940
تو بانوي پزشکي هستي که از بانوان
بلند مرتبه دربار مراقبت ميکنه

491
00:30:05,974 --> 00:30:09,034
در حقيقت، پرنس کيانگ وون آبله دارد

492
00:30:09,078 --> 00:30:09,976
!چي؟

493
00:30:10,713 --> 00:30:12,874
اگر تو چيزي فهميده اي، لطفاً بگذار ما هم بدانيم

494
00:30:12,915 --> 00:30:15,008
من هنوز چيزي نفهميده ام

495
00:30:15,050 --> 00:30:17,541
من فقط هرچه مي بينم ثبت ميکنم

496
00:30:17,586 --> 00:30:21,181
و فقط با علائم سر و کار دارم

497
00:30:22,191 --> 00:30:24,523
...پيش از اين دو تا مُرده داشتيم

498
00:30:24,993 --> 00:30:26,790
...من واقعاً ميخواهم بدانم

499
00:30:27,062 --> 00:30:29,394
...اين مردم زيادي را ميکشد

500
00:30:29,531 --> 00:30:34,025
اما اگرچه... او چطور ميتواند
!زندگي اش را اينطوري به خطر بياندازد؟

501
00:30:34,536 --> 00:30:37,505
... آقا ... آقا

502
00:30:38,207 --> 00:30:40,539
چرا شما حداقل چيزي به يانگوم نميگوييد؟

503
00:30:42,111 --> 00:30:46,707
يانگوم... يانگوم... به من اعتماد کن

504
00:30:47,649 --> 00:30:50,880
آقا شما ميخواهيد مرگ مرا ببينيد؟

505
00:30:51,754 --> 00:30:52,880
!ملکه

506
00:30:53,188 --> 00:30:54,621
...سرورم

507
00:30:54,857 --> 00:30:56,654
!ملکه... چرا شما اين کار را ادامه ميدهيد؟

508
00:30:56,692 --> 00:31:00,526
سرورم، لطفاً اجازه بدهيد او را فقط يک بار ببينم

509
00:31:00,562 --> 00:31:01,620
!لطفاً

510
00:31:02,631 --> 00:31:06,499
...اين آبله است! اگر او اينچنين بميرد

511
00:31:06,969 --> 00:31:09,802
!من خيلي شرمنده خواهم بود

512
00:31:10,172 --> 00:31:11,070
!سرورم

513
00:31:11,106 --> 00:31:18,808
!سرورم! سرورم

514
00:31:18,847 --> 00:31:21,315
!پرنس

515
00:31:22,084 --> 00:31:25,144
من مادرت هستم... چشمانت را باز کن

516
00:31:25,187 --> 00:31:26,347
...چشمانت را باز کن

517
00:31:26,388 --> 00:31:28,822
تو بايد مرا ببيني قبل از اين که بميري

518
00:31:28,857 --> 00:31:31,553
من اينجا هستم. تو بايد چشمانت را باز کني

519
00:31:31,593 --> 00:31:35,154
!سرورم
!ممکنه شما هم مبتلا شويد

520
00:31:35,197 --> 00:31:37,893
!او را نجات دهيد! پرنس کيانگ وون را نجات دهيد

521
00:31:37,933 --> 00:31:40,902
!او را نجات دهيد

522
00:31:40,936 --> 00:31:42,927
!سرورم، او را نجات دهيد

523
00:31:42,971 --> 00:31:44,370
!لطفاً او را نجات دهيد

524
00:31:44,406 --> 00:31:46,306
!پرنس کيانگ وون را نجات دهيد

525
00:31:46,341 --> 00:31:49,208
!سرورم، لطفاً او را نجات دهيد

526
00:31:49,244 --> 00:31:52,680
... سرورم، لطفاً

527
00:31:55,651 --> 00:31:59,018
مهم نيست روشي شهري باشد يا
روشي از مينگ چين، او را نجات دهيد

528
00:31:59,588 --> 00:32:01,522
...من نگران پرنس کيانگ وون هستم

529
00:32:01,557 --> 00:32:04,048
اما من نميتوانم حس دلسوزي و ترحمي
را که نسبت به ملکه دارم تحمل کنم

530
00:32:04,993 --> 00:32:06,517
شما هم شاهد نبوديد؟

531
00:32:06,795 --> 00:32:08,660
...همانطور که ديديد عشق مادري، در آغوش گرفتن

532
00:32:08,697 --> 00:32:10,790
فرزند است حتي اگر ممکن باشد خودش هم مبتلا شود

533
00:32:10,833 --> 00:32:12,733
هر کاري ميتوانيد بکنيد

534
00:32:20,676 --> 00:32:24,112
مهم نيست روشي شهري باشد يا
روشي از مينگ چين، او را نجات دهيد

535
00:32:24,580 --> 00:32:26,480
...من نگران پرنس کيانگ وون هستم

536
00:32:26,515 --> 00:32:28,779
اما من نميتوانم حس دلسوزي و ترحمي
را که نسبت به ملکه دارم تحمل کنم

