0
-00:00:09,000 --> 00:00:01,000
:: IR-DL.COM ::

1
00:00:03,107 --> 00:00:08,101
خوب گوش کن. احتمالاً تو ميدوني
که ما الان توي چه وضعي هستيم

2
00:00:10,247 --> 00:00:12,909
اما مشکل تويي

3
00:00:15,018 --> 00:00:18,078
...پزشک ارشد مُرده و يانگوم نميتونه

4
00:00:18,122 --> 00:00:20,454
کاري انجام بده با رفتن تو

5
00:00:23,427 --> 00:00:26,419
او شروع به تهديد تو ميکنه که حقيقت را بگي

6
00:00:26,797 --> 00:00:28,594
...ميخواهي بماني و محاکمه بشي

7
00:00:28,632 --> 00:00:30,725
مثل يک مجرم يا آرام و با ثروت زندگي کني؟

8
00:00:35,239 --> 00:00:37,332
اين براي چيه؟

9
00:00:37,374 --> 00:00:40,138
فردا صبح برو به دفتر دادستاني

10
00:00:40,744 --> 00:00:41,836
چي؟

11
00:00:41,879 --> 00:00:44,643
تو فقط بايد هر چي که ميدوني به اونها بگي

12
00:00:45,249 --> 00:00:48,844
که چطور بانو چويي مادر يانگوم
را مجبور کرد سم بخوره

13
00:00:48,886 --> 00:00:51,787
و اين واقعيت که او سعي کرد بانو هن را بکشه

14
00:00:51,822 --> 00:00:54,723
با وادار کردن هوانگ براي خوردن صدف سمي

15
00:00:55,325 --> 00:00:56,451
ببخشيد؟

16
00:01:27,825 --> 00:01:29,292
(قسمت چهل و هفتم)

17
00:01:32,763 --> 00:01:34,492
...حالا که ما بانو يون را فرستاديم بيرون

18
00:01:34,531 --> 00:01:37,193
دو تا شاهد مهم ناپديد شدند

19
00:01:40,437 --> 00:01:44,032
ما حالا با وصيت نامه او سر و کار داريم

20
00:01:47,878 --> 00:01:51,541
اگرچه ممکنه سخت و مشکل باشه
اما چطوره از شر يانگوم خلاص بشيم؟

21
00:01:51,582 --> 00:01:54,016
اينطوري ما جرم خودمان
 را تصديق خواهيم کرد

22
00:01:54,051 --> 00:01:59,318
و آقاي مين، نخست وزير دست چپ
و ملکه فقط نظاره گر اين نخواهند بود

23
00:01:59,356 --> 00:02:01,017
پس بايد چيکار کنيم؟

24
00:02:01,058 --> 00:02:04,255
حتي اگر وصيت او آشکار شده باشه
...ما ميتونيم به پافشاري ادامه بديم

25
00:02:04,294 --> 00:02:07,821
اما نميتونيم بفهميم که مؤثر خواهد بود يا نه

26
00:02:11,668 --> 00:02:13,033
اينها چي هستند؟

27
00:02:14,738 --> 00:02:16,672
اينها حواله پول هستند

28
00:02:16,707 --> 00:02:20,803
يکي از طرف بانو چويي
و يکي از طرف وزير اوه

29
00:02:23,247 --> 00:02:26,648
...بانو چويي بهم گفته که ناپديد بشم

30
00:02:26,683 --> 00:02:30,084
وزير اوه اين را بهم داد که من برم
...دفتر دادستاني و به آنها بگم

31
00:02:30,120 --> 00:02:33,146
که بانو چويي با تو چکار کرده

32
00:02:36,026 --> 00:02:41,191
بنابراين سرنوشت آنها بستگي
به من داره که چکار بکنم

33
00:02:42,266 --> 00:02:45,758
اما چرا آمدي پيش من؟

34
00:02:45,802 --> 00:02:52,366
تو نميدوني؟ آنها اين کار را ميکنند
 چون من همه چيز را ميدانم

35
00:02:54,011 --> 00:02:56,673
من بهت کمک ميکنم... پس تو هم جبران کن

36
00:02:57,381 --> 00:03:01,715
با اعتماد ملکه، تو باعث ميشي
 که من بانوي منشيها بشوم

37
00:03:04,187 --> 00:03:07,623
من دوست ندارم مثل فراري ها زندگي کنم

38
00:03:08,058 --> 00:03:10,390
و من نميتونم به آقاي اوه کيوم هو اطمينان بکنم

39
00:03:10,527 --> 00:03:15,965
اما فکر کنم ميتونم به قول تو اطمينان کنم
...بنابراين

40
00:03:15,999 --> 00:03:19,867
من معامله هاي پَست و شرم آور انجام نميدم

41
00:03:21,939 --> 00:03:23,930
چي؟

42
00:03:25,576 --> 00:03:30,172
چرا؟ تو حالا به من نياز داري، خوب فکر کن

43
00:03:31,214 --> 00:03:34,741
من ميتونم بدون کمک تو اين کار را انجام بدم

44
00:03:37,454 --> 00:03:43,290
تنها راهي که الان براي زنده ماندنت باقي مانده
اينه که اعتراف کرده و طلب بخشش کني

45
00:03:46,597 --> 00:03:48,724
برو به دفتر دادستاني و همه چيز را بگو

46
00:03:49,166 --> 00:03:52,727
اون موقع...من را بيرون نمي اندازند؟

47
00:04:18,362 --> 00:04:21,388
اينجا چکار ميکنيد؟

48
00:04:21,999 --> 00:04:23,796
چي شما را اينجا آورده...؟

49
00:04:24,701 --> 00:04:27,226
!يانگوم! يانگوم

50
00:04:27,971 --> 00:04:30,565
!زود باش! زود باش بيا بيرون

51
00:04:47,691 --> 00:04:49,352
چه چيزي شما را اينجا آورده؟

52
00:04:49,860 --> 00:04:51,691
ميونگ کجاست؟

53
00:05:03,473 --> 00:05:07,034
!عزيزم، پاشو! پاشو

54
00:05:07,577 --> 00:05:12,537
!زود باش! پاشو! بانو چويي اينجاست! بانو چويي

55
00:05:13,417 --> 00:05:15,544
چي؟ بانو چويي اينجاست؟

56
00:05:15,585 --> 00:05:16,643
!بله

57
00:05:17,554 --> 00:05:20,580
کجاست؟ او کجاست؟

58
00:05:21,291 --> 00:05:23,191
او کجا رفت؟ ... او رفته

59
00:05:23,226 --> 00:05:24,215
او اينجا نيست؟

60
00:05:24,261 --> 00:05:26,456
عجيبه، او اينجا بود. پس چي شد؟

61
00:05:40,577 --> 00:05:46,914
بک يونگ، ميونگ و من وقتي هشت
 سالمون بود وارد قصر شديم

62
00:05:48,552 --> 00:05:52,682
...من زياد به بک يونگ نزديک نبودم

63
00:05:53,557 --> 00:05:56,390
براي اينکه او خيلي ساکت و آرام بود
اما من به ميونگ نزديک بودم

64
00:05:56,860 --> 00:06:01,797
او خيلي جسور و با نشاط بود و
...هميشه خيلي کنجکاو بود، او

65
00:06:01,832 --> 00:06:05,893
سوالات زيادي از من ميپرسيد و
به لطف او من چيزهاي زيادي ياد گرفتم

66
00:06:07,537 --> 00:06:10,904
من کارهاي بد و شريرانه اي براي
چنين دوستي انجام دادم

67
00:06:11,074 --> 00:06:15,670
اين اولين قصور زندگيم بود و اين
 خيلي برام عذاب آور بود

68
00:06:16,446 --> 00:06:18,778
من زياد دعا ميکردم
 تا شايد چنين چيزي، ديگه

69
00:06:18,815 --> 00:06:23,275
...اتفاق نيافته
...دعا ميکردم تا دوباره همچين کاري را نکنم

70
00:06:23,320 --> 00:06:25,288
و من بارها و بارها دعا کردم و درخواست کردم

71
00:06:25,322 --> 00:06:29,725
پيش خاله ام، نزد خدا و پيش هر
 چيزي که در اين دنيا هست

72
00:06:31,628 --> 00:06:41,503
اما اين چيزيه که من انجام دادم
اين کار من بود. متأسفم، يانگوم

73
00:06:42,539 --> 00:06:46,737
خواهش ميکنم مرا ببخش...مرا ببخش

74
00:06:48,979 --> 00:06:54,417
من از تو در مقابل ميونگ درحالي که
زانو زدم درخواست ميکنم، مرا ببخش

75
00:06:57,621 --> 00:07:03,821
من هر کاري که از من بخواهي براي
ميونگ و بک يونگ انجام ميدم، من را ببخش

76
00:07:05,462 --> 00:07:09,865
...خواهش ميکنم مرا ببخش
...من اينطور از تو خواهش ميکنم

77
00:07:14,271 --> 00:07:23,236
من به قلبتان که از مادرم
 بخشش ميخواهد اعتماد دارم

78
00:07:25,816 --> 00:07:32,847
من رنجي که احتمالاً در اين زمان
تجربه کرده ايد را ميفهمم

79
00:07:37,427 --> 00:07:43,627
بنابراين به دفتر دادستاني برويد و
 همه چيز را بهشون بگيد

80
00:07:44,467 --> 00:07:50,428
...خواهش ميکنم...خواهش ميکنم آن کار نه
لطفاً به خانواده ام رحم کن، يانگوم

81
00:07:50,841 --> 00:07:57,337
پشيماني به اين معنيه که شما
مسئوليت آنچه که انجام داديد را بپذيريد

82
00:07:59,182 --> 00:08:06,179
و متوجه هر کار اشتباهي که انجام داديد
...شويد و براي جبران آن اقدام کنيد

83
00:08:06,223 --> 00:08:12,924
و دوباره آن کار را نکنيد... اين پشيماني است

84
00:08:15,365 --> 00:08:19,199
شما چطور انتظار بخشش داريد
...بدون اينکه دست از کارهايتان برداريد

85
00:08:19,236 --> 00:08:26,005
يا بدون افشاي هر کار اشتباهي
 که در اين دنيا انجام داديد

86
00:08:27,210 --> 00:08:29,144
من پيش تو زانو نزدم؟

87
00:08:29,179 --> 00:08:31,204
!من پيش تو اينطور زانو ميزنم

88
00:08:32,816 --> 00:08:34,943
به دفتر دادستاني برويد

89
00:08:57,807 --> 00:08:59,968
يانگوم، تو حالت خوبه؟

90
00:09:00,010 --> 00:09:02,103
او به تو صدمه نزد، چنگت نزد
 يا نيشگونت نگرفت؟

91
00:09:02,145 --> 00:09:06,104
من فکر کردم بانو چويي ميخواهد از شر تو
... خلاص بشه، بعد از اينکه تو را

