0
-00:00:12,920 --> -00:00:02,793
:: IR-DL.COM ::

1
00:00:03,139 --> 00:00:05,334
(قسمت پنجاهم)

2
00:00:13,649 --> 00:00:17,585
سرورم ، اين کاملاً غير معقول است

3
00:00:17,620 --> 00:00:19,417
لطفاً سخنانتان را پس بگيريد

4
00:00:19,622 --> 00:00:20,452
...سرورم

5
00:00:20,490 --> 00:00:22,481
!اين فقط به خودم مربوط است

6
00:00:22,925 --> 00:00:25,393
من به اين شخص اعتماد دارم
 با مهارت بزرگ و عالي

7
00:00:25,428 --> 00:00:28,727
و استعدادها، من اين شخص را
...پزشک شخصي خودم ميکنم

8
00:00:28,764 --> 00:00:31,164
!پس چرا شما درباره اش بحث ميکنيد؟

9
00:00:31,200 --> 00:00:32,030
!سرورم

10
00:00:32,068 --> 00:00:35,799
...وزير، گوش کن، من يانگوم را به عنوان

11
00:00:35,838 --> 00:00:39,467
پزشک شخصي ام منصوب ميکنم
پس برو و آن را انجام بده

12
00:01:21,817 --> 00:01:23,409
(نامه استعفاء)

13
00:01:24,153 --> 00:01:25,620
شما چه ميگوييد؟

14
00:01:26,389 --> 00:01:29,586
پادشاه يانگوم را به عنوان پزشک
 شخصي خودش ميخواهد؟

15
00:01:29,992 --> 00:01:33,359
اين غير منطقي است
شما بايد اشتباه شنيده باشيد

16
00:01:33,396 --> 00:01:35,227
آن چيزي است که ايشان دستور داده اند

17
00:01:35,264 --> 00:01:39,462
به هيچ وجه! چطور يک بانوي پزشک
!ميتواند پزشک شخصي پادشاه باشد؟

18
00:02:03,726 --> 00:02:05,887
من فکر کردم شما نمي آييد

19
00:02:07,163 --> 00:02:09,961
چرا نيايم؟ بياييد بريم

20
00:02:56,846 --> 00:02:58,279
آقاي مين هنوز نيامده است؟

21
00:02:58,314 --> 00:03:00,646
او آمد. او به من گفت اين را به شما بدهم

22
00:03:18,234 --> 00:03:20,794
!او حالا کجاست؟

23
00:03:20,836 --> 00:03:22,326
او رفت

24
00:03:22,371 --> 00:03:23,861
!او را سريعاً پيدا کنيد! حالا

25
00:03:23,906 --> 00:03:24,736
ها؟

26
00:03:24,774 --> 00:03:28,403
چطور او ميتواند استعفا دهد، هنگاميکه دربار در آشفتگي
...و بهم ريختگي است به خاطر فرمان پادشاه مبني بر

27
00:03:28,444 --> 00:03:31,504
!داشتن يانگوم به عنوان پزشک شخصي اش؟

28
00:03:31,547 --> 00:03:32,514
ها؟

29
00:03:32,682 --> 00:03:34,616
!او را به هر وسيله شده بياوريد

30
00:03:34,650 --> 00:03:37,483
اگر شما او را پيدا نکنيد
 کارها ميتواند خيلي به هم بريزد

31
00:03:44,460 --> 00:03:45,722
چي نوشته شده؟

32
00:03:47,963 --> 00:03:49,590
چي نوشته شده؟

33
00:03:51,901 --> 00:03:53,960
!چي نوشته شده؟

34
00:03:54,904 --> 00:03:57,771
...يانگوم... يانگوم

35
00:03:58,074 --> 00:04:00,042
يانگوم رفته است، درسته؟

36
00:04:01,043 --> 00:04:02,305
چطور تو ميدانستي؟

37
00:04:02,845 --> 00:04:05,177
با آقاي مين رفته، درسته؟

38
00:04:06,148 --> 00:04:07,809
!چطور تو ميدانستي؟

39
00:04:07,850 --> 00:04:10,114
او وقتي مستقر بشه نامه خواهد نوشت، درسته؟

40
00:04:11,420 --> 00:04:13,183
چطور تو...؟

41
00:04:13,422 --> 00:04:15,822
من بيشتر از چهل سال است با
طبقه افسران صاحب منصب

42
00:04:15,858 --> 00:04:17,189
معامله کرده ام

43
00:04:17,226 --> 00:04:19,353
من دقيقاً ميدانم آنها چطور فکر ميکنند

44
00:04:19,762 --> 00:04:23,323
...ميدانم
من نميتوانم اينجا اينطوري بمانم

45
00:04:23,466 --> 00:04:25,400
!من بايد برم و به يانگوم برسم

46
00:04:25,434 --> 00:04:29,393
به هيچ وجه ، اين چيز خوبي است

47
00:04:29,739 --> 00:04:30,763
چيز خوب؟

48
00:04:31,040 --> 00:04:34,066
غير از اين او چطور ميتواند با آقاي مين باشد؟

49
00:04:34,610 --> 00:04:38,569
...اين خيلي بد است
!من بايد بتوانم او را ببينم

50
00:04:40,149 --> 00:04:42,049
!تو کجا ميروي؟

51
00:04:45,121 --> 00:04:46,884
!از دست اين مرد

52
00:04:54,396 --> 00:04:57,524
شما ميترسيد؟
قلب من ميلرزد

53
00:04:58,701 --> 00:05:00,566
قلب شما ميلرزد؟

54
00:05:04,473 --> 00:05:05,963
شما ميترسيد؟

55
00:05:09,278 --> 00:05:13,476
...من خوشحالم ، قلب من سرشار از احساس است

56
00:05:15,217 --> 00:05:16,707
و من احساس راحتي ميکنم

57
00:05:20,790 --> 00:05:22,587
من ميترسم

58
00:05:25,561 --> 00:05:29,895
من ميترسم که اين ممکن است يک رويا باشد

59
00:05:37,973 --> 00:05:42,171
پس شما ميپرسيد آيا يک بانوي
...زيبا و يک مرد خوش تيپ

60
00:05:42,211 --> 00:05:43,735
سوار يک قايق شده اند؟

61
00:05:43,779 --> 00:05:45,713
بله، آنها اين کار را کردند يا نه؟

62
00:05:45,748 --> 00:05:46,715
اول پول بده

63
00:05:47,149 --> 00:05:49,845
!تو درست شبيه زن من هستي

64
00:05:49,885 --> 00:05:51,250
پس، فراموشش کن

65
00:05:51,520 --> 00:05:56,253
... باشد... بفرما ... بيا اينجا

66
00:06:01,564 --> 00:06:04,192
آنها سوار يک قايق شدند يا نه؟
آنها سوار شدند

67
00:06:04,600 --> 00:06:06,397
به کجا؟
"يي پو"

68
00:06:06,769 --> 00:06:08,703
يي پو"؟"
بله

69
00:06:14,677 --> 00:06:17,874
!آن قايق به سمت "جي مول پو" ميرود

70
00:06:17,913 --> 00:06:19,005
چي؟ "جي مول پو"؟

71
00:06:19,048 --> 00:06:21,312
!آن که به "يي پو" ميرود، فردا اينجا خواهد بود

72
00:06:21,350 --> 00:06:23,443
!به کجا؟
جي مول پو

73
00:06:23,619 --> 00:06:26,986
!من به "جي مول پو" نميروم
!من بايد به "يي پو" بروم

74
00:06:30,192 --> 00:06:33,355
من يک نامه خواهم نوشت
آنرا به نخست وزير تحويل بده

75
00:06:33,562 --> 00:06:35,826
اسب ها را حاضر کن، ما بايد
آنها را با اسب دنبال کنيم

76
00:06:38,000 --> 00:06:40,025
!بگذار من پياده شوم

77
00:06:41,003 --> 00:06:43,096
چطور اين ميتواند قابل درک باشد؟

78
00:06:43,405 --> 00:06:46,431
مهم نيست او چه کارهايي کرده
!او يک بانوي پزشک است

79
00:06:46,475 --> 00:06:48,909
اما اين فرمان پادشاه است
...پس ما نميتوانيم چاره اي کنيم

80
00:06:48,944 --> 00:06:51,310
شما فکر ميکنيد حرفهايتان قابل درک است؟

81
00:06:52,014 --> 00:06:54,915
...من فقط ميگويم
!اين کاملاً غير منطقي است

82
00:06:55,584 --> 00:06:58,951
!پزشک ارشد اکنون از سلامتي ايشان مراقبت ميکند

83
00:07:01,757 --> 00:07:05,022
يک بانوي پزشک به عنوان پزشک شخصي پادشاه؟

84
00:07:05,060 --> 00:07:08,496
...او بطور اساسي ميگويد، او همه پزشکان

85
00:07:08,530 --> 00:07:11,761
خودم و همه دولت را ناديده خواهد گرفت

86
00:07:14,203 --> 00:07:16,933
!ما بايد اين جريان را متوقف کنيم

87
00:07:17,072 --> 00:07:19,370
!يانگوم به عنوان پزشک شخصي او؟

88
00:07:19,642 --> 00:07:23,635
احتمالاً چون موفقيت يانگوم بزرگ بوده اين را گفته