537
00:32:28,817 --> 00:32:30,546
من مادرت هستم... چشمانت را باز کن

538
00:32:30,586 --> 00:32:31,985
...چشمانت را باز کن

539
00:32:32,020 --> 00:32:34,818
تو بايد قبل از مرگ، مرا ببيني

540
00:32:34,857 --> 00:32:36,518
من اينجا هستم. تو بايد چشمانت را باز کني

541
00:32:36,558 --> 00:32:40,289
!سرورم
!شما هم ممکن است مبتلا شويد

542
00:32:40,562 --> 00:32:43,827
!او را نجات دهيد! پرنس کيانگ وون را نجات دهيد

543
00:32:43,999 --> 00:32:45,296
!او را نجات دهيد

544
00:32:45,334 --> 00:32:47,802
!سرورم، او را نجات دهيد

545
00:32:51,874 --> 00:32:55,935
...من فقط هر چه مي بينم ثبت ميکنم

546
00:32:55,978 --> 00:32:59,812
و من فقط با علائم سر و کار دارم

547
00:33:26,208 --> 00:33:28,472
...ميدانم اين براي تو سخت است

548
00:33:29,077 --> 00:33:33,411
من بايد پزشک بهتري باشم و درد تو را از بين ببرم

549
00:33:43,892 --> 00:33:45,052
چي شده؟

550
00:33:45,193 --> 00:33:46,592
درد دارم

551
00:33:48,964 --> 00:33:51,057
من خواهم مُرد، اين طور نيست؟

552
00:33:52,868 --> 00:33:54,495
درسته؟

553
00:33:55,003 --> 00:33:58,131
چرا بميري؟ نه، تو نمي ميري

554
00:33:58,173 --> 00:33:59,504
واقعاً؟

555
00:34:00,075 --> 00:34:02,839
...البته که نه... من تو را درمان خواهم کرد

556
00:34:02,878 --> 00:34:06,405
پس تو مجبوري اين را تحمل کني

557
00:34:09,117 --> 00:34:12,382
اگر تو اين را خوب تحمل کني
من يک بادبادک برايت خواهم ساخت

558
00:34:12,721 --> 00:34:15,383
واقعاً؟
...بله

559
00:34:55,731 --> 00:34:57,221
من اين را نميخورم

560
00:34:58,133 --> 00:35:01,899
شما بايد بخوريد
...اگر شما اينطور گرسنگي را ادامه دهيد

561
00:35:01,937 --> 00:35:04,531
اول از همه سلامتي شما از بين خواهد رفت

562
00:35:04,573 --> 00:35:06,803
چه اهميتي دارد؟

563
00:35:07,175 --> 00:35:12,841
به عنوان يک مادر، به عنوان يک ملکه
...من الگوي خوبي

564
00:35:12,881 --> 00:35:15,372
براي پسرم نبوده ام و من اين چنين درمانده ام

565
00:35:15,417 --> 00:35:17,351
پس چه اهميتي دارد؟

566
00:35:18,954 --> 00:35:20,080
آن را ببر

567
00:35:20,122 --> 00:35:23,023
سرورم! شما بايد قوي بمانيد

568
00:35:23,558 --> 00:35:25,116
...آنها ميگويند اطرافيان يک مريض

569
00:35:25,160 --> 00:35:27,390
بايد قوي باشند تا اين که بيماري بهبود يابد

570
00:35:27,429 --> 00:35:30,125
...گفته شده مريض و اطرافيانش بايد باور کنند

571
00:35:30,165 --> 00:35:32,633
که بيمار خوب خواهد شد تا او بهبود يابد

572
00:35:33,568 --> 00:35:36,799
گفته شده اطرافيان بيمار نبايد اول
 از همه تسليم شوند

573
00:35:37,205 --> 00:35:39,639
يانگوم، اينطور نيست؟ هان؟

574
00:35:40,242 --> 00:35:42,710
آنها سخنان يانگوم است، درسته؟

575
00:35:43,211 --> 00:35:44,235
بله

576
00:35:45,080 --> 00:35:48,777
...درسته
او يک بار اين را به من گفت

577
00:35:49,317 --> 00:35:54,050
و اينکه او به هيچ وجه کسي را
که ازش مراقبت ميکند، رها نميکند

578
00:35:56,425 --> 00:35:58,290
او کاملاً درمان شده است

579
00:35:58,326 --> 00:35:59,520
!واقعاً؟

580
00:36:07,269 --> 00:36:08,736
او واقعاً درمان شده است؟

581
00:36:09,237 --> 00:36:13,503
ببينيد، من او را بيرون ميفرستم، پس او را بگيريد

582
00:36:16,778 --> 00:36:18,211
بازوهام داره ميافته

583
00:36:22,818 --> 00:36:29,849
درسته! من فکر ميکردم او يک صورت سوراخ
!شده خواهد داشت! اما صورتش تميز است

584
00:36:29,891 --> 00:36:31,518
!پاهاي او هم خوب است

585
00:36:31,560 --> 00:36:33,551
!چشمهاي او هم خوب است

586
00:36:33,595 --> 00:36:36,223
!چشمهاي او هم خوب است

587
00:36:38,100 --> 00:36:49,944
!بانوي پزشک! ممنونم

588
00:36:49,978 --> 00:37:01,822
!ممنونم، بانوي من! ممنونم

589
00:37:20,308 --> 00:37:21,434
!بانوي من

590
00:37:21,610 --> 00:37:23,840
تو ميخواهي تمام اعتبار را براي خودت بگيري؟

591
00:37:26,181 --> 00:37:27,443
!کارت خوب بود

592
00:37:27,983 --> 00:37:29,245
بس کنيد

593
00:37:30,218 --> 00:37:32,846
پس تو تجويزي برايش پيدا کردي؟

594
00:37:33,255 --> 00:37:34,950
...نه، نه هنوز

595
00:37:35,257 --> 00:37:36,281
نه؟

596
00:37:36,525 --> 00:37:39,756
من تجويزي پيدا نکردم
من او را وادار کردم تا بيماري را پشت سر بگذارد