92
00:09:06,149 --> 00:09:08,208
به يک مکان مخفي برد
 بنابراين ما تا اينجا دويديم

93
00:09:08,251 --> 00:09:09,775
متشکرم

94
00:09:14,124 --> 00:09:15,887
او چي گفت؟

95
00:09:15,926 --> 00:09:17,917
او قول بخشي از ثروتش را نداد؟

96
00:09:21,131 --> 00:09:24,362
...تو خيلي ضعيفي

97
00:09:28,505 --> 00:09:31,065
چه اتفاقي افتاد؟ چي شد؟

98
00:09:33,510 --> 00:09:34,568
...پس حالا

99
00:09:37,247 --> 00:09:38,009
چي شده؟

100
00:09:38,048 --> 00:09:40,676
مشکل بزرگي پيش آمده! بانو يون ناپديد شده

101
00:09:41,384 --> 00:09:42,544
!چي؟

102
00:09:42,585 --> 00:09:44,280
...ما به وضوح ديديم که او رفت بخوابد

103
00:09:44,321 --> 00:09:45,913
!چقدر شما بي دقت هستيد

104
00:09:45,956 --> 00:09:48,618
!کسي ديده که او بره بيرون؟

105
00:09:48,658 --> 00:09:51,855
ما از تمام خدمتکارها پرسيديم ولي
هيچ کدام نديدند که او بره بيرون

106
00:09:51,895 --> 00:09:52,589
...و در حقيقت

107
00:09:52,629 --> 00:09:53,721
!و چي؟

108
00:09:53,763 --> 00:09:56,755
آنها گفتند که او ديشب با آقاي اوه ملاقات کرده

109
00:09:56,800 --> 00:09:57,391
چي؟

110
00:09:57,434 --> 00:09:59,994
!آقاي اوه، نخست وزير جناح راست؟

111
00:10:00,036 --> 00:10:03,472
!پيداش کنيد! همه را با خودتان ببريد و پيداش کنيد

112
00:10:03,506 --> 00:10:10,070
!او هنوز در شهر است! بريد پيداش کنيد! پيداش کنيد

113
00:10:39,376 --> 00:10:44,746
تنها راه نجات اينه که همه چيز را
اعتراف کني و طلب بخشش کني

114
00:10:45,548 --> 00:10:47,948
برو به دفتر دادستاني و همه چيز را بگو

115
00:10:52,989 --> 00:10:54,388
...ببخشيد

116
00:10:54,824 --> 00:10:56,314
چي شده؟

117
00:10:56,359 --> 00:10:59,419
شما اول صبح يک بانوي دربار
را نديديد که از اينجا بگذره؟

118
00:10:59,462 --> 00:11:03,796
يک نفر با لباس و آرايش
 قرمز بانوي دربار است؟

119
00:11:03,833 --> 00:11:05,494
بله. شما او را ديديد؟

120
00:11:05,535 --> 00:11:08,163
البته! او توي اين اتاقه

121
00:12:17,173 --> 00:12:19,607
بانوي من! چرا اين کار را ميکنيد؟

122
00:12:21,044 --> 00:12:22,238
بگردينش

123
00:12:35,925 --> 00:12:38,393
اين حواله آقاي اوه نيست؟

124
00:12:39,929 --> 00:12:42,898
من يک فرصت بهت دادم قبل از اينکه
...ما اين راه طولاني را به عقب برگرديم

125
00:12:42,932 --> 00:12:49,098
بانوي من، متأسفم
 من نميخواستم قصر را ترک کنم

126
00:12:49,139 --> 00:12:52,438
اگه من قصر را ترک ميکردم
 آنوقت کجا بايد ميرفتم؟

127
00:12:52,475 --> 00:12:54,943
...بانوي من، واقعاً متأسفم

128
00:12:55,512 --> 00:12:59,346
پس وزير اوه وقتي اين را بهت داد چي گفت؟

129
00:13:01,251 --> 00:13:03,048
او بهت چي گفت؟

130
00:13:03,520 --> 00:13:05,078
!موش کثيف

131
00:13:13,496 --> 00:13:18,433
من آشکارا بهش اخطار دادم و
 اين کاريه که او انجام ميده

132
00:13:18,468 --> 00:13:19,992
!ما بايد ازش پيش بيافتيم

133
00:13:27,243 --> 00:13:29,438
فکر کنم مشکلي پيش آمده، قربان

134
00:13:29,479 --> 00:13:31,845
مشکل؟ چه مشکلي؟

135
00:13:31,881 --> 00:13:35,510
...به منظور شروع کار با آمدن بانو يون

136
00:13:35,552 --> 00:13:37,850
...من در دفتر دادستاني منتظر بودم

137
00:13:38,054 --> 00:13:39,043
و؟

138
00:13:39,088 --> 00:13:41,454
من ديدم که بانو يون به
طرف دفتر دادستاني مي آمد

139
00:13:41,491 --> 00:13:44,949
اما او را با يک کجاوه جلوي
 چشمهاي من دزديدند

140
00:13:45,628 --> 00:13:46,788
!چي؟

141
00:13:46,996 --> 00:13:49,430
اين فقط ميتونه کار بانو چويي باشه

142
00:13:50,500 --> 00:13:53,298
اگه کار آقاي مين باشه اين دردسر بزرگيه

143
00:13:54,404 --> 00:13:56,235
!خداي من

144
00:14:00,343 --> 00:14:05,371
قربان ، ما اطلاعات مهمي از مهاجمان
 دستگير شده بدست آورده ايم

145
00:14:05,415 --> 00:14:06,677
اون چيه؟

146
00:14:06,716 --> 00:14:11,517
يک نفر از آنها از مقامات "کاگاوا" است
 يک منطقه ژاپني

147
00:14:11,554 --> 00:14:13,647
يک مقام رسمي؟ بعد؟

148
00:14:14,591 --> 00:14:17,185
...او گفت که فرمانده کاگاوا و وزير اوه

149
00:14:17,227 --> 00:14:20,924
يک توافقنامه تجاري محرمانه با شروطي
که توسط وزير اوه نوشته شده، داشتند

150
00:14:20,964 --> 00:14:24,422
چي؟ واقعاً وزير اوه خودش شروط را نوشته؟

151
00:14:24,467 --> 00:14:25,434
بله

152
00:14:25,702 --> 00:14:28,466
معنيش اينه که وزير اوه مدرک و سند داره

153
00:14:28,504 --> 00:14:29,937
او هم همين را گفت

154
00:14:30,106 --> 00:14:31,130
...عجب

155
00:14:31,641 --> 00:14:35,077
اما چطور ميتونيم خانه وزير اوه را بگرديم؟

156
00:14:37,680 --> 00:14:38,738
...قربان

157
00:14:38,781 --> 00:14:39,679
چي شده؟

158
00:14:39,716 --> 00:14:43,413
دفتر دادستاني بخاطر وزير
اوه دچار هرج و مرج شده

159
00:14:44,153 --> 00:14:45,381
چرا؟

160
00:14:48,458 --> 00:14:49,823
اين حقيقت داره؟

161
00:14:49,892 --> 00:14:53,623
بله، يکي از خويشاوندانم که بار رقص را
...اداره ميکند، شنيده که

162
00:14:53,663 --> 00:14:56,791
وزير اوه و آن دانشجو با هم صحبت ميکردند

163
00:14:57,233 --> 00:15:00,600
او بهش وعده داد اگه او سه نقطه
 تو برگه امتحان بگذاره

164
00:15:00,637 --> 00:15:02,628
آنوقت او ميتونه مقام برنده را داشته باشد؟

165
00:15:02,672 --> 00:15:09,635
بله، اون دانشجو مقام رو برنده شد و وزير
...اوه، او را ملاقات کرد و بهش گفت

166
00:15:09,679 --> 00:15:11,613
...به عنوان فرماندار به يکي از مناطق بره

167
00:15:11,648 --> 00:15:15,550
و آنکه او بايد پولي که از دربار
 ميگيرد را به وزير اوه بده

168
00:15:15,585 --> 00:15:17,815
اين حقيقت داره؟

169
00:15:17,854 --> 00:15:20,846
البته. اين چيزيه که من به وضوح شنيدم

170
00:15:20,890 --> 00:15:22,448
ميتونيد اين را تأييد کنيد

171
00:15:26,863 --> 00:15:29,388
!اين مطمئناً کار بانو چويي است! بانو چويي

172
00:15:29,732 --> 00:15:32,895
تنها آنها داستان را ميدانند

173
00:15:33,603 --> 00:15:38,506
اگه اين مربوط به اردکهاي گوگردي بود، من
...ميتونستم بانو چويي را مقصر معرفي کنم

174
00:15:38,541 --> 00:15:42,170
...اما او داره با چنين چيزي به من حمله ميکنه

175
00:15:42,211 --> 00:15:45,806
به ملاقات ملکه مادر بريد
قبل از اينکه آنها از شما بازجويي کنند

176
00:15:47,116 --> 00:15:50,108
شما بايد کاري بکنيد قبل از اينکه گير بيافتيد

177
00:15:55,692 --> 00:15:57,887
اولياحضرت، اين عصاره اَشَقه است

178
00:15:57,927 --> 00:16:01,658
باشه، من اين روزها احساس ضعف ميکنم

179
00:16:01,698 --> 00:16:05,498
اين براي قواي جسماني و همچنين
 براي درد معده تان هم خوبه

180
00:16:05,535 --> 00:16:09,198
و شما همچنين علائم اوليه
بيماري قند را نشان ميدهيد

181
00:16:10,206 --> 00:16:11,298
واقعاً؟

182
00:16:11,341 --> 00:16:13,741
اَشَقه به عنوان داروي جلوگيري از
 بيماري قند استفاده ميشه

183
00:16:13,776 --> 00:16:15,710
بنابراين خواهش ميکنم به خوردن اين ادامه دهيد

184
00:16:15,745 --> 00:16:17,212
بسيار خب

185
00:16:22,085 --> 00:16:26,488
نخست وزير اوه ميخواهند ملکه مادر را ببينند
بايد چکار کنم؟

186
00:16:26,723 --> 00:16:28,884
بهشون بگيد که ايشان مريض هستند
...و پزشک در اينجا حضور دارند و

187
00:16:28,925 --> 00:16:32,224
بگيد که فردا برگردند
در ضمن بهش نگيد که من اينجام

188
00:16:38,668 --> 00:16:41,796
يک پزشک داخل حضور دارد
 چون ايشان بيمار هستند

189
00:16:41,838 --> 00:16:43,669
لطفاً فردا برگرديد

190
00:16:46,409 --> 00:16:49,207
بانو چويي احتمالاً داخل نيست؟

191
00:16:50,012 --> 00:16:54,540
نه، او امروز نيامده

192
00:16:58,121 --> 00:16:59,383
چي شده؟

193
00:16:59,589 --> 00:17:04,083
چيزي نيست. لطفاً بريد بيرون
تا ملکه مادر استراحت کنند

