1
-00:00:10,000 --> 00:00:00,000
:: IR-DL.COM ::

2
00:00:01,008 --> 00:00:03,135
ما منشأ طاعون رو کشف کرديم

3
00:00:03,177 --> 00:00:05,907
منشأ طاعون؟ خوب چي هست؟

4
00:00:05,946 --> 00:00:08,471
اين بيماري اصلاً طاعون نيست

5
00:00:08,949 --> 00:00:11,850
شما مدعي هستيد که منشأ طاعون رو پيدا کرديد
اما ميگوييد که اصلاً طاعوني در کار نيست؟

6
00:00:11,885 --> 00:00:14,649
بله... اين مسموميت غذايي است

7
00:00:14,988 --> 00:00:19,857
...علائم هر دو يکسانه. تب، اسهال و استفراغ و

8
00:00:20,093 --> 00:00:22,061
چي؟ بيماري گياهان؟

9
00:00:22,229 --> 00:00:25,460
بله، گياهان دچار نوعي مشکل شده اند

10
00:00:25,499 --> 00:00:27,228
کساني هم که آنها را خورده اند
دچار مسموميت غذايي شده اند

11
00:00:27,267 --> 00:00:31,465
چرند ِ! هرگز تاکنون چنين چيزي اتفاق نيافتاده

12
00:00:31,805 --> 00:00:33,602
من چند دهه در آشپزخانه بوده ام

13
00:00:33,640 --> 00:00:36,131
هيچکس تا به حال از خوردن سبزي بيمار نشده

14
00:00:37,144 --> 00:00:38,577
در مورد اين چه ميگوييد؟

15
00:00:40,480 --> 00:00:43,210
چرا بانوي اول خودشون اين مسئله رو تأييد نميکنند؟

16
00:00:43,483 --> 00:00:45,041
تأييد کنند؟

17
00:00:45,219 --> 00:00:49,087
اگر شما تا اين حد مطمئن هستيد، چرا خودتون
سبزيجات بيمار رو امتحان نميکنيد؟

18
00:00:50,691 --> 00:00:52,420
بله، ما بايد خودمون اونها رو امتحان کنيم

19
00:00:52,459 --> 00:00:55,292
ولي آيا لازمه که بانو "چويي" اين کار را انجام بدهند؟

20
00:00:55,329 --> 00:00:58,389
نه ... من اين کار را انجام ميدهم

21
00:00:59,666 --> 00:01:01,224
من اين کار را انجام ميدهم

22
00:01:12,980 --> 00:01:14,038
چي؟

23
00:01:14,948 --> 00:01:17,416
علائم بيماري در او ظاهر شده

24
00:01:25,993 --> 00:01:28,223
(قسمت چهل و يکم)

25
00:01:35,135 --> 00:01:37,000
تو هستي، گيوم يونگ؟

26
00:01:43,944 --> 00:01:45,502
تو چرا  ...؟

27
00:01:46,313 --> 00:01:51,046
من راه درمان را ميدانم
من شما را معالجه خواهم کرد

28
00:01:59,059 --> 00:02:03,189
بانوان پزشک ديگري هم هستند
چرا من بايد توسط تو درمان بشم

29
00:02:03,730 --> 00:02:06,392
من از بيماري مشابهي بهبود پيدا کردم

30
00:02:07,000 --> 00:02:09,491
...من بيش از هر کسي راجع به اين بيماري ميدانم

31
00:02:09,536 --> 00:02:12,630
و به همين خاطر هم بود که بانوي اول
پزشکان، من رو به اينجا فرستاد

32
00:02:42,869 --> 00:02:44,268
داري چکار ميکني؟

33
00:02:46,606 --> 00:02:47,971
دارم درمانش ميکنم

34
00:02:48,408 --> 00:02:49,636
برو بيرون

35
00:02:51,445 --> 00:02:55,142
شما بايد يک بانوي پزشک ديگر را بفرستيد

36
00:02:55,315 --> 00:02:57,306
من بيش از هر کسي راجع به اين بيماري ميدونم

37
00:02:57,417 --> 00:03:00,978
چرا با من بحث ميکني؟

38
00:03:01,388 --> 00:03:05,017
تو از چه چيزي ميترسي که نميخواهي
 من او را معالجه کنم؟

39
00:03:05,225 --> 00:03:09,218
چطور جرأت ميکني با من اينطور صحبت کني؟
همين الان از اينجا برو بيرون

40
00:03:22,809 --> 00:03:24,709
نه، به کارت ادامه بده و مرا معالجه کن

41
00:03:24,845 --> 00:03:25,971
!خانم

42
00:03:26,079 --> 00:03:27,774
حق با يانگومه

43
00:03:28,048 --> 00:03:31,575
چرا من بايد از او بترسم؟

44
00:03:32,986 --> 00:03:36,786
مطمئن نيستم که بانو "هن" در هنگام مرگش
...چه چيزي راجع به من گفته

45
00:03:36,823 --> 00:03:39,656
ولي من چيزي ندارم که به خاطرش شرمنده باشم

46
00:03:41,661 --> 00:03:44,061
وقتي که من کار اشتباهي نکرده‌ام
از چه چيز بايد بترسم؟

47
00:03:46,700 --> 00:03:48,725
به کارت ادامه بده و مرا درمان کن

48
00:03:50,537 --> 00:03:54,268
ممکنه بانو هن گفته باشه
که او تنها انسان خوبه

49
00:03:54,307 --> 00:03:57,140
در حاليکه با من مثل يک حيوان رفتار ميکرد

50
00:03:59,312 --> 00:04:01,246
من حالا در دستان تو هستم

51
00:04:01,815 --> 00:04:03,442
به کارت ادامه بده

52
00:05:40,514 --> 00:05:45,076
من به زودي داروها رو با خودم ميارم
بنابراين، تا اون وقت مخلوط آب ميوه و چاي زنبيل بنوشيد

53
00:05:45,118 --> 00:05:46,449
باشه

54
00:06:14,314 --> 00:06:22,847
اميدوارم که هم در گرفتن انتقام
و هم در پزشکي موفق باشي

55
00:06:26,026 --> 00:06:34,491
بانو، من هر دو کار را انجام خواهم داد
ولي کمکم کنيد انتقامم را با سوء استفاده از دانش پزشکي نگيرم

56
00:06:34,534 --> 00:06:39,130
همانطور که آنها از غذا براي دستيابي
به قدرت، سو‌ءاستفاده کردند

57
00:06:39,839 --> 00:06:44,799
لطفاًًًً به من کمک کنيد تا از راه
درست و صحيح برنده بشم

58
00:06:49,583 --> 00:06:51,642
چرا معالجه‌اش رو قبول کردي؟

59
00:06:51,818 --> 00:06:53,877
هيچکس نميتونه بگه در ذهن او چي ميگذره

60
00:06:54,221 --> 00:07:00,683
او چه کاري ميتونه با من بکنه؟
اگر بلايي سر من بياد، او نميتونه در امان بمونه

61
00:07:01,795 --> 00:07:04,059
من ترجيح ميدم که ببينم اينطوري او از پا درمياد

62
00:07:08,835 --> 00:07:11,133
آيا موفق شديد علت بيماري رو کشف کنيد؟

63
00:07:11,438 --> 00:07:12,336
نه

64
00:07:12,372 --> 00:07:17,002
پس چرا بعد از اينکه دستورات به
 شما داده شد، به آنجا برگشتيد؟

65
00:07:18,044 --> 00:07:20,979
من افراد رو سرشماري کردم و متوجه
شدم يکي از بانوان پزشک نيست

66
00:07:21,114 --> 00:07:23,480
ولي به وضوح به تو دستوري داده بودم

67
00:07:24,651 --> 00:07:28,052
تو بايد مسئوليت يکي از آن سه
همراه رو بر عهده ميگرفتي

68
00:07:30,357 --> 00:07:35,590
ولي تو دستورات مرا ناديده گرفتي
تا فقط يک بانوي پزشک را نجات بدي

69
00:07:35,629 --> 00:07:37,893
و هيچ تماسي در طي اين پانزده روز نداشتي

70
00:07:37,931 --> 00:07:41,128
ولي آيا او نبود که راه مداواي بيماري را پيدا کرد؟

71
00:07:41,167 --> 00:07:42,896
دقيقاً هم به همين دليل است که
 دارم اين حرفها رو ميزنم

72
00:07:43,236 --> 00:07:46,535
بدون هيچ چشمداشتي براي اينکه
خودش معروفيتي کسب‌ کنه

73
00:07:46,573 --> 00:07:49,098
از راه سرپيچي از دستورات
چطور او ميتونست چنين کاري بکنه؟

74
00:07:49,376 --> 00:07:54,336
او بايد به سرپرست بهداشت يا به من گزارش ميداد

75
00:07:57,284 --> 00:08:00,151
اگر تو به جاي من بودي، آيا به همين
...راحتي اجازه ميدادي يکي از ژنرال هايي که

76
00:08:00,186 --> 00:08:03,178
سلسله مراتب رو نقض کرده، بره پي کارش؟

77
00:08:08,995 --> 00:08:10,690
اين يک اپيدمي نبوده؟

78
00:08:10,730 --> 00:08:14,097
نه اعليحضرت، ما دريافتيم که اين
 امر فقط مسموميت غذايي بوده

79
00:08:14,134 --> 00:08:17,331
بنابراين ما قاصداني رو به مناطق مختلف فرستاديم

80
00:08:18,238 --> 00:08:21,207
واقعاًً؟ اين مايه خوشوقتيه

81
00:08:21,441 --> 00:08:25,878
اين به دليل اقبال بلند شما است

82
00:08:28,014 --> 00:08:30,778
آيا تو در خلال اين طاعون مسئول امداد بودي؟

83
00:08:31,518 --> 00:08:32,985
بله اعليحضرت

84
00:08:33,019 --> 00:08:34,509
کارت خوب بوده

85
00:08:35,155 --> 00:08:37,282
الطاف شما غيرقابل توصيفند

86
00:08:37,757 --> 00:08:41,488
با اين حال، اعليحضرتا، نکته‌اي هست که
ميخواستم ازتون درخواست کنم