597
00:37:39,795 --> 00:37:41,422
پس او توانست بر بيماري غلبه کند

598
00:37:42,164 --> 00:37:43,893
تو چه ميگويي؟

599
00:37:44,099 --> 00:37:49,093
معمولاً ما تلاش ميکرديم تب را
کاهش بدهيم، وقتي شخص مبتلا بود

600
00:37:49,137 --> 00:37:52,072
و از دست جوش ها خلاص شويم
...وقتي آنها بوجود مي آمدند

601
00:37:52,107 --> 00:37:56,237
اما من برعکسش را انجام دادم، با اجازه دادن
...به او که وقتي تب داشت کاملاً عرق کند

602
00:37:56,278 --> 00:37:59,213
...و وقتي جوش ظاهر شد، من تلاش کردم

603
00:37:59,247 --> 00:38:01,772
بگذارم تا او آن را پشت سر بگذارد
 تا زماني که برطرف شود

604
00:38:01,817 --> 00:38:04,752
پس من هنوز درماني براي آن پيدا نکرده ام

605
00:38:04,786 --> 00:38:07,186
تو همه چيز را ثبت کرده اي؟
بله

606
00:38:12,594 --> 00:38:15,563
!اين يافته مهمي است

607
00:38:16,731 --> 00:38:20,599
اما ... اين براي هر بيمار متفاوت خواهد بود

608
00:38:21,203 --> 00:38:24,070
پس اين راهي براي نجات همه اينها نيست

609
00:38:24,206 --> 00:38:27,664
ما به آنها گفتيم تا همه موارد پيشگيري که
...تو به ما گفتي را امتحان کنند

610
00:38:27,709 --> 00:38:30,109
پس به نظر مي آيد شيوع بيماري متوقف شده است

611
00:38:31,746 --> 00:38:35,147
و ما تلاش ميکنيم بفهميم کدام
عامل پيشگيري بهترين اثر را دارد

612
00:38:35,483 --> 00:38:36,415
حتماً

613
00:38:39,821 --> 00:38:41,686
برو استراحت کن، من از او مراقبت ميکنم

614
00:38:56,638 --> 00:38:57,832
چه شده؟

615
00:38:58,306 --> 00:38:59,796
چرا آنها اينجا هستند؟

616
00:39:00,308 --> 00:39:03,277
آنها آمدند اينجا تا شهر را بسوزانند؟

617
00:39:03,311 --> 00:39:05,506
!بايد همين باشد

618
00:39:05,614 --> 00:39:09,380
!آقا! آقا! او کاملاً درمان شده است

619
00:39:09,417 --> 00:39:12,045
!آبله پسر من درمان شده است

620
00:39:12,087 --> 00:39:14,453
!لطفاً ما را نسوزانيد

621
00:39:14,489 --> 00:39:17,322
!ما هيچ مکان ديگري براي زندگي نداريم

622
00:39:17,359 --> 00:39:19,327
!آقا! از ما چشم بپوشيد

623
00:39:19,361 --> 00:39:21,829
!ساکت باشيد! بريد کنار

624
00:39:28,303 --> 00:39:29,395
اين درسته؟

625
00:39:30,071 --> 00:39:32,062
آبله او واقعاً درمان شده است؟

626
00:39:32,407 --> 00:39:33,431
بله

627
00:39:34,643 --> 00:39:36,804
او کيست؟
من نميدانم

628
00:39:37,012 --> 00:39:38,877
چطور او خوب شده؟ چطور؟

629
00:39:39,547 --> 00:39:42,573
!بانوي پزشک ما او را درمان کرد

630
00:39:43,251 --> 00:39:44,684
بانوي پزشک شما؟

631
00:39:45,620 --> 00:39:47,611
!من درباره يانگوم صحبت ميکنم

632
00:39:49,357 --> 00:39:52,451
واقعاً؟ او واقعاً يانگوم است؟

633
00:39:52,761 --> 00:39:53,693
!بله

634
00:40:08,410 --> 00:40:10,378
بانوي پزشک يانگوم داخل است؟

635
00:40:12,247 --> 00:40:14,078
ملکه اينجا هستند

636
00:40:15,116 --> 00:40:18,449
يانگوم بيا بيرون و به سرورت ملکه احترام بگذار

637
00:40:27,429 --> 00:40:29,989
...سرورم
چطور شما اين مسير دور را آمديد؟

638
00:40:30,699 --> 00:40:32,166
!لطفاً پسر من را درمان کن

639
00:40:32,934 --> 00:40:34,026
ببخشيد؟

640
00:40:34,069 --> 00:40:35,331
...لطفاً پسر من را درمان کن

641
00:40:36,805 --> 00:40:39,467
...لطفاً ... يانگوم

642
00:40:54,289 --> 00:40:58,419
من شنيدم شما بچه اي که مبتلا
 به آبله بود را نجات داديد

643
00:40:58,460 --> 00:41:00,655
اما من تجويزي پيدا نکردم

644
00:41:00,962 --> 00:41:02,827
با اين وجود، باعث اميدواري است

645
00:41:02,864 --> 00:41:04,456
!اين يعني اميدي هست

646
00:41:04,499 --> 00:41:07,263
!درسته! اميدي هست! اميد، حقيقتاً

647
00:41:07,869 --> 00:41:10,895
!بگذار امتحان کنيم
!بگذار امتحان کنيم

648
00:41:11,039 --> 00:41:14,372
بله، بگذار اين را با هم انجام دهيم
بله

649
00:41:18,780 --> 00:41:20,042
شين بي، مشکلي پيش آمده؟

650
00:41:20,215 --> 00:41:23,275
من از حالا به بعد به يانگوم کمک خواهم کرد
پس برويد و استراحت کنيد