194
00:17:04,494 --> 00:17:06,325
من حالا ميروم

195
00:17:14,170 --> 00:17:16,536
چرا؟ چيزي شده؟

196
00:17:16,973 --> 00:17:21,910
اعليحضرت، وزير اوه کارهاي خلافي انجام داده

197
00:17:21,944 --> 00:17:24,538
در طول آخرين امتحان و دفتر دادستاني
اکنون درگير اين موضوع است

198
00:17:24,580 --> 00:17:26,878
کارهاي خلاف؟

199
00:17:26,916 --> 00:17:29,908
او به يکي از دانشجويان
...سوالاتي را که عاليجناب ميدادند گفته

200
00:17:29,952 --> 00:17:33,012
و با علائم مخفي باعث شد که او برنده بشه

201
00:17:33,055 --> 00:17:37,617
و حتي او را به "دونگ ني" فرستاد تا
از دارايي و سرمايه ها اختلاس بکنه

202
00:17:37,660 --> 00:17:41,790
چي؟ وزير اوه چنين کارهاي خلافي انجام داده؟

203
00:17:41,831 --> 00:17:44,959
بله ،‌ بنابراين دفتر دادستاني تحقيق را شروع کرده

204
00:17:45,001 --> 00:17:48,129
و افسران مصمم به شروع روند
اعلام جرم و احضار به دادگاه هستند

205
00:17:48,271 --> 00:17:54,801
و زمانيکه اين اتفاق بيافته
 اوضاع از کنترل خارج خواهد شد

206
00:17:55,344 --> 00:17:57,403
از کنترل خارج بشه؟

207
00:17:57,447 --> 00:18:00,177
...او خيلي کارها در بيرون قصر انجام داده

208
00:18:01,584 --> 00:18:06,180
و براي همين است که اعليحضرت نسبت
 به او بدگمان شده اند

209
00:18:08,458 --> 00:18:12,656
اگر چنين کسي از وليعهد مراقبت کنه
ممکنه باعث آسيب ديدن او بشه

210
00:18:13,162 --> 00:18:18,293
سران امور داخلي در دسترس ميباشند، راجع به

211
00:18:18,701 --> 00:18:23,468
اما او بيشترين کار را براي محافظت
 از وليعهد انجام داده

212
00:18:23,506 --> 00:18:27,465
ميدانم، اما او براي وليعهد تبديل به دردسر شده

213
00:18:27,510 --> 00:18:33,813
او در اداره داروخانه شکست خورد و
اين فقط قدرت بيشتري به ملکه داد

214
00:18:55,705 --> 00:18:57,969
کاري که بانو چويي بهت گفت انجام دادي؟

215
00:18:58,007 --> 00:18:58,996
بله

216
00:18:59,609 --> 00:19:04,706
پس من حواله را بهت برميگردانم
بنابراين همين حالا دنبال او برو

217
00:19:06,716 --> 00:19:09,014
او به من گفت برگردم
 وقتي دوباره براي آن فراخوانده شدم

218
00:19:09,051 --> 00:19:10,678
بانو چويي مراقب اوضاع خواهد بود

219
00:19:10,720 --> 00:19:12,517
نگران نباش و برو

220
00:19:15,925 --> 00:19:19,554
ما بهت گفتيم که وقتي اوضاع آرام
شد بهت خبر ميديم که برگردي

221
00:19:54,163 --> 00:19:54,993
تو در موردش چيزي شنيدي؟

222
00:19:55,498 --> 00:19:57,022
در مورد چي؟

223
00:19:57,066 --> 00:19:59,057
...بانو يون، بانوي همراه بانو چويي

224
00:19:59,101 --> 00:20:01,535
جرمهاي آقاي اوه، نخست وزير
 جناح راست را گزارش کرده

225
00:20:01,571 --> 00:20:06,474
چي؟ جرمهاي وزير اوه بجاي جرمهاي بانو چويي؟

226
00:20:06,509 --> 00:20:08,067
چرا؟ مشکلي وجود...؟

227
00:20:10,212 --> 00:20:12,203
بانو يون در خطره

228
00:20:12,248 --> 00:20:13,180
چي؟

229
00:20:13,482 --> 00:20:18,613
او ديشب آمده بود پيش من. بانو چويي بهش
...گفته بود که فرار کنه و وزير اوه به او گفته بود

230
00:20:18,654 --> 00:20:22,351
که بره و گزارش بده که چه اتفاقي
بين من و بانو چويي افتاده

231
00:20:22,391 --> 00:20:25,087
پس بانو چويي حتماً فهميده که چه اتفاقي افتاده

232
00:20:25,127 --> 00:20:29,826
بله، اگه آنها بخواهند مثل
 پزشک ارشد بهش صدمه بزنند

233
00:20:30,933 --> 00:20:33,299
من او را بيرون کردم بدون اينکه فکر کنم

234
00:20:33,703 --> 00:20:35,466
بسيار خب، من يک نفر را دنبالش ميفرستم

235
00:20:47,917 --> 00:20:50,647
برو و بانو يون، بانوي
همراه بانوي منشيها را پيدا کن

236
00:20:59,328 --> 00:21:01,159
!من گفتم که چيزي در اين مورد نميدونم

237
00:21:01,497 --> 00:21:04,466
ما يک گزارش دريافت کرديم
...بنابراين ما فقط داريم تحقيق ميکنيم

238
00:21:04,500 --> 00:21:06,695
بنابراين در اين مورد احساس بدي نداشته باشيد

239
00:21:06,736 --> 00:21:10,832
شما هنوز انکار ميکنيد، اگرچه در
اينجا سه نقطه بطور واضح وجود دارد؟

240
00:21:11,207 --> 00:21:14,540
!اين سه نقطه چه ارتباطي با من داره؟

241
00:21:14,577 --> 00:21:20,379
و شما کسي هستيد که برنده امتحان
هان جيک سو" را به "دانگ ني" فرستاديد"

242
00:21:20,416 --> 00:21:23,852
و اين حقيقت دارد که دربار به او
دستور داده که در آنجا يک قلعه بسازد

243
00:21:23,886 --> 00:21:26,013
!بنابراين چه ارتباطي ميتونه با من داشته باشه؟

244
00:21:26,055 --> 00:21:28,216
اينها دقيقاً گفته هاي مخبر ميباشد

245
00:21:28,257 --> 00:21:30,748
من به شما نگفتم که مخبر را بياوريد؟

246
00:21:30,793 --> 00:21:32,556
!بگذاريد من با شاهد رو برو بشم

247
00:21:37,299 --> 00:21:38,596
تو اينجا چکار ميکني؟

248
00:21:39,168 --> 00:21:41,602
مخبر، "بانو يون" مُرده

249
00:21:41,637 --> 00:21:42,467
چي؟

250
00:21:48,511 --> 00:21:52,311
عاليجناب، نمايندگان مقامات داخلي
 به دونگ ني فرستاده شده اند

251
00:21:52,348 --> 00:21:54,748
و بانو يون که مخبر بوده هم مُرده

252
00:21:54,784 --> 00:21:56,479
چي؟ مُرده؟

253
00:21:56,519 --> 00:21:59,352
آنها ميگويند که قتل بوده

254
00:22:00,056 --> 00:22:01,489
...اوه، خداي من

255
00:22:02,024 --> 00:22:03,821
شما بايد همين حالا تصميم بگيريد

256
00:22:03,859 --> 00:22:06,726
اگر اوضاع از کنترل خارج بشه
 نه تنها وزير اوه

257
00:22:06,762 --> 00:22:11,165
بلکه هر دو وزير و رئيس مقامات
 داخلي به دردسر مي افتند

258
00:22:14,637 --> 00:22:17,504
شما بايد از کم صرف نظر کنيد
تا زياد را بدست آوريد

259
00:22:19,575 --> 00:22:22,066
...دليل مهمتر انجام اين کار اينه که

260
00:22:23,212 --> 00:22:27,308
بانوي پزشک يانگوم وصيت پزشک
 ارشد مرحوم را دارد

261
00:22:27,983 --> 00:22:29,541
وصيت نامه؟

262
00:22:29,585 --> 00:22:34,284
در واقع، اين عقيده وزير اوه بود تا آقاي
...جو مقصر دانسته بشه و او را وقتيکه

263
00:22:34,323 --> 00:22:39,693
پزشک ارشد بيماري اعليحضرت را اشتباه
تشخيص داد، با مقصر شناختن آشپزخانه بکشد

264
00:22:40,029 --> 00:22:41,018
و؟

265
00:22:41,063 --> 00:22:45,864
...بنابراين او به پزشک ارشد گفت تا چيزي نگه

266
00:22:46,535 --> 00:22:49,868
اما پزشک ارشد قبل از اينکه بميره در
اين مورد وصيتي از خودش به جا گذاشته؟

267
00:22:49,905 --> 00:22:53,807
...بله، و اگر اين بدست ملکه برسد

268
00:23:15,097 --> 00:23:20,763
عجله کنيد...چيکار ميکنيد؟
!بالشها را بگذاريد اينجا

269
00:23:21,704 --> 00:23:25,299
!اون قسمت چروک را صاف کنيد

270
00:23:27,510 --> 00:23:29,603
!اين چيه؟ کثيفه

271
00:23:29,645 --> 00:23:37,381
خواهش ميکنم اون رو بهم بده ، خواهش ميکنم

272
00:23:38,854 --> 00:23:41,652
شما بياييد اينجا و شما بريد آنجا

273
00:23:47,463 --> 00:23:52,400
تو و تو بريد اونجا تا من بتونم
در اين جاي گرم بخوابم

274
00:23:53,335 --> 00:23:54,859
اين مال کيه؟
مال منه

275
00:23:55,137 --> 00:23:57,037
چرا اينرو دوباره آوردي اينجا؟

276
00:23:57,072 --> 00:23:58,232
!اون رو بيانداز بيرون

277
00:23:58,407 --> 00:23:59,396
تو کي هستي؟

278
00:23:59,441 --> 00:24:01,272
من؟ يانگرو هستم

279
00:24:06,749 --> 00:24:09,912
شما مطمئن هستيد وقتي اين بيافته
موضوع نوشته خواهد شد؟

280
00:24:09,952 --> 00:24:13,319
ساکت، او گفت ما بايد تمرکز کنيم

281
00:24:13,355 --> 00:24:14,686
!ساکت

282
00:24:16,525 --> 00:24:18,049
!چيکار داريد ميکنيد؟

283
00:24:21,330 --> 00:24:22,695
!هِي

284
00:24:38,714 --> 00:24:41,615
...بانوي من، خواهش ميکنم آرام باشيد

285
00:24:41,984 --> 00:24:46,421
او کسي بود که من ازش نفرت داشتم
 من از او نفرت داشتم