89
00:07:23,679 --> 00:07:25,909
يانگوم فقط بايد مؤدبانه آن را رد کند

90
00:07:25,948 --> 00:07:27,609
...اگرچه پادشاه قصدي نداشت

91
00:07:27,650 --> 00:07:29,982
...اما چنين فرماني سلسله مراتب

92
00:07:30,019 --> 00:07:34,149
داروخانه را نابود ميکند و چه
براي ما و پزشکان پيش مي آيد؟

93
00:07:37,760 --> 00:07:40,388
يانگوم حتماً تملق آنها را گفته است

94
00:07:40,429 --> 00:07:41,828
او از آن نوع دخترها نيست

95
00:07:41,864 --> 00:07:44,424
پس چطور چنين چيزي ميتواند پيش بيايد؟

96
00:07:45,100 --> 00:07:47,227
!يانگوم، پزشک شخصي پادشاه؟

97
00:07:47,269 --> 00:07:48,793
!اين غير منطقي است

98
00:07:49,038 --> 00:07:51,734
از آنجا که او زندگي پادشاه را نجات داده
 پادشاه احتمالاً

99
00:07:51,774 --> 00:07:53,674
!نه، اين نامعقول است

100
00:07:53,909 --> 00:07:57,538
يک بانوي پزشک بايد فقط از فرمانها اطاعت کند

101
00:07:57,579 --> 00:07:59,240
او خيلي گستاخ بود

102
00:07:59,715 --> 00:08:01,182
...او خيلي بد بود

103
00:08:04,219 --> 00:08:06,915
شما پيش از اين هرگز چنين چيزي شنيده ايد؟

104
00:08:06,956 --> 00:08:08,856
يا قبلاً ديده ايد؟

105
00:08:10,526 --> 00:08:14,360
اما ... يک پزشک چه کسي است؟

106
00:08:14,697 --> 00:08:16,858
...آن کسي است که اعتماد

107
00:08:16,899 --> 00:08:19,959
بيمار را بدست آورد و از سلامتي
شخص مراقبت ميکند

108
00:08:22,805 --> 00:08:26,468
پس اين صرفاً طبيعي است
...که پادشاه به يانگوم اعتماد کند

109
00:08:26,508 --> 00:08:30,035
اما اين "نامعقول" است؟
اينجا چه خبر شده؟

110
00:08:31,613 --> 00:08:33,410
چه خبر شده؟

111
00:08:34,850 --> 00:08:37,375
او يک بانوي پزشک را به عنوان
پزشک شخصي اش ميخواهد؟

112
00:08:40,155 --> 00:08:42,680
شما چکار ميکرديد؟

113
00:08:42,825 --> 00:08:45,157
... من متأسفم، سرورم. اما

114
00:08:45,194 --> 00:08:48,061
...شما نبايد تلاش ميکرديد

115
00:08:48,097 --> 00:08:49,962
به هر وسيله اي مانع او شويد؟

116
00:08:52,034 --> 00:08:54,332
اين حتي ارزش هيچ بحث اضافي را ندارد

117
00:08:54,570 --> 00:08:56,868
من تصميم دارم مستقيماً به او بگويم

118
00:08:56,905 --> 00:08:59,874
و شما بايد او را از تصميمش منصرف کنيد

119
00:09:00,342 --> 00:09:01,604
بله، سرورم

120
00:09:01,710 --> 00:09:04,304
چطور يک بانوي پزشک ميتواند
 پزشک شخصي او باشد؟

121
00:09:08,584 --> 00:09:10,245
...او کسي نيست که از ملکه

122
00:09:10,285 --> 00:09:13,220
فرمانهاي مخفي دريافت کرد؟

123
00:09:13,622 --> 00:09:15,180
...چطور امکان دارد او بتواند

124
00:09:15,224 --> 00:09:17,920
مقام پزشک شخصي پادشاه را به دست بگيرد؟

125
00:09:17,960 --> 00:09:20,155
...اين احتمالاً نقشه آقاي مين براي

126
00:09:20,195 --> 00:09:22,220
مستقر کردن يکي از افرادش نزديک پادشاه است

127
00:09:22,464 --> 00:09:24,261
مستقر کردن يک شخص؟

128
00:09:24,299 --> 00:09:30,295
آن بانوي پزشک و آقاي مين
افراد شما نيستند، نخست وزير؟

129
00:09:30,606 --> 00:09:33,074
...يانگوم زندگي او را نجات داد، و او

130
00:09:33,108 --> 00:09:35,303
خودش به تنهايي اين تصميم را گرفته است

131
00:09:35,344 --> 00:09:37,335
...پس شما پيشنهاد ميدهيد که

132
00:09:37,379 --> 00:09:40,109
ما بايد فرمان پادشاه را حمايت کنيم؟

133
00:09:42,184 --> 00:09:43,481
...پادشاه قبلي هرگز

134
00:09:43,519 --> 00:09:45,680
يک بانوي پزشک را به عنوان
پزشک شخصيش نداشت

135
00:09:45,721 --> 00:09:50,488
!و جناب مين
!حتي در چنين زماني در اينجا نيست

136
00:09:51,827 --> 00:09:54,660
دربار چطور به اين نقطه رسيد؟

137
00:09:54,696 --> 00:09:58,097
صاحب منصبان تلاش ميکنند
...مراقب پادشاه باشند

138
00:09:58,133 --> 00:10:00,966
و صاحب منصبان بلند مرتبه فرمان هاي
...سري بانوان را ميگيرند

139
00:10:01,003 --> 00:10:04,097
پس دربار چطور ميتواند ايمن باشد
وقتي چنين چيزهايي در حال پيش آمدن است؟

140
00:10:04,139 --> 00:10:08,269
...اين درست نيست، قربان؟ خداي من

141
00:10:21,123 --> 00:10:23,591
...آيا آقاي مين و بانوي پزشک

142
00:10:23,625 --> 00:10:25,923
با هم سوار قايق نشده اند؟
!بله، قربان

143
00:10:26,829 --> 00:10:30,094
من فکر نميکردم استعفاي او اينجا مسئله اي باشد

144
00:10:31,166 --> 00:10:36,229
اگر مردم بفهمند مين جانگ هو
...و آن بانوي پزشک با هم رفتند

145
00:10:36,405 --> 00:10:40,000
فقط براي همين موضوع، هر دوي آنها قادر
...نخواهند بود زنده بمانند

146
00:10:40,442 --> 00:10:43,878
و ما در وضعيت بحراني قرار خواهيم گرفت
 بعلاوه پادشاه

147
00:10:46,315 --> 00:10:48,442
...همه چيزهايي که ما تاکنون انجام داده ايم

148
00:10:48,484 --> 00:10:50,509
...تباه خواهد شد،‌ پس

149
00:10:50,552 --> 00:10:53,350
...هر دوي آنها بايد برگردند

150
00:10:53,388 --> 00:10:56,323
و يانگوم مجبور است فرمان را رد کند
...و آقاي مين بايد

151
00:10:56,358 --> 00:11:02,661
اين موضوع را به پايان برساند وگرنه همه ما
با يک حرکت شمشير آنها نابود خواهيم شد

152
00:11:02,931 --> 00:11:04,660
!اين درسته؟

153
00:11:04,700 --> 00:11:08,500
بله. بنابراين همسر من براي پيدا کردن او رفت

154
00:11:08,537 --> 00:11:10,869
پس تا الان به چي گوش ميکردي؟

155
00:11:10,906 --> 00:11:13,431
اين چيز خوبي است
اگر شما درباره اش فکر کنيد

156
00:11:13,475 --> 00:11:15,272
يک زن چه سرنوشتي ميتواند داشته باشد؟

157
00:11:15,310 --> 00:11:16,971
...فقط بايد با يک مرد خوب ازدواج کند

158
00:11:17,012 --> 00:11:18,912
و براي شاد بودن بچه داشته باشد

159
00:11:18,947 --> 00:11:22,178
اين براي يک زن شادترين چيز است
‌ اينطور نيست؟

160
00:11:23,986 --> 00:11:27,888
...خانم... خانم... يانگوم

161
00:11:27,923 --> 00:11:29,857
چيه؟ شايعه پيش از اين پخش شده است؟

162
00:11:29,892 --> 00:11:32,292
چي؟ شما چه ميگوييد؟

163
00:11:32,327 --> 00:11:34,659
نه... اينطور نيست

164
00:11:34,897 --> 00:11:39,766
در حقيقت، پادشاه دستور داده است
يانگوم پزشک شخصي او باشد

165
00:11:40,202 --> 00:11:41,191
!چي؟

166
00:11:41,637 --> 00:11:45,437
پادشاه دستور داده است
!يانگوم پزشک شخصي او باشد؟

167
00:11:45,707 --> 00:11:48,642
...بله، او اين دستور را داده، اما

168
00:11:48,777 --> 00:11:50,335
!...آه، خداي من

169
00:11:50,379 --> 00:11:52,176
شما خوبيد؟

170
00:11:52,481 --> 00:11:55,416
پادشاه دستور داده يانگوم من
پزشک شخصي او باشد؟

171
00:11:56,285 --> 00:11:57,479
بله

172
00:11:58,153 --> 00:12:01,554
...آه نه، آه نه، آه نه

173
00:12:01,790 --> 00:12:05,055
چه شده؟
و يانگوم کجاست؟

174
00:12:17,973 --> 00:12:23,411
شما مجبوريد همه چيز را به خاطر
من رها کنيد...مشکلي نيست؟

175
00:12:26,448 --> 00:12:33,012
شما مجبوريد به عنوان يک روستايي
به خاطر من زندگي کنيد، قبوله؟

