0
-00:00:10,000 --> 00:00:00,000
:: IR-DL.COM ::

1
00:00:01,765 --> 00:00:03,562
(قسمت سي و هشتم)

2
00:00:03,867 --> 00:00:07,496
ملکه مادر از ناحيه معده و
طحال دچار مشکل شده اند

3
00:00:07,537 --> 00:00:13,100
ورم مفصل پاي ايشون هم با گذشت
 زمان روبه افزايش است

4
00:00:13,476 --> 00:00:21,850
ايشان حتي نميتونند بخاطر لکه هاي قهوه اي
روي ناخن ها از داروهاي خفيف استفاده کنند

5
00:00:21,885 --> 00:00:24,319
بعلاوه فکر کنم کليه هاشون هم خراب شده

6
00:00:24,354 --> 00:00:29,053
و التهاب مفصل هاشون هم داره بدتر ميشه

7
00:00:30,460 --> 00:00:34,920
نميتونند دارو مصرف کنند و بيماريشون
 هم داره بدتر ميشه

8
00:00:36,299 --> 00:00:39,962
ميدونم، خيلي سخته
ولي نميتونيم الان از طب سوزني استفاده کنيم؟

9
00:00:40,003 --> 00:00:41,402
خطرناکه

10
00:00:41,438 --> 00:00:45,932
وقتي که کم توان ميشن و ما از طب سوزني استفاده کنيم
ميتونه نتيجه عکس داشته باشه

11
00:00:45,975 --> 00:00:48,034
با اين وجود ميگوييد چکار کنيم؟

12
00:00:48,278 --> 00:00:52,612
بيماري هاي مزمن در ايشون داره پيشرفت ميکنه
و ديگر اعضاي بدن ايشون نيز داره ضعيف ميشه

13
00:00:52,649 --> 00:00:55,846
با وجود همه علائم، بيماري رو داريم مشاهده ميکنيم

14
00:00:56,920 --> 00:01:01,482
نبايد با علائمي که اکنون مشاهده ميکنيم
 معالجه را شروع کنيم

15
00:01:01,524 --> 00:01:02,684
خب پس بايد چکار کنيم؟

16
00:01:02,726 --> 00:01:05,820
صبر ميکنيم و بررسي ميکنيم
...بايد بتوانيم يک راهي پيدا کنيم

17
00:01:05,862 --> 00:01:08,160
تا همه بيماري ها را بخوبي درمان کنيم

18
00:01:08,198 --> 00:01:12,066
تا چه زماني؟
...پادشاه خيلي نگران است

19
00:01:12,102 --> 00:01:14,866
و ملکه مادر در وضعيت بدي قرار دارد

20
00:01:14,904 --> 00:01:16,895
با اين وجود، تا کي ميخواهي
 صبر کني و بررسي کني؟

21
00:01:17,373 --> 00:01:19,739
عجله، بيماري را شفا نميدهد

22
00:01:19,776 --> 00:01:22,006
...درسته و چون پزشک شين

23
00:01:22,045 --> 00:01:24,673
...مدت کمي است شروع به درمان او کرده

24
00:01:24,714 --> 00:01:27,012
زمان بيشتري نياز دارد تا ايشان
 را با دقت بيشتري معاينه کند

25
00:01:27,050 --> 00:01:29,951
...در حال حاضر زمان براي اين کار نداريم

26
00:01:31,287 --> 00:01:32,686
!چقدر عجله داري؟

27
00:01:32,722 --> 00:01:35,657
...متأسفم، ولي ملکه مادر دارند هزيان ميگويند

28
00:01:35,692 --> 00:01:37,660
و گيج به نظر ميرسند

29
00:01:37,694 --> 00:01:41,027
و حتي فرني کمي را که خوردند، استفراغ کردند

30
00:01:41,064 --> 00:01:43,328
آنها سريعاً يک پزشک ميخواهند

31
00:01:45,168 --> 00:01:47,363
چي؟
چه موقع استفراغ کردند؟

32
00:01:47,737 --> 00:01:48,999
...مطمئن نيستم

33
00:01:49,506 --> 00:01:51,030
يک بار ديگه به آرامي بگو

34
00:01:51,474 --> 00:01:55,035
...مطمئن نيستم، من فقط کنارشون نشسته بودم و

35
00:01:55,678 --> 00:01:57,942
يانگوم، يئول يي و شين بي، دنبال من بياييد

36
00:02:16,099 --> 00:02:17,225
حالشون چطوره؟

37
00:02:18,101 --> 00:02:20,569
احساس بي حسي در ناحيه شکم ميکنند

38
00:02:20,603 --> 00:02:22,662
براشون مشکله که زانو و قوزک پا رو خم کنند

39
00:02:22,705 --> 00:02:24,969
پاي ايشون ضعيفه و کمي هم تورم دارد

40
00:02:27,744 --> 00:02:30,804
ايشون تب کمي دارند و احساس
سردي شديد (عرق دار) دارند

41
00:02:30,914 --> 00:02:32,541
آيا با دقت کامل معاينشون کرديد؟

42
00:02:32,582 --> 00:02:33,742
بله قربان

43
00:02:34,584 --> 00:02:37,417
دوباره بهش نگاه کن و با دقت معاينش کن

44
00:02:37,453 --> 00:02:40,354
يانگوم و يئول يي شما ضربانشون رو چک کنيد

45
00:02:50,133 --> 00:02:51,566
چي؟

46
00:02:51,601 --> 00:02:53,364
آيا گفتيد بيماري "بري بري"؟

47
00:02:53,403 --> 00:02:58,602
بله، زير شکم ايشان بي حس شده بود و
براي دو روز استفراغ ميکردند

48
00:02:58,641 --> 00:03:00,905
بطور حتم، آن آخرين علائم بيماري "بري بري" است

49
00:03:00,944 --> 00:03:04,072
بيماري ايشون به "بري بري" مبدل شده و پيشرفت کرد

50
00:03:04,113 --> 00:03:06,411
اگر در آخرين مرحله بيماري "بري بري" باشند

51
00:03:06,449 --> 00:03:09,748
بله،ايشان حواس پرت هستند و هزيان ميگويند
و درحالت غير هشيارانه هستند

52
00:03:09,786 --> 00:03:14,553
چي؟ مگر ايشون در شرايط بحراني نيستند
و احتياج به يک تجويز فوري ندارند؟

53
00:03:14,591 --> 00:03:17,116
ما بايد سريعاً يک دارو تجويز کنيم

54
00:03:18,161 --> 00:03:19,788
چطور ميخواهي اينکار رو انجام بدي؟

55
00:03:20,163 --> 00:03:24,293
پاهاشون ورم کرده و ضعيف هستند
 و نميتونند آنها را خم کنند

56
00:03:24,334 --> 00:03:26,859
ايشون همچنين در حالت غير هشيارانه هستند
و غذا رو استفراغ ميکنند

57
00:03:26,903 --> 00:03:28,837
بنابراين من طب "سام يول" رو پيشنهاد ميکنم

58
00:03:30,273 --> 00:03:32,833
من هم با ايشون موافقم

59
00:03:33,243 --> 00:03:35,143
من هم همينطور

60
00:03:35,178 --> 00:03:38,579
اما مشکل اينجاست که ايشون نميتونند در برابر اين طب
 و دارو مقاومت کرده و دارو رو در بدنشان نگه دارند

61
00:03:38,615 --> 00:03:40,014
پس بايد چکار کنيم؟

62
00:03:40,583 --> 00:03:43,518
داروهايي که طحال و معده را تقويت ميکنه، ببريد

63
00:03:43,553 --> 00:03:44,679
عجله کنيد

64
00:03:44,721 --> 00:03:45,881
بله، قربان

65
00:04:03,840 --> 00:04:05,535
پس اون مسئله چطور به نتيجه ميرسه
 تا از دستش راحت بشيم؟

66
00:04:05,708 --> 00:04:07,437
هنوز مطمئن نيستم

67
00:04:07,477 --> 00:04:11,038
طبق گفته هاي پزشک دربار
...سن ايشون و تأخير در معالجه

68
00:04:11,080 --> 00:04:15,517
باعث بيماري "بري بري" شده و با اين وجود
ايشون در شريط بحراني بسر ميبرند

69
00:04:15,885 --> 00:04:17,182
خب، بعدش چي ؟

70
00:04:17,220 --> 00:04:21,316
از آنجاييکه که پادشاه، بخاطر
 تأخير در درمان، نگران هستند

71
00:04:21,357 --> 00:04:24,656
بنابراين، اگر اتفاقي براي ملکه مادر رخ دهد
...گفتنش خيلي سخته که

