0
-00:00:09,920 --> 00:00:00,207
:: IR-DL.COM ::

1
00:00:01,437 --> 00:00:02,699
...بانوي من

2
00:00:03,739 --> 00:00:05,434
چطور... !؟

3
00:00:14,517 --> 00:00:16,178
اينجا چه خبره؟

4
00:00:17,820 --> 00:00:19,754
چطور ممکنه تو اينجا باشي!؟

5
00:00:22,625 --> 00:00:24,024
چه اتفاقي افتاده؟

6
00:00:24,193 --> 00:00:25,490
کيسه آبش پاره شده؟

7
00:00:25,528 --> 00:00:28,190
نه، پيش از اين خونريزي داشت

8
00:00:28,230 --> 00:00:29,356
فقط خونريزي عادي ؟

9
00:00:29,398 --> 00:00:33,425
نه، بچه مُرده و جفت آن بيرون آمده

10
00:00:34,537 --> 00:00:36,300
ايشون سقط جنين داشتند

11
00:00:36,672 --> 00:00:38,003
ناراحت نباشيد

12
00:00:38,207 --> 00:00:39,640
ناراحت نباشم ؟

13
00:00:40,042 --> 00:00:43,239
من پزشک سلطنتي هستم
و يانگوم فقط يک دستياره

14
00:00:43,412 --> 00:00:44,936
چرا بايد نگران باشيم؟

15
00:00:45,748 --> 00:00:49,081
فرستادن يانگوم به بخش امور اداري کار آسونيه

16
00:00:49,118 --> 00:00:51,882
...و همينطور فرستادنش به دفتر ايالتي

17
00:00:51,921 --> 00:00:53,411
همينطور از بخش امور اداري محلي

18
00:00:53,456 --> 00:00:54,946
نگران نباشيد

19
00:00:57,893 --> 00:00:58,917
!شين بي

20
00:00:59,161 --> 00:01:00,423
چي شده؟

21
00:01:00,463 --> 00:01:02,658
...بانو گفتند که کمردرد دارند

22
00:01:02,698 --> 00:01:05,326
و يک بانوي پزشک براي ايشون
از طب سوزني استفاده کرده

23
00:01:05,368 --> 00:01:08,166
ايشان ميگويند که نميتوانند
 کمرشان را حرکت بدهند

24
00:01:08,471 --> 00:01:11,963
من بطور واضح نقاطي رو که بايد از
!سوزن استفاده کنيد، بهتون نشون دادم

25
00:01:12,008 --> 00:01:14,772
!شما دو نفر حتماً به خوبي آموزش نديديد

26
00:01:15,111 --> 00:01:17,341
!آماده بشيد تا به دفتر اداره شهري بريد

27
00:01:25,421 --> 00:01:28,219
(قسمت سي و ششم)

28
00:01:29,225 --> 00:01:31,250
...حالا چي، يانگوم؟ ما به خاطر جناب جو

29
00:01:31,293 --> 00:01:34,091
به بخش اداره شهري فرستاده ميشيم

30
00:01:35,331 --> 00:01:36,491
...شين بي

31
00:01:37,867 --> 00:01:38,629
چيه؟

32
00:01:38,668 --> 00:01:42,570
کمي عجيب نبود، وقتيکه نبض ملکه
 رو چک کردي؟

33
00:01:43,572 --> 00:01:46,666
...بود؟ راستش، من احساس کردم

34
00:01:47,610 --> 00:01:52,070
ولي مطمئن نبودم... و حتي
نميدونم که مشکل چي ميتونست باشه

35
00:01:53,015 --> 00:01:55,210
...تشخيص بانوي پزشک، يِئول يي و

36
00:01:55,251 --> 00:01:59,551
علائم ملکه با هم نميخونه
به همين خاطر کمي نگرانم

37
00:01:59,789 --> 00:02:04,692
اما بانوي پزشک، يِئول يي، به نظر
مياد که بهترين بانوي پزشک باشه

38
00:02:04,727 --> 00:02:06,388
و پزشک ها هم به او اعتماد دارند

39
00:02:06,962 --> 00:02:12,025
من هم ميدونم
...اما کمي غيرعاديه

40
00:02:13,335 --> 00:02:17,362
پس داري ميگي که تشخيص
 من ميتونست غلط باشه؟

41
00:02:17,406 --> 00:02:19,271
...نه، اينطور نيست

42
00:02:25,081 --> 00:02:28,482
ملکه در ناحيه زير شکم احساس
 درد داره، درسته؟

43
00:02:29,285 --> 00:02:32,914
و رنگ صورتش به نظر مايل به
 آبي و تيره مياد، درسته؟

44
00:02:35,691 --> 00:02:37,818
و همينطور شکل و رنگ زبانش

45
00:02:37,860 --> 00:02:39,452
...بله، خيلي تيره است

46
00:02:39,495 --> 00:02:41,690
درسته، آن به همين دليل است

47
00:02:41,997 --> 00:02:45,990
اگر شخص از فشار زياد
 بعد از سقط جنين رنج ببره

48
00:02:46,035 --> 00:02:49,061
خون آزادانه نميتونه جريان پيدا کنه
 و ميتونه باعث انسداد بشه

49
00:02:49,872 --> 00:02:52,670
و به همين خاطر در بعضي اوقات
 حتي صفرا ممکنه بزرگ بشه

50
00:02:52,975 --> 00:02:57,412
اما در مورد ملکه، اين نوع نيست

51
00:02:57,847 --> 00:02:59,610
...شما شايد از قبل، متوجه اون شديد

52
00:02:59,648 --> 00:03:02,640
اما نبض ايشون مثل تکه چوبي
که در نهري جاريه، احساس شد

53
00:03:04,720 --> 00:03:07,712
اما اگه شما با دقت بررسي کرده
...باشيد، احتمالاًً متوجه شديد که

54
00:03:07,757 --> 00:03:09,884
توقف هايي در نبض ايشون وجود داره

55
00:03:09,925 --> 00:03:14,157
"اون نبض "بُو" نيست، اما نبض "کيو
نوعي که در زمان خونريزي نمايان ميشه

56
00:03:15,831 --> 00:03:19,631
اما اگه شما بيشتر دقت ميکرديد
نوع ديگري از نبض رو احساس ميکرديد

57
00:03:21,203 --> 00:03:25,196
اين نبض "نُوئه" است، وقتيکه ضربانش پايين مياد
سخت احساس ميشه

58
00:03:25,241 --> 00:03:28,938
و هيچ تغييري وجود نداره هنگاميکه
...نبض ميزنه که نشان دهنده