286
00:24:47,122 --> 00:24:48,612
...ما به ديدن يانگوم رفتيم و

287
00:24:48,657 --> 00:24:51,785
او خودش را مقصر ميدونست و
 ميگفت که تقصير او بوده

288
00:24:52,795 --> 00:24:55,992
تقصير اونه؟ چرا تقصير اونه؟

289
00:24:56,031 --> 00:25:00,195
بانو يون بايد روز قبل از مرگش
 يانگوم را ديده باشه

290
00:25:01,203 --> 00:25:03,433
يانگوم؟ چرا؟

291
00:25:03,472 --> 00:25:07,135
من فکر کنم او به يانگوم پيشنهاد کمک داده و
از يانگوم خواسته که ازش حمايت کنه که برگرده

292
00:25:09,211 --> 00:25:12,305
پس او تا پايان هم شبيه خودش بوده

293
00:25:12,348 --> 00:25:15,340
...بله، اما من مطمئن نيستم آيا او فهميده باشه يا نه

294
00:25:15,384 --> 00:25:16,942
...اين ميتونه يک نزاع داخلي باشه

295
00:25:16,986 --> 00:25:20,251
بين بانو چويي و وزير اوه بر سر
وصيتي که يانگوم داره

296
00:25:20,289 --> 00:25:23,850
اما من فکر ميکنم که بانو يون
 بيگناه به خاطر آن مُرده

297
00:25:23,893 --> 00:25:26,885
يک وصيت؟ چه وصيتي؟

298
00:25:26,929 --> 00:25:29,796
...بانوي من...من به شما گفتم بهش نگيد

299
00:25:29,832 --> 00:25:31,800
!در مورد چيه؟

300
00:25:31,834 --> 00:25:36,828
در حقيقت يانگوم وصيت نامه
 پزشک ارشد را داره

301
00:25:36,872 --> 00:25:38,134
!چي؟

302
00:25:45,447 --> 00:25:47,779
او براي مدت طولاني به ما وفادار بود

303
00:25:47,816 --> 00:25:49,613
اين کار لازم نبود

304
00:25:49,652 --> 00:25:51,051
او به ما خيانت کرد

305
00:25:52,054 --> 00:25:55,217
تضميني وجود نداشت که او
 دوباره به ما خيانت نکنه

306
00:25:57,359 --> 00:26:00,294
و او همه چيز را در مورد ما ميدونست

307
00:26:00,829 --> 00:26:03,696
او حتي به وزير اوه در مورد ميونگ گفته بود

308
00:26:05,701 --> 00:26:08,761
من نميتونستم او را ببخشم و
 ما نبايستي او را ميبخشيديم

309
00:26:11,006 --> 00:26:15,466
...و مهمترين دليلي که ما بايد او را ميکشتيم

310
00:26:16,946 --> 00:26:19,506
محافظت از تو بود

311
00:26:20,816 --> 00:26:22,374
...بدون بانو يون، حتي اگر

312
00:26:22,418 --> 00:26:25,285
وصيت ارائه بشه، پانسول و
 من به دردسر مي افتيم

313
00:26:25,321 --> 00:26:27,619
اما تو ميتوني از اين موضوع خارج بشي

314
00:26:27,656 --> 00:26:30,454
چون پزشک ارشد تو را در آن زمان نميشناخت

315
00:26:31,727 --> 00:26:35,322
به دقت بهم گوش کن
 من نميخواستم آن کار را بکنم

316
00:26:35,364 --> 00:26:38,765
بيشتر از اوني که تو نخواستي
من ترجيحاً مرگ را انتخاب کردم

317
00:26:39,201 --> 00:26:43,661
"وقتي خاله ام بهم گفت که "اقونطيون ؛ تاج الملوک
را در غذاي مادر پادشاه بريزم

318
00:26:43,706 --> 00:26:45,799
من از قصر فرار کردم

319
00:26:46,342 --> 00:26:52,144
دايي ام مرا وادار کرد که برگردم و من با چند روز
روزه گرفتن و غذا نخوردن با اون کار مخالفت کردم

320
00:26:53,816 --> 00:26:56,376
من انتخابي نداشتم جز اينکه در نهايت قبول کنم

321
00:26:56,752 --> 00:27:02,190
همه چيزهايي که ازشون لذت برده بودم
...من آن را مديون خانواده ام بودم

322
00:27:02,224 --> 00:27:05,057
انجام ندادن آنچه که خانواده انتظار داشت
طفره رفتن از وظايفم بود

323
00:27:05,094 --> 00:27:07,927
پس من به خودم گفتم
"حتماً اين را انجام ميدم ، من بايد اين را انجام بدم"

324
00:27:08,897 --> 00:27:13,334
...وقتي که برادرم يا خاله ام به من دستور ميدادند

325
00:27:13,369 --> 00:27:16,236
من بايد محکم ميبودم

326
00:27:17,139 --> 00:27:20,438
من مجبور بودم هر احساس
 و عاطفه را کنار بگذارم

327
00:27:21,076 --> 00:27:23,909
من بايد همه احساسات همدردي و
دلسوزي براي هر کس را دور ميريختم

328
00:27:25,447 --> 00:27:30,043
حالا ميفهمم، خاله ام گفت اگه تو
ميخواهي کاري انجام بدي

329
00:27:30,085 --> 00:27:34,613
آنوقت بايد تمام احساس تهديد
 و ترس را دور بريزي

330
00:27:37,326 --> 00:27:42,992
بنابراين ممکنه من در محافظت از
خانواده ام شکست بخورم

331
00:27:43,665 --> 00:27:45,155
...بانوي من

332
00:27:45,434 --> 00:27:48,892
اما تو بايد زنده بموني

333
00:27:50,472 --> 00:27:53,441
حتي اگه اتفاقي براي من افتاد
 و تو از پايين ترين ِ

334
00:27:53,475 --> 00:27:55,409
...بانوان دربار شدي و يا حتي در گوشه اي

335
00:27:55,444 --> 00:27:57,776
از قصر که انتظارش رو نداري قرار گرفتي
تو بايد در قصر زنده بماني

336
00:27:57,913 --> 00:28:03,112
تو بايد بچه ديگري را تربيت کني و
دوباره خانواده ما را سربلند کني

337
00:28:04,887 --> 00:28:11,850
اگه ميفهمي که چي ميگم، پس همه
 احساسات را دور بريز ، ميفهمي؟

338
00:28:15,297 --> 00:28:17,060
گفتم، ميفهمي؟

339
00:28:26,141 --> 00:28:28,166
چرا امروز افسرده به نظر مي آيي؟

340
00:28:31,180 --> 00:28:32,772
چيزي شده؟

341
00:28:33,482 --> 00:28:35,382
...اعليحضرت

342
00:28:35,417 --> 00:28:36,884
...ادامه بده و بگو

343
00:28:37,252 --> 00:28:41,279
...چگونه ميتونم وضع نامساعد شما را بفهمم

344
00:28:41,323 --> 00:28:44,918
اما اگه شما کاري انجام ندهيد
خيلي از مردم قرباني خواهند شد

345
00:28:48,697 --> 00:28:52,793
خواهش ميکنم با درخواست بانوي پزشک
 يانگوم موافقت نماييد

346
00:28:54,002 --> 00:28:59,065
اما، نخست وزير جناح راست و
بانوي منشيها در اين قضيه همدست هستند

347
00:28:59,508 --> 00:29:04,639
مشکل آنها نيستند، اما کساني که از آنها
اطاعت ميکنند خيلي قوي هستند

348
00:29:04,680 --> 00:29:07,478
اگر من بدون مدرک محکم و استوار
... در مورد آنها کاري بکنم، آنوقت افراد

349
00:29:07,516 --> 00:29:09,381
...طرف نخست وزير سمت چپ و يانگوم

350
00:29:09,418 --> 00:29:11,409
در وضعيت خطرناک تري قرار ميگيرند

351
00:29:11,453 --> 00:29:14,616
دربار اينطوريه

352
00:29:14,656 --> 00:29:16,590
و من از آن ميترسم

353
00:29:16,625 --> 00:29:23,497
اعليحضرت، پزشک ارشد يک وصيت داشته
که قبل از مرگ آن را به يانگوم داده

354
00:29:24,466 --> 00:29:25,592
چي؟

355
00:29:26,368 --> 00:29:29,565
بانوي پزشک، يانگوم، وصيت او را داره

356
00:29:33,742 --> 00:29:36,472
!بانو لي به اعليحضرت گفت

357
00:29:36,512 --> 00:29:37,570
چي؟

358
00:29:37,846 --> 00:29:42,010
پادشاه گفته اگر مدرک محکمي باشه
...او ميتونه دستوري صادر کنه

359
00:29:42,050 --> 00:29:44,211
بنابراين ما بزودي اخبار خوبي خواهيم شنيد

360
00:29:54,930 --> 00:29:57,091
چي شده؟ بانو لي حالش خوب نيست؟

361
00:29:58,200 --> 00:29:59,428
...نه، اينطور نيست

362
00:29:59,468 --> 00:30:00,662
پس چيه؟

363
00:30:01,904 --> 00:30:03,269
...يانگوم

364
00:30:03,305 --> 00:30:04,397
بله

365
00:30:05,240 --> 00:30:07,003
ملکه مادر ميخواهد تو را ببيند

366
00:30:07,042 --> 00:30:08,509
همين حالا برو پيش ايشان

367
00:30:08,710 --> 00:30:10,940
چرا ايشان ميخواهد مرا ببيند؟

368
00:30:10,979 --> 00:30:15,006
من چرا بايد بدونم؟ حدس ميزنم که نميتونه
...به من اطمينان کنه اما ميتونه به تو اطمينان کنه

369
00:30:25,127 --> 00:30:26,685
كاردار اول، بياييد نزديک

370
00:30:26,728 --> 00:30:28,662
بله، اعليحضرت

371
00:30:29,364 --> 00:30:31,025
دستور شما چيه؟

372
00:30:31,066 --> 00:30:32,863
...برويد پيش بانوي پزشک، يانگوم و

373
00:30:32,901 --> 00:30:34,926
وصيت پزشک ارشد را برايم بياوريد

374
00:30:34,970 --> 00:30:36,130
ببخشيد قربان؟

375
00:30:36,505 --> 00:30:38,473
وصيت نوشته شده پزشک ارشد؟

376
00:30:39,875 --> 00:30:42,708
من شنيدم که يانگوم آن را دارد
 پس ازش آن را بخواهيد

