0
-00:00:09,000 --> 00:00:01,000
:: IR-DL.COM ::

1
00:00:02,380 --> 00:00:04,541
(قسمت چهل و دوم)

2
00:00:05,283 --> 00:00:09,014
يئول يي، يئول يي... تو او را نديدي؟

3
00:00:09,053 --> 00:00:12,648
مطمئن نيستم
 فکر کنم چند لحظه پيش اينجا ديدمش

4
00:00:12,690 --> 00:00:14,885
آيا او پيش بانوي اول رفت؟

5
00:00:16,561 --> 00:00:19,792
...پس داشتن يک فرزند در حاليکه فرد نشانه هايي

6
00:00:19,830 --> 00:00:22,298
از فشار خون داره، خطرناکه؟

7
00:00:22,333 --> 00:00:26,133
...بله، بنابراين او بايد از تمام انواع

8
00:00:26,170 --> 00:00:30,402
کائوليانگ، صدف، شير، تخم‌مرغ
ماهي و هر چيز داراي نمک پرهيز کنه

9
00:00:32,810 --> 00:00:35,438
حتي اگر سالم هم باشه، باز هم خطرناک است

10
00:00:35,479 --> 00:00:38,471
آيا بايد باز هم از او با غذاهاي
کائوليانگ پذيرايي کرد؟

11
00:00:38,516 --> 00:00:42,247
بله، او به زودي در تنفس دچار مشکل ميشه

12
00:00:42,286 --> 00:00:45,517
حتي ممکنه دچار تشنج و يا سکته ناقص بشه

13
00:00:45,556 --> 00:00:46,716
...پس

14
00:00:47,291 --> 00:00:49,156
اون بچه زنده نميمونه

15
00:00:53,698 --> 00:00:56,565
پس همه اين اتفاقات فقط به کمک غذا رخ ميده؟

16
00:00:57,001 --> 00:00:57,933
بله

17
00:01:01,238 --> 00:01:05,038
و اين غذاها براي تمام بانوان
 باردار ديگر مفيد هستند

18
00:01:05,376 --> 00:01:06,604
درسته

19
00:01:09,347 --> 00:01:15,547
هيچکس نخواهد فهميد
علاوه براين، حمله قلبي بسيار ناگهاني خواهد بود

20
00:01:15,586 --> 00:01:18,817
بنابراين کسي نميتونه من رو به اين دليل متهم کنه

21
00:01:25,630 --> 00:01:27,530
بايد اين بار کار رو تموم کني

22
00:01:30,635 --> 00:01:35,038
او در حال حاضر يک بانوي عاليرتبه است
...و اگر شاهزاده اي به دنيا بياره

23
00:01:35,840 --> 00:01:39,799
ديگه نميتونيم کاري با يانگوم بکنيم

24
00:01:42,880 --> 00:01:46,077
بايد هرجور شده تمامش کني

25
00:02:09,740 --> 00:02:11,105
تو نبايد چنين غذاهايي به او بدي

26
00:02:12,209 --> 00:02:15,178
هرگز غذاهاي چرب به او نده

27
00:02:15,212 --> 00:02:21,276
چرا؟ او مبتلا به کم خوني است
ما زحمت بسيار زيادي کشيديم تا اينها رو از بانو چويي بگيريم

28
00:02:21,318 --> 00:02:25,345
بعداً جزئيات رو بهت ميگم
فعلاً اينها رو براي او نبر، باشه؟

29
00:02:27,024 --> 00:02:28,048
باشه

30
00:02:31,762 --> 00:02:33,320
کجا بودي؟

31
00:02:33,364 --> 00:02:34,023
چطور مگه؟

32
00:02:34,065 --> 00:02:36,124
جناب شين دنبالت ميگشت

33
00:02:36,567 --> 00:02:37,363
واقعاً؟

34
00:02:37,401 --> 00:02:39,631
او ميخواهد تو را فوراً در محل بانو لي ببيند

35
00:02:40,104 --> 00:02:41,162
در مورد چه چيزي؟

36
00:02:41,205 --> 00:02:42,604
من نميدونم

37
00:02:44,942 --> 00:02:47,240
او ميخواهد تو را فوراً ببيند

38
00:03:22,279 --> 00:03:24,042
تو هم نبضش رو بگير

39
00:03:42,299 --> 00:03:43,493
وضعش چطوره؟

40
00:03:43,567 --> 00:03:46,968
نبض "جوک‌ ‌سو" او، به دليل وجود بچه قويتر ميزنه

41
00:03:47,138 --> 00:03:48,264
فقط همين؟

42
00:03:48,305 --> 00:03:50,967
"هرچند بدليل نبض "جوک‌ ‌سو‌
...خيلي خوب احساس نميکنم

43
00:03:51,008 --> 00:03:53,806
ولي نبض ضعيف "بو ساک‌" رو حس ميکنم
(فشار خون بالا)

44
00:03:54,979 --> 00:03:56,571
چه نوع غذاهايي به او داده ميشده؟

45
00:03:56,614 --> 00:03:58,912
بانوي پزشک به من گفتند که او
بايد به خوبي تغذيه بشه

46
00:03:58,949 --> 00:04:00,541
بنابراين ما به او سوپ استخوان ميداديم

47
00:04:00,584 --> 00:04:02,211
...و همچنين به دليل چيزي که او به ما گفت

48
00:04:02,253 --> 00:04:04,813
هر روز صدف و ميگو براي ايشون سرو ميشد

49
00:04:04,855 --> 00:04:07,016
ولي اين کارها براي چيه؟

50
00:04:07,057 --> 00:04:09,184
آيا او مشکل حادي داري؟

51
00:04:09,226 --> 00:04:14,254
...نه، ما فقط براي معاينه او و فرزندش اينجا هستيم

52
00:04:14,298 --> 00:04:17,893
پس لازم نيست شما نگران چيزي باشيد، بانو

53
00:04:33,517 --> 00:04:34,848
!تو از اين کار چه قصدي داشتي؟

54
00:04:34,885 --> 00:04:35,783
چه قصدي؟

55
00:04:35,820 --> 00:04:39,984
بدون هيچ قصد و نيتي، چطور چنان غذاهايي
را براي بانو لي تجويز کردي؟

56
00:04:41,025 --> 00:04:42,617
...من

57
00:04:42,660 --> 00:04:48,599
هرچند که نبضش بسيار ضعيفه، ولي اين
چيزيه که حتي شين‌ بي هم ميتونه بفهمه

58
00:04:50,000 --> 00:04:52,366
سعي نکن انکار کني

59
00:04:52,937 --> 00:04:54,234
چه خبره؟

60
00:04:56,140 --> 00:04:57,402
آيا تو نميدونستي؟

61
00:04:59,410 --> 00:05:01,935
...چطور ممکنه که يئول‌ ‌يي متوجه تفاوت بين

62
00:05:01,979 --> 00:05:04,243
فشار خون و کم خوني نشه؟

63
00:05:04,281 --> 00:05:09,844
من حتي با چشمان بسته هم ميتونم بگم
که موضوع ديگري در ميان است

64
00:05:09,887 --> 00:05:11,149
آيا درست نميگم؟

65
00:05:12,756 --> 00:05:15,452
اگر تو واقعاً نميدونستي، پس به
...وضوح به ما نشان ميدي که

66
00:05:15,492 --> 00:05:17,722
مهارت تو در پزشکي، دروغي بيش نبوده

67
00:05:18,596 --> 00:05:20,791
آيا تو واقعاً متوجه وضعيت نبض نشدي؟

68
00:05:20,831 --> 00:05:22,264
به ايشون جواب بده

69
00:05:22,399 --> 00:05:24,230
آيا واقعاً نميدونستي؟

70
00:05:32,042 --> 00:05:33,407
من واقعاً نميدونستم

71
00:05:35,613 --> 00:05:37,513
تو واقعاً نميدونستي؟

72
00:05:37,882 --> 00:05:39,281
من متأسفم

73
00:05:42,319 --> 00:05:45,482
من واقعاً نبض رو تشخيص ندادم

74
00:05:45,522 --> 00:05:49,117
...تو نميدونستي؟! تو نميدونستي

75
00:05:49,159 --> 00:05:51,150
...به خاطر بي توجهي ات داشتي

76
00:05:51,195 --> 00:05:54,756
به يک انسان صدمه ميزدي و
 ميگويي که نميدونستي؟

77
00:05:55,633 --> 00:05:59,125
به عنوان فردي که در پزشکي تجاربي داره
چطور ميتوني چنين چيزي بگي؟