72
00:04:24,694 --> 00:04:28,460
چه اتفاقي در حقيقت براي اعتماد پادشاه
به نخست وزير(دست چپ )روي ميدهد

73
00:04:28,498 --> 00:04:34,198
و البته پزشک و يانگوم اخراج خواهند شد

74
00:04:34,570 --> 00:04:35,628
بله

75
00:04:42,812 --> 00:04:45,906
بانوي من... بانوي من

76
00:04:48,251 --> 00:04:52,312
آقا، ايشون حتي نميتونند از داروي
کمک به کاهش درد معده استفاده کنند

77
00:04:52,555 --> 00:04:53,715
آقا

78
00:04:54,223 --> 00:04:57,056
دقيقاً چه دارويي به ايشون داديد که ايشون اينطور شدند!؟

79
00:04:57,093 --> 00:05:01,962
من حتي نميتونم به ايشون نگاه کنم
آه، ميدوني چقدر ميتونه دردناک باشه

80
00:05:06,169 --> 00:05:09,696
بانوي من... بانوي من

81
00:05:09,839 --> 00:05:12,330
عجله کنيد، داروي ايشون رو بياريد

82
00:05:30,259 --> 00:05:34,286
همانطور که اخيراً شنيده ايد
ملکه مادر دچار بيماري "بري بري" شده اند

83
00:05:35,198 --> 00:05:38,599
اين بيماري در مراحل اوليه آشکار و واضح نيست

84
00:05:38,634 --> 00:05:40,158
چون بطور ناگهاني پيشرفت ميکنه

85
00:05:40,203 --> 00:05:44,435
و فرد وقتي متوجه ميشه که دچار اين بيماري است و
ديگر نميتونه دست و پاهاش رو تکون بده

86
00:05:46,843 --> 00:05:51,303
وقتي که ايشان از معالجه امتناع ميکردند
اين بيماري بطور ناگهاني پيشرفت کرد

87
00:05:51,481 --> 00:05:55,918
اما مشکل هم اکنون اين است که
ايشون ديگه نميتوانند دارو مصرف کنند

88
00:05:55,952 --> 00:05:58,546
بدليل معده و طحال ضعيفشون

89
00:06:01,257 --> 00:06:03,521
حتي طب سوزني هم براي ايشان کارساز نيست

90
00:06:08,464 --> 00:06:09,829
حالا تصميم داريد چکار کنيد؟

91
00:06:09,866 --> 00:06:12,801
الان دارو ديگه فايده اي نداره

92
00:06:13,569 --> 00:06:14,968
پس چکار کنيم؟

93
00:06:15,004 --> 00:06:17,063
مجبورم بطريقي يک راهي رو پيدا کنم

94
00:06:17,306 --> 00:06:20,969
فقط در صورتي ميتونيم ايشون رو
معالجه کنيم که دارو مصرف کنند

95
00:06:22,612 --> 00:06:25,638
با مطالعه چند کتاب، يک راهي رو پيدا ميکنم

96
00:06:25,681 --> 00:06:29,583
پس خواهش ميکنم که پيش بانوي آشپزخانه سلطنتي
 برويد و در تهيه غذا به ايشان کمک کنيد

97
00:06:30,420 --> 00:06:31,682
حتماً

98
00:07:05,021 --> 00:07:06,318
سلام

99
00:07:06,823 --> 00:07:09,314
من اومدم تا در مورد موادِ غذاي ملکه مادر صحبت کنم

100
00:07:09,358 --> 00:07:15,888
بله، شنيدم که ايشون بيماري "بري بري" دارند
و من هم اومده بودم تا شما رو ببينم

101
00:07:15,932 --> 00:07:21,427
در وهله اول، ايشون بايد از خوردن
 هرگونه گوشت خودداري کنند

102
00:07:21,737 --> 00:07:25,696
ايشون گوشت رو دوست دارند
ما اصلاً نميتونيم در خوراکشون گوشت رو سرو کنيم؟

103
00:07:25,741 --> 00:07:26,867
نه

104
00:07:27,577 --> 00:07:32,241
و حتي نبايستي از روغن کنجد يا
 پياز سبز و موسير استفاده کنيد

105
00:07:32,482 --> 00:07:34,950
از تربچه براي درست کردن سوپ استفاده کنيد

106
00:07:34,984 --> 00:07:37,612
و نبايد با برنج، اونو بخارپز کنيد

107
00:07:37,653 --> 00:07:40,747
اما بايد از گياه جو يا درخت تسبيح استفاده کني

108
00:07:41,023 --> 00:07:42,888
داري چکار ميکني؟

109
00:07:44,894 --> 00:07:48,489
متأسفم، داشتم چيزي رو امتحان ميکردم

110
00:07:51,033 --> 00:07:56,869
بعد لوبياي قرمز رو به همراه
کمي شکر و علف دريايي خوراکي آماده کن

111
00:07:57,673 --> 00:08:00,870
ايشون لوبيا قرمز دوست ندارند

112
00:08:01,077 --> 00:08:04,877
ايشون هميشه برنج سفيد رو نسبت به
برنج سفيد با لوبيا ترجيح ميدادند

113
00:08:04,914 --> 00:08:06,779
ولي راه ديگه اي نيست

114
00:08:06,816 --> 00:08:10,547
به همان مقدار، خرما و سير بخارپز آماده کن

115
00:08:10,753 --> 00:08:15,122
چرا غذاهايي که ايشون دوست ندارند رو به من ميگيد؟

116
00:08:15,358 --> 00:08:18,555
همه آنها براي بيماري "بري بري" خوب هستند

117
00:08:19,328 --> 00:08:22,525
من اونها رو آماده ميکنم
چون شما هستيد که اونها رو تجويز ميکنيد

118
00:08:22,565 --> 00:08:27,559
ولي ممکنه نتونند اونها رو ميل کنند
از وقتي که نميتونند هيچ چيزي بخورند

119
00:08:41,584 --> 00:08:44,747
شين بي، بگذار من براي يک لحظه برم
 به آشپزخانه ملکه مادر

120
00:08:44,787 --> 00:08:45,947
چرا؟

121
00:08:45,988 --> 00:08:47,979
ميخوام چيزي رو بازبيني کنم

122
00:08:48,191 --> 00:08:49,317
بسيار خوب

123
00:09:17,153 --> 00:09:18,518
چي شده؟

124
00:09:18,854 --> 00:09:23,223
ميخوام غذايي که براي ملکه مادر سرو ميشد رو ببينم

125
00:09:23,259 --> 00:09:25,159
اونها متعلق به آشپزخانه است

126
00:09:25,194 --> 00:09:28,129
چطور جرأت ميکني که چنين چيزي رو به عنوان يک
بانوي پزشک تازه وارد دربار بپرسي؟

127
00:09:28,297 --> 00:09:31,164
من سوال ميکنم، چون ميتونه در
 درمان بيماري ايشون موثر باشه

128
00:09:31,467 --> 00:09:33,162
خواهش ميکنم اونو بديد به من

129
00:09:36,672 --> 00:09:38,299
خواهش ميکنم

130
00:09:40,810 --> 00:09:42,300
اون ليست رو بده بهش

131
00:09:42,345 --> 00:09:43,937
بله، بانوي من

132
00:09:55,625 --> 00:09:59,891
من يک بانوي پزشک دربار هستم
...ممکنه يک نگاهي به مواد غذايي

133
00:09:59,929 --> 00:10:02,227
که براي آشپزخانه ملکه مادر برده ميشوند، بياندازم؟

134
00:10:02,265 --> 00:10:04,426
اين براي درمان بيماري ايشون هست

135
00:10:05,668 --> 00:10:07,101
حتماً ... بفرماييد

136
00:10:26,222 --> 00:10:28,952
آقا، بايد چيزي رو به شما بگم

137
00:10:28,991 --> 00:10:29,980
چيه؟

138
00:10:30,026 --> 00:10:33,655
خيلي عجيب هستش اگه رژيمشون
 باعث اين بيماري شده باشه

139
00:10:35,364 --> 00:10:36,695
رژيم ايشون؟

140
00:10:36,732 --> 00:10:39,257
...بله... البته...نوشته شده که منشأ بيماري بري بري

141
00:10:39,302 --> 00:10:41,896
...از وزش باد و هواي سرد به يکي از نقاط پا هست

142
00:10:41,937 --> 00:10:45,100
ولي آيا شما ياد نداديد که ما نميتوانيم در
مورد بيماري ها خيلي قاطع و سرسخت باشيم؟