377
00:30:42,878 --> 00:30:45,346
و در اين رابطه به هيچ کس چيزي نگوييد

378
00:30:45,380 --> 00:30:47,041
...بله، اعليحضرت

379
00:30:49,284 --> 00:30:50,342
...عاليجناب

380
00:30:59,795 --> 00:31:02,161
من به دستور ملکه مادر اينجا آمدم

381
00:31:02,197 --> 00:31:03,664
لطفاً به ايشان بگوييد

382
00:31:04,666 --> 00:31:06,099
بيا داخل

383
00:31:09,204 --> 00:31:10,933
چکار ميکنيد؟

384
00:31:10,973 --> 00:31:12,372
!ساکت باش

385
00:31:18,914 --> 00:31:20,074
همراهش بود؟

386
00:31:20,115 --> 00:31:21,275
نه

387
00:31:21,683 --> 00:31:23,583
بطور کامل او را گشتيد؟

388
00:31:23,619 --> 00:31:25,883
بله، ولي آن را همراه نداشت

389
00:31:26,121 --> 00:31:27,486
بنشين

390
00:31:35,831 --> 00:31:40,427
بانوي منشيها به من گفته که پزشک
 ارشد وصيتش را به تو داده

391
00:31:41,670 --> 00:31:43,331
وصيت را به من بده

392
00:31:46,041 --> 00:31:47,508
اين دستور ملکه مادر است

393
00:31:47,542 --> 00:31:49,339
!سريع اطاعت کن

394
00:31:52,180 --> 00:31:53,613
اون کجاست؟

395
00:31:56,084 --> 00:31:57,915
اون در داروخانه است؟

396
00:31:59,688 --> 00:32:02,156
تو نميخواهي جواب من را بدهي؟

397
00:32:02,524 --> 00:32:04,253
کجا گذاشتيش؟

398
00:32:05,060 --> 00:32:10,828
عاليجناب، متأسفم اما من وصيت را ندارم

399
00:32:10,866 --> 00:32:13,596
تو اون را نداري؟
تو گفتي مطمئناً اون وصيت را داري

400
00:32:13,635 --> 00:32:15,364
!به ايشان حقيقت را بگو

401
00:32:15,404 --> 00:32:17,269
حقيقت دارد، عاليجناب

402
00:32:17,306 --> 00:32:19,137
من وصيت را ندارم

403
00:32:19,274 --> 00:32:22,334
عاليجناب، او به شما دروغ ميگه

404
00:32:22,678 --> 00:32:26,045
آيا تو ميخواهي آن را به ملکه نشان بدهي؟

405
00:32:26,081 --> 00:32:29,141
نه عاليجناب، من واقعاً آن را ندارم

406
00:32:29,184 --> 00:32:32,415
چطور من ميتونم به شما دروغ بگم؟

407
00:32:32,454 --> 00:32:34,649
خواهش ميکنم به من اطمينان کنيد

408
00:32:35,357 --> 00:32:39,316
اگر من آنرا داشتم، چرا به ملکه
 يا دفتر دادستاني نگفتم

409
00:32:39,461 --> 00:32:45,024
من واقعاً آن را ندارم
 اين حقيقت داره، عاليجناب

410
00:32:50,072 --> 00:32:52,040
چطور تونستي اين کار را بکني؟

411
00:33:00,615 --> 00:33:02,606
آن را بهش داد؟

412
00:33:02,651 --> 00:33:05,381
او، يا وصيت را داره يا نداره

413
00:33:05,420 --> 00:33:07,980
بانوي من، چي داريد ميگيد؟

414
00:33:08,023 --> 00:33:12,687
با آنکه آن را داشت، به ملکه
 مادر گفت آن را ندارد

415
00:33:14,029 --> 00:33:16,964
به خدمتکارها بگو به يئول يي
 خبر بدهند تا بياد اينجا

416
00:33:17,632 --> 00:33:18,860
يئول يي؟

417
00:33:25,407 --> 00:33:28,103
چرا به قصر ملکه مادر رفتي؟

418
00:33:28,143 --> 00:33:29,667
چي شده؟

419
00:33:30,112 --> 00:33:35,209
عاليجناب ميخواهد وصيت
نوشته شده پزشک ارشد را ببيند

420
00:33:37,719 --> 00:33:39,516
در مورد چي فکر ميکني؟

421
00:33:39,688 --> 00:33:40,950
اين دستور عاليجناب است

422
00:33:42,457 --> 00:33:47,326
قربان، وصيتي وجود ندارد

423
00:33:47,629 --> 00:33:51,793
چي؟ پس... اين دروغ بود؟

424
00:33:53,201 --> 00:33:54,463
بله

425
00:33:54,703 --> 00:33:58,662
خداي من، تو چي فکر کردي؟

426
00:33:59,941 --> 00:34:03,274
من حقيقت را به ملکه خواهم گفت

427
00:34:10,886 --> 00:34:13,514
بانو پارک در مورد موضوع تصميم گرفت؟

428
00:34:13,555 --> 00:34:17,150
بله، او گفت که از حرفهاي شما اطاعت ميکند

429
00:34:17,192 --> 00:34:22,789
خوبه...حالا من فقط مجبورم با بدهي
 ميان خودم و تو معامله کنم

430
00:34:24,566 --> 00:34:27,865
تو کاري با من انجام ندادي که نبايد انجام ميدادي؟

431
00:34:28,970 --> 00:34:30,665
تو بايد برام تلافي کني

432
00:34:32,741 --> 00:34:34,834
اون چيز مشکلي نيست

433
00:34:38,747 --> 00:34:42,615
تو فقط بايد اين را به دفتر
 امور داخلي ببري و به آنها بگي

434
00:34:42,651 --> 00:34:43,345
... اما

435
00:34:43,385 --> 00:34:46,877
اگر اتفاقي براي ما بيافته آنوقت
تو هم در امان نخواهي بود

436
00:34:46,922 --> 00:34:48,651
بخاطر کاري که با بانو لي انجام دادي

437
00:34:48,690 --> 00:34:51,921
منظورم اينه که ما نميتونيم اجازه بديم
 که تنها تو در امان باشي

438
00:34:53,962 --> 00:34:55,520
ميفهمي؟

439
00:34:57,399 --> 00:34:58,593
بله

440
00:35:02,270 --> 00:35:05,034
يانگوم، چه اتفاقي داره مي افته؟

441
00:35:05,073 --> 00:35:05,664
چي؟

442
00:35:05,707 --> 00:35:09,006
يئول يي يک وصيت از پزشک ارشد داشت

443
00:35:09,044 --> 00:35:10,170
چي؟

444
00:35:10,212 --> 00:35:12,942
بله و آن را به دفتر امور داخلي داده

445
00:35:12,981 --> 00:35:15,950
...يانگوم، پس آنچه که تو

446
00:35:16,651 --> 00:35:18,585
او چش شده؟

447
00:35:18,787 --> 00:35:20,812
اگه يانگوم آن را داشته باشه چي؟

448
00:35:20,856 --> 00:35:23,882
يانگوم چطور ميتونه آن را داشته باشه؟

449
00:35:23,925 --> 00:35:26,052
البته، يئول يي بايد آن را داشته باشه

450
00:35:26,094 --> 00:35:26,958
چرا؟

451
00:35:26,995 --> 00:35:28,019
تو نميدونستي، نه؟

452
00:35:28,063 --> 00:35:32,261
...پزشک ارشد و يئول يي با هم رابطه داشتند

453
00:35:32,300 --> 00:35:33,267
واقعاً؟

454
00:35:33,301 --> 00:35:35,030
...به هيچ وجه

455
00:35:35,070 --> 00:35:37,664
اگرچه اين درک منه
 ولي مطمئن هستم که حقيقت داره

456
00:35:37,939 --> 00:35:40,806
احتمالاً نه، اگه آنها بفهمند
هر دوشون توي درد سر بزرگي مي افتند

457
00:35:40,842 --> 00:35:42,104
...بنابراين

458
00:35:46,348 --> 00:35:48,873
يئول يي با اون وصيت به دفتر امور داخلي رفته

459
00:35:48,917 --> 00:35:49,906
چي؟

460
00:35:49,951 --> 00:35:52,818
من به ملکه همه چيز را گفتم

461
00:35:52,854 --> 00:35:53,946
خوبه

462
00:35:54,256 --> 00:35:56,816
آيا بانوي منشيهاي قبلي را ديدي؟

463
00:35:56,858 --> 00:36:00,225
بله، اما او حالا زمان دشواري
 براي تصميم گيري دارد

464
00:36:00,262 --> 00:36:02,856
پس شايد... من ميرم

465
00:36:03,365 --> 00:36:04,798
من باهات مي آيم

466
00:36:10,605 --> 00:36:13,733
چرا تو اين را داري در حاليکه از
 اعضاي خانواده او نيستي؟

467
00:36:14,175 --> 00:36:17,906
در حقيقت، وقتي مشکل اردکهاي
گوگردي شروع شد

468
00:36:17,946 --> 00:36:20,847
او درگير امکان تشخيص نادرست بود

469
00:36:22,217 --> 00:36:25,812
من شروع به خدمت به او کردم، وقتيکه
...به عنوان يک بانوي پزشک براي ملکه مادر

470
00:36:25,854 --> 00:36:29,153
آمدم و من در مورد آن فهميدم

471
00:36:30,125 --> 00:36:34,186
بنابراين او آن را به من داد
 چون اين به آن اتفاق مربوط ميشود

472
00:36:34,429 --> 00:36:37,091
اما حالا چرا اين را به ما نشان ميدهي؟

473
00:36:37,132 --> 00:36:44,334
بخاطر افکار پوچم، من ترسيدم که
...اين به آبرو و عزت او دوباره آسيب بزنه

474
00:36:44,372 --> 00:36:46,636
اگرچه او تاوانش را با زندگيش داد

475
00:36:46,675 --> 00:36:47,801
و بعد؟

476
00:36:47,842 --> 00:36:53,075
من در اين مورد فکر کردم
...به نظر ميرسيد که من مانع قصد او

477
00:36:53,114 --> 00:36:56,413
در فاش شدن حقيقت بودم
 چنانچه او در نهايت فوت کرد

478
00:37:06,661 --> 00:37:09,494
چرا شما به عنوان وزير دست راست
 علائق شخصي را

479
00:37:09,531 --> 00:37:12,091
در موضوع مهم آزمون ايالتي دنبال کرديد؟

480
00:37:12,567 --> 00:37:16,401
عاليجناب، من در حضور شما هيچ صحبتي ندارم

481
00:37:16,538 --> 00:37:19,098
فرياد و اعتراضهاي زيادي از طرف
... افسران وجود داشت، اما من تنها

482
00:37:19,140 --> 00:37:24,772
شما را از کارتان منفصل ميکنم
بنابراين آرام باشيد تا من به شما بگم بگرديد

483
00:37:24,813 --> 00:37:26,838
بله، عاليجناب

484
00:37:38,860 --> 00:37:39,918
چي شده؟

485
00:37:39,961 --> 00:37:42,691
عاليجناب، گزارش شده که يک
 بانوي پزشک در داروخانه