59
00:03:28,978 --> 00:03:32,243
موقعيه که شخص سقط جنين
 يا خونريزي رحم داشته

60
00:03:32,281 --> 00:03:33,407
درسته

61
00:03:33,682 --> 00:03:35,115
هنوز هم غيرعاديه؟

62
00:03:35,518 --> 00:03:37,509
...متأسفم، ما فقط

63
00:03:37,553 --> 00:03:41,489
ضربان نبض ميتونه به صورت
...متفاوت تفسير بشه که بستگي

64
00:03:41,524 --> 00:03:43,890
...به شخصي که نبض رو ميگيره

65
00:03:43,926 --> 00:03:46,656
و همچنين بيمار داره
...به همين خاطر

66
00:03:46,695 --> 00:03:49,459
شخصي که نبض رو ميگيره بايد
 بيشتر مراقب و محتاط باشه

67
00:03:52,535 --> 00:03:58,906
به هرحال، اين خوبه که افراد جديد
در اين گونه موارد سخت کوش ديده ميشوند

68
00:03:59,441 --> 00:04:05,243
اگه متفاوت فکر ميکنيد از
صحبت کردن با من نترسيد

69
00:04:05,881 --> 00:04:10,716
من هيچ وقت فکر نميکنم که
 تشخيصم هميشه درسته

70
00:04:16,091 --> 00:04:18,525
اوه... فکر کردم که ميخواهيم سرزنش بشيم

71
00:04:22,231 --> 00:04:23,357
چيه؟

72
00:04:24,333 --> 00:04:27,029
فکر ميکنم که هنوز يک چيزي مشکوکه

73
00:04:27,369 --> 00:04:29,132
پس بايد بهش ميگفتي

74
00:04:29,171 --> 00:04:31,105
او گفت که بهش بگيم

75
00:04:32,675 --> 00:04:35,007
اما خودم هم در موردش مطمئن نيستم

76
00:04:35,444 --> 00:04:36,672
درباره چي؟

77
00:04:40,049 --> 00:04:41,175
چيه؟

78
00:04:42,218 --> 00:04:43,515
...مهم نيست

79
00:04:43,853 --> 00:04:46,481
به هر حال هيچ دليل و توضيح
مناسبي وجود نداره

80
00:04:52,761 --> 00:04:54,422
خب، چي فکر ميکنيد؟

81
00:04:56,599 --> 00:04:59,568
خون کثيف بعد از عمل سقط باقي مانده است
و بنظر ميرسه که راکد و سرد باشه

82
00:04:59,602 --> 00:05:02,435
و در نقاط خالي اي  در سراسر بدن هست که با
جريان "پو" به "کلوگ" در خون انتقال مي يابد

83
00:05:02,471 --> 00:05:05,668
پس ميخواهيد بگيد که بيماري به
 علت خونريزي داخليه؟

84
00:05:05,708 --> 00:05:10,270
بله، در ابتدا فقط مربوط به استرس بود اما بدتر شد

85
00:05:11,413 --> 00:05:12,641
نبض او چطوري بود؟

86
00:05:12,915 --> 00:05:15,884
مثل نبض "کيو" احساس شد اما من
نبض "نُوئه" رو هم احساس کردم

87
00:05:16,852 --> 00:05:18,149
شما چي فهميديد؟

88
00:05:18,721 --> 00:05:21,554
ناحيه زير شکم او سفت شده است

89
00:05:21,590 --> 00:05:24,753
خب فکر ميکنم حق با يِئول يي است
به نظر ميرسه که خونريزي باشه

90
00:05:25,160 --> 00:05:26,149
بانوي پزشک؟

91
00:05:26,262 --> 00:05:29,163
...اين نوع بيماري بعد از سقط جنين عاديه و

92
00:05:29,198 --> 00:05:33,294
به علت حمله عصبي به وجود آمده، احتمالاًً
ايشون علائم بيماري را بروز دادند

93
00:05:37,506 --> 00:05:39,406
چطوري ايشان را درمان کنيم؟

94
00:05:39,441 --> 00:05:43,309
من در فکر تهيه داروهاي علائم بعد
 از وضع حمل هستم

95
00:05:45,114 --> 00:05:46,376
همونطوريکه گفتيد عمل کنيد

96
00:05:50,986 --> 00:05:54,046
نقاط بين رگها رو احساس کن

97
00:06:19,181 --> 00:06:21,479
با طب سوزني کار رو ادامه بديد

98
00:06:54,216 --> 00:06:55,774
با موکسا بسوزونش

99
00:07:01,457 --> 00:07:04,824
نقاط رو به خاطر بسپار و
همين کار را روي ملکه انجام بده

100
00:08:02,251 --> 00:08:08,815
!بانوي من! بانوي من

101
00:08:11,393 --> 00:08:13,759
مشکل چيه؟

102
00:08:33,715 --> 00:08:36,183
شما نگفتيد که اين، يک بيماري شناخته شده است؟

103
00:08:36,685 --> 00:08:38,118
طب سوزني چطور؟

104
00:08:38,153 --> 00:08:40,121
درست انجامش داديد؟

105
00:08:40,355 --> 00:08:43,222
بله، من نقاط صحيح را به او گفتم

106
00:08:43,759 --> 00:08:46,091
من در نقاط صحيح انجامش دادم

107
00:08:46,428 --> 00:08:48,191
مشکلي وجود نداشت

108
00:08:48,230 --> 00:08:50,323
پس چي ممکنه باشه؟

109
00:08:55,137 --> 00:08:56,468
...اگه نسخه درست بوده

110
00:08:56,505 --> 00:08:58,769
معنيش اينه که يک مشکلي در
 تشخيص وجود داره

111
00:09:02,111 --> 00:09:03,806
چرا شما چيزي نميگيد؟

112
00:09:03,846 --> 00:09:06,508
يِئول يي در تشخيص بيماران بهترينه

113
00:09:06,548 --> 00:09:09,176
بنابراين چطور ممکنه چنين چيزي اتفاق بيافته

114
00:09:15,991 --> 00:09:19,188
چطوري اين مطلب رو به پادشاه بگويم؟

115
00:09:26,001 --> 00:09:29,630
مگر نخست وزير دوم هم، مسئول
تحقيق و بررسي داروخانه نيست؟

116
00:09:29,671 --> 00:09:31,571
لطف و مرحمت شما بي اندازه است
عاليجناب

117
00:09:31,607 --> 00:09:35,976
پس شما هنگاميکه ملکه در اين وضعيت
قرار گرفته بودند چيکار ميکرديد؟

118
00:09:36,145 --> 00:09:38,079
لطف و مرحمت شما بي اندازه است
عاليجناب

119
00:09:38,347 --> 00:09:43,478
بعلاوه، حال ايشون حتماً بعد از
...از دست دادن بچه خوب نيست