78
00:06:01,305 --> 00:06:02,897
...از آنجايي که اين فشار خون بالاست

79
00:06:02,940 --> 00:06:05,773
بنابراين حاملگي، به خودي خود بسيار خطرناکه

80
00:06:05,809 --> 00:06:07,367
آيا حتي اين رو هم نميدونستي؟

81
00:06:08,579 --> 00:06:11,377
با اين حال، ممکنه او فکر کرده باشه
... که با وجود فشار خون بالا

82
00:06:11,415 --> 00:06:14,942
بانو لي ممکنه بدون توجه زياد در
مورد تغذيه، بچه را سقط کنند

83
00:06:14,985 --> 00:06:18,011
اين يک نوع اطلاعات عمومي در
بين پرستاران به حساب مياد

84
00:06:18,055 --> 00:06:19,989
آيا تو اين رو هم نميدونستي؟

85
00:06:20,891 --> 00:06:26,625
و با سرو کردن چنين غذاهايي، به هيچ وجه نميتونستي
از سلامت ماندن بانو لي و فرزندش اطمينان حاصل کني

86
00:06:26,664 --> 00:06:28,188
آيا تو اين رو هم نميدونستي؟

87
00:06:31,535 --> 00:06:33,196
آيا تو واقعاً نميدونستي؟

88
00:06:36,006 --> 00:06:39,100
پس آنچه به ما گفتي
 به هيچ وجه حرف بي موردي نبود

89
00:06:40,678 --> 00:06:44,637
بي دليل نبود که تو خودت را
محتاج آموزشهاي بيشتر ميدونستي

90
00:06:47,584 --> 00:06:50,815
قربان، ما نميتوانيم اجازه بدهيم که او
بيش از اين در داروخانه سلطنتي باقي بمونه

91
00:06:51,055 --> 00:06:54,821
لطفاً او را اخراج کنيد و اجازه بدهيد که در
اداره خدمات شهري آموزشهاي بيشتري کسب‌ کنه

92
00:06:57,094 --> 00:06:58,425
!قربان

93
00:07:00,130 --> 00:07:03,759
ولي اگر ما افراد را به محض اينکه
...مرتکب يک خطا ميشوند اخراج کنيم

94
00:07:03,801 --> 00:07:05,428
کسي در اينجا باقي نميمونه

95
00:07:07,037 --> 00:07:10,097
از اونجايي که او به خطاي خودش واقفه، براي
مجازات، او را به کارهاي پَست ميگماريم

96
00:07:10,140 --> 00:07:13,371
اينطوري او وقت داره که به عواقب کار خودش
...فکر کنه و اين امر کمکش ميکنه تا

97
00:07:13,410 --> 00:07:14,934
در آموزش هايش هم پيشرفت کنه

98
00:07:14,979 --> 00:07:15,502
...ولي

99
00:07:15,546 --> 00:07:16,979
!همين کار رو بکنيد

100
00:07:35,566 --> 00:07:36,863
...پس تو بالاخره

101
00:07:36,900 --> 00:07:40,802
...بانو يونگ و بانو هن افرادي رو که

102
00:07:40,838 --> 00:07:45,969
از غذا براي دستيابي به قدرت و ثروت
سوءاستفاده ميکردند، نبخشيدند

103
00:07:47,211 --> 00:07:49,406
و من هم نخواهم بخشيد

104
00:07:50,614 --> 00:07:56,314
اين در مورد غذا صادقه و در
مورد پزشکي بيشتر از اون

105
00:07:58,422 --> 00:08:00,583
...اگر دوباره چنين کاري رو انجام بدي

106
00:08:00,624 --> 00:08:03,593
...فقط يک بار ديگه... اونوقت

107
00:08:04,194 --> 00:08:06,890
هرگز تو را نخواهم بخشيد

108
00:08:08,599 --> 00:08:16,199
به بانو چويي بگو من به اين سادگي
...بي آبرو و اخراج نخواهم شد

109
00:08:16,240 --> 00:08:20,108
مثل اون کاري که با بانو يونگ و بانو هن کرد

110
00:08:41,865 --> 00:08:44,663
...اگرچه خوبه که يانگوم از بانو لي مراقبت ميکنه

111
00:08:44,701 --> 00:08:47,295
ولي چرا ما بايد يک دفعه چنين نوع
غذاهايي رو آماده کنيم؟

112
00:08:47,905 --> 00:08:51,170
من نميدونم. ما فقط کاري
رو ميکنيم که به ما گفته شده

113
00:08:51,208 --> 00:08:53,403
ولي من ميخواهم بدونم چرا؟

114
00:08:53,977 --> 00:08:56,810
من نميدونم. او و بقيه پزشکها به من
گفتند که اين کار رو بکنم

115
00:08:56,847 --> 00:08:58,041
پس ما فقط بايد کارمون رو انجام بديم

116
00:09:01,385 --> 00:09:02,545
خوشحالم مي بينمت

117
00:09:02,753 --> 00:09:06,814
غذا چه مشکلي داشت؟
 من شنيدم که تو اين رو توصيه کردي

118
00:09:07,858 --> 00:09:10,884
او بارداره، پس بايد خوب تغذيه بشه

119
00:09:11,462 --> 00:09:13,794
اين خيلي زياده.... اين ديگه چيه؟

120
00:09:14,498 --> 00:09:16,022
او بايد اينطور تغذيه بشه

121
00:09:16,800 --> 00:09:17,664
چرا؟

122
00:09:21,839 --> 00:09:25,502
!پس او مبتلا به فشار خون بوده و نه کم خوني

123
00:09:26,210 --> 00:09:28,110
پس يئول يي چي؟

124
00:09:28,145 --> 00:09:30,010
چرا او تشخيص ديگري داده بود؟

125
00:09:30,047 --> 00:09:32,015
بله... شما گفتيد که او پزشک خوبيه

126
00:09:32,516 --> 00:09:33,847
...بله

127
00:09:34,418 --> 00:09:35,715
پس چرا؟

128
00:09:37,187 --> 00:09:39,417
او آلت دست بانو چويي بوده

129
00:09:40,157 --> 00:09:42,717
!چي؟! بانو چويي؟

130
00:09:44,428 --> 00:09:49,263
چي دارم ميشنوم؟ هرچند که او از بانو لي
!خوشش نمي ياد، ولي چطور ميتونه

131
00:09:49,566 --> 00:09:53,832
او احتمالاً نگرانه که بانو لي بيش از
اين علاقه پادشاه رو جلب کنه

132
00:09:54,371 --> 00:09:57,636
!ولي باز هم... او چطور ميتونه؟

133
00:09:58,308 --> 00:09:59,741
!در اين مورد با پادشاه صحبت کنيد

134
00:09:59,776 --> 00:10:01,767
بيفايده است. هيچ مدرکي وجود نداره

135
00:10:01,812 --> 00:10:03,837
فقط اگر بانو چويي به سادگي
همه چيز را انکار کند، کار تمومه

136
00:10:04,114 --> 00:10:05,741
اگر اينطور به نظر برسه به بانو لي حسادت ميکنه

137
00:10:05,782 --> 00:10:07,579
نتيجه‌اش اين خواهد بود که او
علاقه و محبت پادشاه را از دست ميدهد

138
00:10:07,618 --> 00:10:09,643
در مورد ملکه قبلي هم موضوع همينطور بود

139
00:10:10,220 --> 00:10:11,812
پس ما بايد چکار کنيم؟

140
00:10:12,222 --> 00:10:14,747
شما دو تا بايد فقط سعي کنيد مراقب ايشون باشيد

141
00:10:17,261 --> 00:10:21,357
لازم نيست فرد بيمار رو با چنين
 اخباري ناراحت کنيد

142
00:10:21,632 --> 00:10:24,066
فقط در آرامش از او مراقبت کنيد

143
00:10:24,234 --> 00:10:25,758
ما بايد چکار کنيم؟

144
00:10:26,103 --> 00:10:30,403
بانو، شما بايد تمام تلاشتون را به کار
ببريد تا به ايشون آرامش خاطر بدهيد

145
00:10:30,674 --> 00:10:35,338
اغلب به ايشون جوشانده "گل داودي" بديد
اين براي سردرد ايشون خوبه

146
00:10:36,246 --> 00:10:39,374
و بهشون گلابي بدهيد

147
00:10:39,550 --> 00:10:46,456
"خصوصاً گلابي هاي استان "ناجو
براي تب و دستگاه ادرار خوب هستند

148
00:10:46,490 --> 00:10:48,583
همچنين براي آماس هاي احتمالي هم مفيده

149
00:10:49,293 --> 00:10:50,885
آيا اين تمام کاري است که بايد بکنيم؟

150
00:10:50,928 --> 00:10:55,297
ايشون نبايد چيز چرب يا شور بخوره

151
00:10:55,332 --> 00:10:57,596
در عوض مقادير زيادي ميوه و
 سبزيجات براش خوبه

152
00:10:57,834 --> 00:11:02,032
همچنين لوبيا، توفو و ماهي هايي
 که زياد چرب نيستند