486
00:37:42,731 --> 00:37:45,825
وصيت نوشته شده پزشک ارشد را
به دفتر امور داخلي آورده است

487
00:37:45,867 --> 00:37:48,233
چي؟ وصيت نوشته شده؟

488
00:37:48,269 --> 00:37:52,296
بله، او هر چه سريعتر از دفتر
امور داخلي آورده خواهد شد، عاليجناب

489
00:37:56,911 --> 00:37:59,846
اگرچه من انفصال از خدمت شده ام
 ولي قدرتم را از دست نداده ام

490
00:38:00,482 --> 00:38:02,882
من نميخواهم بانوي منشيها را
تنها به حال خودش رها کنم

491
00:38:02,917 --> 00:38:04,544
...قربان، همين حالا

492
00:38:04,586 --> 00:38:06,053
چيه؟ اين دفعه ديگه چي شده؟

493
00:38:06,187 --> 00:38:10,180
وصيت نامه پزشک ارشد
به دفتر امور داخلي رسيده

494
00:38:10,225 --> 00:38:14,685
پس اين حقيقت داشته که يانگوم
 وصيت را داشته؟

495
00:38:14,729 --> 00:38:18,859
اما يک چيز عجيبه، او يانگوم نبوده
 بلکه يئول يي بوده

496
00:38:18,900 --> 00:38:20,424
يئول يي کيه؟

497
00:38:20,468 --> 00:38:24,427
عجيبه
 من فکر ميکنم اين نقشه بانو چويي باشه

498
00:38:24,472 --> 00:38:26,406
...اگه شما همينطور بمانيد

499
00:38:26,441 --> 00:38:28,500
من نميتونم اينطور ضربه بخورم

500
00:38:28,543 --> 00:38:30,306
بريم پيش وليعهد

501
00:38:37,218 --> 00:38:40,915
نخست وزير جناح راست، آقاي اوه کيوم هو ميخواهند
با ايشان ملاقات کنند. لطفاً به ايشان بگوييد

502
00:38:40,955 --> 00:38:43,981
وليعهد هم اکنون در قصر ملکه مادر هستند

503
00:38:44,292 --> 00:38:45,759
قصر ملکه مادر؟

504
00:38:46,361 --> 00:38:47,692
بريم

505
00:38:51,466 --> 00:38:54,697
متأسفم، ولي ملکه مادر نميخواهند
 شما را الان ملاقات کنند

506
00:38:54,736 --> 00:38:56,067
در مورد چي صحبت ميکنيد؟

507
00:38:56,104 --> 00:38:57,696
دوباره به ايشان بگوييد

508
00:38:57,739 --> 00:38:58,569
... اما

509
00:38:58,606 --> 00:39:00,597
!همين الان انجامش بديد

510
00:39:22,230 --> 00:39:23,492
چي شده؟

511
00:39:24,165 --> 00:39:27,601
نخست وزير اوه کيوم هو بايد الان
با ما به دفتر امور داخلي بيايند

512
00:39:27,769 --> 00:39:30,533
دفتر امور داخلي؟
ايشان نخست وزير جناح راست هستند

513
00:39:30,572 --> 00:39:32,938
!ايشان براي ديدن ملکه مادر آمدند... پس بريد

514
00:39:32,974 --> 00:39:36,375
!چي داريد ميگيد؟
من به شما گفتم که نيازي نيست آنها را ببينم

515
00:39:36,711 --> 00:39:38,372
!به آنها بگو که همين حالا بروند

516
00:39:42,884 --> 00:39:44,044
چه اتفاقي افتاد؟

517
00:39:44,085 --> 00:39:46,246
ايشان نميخواهند شما را در اين لحظه ببينند

518
00:39:46,988 --> 00:39:50,651
قربان، متأسفم، اما ما از دفتر امور داخلي
هستيم، خواهش ميکنم دنبال ما بياييد

519
00:39:50,692 --> 00:39:51,954
...چطور جرأت ميکنيد

520
00:39:52,694 --> 00:39:53,524
!او را ببريد

521
00:39:53,561 --> 00:39:54,687
!بله قربان

522
00:40:10,078 --> 00:40:15,539
قربان! ما الان ايشان را به عنوان نخست
وزير جناح راست در نظر نميگيريم

523
00:40:21,723 --> 00:40:27,684
شما بابت اين پشيمان خواهيد شد
من قبلاً با درخواست هاي شما متهم شده ام

524
00:40:27,729 --> 00:40:28,923
کافي نبود؟

525
00:40:28,963 --> 00:40:29,987
چه چيز بيشتري ميخواهيد؟

526
00:40:30,031 --> 00:40:34,730
پزشک ارشد قبل از اينکه بميره
يک وصيت به يئول يي داده

527
00:40:34,769 --> 00:40:36,532
اين چه ارتباطي با من داره؟

528
00:40:36,571 --> 00:40:39,472
شما بازپرس بوديد وقتي آقاي جو اعدام شد، درسته؟

529
00:40:39,507 --> 00:40:42,738
من به دستور اعليحضرت آن کار را انجام دادم ، خب؟

530
00:40:42,777 --> 00:40:47,714
برطبق وصيت نامه، اگرچه او گفته که آن
...مورد، ميتونسته تشخيص اشتباه باشه

531
00:40:47,749 --> 00:40:52,049
ولي شما به او گفتيد که ميخواهيد
غذا را مقصر بدانيد و

532
00:40:52,086 --> 00:40:53,781
مراقب چيزهاي ديگه هم باشيد

533
00:40:56,891 --> 00:41:01,385
!چطور جرأت ميکني؟
!کي بهت گفته يک مدرک جعلي را بياري؟

534
00:41:01,429 --> 00:41:02,521
...قربان

535
00:41:02,831 --> 00:41:04,560
کار بانوي منشيهاست، نه؟

536
00:41:04,599 --> 00:41:06,658
!همين حالا حقيقت را بگو

537
00:41:06,701 --> 00:41:09,465
قربان، اينجا دفتر امور داخلي است

538
00:41:09,504 --> 00:41:11,335
ما مأمور تحقيق و بازجويي هستيم

539
00:41:11,372 --> 00:41:13,863
!پس کارتان را درست انجام بديد

540
00:41:13,908 --> 00:41:18,868
فريب بانوي منشيها را نخوريد و با
...صاحب منصب ارشد خودتان بد رفتاري نکنيد

541
00:41:18,913 --> 00:41:21,040
در مورد چي صحبت ميکنيد؟

542
00:41:21,549 --> 00:41:23,574
...من قادر نيستم در اين مورد صحبت کنم

543
00:41:23,618 --> 00:41:25,950
براي اينکه من کاملاً از هر گناهي مبرا نيستم

544
00:41:25,987 --> 00:41:29,218
اما احتمالاً بانوي منشيها کسي است
 که بانو يون را کشته

545
00:41:29,757 --> 00:41:31,349
آيا شما براي اين مدرکي داريد؟

546
00:41:31,392 --> 00:41:33,952
...بانو يون، بانوي همراه بانوي منشيها بود

547
00:41:33,995 --> 00:41:38,056
و برادر زاده "يون مک کي" از رستوران
که من زياد به آنجا ميرم

548
00:41:39,500 --> 00:41:45,063
بنابراين من جزئيات اين اتفاق را از او شنيدم

549
00:41:45,106 --> 00:41:49,167
يکي از دوستان بانو چويي که بانوي دربار
...بوده، او را ديده که در حال ريختن چيز مضري

550
00:41:49,210 --> 00:41:52,577
...در غذاي ملکه مادر در آن زمان بوده

551
00:41:52,614 --> 00:41:55,014
بنابراين آنها او را به دروغ متهم کردند و او را کشتند

552
00:41:55,049 --> 00:41:57,017
چي؟ بانوان دربار اين کار را کردند؟

553
00:41:57,051 --> 00:42:00,111
بله، بانوان دربار رسوم مخفي اي دارند
 يا چيزي شبيه به اين

554
00:42:00,154 --> 00:42:03,851
و اگر آنها قوانين خود را بشکنند، تنبيه ميشوند

555
00:42:04,158 --> 00:42:07,059
...اين حتماً براي بانو هن روشن شده بود

556
00:42:07,095 --> 00:42:09,290
کسي که بانوي اول آشپزخانه در آن زمان بود

557
00:42:09,330 --> 00:42:11,230
بنابراين او نميتونسته بانو هن
 را به حال خود رها کنه

558
00:42:11,266 --> 00:42:13,996
...او از پزشک ارشد استفاده کرد

559
00:42:14,035 --> 00:42:17,334
براي ترتيب دادن آن به عنوان مشکل
غذا و متهم کردن بانو هن به خيانت

560
00:42:18,907 --> 00:42:20,465
...آه، خداي من

561
00:42:20,675 --> 00:42:22,438
...البته

562
00:42:22,477 --> 00:42:25,207
اين تقصير من است که کاملاً
موقعيت را متوجه نشدم

563
00:42:25,246 --> 00:42:28,613
به عنوان يک بازرس، اما من انتخابي نداشتم چون
آن مورد، کاملاً بي عيب و نقص ترتيب داده شده بود

564
00:42:28,716 --> 00:42:31,014
...بنابراين شما وقتيکه در اين مورد فهميديد

565
00:42:31,052 --> 00:42:35,045
او از بانو يون براي گفتن جرمهاي شما
استفاده کرده و از شر او خلاص شده؟

566
00:42:35,089 --> 00:42:38,752
درسته، ببينم پس شما قبل از بازجويي
!چه کاري انجام داده ايد؟

567
00:42:38,793 --> 00:42:43,662
او احتمالاً از بانوي منشيها دستور
گرفته که اين مدرک جعلي را بياره

568
00:42:44,365 --> 00:42:48,631
بانوي منشيها بهت گفته اين کار را بکني؟

569
00:42:48,670 --> 00:42:52,367
اين وصيت پزشک ارشد بود
کسيکه سالها به او خدمت کردم

570
00:42:52,407 --> 00:42:53,931
اين حقيقت نداره

571
00:42:53,975 --> 00:42:56,034
!...چطور جرأت ميکني

572
00:42:57,946 --> 00:43:02,349
من فکر ميکنم ما بايد اعتبار
اين مدرک را بررسي کنيم

573
00:43:02,383 --> 00:43:06,979
بنابراين وزير اوه ميتونه برگرده و
شما ميتونيد مدرک را بررسي کنيد

574
00:43:07,388 --> 00:43:10,357
قربان، اين دستخط او است

575
00:43:10,391 --> 00:43:12,291
حتي اگر ما صحت اين را بررسي کنيم

576
00:43:12,327 --> 00:43:14,090
ما نميتونيم بگذاريم وزير اوه بره

577
00:43:14,128 --> 00:43:15,493
!کار را انجام بده

578
00:43:21,235 --> 00:43:22,964
چي شده؟

579
00:43:23,571 --> 00:43:26,404
اين دستور عاليجناب است بعد
 از اينکه وصيت را خواند