651
00:41:23,318 --> 00:41:25,513
شما چند روز است که نخوابيده ايد

652
00:41:25,553 --> 00:41:28,579
واقعاً؟ تو با اين کار مشکلي نداري؟
اين يک بيماري مسري است

653
00:41:28,623 --> 00:41:31,023
من قبلاً به پزشک شين گفته ام
پس برويد و استراحت کنيد

654
00:41:31,059 --> 00:41:33,789
و حتماً بدنتان را با آب زغال چوب بشوئيد

655
00:41:33,828 --> 00:41:34,988
و آن را بخوريد

656
00:41:35,030 --> 00:41:36,054
چرا؟

657
00:41:36,097 --> 00:41:37,758
اين چيزي است که يانگوم دستور داده

658
00:41:37,799 --> 00:41:39,562
...و او تعدادي از

659
00:41:39,601 --> 00:41:42,001
موارد پيشگيري را در اداره نوشته
 آنها را هم انجام بديد

660
00:41:42,237 --> 00:41:44,102
واقعاً؟ راهي براي پيشگيري هست؟

661
00:41:44,139 --> 00:41:46,630
اگر اين چيزي است که يانگوم گفته پس
ما حتماً آن را انجام ميدهيم. بسي‍ار خوب

662
00:41:46,875 --> 00:41:48,467
شين بي، در هرصورت ممنونم

663
00:41:48,510 --> 00:41:52,674
ما داروها را آماده ميکنيم و به موقع
آنها را تحويل ميدهيم پس نگران نباش

664
00:41:52,714 --> 00:41:53,738
باشه

665
00:41:55,850 --> 00:41:57,340
...جو دونگ
ها؟ چيه؟

666
00:41:57,385 --> 00:42:00,582
من فکر کنم داره از يانگوم و شين بي خوشم مياد

667
00:42:00,622 --> 00:42:02,112
من از اول ازشون خوشم مي آمد

668
00:42:02,157 --> 00:42:03,886
اما تو از من بيشتر خوشت مياد، درسته؟

669
00:42:19,774 --> 00:42:21,765
...او تعداد زيادي جوش در ابتدا داشت

670
00:42:21,810 --> 00:42:23,368
اما بيشتر آنها برطرف شده

671
00:42:23,411 --> 00:42:27,745
بانوي پزشک ارشد، من امروز اجازه
شروع به همکاري را دريافت کردم

672
00:42:27,782 --> 00:42:28,771
بسيار خوب

673
00:42:30,118 --> 00:42:31,881
شما اينجا چه ميکنيد؟

674
00:42:31,920 --> 00:42:33,854
من هم اجازه را دريافت کرده ام

675
00:42:34,456 --> 00:42:36,686
شما براي گرفتن اجازه رفتيد؟

676
00:42:36,724 --> 00:42:37,588
بله

677
00:42:43,098 --> 00:42:45,623
باشه... بيائيد همه با هم کار کنيم

678
00:42:48,169 --> 00:42:49,363
بفرما

679
00:42:54,909 --> 00:42:59,937
سرورم، به نظر مي آيد گسترش
...آبله به خاطر تصميم سريع

680
00:42:59,981 --> 00:43:02,347
مرکز بهداشت غرب متوقف شده است

681
00:43:02,383 --> 00:43:04,248
واقعاً؟

682
00:43:04,285 --> 00:43:09,222
...بله. هرگاه آنها مريضي داشته باشند

683
00:43:09,257 --> 00:43:11,691
شخص بيمار را در يک کلبه جدا
براي درمان قرنطينه ميکنند

684
00:43:13,027 --> 00:43:16,121
...و آنها اطلاعات

685
00:43:16,164 --> 00:43:20,032
مربوط به موارد پيشگيري را در
تمام شهر پخش کرده اند

686
00:43:20,068 --> 00:43:22,662
براي پيشگيري از هر خطر بزرگي

687
00:43:22,704 --> 00:43:26,401
واقعاً؟
چه کسي چنين تصميم سريعي گرفت؟

688
00:43:27,575 --> 00:43:29,202
بانوي پزشک، يانگوم

689
00:43:30,445 --> 00:43:33,937
چي؟ بانوي پزشک، يانگوم؟

690
00:43:33,982 --> 00:43:35,176
بله، سرورم

691
00:43:36,251 --> 00:43:39,220
...سرورم! ملکه، يانگوم را از کلبه اي

692
00:43:39,254 --> 00:43:41,984
که او بيماران آبله را درمان ميکرد آوردند

693
00:43:42,023 --> 00:43:44,821
و او حالا در حال درمان کردن
 پرنس کيانگ وون است

694
00:43:45,293 --> 00:43:47,090
چي؟ واقعاً؟

695
00:43:48,062 --> 00:43:50,929
ملکه به خاطر او خودش بطور
ناشناس مسافرت کرده است؟

696
00:43:50,965 --> 00:43:52,159
!بله، سرورم

697
00:44:00,175 --> 00:44:03,702
پس شما ميگوييد آبله او مرتبط با ريه هايش است؟

698
00:44:03,745 --> 00:44:07,476
بله، من از داروي کبد استفاده ميکردم
چنانچه تاول ها رنگ آبي را نشان ميدادند

699
00:44:07,515 --> 00:44:09,847
اگر جوشها به رنگ پوست گندم ميبود
 از داروي کليه ها