153
00:11:02,072 --> 00:11:03,198
بسيار خب

154
00:11:03,674 --> 00:11:08,543
و هر اتفاقي هم که بيافته
 نبايد از کنار ايشون دور بشيد

155
00:11:09,346 --> 00:11:10,335
باشه

156
00:11:10,547 --> 00:11:13,311
و اگر مشکلي بود به من خبر بدهيد

157
00:11:14,084 --> 00:11:14,982
بسيار خب

158
00:11:15,052 --> 00:11:17,816
ولي من هنوز احساس ناراحتي ميکنم

159
00:11:17,955 --> 00:11:19,980
بانو چويي ميدونه که من از موضوع خبر دارم

160
00:11:20,023 --> 00:11:22,355
بنابراين فعلاً کاري نخواهد کرد

161
00:11:40,744 --> 00:11:45,147
بانوي من، ديگه نميتونم بيش از اين تحمل کنم

162
00:11:58,962 --> 00:12:00,953
چه چيزي شما رو به اينجا آورده؟

163
00:12:06,470 --> 00:12:09,030
اونها واقعاً چنين کاري کردند؟

164
00:12:09,439 --> 00:12:15,674
بله، اگر ما بيش از اين صبر کنيم
ميترسم اطرافيان من صدمه ببينند

165
00:12:18,882 --> 00:12:21,248
ولي هنوز بايد مراقب باشيم

166
00:12:22,552 --> 00:12:28,650
هرچند قدرت جناب اوه کيوم هو تضعيف شده
ولي هنوز هم درافتادن با آنها چندان ساده نيست

167
00:12:29,860 --> 00:12:32,226
من در مورد صدراعظم دست راست
اطلاعات مقدماتي بدست آوردم

168
00:12:32,262 --> 00:12:33,661
فکر نميکنم که هنوز وقتش رسيده باشه

169
00:12:33,697 --> 00:12:37,394
هنوز کار سختي است

170
00:12:37,868 --> 00:12:40,462
و قرار هم نيست ساده‌تر بشه

171
00:12:42,306 --> 00:12:46,208
بعضي وقتها ميشه راه‌‌ حلي پيدا کرد

172
00:12:46,977 --> 00:12:48,638
داريد به چي فکر ميکنيد؟

173
00:12:48,679 --> 00:12:53,446
قبل از هرچيز، بايد تشخيص بدهيم
که چرا پادشاه از اون موقع بيماره

174
00:12:54,918 --> 00:12:57,182
فکر ميکنيد علتش تشخيص غلطه؟

175
00:12:57,387 --> 00:13:00,584
بسيار محتمل به نظر ميرسه

176
00:13:01,291 --> 00:13:05,489
براي اين کار بايد بتونيد سلامتي پادشاه رو بررسي کنيد

177
00:13:07,564 --> 00:13:10,829
اگر ملکه بود، ميتوانستي خودت
 اين کار را بکني، ولي

178
00:13:10,867 --> 00:13:13,427
فقط پزشکان مرد حق دارند که سلامتي
 پادشاه را بررسي کنند

179
00:13:13,804 --> 00:13:16,637
پزشکان زن فقط ميتوانند به پادشاه غذا و دارو بدهند

180
00:13:17,674 --> 00:13:21,269
علاوه بر اين، تو حتي مسئول اتاق پادشاه هم نيستي

181
00:13:21,311 --> 00:13:23,871
...راه ديگري هم براي فهميدن هست

182
00:13:23,914 --> 00:13:26,542
بدون اينکه معاينه انجام بدهيم

183
00:13:26,583 --> 00:13:29,677
منظورت سوابق پزشکي سلطنتيه؟

184
00:13:31,254 --> 00:13:32,278
بله

185
00:13:33,190 --> 00:13:40,062
ولي فقط كاردارها که مسئول نگهداري سوابق
خصوصي پادشاه هستند، به آنها دسترسي دارند

186
00:13:40,664 --> 00:13:42,598
حتي مقامات ارشد هم اجازه ندارند به اونجا وارد بشوند

187
00:13:43,033 --> 00:13:44,728
پزشکان ميتوانند به آنجا وارد شوند

188
00:13:45,402 --> 00:13:48,098
ولي اين فقط در مواقعي است که
سلامت پادشاه در خطر باشه

189
00:13:48,138 --> 00:13:51,335
و آنهم فقط با کسب‌ اجازه از كاردارها ممکنه

190
00:13:53,243 --> 00:13:54,676
بايد راهي باشه

191
00:13:55,412 --> 00:13:57,573
ما بايد راهي پيدا کنيم

192
00:14:15,899 --> 00:14:17,423
هرچند من نميتوانم در موارد مهم کمکي بکنم

193
00:14:17,467 --> 00:14:19,332
ولي من بايد قادر باشم در موارد کوچک
 کارهايي انجام دهم

194
00:14:19,803 --> 00:14:21,794
اگر نياز به کمک داشتي، به من رجوع کن

195
00:14:22,172 --> 00:14:24,800
من درخواست کوچکي دارم

196
00:14:26,643 --> 00:14:29,578
در مورد بانو لي است

197
00:14:29,946 --> 00:14:33,746
بله، پادشاه اخيراً ايشون رو تصادفاً ديده‌اند

198
00:14:34,718 --> 00:14:38,051
ايشون مثل دختر بانو يونگ بودند

199
00:14:38,088 --> 00:14:39,715
واقعاً؟

200
00:14:40,257 --> 00:14:43,385
من شنيده ام پادشاه بعد از
آخرين باري که با ايشون خوابيدند

201
00:14:43,427 --> 00:14:45,554
ديگر ايشون رو نديدند

202
00:14:46,363 --> 00:14:48,456
...اگر شما بتوانيد کمک کنيد که

203
00:14:48,865 --> 00:14:54,326
اوه، نه، چنين مواردي تنها با اراده
 پادشاه انجام ميگيرند

204
00:14:56,773 --> 00:15:00,869
ولي اگر زمان و فرصت مساعدي وجود داشت
آن وقت من هم سعي خواهم کرد تا کمک کنم

205
00:15:01,344 --> 00:15:03,676
متشکرم، قربان

206
00:15:04,881 --> 00:15:09,341
من شرمنده ام، ولي خواهش ديگري هم دارم

207
00:15:09,986 --> 00:15:12,181
بله... چه خواهشي؟

208
00:15:14,658 --> 00:15:17,126
من ميخواهم که سوابق پزشکي پادشاه رو ببينم

209
00:15:17,794 --> 00:15:18,818
!چي؟

210
00:15:18,862 --> 00:15:21,296
...من ميدانم که يک بانوي پزشک حق نداره

211
00:15:21,331 --> 00:15:24,164
ولي من شنيده‌ام که اين سوابق
توسط كاردارها نگهداري ميشود

212
00:15:24,201 --> 00:15:28,137
لطفاً به من کمک کنيد تا نام بانو هن رو پاک کنم

213
00:15:28,905 --> 00:15:29,735
من نميتونم چنين کاري بکنم

214
00:15:29,773 --> 00:15:30,671
!قربان

215
00:15:30,707 --> 00:15:34,199
!اين آرشيو خصوصي قصر پادشاهه، غيرممکنه

216
00:15:34,578 --> 00:15:36,409
حتي فکرش رو هم نکن

217
00:15:45,989 --> 00:15:50,085
!گفتم که نميتوني اونها رو برداري

218
00:15:50,126 --> 00:15:53,152
منظورت چيه؟
من فقط براي ده ماه اونها رو لازم دارم

219
00:15:53,196 --> 00:15:54,595
بعداً اون رو برميگردونم

220
00:17:00,564 --> 00:17:04,523
اين، صدها بار از يک طلسم نوشته شده مؤثرتره

221
00:17:04,568 --> 00:17:05,694
واقعاً؟

222
00:17:05,869 --> 00:17:09,896
داخلش يک شيء سنگي پيدا ميکنيد

223
00:17:15,645 --> 00:17:19,638
اين لباس حاملگي مادري است که
تا بحال پانزده فرزند به دنيا آورده

224
00:17:20,250 --> 00:17:21,649
...من، چطور

225
00:17:21,918 --> 00:17:25,547
اين رو در زير بالشت قرار بده و آنوقت
فرزندي سالم رو به دنيا خواهي آورد

226
00:17:29,926 --> 00:17:31,188
!آه، خداي من

227
00:17:32,262 --> 00:17:40,863
اين بيني بوداي سنگيه که لمس کردنش
کمک ميکنه زايمان راحتي داشته باشي

228
00:17:40,904 --> 00:17:43,634
به اين دليل است که زنان باردار
براي لمس آن ميروند