580
00:43:29,477 --> 00:43:35,643
ايشان دستور دادند به دقت کساني که با اين
موضوع درگير هستند را بررسي کنيد و گزارش بديد

581
00:43:40,021 --> 00:43:42,182
...ما بايد همه کساني که درگير

582
00:43:42,223 --> 00:43:45,852
مورد اردک گوگردي بودند را بياوريم
و يک بازجويي رو در رو انجام بديم

583
00:43:46,828 --> 00:43:48,762
بله، من فکر ميکنم اين ايده خوبي است

584
00:43:48,796 --> 00:43:50,957
اينطوري، بيگناهي من ثابت خواهد شد

585
00:43:53,768 --> 00:43:57,226
...بسيار خب. بريد و هر کسي را که در آشپزخانه

586
00:43:57,271 --> 00:44:01,640
و داروخانه با اين مورد درگير بوده را جمع کنيد

587
00:44:05,346 --> 00:44:09,009
يانگوم هنوز واکنشي نشان نداده
اگرچه ما مدرکي جعلي ارائه داديم

588
00:44:09,050 --> 00:44:10,210
معنيش اينه که او وصيت را نداره

589
00:44:10,251 --> 00:44:13,709
بله... او براي نزاع هاي داخلي هدف گيري کرده بود

590
00:44:13,755 --> 00:44:18,715
بله، اگرچه ما خيلي درگير شديم
 اما هنوز باقي مانده ايم

591
00:44:18,760 --> 00:44:22,958
پزشک ارشد يا يانگرو اينجا نيستند
چه کسي ميتونه شهادت بده؟

592
00:44:23,398 --> 00:44:25,491
بانوي من، "مک کي" هستم

593
00:44:30,171 --> 00:44:32,435
يک نفر از دفتر امور داخلي آمده

594
00:44:32,473 --> 00:44:33,963
امور داخلي؟

595
00:44:34,008 --> 00:44:36,602
آنها يک بازجويي رو در رو به
خاطر مدرک انجام خواهند داد

596
00:44:36,644 --> 00:44:39,306
پس ما بايد بريم، البته

597
00:44:42,250 --> 00:44:47,882
از دست دادن برادر زاده بيگناهت به خاطر
اطاعت کردن از حرفهاي وزير اوه، چه حالي داره؟

598
00:44:48,656 --> 00:44:53,889
اگه او آرام ناپديد ميشد
 چنين اتفاقي پيش نمي آمد

599
00:44:55,897 --> 00:44:58,195
...خيلي ناداني

600
00:45:04,172 --> 00:45:09,667
پس يئول يي به جاي يانگوم
اون وصيت را به دفتر امور داخلي داد

601
00:45:09,710 --> 00:45:11,041
درسته

602
00:45:11,079 --> 00:45:12,171
چه اتفاقي داره مي افته؟

603
00:45:12,213 --> 00:45:13,908
نميدونم

604
00:45:13,948 --> 00:45:16,212
اما چيز ديگه اي عجيبه

605
00:45:16,250 --> 00:45:17,683
چي؟

606
00:45:17,718 --> 00:45:21,210
اگر اون وصيت به آنها ارائه شده باشه
پس نبايد بانوي منشيها دستگير ميشد؟

607
00:45:21,255 --> 00:45:26,454
درسته، چرا فقط وزير اوه به دفتر
 امور داخلي برده شده؟

608
00:45:26,494 --> 00:45:28,359
من هم همين را ميگم

609
00:45:29,630 --> 00:45:30,927
عجيبه، اينطور نيست؟

610
00:45:31,566 --> 00:45:34,228
يانگوم الان کجاست؟

611
00:45:34,268 --> 00:45:35,667
...نميدونم

612
00:45:36,170 --> 00:45:39,867
بانو لي... بانوي اول آشپزخانه هستم

613
00:45:39,907 --> 00:45:41,772
من دنبال بانو مين ميگردم

614
00:45:42,677 --> 00:45:45,305
اين صداي بانوي اول آشپزخانه است

615
00:45:45,346 --> 00:45:46,438
بله

616
00:45:46,481 --> 00:45:49,041
اما چرا او دنبال من ميگرده؟

617
00:45:55,089 --> 00:45:56,852
چي شده؟

618
00:45:56,891 --> 00:45:59,451
من يک پيام از دفتر امور داخلي دريافت کردم

619
00:45:59,727 --> 00:46:00,989
از دفتر امور داخلي؟

620
00:46:01,028 --> 00:46:03,155
...آنها دستور دادند که تمام بانوان آشپزخانه

621
00:46:03,197 --> 00:46:06,064
که با موضوع اردک گوگردي در ارتباط
...بودند به عنوان شاهد حاضر بشوند

622
00:46:06,100 --> 00:46:09,092
بنابراين ما مجبوريم با بانو مين به آنجا بريم

623
00:46:11,906 --> 00:46:13,100
بريم

624
00:46:14,108 --> 00:46:16,804
بانوي من، من برميگردم

625
00:46:24,285 --> 00:46:26,276
بانوي من، اين عجيب نيست؟

626
00:46:26,320 --> 00:46:28,083
چطور آنها ميتوانند اينقدر مطمئن باشند؟

627
00:46:28,122 --> 00:46:29,783
من احساس بدي نسبت به اين موضوع دارم

628
00:46:33,661 --> 00:46:36,323
آنها پزشکان و بانوان پزشکي که
با موضوع اردک گوگردي

629
00:46:36,364 --> 00:46:38,332
در ارتباط بودند را در دفتر امور داخلي خواسته اند

630
00:46:38,366 --> 00:46:40,163
...فقط پزشک سلطنتي

631
00:46:40,201 --> 00:46:41,668
پزشک مرحوم، يونگ و ما دو نفر بوديم

632
00:46:41,702 --> 00:46:43,897
...اما از آنجا که آن دو نفر ديگه اينجا نيستند

633
00:46:43,938 --> 00:46:46,168
شما دو تا بريد به دفتر امور داخلي

634
00:46:46,207 --> 00:46:48,072
من هم ميخواهم برم

635
00:46:48,276 --> 00:46:49,174
چرا؟

636
00:46:49,210 --> 00:46:53,078
به عنوان تنها پزشکي که اينجا
بود وقتي آن اتفاق افتاد

637
00:46:53,114 --> 00:46:56,049
چيزي وجود داره که تو در موردش بدوني؟

638
00:46:56,083 --> 00:46:59,712
... چي؟ نه، نه واقعاً، اما

639
00:47:01,289 --> 00:47:04,019
در مورد رفتن شما به آنجا چطور؟

640
00:47:04,058 --> 00:47:05,616
من؟

641
00:47:05,726 --> 00:47:07,591
...از آنجا که شما آن سوابق را خوانده ايد و

642
00:47:07,628 --> 00:47:09,425
...شما بيشتر در مورد آن موقعيت ميدونيد

643
00:47:09,463 --> 00:47:10,896
...از طريق چيزهايي که يانگوم به شما گفته

644
00:47:10,932 --> 00:47:12,399
...من فکر ميکنم شما بايد به آنها جواب بديد

645
00:47:12,433 --> 00:47:14,697
اگه آنها در مورد شرايط
اعليحضرت در آن زمان بپرسند

646
00:47:14,735 --> 00:47:16,066
حتماً

647
00:47:16,671 --> 00:47:21,734
شين بي، برو يانگوم را پيدا کن و
 او را به دفتر امور داخلي بيار

648
00:47:23,578 --> 00:47:25,944
همه در مورد اين حرف ميزنند

649
00:47:25,980 --> 00:47:28,881
من مطمئن نيستم چه اتفاقي اينجا داره مي افته

650
00:47:28,916 --> 00:47:30,850
...اتفاق مشابهي دفعه قبل افتاد

651
00:47:30,885 --> 00:47:33,217
و بعضي ها به دروغ متهم
به خيانت شدند، درسته؟

652
00:47:33,254 --> 00:47:37,884
بله، اما يئول يي و يانگوم چه
 ارتباطي به اين موضوع دارند؟

653
00:47:37,925 --> 00:47:40,860
و آنها ميگويند که بانوي همراه به خاطر اين مُرده

654
00:47:40,895 --> 00:47:44,353
به هر صورت، من فکر ميکنم
 اتفاق بزرگي پيش رو داريم

655
00:47:44,565 --> 00:47:46,260
شما يانگوم را اينجا ديديد؟

656
00:47:46,300 --> 00:47:49,360
او بعد از اينکه در مورد وصيت
 شنيد سريع رفت بيرون

657
00:47:49,403 --> 00:47:50,301
اما چرا؟

658
00:47:50,338 --> 00:47:52,602
او بايد به دفتر امور داخلي بره

659
00:47:52,640 --> 00:47:54,005
يانگوم؟

660
00:47:54,041 --> 00:47:57,306
چطور يانگوم به اين موضوع ربط داره؟

661
00:47:57,578 --> 00:48:01,014
در حقيقت، او بانوي آشپزخانه بود
 و بعد خدمتکار شد

662
00:48:01,048 --> 00:48:03,482
...به خاطر آن اتفاق

663
00:48:03,517 --> 00:48:05,849
!چي؟! به خاطر آن اتفاق؟

664
00:48:10,124 --> 00:48:12,592
گردآوري همه براي رو در رو کردن؟

665
00:48:12,627 --> 00:48:14,254
بله، عاليجناب

666
00:48:14,295 --> 00:48:16,695
بنابراين من هم مجبورم به آنجا برم

667
00:48:17,365 --> 00:48:22,428
اين خوبه. به هر صورت من هم داشتم
فکر ميکردم که تو را بفرستم

668
00:48:22,837 --> 00:48:26,398
به حرفهاي همه گوش کن و
 بعد به من گزارش بده

669
00:48:26,440 --> 00:48:27,964
بله، عاليجناب

670
00:48:37,952 --> 00:48:41,888
سلام، قربان! اميدوارم حالتان خوب
...باشه و اوضاع بر وفق مراد باشه

671
00:48:41,922 --> 00:48:45,358
من ميخواستم به ديدنتان بيام
 و با شما صحبت بکنم

672
00:48:45,393 --> 00:48:46,655
او رفت

673
00:48:48,896 --> 00:48:52,297
...اگه کسي بهش سلام کرد او بايد جواب بده

674
00:48:54,135 --> 00:49:00,404
سلام، قربان! شما از وقتي که نوشيدنيهاي
...ما را گرفتيد زياد با ما صحبت نکرده ايد