700
00:44:09,884 --> 00:44:13,320
و اگر تاول ها سفيد ميبود
آنوقت شما از داروهاي ريه استفاده ميکرديد؟

701
00:44:13,354 --> 00:44:14,252
بله

702
00:44:14,289 --> 00:44:15,813
بله... منطقي است

703
00:44:15,857 --> 00:44:19,793
و خوشبختانه، يکي از بچه ها هم که
نجات يافته بود تاول هاي سفيد داشت

704
00:44:19,827 --> 00:44:21,385
واقعاً؟ اين سبب آرامش است

705
00:44:21,429 --> 00:44:25,729
اما شما گفتيد که آن بچه جوش هاي معمولي داشت

706
00:44:25,767 --> 00:44:28,964
اما پرنس جوشهايش را داشت
 و سپس تسکين يافت

707
00:44:29,003 --> 00:44:31,437
پس شما چه تجويزي به او داديد؟

708
00:44:31,472 --> 00:44:33,702
من از داروي "گو جين" بعد از
بررسي هاي بيشتر استفاده کردم

709
00:44:33,741 --> 00:44:36,505
تعدادي از پزشکان تلاش کردند
جوش ها را کاهش دهند

710
00:44:36,544 --> 00:44:38,273
...اما با توجه به آنچه که من ميدانم، اين تلاش

711
00:44:38,313 --> 00:44:39,940
...به نظر مي آيد بيشتر خطرناک باشد، پس

712
00:44:39,981 --> 00:44:41,448
من فکر کنم اينطوري بهتر است

713
00:44:41,482 --> 00:44:44,576
...به نظر مي آمد بچه هايي که جوش ميزدند

714
00:44:44,619 --> 00:44:47,782
مراحل درمانشان بهتر پيش ميرفت

715
00:44:48,122 --> 00:44:50,113
...آن بچه ها اثر زخم هايي داشتند

716
00:44:50,158 --> 00:44:51,557
اما آنها نمُردند

717
00:44:51,593 --> 00:44:54,528
شما ميگوييد اين براي بيماران
بهتر است که آبله را تحمل کنند؟

718
00:44:54,562 --> 00:44:55,927
بله، من اينطور فکر ميکنم

719
00:44:56,097 --> 00:44:57,291
پس ما بايد چه کنيم؟

720
00:44:57,332 --> 00:45:00,631
بيشتر جوش هاي او چرکي نيستند

721
00:45:00,969 --> 00:45:03,062
خشک هستند و چرکي نيستند

722
00:45:03,104 --> 00:45:07,632
بله، ما بايد براي بهتر خارج کردن چرکها
... از "ني تاک سان" با

723
00:45:07,675 --> 00:45:10,007
اَشَقه، شيره ريشه ماشک و
 ريشه آنجليکا استفاده کنيم

724
00:45:10,044 --> 00:45:12,137
اگر شما تلاش ميکنيد آن
را بيشتر چرکين کنيد

725
00:45:12,180 --> 00:45:16,014
پس بهتر است نصف پيمانه
نوشيدني گرم و شير سينه اضافه کنيد

726
00:45:16,050 --> 00:45:19,918
درسته! اين روشي براي خروج بيشتر چرک است

727
00:45:19,954 --> 00:45:23,583
باشه. "ني تاک سان" با اَشَقه
...و شيره ماشک و آنجليکا

728
00:45:23,625 --> 00:45:25,855
با نوشيدني و شير سينه، درسته؟

729
00:45:29,697 --> 00:45:32,530
من به خاطر يون بي هيچ کاري
 براي انجام دادن ندارم

730
00:45:38,906 --> 00:45:40,168
شما تجويزي تهيه کرديد؟

731
00:45:40,208 --> 00:45:42,176
بله، اين "ني تاک سان" است

732
00:45:42,543 --> 00:45:45,137
ني تاک سان"... اَشَقه، شيره"
...ماشک و ريشه آنجليکا

733
00:45:45,179 --> 00:45:47,739
آنها گفتند نوشيدني خوب و
شير سينه را هم به اين اضافه کنيد

734
00:45:47,782 --> 00:45:50,444
نوشيدني و شير سينه؟
من هرگز چنين تجويزي نشنيده ام

735
00:45:50,485 --> 00:45:54,285
به هر حال، اگر يانگوم گفته، پس
!ما بايد اين را انجام دهيم

736
00:45:54,322 --> 00:45:56,290
...برو از آشپزخانه نوشيدني بگير

737
00:45:56,324 --> 00:45:58,087
و تو برو شير سينه بگير

738
00:45:58,126 --> 00:45:59,320
!چي؟ شير سينه؟

739
00:45:59,360 --> 00:46:00,987
!بله، مشکل چيه؟

740
00:46:01,029 --> 00:46:03,463
چطور من ميتوانم شير سينه يک زن را بگيرم؟

741
00:46:03,498 --> 00:46:05,466
!چرا تو اينقدر صحبت ميکني؟

742
00:46:05,500 --> 00:46:07,627
!پس برو از زنت بگير

743
00:46:07,669 --> 00:46:08,863
!آقا

744
00:46:08,903 --> 00:46:12,930
آقا، يک بانوي پرستار در مقر بانو
...سوک وون براي مراقبت از پرنسس هست

745
00:46:12,974 --> 00:46:14,703
پس من به آنجا ميرم و اين را تهيه ميکنم

746
00:46:14,742 --> 00:46:17,074
بله... من هم ميروم نوشيدني تهيه کنم

747
00:46:25,219 --> 00:46:27,244
تو داري چيکار ميکني؟
!همين حالا گياهان را تهيه کن