143
00:10:46,275 --> 00:10:47,867
آيا ايشون يک رژيم غير معمولي داشتند؟

144
00:10:47,910 --> 00:10:49,104
...ايشون غذايي رو دوست ندارند که

145
00:10:49,145 --> 00:10:51,613
با توجه به نکات پزشکي، براي بيماريشون خوب هست

146
00:10:51,647 --> 00:10:56,914
ايشون از لوبيا قرمز، سير، حلزون، ماهي کپور، خرما
و غذاي حاوي گياه درخت تسبيح بدشون مياد

147
00:10:57,453 --> 00:11:01,355
مخصوصاً چيزهايي که براي معده و طحالشون مفيده

148
00:11:30,886 --> 00:11:32,410
بانوي من

149
00:11:33,556 --> 00:11:34,784
شما بايد ميل کنيد

150
00:11:34,824 --> 00:11:37,452
چون حالت تهوع دارم، نميتونم بخورم

151
00:11:37,660 --> 00:11:40,390
...اما بايد سعي تون رو بکنيد

152
00:11:41,063 --> 00:11:46,558
حتي اگه خيلي هم براشون خوب باشه
ايشون به اين راحتي ها نميخورند

153
00:11:46,602 --> 00:11:49,036
من اينو به پزشک گفتم، ولي ايشون پافشاري کردند

154
00:11:49,071 --> 00:11:52,006
در عين حال، چطور ميتونيم
چيزهايي رو که ايشون دوست ندارند، سرو کنيم؟

155
00:11:52,041 --> 00:11:55,169
همچنان ايشون نميتونند خوراکشون رو ميل کنند

156
00:11:56,846 --> 00:11:58,746
پزشک رو خبر کنيد

157
00:12:08,357 --> 00:12:10,655
آيا مطمئني که ميتوني ايشان را
 وادار به خوردن آن غذا بکني؟

158
00:12:10,693 --> 00:12:11,785
بله

159
00:12:12,962 --> 00:12:16,159
خب، پس اول يک دارو درست کن

160
00:12:18,300 --> 00:12:21,667
اين ميتونه باعث رفع حالت تهوع بشه و
حتي براي معده و هضم غذا هم خيلي مفيده

161
00:12:21,704 --> 00:12:23,831
و حتي براي بيماري "بري بري" هم مفيد است

162
00:12:23,873 --> 00:12:27,639
با اين وضع، فقط دارو هست که
ميتونه سلامتيشون رو بهشون برگردونه

163
00:12:27,910 --> 00:12:33,871
اما از آنجا که ايشون از اون غذاها متنفرند
ديگه لازم نيست تو به ايشون بگي که اونها چي هستند

164
00:12:36,051 --> 00:12:39,680
خيلي بي سر و صدا انجام بده
بله

165
00:12:42,091 --> 00:12:43,149
يون سنگ

166
00:12:45,728 --> 00:12:48,856
مگه تو مشغول درمان ملکه مادر نيستي؟
چه چيزي تو رو اينجا کشونده؟

167
00:12:48,898 --> 00:12:50,866
من اومدم يک بخارپز قرض بگيرم

168
00:12:51,400 --> 00:12:52,424
بخارپز؟

169
00:12:52,468 --> 00:12:55,232
من بايد يک دارو درست کنم

170
00:13:12,721 --> 00:13:16,487
احساس ميکنم مثل روزهاي گذشته هست
(با اين کار ياد ايام گذشته مي افتم)

171
00:13:30,039 --> 00:13:33,270
اين اشتباه نيست که ايشون از ماهي کپور متنفرند
و تو، سير داخل اون ميريزي؟

172
00:13:33,309 --> 00:13:35,140
ايشون چطوري ميتونند اين غذا رو ميل کنند؟

173
00:13:35,177 --> 00:13:37,543
بانوي من، اين دستور پزشک بود

174
00:13:37,580 --> 00:13:39,207
آيا پزشک اينجا نيست؟

175
00:13:39,381 --> 00:13:41,076
نه

176
00:13:41,317 --> 00:13:42,545
الان اينجا هستند

177
00:13:49,692 --> 00:13:51,159
مهم نيست که چقدر ممکنه مفيد باشه

178
00:13:51,193 --> 00:13:53,354
شما بايد چيزي رو سرو کنيد
 که ايشون ميتونند ميل کنند

179
00:13:55,831 --> 00:13:57,822
آيا شما بي ملاحظه شديد يا چيز ديگه اي هست؟

180
00:13:58,901 --> 00:14:00,528
اونو براشون ببريد

181
00:14:09,578 --> 00:14:12,979
از آنجا که شما نميتونيد داروها رو به صورت
... مايع مصرف کنيد، لذا

182
00:14:13,015 --> 00:14:14,607
لطفاًً داروها رو به صورت قرص مصرف کنيد

183
00:14:14,650 --> 00:14:16,584
ايشون نميتونند داروي مايع يا سوپ مصرف کنند

184
00:14:16,619 --> 00:14:18,450
با اين وضع، پس چطور ميتونند اينها رو ميل کنند

185
00:14:18,487 --> 00:14:20,751
بانوي من... اونها دارو هستند

186
00:14:20,789 --> 00:14:23,189
اگر هم شما حالت تهوع داشتيد
 لطفاًً از اين داروها مصرف کنيد

187
00:14:43,646 --> 00:14:45,511
قرص ها مزه خوبي دارند

188
00:14:45,915 --> 00:14:48,179
مزه بلوط شيرين و خوشمزه ميده

189
00:14:52,187 --> 00:14:55,179
ما مزه دارش کرديم تا راحت تر
 بشه اونها رو ميل کرد

190
00:14:55,858 --> 00:14:57,985
بسيار خب، ميخورمشون

191
00:14:58,928 --> 00:15:03,126
لطفاًً روزي پنج بار از اونها مصرف کنيد

192
00:15:27,756 --> 00:15:29,121
کارتون رو خوب انجام داديد

193
00:15:32,261 --> 00:15:36,425
آقا، اين وظيفه من هست که براي ايشون دارو تهيه کنم

194
00:15:36,732 --> 00:15:38,427
چرا به من نگفتيد که اون رو درست کنم؟

195
00:15:38,467 --> 00:15:40,662
يانگوم هنوز در مقام بانوي دستيار است

196
00:15:41,370 --> 00:15:46,307
من ميدونم که اين کار، وظيفه تو هست
اما يانگوم بهترين گزينه براي اين مورد است

197
00:16:46,068 --> 00:16:48,195
بانوي من، شما بايد ميل کنيد

198
00:16:49,838 --> 00:16:51,271
بله... بايد

199
00:17:04,353 --> 00:17:06,116
لطفاًً کمي بيشتر ميل کنيد

200
00:17:06,689 --> 00:17:08,554
نميتونم

201
00:17:09,658 --> 00:17:13,389
من مطمئنم که ايشون از اينها متنفرند
ولي با اين حال، فکر ميکنيد اينها رو بخورند

202
00:17:13,429 --> 00:17:15,226
متأسفم...سرور من

203
00:17:15,898 --> 00:17:21,461
چطور ميتونه تقصير بانو چويي باشه، در حاليکه
اين من هستم که خوشم نمياد و سخت مي پذيرم

204
00:17:21,837 --> 00:17:25,136
خيلي خوبه که شما حداقل از
اون قرص ها مصرف ميکنيد

205
00:17:25,407 --> 00:17:28,535
بله... لطفاًً از اونها به من بديد

206
00:18:07,616 --> 00:18:11,017
من برات کمي غذا درست کردم
 پس اول يک کم بخور

207
00:18:11,487 --> 00:18:12,613
حالم خوبه

208
00:18:12,755 --> 00:18:16,555
منظورت چيه؟ به نظر نمياد در اين چند روز
غذاي زيادي خورده باشي

209
00:18:17,559 --> 00:18:19,254
زود باش

210
00:18:59,601 --> 00:19:00,795
... آقا

211
00:19:00,836 --> 00:19:02,133
چيه؟

212
00:19:02,171 --> 00:19:06,130
...قرص هايي که پزشک شين درست کرده بودند

213
00:19:07,009 --> 00:19:08,636
قرص ها چي شدند؟

214
00:19:19,855 --> 00:19:21,345
تو ميتوني استراحت کني، من اونها رو ميارم

215
00:19:21,390 --> 00:19:23,915
زود برميگردم و درستشون ميکنم

216
00:19:23,959 --> 00:19:26,189
اصلاً نگران نباش...تا برگردي از اونها مواظبت ميکنم

217
00:19:26,929 --> 00:19:28,191
باشه

218
00:19:28,363 --> 00:19:30,297
شما داريد چکار ميکنيد؟

219
00:19:39,808 --> 00:19:41,173
درشو بر داريد ببينم

220
00:19:52,454 --> 00:19:54,649
...چطور جرأت ميکني با دادن سيرهايي که ايشون از اون ها