229
00:17:44,708 --> 00:17:46,141
اين وحشتناکه

230
00:17:46,343 --> 00:17:51,144
ولي اگر ميخواهي که فرزند سالمي به
دنيا بياوري، بايد به حرفهاي من گوش کني

231
00:17:51,281 --> 00:17:54,250
بانو مين، من فکر ميکنم که يک چيزي عجيبه

232
00:17:54,551 --> 00:17:55,677
چه چيزي؟

233
00:17:55,719 --> 00:18:00,247
يانگوم به اينجا اومده تا جايگزين
يئول يي بشه و غذاها تغيير کردند

234
00:18:00,290 --> 00:18:03,259
همه چيز بعد از اينکه اونها براي
معاينه نبض من آمدند، تغيير کرد

235
00:18:03,293 --> 00:18:04,419
آيا مشکلي وجود داره؟

236
00:18:04,461 --> 00:18:06,793
آه، نه مشکلي نيست

237
00:18:06,830 --> 00:18:09,924
اين غذاها رو يانگوم براي شما توصيه کرده

238
00:18:10,133 --> 00:18:12,033
پس مشکلي وجود نداره؟

239
00:18:12,068 --> 00:18:13,626
!مطمئناً

240
00:18:14,104 --> 00:18:17,665
اين روزها اغلب بانو چويي و يانگوم
 را در خواب مي بينم

241
00:18:18,742 --> 00:18:20,471
چطور...؟

242
00:18:21,344 --> 00:18:26,281
نميتونم خوب به خاطر بيارم، ولي به نظر
ميرسيد که يانگوم در خطره

243
00:18:28,752 --> 00:18:30,811
...من کمي نگرانم

244
00:18:30,854 --> 00:18:33,084
احتمالاً موردي براي نگراني وجود نداره

245
00:18:33,123 --> 00:18:35,956
ميگويند معمولاً آدم خلاف آنچه را که
قراره اتفاق بيافته، در خواب ميبينه

246
00:18:45,068 --> 00:18:48,196
چيه؟ آيا ميخواهي چيزي به من بگي؟

247
00:18:49,372 --> 00:18:55,368
ملکه ميگويند که درد شانه هاي
ايشون، هر صبح بدتر ميشه

248
00:18:56,279 --> 00:19:00,272
بنابراين نگران شدم که مبادا ايشون
بيماري ديگري داشته باشند

249
00:19:02,786 --> 00:19:06,620
من ميخواهم سوابق پزشکي
خصوصي ايشون رو بررسي کنم

250
00:19:07,223 --> 00:19:11,557
لازم نيست اين کار رو بکني. آيا نشنيدي
که اين امر به دليل وزن موهاست؟

251
00:19:11,761 --> 00:19:13,661
فقط بايد ايشون رو ماساژ بدي

252
00:19:14,330 --> 00:19:18,824
به عنوان پزشک ايشون من مايلم
همه چيز رو درباره ايشون بدونم

253
00:19:19,169 --> 00:19:23,606
من شنيده‌ام که يک پزشک بايد سوابق رو از دوران
کودکي و همچنين تاريخچه خانوادگي بيمار بدونه

254
00:19:23,640 --> 00:19:26,871
بنابراين خواهش ميکنم به من اجازه بديد
به اتاق سوابق خصوصي وارد بشم

255
00:19:27,110 --> 00:19:30,341
من نگراني شما رو درک ميکنم
 ولي موضوع اينه که شما

256
00:19:30,380 --> 00:19:32,974
نميتوانيد وارد اتاق سوابق بشويد

257
00:19:33,016 --> 00:19:35,917
من بايد از سرپرست پزشکان
...در اين خصوص اجازه بگيرم و

258
00:19:35,952 --> 00:19:38,386
...حتي سرپرست پزشکان هم بايد اجازه اين کار رو از

259
00:19:38,421 --> 00:19:40,480
كاردارهاي مخصوص بگيره تا بشه وارد اونجا شد

260
00:19:46,229 --> 00:19:48,789
!چي؟ اين چيزيه که او گفت؟

261
00:19:49,065 --> 00:19:50,726
!او ميگه که ميخواهد بجنگه

262
00:19:50,867 --> 00:19:54,860
اگر ميخواست موضوع را فراموش کنه
هرگز برنميگشت

263
00:19:55,572 --> 00:19:57,802
به نظر ميرسه که موضوع بيش از
 يک دردسر ساده است

264
00:20:00,543 --> 00:20:04,445
...نگرش پادشاه بيش از پيش تيره شده و

265
00:20:04,481 --> 00:20:07,973
بانو لي هم به خاطر وجود بچه به
يکي از بانوان رده بالا تبديل شده

266
00:20:11,154 --> 00:20:13,952
ديگه موضوع فقط خلاصي از دست يانگوم نيست

267
00:20:14,457 --> 00:20:17,620
با خلاصي از دست او، ما دچار
مشکلات بيشتري خواهيم شد

268
00:20:22,332 --> 00:20:25,426
حرکات جناب مين بسيار عجيبند

269
00:20:26,236 --> 00:20:27,533
چرا؟

270
00:20:27,570 --> 00:20:30,937
به عنوان يکي از دفاتر اداري، نيازي به حضور
افراد نظامي در آنجا نيست

271
00:20:30,974 --> 00:20:33,875
ولي تعداد اونها در حال افزايشه

272
00:20:35,345 --> 00:20:39,782
قطعاً اين نقشه‌اي براي برملا کردن
روابط من و جناب اوه کيوم هو است

273
00:20:42,485 --> 00:20:44,612
فعلاً کاري نيست که بتوانيم انجام بديم

274
00:20:44,654 --> 00:20:47,145
چون تحت حمايت وزير دست چپ قرار داره

275
00:20:49,926 --> 00:20:53,555
ما بايد وقتي که ميتوانستيم
ريشه مشکل را از بين ميبرديم

276
00:21:01,671 --> 00:21:07,234
قصد ندارم الان تو رو سرزنش کنم
 چون اين اشتباه من بوده

277
00:21:07,844 --> 00:21:09,641
ما بايد تمام جزئيات رو در نظر ميگرفتيم

278
00:21:09,679 --> 00:21:12,011
حتي اگر باعث ميشد پاي تو به ميان بياد

279
00:21:12,148 --> 00:21:15,379
ولي هنوز هم راهي هست

280
00:21:17,954 --> 00:21:19,615
...هرچند که او يکي از بانوان دربار نيست

281
00:21:19,656 --> 00:21:26,323
اگر مشخص بشه که او با يکي از افسران در
رابطه است، هر دوي آنها بايد اخراج بشوند

282
00:21:29,132 --> 00:21:32,829
اين اغلب اتفاق ميافته و کساني که
...به چنين دلايلي اخراج شوند

283
00:21:32,869 --> 00:21:37,738
به دليل رسوايي ديگر قادر نخواهند بود
 به قصر برگردند

284
00:21:38,775 --> 00:21:40,299
ميخواهي چکار کني؟

285
00:21:40,877 --> 00:21:46,509
آيا تو هنوز هم در انتظار مين هستي؟
کسي که نه ميتواني به دستش بياري و نه فراموشش کني

286
00:21:49,085 --> 00:21:52,020
تو بايد تصميم بگيري و عمل کني

287
00:21:55,191 --> 00:21:58,820
تو بايد در صورتي که من به هر دليل
مُردم، خانواده را هدايت کني

288
00:22:02,765 --> 00:22:06,428
خوب فکر کن که چه کاري بايد انجام بدي

289
00:22:27,156 --> 00:22:32,116
وقتي که من رو ماساژ ميدهي، احساس ميکنم که
حالم خوبه، ولي وقتي که مينشينم باز احساس درد ميکنم

290
00:22:32,395 --> 00:22:35,523
...اين امر احتمالاً به دليل وزن موهاست و

291
00:22:35,565 --> 00:22:39,194
بله، من هم نگران اين امر هستم

292
00:22:40,303 --> 00:22:45,900
مادر پادشاه هم همين مشکلات رو داشت
ولي فکر کنم من ضعيفتر از او عمل ميکنم

293
00:22:46,910 --> 00:22:49,378
بله، من هم نگران اين امر هستم

294
00:22:49,679 --> 00:22:55,140
شانه هايتان درد ميکند و گردن و همچنين
پشتتون احساس خشکي دارند

295
00:22:55,184 --> 00:22:58,312
من نگرانم که اين موارد بر اثر بيماري ديگري باشند