176
00:12:35,324 --> 00:12:42,196
شما مجبوريد خاک را با دستانتان لمس کنيد، دستاني
که سابقاً براي نگه داشتن يک قلم مو بود، قبوله؟

177
00:12:45,300 --> 00:12:52,570
ما ممکن است براي اداره زندگي
 فقط کشت و زرع کنيم، قبوله؟

178
00:12:57,980 --> 00:12:59,971
...من چند تا قول بيشتر بايد بدهم

179
00:13:00,015 --> 00:13:02,415
تا شما با من بياييد؟

180
00:13:05,621 --> 00:13:08,556
مشکلي نيست. من همه اينها را قبول دارم

181
00:13:10,392 --> 00:13:12,326
حتي اگر همه اينها به خاطر من باشد؟

182
00:13:12,361 --> 00:13:14,522
به همين دليل است که من قبول دارم

183
00:13:47,863 --> 00:13:49,330
مواظب باش

184
00:13:57,072 --> 00:14:00,405
چاره اي نيست. پشت من سوار شو

185
00:14:02,177 --> 00:14:06,045
بيا ... پشت من سوار شو، زود باش

186
00:14:18,093 --> 00:14:19,355
چرا ميخندي؟

187
00:14:19,961 --> 00:14:22,054
من والدينم را به ياد مي آورم

188
00:14:22,197 --> 00:14:23,289
چرا؟

189
00:14:23,332 --> 00:14:25,926
...پدرم مخفيانه سنگ هايي را

190
00:14:25,967 --> 00:14:29,903
...در نهري که در مسير حرکت مادرم بود قرار ميداد

191
00:14:29,938 --> 00:14:31,963
...و مادرم مخفيانه او را ديد که اين کار را ميکند

192
00:14:32,007 --> 00:14:34,134
و در آن زمان او عاشق شد

193
00:14:34,176 --> 00:14:37,339
واقعاً؟ تو بايد زودتر به من ميگفتي

194
00:14:38,280 --> 00:14:41,977
بيا پايين و راه رفتن را از آنجا دوباره شروع کن

195
00:14:42,017 --> 00:14:45,509
من سنگ ها را در مسيرت قرار خواهم داد
تو درباره آن نميداني

196
00:14:45,754 --> 00:14:48,518
چيه؟ بيا پايين

197
00:14:48,557 --> 00:14:50,684
!نه... لطفاً بيا پايين

198
00:15:12,848 --> 00:15:14,713
ما ميتوانيم آنجا سوار قايق شويم

199
00:15:15,984 --> 00:15:17,315
بيا بريم

200
00:15:22,023 --> 00:15:23,388
چطور شما ...؟

201
00:15:24,760 --> 00:15:26,125
شما بايد برگرديد

202
00:15:26,395 --> 00:15:29,694
!برو کنار! نه! شما بايد برگرديد

203
00:15:30,232 --> 00:15:33,531
من همه وظايفم را رها کرده ام، برو کنار

204
00:15:33,635 --> 00:15:36,365
شما بايد برگرديد
گفتم برو کنار

205
00:15:36,471 --> 00:15:39,406
نميتوانم، آنها را بگيريد

206
00:15:40,675 --> 00:15:41,664
!بايستيد

207
00:15:43,044 --> 00:15:44,739
من آخرين فرمانم را به شما ميدهم

208
00:15:44,913 --> 00:15:46,676
از سر راه من بريد کنار

209
00:15:47,682 --> 00:15:49,115
!بريد کنار

210
00:15:49,184 --> 00:15:51,709
!متأسفم. بگيريدشان

211
00:15:54,156 --> 00:15:56,386
!بريد کنار! بريد کنار

212
00:15:56,425 --> 00:15:57,357
!قربان

213
00:15:57,626 --> 00:16:00,459
لطفاً بريد کنار

214
00:16:00,595 --> 00:16:01,789
متأسفم

215
00:16:09,104 --> 00:16:12,767
من ديگر يک افسر يا مافوق تو نيستم

216
00:16:17,279 --> 00:16:18,871
!شما چکار ميکنيد؟

217
00:16:22,617 --> 00:16:26,348
شما با بانوي پزشکي که مجبور
است پزشک شخصي

218
00:16:26,388 --> 00:16:29,323
!پادشاه باشد، چه ميکنيد؟

219
00:16:29,357 --> 00:16:30,415
...قربان

220
00:16:30,725 --> 00:16:31,987
!دنبالمان بياييد

221
00:16:34,196 --> 00:16:37,131
!اين چيزي است که من به تو ياد دادم؟

222
00:16:52,614 --> 00:16:55,105
من از دوران بچگيت مراقب تو بودم

223
00:16:55,817 --> 00:16:58,251
بنابراين من نگران تو بودم

224
00:17:00,288 --> 00:17:02,415
...اين خوبه که نيت تو عميق و درست است

225
00:17:02,457 --> 00:17:04,982
اما من نگرانم که ممکن است
 تصميمت شتابزده باشد

226
00:17:05,026 --> 00:17:09,190
اين خوب است که تو مهربان هستي
...اما من نگرانم که شايد اين

227
00:17:09,231 --> 00:17:11,597
ذهن باهوش تو را متأثر کند

228
00:17:13,235 --> 00:17:15,260
تو نميتواني اين کار را بکني

229
00:17:17,172 --> 00:17:21,871
اگرچه من اعتراف ميکنم که
...عشق بين يک مرد و زن

230
00:17:21,910 --> 00:17:23,878
ميتواند بر همه چيز غلبه کند
اما اين کار اشتباه است

231
00:17:25,847 --> 00:17:30,716
تو مفهوم فرمان پادشاه را بهتر از من ميداني

232
00:17:31,219 --> 00:17:32,948
خيلي دير نيست

233
00:17:34,556 --> 00:17:36,990
فکرت را تغيير بده و فوراً برگرد

234
00:17:37,025 --> 00:17:37,684
قربان

235
00:17:37,726 --> 00:17:43,221
تو واقعاً ميخواهي زندگيت را نابود
کني و همه ما را به دردسر بياندازي؟

236
00:17:45,867 --> 00:17:47,300
... تعدادي از افسران با اعتماد به ما

237
00:17:47,335 --> 00:17:50,031
از مناطق دور دست وارد اداره دولت شده اند

238
00:17:50,071 --> 00:17:54,371
تو تصميم داري آنها را به خاطر
 يک زن رها کني؟

239
00:17:55,877 --> 00:17:57,572
فوراً برگرد

240
00:17:57,612 --> 00:18:01,241
اين تنها راه براي تو
من و بقيه ما براي زندگي است

241
00:18:06,087 --> 00:18:07,645
فوراً برگرد

242
00:18:07,956 --> 00:18:10,356
قربان... لطفاً کمي وقت به من دهيد

243
00:18:10,392 --> 00:18:11,620
...چرا تو

244
00:18:11,793 --> 00:18:13,624
زياد طول نخواهد کشيد. طول نخواهد کشيد

245
00:18:25,273 --> 00:18:26,570
لطفاً دنبال من بيا

246
00:18:34,416 --> 00:18:36,043
ما ميتوانيم اجازه دهيم آنها اين
 طور از ما دور شوند؟

247
00:18:36,685 --> 00:18:38,050
آنها برخواهند گشت

248
00:18:49,898 --> 00:18:55,359
برگرديد. من فقط به خودم فکر کردم

249
00:18:57,439 --> 00:19:00,897
اينجا بنظر مکان مناسبي براي يک داروخانه است

250
00:19:02,510 --> 00:19:04,205
آن منطقه براي يک مدرسه خوب است

251
00:19:05,280 --> 00:19:11,617
من نميتوانم مانعي بين شما و همه مردم باشم

252
00:19:12,320 --> 00:19:14,220
...کوهستان ِ پشت خانه

253
00:19:14,255 --> 00:19:16,985
خوب به نظر مي آيد و جلوي آن يک نهر وجود دارد

254
00:19:17,859 --> 00:19:21,795
تعداد زيادي درخت وجود دارد، پس
...براي يافتن گياهان خوب خواهد بود

255
00:19:21,830 --> 00:19:25,857
افراد اين محل آرام و ساکت هستند، پس اين
براي تعليم بچه ها خوب خواهد بود

256
00:19:29,337 --> 00:19:32,170
...تو توسط مادرت تازيانه ميخوردي

257
00:19:32,207 --> 00:19:34,767
براي اينکه مخفيانه به مدرسه ميرفتي، درسته؟

258
00:19:36,978 --> 00:19:40,436
...و براي بازي با پسرها هم تازيانه ميخوردي

259
00:19:41,716 --> 00:19:44,651
و تو خرگوش ها را ميگرفتي، با وجود
اينکه او به تو ميگفت اين کار را نکني

260
00:19:45,887 --> 00:19:46,785
بله

261
00:19:47,055 --> 00:19:51,321
و پدرت هميشه طرف تو را ميگرفت

262
00:19:52,894 --> 00:19:53,986
بله

263
00:19:55,130 --> 00:19:59,692
اگر به خاطر پدرت نبود، ماهيچه هاي پايت
از ضربه خوردن نجات پيدا نميکرد

264
00:20:03,038 --> 00:20:06,769
تو ميخواستي ياد بگيري
حتي اگر آن طور تازيانه ميخوردي؟