120
00:09:44,453 --> 00:09:46,785
!فوراً در بهتر شدن وضعيت ايشون کمک کنيد

121
00:09:47,256 --> 00:09:48,883
بله، عاليجناب

122
00:09:49,992 --> 00:09:52,017
چرا مدير خدمات غذايي اينجا نيست؟

123
00:09:52,227 --> 00:09:54,320
الان، غذا نميتونه مشکل داشته باشه

124
00:09:54,663 --> 00:09:57,223
اما نبايد ميز غذا رو براي پادشاه آماده کنيم؟

125
00:09:57,266 --> 00:10:00,030
داروخانه براي چنين کاري در
 وضعيت مناسبي نيست

126
00:10:00,536 --> 00:10:02,663
خودت از حالا به بعد اين کار را انجام بده

127
00:10:03,505 --> 00:10:04,529
حتماً

128
00:10:04,706 --> 00:10:08,198
...پادشاه نگران سلامتي مادرشان هستند

129
00:10:08,243 --> 00:10:11,110
...و حالا هم نگران ملکه

130
00:10:12,681 --> 00:10:14,478
...ميدونم

131
00:10:14,516 --> 00:10:19,419
بانوي منشي ها، مطمئن بشيد که
بانوان دربار مرتکب اشتباهي نشوند

132
00:10:19,454 --> 00:10:23,754
...و بانوي اول آشپزخانه بايد بطور مکرر به

133
00:10:23,792 --> 00:10:27,284
داروخانه سر بزنند تا براي
پادشاه و ملکه ميز غذا آماده کنند

134
00:10:51,253 --> 00:10:52,481
چيکار داري ميکني؟

135
00:10:53,121 --> 00:10:55,612
چيه؟ نميتونم به اطراف نگاه کنم؟
تو صاحب اين مکاني؟

136
00:10:59,261 --> 00:11:03,197
نميدونم چرا هر جا که ميرم
...مريض و بيمار زياد است

137
00:11:03,465 --> 00:11:05,262
مجبور نيستي که اينطوري به من دروغ بگي

138
00:11:05,300 --> 00:11:06,631
دروغ؟؟

139
00:11:06,668 --> 00:11:09,535
ملکه از زمانيکه درمان رو شروع
...کردند، بيمارتر شدند

140
00:11:09,571 --> 00:11:12,005
!و تمام داروخانه بهم ريخته

141
00:11:12,040 --> 00:11:12,904
چي؟

142
00:11:12,941 --> 00:11:16,502
اونها حتي الان که خيلي
سرشون شلوغه دنبال شما نميگردند

143
00:11:16,545 --> 00:11:20,003
چيزهايي مثل اين هميشه اتفاق
ميافته، حتي زمانيکه من اينجا نيستم

144
00:11:20,048 --> 00:11:21,879
...من نميتونم برم

145
00:11:21,917 --> 00:11:24,317
براي شما بهتره که اينجا نباشيد

146
00:11:24,353 --> 00:11:25,718
!چرا تو ِ بچه

147
00:11:30,792 --> 00:11:31,884
چيکار داري ميکني؟

148
00:11:33,028 --> 00:11:34,586
من فقط دارم يک گشتي ميزنم

149
00:11:38,600 --> 00:11:39,464
چيه؟

150
00:11:40,402 --> 00:11:42,962
ملکه بيمار شده؟

151
00:11:43,338 --> 00:11:44,327
راستي، تو کي هستي؟

152
00:11:44,373 --> 00:11:46,568
...من آشپز مخصوص، گنگ هستم

153
00:11:46,608 --> 00:11:50,704
من اينجا دنبال بانوي پزشک دستيار
 يانگوم ميگردم

154
00:11:50,746 --> 00:11:52,111
يانگوم؟

155
00:11:52,314 --> 00:11:55,340
من مدتي پيش بيمار بودم و از
...او خواستم تا من را معاينه کند

156
00:11:55,384 --> 00:11:57,579
اما او براي چند روزي برنگشت

157
00:11:57,619 --> 00:11:59,712
...اگر او يک بانوي پزشک باشه

158
00:11:59,755 --> 00:12:02,815
احتمالاًً در وضعيتي نيست که الان به خانه بياد

159
00:12:02,858 --> 00:12:04,519
داروخانه سلطنتي بهم ريخته

160
00:12:04,559 --> 00:12:07,187
بنابراين چطوري يک بانوي دستيار
ساده ميتونه قصر رو ترک کنه؟

161
00:12:07,229 --> 00:12:10,630
حتي پزشک ارشد داروخانه
 چند روزي هست که در قصر مونده

162
00:12:12,501 --> 00:12:15,937
...اينجا اوضاع آشفته است ، هميشه تلاش و آزمايش

163
00:12:17,773 --> 00:12:21,732
يک کمي از اون شاخ هاي
...آهوي کوهي به من بده

164
00:12:21,777 --> 00:12:22,801
به هيچ وجه

165
00:12:51,039 --> 00:12:52,631
دنبال چي ميگردي؟

166
00:12:52,674 --> 00:12:54,938
دارم بررسي ميکنم که آيا چيزي ثبت شده

167
00:12:55,243 --> 00:12:56,403
اون چي هست؟

168
00:12:57,679 --> 00:13:00,239
معقول نيست اما هنوز فکر ميکنم که غير عاديه

169
00:13:03,685 --> 00:13:06,176
!فکر ميکنيد چيکار داريد ميکنيد؟

170
00:13:07,923 --> 00:13:10,391
چه کسي پزشک مسئول قصر ملکه است؟

171
00:13:11,326 --> 00:13:12,588
من، قربان

172
00:13:12,761 --> 00:13:15,389
بهم بگو، چه اتفاقي افتاده؟

173
00:13:19,201 --> 00:13:25,003
قربان، از جان من نگذريد
من پُستم رو ترک کردم و اين اتفاق افتاد

174
00:13:25,907 --> 00:13:30,901
من مراقب اوضاع هستم و مسئوليتش رو به عهده ميگيرم
اين موضوع رو به خاطر عزت و احترام به نام پدرم حل ميکنم

175
00:13:30,946 --> 00:13:35,679
الان تنها شايسته است
...که ما در مورد مسئوليت

176
00:13:35,717 --> 00:13:41,178
سقط جنين ملکه تحقيق کنيم، اما
شما در چنين وضعيت رقت انگيزي هستيد

177
00:13:42,791 --> 00:13:46,227
اگه بهبودي ايشون به هر
...دليلي به تأخير بيافته، من

178
00:13:46,261 --> 00:13:54,635
شروع به تحقيق ميکنم و به شدت
تمامي افراد مسئول رو تنبيه ميکنم