296
00:22:59,689 --> 00:23:01,281
آيا چنين چيزي ممکنه؟

297
00:23:01,324 --> 00:23:02,621
بله، اولياحضرت

298
00:23:02,659 --> 00:23:06,720
به همين دليل من تقاضايي دارم

299
00:23:08,031 --> 00:23:09,055
يک تقاضا؟

300
00:23:09,866 --> 00:23:11,493
بله، اولياحضرت

301
00:23:21,110 --> 00:23:24,568
تو سعي داري چکار کني؟ خيال داري
مافوق خودت جناب يونگ رو ناديده بگيري؟

302
00:23:24,614 --> 00:23:27,344
چطور جرأت ميکني چنين تقاضايي رو مطرح کني؟

303
00:23:27,383 --> 00:23:31,444
مهم نيست که تو چقدر محبوبيت داري
تو فقط يک بانوي پزشک هستي

304
00:23:32,789 --> 00:23:36,350
اتاق سوابق خصوصي فقط در زماني استفاده
ميشود که مورد اضطراري پيش آمده باشد

305
00:23:36,592 --> 00:23:39,186
چطور جرأت ميکني که تقاضاي
 ورود به آنجا را بکني؟

306
00:23:41,030 --> 00:23:43,828
من متوجه علاقه و توجه تو به
عنوان يک بانوي پزشک هستم

307
00:23:43,866 --> 00:23:48,530
ولي حتي پزشک ارشد هم نميتونه
 آزادانه به آنجا وارد بشه

308
00:23:49,038 --> 00:23:52,906
علاوه بر اين، تو کاملاً نظام سلسله
مراتب داروخانه را ناديده گرفتي

309
00:23:53,242 --> 00:23:54,675
متأسفم

310
00:23:55,211 --> 00:23:57,805
به نزد ملکه برگرد و از ايشون عذرخواهي کن

311
00:23:57,847 --> 00:23:59,405
و نگذار که چنين مسائلي دوباره پيش بياد

312
00:24:00,783 --> 00:24:02,944
تو داري چکار ميکني؟ به ايشون جواب بده

313
00:24:05,588 --> 00:24:07,021
من نميتوانم چنين کاري بکنم

314
00:24:09,892 --> 00:24:11,519
!چطور جرأت ميکني؟

315
00:24:12,762 --> 00:24:16,721
متأسفم، عذر ميخواهم جناب يونگ

316
00:24:17,100 --> 00:24:20,797
لطفاً همين يک بار مرا ببخشيد
فقط همين يک بار

317
00:24:32,382 --> 00:24:35,840
يانگوم، چرا اين کار رو کردي؟

318
00:24:35,885 --> 00:24:39,412
تو تقريباً اعتماد اونها رو بخاطر
...بانو لي کسب کرده بودي

319
00:24:39,455 --> 00:24:41,650
ولي حالا دوباره نفرت اونها رو برانگيختي

320
00:24:42,325 --> 00:24:45,783
او به دليل توجه و حمايت ملکه
 نسبت به همه چيز بي توجهه

321
00:24:48,631 --> 00:24:50,462
براي تو کافي نبود که ما رو ناديده بگيري

322
00:24:50,500 --> 00:24:52,400
ولي حالا، حتي نسبت به پزشکان؟

323
00:24:53,603 --> 00:24:58,734
متأسفم...من جداً متأسفم

324
00:25:08,851 --> 00:25:10,011
تو کي هستي؟

325
00:25:11,020 --> 00:25:13,284
من بانوي پزشکي هستم که مسئول
 سلامت ملکه است

326
00:25:13,322 --> 00:25:14,880
يک بانوي پزشک اجازه ورود نداره

327
00:25:14,924 --> 00:25:17,950
به او اجازه بدهيد وارد بشه
من نامه‌اي از ملکه درباره او دريافت کردم

328
00:25:19,195 --> 00:25:20,594
برو داخل

329
00:25:27,370 --> 00:25:31,932
من به دليل فرمان ملکه، به تو اجازه ورود ميدهم

330
00:25:32,341 --> 00:25:35,208
به هر حال تو فقط چهار ساعت ميتوني بموني

331
00:25:35,244 --> 00:25:38,907
نه اجازه داري چيزي رو بيرون ببري و نه
اجازه داري از چيزي رونوشت تهيه کني

332
00:25:38,948 --> 00:25:40,210
فهميدي؟

333
00:25:42,218 --> 00:25:46,086
برو داخل، سوابق ملکه در سمت راست قرار داره

334
00:26:30,666 --> 00:26:32,634
!تو داري اونجا چکار ميکني؟

335
00:26:34,637 --> 00:26:38,334
اون طرف نيست
سوابق ملکه در سمت راست هستند

336
00:26:38,674 --> 00:26:42,235
متأسفم، اين اولين باري است که به اينجا ميام

337
00:26:56,692 --> 00:26:58,250
صبر کن

338
00:27:01,063 --> 00:27:02,758
رو کن به من

339
00:27:06,435 --> 00:27:08,130
دستات رو دراز کن

340
00:27:09,205 --> 00:27:11,503
دستهات رو ببر بالا

341
00:27:12,775 --> 00:27:14,743
چکار داري ميکني؟

342
00:27:28,824 --> 00:27:31,019
خوبه، حالا ميتوني بري

343
00:27:59,522 --> 00:28:01,114
تو داري اينجا چکار ميکني؟

344
00:28:02,992 --> 00:28:04,357
...چيزي نيست

345
00:28:06,362 --> 00:28:08,660
آيا آمدي تا من رو کنترل کني؟

346
00:28:09,999 --> 00:28:11,261
...نه

347
00:28:24,814 --> 00:28:26,179
امروز زود به خونه آمدي

348
00:28:28,217 --> 00:28:29,514
موضوع چيه؟

349
00:28:35,258 --> 00:28:36,520
اين چيه؟

350
00:28:37,193 --> 00:28:39,058
اين سوابق پزشکي پادشاهه

351
00:28:39,895 --> 00:28:40,827
!چي...؟! چطور...؟

352
00:28:40,863 --> 00:28:42,592
تو داري چکار ميکني؟

353
00:28:50,940 --> 00:28:52,908
آماده شو تا اون رو کپي کنيم

354
00:28:57,246 --> 00:28:59,305
مجبور نيستي که فردا اون رو برگردوني؟

355
00:28:59,815 --> 00:29:03,273
بله، چون فردا تصميم دارم يکي ديگه بردارم

356
00:29:03,886 --> 00:29:05,877
...تو ديوانه اي

357
00:29:23,239 --> 00:29:28,506
اين قطعاً آنفولانزا است
جالبه که اينطور مداوم تکرار شده

358
00:29:29,312 --> 00:29:33,476
من نميتونم شخصاً نبض او را چک کنم
پس شما بايد به من کمک کنيد

359
00:29:33,983 --> 00:29:37,749
چون من در قصر هستم، لطفاً براي من
يک بيمار با علائم مشابه پيدا کنيد

360
00:29:38,587 --> 00:29:40,111
...سعي خواهم کرد، ولي

361
00:29:40,423 --> 00:29:42,618
شما بايد يک نفر را پيدا کنيد...خواهش ميکنم

362
00:29:44,093 --> 00:29:45,253
باشه

363
00:31:26,729 --> 00:31:31,894
ميتونيد قدري از وقتتون رو به من بدهيد؟

364
00:31:50,986 --> 00:31:52,613
لطفاً بنشينيد

365
00:31:55,057 --> 00:31:56,615
موضوع چيه؟

366
00:31:57,059 --> 00:31:59,186
لطفاً بنشينيد

367
00:32:35,731 --> 00:32:38,325
لطفاً ميل کنيد

368
00:32:42,404 --> 00:32:50,834
ميخواستم براي فردي غذا
تهيه کنم که پادشاه نيست

369
00:32:55,885 --> 00:33:01,721
قلب خيانتکار من، مانند زغال افروخته‌اي گر ميگيرد

370
00:33:01,757 --> 00:33:11,530
هروقت که خودم رو متوقف ميکنم و به ياد
خودم ميارم که من يک بانوي دربارم

371
00:33:14,703 --> 00:33:22,371
چون من يک بانوي دربارم، چون اين کار
...نميتوانست انجام شود

372
00:33:28,083 --> 00:33:34,249
فقط به ياد داشته باشيد که زماني
 بانوي دربار بيچاره‌اي بود

373
00:33:36,759 --> 00:33:44,495
فقط به ياد داشته باشيد که زماني
...بانوي دربار خستگي ناپذيري بود

374
00:33:48,470 --> 00:33:53,407
در تنهايي و ترس، فقط اين رو به
...خاطر داشته باشيد که

375
00:33:53,442 --> 00:33:58,402
...يکي از بانوان دربار سعي کرد

376
00:34:00,215 --> 00:34:06,984
تا شما رو در قلب خودش جاي بده

377
00:34:07,022 --> 00:34:15,726
...ولي به اندازه کافي خوب نبود

378
00:34:18,400 --> 00:34:28,207
زيرا شما حتي براي يک لحظه‌ هم
...قلبتون رو به من نميدهيد