87
00:08:42,128 --> 00:08:43,060
اون چيه؟

88
00:08:44,297 --> 00:08:46,265
تو برکناري

89
00:08:47,033 --> 00:08:48,694
متأسفم قربان

90
00:08:49,102 --> 00:08:54,062
اين بار عجله کردي
آنها تلاش کردند از ما ايرادي بگيرند

91
00:08:54,107 --> 00:08:56,974
پس شما چطور ميتونيد اينقدر بيفکر باشيد؟

92
00:09:00,213 --> 00:09:02,681
بعداً وقتي زمان، مناسب باشه
دوباره تو رو به خدمت برميگردونم

93
00:09:02,716 --> 00:09:04,308
پس تا آنوقت خودت را از دردسر دور نگه دار

94
00:09:04,551 --> 00:09:07,884
همانطور که گفتم، من نميدونم او چه وقت برميگرده

95
00:09:07,921 --> 00:09:12,119
من نسخه را با خودم آوردم
آيا تو نميتوني فقط دارو را درست کني؟

96
00:09:12,158 --> 00:09:13,682
آيا نسخه را همراه داري؟

97
00:09:13,727 --> 00:09:14,659
...بله

98
00:09:15,395 --> 00:09:18,489
خوب، اگر پول رو به من بدي
...آنوقت من هم

99
00:09:18,531 --> 00:09:19,964
تو داري چيکار ميکني؟

100
00:09:20,400 --> 00:09:24,393
اوه، او داشت سوال ميکرد
...او ميگه مريضه

101
00:09:25,238 --> 00:09:27,433
بيا تو

102
00:09:29,409 --> 00:09:32,469
آيا تو آقاي "مين" را در راه نديدي؟

103
00:09:32,512 --> 00:09:33,911
چطور؟

104
00:09:33,947 --> 00:09:38,407
او برکنار شده و بايد به اينجا اومده باشه

105
00:09:38,451 --> 00:09:39,975
او را اخراج کردند؟

106
00:09:40,019 --> 00:09:44,683
او به عنوان يک افسر کمکي به شهر رفت
بدون اينکه وظيفه خودش رو انجام بدهد

107
00:09:44,724 --> 00:09:47,215
و حتي هيچ گزارشي هم نفرستاد

108
00:09:47,260 --> 00:09:53,324
حتي اگر هم اينطور باشه، يانگوم و آقاي مين
زندگي انسان هاي زيادي را نجات دادند، پس چرا اينطور شد؟

109
00:09:53,366 --> 00:09:56,460
اين راه و رسم اون بالايي هاست

110
00:09:56,503 --> 00:09:59,165
کِي اونها کاري کرده اند که ما هم بتونيم بفهميم

111
00:09:59,205 --> 00:10:00,502
...ولي مهم نيست

112
00:10:03,643 --> 00:10:06,669
خوش اومدي

113
00:10:07,680 --> 00:10:09,477
چيه؟ آيا اتفاقي افتاده؟

114
00:10:09,516 --> 00:10:13,316
با اينکه زندگي ما به خاطر وجود شما و
...اون بانوي پزشک نجات پيدا کرد

115
00:10:13,353 --> 00:10:16,322
ما خانه و تمام آذوغه‌ هامون رو از دست داديم

116
00:10:16,523 --> 00:10:17,581
...آه نه

117
00:10:17,791 --> 00:10:19,554
حکومت محلي حاضر نيست
 انبارهاي برنج رو باز کنه

118
00:10:19,592 --> 00:10:21,059
اونها فقط سر ما داد زدند

119
00:10:21,094 --> 00:10:24,928
...اونها تمام سبزيجات و حبوبات ما رو هم

120
00:10:24,964 --> 00:10:28,559
به دليل بيماري گرفتند و حالا
ما چيزي براي خوردن نداريم

121
00:10:28,601 --> 00:10:34,267
آه نه... ولي نگران نباش
...او به دفتر حکومت محلي ميره

122
00:10:34,307 --> 00:10:37,606
و به اونها دستور ميده تا انبارها
رو براي امداد باز کنند

123
00:10:37,777 --> 00:10:42,680
من متأسفم، ولي من ديگه اختيار اين کار رو ندارم

124
00:10:42,715 --> 00:10:45,616
...چي؟ اگر تو يکي از دستياران مدير امداد هستي

125
00:10:45,652 --> 00:10:49,315
بعد از طاعون، ديگه اختيار کارهاي امدادي رو نداري؟

126
00:10:49,355 --> 00:10:54,315
درسته قربان...ما بايد چيزي براي خوردن
داشته باشيم تا خونه‌هامون رو دوباره بسازيم

127
00:10:55,662 --> 00:10:59,257
باشه، من رئيس افسران اين منطقه رو ملاقات ميکنم

128
00:11:01,568 --> 00:11:07,905
مي بينيد؟ اگر او بخواهد، همه چيز درست ميشه

129
00:11:13,746 --> 00:11:16,681
پس دوباره برگشتيم به همون جاي اول؟

130
00:11:17,050 --> 00:11:18,813
يانگرو ميگه که اطمينان نداره

131
00:11:18,852 --> 00:11:20,342
بعد از اينکه خودشون رو مجزا کردند؟

132
00:11:20,386 --> 00:11:24,083
آقاي مين برکنار شده، ولي هنوز
نميدونيم چي به سر يانگوم مياد

133
00:11:24,357 --> 00:11:27,087
يعني ممکنه دوباره اون‌ رو به دفتر
خدمات اجتماعي بفرستند؟

134
00:11:27,126 --> 00:11:30,687
اون گفت که سرپرست پزشکان داره
در اين خصوص فکر ميکنه

135
00:11:34,434 --> 00:11:35,958
اين چيه؟

136
00:11:36,236 --> 00:11:38,295
عاليجناب، اين چيه؟

137
00:11:38,738 --> 00:11:41,263
...فرماندار قبلي

138
00:11:41,307 --> 00:11:43,798
پارک سو ‌بوک" درخواستي رو از سر"
تأثر و به درستي مطرح کرده

139
00:11:44,077 --> 00:11:45,601
او چرا...؟

140
00:11:45,645 --> 00:11:47,579
...او ميگه که مدير امداد

141
00:11:47,614 --> 00:11:49,411
با دارو به شهر طاعون ‌زده رفت

142
00:11:49,449 --> 00:11:52,043
او مردم رو نجات داد و دليل بيماري
 اونها رو کشف کرد

143
00:11:52,085 --> 00:11:53,416
خب پس براي اون چه اتفاقي افتاده؟

144
00:11:53,453 --> 00:11:56,251
عاليجناب، اين امر صحت دارد

145
00:11:56,623 --> 00:12:00,354
با اين حال، او از روي عمد از دستورات
سرپرست امداد سرپيچي کرده

146
00:12:00,393 --> 00:12:05,330
و ضمناً او به مافوقهاي خودش گزارش نداده
بنابراين تقصيرات او قابل توجه هستند

147
00:12:05,365 --> 00:12:08,664
حتي اگر از دستورات سرپيچي کرده باشه
...و حتي اگر در زمان معين گزارش نداده باشه

148
00:12:08,701 --> 00:12:10,931
با نجات جان مردم، کار بسيار بزرگي انجام داده

149
00:12:10,970 --> 00:12:15,236
و همچنين طاعون را هم ريشه کن کرده
حالا شما چطور با اين موضوع به اين شکل برخورد ميکنيد؟

150
00:12:15,441 --> 00:12:19,343
او دستورات رو عملي نکرده
...اگر با موضوع اينطور برخورد نشه

151
00:12:19,379 --> 00:12:24,407
قادر نخواهيم بود در مواقع ضرورت
کنترل مناسبي رو اعمال کنيم

152
00:12:24,450 --> 00:12:27,544
آيا در دست داشتن کنترل مهمتر از نجات جان مردمه؟

153
00:12:28,521 --> 00:12:30,079
...علاوه بر اين، او نوشته که

154
00:12:30,123 --> 00:12:33,115
افسر مزبور براي کمک به مردم به اون شهر برگشته

155
00:12:33,293 --> 00:12:35,557
مردم از او متشکرند

156
00:12:36,896 --> 00:12:39,262
...حکومت در قبال مردم مرتکب گناه شده، وقتي که

157
00:12:39,299 --> 00:12:41,597
دستور داديم اون دهکده رو محاصره کرده و آتش بزنند

158
00:12:41,634 --> 00:12:47,630
اون هم بدون دانستن علت بيماري
و با اين حال اون افسر به اونها کمک کرد

159
00:12:47,674 --> 00:12:49,141
...او بايد ارتقا پيدا کنه

160
00:12:49,175 --> 00:12:50,369
!نه اينکه تنبيه بشه؟

161
00:12:50,410 --> 00:12:54,244
...ولي او به دلايل شخصي به شهر برگشت

162
00:12:54,280 --> 00:13:00,981
و به همين دليل هم در اون زمان
 اصلاً کمکي به شهر نميکرده

163
00:13:01,120 --> 00:13:03,850
آيا او علت بيماري را به همراه
 يک پزشک زن پيدا نکرد؟

164
00:13:03,890 --> 00:13:06,620
ديگر چکار امدادي از دست يک فرد
 براي مردم ساخته است؟

165
00:13:08,394 --> 00:13:10,055
فوراً او را به خدمت برگردانيد

166
00:13:15,902 --> 00:13:18,097
اين چطور ممکنه؟

167
00:13:18,137 --> 00:13:25,771
"در واقع فرماندار "پارک سو‌ ‌بوک
از من درباره تو خواهش کرد

168
00:13:26,446 --> 00:13:33,614
همچنين مردمي هم که داستان تو را
شنيده بودند، از او تقاضا کردند

169
00:13:34,053 --> 00:13:37,989
و فرماندار هم تقاضايي رو براي پادشاه فرستاد

170
00:13:38,024 --> 00:13:39,355
فرماندار اين کار رو کرد؟

171
00:13:39,392 --> 00:13:44,193
بله، در حال حاضر من مسئول
مراقبت از مادرش هستم

172
00:13:44,230 --> 00:13:47,961
بله، البته... حالا مسائل دارند جور درمي آيند

173
00:13:48,234 --> 00:13:50,702
!قربان! قربان

174
00:13:53,640 --> 00:13:56,939
تمام راه رو تا اينجا دويديم
مبادا شما رفته باشيد