265
00:20:07,575 --> 00:20:12,706
...بله. من نميدانم چرا، اما من کنجکاو بودم

266
00:20:13,615 --> 00:20:16,743
چطور آسمان ميتواند آنطور ديده بشود

267
00:20:17,419 --> 00:20:19,751
...و از کجا خورشيد طلوع ميکند

268
00:20:19,921 --> 00:20:22,287
و ماه کجا قرار خواهد گرفت

269
00:20:24,125 --> 00:20:27,219
...و چرا خرگوش ها نميتوانستند راه بروند

270
00:20:27,262 --> 00:20:29,321
من آکنده از سوال بودم

271
00:20:31,266 --> 00:20:35,396
بنابراين خرگوش هايي که من ميگرفتم
هميشه خيلي رنج ميکشيدند

272
00:20:50,485 --> 00:20:55,320
اگر حالا نه ... اگر حالا نه
 ما ديگر قادر نخواهيم بود

273
00:20:55,356 --> 00:20:58,052
حتي روياي چنين چيزهايي را با هم داشته باشيم

274
00:21:00,795 --> 00:21:04,959
...زودباش... زودباش

275
00:21:40,502 --> 00:21:41,992
من نميتوانم برم

276
00:21:51,112 --> 00:21:52,739
من نميتوانم برم

277
00:21:55,884 --> 00:21:57,442
من نميتوانم برم

278
00:22:21,709 --> 00:22:23,734
من اول به قصر بازخواهم گشت

279
00:22:23,945 --> 00:22:26,880
شما و بانو بايد حالا به قصر بريد

280
00:22:31,119 --> 00:22:37,354
...يانگوم بايد فرمان پادشاه را رد کند

281
00:22:38,259 --> 00:22:42,127
و تو بايد موجب امتناع شوي

282
00:22:44,265 --> 00:22:45,789
فهميديد؟

283
00:22:58,613 --> 00:23:00,604
تو نبايد فرمان را رد کني

284
00:23:03,918 --> 00:23:09,481
يک نوع خاصي از اشخاص وجود دارند
...که خواه اين قصد را داشته باشند يا نه

285
00:23:09,524 --> 00:23:13,460
اهميت و معنا را ضميمه کارشان ميکنند

286
00:23:16,297 --> 00:23:18,629
...اين موقعيت تو است

287
00:23:19,901 --> 00:23:22,426
و تو از آن نوع اشخاص هستي

288
00:23:27,275 --> 00:23:29,835
...تو تنها بانويي خواهي شد

289
00:23:31,379 --> 00:23:33,438
... که چنين مقامي را

290
00:23:33,915 --> 00:23:38,648
در تاريخ چوسان به دست خواهد گرفت
اگر پزشک شخصي پادشاه بشوي

291
00:23:40,188 --> 00:23:42,884
من نياز به چنين شهرتي ندارم

292
00:23:43,458 --> 00:23:45,449
...من از تو درخواست نميکنم که شهرت بدست آوري

293
00:23:46,661 --> 00:23:51,257
من از تو درخواست ميکنم به خودت برگردي
به شخصي که ميخواستي پيدا کني

294
00:23:53,668 --> 00:23:58,196
تو گفتي به مدرسه ميرفتي تا بپرسي چرا
يک روستايي نميتواند ياد بگيرد، هان؟

295
00:24:00,308 --> 00:24:04,369
تو گفتي خرگوش ميگرفتي تا بپرسي چرا يک
دختر چنين کاري را نميتواند انجام دهد، هان؟

296
00:24:06,614 --> 00:24:12,211
اين خويشتن حقيقي تو است
و به اين دليل است که تو اين راه طولاني را آمدي

297
00:24:13,254 --> 00:24:17,054
تو کارهايي را انجام دادي که به نظر غير
ممکن است و تو خوب آنها را انجام دادي

298
00:24:18,293 --> 00:24:20,887
...من براي امنيت تو

299
00:24:20,929 --> 00:24:24,865
يا خودم يا نخست وزير برنميگردم

300
00:24:26,434 --> 00:24:29,426
اگرچه چنين کارهايي حالا بنظر مهم مي آيند، اما آنها

301
00:24:29,470 --> 00:24:35,500
در طول تاريخ چوسان به وقوع پيوسته اند
و دوباره محو و ناپديد خواهند شد

302
00:24:37,245 --> 00:24:42,547
اما پزشک شخصي پادشاه شدن
 تو چيزي غير عادي

303
00:24:42,583 --> 00:24:45,746
در تاريخ چوسان است

304
00:24:46,854 --> 00:24:50,415
تنها شايسته است که تو آن شخص باشي

305
00:24:52,493 --> 00:24:56,486
قرار دادن يک شخص در موقعيت شايسته اش
...کار مهمتري براي انجام دادن است

306
00:24:56,531 --> 00:25:00,968
نسبت به قدرتمند کردن نخست وزير

307
00:25:02,570 --> 00:25:05,266
اين چيزي است که يک افسر بايد انجام دهد

308
00:25:07,008 --> 00:25:09,408
به اين دليل است که من دارم برميگردم

309
00:25:13,314 --> 00:25:16,044
لطفاً پزشک شخصي پادشاه بشو

310
00:25:24,959 --> 00:25:28,053
...پس داري ميگي تو به "جي مال پو" رفتي

311
00:25:28,096 --> 00:25:30,121
وقتيکه يانگوم به "يي پو" ميرفت؟

312
00:25:30,164 --> 00:25:31,290
من چه کار ديگري ميتوانستم انجام دهم؟

313
00:25:31,332 --> 00:25:33,425
...من نميتوانستم در آب شيرجه بزنم

314
00:25:33,468 --> 00:25:35,095
پس حالا ما بايد چه کنيم؟

315
00:25:35,136 --> 00:25:38,970
اگر آنها بفهمند او بدون دريافت
...فرمان پادشاه رفته است

316
00:25:41,042 --> 00:25:42,134
!يانگوم

317
00:25:42,477 --> 00:25:46,880
يانگوم، پادشاه تو را پزشک شخصي
خودش کرده است

318
00:25:53,521 --> 00:25:54,852
براي او چه پيش آمده؟

319
00:25:54,889 --> 00:25:56,186
او بايد خوشحال باشد

320
00:26:02,263 --> 00:26:04,458
...پزشک شخصي او بشو

321
00:26:05,600 --> 00:26:07,591
حتي اگر شده فقط براي يک روز

322
00:26:09,570 --> 00:26:12,095
...من يک بانوي پزشک شدم تا انتقام بگيرم

323
00:26:12,340 --> 00:26:15,605
اما من در حين تمرين پزشکي
 اصلاً پريشان و گيج نشدم

324
00:26:16,644 --> 00:26:19,943
من تلاش سختي براي درمان بيماري ها ميکردم

325
00:26:20,481 --> 00:26:25,316
اما مهم نبود که چقدر سخت
تلاش ميکردم، چون من يک زن بودم

326
00:26:26,287 --> 00:26:29,256
من اغلب مجبور بودم تمرين
...پزشکي کنم بدون اعتماد کامل

327
00:26:29,290 --> 00:26:33,556
بيماران و حتي اگر من موفق ميشدم
...صاحب منصبان فکر ميکردند

328
00:26:33,594 --> 00:26:38,861
با يک شب خوابيدن پيش من
 به من پاداش ميدادند

329
00:26:41,436 --> 00:26:45,668
پس من بيشتر خشن و غير عادي شدم

330
00:26:48,276 --> 00:26:51,245
مردم حتي مرا يک زن مقدس صدا ميکردند

331
00:26:53,614 --> 00:26:57,607
چيزي که من ميخواستم
پاداش بزرگ يا شهرت نبود

332
00:26:58,352 --> 00:27:03,517
...من فقط ميخواستم به عنوان خودم قدرداني شوم

333
00:27:03,558 --> 00:27:05,788
براي کارهايي که مثل مردها انجام ميدادم

334
00:27:06,694 --> 00:27:09,891
تو بايد نشان بدهي که بانوان پزشک
سخت کار ميکنند

335
00:27:09,931 --> 00:27:12,661
و اينکه آنها قادر خواهند بود نسخه تجويز کنند

336
00:27:14,969 --> 00:27:21,135
تو بايد به آنها نشان دهي که يک زن
هم ميتواند در کارش خوب باشد

337
00:27:22,477 --> 00:27:25,275
تو آن توانايي و ويژگي را داري

338
00:27:27,381 --> 00:27:29,406
اين کار را انجام بده
حتي اگر فقط براي يک روز باشد

339
00:27:29,717 --> 00:27:32,117
حتي اگر زندگيت به پايان برسد

340
00:27:48,269 --> 00:27:52,433
من از تو درخواست ميکنم به خودت برگردي
به شخصي که ميخواستي پيدا کني

341
00:27:52,907 --> 00:27:55,535
تو دوباره به مدرسه رفتي تا
مخفيانه درس ياد بگيري؟

342
00:27:56,878 --> 00:27:58,971
!من به تو بارها گفتم که آنجا نري

343
00:28:00,314 --> 00:28:02,214
ايون سونگ" و "يون کيون" ميتوانند
 ياد بگيرند"

344
00:28:02,250 --> 00:28:06,016
پس چرا من نميتوانم حروف را ياد بگيرم؟

345
00:28:07,188 --> 00:28:11,625
تو گفتي به مدرسه ميرفتي تا بپرسي چرا
يک روستايي نميتواند ياد بگيرد، هان؟

346
00:28:12,293 --> 00:28:16,559
تو گفتي خرگوش ميگرفتي تا بپرسي چرا يک
دختر چنين کاري را نميتواند انجام دهد، هان؟