179
00:14:00,342 --> 00:14:01,673
فهميديد؟

180
00:14:01,977 --> 00:14:03,069
بله

181
00:14:21,463 --> 00:14:22,657
استاد

182
00:14:24,266 --> 00:14:26,530
ميخواهم چيزي رو بهتون بگم

183
00:14:29,237 --> 00:14:30,761
آن تشخيص يِئول يي متفاوت بود؟

184
00:14:30,806 --> 00:14:33,707
...بله، اما هنوز مطمئن نيستم

185
00:14:33,742 --> 00:14:35,607
ميدوني که درگير چه موضوعي هستي؟

186
00:14:35,644 --> 00:14:38,909
بله، به همين خاطر يانگوم
...قادر به گفتن چيزي نبوده

187
00:14:38,947 --> 00:14:41,177
چون او هم در موردش مطمئن نيست

188
00:14:41,416 --> 00:14:45,580
...و من خودم از شک و ترديد رها نشدم

189
00:14:46,721 --> 00:14:47,881
بسيار خوب

190
00:14:54,629 --> 00:14:56,426
يانگوم، پيداش کردي؟

191
00:14:56,965 --> 00:14:59,126
نه، هنوز نه

192
00:15:00,135 --> 00:15:01,466
حالا چي؟

193
00:15:02,471 --> 00:15:03,529
چرا؟

194
00:15:03,738 --> 00:15:05,603
من به استاد در موردش گفتم

195
00:15:06,374 --> 00:15:10,071
چطور تونستي بهش بگي؟
ما هنوز در موردش مطمئن نيستيم

196
00:15:10,111 --> 00:15:12,545
به همين خاطر، فقط به او گفتم

197
00:15:12,747 --> 00:15:14,738
...من مطمئن نيستم که چيه

198
00:15:14,783 --> 00:15:17,411
اما واضحه که به دليل خونريزي داخلي نيست

199
00:15:29,664 --> 00:15:31,291
من موضوع رو از پزشک شين شنيدم

200
00:15:33,969 --> 00:15:36,267
شما مطمئن هستيد که آن با
تشخيص يِئول يي متفاوت بود؟

201
00:15:40,742 --> 00:15:43,870
چطور ميتونيد به يک دستيار تازه کار اعتماد کنيد؟

202
00:15:44,045 --> 00:15:46,275
هميشه شخص با تجربه
...بي اشتباه نيست

203
00:15:46,314 --> 00:15:49,579
و شخص جديد هم هميشه در حال
اشتباه نيست، هنگام گرفتن نبض

204
00:15:52,020 --> 00:15:55,649
و او تمرکز شگفت انگيزي در گرفتن
 نبض از خودش نشون ميده

205
00:15:55,690 --> 00:15:59,922
پس ميخواهيد بگيد که او از يِئول يي بهتره؟

206
00:15:59,961 --> 00:16:01,952
...نه، من فقط ميگم که

207
00:16:01,997 --> 00:16:05,956
يک شخص با تجربه ممکنه بيشتر
 به تجربه اش متکي باشه

208
00:16:06,401 --> 00:16:08,733
او بخاطر نتيجه گيري سريع
 بسيار آسيب پذير است

209
00:16:08,770 --> 00:16:10,931
و هماهنگي اين احساس گرفتن نبض
 نيز مشکل خواهد بود

210
00:16:10,972 --> 00:16:13,702
بعضي اوقات، بهتره که زياد با تجربه نباشيد

211
00:16:15,076 --> 00:16:18,307
تو خودت به ما بگو که چه تفاوتي
 با تشخيص او هست

212
00:16:19,514 --> 00:16:22,039
صورت ملکه مايل به قرمز تيره بود

213
00:16:22,250 --> 00:16:26,414
من هم آنرا ديدم، اين شبيه زماني است
که خونريزي داخلي وجود داشته باشه

214
00:16:26,454 --> 00:16:30,481
و زبان رو ديدم که مايل به آبي و تيره بود

215
00:16:30,525 --> 00:16:32,356
اين همون چيزيه که اتفاق افتاده

216
00:16:32,394 --> 00:16:34,021
همه هم ديدنش

217
00:16:34,062 --> 00:16:36,394
و ناخن ها رنگ مايل به آبي داشتند

218
00:16:36,431 --> 00:16:38,490
خب، چه چيزي متفاوته؟

219
00:16:38,533 --> 00:16:42,594
لثه ايشون در حال خونريزي بود
و نَفَسشون بوي بدي ميداد

220
00:16:46,308 --> 00:16:47,741
لثه ايشون خونريزي داشت؟

221
00:16:48,543 --> 00:16:50,238
چرا شما در موردش نميدونيد؟

222
00:16:50,979 --> 00:16:53,004
...لثه ايشان مايل به قرمز بود، اما

223
00:16:53,048 --> 00:16:55,482
من نبض حاملگي رو احساس کردم

224
00:16:56,217 --> 00:17:00,244
نبض "سَن"؟ تو ميدوني که اين نبض
 را چطور احساس کني؟

225
00:17:00,288 --> 00:17:02,620
کار ساده اي نيست که کسي
 اين نبض رو احساس کنه

226
00:17:02,657 --> 00:17:05,353
...اما من احساسش کردم

227
00:17:10,198 --> 00:17:12,860
پس اجازه بده يک بار ديگه اونچه
که به ما گفتي رو مرور کنيم

228
00:17:12,901 --> 00:17:15,665
صورت و زبان ايشون قرمز تيره بود
رنگ ناخن ها مايل به آبي بود

229
00:17:15,704 --> 00:17:18,036
لثه اش در حال خونريزي بود، به همراه تنفس بد

230
00:17:18,406 --> 00:17:23,605
همچنين او احساس خفگي در قفسه سينه داره
و تو تونستي نبض حاملگي رو احساس کني

231
00:17:24,546 --> 00:17:25,672
بله

232
00:17:28,717 --> 00:17:32,050
فکر ميکنم که يک بچه مُرده
هنوز در شکم او هست

233
00:17:35,523 --> 00:17:38,617
شما به وضوح نگفتيد که
بچه مُرده به دنيا آمده رو ديديد؟

234
00:17:38,660 --> 00:17:40,457
من به وضوح ديدمش

235
00:17:40,595 --> 00:17:42,927
يانگوم، مگه تو هم نديديش؟

236
00:17:44,532 --> 00:17:49,026
ما نادانيم که اينطوري به يک بانوي
 دستيار گوش ميکنيم

237
00:17:49,204 --> 00:17:52,696
قربان، ملکه به طور واضح يک
بچه مُرده رو به دنيا آوردند