175
00:13:56,976 --> 00:13:57,874
چه خبره؟

176
00:14:01,147 --> 00:14:02,114
اينها چي هستند؟

177
00:14:02,148 --> 00:14:06,812
در واقع ما چيز زيادي نداشتيم

178
00:14:06,853 --> 00:14:09,321
...ولي بهترين هايي رو که داشتيم آورديم

179
00:14:09,355 --> 00:14:14,725
...ممکنه چندان خوب نباشند

180
00:14:14,761 --> 00:14:18,219
ما اينها رو از همه اهالي ده جمع کرديم

181
00:14:18,998 --> 00:14:20,226
...من متأسفم

182
00:14:20,266 --> 00:14:22,131
...من نميتونم اين چيزهاي

183
00:14:22,168 --> 00:14:23,658
...گرانبها رو قبول کنم

184
00:14:23,703 --> 00:14:25,864
ولي اين تمناي مردمه

185
00:14:25,905 --> 00:14:31,138
لطفاً اينطور تصور کنيد که من اونها را
گرفتم و براي افراد اينجا پختم

186
00:14:31,177 --> 00:14:32,371
...آه نه

187
00:14:32,412 --> 00:14:37,679
نه، اشقه ميتونه حالا که بهبود
پيدا کرديد براتون مفيد باشه

188
00:14:38,117 --> 00:14:39,209
آيا درست نميگم؟

189
00:14:39,452 --> 00:14:43,821
بله اشقه بعد از بيماري بسيار مفيده

190
00:14:43,856 --> 00:14:45,187
پس باشه

191
00:14:45,224 --> 00:14:48,022
...آه نه، شما يک بسته از اين برداريد و بقيه اونها

192
00:14:48,061 --> 00:14:50,256
...ميتونه براي اون بانوي پزشک باشه

193
00:14:50,296 --> 00:14:52,696
باشه. حالا ديگه ما ميريم

194
00:14:52,732 --> 00:14:53,960
خداحافظ

195
00:15:10,283 --> 00:15:12,080
من فقط قلب تو را با خود ميبرم

196
00:15:13,119 --> 00:15:14,381
بيا بريم

197
00:15:16,222 --> 00:15:20,318
ممکنه دزديده بشه

198
00:15:29,635 --> 00:15:33,594
آيا يِئول يي دستور تخليه رو به تو ابلاغ نکرد؟

199
00:15:33,639 --> 00:15:34,230
نه

200
00:15:34,273 --> 00:15:38,733
اگر او دستور را دريافت کرده بود
ديگه چرا بايد به شهر برميگشت؟

201
00:15:38,778 --> 00:15:40,746
و تو به وضوح دستور رو ابلاغ کردي؟

202
00:15:40,780 --> 00:15:44,477
بله، جودنگ و چو بک هم اونجا بودند

203
00:15:44,517 --> 00:15:47,918
جودنگ و چو بک در زمان مقرر آمدند

204
00:15:47,954 --> 00:15:49,046
آيا اين درسته؟

205
00:15:49,088 --> 00:15:51,556
...بله، هرچند سه ي ما دستور رو با هم نشنيديم

206
00:15:51,591 --> 00:15:54,355
يانگوم زماني رسيد که دستور در
 حال ابلاغ شدن بود

207
00:15:54,393 --> 00:15:57,624
و او بعد از اينکه ما رفتيم، دستور
 را به يانگوم ابلاغ کرد

208
00:15:57,997 --> 00:16:00,795
آيا شما دستوري را که به يانگوم داده شد، شنيديد؟

209
00:16:00,833 --> 00:16:01,822
بله

210
00:16:02,435 --> 00:16:05,836
او فقط به من گفت که از شهر "يانگ جي" دارو بياورم

211
00:16:05,872 --> 00:16:07,237
اينطور نيست

212
00:16:07,974 --> 00:16:09,874
پس اينجا چه خبره؟

213
00:16:09,909 --> 00:16:13,003
او ميگه دستور رو بهش گفته و اون يکي
هنوز هم اصرار داره که اون رو نشنيده

214
00:16:31,430 --> 00:16:32,658
چيه؟

215
00:16:32,832 --> 00:16:37,792
فکر کنم من چيزي راجع به يانگ جي شنيدم

216
00:16:38,871 --> 00:16:42,568
با دقت به من گوش کن
...تو فقط در صورتي ميتوني اينجا بموني که

217
00:16:42,608 --> 00:16:44,303
يانگوم به دفتر خدمات اجتماعي فرستاده بشه

218
00:16:45,645 --> 00:16:47,203
پس دهنت رو بسته نگه دار

219
00:17:00,226 --> 00:17:04,287
من به اين موضوع شک داشتم
 جداً مشکوک بودم

220
00:17:04,330 --> 00:17:06,696
...وقتي ميخواي شرط ببندي

221
00:17:07,466 --> 00:17:09,627
کجا بريم؟

222
00:17:09,669 --> 00:17:11,193
ما بايد به سرپرست پزشکان بگيم

223
00:17:11,237 --> 00:17:13,535
!نه! من ميترسم

224
00:17:13,706 --> 00:17:14,968
ولي يانگوم چي ميشه؟

225
00:17:15,007 --> 00:17:19,103
به اين خاطره که وقتي به من گفت
دهنت رو بسته نگه دار چشماش رو نديدي

226
00:17:19,145 --> 00:17:21,340
لطفاً من رو در اين مسائل درگير نکن

227
00:17:21,380 --> 00:17:22,142
جو‌ ‌دنگ

228
00:17:22,181 --> 00:17:23,273
...من نميدونم، حتي اگه

229
00:17:23,316 --> 00:17:26,251
خود سرپرست پزشکان هم از من سوال کنه
بازهم ميگم نميدونم. باشه؟

230
00:17:26,285 --> 00:17:27,411
نه، تو بايد بهش بگي

231
00:17:27,520 --> 00:17:29,249
...اوه نه! من نميتونم اين کار رو بکنم

232
00:17:29,288 --> 00:17:30,516
من ميترسم

233
00:17:37,897 --> 00:17:39,990
آيا اين صحت داره که جو‌ ‌دنگ
...يِئول يي رو تهديد کرده

234
00:17:40,032 --> 00:17:41,761
و گفته که چيزهايي درباره يانگ جي شنيده؟

235
00:17:41,801 --> 00:17:43,234
...اوه، نه

236
00:17:43,669 --> 00:17:46,729
شما دو تا داريد چکار ميکنيد؟

237
00:17:47,707 --> 00:17:49,607
آيا يانگوم به شما گفته که اين کار رو بکنيد؟

238
00:17:49,642 --> 00:17:52,509
آه، نه، ما فقط ميخواستيم حقيقت را بدانيم

239
00:17:52,545 --> 00:17:55,036
!بانوي پزشکان! بانوي پزشکان

240
00:17:55,081 --> 00:17:58,710
من بيش از اين نميتونم با يانگوم در يک محل بمونم

241
00:17:58,751 --> 00:18:02,448
او چطور ميتونه از دوستان من که باهاش هم دوره بودند
براي انجام چنين کارهايي استفاده کنه

242
00:18:04,657 --> 00:18:07,990
يا من و يا يانگوم رو به دفتر خدمات شهري بفرستيد

243
00:18:08,361 --> 00:18:10,693
خواهش ميکنم يکي از ما رو به اونجا بفرستيد

244
00:18:12,131 --> 00:18:15,066
نه، بگذاريد يانگوم که کارهاي درخشان
زيادي انجام داده اينجا بمونه

245
00:18:15,101 --> 00:18:17,069
و من رو به دفتر خدمات شهري بفرستيد

246
00:18:21,340 --> 00:18:22,830
يانگوم رو به اينجا بياريد

247
00:18:28,114 --> 00:18:31,481
يانگوم، آيا تو واقعاً دستور رو دريافت نکردي؟

248
00:18:34,420 --> 00:18:37,548
چنين چيزي تا پيش از آمدن تو
به اينجا اتفاق نيافتاده بود

249
00:18:38,624 --> 00:18:41,855
يانگوم، اونها تو را ميخواهند

250
00:18:46,532 --> 00:18:47,999
چي؟ موضوع چيه؟

251
00:18:48,301 --> 00:18:50,599
من جهان رو نشناخته ام

252
00:18:50,937 --> 00:18:52,700
اون داره از چي حرف ميزنه؟

253
00:18:53,072 --> 00:18:54,505
...من ميدونم

254
00:18:57,643 --> 00:18:58,871
بنشين

255
00:19:03,616 --> 00:19:05,880
تو بايد به دفتر خدمات شهري بري

256
00:19:07,620 --> 00:19:10,953
فقط شما دو تا ميدونيد که چه کسي
 در اينجا داره دروغ ميگه

257
00:19:13,793 --> 00:19:19,231
ولي روشنه که چنين مسائلي تا پيش از
آمدن تو به اينجا، سابقه نداشته

258
00:19:22,134 --> 00:19:24,967
براي بانوان پزشک، فقط مهارت اهميت نداره

259
00:19:25,004 --> 00:19:26,801
بلکه درک و همبستگي هم اهميت داره

260
00:19:26,839 --> 00:19:29,273
ولي تو همه اينها رو به وضوح شکستي

261
00:19:30,176 --> 00:19:34,135
پس به دفتر خدمات شهري برو و سعي کن
در اونجا دردسر درست نکني

262
00:19:37,016 --> 00:19:40,281
در اونجا ياد ميگيري که زيستن
 براي مردم يعني چه؟

263
00:19:40,319 --> 00:19:42,116
من به افسر مسئول اونجا اطلاع ميدهم

264
00:19:42,154 --> 00:19:43,917
همين امروز به اونجا برو و
خودت رو معرفي کن

265
00:19:46,926 --> 00:19:51,386
!بانو! بانو

266
00:19:54,033 --> 00:19:55,591
چه شده بانو مين؟

267
00:19:55,634 --> 00:20:00,037
يانگوم رو به دفتر خدمات اجتماعي فرستادند

268
00:20:00,506 --> 00:20:02,531
او داره از قصر خارج ميشه تا به اونجا بره

269
00:20:02,575 --> 00:20:05,772
او امروز بيرون ميره، بدون اينکه شما رو ببينه

270
00:20:06,045 --> 00:20:11,381
چطور ممکنه؟
اين قطعاً کار بانو چويي است

271
00:20:11,417 --> 00:20:15,353
چطور ممکنه؟ او فقط براي مدت کوتاهي اينجا بوده

272
00:20:15,388 --> 00:20:19,848
تازه، بانو چويي چطور ميتونه چنين کاري
با يانگوم بکنه که يک پزشکه؟