347
00:28:17,265 --> 00:28:19,495
اين خويشتن حقيقي تو است

348
00:28:21,435 --> 00:28:24,427
اما مهم نبود که چقدر سخت
تلاش ميکردم، چون من يک زن بودم

349
00:28:25,139 --> 00:28:29,235
چيزي که من ميخواستم
 پاداش بزرگ يا شهرت نبود

350
00:28:29,911 --> 00:28:33,779
من فقط ميخواستم به عنوان
خودم قدرداني شوم

351
00:28:33,814 --> 00:28:37,011
براي کارهايي که مثل مردها انجام ميدادم

352
00:28:38,586 --> 00:28:40,520
اين کار را انجام بده
 حتي اگر براي يک روز باشد

353
00:28:40,788 --> 00:28:43,086
حتي اگر زندگيت به پايان برسد

354
00:28:56,604 --> 00:28:58,299
يانگوم، بيا بريم

355
00:29:01,676 --> 00:29:04,611
يانگوم، تو ميداني چه اتفاقي داره مي افته، درسته؟

356
00:29:07,348 --> 00:29:08,576
تو بايد اين فرمان را رد کني

357
00:29:09,884 --> 00:29:11,749
چرا خودت را گرفتار اين موضوع کني؟

358
00:29:11,786 --> 00:29:13,686
فقط فرمان را رد کن و در سکوت زندگي کن

359
00:29:13,721 --> 00:29:14,745
ميفهمي؟

360
00:29:14,922 --> 00:29:17,482
بله، آنها گفتند تو نميتواني يک صخره
را با تخم مرغ بشکني

361
00:29:17,525 --> 00:29:19,755
بله! زدن يک صخره با تخم مرغ

362
00:29:19,794 --> 00:29:21,819
...تو ميداني که کارها واقعاً جدي هستند

363
00:29:21,862 --> 00:29:23,557
وقتي او بيانات سختي را ميگويد

364
00:29:23,598 --> 00:29:24,690
!بانوي من

365
00:29:24,832 --> 00:29:26,197
درست نميگم؟

366
00:29:26,701 --> 00:29:29,932
به هر حال، بانوي من
کِي من يک بانوي دربار خواهم شد؟

367
00:29:29,971 --> 00:29:31,871
!البته، وقتي يک مراسم وجود داشته باشد

368
00:29:31,906 --> 00:29:33,840
!تو تصميم داري اين را به تنهايي انجام دهي؟

369
00:29:33,874 --> 00:29:38,436
يانگوم، اين يک آشوب بزرگ
 در دربار ايجاد خواهد کرد

370
00:29:38,479 --> 00:29:40,276
...من نميخواهم تو در چيزي گير بيافتي

371
00:29:40,314 --> 00:29:43,283
که بانو يونگ و بانو هن به
ما درباره اش هشدار دادند

372
00:29:43,751 --> 00:29:46,879
من نميخواهم تو مجبور باشي
اين آشوب را تحمل کني

373
00:29:48,422 --> 00:29:50,356
فهميدي، هان؟

374
00:29:54,262 --> 00:29:57,356
يک بانوي پزشک، پزشک شخصي پادشاه شود؟

375
00:29:57,398 --> 00:30:00,026
...کنار گذاشتن پزشکان سلطنتي و کارشناسان

376
00:30:00,067 --> 00:30:01,762
!اين غير منطقي است

377
00:30:03,504 --> 00:30:05,631
!اين نبايد هرگز اتفاق بيافتد

378
00:30:06,641 --> 00:30:08,165
...اما مهارتهاي او خيلي خوب هستند

379
00:30:08,209 --> 00:30:12,475
...اگر تو فرمان پادشاه را نپذيري

380
00:30:12,513 --> 00:30:15,676
من مراقب نتيجه خواهم بود
 پس اين کار را انجام بده

381
00:30:22,256 --> 00:30:25,384
قربان، نگران نباشيد

382
00:30:25,426 --> 00:30:28,918
يانگوم به اندازه کافي فهم دارد تا
بداند که چه کاري بايد انجام بدهد

383
00:30:28,963 --> 00:30:32,126
بله. او احتمالاً ميداند
بايد چه کاري انجام دهد

384
00:30:32,433 --> 00:30:34,628
اين چيزي است که ما هرگز
 نميتوانيم قبول کنيم

385
00:30:41,409 --> 00:30:45,106
من از فرمانم به شما برنگشته ام

386
00:30:47,882 --> 00:30:51,374
بانوي ملازم من باش و به من کمک کن

387
00:30:52,820 --> 00:30:57,280
پادشاه قادر نخواهد بود کار بيشتري را
انجام دهد اگر شما به او اين را بگوييد

388
00:31:00,294 --> 00:31:01,886
من به شما اعتماد دارم

389
00:31:05,366 --> 00:31:09,268
!سرورم! لطفاً فرمانتان را پس بگيريد

390
00:31:10,137 --> 00:31:14,335
!سرورم! لطفاً فرمانتان را پس بگيريد

391
00:31:15,109 --> 00:31:19,671
!سرورم! لطفاً فرمانتان را پس بگيريد

392
00:31:20,514 --> 00:31:24,746
!سرورم! لطفاً فرمانتان را پس بگيريد

393
00:31:25,886 --> 00:31:41,462
!سرورم! لطفاً فرمانتان را پس بگيريد

394
00:31:45,873 --> 00:31:50,367
سرورم، همه صاحب منصبان و افسران
با اين موضوع در حال مخالفت هستند

395
00:31:50,411 --> 00:31:52,345
شما قصد داريد چه کنيد؟

396
00:31:52,680 --> 00:31:54,580
لطفاً بفهميد

397
00:31:54,715 --> 00:31:57,741
!سرورم! لطفاً فرمانتان را پس بگيريد

398
00:31:58,152 --> 00:32:00,052
...چوسان بر پايه رتبه

399
00:32:00,087 --> 00:32:01,918
اشراف و عوام، مرد و زن است

400
00:32:01,956 --> 00:32:05,722
پس چطور يک زن ميتواند از
سلامت شما مراقبت کند؟

401
00:32:05,760 --> 00:32:08,661
اين موضوع پايه اين دربار و ملت
 ما را خواهد لرزاند

402
00:32:08,696 --> 00:32:11,824
حتي، پادشاه سِجونگ مرحوم
...مقام چهارم دربار را به

403
00:32:11,866 --> 00:32:16,326
بانو "يانگ يونگ سيل" داد که يک روستايي
متولد شده بود، براي کاري که او انجام داد

404
00:32:17,338 --> 00:32:19,499
...البته، خدمتکاران مخالف بودند و ميگفتند

405
00:32:19,540 --> 00:32:21,371
آن موضوع پايه و اساس ملت را ميلرزاند

406
00:32:21,409 --> 00:32:25,937
اما دوران حکمراني اش بيشترين
! پايداري و ثبات را داشت

407
00:32:26,247 --> 00:32:27,441
...اما آن

408
00:32:27,481 --> 00:32:28,812
!اما چه؟

409
00:32:30,084 --> 00:32:33,884
دليل اين که من چنين فرماني را دادم
...لرزاندن پايه هاي سلسله نبود

410
00:32:33,921 --> 00:32:36,253
و نه واژگون کردن چوسان

411
00:32:36,724 --> 00:32:38,157
...يانگوم

412
00:32:38,192 --> 00:32:40,626
...ملکه و ملکه مادر را درمان کرد

413
00:32:41,295 --> 00:32:44,526
و من همچنين شنيدم او مردم را
 از طاعون اخير نجات داد

414
00:32:44,565 --> 00:32:47,728
و شما ميدانيد او زندگي من را هم نجات داد

415
00:32:49,937 --> 00:32:52,303
اين مانند کار صاحب منصبان دولت نيست

416
00:32:52,339 --> 00:32:54,136
...من فقط ميگويم بانوي پزشکي

417
00:32:54,175 --> 00:32:56,075
که زندگي من را نجات داده
 از سلامتي من مراقبت کند

418
00:32:57,378 --> 00:32:59,471
!با اين کار من چه چيزي را واژگون ميکنم؟

419
00:33:01,382 --> 00:33:06,081
و من سيمايي از شخصيت او را ديده ام
 که شما نديده ايد

420
00:33:06,787 --> 00:33:10,086
...من مطمئنم او به سمت

421
00:33:10,124 --> 00:33:15,790
قدرت وزير سمت چپ يا قدرت وزير
سمت راست متمايل نخواهد شد

422
00:33:16,096 --> 00:33:18,326
...سرورم، اما شما ميگوييد

423
00:33:18,365 --> 00:33:20,731
چرا؟ چرا شما ميگيد من
نميتوانم اين را انجام دهم؟

424
00:33:28,509 --> 00:33:31,034
من تصميم دارم با سلامتي ام به شما اطمينان کنم

425
00:33:31,912 --> 00:33:33,709
!پس پزشک شخصي من باشيد

426
00:33:44,592 --> 00:33:47,561
...سرورم

427
00:33:47,595 --> 00:33:53,261
من فرمان شما را قبول خواهم کرد

428
00:34:06,647 --> 00:34:08,308
اينجا چه اتفاقي افتاده؟

429
00:34:08,983 --> 00:34:11,315
برو و فوراً يانگوم را منصرف کن

430
00:34:11,585 --> 00:34:12,984
من نميتوانم اين کار را بکنم

431
00:34:13,254 --> 00:34:14,380
چه؟

432
00:34:14,722 --> 00:34:17,782
من به هيچ وجه دليلي ندارم
تا با فرمان پادشاه مخالفت کنم