748
00:46:27,288 --> 00:46:29,882
حالا بالاخره شما داريد فکر ميکنيد
...داريد کاري را انجام ميدهيد

749
00:46:29,924 --> 00:46:33,690
چي؟ درسته، من کسي هستم
! که بيشتر از بقيه کار ميکنه

750
00:46:33,728 --> 00:46:36,526
!تو چيزي در مورد کار ميداني؟

751
00:46:36,564 --> 00:46:40,728
...صبر کن ببينم
تو امروز شبيه يک هزار پا هستي

752
00:46:42,837 --> 00:46:44,828
...اين عمدي نبود، به هر حال

753
00:46:45,606 --> 00:46:46,800
بفرمائيد

754
00:46:48,443 --> 00:46:50,001
او بعداً جاي زخم ها را خواهد داشت

755
00:46:50,044 --> 00:46:52,569
شما ميتوانيد پاي ديگر او را ببنديد

756
00:46:57,085 --> 00:46:58,609
!اوه

757
00:46:59,721 --> 00:47:00,949
چه شده؟

758
00:47:00,988 --> 00:47:02,455
پشت او درد ميکند

759
00:47:02,724 --> 00:47:05,158
او گفت فقط شکمش درد ميکند

760
00:47:05,193 --> 00:47:07,423
...افراد جوان هميشه ميگويند شکمشان درد ميکند

761
00:47:07,462 --> 00:47:09,225
هر وقت که جاهاي ديگري درد ميکند

762
00:47:09,263 --> 00:47:12,357
بله ، هر گاه کسي از من ميپرسيد
کجاي من درد ميکند

763
00:47:12,400 --> 00:47:14,231
من هميشه ميگفتم شکمم درد ميکند

764
00:47:14,268 --> 00:47:16,566
حتي اگر آن هيچ ربطي به شکمم نداشت

765
00:47:17,338 --> 00:47:19,932
پس اين نشانه بدي است؟

766
00:47:20,141 --> 00:47:21,972
بله... اين نشانه بدي است

767
00:47:22,110 --> 00:47:23,702
ما بايد از داروي "شين هي" استفاده کنيم

768
00:47:24,112 --> 00:47:25,272
...باشه

769
00:47:30,418 --> 00:47:34,479
دمل ها تقريباً در نصف بدنش ظاهر
شده اند، اما نصف ديگر سالمه

770
00:47:34,522 --> 00:47:36,490
ما بايد از "جوه شيم يونگ نيو گو" استفاده کنيم

771
00:47:36,524 --> 00:47:39,516
دما بايد پايين بيايد وقتي
...دمل ها ظاهر شده است

772
00:47:39,560 --> 00:47:41,221
...اما او از داخل دمايش بالاست

773
00:47:41,262 --> 00:47:42,695
زانو و پاهايش سرد هستند

774
00:47:42,730 --> 00:47:43,958
ما بايد چه کنيم؟

775
00:47:44,465 --> 00:47:45,989
اين به خاطر کمبود انرژي اوست

776
00:47:46,167 --> 00:47:47,498
بيا از "لي گونگ سان" استفاده کنيم

777
00:47:48,669 --> 00:47:50,193
...دمل ها ايجاد شده اند

778
00:47:50,238 --> 00:47:52,798
اما بعضي مايل به قرمز
و بعضي ديگر سفيد هستند

779
00:47:52,940 --> 00:47:53,998
...آنها بايد مايل به قرمز باشند

780
00:47:54,041 --> 00:47:57,067
يک بچه که لکه هاي سفيد داشت بعد از مدتي مُرد

781
00:47:57,578 --> 00:47:58,510
...پس

782
00:47:58,546 --> 00:47:59,808
ما بايد از "سو دوک اوم" استفاده کنيم

783
00:48:00,681 --> 00:48:02,342
سو دوک اوم؟

784
00:48:07,955 --> 00:48:09,923
چي؟ او درمان شده است؟

785
00:48:09,957 --> 00:48:10,981
بله، سرورم

786
00:48:11,025 --> 00:48:13,016
اين پيامي است که من دريافت کردم

787
00:48:13,327 --> 00:48:14,658
...سرورم

788
00:48:14,695 --> 00:48:16,219
ما نبايد اينجا اين طوري باشيم

789
00:48:16,264 --> 00:48:17,526
بيائيد بريم آنجا

790
00:48:19,167 --> 00:48:20,259
شما چکار ميکنيد؟

791
00:48:20,301 --> 00:48:21,962
ايشان را همراهي کنيد
بله، سرورم

792
00:48:29,610 --> 00:48:31,043
حالا تمام شد

793
00:48:41,489 --> 00:48:43,320
!پرنس! پرنس

794
00:48:45,927 --> 00:48:47,656
...بگذار ببينم

795
00:48:48,529 --> 00:48:51,896
پرنس... پرنس... ممنونم

796
00:48:51,933 --> 00:48:53,525
...مادر

797
00:49:11,018 --> 00:49:13,145
...من نميدانم به شما چه بگويم

798
00:49:15,723 --> 00:49:19,056
...شما با يک بچه گدا وارد کلبه شُديد

799
00:49:20,394 --> 00:49:24,125
شما خودتان را فدا کرديد
بدون هيچ اعتنايي به زندگي خودتان