273
00:20:19,892 --> 00:20:22,360
بانو! شما چيزي نميدونيد

274
00:20:22,561 --> 00:20:24,927
آيا نميدونيد که اونها چه جور آدمهايي هستند؟

275
00:20:24,964 --> 00:20:29,094
درسته

276
00:20:29,735 --> 00:20:31,168
واقعاً؟

277
00:21:11,944 --> 00:21:14,469
بانو سو کجا داريد ميريد؟

278
00:21:14,947 --> 00:21:16,209
...قربان

279
00:21:16,982 --> 00:21:19,416
شما با وسايلتان کجا ميرويد؟

280
00:21:19,852 --> 00:21:21,513
...جناب جانگ

281
00:21:24,590 --> 00:21:28,026
من دستور دارم که بروم و در دفتر
 خدمات شهري کار کنم

282
00:21:29,128 --> 00:21:32,029
ولي تو هنوز يک بانوي دستيار پزشک هستي

283
00:21:32,064 --> 00:21:33,895
چرا اونها بايد تو رو به اونجا بفرستند؟

284
00:21:36,769 --> 00:21:39,329
چه کسي اين کار رو کرده؟
سرپرست پزشکان؟

285
00:21:44,243 --> 00:21:47,610
لازم نيست به دفتر خدمات شهري بري

286
00:21:50,116 --> 00:21:51,606
دنبال من بيا

287
00:21:53,953 --> 00:21:57,081
فقط دنبال من بيا و حرفي نزن

288
00:22:03,696 --> 00:22:07,826
يانگوم، پس چرا برگشتي؟
...مگه بهت نگفتند که به دفتر خدمات شهري بري

289
00:22:07,867 --> 00:22:10,233
و ياد بگيري که براي مردم زندگي کني؟

290
00:22:10,269 --> 00:22:13,432
بانوي پزشک "سو" بيش از اين به يادگيري
چنين چيزي احتياج ندارند

291
00:22:14,373 --> 00:22:17,467
اين امر در حيطه اختيارات داروخانه سلطنتي است

292
00:22:17,877 --> 00:22:21,904
سرپرست پزشکان
جناب مين ارتقا درجه گرفتند

293
00:22:21,947 --> 00:22:25,906
و به دومين رده صاحب منصبان
داروخانه منصوب شدند

294
00:22:32,057 --> 00:22:34,491
...حتي با در نظر نگرفتن آنچه اون دختر انجام داده

295
00:22:34,527 --> 00:22:37,428
بايد گفت او حتي در زماني که خودش
...مريض بود، از بيماران مراقبت کرد

296
00:22:37,463 --> 00:22:40,364
و مردم هم از او قدرداني کردند

297
00:22:41,500 --> 00:22:44,628
ديگر چه اندازه بايد مراعات حال ديگران
و توجه به اونها رو ياد بگيره؟

298
00:22:58,651 --> 00:23:01,347
مردم مايلند که با اهداي اينها
از شما تشکر کنند

299
00:23:03,689 --> 00:23:07,716
من چيزهايي رو آموختم که اگر
شما نبوديد هرگز ياد نميگرفتم

300
00:23:09,762 --> 00:23:14,199
من فقط در کلام از مردم ياد ميکردم ولي در حقيقت
من هم فقط يک دانشمند صاحب‌ منصب بودم و بس

301
00:23:16,168 --> 00:23:21,538
بگذريم، چرا اونها ميخواستند تو را به
دفتر خدمات شهري بفرستند؟

302
00:23:26,645 --> 00:23:31,810
آقا، هرچند من از شما به دليل اينکه اجازه داديد
...در اينجا بمانم سپاسگزارم، ولي اگر شما

303
00:23:31,850 --> 00:23:37,982
...خودتون رو درگير انتصابات بانوان پزشک کنيد

304
00:23:44,763 --> 00:23:46,754
تو و من خيلي شرمنده شديم

305
00:23:46,799 --> 00:23:51,065
ميدونم. اون چطور ميتونه چنين رفتاري با
سرپرست پزشکان داشته باشه

306
00:23:51,103 --> 00:23:53,628
اون هم در حضور تمامي ما؟

307
00:23:54,039 --> 00:23:58,203
دومين رده صاحب منصبان چه ارتباطي با اون
دختر ميتونه داشته باشه؟

308
00:23:58,978 --> 00:24:00,240
ارتباط؟

309
00:24:00,613 --> 00:24:04,515
...چو بوک به من گفت او وقتي شنيده که يانگوم

310
00:24:04,550 --> 00:24:09,044
...در محل قرار نبوده، به شهر برگشته و امروز هم

311
00:24:12,424 --> 00:24:15,052
متأسفم. کارم به خوبي انجام نشد

312
00:24:16,128 --> 00:24:18,596
سرپرست پزشکان به او دستور داد
که اينجا رو ترک کنه

313
00:24:18,631 --> 00:24:21,395
ولي دومين رده صاحب منصبان
داروخانه دخالت کرد

314
00:24:21,433 --> 00:24:26,268
دومين رده صاحب منصبان داروخانه؟ يعني ميخواهي
بگي که تغييري در اون سمت به وجود اومده؟

315
00:24:26,305 --> 00:24:30,765
بله، جناب مين جانگ هو که همراه
...يانگوم در شهر بودند

316
00:24:33,846 --> 00:24:38,010
آيا او به طريقي با يانگوم ارتباط داره؟

317
00:24:52,931 --> 00:24:54,296
...اين

318
00:24:54,333 --> 00:24:58,463
بله... اين همون سند واگذاري
تجارت دارو است که تو ميخواستي

319
00:24:58,904 --> 00:25:03,500
من هنوز موفق نشدم
هر وقت موفق شدم با خوشحالي اون رو ميپذيرم

320
00:25:03,542 --> 00:25:04,839
نگهش دار

321
00:25:04,877 --> 00:25:05,571
...بانو

322
00:25:05,611 --> 00:25:11,208
ولي از اين لحظه به بعد تو بايد در
خدمت من باشي، ميفهمي؟

323
00:25:12,751 --> 00:25:14,446
من هرگز مهرباني شما رو فراموش نخواهم کرد

324
00:25:19,625 --> 00:25:24,961
بانو، من شنيده‌ام که شما به جناب مين کمک کرديد

325
00:25:24,997 --> 00:25:27,557
من فقط کاري رو کردم که هرکسي بايد ميکرد

326
00:25:27,599 --> 00:25:31,467
شما من رو نجات داديد... نميدونم چطور ميتونم
...مراتب سپاسگزاري خودم رو بهتون اظهار کنم

327
00:25:31,503 --> 00:25:33,266
...تو باعث ميشي که من مور مورم بشه

328
00:25:33,305 --> 00:25:36,206
ساکت باش... برو و به بيماران سر بزن

329
00:25:36,575 --> 00:25:40,705
من در کنترل نبض او مشکل داشتم
به همين دليل از تو خواستم او را معاينه کني

330
00:25:45,417 --> 00:25:48,147
!يانگوم! يانگوم

331
00:25:48,187 --> 00:25:51,247
...يه خبر خوب دارم
حدس بزن چيه؟

332
00:25:51,490 --> 00:25:54,084
!بانو لي حامله است

333
00:25:54,259 --> 00:25:56,853
چي! جدي ميگي؟

334
00:25:56,895 --> 00:26:02,026
ما از خود بانو مين شنيديم
پس مطمئناً همينطوره

335
00:26:02,401 --> 00:26:04,164
او چطور فهميد؟

336
00:26:04,203 --> 00:26:06,034
بانو مين گفت که او سوء هاضمه داشته

337
00:26:06,071 --> 00:26:09,131
به همين دليل دنبال يکي از بانوان دستيار پزشک ميفرسته

338
00:26:09,274 --> 00:26:15,372
و اون دستيار پزشک گفته که بانو لي حتماً بارداره

339
00:26:16,148 --> 00:26:18,742
چه کسي تمام اين چيزها رو شنيده؟

340
00:26:18,784 --> 00:26:20,718
آيا تو اينها رو شنيدي يا من؟

341
00:26:20,753 --> 00:26:22,584
چرا تمام جزئيات را ميگي...؟

342
00:26:22,621 --> 00:26:25,317
چه کسي فکر ميکنه که اين ميتونه
در اينجا مشکل ‌ساز باشه؟

343
00:26:25,357 --> 00:26:26,688
درست نميگم يانگوم؟

344
00:26:26,725 --> 00:26:29,023
بله... بله... داگو

345
00:26:29,995 --> 00:26:35,023
بانو، من نميدونم که بايد چي به شما بگم؟

346
00:26:35,267 --> 00:26:38,134
اين چيز خوبيه، پس چرا شما گريه ميکنيد؟

347
00:26:38,370 --> 00:26:43,330
کي داره گريه ميکنه؟ من فقط به ياد اون
روزهايي افتادم که اون اغلب سرزنش ميشد

348
00:26:43,776 --> 00:26:45,243
...بانو

349
00:26:46,612 --> 00:26:50,070
اونها اين کارها رو با تو ميکردند
 چون تو اينقدر مهربوني

350
00:26:51,617 --> 00:26:54,051
اونها بايد کساني رو که مهربان و
 نجيب هستند تشويق کنند

351
00:26:54,086 --> 00:26:55,917
ولي در عوض اونها رو تحقير کردند

352
00:26:56,555 --> 00:26:58,523
اينها همه به خاطر شماست

353
00:26:58,557 --> 00:27:00,582
...شما به من ياد داديد که چطور نفس بکشم و

354
00:27:00,626 --> 00:27:03,356
شما با من مثل يک مادر و مثل
يک خواهر رفتار کرديد