433
00:34:18,592 --> 00:34:20,583
اين تير حتماً به سمت ما باز خواهد گشت

434
00:34:20,761 --> 00:34:23,127
آنها خواهند گفت اين همه اش نقشه ماست

435
00:34:26,033 --> 00:34:27,523
او فرمان پادشاه را قبول کرد؟

436
00:34:27,568 --> 00:34:29,092
اين ظالمانه است

437
00:34:29,270 --> 00:34:31,067
...او از پادشاه مراقبت کرد

438
00:34:31,105 --> 00:34:33,471
...و به خاطر آن، نام آقاي يونگ

439
00:34:33,507 --> 00:34:35,805
به اضافه نام افراد ديگر پاک شد

440
00:34:35,843 --> 00:34:36,707
!اگرچه اين درسته، اما به هيچ وجه

441
00:34:36,744 --> 00:34:38,177
!بله، به هيچ وجه

442
00:34:38,212 --> 00:34:41,272
چرا؟ به خاطر اين که يک زن کاري را
انجام داد که ما بايد انجام ميداديم؟

443
00:34:41,315 --> 00:34:42,646
موضوع اين نيست

444
00:34:42,683 --> 00:34:47,382
ما نميتوانيم اين را قبول کنيم حتي اگر
ما مجبور باشيم دوباره با اخراج تنبيه شويم

445
00:34:47,421 --> 00:34:49,616
در طي چند روز اوضاع را مرتب کنيد

446
00:34:49,657 --> 00:34:51,852
و يا در غير اين صورت ما همه
 به شما پشت خواهيم کرد

447
00:34:58,198 --> 00:34:59,631
حالا چه رخ خواهد داد، قربان؟

448
00:34:59,667 --> 00:35:01,931
عليرغم آنچه که انتظارش ميرفت
ممکن است اتفاق خوبي باشد

449
00:35:01,969 --> 00:35:03,061
هان؟

450
00:35:03,103 --> 00:35:05,094
همه با اين مخالفت ميکنند

451
00:35:05,139 --> 00:35:06,868
...حتي صاحب منصباني که از

452
00:35:06,907 --> 00:35:11,435
وزير راستي و افسراني که از مين جانگ هو
اطاعت ميکردند مخالف آن هستند

453
00:35:12,446 --> 00:35:14,277
...آنها خودشان را نابود خواهند کرد و

454
00:35:14,315 --> 00:35:16,840
مسئله اين بانوي پزشک هم خودش حل خواهد شد

455
00:35:28,462 --> 00:35:31,522
پادشاه، اين چيز عجيبي که ميشنوم درباره چيه؟

456
00:35:32,967 --> 00:35:33,934
...مادر

457
00:35:33,968 --> 00:35:36,630
اين موضوع نميتواند بر اساس
قوانين چوسان اتفاق بيافتد

458
00:35:36,670 --> 00:35:38,865
نه، اين نبايد رخ دهد

459
00:35:42,543 --> 00:35:45,034
من مهارت هاي پزشکي او را تصديق ميکنم

460
00:35:45,079 --> 00:35:48,173
و من حتي براي نجات زندگي ام از او سپاسگزارم

461
00:35:49,316 --> 00:35:52,444
پس شما فقط ميتواني او را به عنوان
يک بانوي پزشک عادي داشته باشيد

462
00:35:52,486 --> 00:35:53,953
!يک پزشک شخصي؟

463
00:35:54,922 --> 00:35:57,390
لطفاً فرمانت را پس بگير

464
00:35:58,459 --> 00:36:01,485
من فکر نميکنم ايشان تصميمشان را عوض کنند

465
00:36:01,795 --> 00:36:04,491
قبول کردن فرمان ايشان از طرف يانگوم مسئله است

466
00:36:07,167 --> 00:36:09,032
!چه عمل خشم آوري

467
00:36:10,137 --> 00:36:11,229
...سرورم

468
00:36:13,140 --> 00:36:15,301
... من متأسفم براي گفتن اين موضوع، اما

469
00:36:15,342 --> 00:36:16,673
چيه؟

470
00:36:17,378 --> 00:36:20,074
...در حقيقت، بانو سوک وون

471
00:36:20,648 --> 00:36:22,047
منظورتان لي سوک وون است؟

472
00:36:22,082 --> 00:36:23,879
چيه؟ فوراً به ما بگو

473
00:36:24,351 --> 00:36:28,344
او از زمانيکه آنها در آشپزخانه با هم بودند
به يانگوم نزديک است

474
00:36:28,389 --> 00:36:29,583
واقعاً؟

475
00:36:30,290 --> 00:36:32,485
...من شنيده ام که پادشاه و يانگوم

476
00:36:32,526 --> 00:36:36,656
تا کنون دو مرتبه مخفيانه يکديگر را
در مقر بانو سوک وون ملاقات کردند

477
00:36:37,064 --> 00:36:37,826
!چي؟

478
00:36:37,865 --> 00:36:40,299
اين درسته؟
بله، سرورم

479
00:36:41,301 --> 00:36:43,428
...چه نفرت انگيز

480
00:36:52,546 --> 00:36:53,672
اين چيه؟

481
00:36:54,581 --> 00:36:55,878
اين استعفا نامه است

482
00:36:56,750 --> 00:36:58,274
!استعفا نامه؟

483
00:36:58,452 --> 00:36:59,976
من چيز ديگري براي گفتن ندارم

484
00:37:01,188 --> 00:37:04,715
اگر اين درباره آن بانوي پزشک است
پس همين حالا آن را پس بگيريد

485
00:37:04,758 --> 00:37:08,091
من شما را ميفهمم، اما اين
چيزي نيست که از اين راه حل شود

486
00:37:08,128 --> 00:37:09,686
پس فوراً آن را پس بگيريد

487
00:37:12,866 --> 00:37:15,664
با چشمانت نگاه کن که چه کار کردي؟

488
00:37:16,370 --> 00:37:18,895
جلوتر از استادت گام برداشتن چه احساسي داره؟

489
00:37:34,421 --> 00:37:38,255
آقا، لطفاً من را ببخشيد

490
00:37:41,195 --> 00:37:42,253
...استاد

491
00:37:42,663 --> 00:37:46,724
يک پزشک که بيمار به او
اعتماد ندارد يک پزشک نيست

492
00:37:47,801 --> 00:37:51,100
مسئله اين نيست که آيا او زن است يا نه

493
00:37:53,240 --> 00:37:56,801
به همين دليل است که من نامه استعفا را به او دادم

494
00:37:59,847 --> 00:38:03,578
و به همين دليل است که تو
فرمان پادشاه را قبول کردي، ها؟

495
00:38:08,422 --> 00:38:12,483
من ويژگي و مهارت هاي تو را ميشناسم

496
00:38:13,527 --> 00:38:18,897
اما انتظار هيچ کمکي از طرف من را نداشته باش

497
00:38:22,269 --> 00:38:24,999
...اگر چه تو اصلاً چنين قصدي نداشتي

498
00:38:27,608 --> 00:38:32,136
اما من به خاطر تو نابود شدم

499
00:38:32,412 --> 00:38:33,777
...استاد

500
00:38:51,165 --> 00:38:53,963
اگر اين خواسته تو است پس بايد
پيش بروي و ادامه بدي

501
00:38:54,001 --> 00:38:57,903
اما ... تلاش نکن حمايت ما را بدست بياري

502
00:39:01,074 --> 00:39:04,805
به عبارت ديگر، انتظار نداشته باش هر
دوي آنها را با تحسين از طرف ما داشته باشي

503
00:39:07,147 --> 00:39:10,275
...ما نبايد استعفا بدهيم حالا که

504
00:39:10,317 --> 00:39:12,649
پزشک ارشد استعفا داده است؟

505
00:39:12,686 --> 00:39:15,985
...من ميدانم. ما بايد اجازه بدهيم پادشاه آگاه شود

506
00:39:16,023 --> 00:39:18,389
با جمع کردن قدرتمان با هم

507
00:39:19,026 --> 00:39:20,288
...عجله کنيد

508
00:39:20,327 --> 00:39:21,817
من نوشتم

509
00:39:21,862 --> 00:39:23,329
من هم همين طور

510
00:39:23,363 --> 00:39:24,990
من اين را نخواهم نوشت

511
00:39:25,365 --> 00:39:26,491
چي؟

512
00:39:26,533 --> 00:39:29,127
چه ايرادي در فرمان پادشاه است؟

513
00:39:29,169 --> 00:39:30,466
!چي؟

514
00:39:30,938 --> 00:39:33,031
مردم مثل رقاص ها با ما رفتار ميکنند

515
00:39:33,073 --> 00:39:35,098
...حتي اگر پادشاه دستورات واضحي بدهد

516
00:39:35,142 --> 00:39:39,306
اگر صاحب منصبان به ما فرمان دهند
ما بايد به چنان مکانهايي برويم

517
00:39:39,346 --> 00:39:41,109
اين موضوع در دفاتر امور اداري بدتر است

518
00:39:41,348 --> 00:39:43,248
!پس؟ پس درباره اين چي؟

519
00:39:43,283 --> 00:39:45,478
...من پزشک شدم براي درمان بيماران

520
00:39:45,519 --> 00:39:47,612
نه اينکه يک دختر رقاص باشم

521
00:39:48,155 --> 00:39:50,316
اين موضوع چه کاري در اين
 مورد ميتونه انجام بده؟