379
00:34:33,048 --> 00:34:40,682
نفرت به حدي بزرگ شده که ديگر
دلم ميخواهد به اون خاتمه بدهم

380
00:34:42,424 --> 00:34:53,562
ولي در تلاش براي خاتمه دادن به اين
مصيبت بزرگ، به موضوعي برخوردم

381
00:34:59,908 --> 00:35:08,407
من به ياد آوردم که حتي يک غذا هم
 براي شما تهيه نکردم

382
00:35:18,827 --> 00:35:20,852
لطفاً ميل کنيد

383
00:36:29,698 --> 00:36:32,496
!بانو چويي! بانو چويي

384
00:37:12,074 --> 00:37:13,735
کجا بودي؟

385
00:37:16,645 --> 00:37:19,910
حالا هر کاري که ميخواهيد بکنيد

386
00:37:23,118 --> 00:37:27,248
حالا ديگه من به اين موضوع خاتمه ميدهم

387
00:37:31,593 --> 00:37:35,791
اگر اين بشکنه، تو مسئوليتش رو قبول ميکني؟

388
00:37:36,231 --> 00:37:37,789
زيرش رو بلند کن... با احتياط

389
00:37:40,502 --> 00:37:42,436
تو الان گرفتاري؟

390
00:37:42,471 --> 00:37:44,939
نه، اين آخريشه

391
00:37:45,574 --> 00:37:46,973
بگذار يک لحظه ببينمت

392
00:37:54,416 --> 00:37:56,577
بفرما و بخور

393
00:37:56,752 --> 00:37:59,653
موضوع اين غذا چيه؟

394
00:38:00,656 --> 00:38:03,819
...صبر کن، نکنه ميخواهي بگي که

395
00:38:03,859 --> 00:38:06,794
ديگه نوشيدني من رو نميخواهي، اون هم بعد
از اينکه من خوردن اين غذا رو تموم کردم

396
00:38:06,829 --> 00:38:10,959
هي، آيا تو در مورد من اينطور فکر ميکني؟

397
00:38:10,999 --> 00:38:13,797
اين غذا به خاطر اونه که در تمام اين
مدت، نوشيدني خوبي تهيه ميکردي

398
00:38:13,836 --> 00:38:16,100
!اين پاداشي براي تو از طرف منه. بفرما

399
00:38:16,138 --> 00:38:17,730
!متشکرم

400
00:38:17,773 --> 00:38:19,866
بفرما ... بنوش

401
00:38:23,478 --> 00:38:29,110
در حقيقت من براي واسطه گري
 در ازدواج نزد تو آمدم

402
00:38:30,419 --> 00:38:32,546
!واسطه ازدواج؟ چه کسي

403
00:38:32,921 --> 00:38:34,752
خوب معلومه، يانگوم

404
00:38:35,490 --> 00:38:37,355
!يانگوم...؟

405
00:38:37,392 --> 00:38:42,261
بله، او يکي از افراد زيردست منه

406
00:38:42,297 --> 00:38:46,700
هرچند که يانگوم يک خدمتکار به شمار
ميره، چون در خدمت ملکه است

407
00:38:46,735 --> 00:38:48,965
ولي به عنوان يک بانوي پزشک، به زودي
جزئي از طبقه متوسط خواهد بود

408
00:38:49,004 --> 00:38:50,130
بله، درسته

409
00:38:50,172 --> 00:38:53,573
بر طبق قوانين موجود، ازدواج در بين
طبقات تخلف محسوب نميشه

410
00:38:53,609 --> 00:38:55,907
...و او در سن مناسبيه

411
00:38:56,645 --> 00:38:59,546
...نه، يانگوم نه

412
00:38:59,581 --> 00:39:01,344
چرا نه؟

413
00:39:01,383 --> 00:39:05,945
...يانگوم... جناب مين جانگ هو

414
00:39:06,488 --> 00:39:07,113
چي؟ چه کسي؟

415
00:39:07,155 --> 00:39:11,819
بهش فکر نکن، يانگوم زياد قابل اطمينان نيست

416
00:39:11,860 --> 00:39:15,489
او قابل اطمينان نيست؟
منظورت از غيرقابل اطمينان چيه؟

417
00:39:15,530 --> 00:39:16,997
پس قابل اطمينانه؟

418
00:39:17,032 --> 00:39:18,761
چرا دوباره داري بحث ميکني؟

419
00:39:19,001 --> 00:39:20,935
...چطور ممکنه يانگوم

420
00:39:21,336 --> 00:39:22,803
!ولش کن

421
00:39:33,849 --> 00:39:34,577
موضوع چيه؟

422
00:39:34,616 --> 00:39:38,882
...متأسفم. همسر او ناگهان وارد شد

423
00:39:40,255 --> 00:39:45,283
قربان، نگران نباشيد، من فردي رو
به اون دهکده طاعون زده فرستادم

424
00:39:45,327 --> 00:39:47,318
پس ما به زودي شاهدي خواهيم داشت

425
00:39:47,396 --> 00:39:51,924
آيا اين صحت داره که او به خاطر
اون دختر به اونجا برگشت؟

426
00:39:51,967 --> 00:39:54,026
بله، قطعاً همينطوره

427
00:39:55,637 --> 00:39:58,504
...افسوس... به عنوان معاون مدير امداد

428
00:39:58,540 --> 00:40:01,304
معنيش اين نيست که او تبديل به يکي
 از مقامات مدير شده

429
00:40:01,343 --> 00:40:04,335
تا بتواند صاحب يک مقام عاليرتبه داروخانه بشود؟

430
00:40:06,415 --> 00:40:10,374
من به وضوح جناب اوه کيوم هو و
جناب چويي را در اتاق کناري ديدم

431
00:40:10,719 --> 00:40:12,516
آيا اين صحت داره؟

432
00:40:13,121 --> 00:40:16,522
...بله، البته. من نميدونم نفر سوم کي بود

433
00:40:16,558 --> 00:40:18,719
ولي اون دو تا قطعاً اونجا بودند

434
00:40:21,830 --> 00:40:26,290
...من حتي اين رو هم نميدونستم
...و فقط به اون "مک کي" اعتماد کردم

435
00:40:26,468 --> 00:40:28,402
بله، اين مشکل توست

436
00:40:28,437 --> 00:40:32,464
تو نميدوني که چه چيزهايي
را و تا چه حد بايد بگي

437
00:40:32,507 --> 00:40:35,101
متأسفم قربان

438
00:40:36,645 --> 00:40:38,772
نگران نباش، چيز زيادي ازش در نمي ياد

439
00:40:51,793 --> 00:40:55,422
اين کتاب سوم و آخريه

440
00:40:55,597 --> 00:41:00,057
خوبه...هربار که تو داخل و خارج ميشي
من به شدت نگران ميشوم

441
00:41:00,335 --> 00:41:03,862
نگران نباشيد
کسي راجع به اين موضوع نميدونه

442
00:41:04,272 --> 00:41:06,866
ولي هرقدر بيشتر طول بکشه
پنهان کردنش سخت تر ميشه

443
00:41:07,476 --> 00:41:09,137
عجله کن

444
00:41:09,945 --> 00:41:14,041
من سه يا چهار بيمار با علائم مشابه پيدا
کردم، ولي چندان مطمئن نيستم

445
00:41:14,416 --> 00:41:17,874
بسيار ساده‌ انگارانه است که
آنرا فقط آنفلوانزا بدونيم

446
00:41:18,353 --> 00:41:22,881
قطعاً موضوع چندان ساده‌اي نيست و گرنه
پزشک ارشد تا به حال حتماً فهميده بود

447
00:41:23,992 --> 00:41:29,157
بگذار اول ازش رونوشت تهيه کنيم و بعداً
سر فرصت و به دقت مطالعه‌اش کنيم

448
00:41:32,167 --> 00:41:33,794
چي؟ جداً؟

449
00:41:33,935 --> 00:41:39,339
هر چند جناب مين گفتند که نگران نباشيم
ولي به نظر ميرسيد که خودشان نگران هستند

450
00:41:40,275 --> 00:41:43,642
تو ميدوني که افراد بد براي شماتت
 تو در چنين موقعيتي

451
00:41:43,678 --> 00:41:46,044
کار بسيار راحتي را پيش رو دارند

452
00:41:46,581 --> 00:41:50,608
اين امر پيش از هر چيز ميتونه به تو
صدمه بزنه و بعد هم به آينده جناب مين