355
00:27:03,395 --> 00:27:05,158
اوه، نميخواد بگي

356
00:27:06,064 --> 00:27:07,429
من لايق مرگم

357
00:27:07,466 --> 00:27:08,831
لطفاً من رو ببخش

358
00:27:09,601 --> 00:27:11,569
اين کيه؟

359
00:27:12,337 --> 00:27:13,599
من نميدونم

360
00:27:22,047 --> 00:27:25,107
ما ناسپاس بوديم، چون جوان و ناپخته بوديم

361
00:27:25,150 --> 00:27:26,640
لطفاً ما رو ببخشيد

362
00:27:27,886 --> 00:27:30,116
ما ديگه هرگز چنين کارهايي نميکنيم

363
00:27:30,155 --> 00:27:32,817
لطفاً ...خواهش ميکنم ما رو ببخشيد

364
00:27:32,958 --> 00:27:34,016
...لازم نيست

365
00:27:34,059 --> 00:27:37,222
اين به اين دليل نيست که شما جوان و ناپخته‌ايد
بلکه به اين خاطره که شما بدذات هستيد

366
00:27:37,863 --> 00:27:40,093
...آيا اگر پادشاه دفعات بيشتري به او سر ميزد

367
00:27:40,132 --> 00:27:45,399
شما هرگز اينقدر گستاخ ميشديد که
حتي براي او غذا آماده نکنيد؟

368
00:27:48,040 --> 00:27:51,134
يک انسان بايد در زمان سختي و دشواري
نسبت به ديگران حساس و غمخوار باشد

369
00:27:51,176 --> 00:27:53,838
و در زمان آسايش پند بگيره

370
00:27:53,879 --> 00:27:56,643
حالا با چنين ديدگاهي
 چطور شما به دنبال بخشش هستيد؟

371
00:27:59,251 --> 00:28:02,118
ولي اين بار رو ناديده ميگيريم

372
00:28:03,288 --> 00:28:05,950
اين عطوفت بانو لي است

373
00:28:06,992 --> 00:28:11,190
ولي اين آخرين باري است که ناديده ميگيريم
فهميديد؟

374
00:28:11,396 --> 00:28:12,624
بله

375
00:28:13,165 --> 00:28:17,158
!حالا ديگه بانو بايد استراحت کنند، پس برويد

376
00:28:17,436 --> 00:28:18,630
چشم

377
00:28:24,510 --> 00:28:25,841
!...بانو

378
00:28:28,914 --> 00:28:31,144
بانوي من، شما همه کاري بلد هستيد
!و ميدونيد چيکار بايد بکنيد

379
00:28:31,416 --> 00:28:34,749
من ديدم که بانو هن اين کار رو انجام ميداد
و من هم ميخواستم که اين کار رو بکنم

380
00:28:35,387 --> 00:28:38,481
کارت خوب بود، با ديدنش احساس آرامش کردم

381
00:28:39,892 --> 00:28:44,886
بانو، من بانوي ملازم بانوي اول هستم

382
00:28:45,631 --> 00:28:46,825
اين يانگرو نيست؟

383
00:28:47,399 --> 00:28:48,798
بيا تو

384
00:28:54,973 --> 00:28:56,270
چه چيزي باعث شده به اينجا بيايي؟

385
00:28:58,377 --> 00:29:01,210
...بانوي اول، بارداريتان را به شما تبريک ميگويند

386
00:29:01,246 --> 00:29:03,544
و ضمناً هديه کوچکي هم براي شما فرستاده اند

387
00:29:04,316 --> 00:29:07,251
...احتمالاً او اينقدرها هم شادمان نيست

388
00:29:07,352 --> 00:29:09,752
آه، شما چطور ميتونيد راجع
به او اينطور صحبت کنيد؟

389
00:29:12,057 --> 00:29:13,684
و اون چي هست؟

390
00:29:14,226 --> 00:29:16,251
اين هديه‌اي از طرف منه

391
00:29:17,195 --> 00:29:25,261
ما دوران کودکي و نوجوانيمون رو با هم گذرانديم

392
00:29:26,004 --> 00:29:28,302
بله، اين رابطه‌اي پر از تلخي و شيرينيه

393
00:29:29,508 --> 00:29:32,602
...مطمئناً، لطفاً تشکر مرا به او ابلاغ کن

394
00:29:32,978 --> 00:29:35,970
و از آنجا که من در حال حاضر فرزند
 پادشاه رو در شکم دارم

395
00:29:36,014 --> 00:29:39,211
لطفاً به او خبر بده من نياز به يک
 بانوي ملازم و يک آشپز دارم

396
00:29:39,251 --> 00:29:44,086
من براي اين منظور، بانو مين
و چانگ يي رو در نظر گرفتم

397
00:29:49,328 --> 00:29:51,262
بله بانو

398
00:29:58,937 --> 00:30:00,734
!بانو

399
00:30:01,940 --> 00:30:06,309
من متأسفم که نتونستم اون
 کار رو براتون انجام بدم

400
00:30:14,286 --> 00:30:17,949
اولياحضرت! من اينجا هستم که وضعيت
سلامتي شما رو امروز صبح کنترل کنم

401
00:30:18,323 --> 00:30:21,156
آيا در قسمتي از بدن خود کسالتي احساس ميکنيد؟

402
00:30:21,193 --> 00:30:23,491
من خوبم

403
00:30:25,430 --> 00:30:28,092
اولياحضرت، بانوي اول اينجا هستند

404
00:30:35,807 --> 00:30:37,331
آيا شما من رو احضار کرديد؟

405
00:30:38,510 --> 00:30:41,377
من شنيده ام که بانو لي باردار هستند

406
00:30:42,014 --> 00:30:43,379
بله، اولياحضرت

407
00:30:44,816 --> 00:30:46,716
به همين خاطر شما رو احضار کردم

408
00:30:51,189 --> 00:30:54,181
يانگوم، تو هم اين موضوع رو شنيدي، مگه نه؟

409
00:30:54,226 --> 00:30:56,456
من بانوي ملازم ايشون شدم

410
00:30:56,495 --> 00:30:58,554
من در حال حاضر در آشپزخانه ايشان هستم

411
00:30:59,431 --> 00:31:01,160
لطفاً به ايشون اطلاع بدهيد

412
00:31:01,633 --> 00:31:03,328
بله، حتماً

413
00:31:04,369 --> 00:31:07,338
بانو! يانگوم اينجاست

414
00:31:07,639 --> 00:31:09,266
بگذاريد بياد تو

415
00:31:16,915 --> 00:31:18,644
لطفاً مراتب احترام من رو بپذيريد

416
00:31:20,118 --> 00:31:21,847
اين کارها يعني چي يانگوم؟

417
00:31:22,754 --> 00:31:26,019
!لطفاً بنشينيد و مراتب احترام من رو بپذيريد، بانو

418
00:31:26,825 --> 00:31:27,883
بانو؟

419
00:31:29,094 --> 00:31:36,500
بله بانو، شما بتازگي به رده هشتم از
طبقه چهارم مقامات دربار ارتقاء يافته‌ايد

420
00:31:37,936 --> 00:31:38,925
!چي؟

421
00:31:40,672 --> 00:31:42,162
لطفاً بنشينيد

422
00:32:04,162 --> 00:32:06,153
تبريک ميگم، بانو

423
00:32:26,251 --> 00:32:28,981
نميدونم چرا اين اتفاقات داره مي‌افته

424
00:32:29,821 --> 00:32:34,724
من تلاش بسياري کردم که پادشاه به سمت اون زن نره

425
00:32:36,495 --> 00:32:38,258
او الان سوک وون هست؟

426
00:32:38,296 --> 00:32:41,060
بانو سوک وون از رده هشتم!؟

427
00:32:41,933 --> 00:32:46,961
!و او از تو خواسته که غذايش را حاضر کني

428
00:32:51,009 --> 00:32:54,843
يانگوم، تمام اينها به خاطر اينه که تو برگشتي

429
00:32:54,880 --> 00:32:57,212
...حتي اولين باري که پادشاه رو ملاقات کردم

430
00:32:57,249 --> 00:32:59,342
به تو فکر ميکردم

431
00:33:00,185 --> 00:33:02,983
اين به خاطر اينه که تو مبارک و خوش‌ يُمن هستي

432
00:33:04,656 --> 00:33:07,489
بانو! ميز غذايي از آشپزخانه رسيده

433
00:33:10,462 --> 00:33:13,397
ملکه، غذاي مخصوصي رو براي شما سفارش دادند

434
00:33:14,166 --> 00:33:15,565
بگو بياد تو

435
00:33:33,385 --> 00:33:35,250
تو خودت اين رو آوردي؟

436
00:33:35,587 --> 00:33:41,753
بله، ملکه از من خواستند ببينم که آيا
شما غذا رو دوست داريد يا خير؟

437
00:33:42,761 --> 00:33:44,422
...نه چندان، با اين حال

438
00:33:45,564 --> 00:33:47,122
درپوشها رو برداريد

439
00:33:57,209 --> 00:34:00,007
چه اتفاقي افتاده؟
از بو خوشتون نمي ياد؟

440
00:34:03,114 --> 00:34:07,016
متأسفم بانو چويي، ولي نميتونم اين رو تحمل کنم

441
00:34:07,586 --> 00:34:09,645
ميتوني غذاي ديگري برام تهيه کني؟

442
00:34:15,460 --> 00:34:17,519
لطفاً چند لحظه ديگر صبر کنيد

443
00:34:17,696 --> 00:34:19,391
غذاي ديگري خواهم آورد

444
00:34:20,298 --> 00:34:21,959
ميزها رو بيرون ببريد

445
00:34:30,075 --> 00:34:31,372
...بانو

446
00:34:52,430 --> 00:34:56,594
بانو...شما چه چيز ديگري دوست داريد؟

447
00:34:57,202 --> 00:34:58,794
لطفاً بگذاريد تا من بدانم

448
00:35:00,572 --> 00:35:07,239
مطمئن نيستم...من گرسنه‌ام
ولي هر بار که غذا مي بينم، دچار دل ‌آشوبه ميشم

449
00:35:12,017 --> 00:35:15,851
مطمئنم که اگر بانو يونگ غذا رو
حاضر ميکرد، اينطور نميشدم

450
00:35:19,157 --> 00:35:22,558
فکر ميکنم در غذاي بانو چويي چيزي کمه

451
00:35:22,594 --> 00:35:24,459
تو موافق نيستي؟

452
00:35:29,034 --> 00:35:32,128
مطمئن نيستم که بتونم امروز چيزي بخورم
پس بهتره که اصلاً غذا رو لغو کني