221
00:19:54,690 --> 00:19:56,783
متنفرند، ايشون رو فريب بدي

222
00:19:57,860 --> 00:20:02,160
تو و پزشک شين به من
ملکه مادر و پادشاه توهين کرديد

223
00:20:02,197 --> 00:20:04,597
آه...نه بانوي من ... اينطور نيست

224
00:20:04,633 --> 00:20:09,969
نه؟ نه؟
تو مستحق مجازات و تنبيه سختي هستي

225
00:20:10,138 --> 00:20:14,507
با اينکه دکتر شين در اين مورد مسئول هستند
چطور جرأت انجام چنين کاري رو کردند؟

226
00:20:18,413 --> 00:20:22,611
من از تو دو بار پشتيباني کردم
پس چرا اين کار رو کردي؟

227
00:20:23,218 --> 00:20:27,052
بانوي من، اين نسخه پزشک دربار، استاد شين بود

228
00:20:27,089 --> 00:20:29,887
نسخه؟ اصلاً تو ميدوني بيماري
 ايشون چقدر بحراني هست؟

229
00:20:29,925 --> 00:20:31,893
خب، پس اين ديگه چه جور روشي است؟

230
00:20:31,927 --> 00:20:35,761
پزشک سلطنتي، شما خيلي زود بايد
 پزشک مسئول رو برکنار کنيد

231
00:20:35,797 --> 00:20:37,458
بله! بانوي من

232
00:20:40,769 --> 00:20:42,862
يک پزشک دربار چه کارهايي رو بايد انجام بده؟

233
00:20:43,672 --> 00:20:47,108
تو ميخواستي با اون سيرهايي که ايشون
حتي نميخورند، چکار کني؟

234
00:20:47,910 --> 00:20:51,971
شما واقعاًً يک پزشک هستيد يا يک آشپز؟

235
00:20:52,414 --> 00:20:54,746
من به عدم موفقيتها در ارائه گزارش
به شما اعتراف ميکنم

236
00:20:54,783 --> 00:20:56,307
...اما اون، دانش و آگاهي عمومي است که

237
00:20:56,351 --> 00:20:57,943
غذا بايستي قبل از دارو مصرف بشه

238
00:20:57,986 --> 00:20:59,715
البته، من اينو ميدونم

239
00:20:59,755 --> 00:21:02,087
اما شما بايد بيشتر به شرايط توجه ميکرديد

240
00:21:02,124 --> 00:21:05,059
ايشون از سير، بدشون مياد

241
00:21:05,127 --> 00:21:06,856
خب، اين همون چيزي هست که من انجام دادم

242
00:21:06,895 --> 00:21:10,956
سير، چيزي است که ايشون حتماً بايد ميخوردند

243
00:21:11,667 --> 00:21:15,967
اگر دارويي درست ميکني که نظر يک بانوي
 پزشک دستيار است ، پس همين حالا اخراجي

244
00:21:16,672 --> 00:21:21,166
ملکه از من خواستند که تو رو خيلي سريع برکنار کنم

245
00:21:28,350 --> 00:21:32,878
من ميرم که با مقامات ارشد صحبت کنم
پس تو همين جا منتظر تصميم بمون

246
00:21:34,690 --> 00:21:37,420
يک داروي مايع براي ملکه مادر ببريد

247
00:21:38,026 --> 00:21:39,288
بله، قربان

248
00:21:39,328 --> 00:21:42,456
اما ايشون نميتونند از داروي مايع استفاده کنند

249
00:21:42,497 --> 00:21:46,194
بنابراين، آيا شما انتظار داريد در
 اين شرايط بيکار بنشينيم؟

250
00:21:59,915 --> 00:22:02,076
بانوي من، همه چيز روبراه است و حالتون بهتره

251
00:22:02,117 --> 00:22:03,846
ميتونيد جلوي پيشرفت بيماري رو بگيريد

252
00:22:04,486 --> 00:22:06,750
بله، حالم خوبه

253
00:22:15,564 --> 00:22:17,191
وقتي آنها برايم يک ميز غذا مي آوردند

254
00:22:17,232 --> 00:22:20,929
خيلي تحملش برايم سخت بود
چون هيچ کدام از اون غذاها رو دوست نداشتم

255
00:22:21,203 --> 00:22:25,435
اما بعد از مصرف اون قرص ها
 خيلي احساس بهتري داشتم

256
00:22:26,208 --> 00:22:29,803
و حالا هم خوردن داروهاي مايع
 خيلي برام راحت تر شده

257
00:22:30,112 --> 00:22:33,377
جناب پزشک شين، به درستي دارو رو تجويز کردند

258
00:22:41,990 --> 00:22:43,958
چي شده؟ مشکلي پيش اومده؟

259
00:22:44,860 --> 00:22:49,263
بانوي من، خيلي متأسفم که اين رو ميگم
اما اون قرص ها

260
00:22:49,498 --> 00:22:54,162
بانوي من، خيلي متأسفم که اين رو ميگم
اما اون قرص ها با سير درست شده بودند

261
00:22:54,302 --> 00:22:56,668
چي؟ سير؟

262
00:22:56,705 --> 00:23:00,698
بله، بانوي من
پزشک شين و يانگوم اون رو تهيه کردند

263
00:23:00,742 --> 00:23:04,473
... موثرترين غذا و دارو براي شما

264
00:23:04,813 --> 00:23:10,979
آنها اينکار را از وقتي که حال شما با استفاده از طب
سوزني و مصرف داروهاي مايع بدتر شد، انجام ميدهند

265
00:23:13,221 --> 00:23:18,955
بانوي من، من با معلومات و دانسته هاي خودم
شما رو مورد آزار و رنجش قرار دادم

266
00:23:19,761 --> 00:23:21,820
به اون دو نفر بگيد بيان داخل

267
00:23:43,518 --> 00:23:46,180
ملکه مادر شما رو صدا زدند

268
00:23:49,357 --> 00:23:50,415
تو هم همينطور

269
00:23:53,962 --> 00:23:55,589
بيا بريم

270
00:24:15,383 --> 00:24:18,875
شما واقعاًً قرص ها رو با سير و سبوس برنج تهيه کرديد؟

271
00:24:19,121 --> 00:24:24,457
بله، اولياحضرت. سير باعث تقويت معده شده
و در هضم و گوارش کمک بسزايي ميکند

272
00:24:24,493 --> 00:24:28,452
و براي بيماري شما مفيد بوده و
تا حد بالايي کاملاً بهبود ميبخشد

273
00:24:29,164 --> 00:24:33,931
و سبوس برنج به شما کمک ميکند
تا غذا در معده شما بماند و هضم شود

274
00:24:34,536 --> 00:24:39,803
اين دليل، باعث شد تا من آنرا تجويز کنم، به همين دليل
فکر ميکردم اين بهترين دارو براي شماست

275
00:24:40,008 --> 00:24:42,841
خب! پس چرا همون اول نگفتيد که در آن سير هست

276
00:24:43,211 --> 00:24:45,839
به اين دليل که اگر شما اين رو متوجه ميشديد
ديگه هرگز ممکن نبود اون رو ميل کنيد

277
00:24:45,881 --> 00:24:50,784
افراد بطور معمول، زمانيکه متوجه خوردن غذايي
که ازش تنفر دارند ميشوند، احساس تهوع ميکنند

278
00:24:50,952 --> 00:24:57,187
حتي اگر کسي هم به من نگه، من خودم خيلي راحت
حتي ذره اي از مزه سير رو احساس ميکنم

279
00:24:57,225 --> 00:25:02,424
با اين وجود، من حتي ذره اي هم از طعم و
عطر سير متوجه نشدم، چطور اين کار را کرديد؟

280
00:25:03,431 --> 00:25:05,991
يانگوم تمام عطر و بوي اون رو گرفت

281
00:25:07,068 --> 00:25:08,399
چطور؟

282
00:25:08,503 --> 00:25:13,463
من آنها را با برگ هاي سبز چاي که باعث از بين رفتن
عطر سير ميشد، بخار پز و دم کردم

283
00:25:13,508 --> 00:25:17,740
بعد اونها رو آسياب کردم تا رنگ بگيرند
...سپس از خرماي خشک کرده

284
00:25:17,779 --> 00:25:23,809
با سبوس برنج استفاده کردم تا قرص هايي
بدون عطر و طعم سير درست کنم

285
00:25:25,854 --> 00:25:32,817
!فوق العاده ست
...پزشکي که متوجه دارو بودن سير شد و