238
00:17:55,443 --> 00:17:56,341
...اما ايشون

239
00:17:56,378 --> 00:17:58,812
!يک دوقلو! حتماً يک دوقلو هست

240
00:17:58,913 --> 00:18:01,347
بله، من فکر ميکنم که
 ايشون يک دوقلو داشتند

241
00:18:01,383 --> 00:18:04,352
درسته، بنابراين يکي مُرده به دنيا آمده

242
00:18:04,386 --> 00:18:08,686
و ديگري در رحم مُرده

243
00:18:44,292 --> 00:18:48,388
يانگوم، فقط آنچه را که آموخته
 ديده و شنيده بود گفت

244
00:18:48,430 --> 00:18:50,421
دليلي براي سرزنش او در
اين باره وجود نداره

245
00:18:50,465 --> 00:18:52,695
اما چطور جرأت کرد تا در
 اون مکان صحبت کنه؟

246
00:18:52,934 --> 00:18:59,032
مکان اهميتي داره؟  به عنوان يک
بانوي پزشک، بايد کاملاً طبيعي باشه

247
00:19:01,910 --> 00:19:05,107
اگر من هم بودم همان کار را انجام ميدادم

248
00:19:09,584 --> 00:19:11,609
نيازي نيست که اين طوري باشي

249
00:19:13,588 --> 00:19:17,319
اين باعث آسودگي خاطر و خوشحاليه که
تو چيزي رو فهميدي که من نتونستم بفهمم

250
00:19:25,266 --> 00:19:29,794
پس شما ميگيد، ميخواهيد حرفهاي
يک بانوي دستيار ساده را دنبال کنيد؟

251
00:19:30,205 --> 00:19:33,368
...اگه يک دوقلو باشه که مطمئناًً هست، پس

252
00:19:33,408 --> 00:19:35,808
اما اين موضوع هرگز در
خانواده سلطنتي وجود نداشته

253
00:19:35,844 --> 00:19:37,175
...اين مسئله در مورد رعيت ها هم نادراست

254
00:19:37,212 --> 00:19:40,204
پس چکار ميخواهيد بکنيد؟

255
00:19:45,987 --> 00:19:49,479
اگر چه درسته، ولي نميتونيم با توجه به
حرفهاي يک بانوي دستيار ساده پيش بريم

256
00:19:49,524 --> 00:19:53,358
حتي يک شخص با تجربه مثل يِئول يي هم
ميتونه در مورد اين نبض دچار اشتباه بشه

257
00:19:53,394 --> 00:19:55,157
و او احتمالاًً، قبلاًً احساسش نکرده

258
00:19:55,196 --> 00:19:59,098
به همين خاطر سخته که بشه
حرفهاي يک بانوي دستيار رو باور کرد

259
00:19:59,634 --> 00:20:03,070
فکر ميکنم مجبوريم تا دوباره او را معاينه کنيم

260
00:20:03,271 --> 00:20:05,034
با اون بانوي دستيار؟

261
00:20:05,240 --> 00:20:07,902
ما هم يانگوم و هم يِئول يي را
وادار به اين کار ميکنيم

262
00:20:11,880 --> 00:20:14,974
بنابراين ما بايد همه با هم
باشيم و خودمون قضاوت کنيم

263
00:20:15,016 --> 00:20:19,077
از اونجايي که چنين چيزي رو هرگز تجربه
نکرديم، بايد فکرها و عقايد خود را روي هم بريزيم

264
00:20:21,689 --> 00:20:26,717
و اگه واقعاًًً يک جنين مُرده باشه
پس ملکه در وضعيت وخيمي هستند

265
00:20:33,401 --> 00:20:34,800
بريد و انجامش بديد

266
00:20:41,176 --> 00:20:43,144
نبايد اشتباهي رخ بده

267
00:20:43,344 --> 00:20:47,178
مراقب باشيد و تمرکز داشته باشيد تا چيزي
رو از دست نديد و اشتباهي به وجود نيايد

268
00:20:48,316 --> 00:20:51,513
اول از هر چيز، صورتش رو معاينه کن

269
00:20:51,553 --> 00:20:53,043
چطوره؟

270
00:20:54,656 --> 00:20:56,647
مايل به قرمزه

271
00:20:56,858 --> 00:20:58,792
به قرمز تيره نزديکتره

272
00:21:04,699 --> 00:21:07,691
ببين که آيا او در همون نقطه احساس درد داره

273
00:21:09,103 --> 00:21:11,162
بله، داره

274
00:21:15,610 --> 00:21:17,202
شکمش رو لمس کن

275
00:21:23,151 --> 00:21:24,209
چطوريه؟

276
00:21:26,254 --> 00:21:27,516
سَرده

277
00:21:29,190 --> 00:21:33,354
به آرامي روي ناخن رو فشار بده
 و رنگ خون رو ببين

278
00:21:41,035 --> 00:21:43,299
مدتي طول ميکشه تا خون ظاهر بشه

279
00:21:44,472 --> 00:21:47,066
لثه اش رو معاينه کن، خونريزيش رو ميبيني؟

280
00:21:48,743 --> 00:21:52,645
من نميتونم خونريزي رو ببينم
اما رنگش قرمز مايل به صورتيه

281
00:21:54,949 --> 00:21:57,440
از بينيش خون مياد؟

282
00:21:58,353 --> 00:22:00,116
من نديدم که از بينيش خون بياد

283
00:22:01,222 --> 00:22:05,420
اگرچه من خودم نديدمش ولي
داخل بينيش خيلي قرمزه

284
00:22:07,695 --> 00:22:11,131
او به نوشيدن آب بي ميل هست با
وجود اينکه که احساس تشنگي ميکنه؟

285
00:22:11,165 --> 00:22:13,224
بله، همينطوره

286
00:22:13,668 --> 00:22:16,933
روي زبانش نقاط تيره ميبيني؟

287
00:22:18,973 --> 00:22:20,497
با دقت نگاه کن

288
00:22:21,075 --> 00:22:22,474
نميبينمش

289
00:22:23,912 --> 00:22:27,507
نبضش رو چک کن، چشمات رو
ببند و ذهنت رو از افکار آزاد کن

290
00:22:27,548 --> 00:22:29,175
و تمرکز کن

291
00:22:37,025 --> 00:22:38,322
نبضش چطوره؟

292
00:22:39,661 --> 00:22:41,151
نبضش قوي و يکنواخته

293
00:22:41,195 --> 00:22:42,560
مطمئني؟

294
00:22:42,597 --> 00:22:47,500
بله، نبض غوطه ور و قوي است

295
00:22:48,870 --> 00:22:50,531
به طور واضح نبض نُوئه نيست؟

296
00:22:51,506 --> 00:22:55,533
اگه يک جنين مُرده وجود داشته باشه
در اين صورت نميتونه نبض نُوئه رو احساس کنه