453
00:35:32,170 --> 00:35:36,266
سعي کن بفهمي که چه چيزي در اون غذا کمه

454
00:35:45,350 --> 00:35:47,011
!او چقدر بدخواه و بدانديش است؟

455
00:35:47,786 --> 00:35:51,313
او مصممه که تو رو بي ‌آبرو کنه
 خصوصاً در حضور يانگوم

456
00:35:57,929 --> 00:36:01,421
بانو، حتي اگر هم چنين باشد
 او بانوي اول آشپزخانه است

457
00:36:01,466 --> 00:36:03,798
شما بايد حداقل احترام مقام و
موقعيت او را حفظ کنيد

458
00:36:40,305 --> 00:36:41,966
من متأسفم بانو چويي

459
00:36:42,574 --> 00:36:45,407
ولي جداً فکر نميکنم که بتونم اين رو بخورم

460
00:36:53,685 --> 00:36:57,917
بسيار خب بانو
من غذا رو مجدداً آماده ميکنم

461
00:37:57,182 --> 00:37:59,275
تبريک ميگم بانو سوک وون

462
00:38:00,185 --> 00:38:03,245
!جداً که آدم نميتونه از آينده مطمئن باشه

463
00:38:04,823 --> 00:38:07,417
!تو داري به من تبريک ميگي

464
00:38:08,493 --> 00:38:12,862
اگر بانو يونگ اينجا بود
قطعاً به اين موضوع، حسابي ميخنديد

465
00:38:31,916 --> 00:38:34,749
!پس فعلاً مشکل مربوط به يانگوم نيست

466
00:38:35,453 --> 00:38:38,013
او خيلي به بانو يونگ نزديک بود

467
00:38:38,323 --> 00:38:42,521
...اگرچه او به خاطر يانگوم هست که اينطوريه

468
00:38:42,560 --> 00:38:44,425
ولي احتمالاً نحوه رفتن بانو يونگ هم مؤثره

469
00:38:46,264 --> 00:38:48,357
ما نبايد اينطور قرباني بشيم

470
00:38:48,466 --> 00:38:51,230
پادشاه هم به بانو يونگ علاقه داشتند

471
00:38:51,903 --> 00:38:57,432
و من شنيده ام که پادشاه، اغلب پيشنهادات
وزير اوه کيوم هو را رد ميکنه

472
00:38:57,909 --> 00:38:58,841
چي؟

473
00:38:59,010 --> 00:39:02,241
پايه هاي قدرت او هنوز مستحکمه
 و چندان جاي نگراني نيست

474
00:39:02,280 --> 00:39:08,014
نه ، صدراعظم دست راست گفته که در مورد

475
00:39:08,052 --> 00:39:10,020
تغيير نگرش پادشاه نگرانه

476
00:39:10,421 --> 00:39:15,222
ما نبايد همينطور منتظر بمونيم
...اگر بانو لي فرزند پسري به دنيا بياره

477
00:39:18,763 --> 00:39:21,755
يانگوم، تو ميتوني مراقب من باشي؟ مگه نه؟

478
00:39:22,000 --> 00:39:25,959
بله، فکر کنم بتونم يک بانوي پزشک رسمي بشم

479
00:39:26,004 --> 00:39:28,905
نه يک دستيار و در اون صورت
 اجازه اقامت پيدا کنم

480
00:39:28,940 --> 00:39:29,838
جداً؟

481
00:39:30,875 --> 00:39:32,968
من درخواست ميدم

482
00:39:33,278 --> 00:39:35,974
تمامي بانوان دستيار پزشک
 وظايفشان را انجام داده‌اند

483
00:39:36,014 --> 00:39:38,710
پس اونها به سِمَت بانوان پزشک
 رسمي منصوب ميشوند

484
00:39:38,750 --> 00:39:42,584
بنابراين، اگرچه همه ما براي هر بيماري اي
...دور هم جمع ميشويم

485
00:39:42,620 --> 00:39:45,851
هر يک از آنها به يکي از محلهاي
 اقامت منصوب ميشوند

486
00:39:45,890 --> 00:39:47,414
آيا شما آنها را منصوب کرديد؟

487
00:39:48,626 --> 00:39:49,923
ادامه بدهيد و اونها رو اعلام کنيد

488
00:39:49,961 --> 00:39:53,021
...دو بانوي پزشک منصوب ميشوند به هر قصر

489
00:39:53,064 --> 00:39:57,023
و شما موظفيد که معاينه هاي منظم
 روزانه را انجام دهيد

490
00:39:58,403 --> 00:40:01,463
يون بي، در قصر ملکه مادر خواهد ماند

491
00:40:02,640 --> 00:40:04,540
شين بي در قصر شاهزاده

492
00:40:04,576 --> 00:40:06,100
بله، بانوي اول

493
00:40:06,144 --> 00:40:08,942
و در مورد قصر ملکه که يئول يي
 در اونجا کار ميکرد

494
00:40:10,715 --> 00:40:13,081
از اين به بعد، يانگوم به آنجا خواهد رفت

495
00:40:15,587 --> 00:40:18,181
ولي زمان زيادي از آمدن يانگوم به اينجا نميگذره

496
00:40:18,223 --> 00:40:20,657
ولي ملکه خيلي به او اعتماد داره

497
00:40:20,992 --> 00:40:22,926
...او تنها فرده

498
00:40:23,661 --> 00:40:25,151
ادامه بديد

499
00:40:25,296 --> 00:40:30,393
يئول يي به بانو لي خدمت خواهد کرد که اخيراً
نشان سنجاق "سوک وون" رو دريافت کرده

500
00:40:34,239 --> 00:40:36,537
و بقيه هم مثل سابق باقي مي مانند

501
00:40:36,574 --> 00:40:42,240
...اين بانوان پزشک، مسئول تهيه داروها هستند

502
00:40:42,280 --> 00:40:46,216
و خدمت در ديگر مسئوليتها
 بين همه مشترک خواهد بود

503
00:40:46,251 --> 00:40:49,186
از قصر ملکه گرفته تا قصر بانو سوک وون
پس تمام تلاش خودتون رو بکار ببريد

504
00:40:52,757 --> 00:40:58,389
يانگوم، مسئوليت سنگيني به تو محول شده
پس کارت رو خوب انجام بده

505
00:41:05,169 --> 00:41:06,363
پس اينطوري شد

506
00:41:06,404 --> 00:41:08,770
ميدونم ، آيا ممکنه اين به خاطر جناب مين باشه؟

507
00:41:08,806 --> 00:41:11,070
يئول يي، خودت رو نباز

508
00:41:11,843 --> 00:41:14,778
همه ما پشت تو هستيم و اگر تو
 پشتکار خودت رو حفظ کني

509
00:41:14,812 --> 00:41:17,076
دوباره به قصر ملکه برميگردي

510
00:41:17,115 --> 00:41:23,020
نه، اوضاع خوب شد ، اينطوري ديگه يانگوم
نميتونه من رو تحت کنترل داشته باشه

511
00:41:32,664 --> 00:41:35,189
يئول يي، فرد بسيار خوبيه

512
00:41:38,436 --> 00:41:39,994
موضوع چيه؟

513
00:41:41,239 --> 00:41:42,399
چيزي نيست

514
00:41:42,440 --> 00:41:44,203
بعداً بهت ميگم

515
00:41:44,742 --> 00:41:46,539
آيا موضوع شخصي اي در ميانه؟

516
00:41:47,111 --> 00:41:50,444
نه...مربوط به انتصاب پزشکانه

517
00:41:50,948 --> 00:41:55,009
آيا در مورد قصر ملکه
 نتيجه مورد نظر تو حاصل نشد؟

518
00:42:00,224 --> 00:42:02,419
ما رابطه تو با يئول يي رو مد نظر قرار داديم

519
00:42:02,460 --> 00:42:04,621
و به همين دليل، شما دو تا رو دور
 از هم قرار داديم

520
00:42:05,196 --> 00:42:08,927
ضمناً، يئول يي خودش هم مايل بود که
کنار بره، پس تو رو اونجا گذاشتيم

521
00:42:11,069 --> 00:42:13,037
پس مشکل چيه؟

522
00:42:13,905 --> 00:42:15,395
چيزي نيست

523
00:42:27,785 --> 00:42:29,776
بانوي من، بانوي پزشک، يانگوم اومده

524
00:42:29,821 --> 00:42:31,311
بگذار بياد تو

525
00:42:35,793 --> 00:42:40,594
خوش اومدي. من شنيدم که يئول يي به عنوان
...بانوي پزشک مسئول سلامت من تعيين شده، ولي

526
00:42:41,999 --> 00:42:43,990
من ميخواستم که اين کار رو تو انجام بدي

527
00:42:44,035 --> 00:42:50,406
اوه، نه بانو. يئول يي تجربه و مهارتي بيش از من داره

528
00:42:55,680 --> 00:42:57,739
من الان ميروم

529
00:43:06,891 --> 00:43:10,691
از جناب مين گرفته تا بانو لي
تو همه را ميشناسي

530
00:43:13,231 --> 00:43:17,258
من بسيار احمق بودم که بدون دانستن
همه ارتباطاتت، با تو مبارزه کردم

531
00:43:19,737 --> 00:43:22,745
به همين دليل من دست کشيدم

532
00:43:25,737 --> 00:43:28,145
پس تو هم من رو تحريک نکن

533
00:43:30,948 --> 00:43:35,408
من مسئول اينجا هستم
آيا ميخواهي من رو از اينجا هم بيرون کني؟

534
00:43:36,254 --> 00:43:39,621
يا شايد نميتوني به مهارتهاي من اعتماد کني؟

535
00:43:43,928 --> 00:43:48,331
نه...من فقط او را از گذشته ميشناسم

536
00:43:50,535 --> 00:43:52,526
لطفاً از او به خوبي مراقبت کن

537
00:44:04,081 --> 00:44:09,747
يانگوم خواست که از شما به خوبي مراقبت کنم
من شنيده‌ام که او به شما نزديکه

538
00:44:09,787 --> 00:44:12,722
بله، ما يکديگر رو از زمان بچگي ميشناختيم

539
00:44:13,057 --> 00:44:17,323
نگران نباشيد. من بهتر از آنچه که يانگوم
ميتوانست، از شما مراقبت خواهم کرد