286
00:25:32,861 --> 00:25:37,594
بانوي پزشکي که عطر و بوي سير رو
که من دوست ندارم ، از بين برد

287
00:25:37,632 --> 00:25:39,566
هر دوي آنها، انسان هاي بزرگ و ماهري هستند

288
00:25:39,734 --> 00:25:44,433
اين يانگوم بود که متوجه شد تنها
سير ميتونه راه درمان باشه

289
00:25:44,706 --> 00:25:45,730
واقعاًً؟

290
00:25:46,141 --> 00:25:50,737
بله، او حتي رژيم معمول شما رو هم ميدونست
بنابراين، ما قادر به تشخيص اون شديم

291
00:25:50,779 --> 00:25:54,943
او حتي ميدونه که چطور بايد دارو را
طبق رژيمي خاص مصرف کرد

292
00:25:54,983 --> 00:25:57,042
!چقدر اين دختر باهوش، خلاق و با استعداد است

293
00:26:00,155 --> 00:26:04,023
با اين حال، ميتونيم درمان بيماري ايشان را
از همين حالا شروع کنيم؟

294
00:26:04,059 --> 00:26:05,993
از آنجاييکه بدن ايشون در برابر دارو مقاومت ميکند

295
00:26:06,027 --> 00:26:08,928
ما ميتونيم داروهاي مايع و رژيم ايشون رو
با هم سازگار و تنظيم کنيم

296
00:26:08,964 --> 00:26:12,297
سپس، زمانيکه بدن شما قويتر شد
ما طب سوزني رو شروع ميکنيم

297
00:26:12,467 --> 00:26:14,059
خيلي تسکين دهنده و راحت به نظر مياد

298
00:26:14,970 --> 00:26:17,803
خيلي متشکرم
...از امروز به بعد

299
00:26:17,839 --> 00:26:22,538
من ديگه خيلي سختگير و بيزار از خوراکم نخواهم بود
و هر چيزي که پزشک شين بگن، خواهم خورد

300
00:26:29,251 --> 00:26:31,082
پس ايشون دارو رو مصرف کردند!؟

301
00:26:31,119 --> 00:26:36,022
بله، سرورم... اينطور گزارش شده که ايشون
بدون هيچ مشکلي از اون دارو مصرف ميکنند

302
00:26:36,057 --> 00:26:43,395
من ديگه فکر ميکنم که شما نبايد نگران حال ايشون باشيد
چون ايشون ديگه با مصرف اون داروها احساس تهوع ندارند

303
00:26:44,165 --> 00:26:47,293
خيلي خوبه
واقعاًً عاليه

304
00:26:51,473 --> 00:26:54,374
پس اونها ميتونند درمان و معالجه طبي رو
از همين حالا شروع کنند!؟

305
00:26:54,409 --> 00:26:59,176
بله، اعليحضرت... اونها حتي گفتند که
طب سوزني رو از همين امروز شروع کردند

306
00:27:52,600 --> 00:27:53,931
حالشون چطوره؟

307
00:27:54,636 --> 00:27:59,630
حالشون خيلي خوبه، اثرات جانبي و منفي در ايشون
وجود نداره و از اينرو ايشون خيلي حالشون خوب است

308
00:28:06,981 --> 00:28:08,846
پادشاه در اينجا حضور دارند

309
00:28:17,792 --> 00:28:19,350
واقعاًً حالشون خيلي خوبه!؟

310
00:28:19,394 --> 00:28:21,157
بله، اعليحضرت

311
00:28:21,396 --> 00:28:26,333
توانايي ايشون بقدر کافي براي
 انجام طب سوزني بهبود يافته

312
00:28:26,601 --> 00:28:31,334
من حالم خوبه... احساس ميکنم حالم خيلي بهتر شده

313
00:28:32,107 --> 00:28:34,041
اين خيلي خوبه، مادر

314
00:28:50,658 --> 00:28:52,216
آيا طب سوزني موفقيت آميز بود؟

315
00:28:52,260 --> 00:28:53,192
بله

316
00:28:53,728 --> 00:28:57,095
بعد از اينکه ايشون شروع به مصرف داروها کردند
حالشون خيلي سريع بهبود يافت

317
00:28:57,532 --> 00:29:00,296
پس ديگه جاي نگراني نيست! کارتون خيلي عالي بود

318
00:29:03,138 --> 00:29:07,006
از آنجاييکه ايشون هنوز به وضوح
...سلامتشون بازنگشته و سن بالايي دارند

319
00:29:07,041 --> 00:29:10,033
هرگز از ايشون چشم بر نداريد و
کاملاً براي مدتي مراقب حال ايشون باشيد

320
00:29:10,078 --> 00:29:11,136
حتماً

321
00:29:11,646 --> 00:29:12,840
بريم

322
00:29:24,125 --> 00:29:26,559
حالا ديگه ميتونيم کمي استراحت کنيم

323
00:29:27,429 --> 00:29:29,363
کارت خيلي خوب بود، يانگوم

324
00:29:29,397 --> 00:29:33,629
به هرحال، چطور متوجه شدي که مادر پادشاه
اصلاً سير نميخوردند!؟

325
00:29:35,136 --> 00:29:39,436
يانگوم از همون ابتدا با بقيه فرق داشت

326
00:29:39,474 --> 00:29:40,998
بله...کاملاً درسته

327
00:29:42,043 --> 00:29:43,305
بله حق با تو ست

328
00:30:01,496 --> 00:30:04,624
همينطور اونجا ايستادي که از تو
تقدير بشه و بهت تبريک بگن

329
00:30:06,000 --> 00:30:07,160
بله

330
00:30:08,670 --> 00:30:12,504
...يادت باشه
ما از فردا صبح، داروي ديگري را تجويز خواهيم کرد

331
00:30:15,243 --> 00:30:19,179
چشم...حتماً

332
00:30:20,381 --> 00:30:22,042
کارت عالي بود

333
00:30:26,955 --> 00:30:28,547
شما اينجا هستيد؟

334
00:30:29,224 --> 00:30:30,350
چه چيزي شما رو تا اينجا کشاند...؟

335
00:30:30,391 --> 00:30:33,326
شما فردا به قصر پادشاه خواهيد رفت
پس لباس هاي رسمي وسلطنتي تون رو بپوشيد

336
00:30:33,661 --> 00:30:38,394
پادشاه ميخواهند به شما و بانوي پزشک
بخاطر کارهايي که کرديد، پاداش بدهند

337
00:30:39,067 --> 00:30:41,365
من فقط وظيفه ام را انجام دادم

338
00:30:41,402 --> 00:30:42,960
چه کلمات متواضعانه و فروتنانه اي

339
00:30:48,243 --> 00:31:01,748
اين تو هستي... يانگوم از آشپزخانه دربار!؟

340
00:31:03,458 --> 00:31:09,090
بله، رئيس کاردارها...من يانگوم هستم
مرا بخاطر مي آوريد؟

341
00:31:09,697 --> 00:31:12,029
بله، البته! يانگوم

342
00:31:23,478 --> 00:31:28,074
من هنوز نميتوانم بلايي که
سر بانو يونگ و بانو هن آمد را فراموش کنم

343
00:31:29,851 --> 00:31:33,252
آنها مستحق چنين سرنوشت و پاياني نبودند

344
00:31:34,789 --> 00:31:39,158
اگر آنها تو را اينطوري ميديدند
هرگز احساس آرامش و راحتي نميکردند

345
00:31:40,395 --> 00:31:45,355
حتي من هم همينطور
بانوان پزشک با بانوان دربار، خيلي فرق ميکنند

346
00:31:45,400 --> 00:31:47,868
بنابراين مسائل و مشکلات متفاوتي هست
که با اونها مواجه خواهي شد

347
00:31:49,537 --> 00:31:51,562
ممکنه من نتونم در مسائل بزرگ و مهم به تو کمک کنم

348
00:31:51,606 --> 00:31:53,972
اما ميتونم درمسائل کوچک، به تو کمک کنم

349
00:31:54,776 --> 00:31:59,110
اگر به من نياز داشتي، فقط دنبالم بگرد، بسيار خب؟

350
00:32:00,715 --> 00:32:05,948
...من درخواستي از شما دارم

351
00:32:19,067 --> 00:32:21,535
آيا اين کار را براي خودم شروع کردم!؟

352
00:32:23,171 --> 00:32:25,969
تو بايد خيلي زودتر کار را تمام ميکردي

353
00:32:26,774 --> 00:32:30,437
...اون ديگه بعنوان يک پزشک دربار و کسي که

354
00:32:30,478 --> 00:32:33,641
ملکه مادر رو معالجه کرده شناخته شده ... پس بيرون کردن
يا کشتن او کار خيلي سختي خواهد بود