453
00:41:51,253 --> 00:41:54,586
پس هر وقت که ميتوني اين رابطه رو قطع کن

454
00:41:55,557 --> 00:41:59,152
من در گذشته مانع از اين شدم
که تو يک بانوي دربار بشي

455
00:41:59,194 --> 00:42:00,957
و حالا هم وضع همينطوره

456
00:42:01,930 --> 00:42:07,300
اگر چنين اتفاقي بيافته، شما
دو تا حتماً نابود خواهيد شد

457
00:42:07,335 --> 00:42:12,967
و حتي اگر شما دو تا تصميم به ازدواج هم داشته
باشيد، تو فقط ميتواني همسر صيغه اي او باشي

458
00:42:13,508 --> 00:42:16,739
تو از قوانين مربوط به طبقات آگاهي

459
00:42:18,280 --> 00:42:22,182
پس همين حالا تمومش کن

460
00:42:22,851 --> 00:42:24,910
اين چيزيه که برات خوبه

461
00:42:25,187 --> 00:42:29,920
مرد مناسبي را پيدا کن و مثل
بقيه هم طبقه هايت به زندگي ادامه بده

462
00:42:29,958 --> 00:42:32,119
اين چيزيه که برات خوبه

463
00:42:33,562 --> 00:42:35,553
ميفهمي يانگوم؟

464
00:42:50,645 --> 00:42:52,909
چرا اينقدر برف ميباره؟

465
00:43:28,517 --> 00:43:29,848
از چي حرف ميزني؟

466
00:43:29,885 --> 00:43:34,015
پادشاه گفتند که بدنشون درد ميکنه، به همين
خاطر يون بي و شين بي ايشون رو ماساژ دادند

467
00:43:34,055 --> 00:43:36,023
و ايشون نشانه‌هاي آنفولانزا رو داشتند

468
00:43:36,458 --> 00:43:37,925
آيا صحت داره؟

469
00:43:38,160 --> 00:43:43,097
از اونجايي که ما قادر به معاينه نبض
نبوديم، نميتونيم با اطمينان بگيم

470
00:43:43,131 --> 00:43:46,726
ولي ايشون در مفاصل درد دارند و
اِشتهاشون رو هم از دست داده اند

471
00:43:46,768 --> 00:43:48,827
همچنين تب هم دارند

472
00:43:49,504 --> 00:43:51,438
بسيار خوب، من خودم ميرم و بررسي ميکنم

473
00:44:04,252 --> 00:44:07,312
اعليحضرت، لطفاً دهانتان را باز کنيد

474
00:44:13,562 --> 00:44:14,722
حالشون چطوره؟

475
00:44:16,231 --> 00:44:17,789
دهانشون زخم شده

476
00:44:18,733 --> 00:44:22,794
بله... به همين دليل است که
خوردن برايم دشوار شده

477
00:44:23,638 --> 00:44:26,402
من اِشتهايم را از دست داده ام
و احساس ميکنم گلويم خشک شده

478
00:44:26,708 --> 00:44:32,203
اين آنفولانزا است ، درد مفاصل
 و افزايش دماي بدن

479
00:44:32,747 --> 00:44:37,912
به آشپزخانه خواهيم گفت تا غذاي
مناسب و همچنين دارو بياورند

480
00:44:38,086 --> 00:44:43,285
بسيار خوب ، به دلايلي من متناوباً
 دچار اين حالت ميشوم

481
00:44:44,125 --> 00:44:46,184
صداي من هم خشن شده

482
00:44:46,795 --> 00:44:48,456
لطفاً نگران نباشيد

483
00:45:09,918 --> 00:45:12,352
پيش از هر چيز داروها را قطع کنيد

484
00:45:12,854 --> 00:45:14,082
بعد؟

485
00:45:14,122 --> 00:45:16,022
بايد مجدداً بيماري رو تشخيص بديم

486
00:45:16,458 --> 00:45:18,392
آيا مشکلي وجود دارد؟

487
00:45:19,027 --> 00:45:20,494
تو چي فکر ميکني؟

488
00:45:21,296 --> 00:45:26,962
هرچند ايشون مشکل معده داشتند
...ولي آنفلوآنزاي مداوم

489
00:45:27,002 --> 00:45:30,904
من هم همينطور. سلامت ايشون
...به دليل مشکل معده و

490
00:45:30,939 --> 00:45:33,635
زخم دهان رو به زوال گذاشته

491
00:45:34,576 --> 00:45:36,840
آيا ممکنه باز هم زخم دهان باشه؟

492
00:45:56,698 --> 00:46:00,691
قربان، يک بانوي پزشک براي
همراهي شما اينجا هستند

493
00:46:01,036 --> 00:46:03,436
مقام ارشد داروخانه دنبال شما ميگردند

494
00:46:03,471 --> 00:46:04,597
بسيار خوب

495
00:46:23,858 --> 00:46:24,950
چي شده؟

496
00:46:25,160 --> 00:46:26,491
به آرامي دنبالم بيا

497
00:47:19,881 --> 00:47:21,075
شما چکار ميکنيد؟

498
00:47:21,116 --> 00:47:23,482
هيچي

499
00:47:23,685 --> 00:47:28,281
چون كاردار به اين زوديها برنميگردند
شما بايد حالا اينجا رو ترک کنيد

500
00:47:46,408 --> 00:47:47,875
آرام دنبال من بياييد

501
00:47:58,586 --> 00:47:59,848
چرا داريد اين کار رو ميکنيد؟

502
00:48:00,455 --> 00:48:02,980
چرا من رو به اينجا آورديد؟

503
00:48:04,092 --> 00:48:05,889
شما بايد بهتر بدانيد

504
00:48:06,861 --> 00:48:08,158
من نميدونم

505
00:48:09,130 --> 00:48:10,529
شما واقعاً نميدانيد؟

506
00:48:10,565 --> 00:48:12,089
من واقعاً نميدانم

507
00:48:12,400 --> 00:48:14,630
...چطور جرأت ميکني

508
00:48:15,970 --> 00:48:18,336
اينجا بخش تحقيقات كاردارهاست

509
00:48:20,508 --> 00:48:23,773
ما به شدت از مسائل خصوصي
 پادشاه محافظت ميکنيم

510
00:48:24,279 --> 00:48:26,770
...هر چيز تحت کنترل ما شامل مسائل خصوصي

511
00:48:26,815 --> 00:48:28,248
پادشاه و خاندان سلطنتي است

512
00:48:28,283 --> 00:48:30,774
هيچ چيز نبايد از اينجا خارج بشه

513
00:48:33,154 --> 00:48:38,285
هر کسي که چيزي از اينجا خارج کنه
ميتونه بدون هيچ ردي در اينجا بميره

514
00:48:41,129 --> 00:48:45,259
چرا تو سوابق پزشکي پادشاه رو بيرون بردي؟

515
00:48:46,868 --> 00:48:47,960
حرف بزن

516
00:48:48,136 --> 00:48:52,505
من چيزي راجع به اين نميدونم

517
00:48:53,608 --> 00:48:54,836
تو نميدوني؟

518
00:48:54,876 --> 00:49:03,250
من به اتاق سوابق رفتم، ولي چيزي
از سوابق پادشاه رو بيرون نبردم

519
00:49:04,319 --> 00:49:05,980
اين صحت داره؟

520
00:49:08,556 --> 00:49:11,855
چطور جرأت ميکني ما رو احمق فرض کني

521
00:49:12,126 --> 00:49:14,321
ما فهميديم بعد از اينکه پزشک ارشد
 اونجا رو ترک کردند

522
00:49:14,362 --> 00:49:17,058
يکي از گزارشات گم شده

523
00:49:17,098 --> 00:49:19,692
به همين دليل هم ايشون رو
بازرسي کرديم، ولي کار او نبود

524
00:49:19,734 --> 00:49:22,567
تو دومين کسي بودي که اونجا رفتي

525
00:49:23,538 --> 00:49:26,939
...ولي...ممکنه کس ديگري بوده باشه

526
00:49:27,075 --> 00:49:30,909
فقط تو و پزشک ارشد سوابق شخصي را ديده ايد

527
00:49:30,945 --> 00:49:32,776
آيا هنوز هم انکار ميکني؟

528
00:49:35,083 --> 00:49:37,551
فقط بگو چرا اين کار رو کردي

529
00:49:40,722 --> 00:49:41,916
...حرف بزن

530
00:49:43,091 --> 00:49:45,059
گفتم حرف بزن

531
00:49:48,496 --> 00:49:53,900
تا وقتي که حقيقت رو نگي، حق
نداري بخوابي يا چيزي بنوشي

532
00:50:09,784 --> 00:50:11,581
سلامت پادشاه در چه وضعيه؟

533
00:50:11,920 --> 00:50:14,013
به نظر مياد که آنفولانزا باشه
 ولي علائم بسيار شبيه به