297
00:22:56,911 --> 00:22:58,378
يانگوم، تو معاينه اش کن

298
00:23:01,249 --> 00:23:04,707
چشمات رو ببند و تمرکز کن

299
00:23:08,556 --> 00:23:09,784
چطوريه؟

300
00:23:10,625 --> 00:23:16,359
مانند بالا آمدن گوشت در زمان پخت آبگوشته

301
00:23:17,665 --> 00:23:19,155
اين يک نبض عاديه

302
00:23:19,200 --> 00:23:23,364
اگرچه غوطه ور احساس ميشه
 ولي قوي نيست

303
00:23:23,404 --> 00:23:25,736
نه، نبض پراکنده ميشه

304
00:23:27,408 --> 00:23:30,070
ادامه بده و به ما بگو که در سر
انگشتانت چي احساس ميکني؟

305
00:23:33,181 --> 00:23:37,242
وقتي بيشتر فشار ميدم
در سر انگشتم احساس سرما ميکنم

306
00:23:44,258 --> 00:23:48,888
نبض همگرا نميشه
...جريان خون واضح نيست

307
00:23:49,130 --> 00:23:53,533
و به نظر نمياد که ضربان نبض شديد باشه

308
00:23:59,040 --> 00:24:00,632
مطمئناًً نبض حاملگيه

309
00:24:02,410 --> 00:24:05,106
يکبار ديگه امتحان کن

310
00:24:10,485 --> 00:24:11,509
چطوريه؟

311
00:24:13,021 --> 00:24:14,511
هنوز همانطور است

312
00:24:15,089 --> 00:24:21,028
قربان، اگه نبض حاملگي باشه، پس او
در خطر است، بايد همين الان معالجه اش کنيم

313
00:24:21,062 --> 00:24:21,994
!قربان

314
00:24:22,030 --> 00:24:25,329
يِئول يي، دوباره معاينه اش کن تا ببيني
که آيا ميتوني نبض سَن رو احساس کني

315
00:24:32,607 --> 00:24:33,835
چطوريه؟

316
00:24:35,376 --> 00:24:38,971
من به وضوح، نبض حاملگي رو احساس نميکنم

317
00:25:03,638 --> 00:25:04,798
چکار ميخواهيد بکنيد؟

318
00:25:05,106 --> 00:25:07,131
...اگر تشخيص يانگوم درست باشه

319
00:25:07,308 --> 00:25:09,606
...در اين صورت زندگي ملکه در خطره

320
00:25:10,044 --> 00:25:11,909
...اما اگه در اشتباه باشه

321
00:25:11,946 --> 00:25:14,141
يِئول يي هرگز در اشتباه نبوده

322
00:25:14,816 --> 00:25:17,216
و مهم نيست که او چقدر ممکنه با استعداد باشه

323
00:25:17,251 --> 00:25:21,654
احساس کردن نبض حاملگي بسيار
سخته حتي براي افراد با تجربه

324
00:25:21,689 --> 00:25:25,989
...اگرچه من بهش سخت گرفتم

325
00:25:26,027 --> 00:25:29,724
اما جديت و تمرکز او خيلي بهتر از ديگرانه

326
00:25:29,964 --> 00:25:34,560
اگرچه يِئول يي فاقد تجربه است
 اما از بقيه بانوان بهتره

327
00:25:35,303 --> 00:25:37,897
به همين خاطر است که معالجه
...خانواده سلطنتي مشکله

328
00:25:37,939 --> 00:25:40,134
چون من نميتونم خودم آنها را معاينه کنم

329
00:25:44,645 --> 00:25:45,771
پس چه اتفاقي افتاد؟

330
00:25:45,980 --> 00:25:48,847
نتيجه برابر بود، هر دوي آنها به
نظر خيلي متقاعد کننده بودند

331
00:25:49,050 --> 00:25:52,986
...چقدر اختناق آور
پس چکار ميخواهيد بکنيد؟

332
00:25:53,154 --> 00:25:56,681
پزشک مسئول بايد تصميم بگيرند

333
00:25:57,458 --> 00:25:58,857
چکار ميخواهيد بکنيد؟

334
00:25:58,893 --> 00:26:01,987
هيچ بهبودي با دنبال کردن
تشخيص يِئول يي حاصل نشد

335
00:26:02,597 --> 00:26:03,928
بعد؟

336
00:26:04,799 --> 00:26:06,460
از بُول سُو سَن استفاده ميکنيم

337
00:26:06,868 --> 00:26:10,429
شما کاملاً از عوارض جانبي مطلع هستيد؟

338
00:26:10,605 --> 00:26:11,503
بله

339
00:26:11,539 --> 00:26:15,999
اگر با دنبال کردن حرفهاي بانوي
...دستيار مشکلي پيش بياد

340
00:26:18,379 --> 00:26:20,939
شما از عواقب و مسئوليت آن آگاهيد، درسته؟

341
00:26:22,049 --> 00:26:23,175
بله

342
00:26:23,784 --> 00:26:28,187
فکر ميکنم راه صحيح براي درمان ايشون استفاده
از "سيل سو سَن" باشه، اما چون شما مسئوليد

343
00:26:29,490 --> 00:26:33,221
ما تصميم شما رو دنبال ميکنيم

344
00:26:49,577 --> 00:26:51,067
بُول سُو سَن رو آماده کنيد

345
00:26:51,612 --> 00:26:52,909
!قربان

346
00:26:53,414 --> 00:26:55,848
چکار ميکنيد؟  فوراً آماده اش کنيد

347
00:26:56,184 --> 00:26:57,412
بله

348
00:26:58,286 --> 00:27:01,255
و يِئول يي، دوباره لوازم طب سوزني رو آماده کن

349
00:27:01,355 --> 00:27:05,621
قربان، اين نبضي نبود که من احساس کردم

350
00:27:08,229 --> 00:27:11,665
يانگوم هم بايد اون کار را انجام بده

351
00:27:12,300 --> 00:27:13,631
اين کار، انجام طب سوزني بر روي ملکه است

352
00:27:13,668 --> 00:27:15,431
چه کس ديگري ميتونه انجامش بده؟

353
00:27:15,469 --> 00:27:16,993
...متأسفم که اين رو ميگم

354
00:27:17,038 --> 00:27:21,702
اما شخصي که در تشخيص نامطمئن هست ميتونه
براي ايشون با اطمينان از طب سوزني استفاده کنه؟

355
00:27:24,745 --> 00:27:31,082
من طب سوزني رو در ابتداي کارم شروع کردم
لطفاًًً اجازه بديد، بانوي پزشک