800
00:49:24,165 --> 00:49:27,293
...من متأسفم، براي فرماني که به شما دادم

801
00:49:27,335 --> 00:49:29,633
براي آسيب رساندن به زندگي شخص ديگري

802
00:49:31,639 --> 00:49:33,436
...من تلاش کردم از بيماري

803
00:49:33,474 --> 00:49:37,240
پسر شخص ديگري سوء استفاده کنم بدون
دانستن اين که پسر من بيمار خواهد شد

804
00:49:38,679 --> 00:49:41,978
... ديدن اينکه شما چطور جهيديد تا

805
00:49:42,383 --> 00:49:47,685
راهي براي نجات او پيدا کنيد
سبب شد من همه کلمات را گم کنم

806
00:49:51,359 --> 00:49:53,486
من به اشتباهم اعتراف ميکنم

807
00:49:56,097 --> 00:49:57,758
لطفاً من را ببخشيد

808
00:50:00,001 --> 00:50:01,332
...سرورم

809
00:50:02,136 --> 00:50:05,401
من ميخواهم براي شما دلگرمي باشم

810
00:50:08,743 --> 00:50:12,304
به خاطر رضايت و خشنودي قلبت
 تمرين پزشکي را ادامه بده

811
00:50:14,949 --> 00:50:16,280
!سرورم

812
00:50:30,031 --> 00:50:32,727
من به يانگوم که از شيوع آبله
 در شهر جلوگيري کرد

813
00:50:32,767 --> 00:50:34,667
...و پرنس کيانگ وون را معالجه کرد

814
00:50:34,702 --> 00:50:35,691
...پنجاه و يک پيمانه برنج

815
00:50:35,736 --> 00:50:38,034
و پانزده توپ پارچه کتان اهداء ميکنم

816
00:50:41,976 --> 00:50:43,170
...و

817
00:50:45,913 --> 00:50:48,507
...او را به عنوان صاحب منصب مرتبه نهم

818
00:50:48,549 --> 00:50:50,574
!و به عنوان پزشک شخصي خودم منصوب ميکنم

819
00:50:54,689 --> 00:50:55,747
!سرورم

820
00:50:56,290 --> 00:50:58,622
!اين کاملاً نامعقول است

821
00:50:58,960 --> 00:51:01,292
!يک مقام رسمي دولتي براي يک زن؟

822
00:51:01,329 --> 00:51:04,093
چنين فرماني شبيه صاعقه اي
...در يک روز روشن است که

823
00:51:04,131 --> 00:51:06,099
!همه دربار سلطنتي و دولت را ميلرزاند

824
00:51:06,133 --> 00:51:07,794
!شما چکار ميکنيد آقاي مين؟

825
00:51:07,835 --> 00:51:10,565
!فرمان را اجرا و همين حالا آن را اعلام کنيد

826
00:51:12,440 --> 00:51:14,374
بله... سرورم

827
00:51:20,414 --> 00:51:22,245
!مرتبه نهم صاحب منصبان؟

828
00:51:22,883 --> 00:51:24,976
...من ميفهمم که پادشاه چه ميکند

829
00:51:25,019 --> 00:51:26,782
...اما من نگرانم که

830
00:51:26,821 --> 00:51:29,312
اين براي يانگوم سنگين باشد

831
00:51:29,824 --> 00:51:31,792
!پس اگر او يک صاحب منصب مرتبه نهم است؟

832
00:51:31,826 --> 00:51:35,523
خوب... اگر اين مرتبه نهم است
پس اين مقام پايين تر از مقام ماست

833
00:51:35,730 --> 00:51:41,225
بله... پايين تر است
!اما موضوع اين نيست

834
00:51:41,268 --> 00:51:43,828
يک زن ميتواند آن را انجام دهد؟

835
00:51:44,138 --> 00:51:45,196
نه، البته که نه

836
00:51:45,239 --> 00:51:47,730
اين طور نيست که يانگوم
...به يک مرد تبديل شده است

837
00:51:47,775 --> 00:51:49,367
پس چه شده؟

838
00:51:54,782 --> 00:51:56,841
!اين غير ممکن است
...چطور او ميتواند

839
00:51:56,884 --> 00:51:59,079
!يک مسئوليت دولتي را به يک زن بدهد؟

840
00:51:59,120 --> 00:52:01,714
چنين چيزي هرگز در تاريخ
چوسان اتفاق نيافتاده است

841
00:52:01,756 --> 00:52:04,486
من نتوانستم حتي صحبت کنم
به خاطر اين که من خيلي آشفته بودم

842
00:52:04,525 --> 00:52:07,961
و آقاي مين جانگ هو حتي فرمان
را با رضايتمندي دريافت کرد

843
00:52:07,995 --> 00:52:10,987
!چنين چيزي ممکن نيست
...به عنوان يک شاگرد کنفسيوس

844
00:52:11,032 --> 00:52:14,058
چطور او ميتواند يک چنين کاري را انجام دهد؟

845
00:52:14,268 --> 00:52:15,997
مشکل به خاطر آقاي مين جانگ هو است

846
00:52:16,037 --> 00:52:18,130
...اگرچه بانو يانگوم کارهاي بزرگي انجام داده

847
00:52:18,172 --> 00:52:20,936
اما چطور پادشاه ميتواند حتي
فکر دادن چنين فرماني را بکند؟

848
00:52:21,075 --> 00:52:24,875
اين به طور واضح نقشه آقاي مين جانگ هو
براي تبديل او به پزشک شخصي پادشاه است

849
00:52:25,046 --> 00:52:29,506
من شنيدم که پادشاه اغلب آقاي
 مين جانگ هو را فرا ميخواند