355
00:32:33,681 --> 00:32:35,444
اين همون دليلي هست که مشکل ساز شده

356
00:32:35,583 --> 00:32:38,381
بجاي از بين بردنش
ما اون رو خيلي سريع از قصر بيرون کرديم

357
00:32:40,088 --> 00:32:43,546
ولي حالا نه تنها بيرون کردنش
بلکه تبعيدش هم ديگه خيلي مشکله

358
00:32:45,360 --> 00:32:48,796
تو فکر ميکني بدون هيچ دليل و هدفي برگشته!؟

359
00:32:50,331 --> 00:32:54,267
!اگر ما او را نکشيم، ديگر براي هميشه نگران خواهيم بود
... فقط ما

360
00:33:01,476 --> 00:33:03,808
ما ميخواهيم با يانگوم چکار کنيم؟

361
00:33:05,046 --> 00:33:10,006
ما نميتونيم دست و پا يا دهنش رو ببنديم
و جلوي زبونش رو بگيريم

362
00:33:13,021 --> 00:33:17,082
با اين حال، ما بايد چکار کنيم تا از انجام کارهاش
جلوگيري بشه و اون رو از انجام کارهاش باز بداريم

363
00:33:27,835 --> 00:33:34,035
چه اتفاق بدي؟ پادشاه درخواست کردند تا مسئوليت و کارداني
افسران و مسئولان سلطنتي رو پائين بيارند

364
00:33:35,410 --> 00:33:37,401
اين حتماً ضررها و پيامد هاي ناخوشايندي را
براي شما خواهد داشت

365
00:33:37,445 --> 00:33:40,380
فعلاً تقليل و کاهش مقام، مسئله و
 مشکل اصلي ما نيست

366
00:33:40,748 --> 00:33:43,876
من باعث ناراحتي و رنجش سه عضو
 خانواده سلطنتي شده ام

367
00:33:43,918 --> 00:33:46,648
با اين وجود، چيزي از اين مسئله
دستگيرمون نميشه و سودي نخواهيم برد

368
00:33:46,688 --> 00:33:48,383
اين همون دليلي هست که مشکل ساز شده

369
00:33:48,956 --> 00:33:51,823
چطور ميتونم اعتماد اونها رو دوباره جلب کنم؟

370
00:33:51,959 --> 00:33:57,898
ملکه، اعتماد بزرگ و چشم گيري را
...به بانوي اول دربار نشون داده اند، اما حالا

371
00:33:57,932 --> 00:34:00,332
ما نبايد هدف و انگيزه مون رو نشون ميداديم

372
00:34:01,002 --> 00:34:03,436
...ما اشتباه خيلي بزرگي مرتکب شديم که

373
00:34:03,471 --> 00:34:05,962
ميخواستيم با به وحشت انداختن ملکه مادر
نظرشون رو عوض کنيم

374
00:34:06,741 --> 00:34:11,178
ملکه از امروز به بعد، مرا با دقت بيشتري
جهت اطمينان تحت نظر خواهد داشت

375
00:34:11,379 --> 00:34:17,375
ما فقط ميتونيم به تغيير نظرات و
 تصميماتشون اميدوار باشيم

376
00:34:22,023 --> 00:34:24,253
مطمئن بشيد که کسي از اين موضوع
اطلاعي نداره و همچنان مخفي است

377
00:34:24,292 --> 00:34:25,816
...حال ملکه مادر رو به بهبود است

378
00:34:25,860 --> 00:34:28,260
بنابراين، پادشاه دوباره تقاضاي
بررسي و پيگيري مجدد اون مسئله شدند

379
00:34:28,296 --> 00:34:29,490
واقعاًً؟

380
00:34:30,732 --> 00:34:34,964
وزير اوه بخاطر اون استراتژي و نقشه هاي سياسي-نظامي
بي فايده اي که داشتند، اعتمادشون نزد پادشاه سلب شده

381
00:34:35,603 --> 00:34:37,093
خيلي خوبه

382
00:35:12,073 --> 00:35:14,803
آيا شما يک بانوي پزشک دربار نيستيد؟

383
00:35:15,443 --> 00:35:17,274
اسم من يئول يي هست

384
00:35:17,612 --> 00:35:20,945
منتظر من بوديد؟

385
00:35:21,682 --> 00:35:23,172
بله، بانوي من

386
00:35:24,252 --> 00:35:25,719
براي چي؟

387
00:35:25,753 --> 00:35:30,486
من شنيده ام اگر کسي به شما کمک کنه و خواسته هاي
شما رو انجام بده، ميتونه قدرت و امنيت بدست بياره

388
00:35:30,892 --> 00:35:32,951
لطفاًً به من اجازه بديد تا اين کار رو بکنم

389
00:35:35,797 --> 00:35:38,459
با چه چيزي ميخواهي به من کمک کني
و از من اطاعت کني؟

390
00:35:42,737 --> 00:35:45,205
من يانگوم رو به شما ميدم

391
00:35:47,575 --> 00:35:49,042
يانگوم؟

392
00:35:49,644 --> 00:35:52,169
... اگر چه من داستان شما و دلايلتون رو نميدونم، اما

393
00:35:52,213 --> 00:35:56,411
شما ميخواهيد يانگوم رو از قصر بيرون کنيد
و از شرش خلاص بشيد، مگه نه؟

394
00:35:59,387 --> 00:36:01,855
من اين کار رو براي شما انجام خواهم داد

395
00:36:09,063 --> 00:36:11,361
يانگوم

396
00:36:13,401 --> 00:36:14,766
با ما بيا

397
00:36:14,802 --> 00:36:15,598
کجا؟

398
00:36:15,636 --> 00:36:19,333
فقط دنبال ما بيا، ما نميتونيم همينطور بشينيم
در حاليکه همه چيز داره خوب پيش ميره و به نفع تو هست

399
00:36:19,373 --> 00:36:21,170
راست ميگه...خودت مي فهمي

400
00:36:39,193 --> 00:36:41,923
همينطور ميخواهيد بايستيد و نگاه کنيد؟

401
00:36:42,430 --> 00:36:45,263
چرا؟ اينکه نظر خودتون بود

402
00:36:45,700 --> 00:36:50,228
چون ميخواهم از اون روزهاي قديمي که
توي آشپزخانه با هم بوديم، دوباره ياد کنم

403
00:36:51,205 --> 00:36:53,639
شما فقط کارهاي معمولي رو انجام ميداديد

404
00:36:53,674 --> 00:36:54,800
چي!؟

405
00:36:55,610 --> 00:36:58,374
اون دوران خوبي بود ، حتي در اون روزهاي قديمي تر

406
00:36:58,412 --> 00:37:02,041
ما موقع جشن تولدمون شروع به
پختن و آشپزي براي همديگه ميکرديم

407
00:37:03,050 --> 00:37:04,244
چي داري درست ميکني؟

408
00:37:04,418 --> 00:37:07,285
معلومه...غذاي مورد علاقه ام، کيک طعم دار برنج

409
00:37:08,422 --> 00:37:10,151
اين املت هست؟

410
00:37:11,125 --> 00:37:14,322
اين غذاي مورد علاقه بانو يونگ بود

411
00:37:14,862 --> 00:37:18,320
اين همون ظرفي نيست که بانو هن
 در اون ماکاروني مي پخت

412
00:37:19,934 --> 00:37:24,769
شما همتون از معلمانتون ياد ميکنيد
 بانو يونگ و بانو هن

413
00:37:30,544 --> 00:37:33,240
هي! ... اين ديگه چيه؟

414
00:37:33,814 --> 00:37:36,180
زود باشيد، من گرسنه هستم

415
00:37:37,919 --> 00:37:46,486
من کباب هايي که درست ميکرديد رو يادم مياد
بانو هن هميشه ميگفت که شما در پختن اونها بهترين هستيد

416
00:37:47,428 --> 00:37:50,522
کاملاً درسته...من باز هم دوست دارم از اونها بخورم