540
00:44:17,929 --> 00:44:19,226
حتماً همينطوره

541
00:44:19,997 --> 00:44:22,659
آيا نبضم مشکلي داره؟

542
00:44:22,867 --> 00:44:31,366
نه بانو، ولي شما بايد در خلال چهار ماه اول
بيش از حد محتاط باشيد

543
00:44:32,844 --> 00:44:36,746
در شروع ماه دوم
 شما به چيزهاي ترش احتياج داريد

544
00:44:36,781 --> 00:44:40,808
اين به دليل آن است که کبد شما در اين
زمان به کودک خون ميدهد

545
00:44:40,852 --> 00:44:43,582
پس فکر نکنيد که اين امري غيرعادي است

546
00:44:46,824 --> 00:44:50,123
آيا شما غذاي خاصي رو هوس ميکنيد؟

547
00:44:50,928 --> 00:44:52,122
نه

548
00:44:52,763 --> 00:44:55,288
...لطفاً به من بگيد. اگر اينطور باشه

549
00:44:55,333 --> 00:44:58,200
بدليل اينه که يکي از اندامهاي
 دروني بدن ضعيف شده

550
00:45:00,438 --> 00:45:06,673
من به شما در موارد مختلف، از غذا گرفته تا
راه رفتن کمک خواهم کرد، پس اصلاً نگران نباشيد

551
00:45:07,512 --> 00:45:11,073
حتماً...ولي در واقع، من کمي نگرانم

552
00:45:11,682 --> 00:45:14,913
...مادرم براي زايمان من دچار مشکل شد

553
00:45:14,952 --> 00:45:18,251
و براي مدتي طولاني بعد از زايمان بيمار بود

554
00:45:18,289 --> 00:45:22,055
نگران نباشيد. من با تمام وجود به شما خدمت ميکنم

555
00:45:26,631 --> 00:45:29,429
پس حالا تو مسئول بانو لي هستي؟

556
00:45:29,467 --> 00:45:30,627
بله، بانوي من

557
00:45:30,902 --> 00:45:32,335
اين فعلاً خيلي خوبه

558
00:45:32,370 --> 00:45:35,168
با اين حال، يانگوم اغلب به اونجا سر ميزنه

559
00:45:35,206 --> 00:45:38,573
ولي او قادر نيست در قلمرو من دخالت کنه

560
00:45:39,443 --> 00:45:40,535
چرا؟

561
00:45:40,578 --> 00:45:43,308
اين نوع رابطه در داروخانه متداوله

562
00:45:45,716 --> 00:45:49,846
پس راجع به اينکه چطور بايد کاري کني تا
اون بچه‌اش رو بياندازه، فکر کردي؟

563
00:45:49,887 --> 00:45:54,085
بله، من نبض او را بررسي کردم و متوجه
شدم که کار دشواري به نظر نميرسه

564
00:45:54,225 --> 00:45:55,624
به هرحال به ياد داشته باش که اين فرزند پادشاهه

565
00:45:55,660 --> 00:45:57,787
اگر لو بري، در خطر خواهي بود

566
00:45:58,563 --> 00:46:01,964
نگران نباشيد، من مراقب هستم

567
00:46:03,868 --> 00:46:05,631
وضع سلامت ملکه مادر چطوره؟

568
00:46:05,670 --> 00:46:08,696
به جز نشانه‌هاي پيري، مشکل ديگري نيست

569
00:46:09,006 --> 00:46:10,496
در مورد ملکه چطور؟

570
00:46:10,541 --> 00:46:16,173
يانگوم گفت که گلو و شانه‌هاي ايشون درد ميکنه
به همين دليل بهشون دارو ميدهيم

571
00:46:16,581 --> 00:46:20,017
اين يک نشانه متداوله که بر اثر
 وزن موها به وجود مي آيد

572
00:46:20,051 --> 00:46:22,417
اغلب ايشون رو ماساژ بدهيد

573
00:46:23,688 --> 00:46:25,622
بانو لي چطوره؟

574
00:46:25,656 --> 00:46:29,683
نبض او حالت يو داره، کميگيجي به همراه
سر درد داره و پژواک هايي رو ميشنوه

575
00:46:29,727 --> 00:46:31,251
بايد کم خوني باشه

576
00:46:32,129 --> 00:46:33,994
اين در زمان بارداري بسيار رايجه

577
00:46:34,031 --> 00:46:35,965
پس بايد در مورد غذا دقت بيشتري بکنيد

578
00:46:36,000 --> 00:46:37,968
بله، ما داريم همين کار رو ميکنيم

579
00:46:38,002 --> 00:46:41,631
اگر نشانه ها بدتر شدند، بايد از داروي
ريشه آنجليکا استفاده کنيد

580
00:46:47,578 --> 00:46:48,840
يانگوم

581
00:46:49,280 --> 00:46:50,406
بانو

582
00:46:50,448 --> 00:46:52,416
چرا اين روزها به ما سر نميزني؟

583
00:46:52,450 --> 00:46:56,614
از آنجا که بانوي پزشک "يئول يي" مسئول هستند
...درست نخواهد بود که من به اونجا برم

584
00:46:56,654 --> 00:47:00,613
جداً؟ يئول يي واقعاً خوبه

585
00:47:00,658 --> 00:47:01,886
واقعاً؟

586
00:47:01,926 --> 00:47:05,794
او ترتيبي ميده که بانو لي غذاي
مناسب و تمرينات مناسب داشته باشه

587
00:47:05,830 --> 00:47:08,355
او حتي براي بانو لي و بچه‌اش کتاب ميخونه

588
00:47:08,399 --> 00:47:09,957
جداً؟

589
00:47:10,501 --> 00:47:14,961
و به دليل کم خونيِ بانو لي، او ما را مجبور
ميکند تا غذاهاي خوب براش بياريم

590
00:47:15,373 --> 00:47:16,567
اين جداً مايه خوشحاليه

591
00:47:16,774 --> 00:47:20,733
ولي بانو لي هنوز هم خيلي نگران
 وضع حاملگي اش هست

592
00:47:20,778 --> 00:47:23,008
يئول يي اوقات سختي رو ميگذرونه

593
00:47:28,819 --> 00:47:32,380
بانو لي دچار کم خوني هستند و بايد صدف بخورند

594
00:47:32,423 --> 00:47:35,358
همچنين سوپ استخوان، ميگو و ماهي
!آنهم هر روز

595
00:47:35,393 --> 00:47:38,760
مي بيني که دروغ نگفتم

596
00:47:38,796 --> 00:47:40,263
...ولي اينها آنقدر گران هستند

597
00:47:40,297 --> 00:47:43,494
که حتي براي پادشاه و ملکه
هم اغلب استفاده نميشوند

598
00:47:43,534 --> 00:47:47,026
او بارداره، لطفاً اجازه اين کار را بديد

599
00:47:47,071 --> 00:47:48,163
چشم بانو

600
00:47:48,205 --> 00:47:53,541
اگر پادشاه بفهمه که ايشان به دليل غذا
ضعيف شده بسيار عصباني ميشه

601
00:47:54,278 --> 00:47:56,940
بسيار خوب...سعي ميکنم اجازه اش رو بگيرم

602
00:48:01,852 --> 00:48:03,342
يانگوم

603
00:48:03,387 --> 00:48:05,048
براي غذاي بانو لي به اينجا اومدي؟

604
00:48:05,089 --> 00:48:08,183
بله ، بانوي اول آشپزخانه، مواد لازم
 را به ما نخواهد داد

605
00:48:08,225 --> 00:48:10,557
به همين دليل يئول يي گفت که تلاش
ميکنه تا او را راضي کنه

606
00:48:11,696 --> 00:48:14,529
يئول يي داره کارش رو خوب انجام ميده، مگه نه؟

607
00:48:14,565 --> 00:48:18,001
بله ، او جداً براي مراقبت از
 بانو لي بهتر از ماست

608
00:48:36,554 --> 00:48:39,250
اين داروي ريشه آنجليکا است
که براي کم خوني خوبه

609
00:48:40,324 --> 00:48:43,987
اگرچه تو به خوبي مراقب من هستي
ولي من هنوز هم نگرانم و ميترسم

610
00:48:44,028 --> 00:48:46,223
شايد به اين دليله که مادرم رو به ياد ميارم

611
00:48:46,263 --> 00:48:48,731
قلبم مي تپه و سرگيجه دارم

612
00:48:48,999 --> 00:48:52,628
نگراني، بدترين چيز براي بچه داخل رحم است

613
00:48:52,670 --> 00:48:54,695
لطفاً خونسرد باشيد

614
00:48:58,576 --> 00:49:00,134
دراز بکشيد، لطفاً

615
00:49:11,088 --> 00:49:15,149
...شما بايد آرام باشيد و بايد

616
00:49:15,192 --> 00:49:17,660
با شکم نفس بکشيد، به خاطر بچه

617
00:49:21,232 --> 00:49:26,033
نفس بکشيد ... بيرون بديد

618
00:49:28,806 --> 00:49:30,637
اين کار رو ادامه بديد

619
00:49:35,746 --> 00:49:39,079
اگر راه، راه ناميده ‌شود
پس آن راه درست نيست

620
00:49:39,116 --> 00:49:42,677
اگر اسم، اسم ناميده ‌شود
پس آن اسم درست نيست

621
00:49:42,720 --> 00:49:46,315
گمنامي توسط آسمان و زمين ايجاد ميشود

622
00:49:46,357 --> 00:49:50,293
داشتن يک نام، مادر همه چيزهاست
(اصلي ترين چيز است)

623
00:49:55,099 --> 00:49:56,828
بانو، چي شده؟

624
00:49:56,867 --> 00:49:58,767
من دوران دشواري رو ميگذرونم

625
00:49:58,803 --> 00:50:00,327
دوران دشوار؟

626
00:50:00,371 --> 00:50:05,240
هر قدر هم که يئول يي تلاش ميکنه
 او آروم نميگيره

627
00:50:05,709 --> 00:50:07,677
او که بيمار نيست، هست؟

628
00:50:07,711 --> 00:50:11,203
او سرگيجه و سردرد داره و
 پژواک هايي را ميشنود

629
00:50:11,549 --> 00:50:12,846
اين کم خونيه

630
00:50:12,883 --> 00:50:15,545
...من ميدونم، با وجود اينکه يئول يي بهش گفته

631
00:50:15,586 --> 00:50:19,181
هر وقت که يئول يي اونجا نيست
 ميگه احساس خفگي داره