850
00:52:30,418 --> 00:52:33,546
ما نميتوانيم اين جوري بمانيم
...ما نيرويمان را جمع خواهيم کرد

851
00:52:33,587 --> 00:52:36,351
...شما همين حالا بايد برويد به تالار سلطنتي

852
00:52:36,390 --> 00:52:38,551
و با تمام نيرو از پادشاه درخواست کنيد

853
00:52:38,592 --> 00:52:39,923
...ما بايد

854
00:52:40,494 --> 00:52:43,156
!سرورم
...چنين چيزي هرگز

855
00:52:43,197 --> 00:52:45,631
!در طول سلسله چوسان اتفاق نيافتاده است

856
00:52:46,033 --> 00:52:48,467
...و اين چيزي است که

857
00:52:48,502 --> 00:52:51,027
...سلسله، دربار و دولت را خواهد لرزاند

858
00:52:51,072 --> 00:52:54,269
که ميتواند مانند لکه ننگ بزرگي
در تاريخ باقي بماند

859
00:52:55,109 --> 00:52:56,633
!آقاي مين، گوش بدهيد

860
00:52:58,345 --> 00:53:00,313
من يانگوم را به عنوان صاحب منصب
مرتبه هشتم منصوب ميکنم

861
00:53:00,347 --> 00:53:01,678
!پس برويد و انجامش بديد

862
00:53:06,954 --> 00:53:10,481
سرورم ، چرا شما اين کار را ميکنيد؟

863
00:53:10,891 --> 00:53:13,689
اين کار همه نظام و قوانين را واژگون خواهد کرد

864
00:53:13,728 --> 00:53:18,131
و سلسله مراتب داروخانه خانواده سلطنتي
 را خواهد شکست

865
00:53:18,165 --> 00:53:22,124
اگر شما چنين کاري کنيد، چه کسي از
دستورهاي يک پزشک زن اطاعت خواهد کرد؟

866
00:53:22,169 --> 00:53:26,833
سرورم، آقاي شين از داروخانه سلطنتي اينجا است

867
00:53:27,007 --> 00:53:28,133
بگذاريد بيايد داخل

868
00:53:47,828 --> 00:53:50,763
شين ايک پيل، براي همه بگوييد
که براي من چه نوشته ايد

869
00:53:51,599 --> 00:53:56,468
"سرورم، خدمتکار "شين ايک پيل
از داروخانه اين کلمات را نوشته

870
00:53:58,038 --> 00:54:01,735
همه پزشکان ، از جمله خودم به
 همراه همه بانوان پزشک

871
00:54:01,776 --> 00:54:04,973
از داروخانه سلطنتي خواسته شما
 را قبول خواهيم کرد

872
00:54:06,180 --> 00:54:07,943
!چي...؟

873
00:54:10,518 --> 00:54:11,780
دليلش چيست؟

874
00:54:12,386 --> 00:54:16,083
...من استاد بانوي پزشک، يانگوم هستم

875
00:54:16,524 --> 00:54:20,585
اما دليل اين که من ميخواهم
...فرمانهاي او را دريافت کنم

876
00:54:21,395 --> 00:54:24,922
رفتار و شخصيت او به عنوان يک پزشک است

877
00:54:26,100 --> 00:54:29,797
تمرينات بانوي پزشک يانگوم در پزشکي
 مانند کار يک مادر است

878
00:54:31,038 --> 00:54:34,940
براي نجات زندگي يک کودک او
دل واپس خودش نبود

879
00:54:34,975 --> 00:54:37,375
و براي جلوگيري از مبتلا شدن کودکان

880
00:54:37,411 --> 00:54:40,005
او سريعاً اقدامات پيش گيري را اعلام کرد

881
00:54:40,047 --> 00:54:45,644
و براي بهبودي کودکان او اميد را براي
اتحاد مردم و براي يکي بودن برافروخت

882
00:54:47,555 --> 00:54:50,251
همه شاهد اين موضوع بودند
...هنگامي که او مردم شهر

883
00:54:50,291 --> 00:54:52,156
و همينطور پرنس کيانگ وون
را از آبله درمان کرد

884
00:54:52,193 --> 00:54:55,219
...همه پزشکان مرد و زن از داروخانه

885
00:54:55,262 --> 00:54:58,925
فرمان هاي يانگوم را بدون
هيچ شکايتي دنبال کردند

886
00:54:58,966 --> 00:55:02,663
با اين باور که آنها بتوانند بيماري
پرنس کيانگ وون را درمان کنند

887
00:55:03,003 --> 00:55:07,269
به اين دليل است که من خواسته
شما را قبول خواهم کرد

888
00:55:13,714 --> 00:55:19,175
سرورم! اين يک عمل نادرست است
!که سلسله چوسان را ميلرزاند

889
00:55:20,454 --> 00:55:23,548
من بانوي پزشک يانگوم را به عنوان يک
!صاحب منصب مرتبه هفتم منصوب ميکنم

890
00:55:26,393 --> 00:55:30,454
سرورم... من براي گفتن اين به شما
بارها تعظيم خواهم کرد

891
00:55:30,497 --> 00:55:32,328
!اين درست نيست

892
00:55:32,900 --> 00:55:35,960
من بانوي پزشک يانگوم را به عنوان يک
!صاحب منصب مرتبه ششم منصوب ميکنم

893
00:55:45,980 --> 00:55:48,278
!آقاي مين برويد و فرمان را اجرا کنيد

894
00:55:52,980 --> 00:56:02,278
:: IR-DL.COM ::