522
00:39:50,357 --> 00:39:53,849
اين موضوع به ديگران ميگويد که بانوان
...پزشک هم تمرين پزشکي ميکنند

523
00:39:53,894 --> 00:39:56,260
درست مثل پزشکان

524
00:39:57,197 --> 00:39:59,358
...اين موضوع به ديگران ميگويد که ما هم

525
00:39:59,399 --> 00:40:02,459
ميتوانيم نسخه تجويز کنيم، درست مثل مردها

526
00:40:03,437 --> 00:40:06,497
حالا ميبينم که شماها دخترهاي بدي هستيد

527
00:40:07,674 --> 00:40:10,609
...شما کار ماساژ خاندان سلطنتي

528
00:40:10,644 --> 00:40:14,444
ساختن دارو و کمک به پزشکان
! را خيلي دست کم گرفته ايد

529
00:40:14,481 --> 00:40:20,010
نه، اينطور نيست. يانگوم
در چنين کارهايي بسيار تلاشگر بود

530
00:40:20,053 --> 00:40:23,819
شما بهتر از همه ما در اينجا درباره آن ميدانيد

531
00:40:23,857 --> 00:40:27,987
من نميدانم. اين يک رفتار
...براي نگه داشتن پزشکان، خودم

532
00:40:28,028 --> 00:40:31,191
!و بانوان پزشک در خفت و خواري است

533
00:40:38,205 --> 00:40:39,103
بيا

534
00:40:39,373 --> 00:40:41,432
آقا ...شما تصميم نداريد استعفا بنويسيد؟

535
00:40:41,475 --> 00:40:42,407
چي؟

536
00:40:42,442 --> 00:40:45,673
همه در داروخانه در حال نوشتن
! نامه هاي استعفا هستند

537
00:40:46,580 --> 00:40:49,242
...يک پزشک نبايد در

538
00:40:49,283 --> 00:40:52,514
...هر چيزي که به طبابت مربوط نيست شرکت کنه

539
00:40:52,552 --> 00:40:56,488
شما ميترسيد از اينکه آنها ممکن است
بدون هيچ ترديدي آن را قبول کنند، درسته؟

540
00:40:57,024 --> 00:40:59,322
!اين درست است
...من کمبود مهارت پزشکي دارم

541
00:40:59,359 --> 00:41:02,419
!و من ميترسم آنها ممکن است من را بيرون بياندازند

542
00:41:02,763 --> 00:41:04,788
!تو حتي در مورد رنج و ناراحتي من چيزي ميداني؟

543
00:41:04,831 --> 00:41:07,061
...من ميدانم... من ميدانم

544
00:41:10,837 --> 00:41:14,295
پدر، چرا من را به دنيا آوردي؟

545
00:41:14,441 --> 00:41:17,968
!موش صفت! تو از آزار من لذت ميبري؟

546
00:41:18,011 --> 00:41:21,139
نه، آقا ... ولم کن

547
00:41:24,017 --> 00:41:25,450
تو اينقدر بزرگ و مهمي؟

548
00:41:26,520 --> 00:41:30,616
...تو اينقدر بزرگ و مهمي که مجبوري

549
00:41:30,657 --> 00:41:32,955
به استادت آقاي شين و آقاي يونگ خيانت کني؟

550
00:41:34,962 --> 00:41:37,396
...تو تلاش ميکني چه چيز را ثابت کني

551
00:41:37,431 --> 00:41:39,194
در حالي که شرايط را براي همه سخت کرده اي؟

552
00:41:40,367 --> 00:41:42,699
که يک بانو ميتواند در پزشکي هم خوب کار کند؟

553
00:41:43,136 --> 00:41:45,331
يک زن هم ميتواند کارهاي بزرگ انجام دهد؟

554
00:41:45,739 --> 00:41:48,105
يقيناً، من ميدانم تو با استعداد هستي

555
00:41:48,976 --> 00:41:51,536
...من ميدانم تو همه کتابهاي سختي که حتي

556
00:41:51,578 --> 00:41:52,909
...پزشکان نميخوانند، خوانده اي

557
00:41:52,946 --> 00:41:56,177
وقتي ما کتاب هاي کوچکمان را ميخوانديم

558
00:41:56,783 --> 00:42:01,311
و من ميدانم تو ظرف هاي مناسب را براي داروها
اتنخاب ميکني، وقتي ما در حال گپ زدن هستيم

559
00:42:02,522 --> 00:42:07,084
اما تو نميتواني اين را بي سر و صدا
در يک فضاي پنهاني انجام دهي؟

560
00:42:09,529 --> 00:42:10,723
...نميتواني آرام زندگي کني

561
00:42:10,764 --> 00:42:13,198
در يک فضاي پنهاني؟

562
00:42:13,467 --> 00:42:16,197
...چه فضاي پنهاني؟ جايي که ما براي

563
00:42:16,236 --> 00:42:18,170
عاليجناب يا پرنس آراي‍ش ميکنيم؟

564
00:42:18,205 --> 00:42:20,696
...يا جايي که ما مجبوريم مراقب بانوان ارشد باشيم

565
00:42:20,741 --> 00:42:23,005
وقتي ميخواهيم يک کتاب بخوانيم؟

566
00:42:34,755 --> 00:42:36,620
...درسته که شما براي پادشاه و

567
00:42:36,656 --> 00:42:39,147
و يانگوم، ملاقات مخفيانه اي
در مقرتان فراهم کرده ايد؟

568
00:42:41,995 --> 00:42:43,462
اين درسته؟

569
00:42:45,098 --> 00:42:47,828
... اين درسته، اما

570
00:42:48,335 --> 00:42:49,324
چي؟

571
00:42:52,706 --> 00:42:54,731
چرا شما چنين کاري را انجام داديد؟

572
00:43:02,215 --> 00:43:04,911
شما بايد انگيزه هاي نهاني
داشته باشيد حالا که حامله شده ايد

573
00:43:04,951 --> 00:43:07,146
...آه، نه، سرورم، من چطور ميتوانم

574
00:43:07,187 --> 00:43:10,782
و شما اين کار را نه يک بار
بلکه دوبار انجام داديد؟

575
00:43:11,091 --> 00:43:12,183
...آن

576
00:43:12,225 --> 00:43:15,023
اول، شما از دست جناب اوه خلاص
...شديد و حالا ميخواهيد

577
00:43:15,062 --> 00:43:18,759
يانگوم را پزشک شخصي پادشاه کنيد؟

578
00:43:19,766 --> 00:43:23,395
شما فکر ميکنيد ميتوانيد با تحريک
کردن پادشاه به اين شکل ملکه شويد؟

579
00:43:23,437 --> 00:43:26,167
سرورم، ‌اين غير منطقي است

580
00:43:26,206 --> 00:43:28,800
!من هرگز درباره چنين چيزهايي فکر نکرده بودم

581
00:43:28,842 --> 00:43:31,104
هرگز؟
بله

582
00:43:32,079 --> 00:43:35,981
پس شما چرا اين کار را کرديد؟
!به من فوراً بگو! حالا

583
00:43:36,683 --> 00:43:37,741
...سرورم

584
00:43:37,884 --> 00:43:39,943
!لطفاً آرام باشيد، سرورم

585
00:43:40,120 --> 00:43:42,520
او حامله است

586
00:43:59,973 --> 00:44:01,463
شما خوبيد؟

587
00:44:05,345 --> 00:44:07,370
!بانوي من! بانو سوک وون

588
00:44:11,118 --> 00:44:13,712
!کيسه آب پاره شده

589
00:44:15,088 --> 00:44:16,385
...بانوي من

590
00:44:18,992 --> 00:44:23,088
!يانگوم! يک مصيبت بزرگ

591
00:44:23,130 --> 00:44:25,155
!کيسه آب بانو سوک وون پاره شده

592
00:44:26,099 --> 00:44:27,623
!عجله کنيد

593
00:44:31,738 --> 00:44:34,332
!بانوي من! بانوي من

594
00:44:34,374 --> 00:44:37,241
يانگوم ، يک کاري بکن
من خيلي ميترسم

595
00:44:39,179 --> 00:44:40,476
اين يک تولد نابهنگام است

596
00:44:40,514 --> 00:44:41,310
چي؟

597
00:44:41,348 --> 00:44:43,179
اتاق زايمان الان آماده نيست

598
00:44:43,216 --> 00:44:45,684
...شين بي، از آنها بخواه اتاق زايمان را آماده کنند

599
00:44:45,719 --> 00:44:47,084
و همه لوازم ديگر را هم آماده کنند

600
00:44:47,120 --> 00:44:48,052
بسيار خب

601
00:44:50,457 --> 00:44:53,153
چه شده؟ چرا اين اتفاق خيلي ناگهاني رخ داده است؟

602
00:44:53,193 --> 00:44:55,821
...ملکه مادر و ملکه او را صدا کردند

603
00:44:55,862 --> 00:45:00,526
و پرخاشگرانه از او پرسيدند "چرا او براي
"تو و پادشاه ملاقات مخفيانه فراهم کرده است

604
00:45:10,710 --> 00:45:12,473
او در ماه هشتم حاملگي است

605
00:45:12,512 --> 00:45:15,379
او فشار خون بالا دارد، اين خيلي خطرناک است

606
00:45:15,415 --> 00:45:18,441
او ممکن است غش کند يا حتي خونريزي شديد کند

607
00:45:18,485 --> 00:45:21,454
اگر کارها به درستي پيش نرود
...او حتي ممکن است بميرد