356
00:27:41,796 --> 00:27:44,959
اگه مطمئن نيستي ميتوني اين کار را رها کني

357
00:27:47,535 --> 00:27:48,797
من سعي خودم رو ميکنم

358
00:27:50,738 --> 00:27:55,368
اگر اشتباهي رخ بده، من نميتونم
که ايمني و سلامت تو رو تضمين کنم

359
00:27:56,143 --> 00:27:57,576
ميدونم

360
00:28:00,715 --> 00:28:05,709
آرام بودن، مهمترين چيز در به کار
بردن طب سوزني روي ملکه است

361
00:28:07,221 --> 00:28:09,985
نميتوني ايشون رو سوزن بزني
...اگه ذهنت آشفته باشه

362
00:28:10,024 --> 00:28:12,015
چون ايشون شخصي بلند مرتبه هستند

363
00:28:15,596 --> 00:28:17,689
نصف النهار "هاک بو" او را پيدا کن

364
00:28:23,371 --> 00:28:25,271
نصف النهار "سَم هُنگ" او را پيدا کن

365
00:29:23,464 --> 00:29:24,829
...چطور ممکنه يک بانوي دستيار

366
00:29:24,865 --> 00:29:28,801
او در حال انجام طب سوزنيه
لطفاًًً مزاحمش نشيد

367
00:30:54,555 --> 00:30:56,216
...من نميتونم انجامش بدم

368
00:30:56,590 --> 00:30:57,921
...تو ميتوني

369
00:30:57,958 --> 00:31:02,156
جداً ، چطور ميتوني در چنين موقعيتي آرام باشي؟

370
00:31:02,730 --> 00:31:04,595
با اينکه من نميتونم، اما ميدونم که تو ميتوني

371
00:31:04,632 --> 00:31:06,896
چون زندگي اون در برابر تو آرامه

372
00:31:08,502 --> 00:31:12,529
نگران نباش، احتمالاًً اين معالجه صحيح است

373
00:32:02,656 --> 00:32:05,181
من فکر ميکردم که به خاطر
 يون سنگ ما بيشتر موفقيم

374
00:32:05,226 --> 00:32:08,059
اما اينطور نبود
فکر کردم که به خوبي با اوضاع وفق پيدا ميکنيم

375
00:32:08,095 --> 00:32:11,030
اما يانگوم ظاهر شد تا دوباره
!برامون دردسر ايجاد کنه

376
00:32:11,999 --> 00:32:13,933
!من نميتونم اينطوري زندگي کنم

377
00:32:13,968 --> 00:32:16,664
در زندگي سابقم چيکار کردم؟

378
00:32:16,704 --> 00:32:22,233
من ميدونم، بانوي من، فکر ميکنم
مجبوريم در اين مورد کاري بکنيم

379
00:32:23,410 --> 00:32:24,707
!يانگوم

380
00:32:24,745 --> 00:32:26,212
چرا اين کار را ميکني؟

381
00:32:26,814 --> 00:32:28,748
از دفعه قبل چه درسي گرفتي؟

382
00:32:28,782 --> 00:32:33,082
در قصر، بايد دهنت رو ببندي، چشمات رو ببندي

383
00:32:33,120 --> 00:32:35,816
و بيني ات رو زير پتو بپوشوني

384
00:32:36,056 --> 00:32:39,492
چرا در حاليکه پزشک ها ساکت و آرام بودند
پا پيش گذاشتي و حرف زدي؟

385
00:32:40,327 --> 00:32:41,419
اونطوري مشکل بوجود مياد

386
00:32:41,462 --> 00:32:44,488
مشکل به وجود مياد؟
!اين ترسناک ترين کاره

387
00:32:44,532 --> 00:32:46,022
!اجازه نده که اتفاق بيافته

388
00:32:46,367 --> 00:32:52,169
درسته، تو بايد زنده بموني و زندگي کني
در غير اينصورت تو خواهي مرد

389
00:32:52,940 --> 00:32:57,434
چطور يک بانوي پزشک ميتونه
 اينطوري عمل کنه؟

390
00:32:57,478 --> 00:33:02,711
او هم يک فرد مشکل سازه
يانگوم يکي مثل خودش رو آورده

391
00:33:21,068 --> 00:33:26,438
لطفاًًً کمک کن تا ملکه هرچه زودتر خوب بشه

392
00:33:26,974 --> 00:33:31,707
او بايد حالش خوب بشه، در اين
صورت يانگوم ميتونه زندگي کنه

393
00:33:33,247 --> 00:33:37,547
...لطفاًًً کمک کن تا حالش خوب بشه

394
00:33:39,186 --> 00:33:41,017
من به درگاه تو دعا ميکنم

395
00:33:46,660 --> 00:33:55,159
اگه اشتباهي به خاطر يانگوم رخ بده
اونوقت ديگه هرگز شربت خانه رو نمي بينم

396
00:33:55,669 --> 00:33:58,331
صدام رو ميشنوي، درسته، بانو يونگ؟

397
00:33:58,973 --> 00:34:07,381
لطفاًًً با درخواست من موافقت کنيد، بانوي من

398
00:34:16,657 --> 00:34:18,284
ملکه چطوره؟

399
00:34:18,726 --> 00:34:21,194
هنوز بهبود نيافته

400
00:34:21,629 --> 00:34:23,324
پزشک ها چطور؟

401
00:34:23,364 --> 00:34:27,425
همه دلواپس هستند که ممکنه درمان اشتباه باشه

402
00:34:29,870 --> 00:34:34,773
اگه اينطوري باشه، اونوقت با يک تير
 دو نشان ميزنيم

403
00:34:35,643 --> 00:34:40,046
...يانگوم بيرون انداخته ميشه و ملکه

404
00:34:40,080 --> 00:34:42,048
!فکر ميکني کجايي؟

405
00:34:42,883 --> 00:34:44,942
ما اينجا خودموني هستيم

406
00:34:44,985 --> 00:34:46,043
!به هر حال

407
00:34:48,589 --> 00:34:51,649
از يانگوم ياد نگرفتي؟

408
00:34:52,660 --> 00:34:56,289
مهم نيست چقدر سعي ميکني
تا از دستش خلاص بشي

409
00:34:56,330 --> 00:34:59,595
او هميشه برميگرده
بهار بعد، مثل چمن زبر

410
00:35:39,840 --> 00:35:42,240
ديدي... او در اشتباه بود

411
00:35:43,644 --> 00:35:46,579
الان دو روز است و
هيچ بهبودي حاصل نشده

412
00:35:47,748 --> 00:35:50,979
فقط ملکه از اين طريق رنج خواهد کشيد

413
00:35:55,489 --> 00:35:58,287
!چرا تغييري حاصل نميشه؟
!هيچ بهبودي؟

414
00:36:05,966 --> 00:36:08,161
!قربان! قربان

415
00:36:09,303 --> 00:36:10,964
مدت زمان زيادي است که نديدمت

416
00:36:11,472 --> 00:36:14,737
چرا شما اين روزها اينقدر سرتون شلوغه؟

417
00:36:15,843 --> 00:36:19,040
...محل کار من بيرون از قصره

418
00:36:19,079 --> 00:36:21,673
بنابراين مدتيه که از آخرين ملاقاتمون ميگذره

419
00:36:22,182 --> 00:36:28,121
من ميدونم که شما سرتون شلوغه
اما لطفاًًً مراقب يانگوم باشيد