417
00:37:50,665 --> 00:37:54,431
واقعاًً! ... پس من بايد مهارتم رو نشون بدم!؟

418
00:37:55,102 --> 00:37:56,501
اون رو بده به من

419
00:38:03,577 --> 00:38:06,910
مهارت هاي يانگوم حتي ذره اي هم تغيير نکرده

420
00:38:06,948 --> 00:38:09,712
بله...مزه اش شبيه دست پخت بانو هن هست؟

421
00:38:09,750 --> 00:38:11,615
اون بهتره

422
00:38:11,752 --> 00:38:15,984
بياييد اين کار رو اغلب انجام بديم

423
00:38:16,123 --> 00:38:17,715
آه، بله موافقم

424
00:38:17,925 --> 00:38:21,292
اشتهام خيلي زياد شده، چون همه شما اينجا هستيد

425
00:38:21,929 --> 00:38:25,865
راستي... آيا اخيراً پادشاه رو ملاقات نکردي؟

426
00:38:27,935 --> 00:38:31,234
من شنيده ام که حتي صورتت رو هم
...در برابر ايشون بالا نبردي

427
00:38:34,308 --> 00:38:36,902
ميخواهي که بقيه عمرت رو همينطور بگذروني!؟

428
00:38:41,148 --> 00:38:42,672
بياييد بريم، بانو لي

429
00:38:43,451 --> 00:38:44,748
کجا؟

430
00:38:45,086 --> 00:38:46,713
فقط همراهم بيا، بريم بيرون

431
00:38:47,521 --> 00:38:49,352
فکر کنم من ديگه بايد برم

432
00:38:49,390 --> 00:38:51,381
حتماً ...ميتوني بري

433
00:38:52,259 --> 00:38:53,453
عجله کن

434
00:38:54,962 --> 00:38:57,021
کجا...؟

435
00:39:03,871 --> 00:39:05,498
اون اينطور نيست

436
00:39:05,973 --> 00:39:10,376
نور ماه، وقتي که به اون نگاه ميکني
مثل اينه که ميخواهي اون رو ببلعي و قورت بدي

437
00:39:10,411 --> 00:39:15,212
يک نفس عميق بکش و تمام بدنت رو باد کن ، امتحانش کن

438
00:39:22,256 --> 00:39:23,223
انجامش بده

439
00:39:28,095 --> 00:39:31,258
اينطوري نه، تو بايد بيشتر نفس بکشي

440
00:39:33,901 --> 00:39:35,698
هي! تو چرا اين کار رو ميکني؟

441
00:39:35,736 --> 00:39:36,725
اين کار رو نکن

442
00:39:36,771 --> 00:39:39,171
او بايد تمام انرژي و نيرو رو بگيره

443
00:39:39,774 --> 00:39:41,105
يک بار ديگه

444
00:39:42,676 --> 00:39:47,875
نه، اينطوري نه
 اين بخاطر کمبود انرژي "يينگ" تو هست

445
00:39:50,084 --> 00:39:53,850
بايد همينطور ادامه بدم؟

446
00:39:53,988 --> 00:39:57,583
البته، تا زماني که سراسر بدنت
رو نيروي "يينگ" پر کنه

447
00:40:10,204 --> 00:40:11,671
بهشون خبر بديد

448
00:40:14,909 --> 00:40:20,006
بانو لي، هرچه زودتر بياييد بيرون
 و پادشاه رو ملاقات کنيد

449
00:40:23,617 --> 00:40:25,050
بازم صداشون کنيد

450
00:40:27,988 --> 00:40:31,515
بانو لي، هرچه زودتر بياييد بيرون
 و پادشاه رو ملاقات کنيد

451
00:40:33,461 --> 00:40:36,953
عاليجناب...فکر نميکنم ايشون اينجا باشند

452
00:40:37,364 --> 00:40:38,991
در را باز کنيد

453
00:41:11,832 --> 00:41:13,766
خيلي سريع بانو "لي" را پيدا کنيد

454
00:41:13,901 --> 00:41:17,632
فکر نميکنم ايشون زياد از اينجا دور شده باشند
عجله کنيد

455
00:41:25,880 --> 00:41:28,474
پس چشمات چي ؟ چشمات؟

456
00:41:29,550 --> 00:41:31,541
تو اون رو فشارش دادي و کشيديش

457
00:41:31,719 --> 00:41:32,651
و؟

458
00:41:33,087 --> 00:41:37,353
وقتي که چشمم بهش افتاد و ظاهر شد، تو اون رو به هم ريختي
و بالا و پائينش کردي، مثل يک بچه سگ که دمش رو تکون ميده

459
00:41:37,625 --> 00:41:40,150
چطوري ميتوني توضيحش بدي
ولي نميتوني بهش عمل کني و انجامش بدي

460
00:41:40,327 --> 00:41:41,885
خوب به من نگاه کن

461
00:41:41,929 --> 00:41:43,726
چانگ يي، تو اون رو دوباره انجام بده

462
00:41:48,602 --> 00:41:51,662
بانوي من ولش کنيد...من احساس ميکنم که چشمام
سياهي ميره و ميخواهد بزنه بيرون

463
00:41:51,939 --> 00:41:54,066
ساکت شو! هر کاري ميگم بکن

464
00:42:00,481 --> 00:42:02,346
دوباره انجام بده...دوباره

465
00:42:03,551 --> 00:42:05,610
سرت رو بالا بگير و بکش

466
00:42:08,589 --> 00:42:11,149
!بانوي من! بانوي من

467
00:42:14,495 --> 00:42:17,328
بانو لي اينجا هستند؟

468
00:42:18,566 --> 00:42:21,330
من اينجا هستم...چي شده؟

469
00:42:21,535 --> 00:42:27,474
من همه جا رو دنبالتون گشتم! شما اينجا چکار ميکنيد!؟

470
00:42:27,508 --> 00:42:31,911
زود به اتاقتون برگرديد... پادشاه منتظرتون هستند

471
00:42:33,214 --> 00:42:35,273
پادشاه!؟

472
00:42:35,316 --> 00:42:37,181
بله، زود باشيد! عجله کنيد

473
00:42:37,218 --> 00:42:39,778
زود باشيد! عجله کنيد

474
00:42:40,821 --> 00:42:42,254
اوه، خداي من...واي

475
00:44:06,040 --> 00:44:09,339
من يادمه که شما رو ديدم، داشتيد گريه ميکرديد

476
00:44:14,381 --> 00:44:17,908
اولين باري که ديدمتون داشتيد گريه ميکرديد...مگه نه!؟

477
00:44:20,421 --> 00:44:21,820
چکار ميکنيد؟

478
00:44:22,022 --> 00:44:24,047
به پادشاه احترام بگذاريد

479
00:44:26,060 --> 00:44:28,824
عاليجناب، خوش آمديد

480
00:44:34,735 --> 00:44:36,965
بخاطر شما هيچ چيزي خوب پيش نميره

481
00:44:37,171 --> 00:44:39,639
يعني کي ميدونه که ايشون توي همچين ساعتي ميان!؟

482
00:44:41,275 --> 00:44:44,904
ولي، شما مطمئنيد همه اون کارها
رو که الان کرديم، درست بود؟

483
00:44:44,945 --> 00:44:46,003
البته

484
00:44:46,213 --> 00:44:48,807
شما که تجربه اي نداريد، پس چطور ميدونيد؟

485
00:44:50,084 --> 00:44:53,315
يک دفعه، خواب ديدم که با يک پادشاه
خوشبخت ميشم و اون از من خوشش مياد

486
00:44:53,354 --> 00:44:55,584
و چيزهاي زيادي رو به خودم آموختم

487
00:44:56,824 --> 00:44:58,553
چه مغرور

488
00:45:16,677 --> 00:45:18,577
خوب به من گوش کن

489
00:45:19,079 --> 00:45:20,740
...وقتي که پادشاه دارند چيزي مينوشند

490
00:45:20,781 --> 00:45:28,745
"يک غذاي اضافي ميذاري و ميگي "سرورم...بگيد آه
باشه

491
00:45:29,757 --> 00:45:31,156
امتحانش کن

492
00:45:32,226 --> 00:45:33,693
...سرورم

493
00:45:34,495 --> 00:45:36,190
آه

494
00:45:38,932 --> 00:45:40,331
ميخواهي اون رو بدي به من!؟

495
00:45:40,734 --> 00:45:46,434
بله سرورم... آه... آه

496
00:45:47,241 --> 00:45:49,709
ميخواهي اون رو بدي به من يا نه!؟

497
00:46:02,990 --> 00:46:04,548
ليوان نوشيدنيم خاليست

498
00:46:15,235 --> 00:46:18,136
متأسفم...عاليجناب

499
00:46:20,941 --> 00:46:22,306
مسئله اي نيست

500
00:46:24,545 --> 00:46:26,103
گفتي که اسمت يون سنگ هست!؟

501
00:46:27,548 --> 00:46:32,281
بله...سرورم

502
00:46:34,455 --> 00:46:36,047
کسي به تو گفته که اين کار رو بکني؟

503
00:46:37,891 --> 00:46:41,452
سرورم...من مستحق مرگم

504
00:46:46,033 --> 00:46:48,126
آن به مهيبي و وحشت يک جرم سنگين نيست

505
00:46:48,669 --> 00:46:51,297
تو خيلي زيبا هستي

506
00:46:55,576 --> 00:46:58,204
تو بازم داري گريه ميکني؟

507
00:47:09,890 --> 00:47:11,414
بيا نزديکتر

508
00:48:17,591 --> 00:48:19,559
همش بخاطر کاري هست که انجام دادي

509
00:48:19,593 --> 00:48:21,026
آه ... نه

510
00:48:21,395 --> 00:48:24,228
اونها خيلي نگران شده بودند
کي ميدونه که اونها چکار ميکردند