608
00:45:22,055 --> 00:45:26,116
پس او بالاخره نزديکترين دوستش
 را در اين موقعيت قرار داد

609
00:45:30,697 --> 00:45:34,861
بانوي من، يک بار ديگر...فشار بياوريد

610
00:45:35,602 --> 00:45:37,263
شما حالا نبايد استراحت کنيد

611
00:45:42,576 --> 00:45:44,510
بانوي من، چشمهايتان را باز کنيد

612
00:45:44,544 --> 00:45:46,273
همه قدرتتان را جمع کنيد

613
00:45:46,313 --> 00:45:47,541
بانوي من

614
00:45:48,748 --> 00:45:50,215
با تمام قدرتتان فشار بياوريد

615
00:45:50,250 --> 00:45:52,377
يک فشار خوب ديگر بياوريد

616
00:45:52,619 --> 00:45:54,610
پاهاي او شديداً ورم کرده اند

617
00:45:55,522 --> 00:45:59,049
...بانوي من

618
00:45:59,960 --> 00:46:02,861
چه شده؟

619
00:46:37,631 --> 00:46:38,859
...بانوي من

620
00:46:39,666 --> 00:46:42,601
بيهوش نشويد، ميفهميد؟

621
00:46:43,503 --> 00:46:44,993
قوي باشيد

622
00:46:45,505 --> 00:46:46,665
...سرورم

623
00:46:48,775 --> 00:46:53,178
سرورم، گزارش شده است که
بانو سوک وون درد زايمان دارند

624
00:46:53,213 --> 00:46:55,807
چي؟ پس اين يک تولد نابهنگام است

625
00:46:56,449 --> 00:46:57,746
حال او چطور است؟

626
00:46:57,784 --> 00:47:00,082
...خوب نيست، به خاطر فشار خون بالاي او

627
00:47:00,120 --> 00:47:02,850
آنها گفتند هم مادر و هم نوزاد در خطرند

628
00:47:02,956 --> 00:47:06,585
واقعاً؟ چطور ميتواند اين اتفاق
 اينقدر ناگهاني رخ دهد؟

629
00:47:07,127 --> 00:47:08,560
...من براي گزارش اين متأسفم

630
00:47:09,763 --> 00:47:11,321
...اما ملکه مادر فهميدند که

631
00:47:11,364 --> 00:47:12,922
...که شما و يانگوم يکديگر

632
00:47:12,966 --> 00:47:17,528
را مخفيانه در مقر بانو سوک وون ملاقات
...کرده ايد و ايشان از او سوالاتي پرسيدند

633
00:47:17,570 --> 00:47:18,696
چي؟

634
00:47:27,814 --> 00:47:30,146
...بانوي من... بانوي من

635
00:48:03,883 --> 00:48:05,077
...بانوي من

636
00:48:12,192 --> 00:48:13,216
چي؟

637
00:48:13,259 --> 00:48:15,727
پس او حالا درد زايمان دارد؟

638
00:48:15,762 --> 00:48:18,595
...بله، سرورم او گفت آن وضعيت

639
00:48:18,631 --> 00:48:20,690
درست بعد از اينکه آنها از
 اينجا بيرون رفتند شروع شد

640
00:48:22,435 --> 00:48:24,335
پس حالا حال او چطور است؟

641
00:48:24,371 --> 00:48:26,999
خوب نيست. اين يک تولد
...نابهنگام است و فشار خون بالا

642
00:48:27,040 --> 00:48:28,905
آن را خيلي خطرناک ميکند

643
00:48:34,080 --> 00:48:35,604
!يک کمي بيشتر

644
00:48:36,516 --> 00:48:38,677
!يک بار ديگر

645
00:48:41,955 --> 00:48:43,786
!نوزاد دارد بيرون مي آيد

646
00:48:43,823 --> 00:48:46,087
!بانوي من، يک بار ديگر

647
00:48:46,126 --> 00:48:47,423
...يک بار ديگر

648
00:48:57,604 --> 00:49:02,064
بانوي من، اين چيزي است که
!شما ميخواستيد، يک پرنسس

649
00:49:03,910 --> 00:49:04,899
بانوي من

650
00:49:05,445 --> 00:49:07,345
...خونريزي قطع نميشود

651
00:49:11,418 --> 00:49:15,445
!شين بي، برو داروها را آماده کن

652
00:49:20,293 --> 00:49:27,165
!بانوي من! بانوي من

653
00:49:30,603 --> 00:49:32,833
!بانوي من

654
00:49:57,630 --> 00:49:58,028
!بانوي من

655
00:49:59,699 --> 00:50:00,028
!بانوي من

656
00:50:00,366 --> 00:50:02,334
!بانوي من! بانوي من

657
00:50:03,136 --> 00:50:04,535
چه شده؟

658
00:50:05,572 --> 00:50:06,869
چرا شما ساکتيد؟

659
00:50:06,906 --> 00:50:08,771
چه اتفاقي براي او افتاده؟

660
00:50:09,542 --> 00:50:10,474
بانوي من

661
00:50:11,811 --> 00:50:14,211
!يانگوم، چه شده؟

662
00:50:16,249 --> 00:50:19,047
!من نميتوانم ضربانش را حس کنم

663
00:50:20,553 --> 00:50:22,544
!نه! نه

664
00:50:24,557 --> 00:50:28,288
بانوي من

665
00:50:57,924 --> 00:50:59,152
شما نميتوانيد بميريد

666
00:50:59,592 --> 00:51:01,583
شما نميتواني به خاطر من بميريد

667
00:51:02,395 --> 00:51:04,590
من اين کار را انجام نخواهم داد
در حاليکه اينچنين باعث مرگ شما ميشود

668
00:51:04,631 --> 00:51:06,861
من اين کار را انجام نخواهم داد
در حاليکه اينچنين باعث مرگ شما ميشود

669
00:51:08,067 --> 00:51:11,434
متأسفم، پس لطفاً چشمهايت را باز کن
 يون سنگ ... لطفاً

670
00:51:11,905 --> 00:51:15,898
!يون سنگ، لطفاً چشمهايت را باز کن

671
00:51:16,175 --> 00:51:21,112
!متأسفم... چشمهايت را باز کن

672
00:51:21,848 --> 00:51:24,817
!يانگوم، او برگشت
!من ضربانش را حس ميکنم

673
00:51:27,820 --> 00:51:32,018
يون سنگ، يون سنگ

674
00:52:34,721 --> 00:52:36,348
من تصميم دارم فرمان را رد کنم

675
00:52:38,458 --> 00:52:39,618
به هيچ وجه

676
00:52:41,461 --> 00:52:46,262
من ميخواهم پزشکي باشم
...که زندگي ها را نجات ميدهد

677
00:52:48,768 --> 00:52:52,966
نه کسي که زندگي ها را ميگيرد

678
00:52:53,806 --> 00:52:58,709
خواسته من بزرگ است؟

679
00:53:02,548 --> 00:53:05,108
چي؟ پس او يک پرنسس به دنيا آورده؟

680
00:53:05,151 --> 00:53:07,847
بله، سرورم...تبريک ميگم

681
00:53:09,088 --> 00:53:11,386
پس حال سوک وون خوب است؟

682
00:53:11,424 --> 00:53:14,291
تنفس او يک بار قطع شد
...اما يانگوم

683
00:53:14,327 --> 00:53:17,490
براي کمک به او آنجا بود

684
00:53:18,965 --> 00:53:20,227
...اين باعث آرامش است

685
00:53:20,800 --> 00:53:23,234
پس همه خوبند؟

686
00:53:23,269 --> 00:53:25,328
بله، آنها بحران را گذراندند

687
00:53:29,575 --> 00:53:32,669
کمک يانگوم اين بار هم خيلي بزرگ بود

688
00:53:33,513 --> 00:53:34,775
بله

689
00:54:11,317 --> 00:54:14,514
...بانوي من

690
00:54:17,557 --> 00:54:18,956
...يانگوم

691
00:54:20,393 --> 00:54:25,296
...من متأسفم... من متأسفم

692
00:54:44,984 --> 00:54:49,614
نگاه کنيد... او يک پرنسس است

693
00:54:54,794 --> 00:54:56,455
متأسف نباش

694
00:54:59,699 --> 00:55:06,229
اگر بخاطر تو نبود، من ميمُردم

695
00:55:50,216 --> 00:55:51,478
!سرورم

696
00:55:53,619 --> 00:55:58,386
سرورم، لطفاً فرمانتان را پس بگيريد

697
00:56:00,359 --> 00:56:05,888
من نميتوانم پزشک شخصي شما بشوم

698
00:56:08,367 --> 00:56:09,391
!سرورم

699
00:56:09,435 --> 00:56:13,496
!سرورم، مشکل بزرگي بوجود آمده

700
00:56:13,539 --> 00:56:14,904
...پرنس کيانگ وون

701
00:56:14,941 --> 00:56:17,603
!پرنس کيانگ وون در شرايط بحراني هستند

702
00:56:18,344 --> 00:56:20,107
چي؟ پرنس کيانگ وون؟

703
00:56:20,680 --> 00:56:22,147
چه اتفاقي براي پسر من افتاده است؟

704
00:56:25,080 --> 00:56:35,207
:: IR-DL.COM ::