632
00:50:19,223 --> 00:50:22,488
يا احساس ميکنه که قلبش تند مي تپه و
اوضاع من رو دشوار ميکنه

633
00:50:22,827 --> 00:50:26,729
براي همين لطفاً تو برو و آرومش کن

634
00:50:26,764 --> 00:50:28,823
فقط کافيه که بهش بگي حالش خوبه

635
00:50:28,866 --> 00:50:30,493
او به تو اعتماد داره

636
00:50:30,634 --> 00:50:32,932
...ولي اگر بانوي پزشک "يئول يي" بياد

637
00:50:32,970 --> 00:50:35,598
نه، او امروز به تازگي ايشون رو معاينه کرده

638
00:50:37,141 --> 00:50:41,703
بانو، کم خوني در ميان زنان باردار بسيار شايعه

639
00:50:42,279 --> 00:50:47,273
،به همين خاطره که يئول يي از صدف
سوپ استخوان و امثال اون استفاه ميکنه

640
00:50:47,918 --> 00:50:53,379
من ميدونم...ولي پدرم به من گفته بود که
مادرم هم نشانه هاي مشابهي داشت

641
00:50:53,424 --> 00:50:57,383
... سرگيجه، سردرد و پژواک، اما

642
00:50:57,428 --> 00:51:04,527
او به من گفت که اين براي مادرم مشکل
بزرگي بود و او نبايد من رو به دنيا مي آورد

643
00:51:05,903 --> 00:51:08,463
کم خوني ميتواند باعث يک زايمان سخت شود

644
00:51:08,505 --> 00:51:12,771
ولي از آنجاييکه شما تغذيه مناسبي داريد
با مادرتان تفاوت داريد

645
00:51:13,510 --> 00:51:14,943
آيا اين درسته؟

646
00:51:14,979 --> 00:51:17,004
بله، پس نگران نباشيد

647
00:51:19,016 --> 00:51:21,917
حالا با شنيدن حرفهاي تو ميتوانم آرام باشم

648
00:51:23,087 --> 00:51:26,545
پس ديگر چنين چيزهايي را نخواهيد گفت، درسته؟

649
00:51:28,259 --> 00:51:30,284
حالا من هم آرام خواهم بود

650
00:51:33,597 --> 00:51:36,964
او ناگهان صاف ميشينه و يکباره به من
...ميگه که گردنش سفت شده

651
00:51:37,001 --> 00:51:40,368
...يا سردرد داره... و يا قلبش داره

652
00:51:40,404 --> 00:51:43,100
تندتر ميزنه... يا چشمانش خشک شدند

653
00:51:43,707 --> 00:51:47,734
و وقتي دراز ميکشه، احساس ميکنه
که آسمان در حال چرخيدنه

654
00:51:48,612 --> 00:51:52,548
آيا ميخواهي بگي که حتي در زمان
دراز کشيدن هم سرگيجه داري؟

655
00:51:52,583 --> 00:51:55,177
و نه فقط در زمانيکه سعي ميکني
از يک حالت نشسته برخيزي؟

656
00:51:55,653 --> 00:51:56,711
بله

657
00:51:57,655 --> 00:52:01,785
و نه تنها سردرد داري، بلکه
گردنت هم سفت شده؟

658
00:52:02,293 --> 00:52:03,282
بله

659
00:52:03,494 --> 00:52:05,587
و احساس ميکني که ديدت تار شده؟

660
00:52:06,430 --> 00:52:09,695
بله، چطور مگه؟ آيا مشکلي وجود داره؟

661
00:52:13,170 --> 00:52:15,138
لطفاً دستت رو به من نشون بده

662
00:52:24,114 --> 00:52:28,175
مادرت در هنگام زايمان تو چگونه بود؟

663
00:52:28,419 --> 00:52:30,114
...طبق گفته پدرم

664
00:52:30,220 --> 00:52:33,781
...پاهاي او حتي قبل از ماه زايمان آماس کرده بود

665
00:52:33,824 --> 00:52:37,988
و پيش از زايمان، دائماً غش ميکرد و دچار تشنج بود

666
00:52:38,028 --> 00:52:42,488
او حتي دچار سکته ناقص شد، او به حدي
...در خلال زايمان خونريزي کرد که

667
00:52:42,533 --> 00:52:48,665
حتي تا وقتيکه من به قصر آمدم
نميتونست از جايش بلند بشه

668
00:52:49,573 --> 00:52:54,101
من در وقت تولد بسيار کوچک بودم و اونها
فکر کردند مُرده‌ام، چون نفس نمي کشيدم

669
00:52:54,144 --> 00:52:56,840
ولي پدرم گفت که من به نحوي زنده موندم

670
00:53:03,020 --> 00:53:05,488
اينها نشانه هاي فشار خون بالاست

671
00:53:06,123 --> 00:53:07,454
اين کم خوني نيست؟

672
00:53:10,794 --> 00:53:12,193
پس چيه؟

673
00:53:15,399 --> 00:53:17,629
چيزي نيست که براش نگران باشي

674
00:53:18,135 --> 00:53:20,626
من جزئيات رو به پزشکان اطلاع ميدهم

675
00:53:20,671 --> 00:53:22,662
و بررسي دقيق تري ميکنيم

676
00:53:22,706 --> 00:53:25,266
پس از هيچ چيز نگران نباش

677
00:53:26,243 --> 00:53:27,369
واقعاً؟

678
00:53:28,078 --> 00:53:30,638
بله، تو به من اعتماد داري، مگه نه؟

679
00:53:41,458 --> 00:53:42,550
...قربان

680
00:53:43,227 --> 00:53:44,216
چي شده؟

681
00:53:44,261 --> 00:53:47,890
نشانه هاي فشار خون بالا
چه تفاوتي با نشانه هاي کم خوني دارند؟

682
00:53:47,931 --> 00:53:50,832
هر دوي آنها مولد سرگيجه و پژواک هستند

683
00:53:50,868 --> 00:53:53,666
سرگيجه کم خوني وقتي پديد مي آيد
که فرد موقعيت خود را عوض کند

684
00:53:53,704 --> 00:53:57,333
ولي سرگيجه فشار خون حتي وقتي که
فرد دراز ميکشد هم پديدار ميشود

685
00:53:59,209 --> 00:54:02,076
ضمناً افراد کم خون در قسمت جلويي
 سر احساس درد دارند

686
00:54:02,112 --> 00:54:06,048
در حاليکه فشار خون باعث سفتي شانه ها و گردن ميشود

687
00:54:06,884 --> 00:54:10,081
هر دو باعث احساس عصبانيت و بيخوابي ميشوند

688
00:54:10,120 --> 00:54:12,714
ولي صورت افراد کم خون
 کبود و زرد ميشود

689
00:54:12,756 --> 00:54:15,987
در حاليکه فرد داراي فشار خون
بالا صورتي سرخ دارد

690
00:54:17,194 --> 00:54:20,561
آيا يک فرد لاغر هم ميتواند نشانه هاي
 فشارخون داشته باشد؟

691
00:54:20,597 --> 00:54:25,830
...البته، اگر اين امر از والدينش به ارث رسيده باشد

692
00:54:27,171 --> 00:54:28,399
چرا ميپرسي؟

693
00:54:28,539 --> 00:54:32,475
اگر چنين فردي حامله شود چه؟

694
00:54:32,509 --> 00:54:34,739
اين ميتواند براي مادر و فرزند
 بسيار خطرناک باشد

695
00:54:34,778 --> 00:54:37,872
اين امر خصوصاً براي بچه صادق است
از هر ده زايمان، نه مورد آن بسيار سخت خواهد بود

696
00:54:37,915 --> 00:54:40,281
...پس براي بانواني که اين علائم را دارند

697
00:54:40,317 --> 00:54:44,253
بايد پيش از زايمان، بيماري را درمان کرد

698
00:54:44,288 --> 00:54:48,122
اگر غذاهايي مانند صدف، سوپ استخوان و
امثال آن به فرد داده شود چه؟

699
00:54:48,158 --> 00:54:50,558
چه کسي چنين کار احمقانه اي کرده؟

700
00:55:00,270 --> 00:55:02,568
يئول يي، يئول يي... آيا تو او را ديده اي؟

701
00:55:03,040 --> 00:55:04,667
چطور، آيا مشکلي پيش اومده؟

702
00:55:04,708 --> 00:55:05,766
آيا او را ديده اي؟

703
00:55:05,976 --> 00:55:09,002
او گفت که به آشپزخانه ميره تا مواد غذايي بگيره

704
00:55:19,623 --> 00:55:22,421
آيا بانوي پزشک "يئول يي" اينجا بود؟

705
00:55:22,726 --> 00:55:23,784
يئول يي؟

706
00:55:23,927 --> 00:55:27,863
نميدونم. فکر کنم يک لحظه اينجا ديدمش

707
00:55:27,898 --> 00:55:29,832
آيا او پيش بانوي اول رفت؟

708
00:55:31,268 --> 00:55:34,431
...پس بچه دار شدن در حاليکه فرد

709
00:55:34,471 --> 00:55:37,099
مبتلا به فشار خون هست، خطرناکه

710
00:55:37,141 --> 00:55:41,077
...بله. بنابراين بايد از تمامي انواع

711
00:55:41,111 --> 00:55:45,207
صدف، شير، تخم مرغ، ماهي و
هرچيز داراي نمک پرهيز کرد

712
00:55:47,584 --> 00:55:50,280
حتي اگر او سالم هم باشه
 باز هم خطرناک است

713
00:55:50,320 --> 00:55:53,255
آيا بايد بازهم به دادن غذاي
کائوليانگ به او ادامه داد؟

714
00:55:53,290 --> 00:55:57,283
بله، به زودي او در تنفس مشکل پيدا ميکنه

715
00:55:57,327 --> 00:55:59,659
او حتي ممکنه دچار تشنج يا سکته ناقص بشه

716
00:56:00,397 --> 00:56:01,455
...بعد

717
00:56:03,467 --> 00:56:05,697
بچه زنده نميمونه

718
00:56:10,000 --> 00:56:20,000
:: IR-DL.COM ::