534
00:50:14,055 --> 00:50:17,821
دفعه قبله، به همين دليل من در
 موردش به فکر افتادم

535
00:50:18,593 --> 00:50:19,617
جداً؟

536
00:50:22,497 --> 00:50:23,987
لطفاً بياييد کمي صحبت کنيم

537
00:50:32,574 --> 00:50:33,939
چي شده؟

538
00:50:34,275 --> 00:50:37,642
ما داريم از يانگوم بازجويي ميکنيم

539
00:50:38,046 --> 00:50:40,674
اين کار چند روزي طول ميکشه

540
00:50:40,715 --> 00:50:43,548
بنابراين خواهش ميکنم به ديگران بگوييد
او براي کاري از قصر بيرون رفته

541
00:50:44,052 --> 00:50:46,748
بازجويي؟ آيا مشکلي پيش اومده؟

542
00:50:47,922 --> 00:50:49,617
مربوط به بخش كاردارهاست

543
00:50:56,931 --> 00:50:59,456
يانگوم بايد پيش كاردارها بمونه

544
00:51:00,134 --> 00:51:01,396
يانگوم؟

545
00:51:01,436 --> 00:51:04,769
بله، اونها از من خواستند که به ديگران بگم
يانگوم براي انجام کاري از قصر بيرون رفته

546
00:51:04,806 --> 00:51:07,240
البته تا وقتي که در اونجا تحت بازجوييه

547
00:51:08,242 --> 00:51:12,542
آيا اون كاردار، مسئول سوابق شخصي نيست؟

548
00:51:13,014 --> 00:51:14,276
... چرا

549
00:51:14,315 --> 00:51:16,806
پس او بازپرس دفتر سلطنتيه

550
00:51:18,853 --> 00:51:23,119
اگر اين بازجويي تا اين حد مهمه
 حتماً مربوط به پادشاهه

551
00:51:26,194 --> 00:51:28,059
آيا ممکنه...؟

552
00:51:34,369 --> 00:51:35,768
من بايد چيزي رو بفهمم

553
00:51:35,870 --> 00:51:37,394
من حاضرم

554
00:51:37,805 --> 00:51:40,296
بانوان دربار يا نگهبانان رو بسيج کن تا بفهمي

555
00:51:40,341 --> 00:51:44,209
چرا يانگوم توسط بازپرس سلطنتي بازجويي ميشه؟

556
00:51:45,246 --> 00:51:48,272
بازجويان بخش كاردارها؟

557
00:51:48,316 --> 00:51:50,113
فهميدن اين بسيار سخت خواهد بود

558
00:51:50,618 --> 00:51:52,882
به همين خاطر است که از
تو ميخواهم انجامش بدهي

559
00:51:53,688 --> 00:51:57,124
بله، بانوي من

560
00:52:01,996 --> 00:52:04,760
ما وقت زيادي رو صرف اين چيزها نميکنيم

561
00:52:07,168 --> 00:52:11,070
و پرونده هاي سوابق هم، همگي برگشته‌اند

562
00:52:13,841 --> 00:52:15,399
ايشون چه موقع برميگردند؟

563
00:52:15,943 --> 00:52:19,242
ايشون امروز برميگردند و به محض
 ورود به اينجا مي آيند

564
00:52:19,414 --> 00:52:20,938
من يک نامه فرستادم

565
00:52:22,050 --> 00:52:24,245
بعد از اينکه به ايشون گفتيم
 اين مورد رو حل ميکنيم

566
00:52:24,919 --> 00:52:27,353
مطمئن شو که چيزي فاش نشه

567
00:52:29,190 --> 00:52:33,627
بعد از اينکه او را آرام از قصر بيرون
بردي، اين موضوع را خاتمه بده

568
00:52:44,005 --> 00:52:45,905
!تو هستي

569
00:52:49,977 --> 00:52:54,209
بهت گفته بودم که تو نميتواني اين کار
رو انجام بدي. چرا گوش نکردي؟

570
00:52:54,615 --> 00:52:57,880
قربان، اين براي من بسيار مهمه

571
00:52:59,253 --> 00:53:01,187
اما هيچ راهي وجود نداره

572
00:53:01,856 --> 00:53:04,154
چرا زندگيت رو اينطور به خطر مي‌اندازي؟

573
00:53:04,592 --> 00:53:09,655
من از اين کار پشيمان نيستم
من بايد خواسته بانو هن را انجام بدم

574
00:53:10,298 --> 00:53:12,596
من بايد اين کار رو بکنم و
اهميتي نداره که چه پيش بياد

575
00:53:15,703 --> 00:53:18,900
اين به وضوح به بيماري پادشاه مربوطه

576
00:53:19,407 --> 00:53:21,568
اين امر به وضوح با امنيت او در ارتباطه

577
00:53:24,412 --> 00:53:29,475
قربان، لطفاً براي يک بار من رو ببخشيد

578
00:53:29,751 --> 00:53:37,248
فقط يک بار، فقط يک بار، خواهش ميکنم

579
00:53:41,062 --> 00:53:42,359
اين درباره چيه؟

580
00:53:42,396 --> 00:53:44,796
مطمئن نيستم که آيا ارتباطي داره يا نه

581
00:53:45,867 --> 00:53:47,198
در مورد يانگومه

582
00:53:47,702 --> 00:53:50,227
من به دليل بيماري پادشاه براي
بررسي سوابق به اونجا رفته بودم

583
00:53:50,271 --> 00:53:53,900
ولي فقط يک نگاه انداختم و بيرون آمدم

584
00:53:53,941 --> 00:53:58,378
وقتي بيرون آمدم
 توسط كاردار مورد بازجويي قرار گرفتم

585
00:53:59,380 --> 00:54:03,783
آيا به خاطر اين نبود که سوابق
 پزشکي پادشاه گم شده بودند؟

586
00:54:04,685 --> 00:54:10,419
فکر ميکنم ديدم که يانگوم سعي داشت
چيزي رو در جورابش مخفي کنه

587
00:54:11,159 --> 00:54:15,789
کار يانگومه... او به آنجا رفت تا
سوابق پزشکي پادشاه رو برداره

588
00:54:17,198 --> 00:54:20,964
او داره سعي ميکنه تا بفهمه که
چه اتفاقي در اون زمان افتاده

589
00:54:26,507 --> 00:54:30,534
اين خارج از دسترس ماست. معمولاً
كاردارها به اين امور رسيدگي ميکنند

590
00:54:30,578 --> 00:54:33,809
بدون اينکه کسي بفهمد و معمولاً
 زياد هم طول نميکشد

591
00:54:34,115 --> 00:54:38,677
پس اين به اون معناست که امور بدون اينکه
ما حتي انگشتمون رو تکون بديم، مرتب شدند

592
00:54:38,719 --> 00:54:42,815
بله، اين به معناي مرگ آرام و بي سر و صداست

593
00:54:42,990 --> 00:54:45,857
هيچ کس نخواهد فهميد، چه کسي
 چه وقت يا چرا؟

594
00:54:46,160 --> 00:54:48,025
پس ما فقط بايد نظاره گر باشيم که
 چه چيزي رخ ميدهد؟

595
00:54:48,262 --> 00:54:50,059
اين تنها کاري است که فعلاً ميتوانيم بکنيم

596
00:54:50,097 --> 00:54:52,531
ولي اگر او به طريقي آزاد شد
ما بايد برنامه مناسبي در پيش بگيريم

597
00:54:53,334 --> 00:54:58,203
يانگرو و مک کي، شماها اونجا مراقب باشيد

598
00:54:59,006 --> 00:55:01,839
بله، بانو

599
00:55:02,176 --> 00:55:05,043
و اگر احتمالاً او آزاد شد، سريع به من خبر بدهيد

600
00:55:05,079 --> 00:55:06,546
!بله، بانو

601
00:55:20,161 --> 00:55:24,962
شنيده‌ام که اين امر به دليل کنجکاوي
بيش از حد تو اتفاق افتاده. آيا درسته؟

602
00:55:28,269 --> 00:55:32,228
بله، به خاطر افکار کوته فکرانه من

603
00:55:32,640 --> 00:55:36,303
من به كاردار ارشد اطمينان ميکنم
 و اينبار تو را ميبخشم

604
00:55:38,546 --> 00:55:45,645
ولي اگر چنين مواردي دوباره پيش بيايد، تو بايد
با زندگي خودت تاوانش را پس بدهي. فهميدي؟

605
00:56:00,368 --> 00:56:01,960
!كاردار ارشد

606
00:56:04,605 --> 00:56:07,335
شما خيال داريد به پادشاه خيانت کنيد؟

0
00:56:10,000 --> 00:56:21,000
:: IR-DL.COM ::