675
00:49:00,908 --> 00:49:02,671
...او هم رفت

676
00:49:03,878 --> 00:49:07,279
...اگه کسي بهش سلام کرد او بايد جواب بده

677
00:49:12,520 --> 00:49:13,885
!بانو مين! خداي من

678
00:49:14,088 --> 00:49:19,082
بانوي من، چرا همه اينقدر عجله دارند؟

679
00:49:19,126 --> 00:49:22,289
...من نميدونم... اين عجيبه

680
00:49:23,164 --> 00:49:26,964
عجيبه؟ اگه چيزي عجيبه پس ما هم بايد بريم

681
00:49:27,001 --> 00:49:29,265
!بريم! بريم

682
00:49:40,281 --> 00:49:41,248
!اينجا چي ميخواهيد؟

683
00:49:41,282 --> 00:49:44,581
...اتفاق بزرگي افتاده

684
00:49:44,618 --> 00:49:45,846
آنها ما را صدا زده اند

685
00:49:45,886 --> 00:49:50,118
کي صدا زده؟ فقط کساني که با موضوع
اردک گوگردي ارتباط دارند ميتونند برند داخل

686
00:49:50,758 --> 00:49:52,555
مورد اردک گوگردي؟

687
00:49:52,593 --> 00:49:53,855
ما هم با اين موضوع ارتباط داريم

688
00:49:54,295 --> 00:49:55,785
شما چه ارتباطي با اين موضوع داريد؟

689
00:49:55,830 --> 00:50:00,233
ما ... اردک گوگردي را تحويل داديم

690
00:50:00,835 --> 00:50:01,824
جدي ميگيد؟

691
00:50:01,869 --> 00:50:03,097
!بله! البته

692
00:50:04,839 --> 00:50:06,170
بريد داخل

693
00:50:10,044 --> 00:50:13,309
مغز تو سريعتر از برق کار ميکنه

694
00:50:13,347 --> 00:50:15,941
بنابراين حتي در مورد بحث
 با من فکر نکن، باشه؟

695
00:50:15,983 --> 00:50:16,711
...باشه

696
00:50:16,751 --> 00:50:17,979
بريم داخل

697
00:50:49,450 --> 00:50:53,443
شما همه ميدونيد چرا اينجا هستيد

698
00:50:55,589 --> 00:51:01,186
پزشک ارشد سلطنتي، يونگ يون سو
مدتي پيش مرتکب خودکشي شده

699
00:51:01,562 --> 00:51:05,521
اما او يک وصيت به بانوي پزشک يئول يي داده

700
00:51:08,002 --> 00:51:10,937
که اون وصيت دربردارنده اطلاعاتي در مورد
...قضيه اردک گوگردي بوده

701
00:51:10,971 --> 00:51:13,462
موردي که در آن جناب جو اعدام شد

702
00:51:14,675 --> 00:51:20,773
در آن، اينطور نوشته شده که
وزير اوه کيوم هو همه دستورات را داده اند

703
00:51:20,815 --> 00:51:25,309
اما وزير اوه گفتند که بانو چويي آن را ترتيب داده

704
00:51:25,352 --> 00:51:27,650
!امکان نداره

705
00:51:28,122 --> 00:51:32,183
براي همينه که ما همه را اينجا
جمع کرديم تا دقيقاً بفهميم

706
00:51:32,226 --> 00:51:35,195
چه اتفاقي در آن زمان افتاده؟

707
00:51:35,930 --> 00:51:38,330
بنابراين ما با پزشک شروع ميکنيم

708
00:51:38,933 --> 00:51:40,059
...پزشک ارشد گفته که

709
00:51:40,100 --> 00:51:42,796
کسي نميدونسته اعليحضرت
از بيماري بهکِت رنج ميبرده

710
00:51:42,837 --> 00:51:45,397
...اما او آن را آنفولانزا تشخيص داده

711
00:51:45,439 --> 00:51:49,034
بنابراين او داروي اشتباه داده
و بيماري بدتر شده. درسته؟

712
00:51:49,076 --> 00:51:50,202
بله، قربان

713
00:51:50,911 --> 00:51:53,004
بنظر ميرسيد که پادشاه از
آنفولانزاي طولاني رنج ميبره

714
00:51:53,047 --> 00:51:55,345
...بنابراين آنها داروي "بو جا" تجويز کردند

715
00:51:55,382 --> 00:51:58,442
و اين امکان خوبي براي بدتر
 شدن حال اعليحضرت بود

716
00:51:58,486 --> 00:52:02,217
پس آنها بعد از اينکه حال اعليحضرت به
خاطر تب شديد بدتر شد چکار کردند؟

717
00:52:02,256 --> 00:52:05,521
پزشک ارشد در آن زمان گفت
 که اين مشکل غذايي بوده

718
00:52:05,559 --> 00:52:09,893
بنابراين بانوي اول آشپزخانه دستگير شد

719
00:52:09,930 --> 00:52:13,161
در طي تحقيقات روشن شد که
 او اردکهاي گوگردي را

720
00:52:13,200 --> 00:52:15,065
بدون اجازه آماده کرده بود
 بنابراين او زنداني شد

721
00:52:15,102 --> 00:52:17,935
يک پزشک غير درباري ادعا کرده بود
که اردکهاي گوگردي مضر نبوده اند

722
00:52:17,972 --> 00:52:21,100
بنابراين آنها، اردکها را جلوي همه امتحان کردند

723
00:52:21,642 --> 00:52:23,837
اما اون دختر کارگر که آن را تست
کرده بود، با همان علائم

724
00:52:23,878 --> 00:52:25,846
مشابه، دچار بيماري شد

725
00:52:25,880 --> 00:52:27,745
بنابراين، موضوع با خيانت تمام شد

726
00:52:27,781 --> 00:52:30,443
بطور قطع، بيماري دختر کارگر
 همان نشانه ها را داشت؟

727
00:52:30,484 --> 00:52:33,885
بله قربان، من نبضش را بررسي کردم

728
00:52:34,321 --> 00:52:35,788
مشکل همين جاست

729
00:52:35,823 --> 00:52:36,687
منظورتان چيه؟

730
00:52:36,724 --> 00:52:40,125
بيماري او از اردک نبوده، بلکه
 بخاطر صدف دريايي بوده

731
00:52:40,160 --> 00:52:43,459
که بانوي منشيها برايش آماده کرده بود

732
00:52:43,497 --> 00:52:46,762
قربان، چطور ميتونيد همچين چرندياتي را بسازيد؟

733
00:52:46,800 --> 00:52:47,994
!درسته

734
00:52:48,035 --> 00:52:49,832
!وزير اوه درست ميگه

735
00:52:50,571 --> 00:52:55,167
هوانگ به من گفت که او صدف
دريايي که بانو يون بهش داد را خورده

736
00:52:56,010 --> 00:52:57,443
بانو يون؟

737
00:52:57,478 --> 00:53:00,072
او بانوي همراه بانو چويي بود

738
00:53:00,314 --> 00:53:01,804
منظورت همان بانوي درباري است که مُرده؟

739
00:53:01,849 --> 00:53:02,679
بله

740
00:53:02,816 --> 00:53:07,617
چطور اون ميتونه چيزي باشه
 که بانو يون به من داده؟

741
00:53:07,655 --> 00:53:11,989
چي؟ همه ميدونند که بانو يون به عنوان
دست راست شما، بهتون خدمت ميکرده

742
00:53:12,026 --> 00:53:14,756
همه ممکنه بدونند، اما من چيزي
 در اين مورد نميدونم

743
00:53:14,795 --> 00:53:17,923
من هرگز به بانو يون يا هوانگ
 صدف دريايي ندادم

744
00:53:17,965 --> 00:53:21,662
...پس هوانگ را بياوريد و بانو
!منظورم اينه که، لطفاً هوانگ را بياوريد اينجا

745
00:53:21,702 --> 00:53:25,763
او را بياوريد! من مطمئنم مهم نيست
...که چه کسي به اينجا آورده ميشه

746
00:53:27,074 --> 00:53:32,535
و كاردار ارشد و بانو مين درباره
بيگناهي من شهادت خواهند داد

747
00:53:33,914 --> 00:53:39,875
شما بخاطر مي آوريد، درسته؟
بانو هن آن موقع بانوي اول آشپزخانه بود

748
00:53:39,920 --> 00:53:42,912
بنابراين او مرا به مهمانخانه دربار فرستاد
 درست نميگم؟

749
00:53:43,757 --> 00:53:45,190
درسته؟

750
00:53:46,827 --> 00:53:48,089
...بله، درسته

751
00:53:48,128 --> 00:53:51,359
...و بانو مين، سعي کن بخاطر بياري

752
00:53:51,932 --> 00:53:55,493
وقتي بانو هن مرا به مهمانسراي
 دربار فرستاد، چي بهم گفت؟

753
00:53:56,003 --> 00:53:59,370
...او بهم گفت که از مهمانسرا خارج نشم و اينکه

754
00:53:59,406 --> 00:54:02,102
مواد اوليه را برايم ميفرسته
پس من مجبور نيستم به دفتر تدارکات برم

755
00:54:02,142 --> 00:54:03,507
درست ميگم؟

756
00:54:06,447 --> 00:54:07,744
... درسته، اما

757
00:54:07,781 --> 00:54:11,683
بعد از آن شما دوباره من را ديديد؟

758
00:54:13,454 --> 00:54:15,513
...نه، من شما را نديدم

759
00:54:15,823 --> 00:54:17,791
...در آن زمان، بانوي اول آشپزخانه فعلي

760
00:54:17,825 --> 00:54:21,192
خودم و بانو يون حتي در قصر نبوديم

761
00:54:21,528 --> 00:54:24,588
و من اين داستان را هم بعداً شنيدم

762
00:54:25,499 --> 00:54:29,333
من نميدانم چرا او سعي ميکنه مرا
 درگير اين موضوع بکنه

763
00:54:29,370 --> 00:54:31,531
اما او نبايد چنين کاري را انجام بده

764
00:54:32,840 --> 00:54:34,467
...و من شنيدم که او به شما گفته

765
00:54:34,508 --> 00:54:36,499
که من وصيت نامه نوشته شده را جعل کرده ام؟

766
00:54:36,543 --> 00:54:40,172
چه شخص بي شرمي ميتونه مدرک
يک مُرده را جعل کنه؟

767
00:54:40,214 --> 00:54:42,682
!من حتي نميتونم در موردش فکر کنم

768
00:54:43,217 --> 00:54:45,947
...من نميدونم وصيت نامه چه ميگويد

769
00:54:45,986 --> 00:54:49,513
اما يک شخص در حال مرگ
 ميتونه دروغ بنويسه؟

770
00:54:49,556 --> 00:54:52,491
او احتمالاً با وجدان در حال مرگ اين را نوشته

771
00:54:54,556 --> 00:55:04,491
:: IR-DL.COM ::