511
00:48:24,264 --> 00:48:25,663
تو بايد حواست رو بيشتر جمع کني

512
00:48:25,866 --> 00:48:28,835
فکر ميکنم کاري که شما انجام ميديد
خيلي سخت تر از کاري که من ميکنم، هست

513
00:48:28,869 --> 00:48:30,496
مواظب باشيد

514
00:48:31,939 --> 00:48:32,997
خداحافظ

515
00:48:34,541 --> 00:48:38,068
يک بانوي دربار از قصر ملکه دنبال شما ميگردند

516
00:48:38,245 --> 00:48:39,837
من؟ براي چي؟

517
00:48:39,880 --> 00:48:41,177
نميدونم

518
00:48:54,461 --> 00:48:56,520
بيا داخل و بنشين

519
00:49:06,673 --> 00:49:09,767
...آمده بودم که شما رو ببينم، وقتي که شنيدم

520
00:49:09,810 --> 00:49:12,210
تو به درستي تشخيص داده بودي
که من يک دوقلو بايد بدنيا بيارم

521
00:49:12,245 --> 00:49:15,271
و اما تو دوباره به ما کمک کردي

522
00:49:15,916 --> 00:49:17,543
...من خيلي سپاسگزارم که

523
00:49:17,851 --> 00:49:21,787
با اين وجود، کاري که تو کردي خيلي عالي بود

524
00:49:22,456 --> 00:49:27,416
ولي نميتونم فراموش کنم که چه کار
خطرناکي رو با ملکه مادر کردي

525
00:49:28,996 --> 00:49:33,831
تو نميتونستي زندگي خودت رو به خطر بياندازي
ولي چرا اين کار رو کردي؟

526
00:49:35,902 --> 00:49:45,470
استاد شين، همون کسي که قرار بود
 بخاطر کارش تنبيه بشه

527
00:49:45,979 --> 00:49:50,973
و من ايشون رو به خطر انداختم
چون کارم رو به نحو احسن و صحيح انجام ندادم

528
00:49:52,919 --> 00:49:55,114
من ميخواستم به معلمم کمک کنم

529
00:49:55,922 --> 00:50:01,019
تمام چيزي که ايشون انجام دادند ، درس دادن
به ما بطور کامل و طبق خواسته پادشاه بود

530
00:50:01,128 --> 00:50:03,460
ميدونم

531
00:50:06,466 --> 00:50:10,402
خيلي براي من آشنا به نظر مياي
من قبلاً تو رو جايي نديدم؟

532
00:50:17,244 --> 00:50:18,871
...در حقيقت

533
00:50:18,912 --> 00:50:21,312
تو يک بانوي آشپز در آشپزخانه نبودي؟

534
00:50:21,882 --> 00:50:23,406
بله

535
00:50:23,817 --> 00:50:25,409
پس چطور...!؟

536
00:50:27,854 --> 00:50:35,522
بعد از اينکه من متهم به خيانت بخاطر اردکهاي
گوگرد دار شدم ، به يک خدمتکار تنزل يافتم

537
00:50:35,562 --> 00:50:38,224
و بعد برگشتم و يک بانوي پزشک شدم

538
00:50:39,032 --> 00:50:40,192
واقعاًً؟

539
00:50:41,935 --> 00:50:44,927
خب، فقط بانوي اول آشپزخانه دربار
در اين جريان نبوده اند

540
00:50:45,439 --> 00:50:49,307
شنيده ام که خيلي ها بخاطر اون مسئله
تنبيه شدند و صدمه ديدند

541
00:50:52,979 --> 00:50:56,540
بنابراين، تو تنها شخص تبعيد شده نبودي؟

542
00:50:58,118 --> 00:50:59,142
بله

543
00:50:59,720 --> 00:51:03,622
و تو از خدمتکاري، پس از تعليمات و
آموزش هاي دارويي و پزشکي بازگشتي

544
00:51:04,124 --> 00:51:05,421
بله

545
00:51:10,864 --> 00:51:14,823
شخصي که آن موقع مُرد، بانو هن
 بانوي سلطنتي بود، مگه نه؟

546
00:51:16,303 --> 00:51:17,861
بله، سرورم

547
00:51:18,739 --> 00:51:21,207
...چقدر حيف شد

548
00:51:22,476 --> 00:51:24,341
بله، سرورم

549
00:51:25,178 --> 00:51:31,048
او کسي نبود که غذاي مضر
براي دربار و خانواده سلطنتي درست کنه

550
00:51:31,718 --> 00:51:32,844
ميدونم

551
00:51:36,156 --> 00:51:39,592
ميدونم که يک چيز مشکوکي در جريان بود

552
00:51:39,793 --> 00:51:46,028
وزير اوه کيوم هو در تلاش براي انجام هر کاري توسط
قدرت و نفوذش براي خلاص شدن از دست وزير جو، بود

553
00:51:49,002 --> 00:51:51,266
براي بانو هن متأسفم

554
00:51:51,872 --> 00:51:54,670
وقتي که در مهمان خانه بود
 خيلي مرتب و وظيفه شناس بود

555
00:51:54,708 --> 00:51:57,336
و يا در حين مسابقه

556
00:51:59,513 --> 00:52:02,573
بايد خيلي برات سخت بوده باشه

557
00:52:05,952 --> 00:52:09,547
چنين پيشامدهايي با گذشت زمان
و پس از مدتي رفع و فراموش ميشوند

558
00:52:09,589 --> 00:52:13,025
اما فکر نکنم که اون زمان حالا باشه

559
00:52:15,862 --> 00:52:19,662
من مطمئن نيستم که اين چه جور سرنوشتي هست... اما

560
00:52:20,333 --> 00:52:24,895
من بطور تصادفي تمام تلاش و استعدادت رو مشاهده کردم
...و حتي هدف و خواسته محکم و استوارت رو

561
00:52:27,340 --> 00:52:32,471
...چون اون مسئله خيانت هست
من فعلاً نيز نميتونم موقعيت قبلي تو رو برگردونم

562
00:52:32,512 --> 00:52:36,676
اما در آينده، قادر به کمک کردن به تو
در بعضي موارد خواهم بود

563
00:52:39,753 --> 00:52:41,186
اولياحضرت

564
00:52:41,688 --> 00:52:45,385
و تو هم کمک من خواهي بود؟

565
00:52:45,792 --> 00:52:52,095
سرورم، اين بنده حقير و ناتوان
چه کمک و پيشنهادي ميتونه به شما بکنه

566
00:52:52,365 --> 00:52:55,300
...حقير و ناتوان؟ چطور کسي که من

567
00:52:55,335 --> 00:52:57,599
و ملکه مادر رو نجات داد ميتونه حقير و ناتوان باشه؟

568
00:52:58,071 --> 00:53:01,973
از حالا به بعد، تو مواظب من و بانوان دربار باش

569
00:53:05,278 --> 00:53:08,008
من فقط با بخشش و خوبي شما
نيرو گرفته و تحت تأثير قرار ميگيرم

570
00:53:13,720 --> 00:53:15,585
من درخواستي از تو دارم

571
00:53:17,057 --> 00:53:18,547
لطفاًً امرتون رو بفرماييد

572
00:53:19,192 --> 00:53:23,925
من غذايي که تو در طول مسابقه
 درست کردي رو يادم مياد

573
00:53:26,466 --> 00:53:30,129
دوباره ميتوني کيک گندم سياه رو آماده کني؟

574
00:53:32,739 --> 00:53:37,142
با وجود اينکه ميخواستم بهتون بگم
 ولي جرأتش رو نداشتم

575
00:53:38,178 --> 00:53:40,203
با کمال ميل انجام ميدهم

576
00:54:39,506 --> 00:54:41,667
خوراک دسر شبانه آماده است؟

577
00:54:52,118 --> 00:54:53,813
تو اينجا چکار ميکني؟

578
00:54:55,000 --> 00:55:10,000
:: IR-DL.COM ::