420
00:36:28,155 --> 00:36:31,556
چي؟ اتفاقي براي بانو سو افتاده؟

421
00:36:31,892 --> 00:36:34,520
او تشخيصي داده که متفاوت از
تشخيص يک بانوي پزشک بوده

422
00:36:34,561 --> 00:36:39,498
و پزشک يونگ تشخيص يانگوم
 را براي درمان پذيرفته

423
00:36:39,533 --> 00:36:42,969
چي؟ من شنيدم که ملکه بيمار هستند

424
00:36:43,303 --> 00:36:45,362
ممکنه که اين قضيه، در مورد ملکه باشه؟

425
00:36:45,405 --> 00:36:49,899
بله، به همين خاطر همه با نگراني
 منتظر نتيجه هستند

426
00:36:51,278 --> 00:36:53,246
...اگه اتفاقي بيافته براي

427
00:36:53,280 --> 00:36:56,477
...يانگوم... اگه اتفاقي

428
00:36:56,517 --> 00:36:57,984
... اونوقت ما

429
00:36:58,352 --> 00:37:00,286
... ما

430
00:37:10,697 --> 00:37:13,029
پس چه اتفاقي افتاد؟

431
00:37:13,066 --> 00:37:17,867
هيچ بهبودي از دفعه قبل حاصل نشد
بنابراين ما تجويز و نسخه رو تغيير داديم

432
00:37:17,905 --> 00:37:22,638
و متأسفم که اين رو ميگم، اما
تنفس ايشون به طور ناگهاني تند شد

433
00:37:22,910 --> 00:37:24,343
!چي؟

434
00:37:26,880 --> 00:37:28,780
من بايد برم و يکبار ديگه ببينمشون

435
00:37:28,816 --> 00:37:29,908
دنبالم بياييد

436
00:37:34,321 --> 00:37:38,121
!بانوي من

437
00:37:54,241 --> 00:37:55,936
!او در حال خونريزيه

438
00:37:59,413 --> 00:38:00,812
!اين يک بچه است

439
00:38:04,985 --> 00:38:06,612
!اين يک بچه مُرده است

440
00:38:12,693 --> 00:38:14,752
!آب داغ بياوريد

441
00:38:33,714 --> 00:38:35,341
ببينيد چه اتفاقي افتاده

442
00:38:35,382 --> 00:38:36,576
بله، عاليجناب

443
00:38:37,184 --> 00:38:38,446
حال ايشون چطوره؟

444
00:38:38,652 --> 00:38:42,053
بعد از اينکه ايشون شروع به خونريزي
کردند يک بچه مُرده رو به دنيا آوردند

445
00:38:44,558 --> 00:38:46,389
ايشون حتماً يک دوقلو در شکم داشتند

446
00:38:47,327 --> 00:38:48,624
الان حالشون خوبه؟

447
00:38:48,662 --> 00:38:52,063
بله، پزشک گفت که الان حال ايشون خوبه

448
00:38:52,366 --> 00:38:55,597
و ايشون از بابت تنفس سريع هم آرام شدند

449
00:38:57,371 --> 00:38:58,895
ايشون واقعاًًً حالشون خوبه؟

450
00:38:59,139 --> 00:39:01,369
متأسفم که شما را نگران کردم، عاليجناب

451
00:39:01,675 --> 00:39:04,269
اما فکر ميکنم که حالشون الان خوبه

452
00:39:05,045 --> 00:39:08,276
خوبه، کار تون خوب بود

453
00:39:09,016 --> 00:39:11,314
لطف شما بي اندازه است
عاليجناب

454
00:39:20,460 --> 00:39:22,087
کار تون خوب بود

455
00:39:22,129 --> 00:39:24,654
پادشاه به خاطر ملکه رنج زيادي رو متحمل شدند

456
00:39:25,132 --> 00:39:26,963
...حالا ايشون ميتونند کمي آسوده باشند

457
00:39:37,044 --> 00:39:40,411
اين تقصير من بود، لطفاًًً من را تنبيه کنيد

458
00:39:40,547 --> 00:39:41,775
...البته

459
00:39:42,316 --> 00:39:45,945
اما يافتن اون نبض، خودش کار سختي بود

460
00:39:46,386 --> 00:39:50,322
نه، به عنوان يک بانوي پزشک که
مسئول بررسي کردن نبض ملکه است

461
00:39:50,357 --> 00:39:52,154
من متکبر و بي دقت بودم

462
00:39:54,661 --> 00:39:56,822
لطفاًًً مرا به بخش اداري تنزل مقام بدهيد

463
00:39:59,599 --> 00:40:01,499
من به تمرين بيشتري احتياج دارم

464
00:40:01,535 --> 00:40:03,901
نيازي نيست که اين کار را بکني
...حالا ديگه واقعاًًً متوجه شدي که

465
00:40:03,937 --> 00:40:05,666
چه اشتباهي رو مرتکب شدي

466
00:40:05,706 --> 00:40:10,439
نه، زندگي ملکه به خاطر من در خطر بود

467
00:40:11,078 --> 00:40:14,241
چطور ميتونيم اشتباه يک بانوي
 پزشک رو تحمل کنيم؟

468
00:40:14,348 --> 00:40:17,715
يک اشتباه در پزشکي، به وجود آورنده
 اشتباهات ديگر است

469
00:40:18,452 --> 00:40:21,182
لطفاًًً مرا تنزل مقام بدهيد

470
00:40:23,223 --> 00:40:25,691
بيشتر از اين خودت را عذاب نده

471
00:40:26,026 --> 00:40:28,893
ايشون هم گفتند که اين مورد سختي بوده

472
00:40:28,929 --> 00:40:31,363
حرفهايت را پس بگير و به کارت ادامه بده

473
00:40:32,632 --> 00:40:38,036
پس من ميخواهم پست هاي کاري مو براي يادگيري
 سپري کنم ، تا زمانيکه بتونم خودم رو ببخشم

474
00:40:39,039 --> 00:40:40,631
لطفاًًً اجازه بديد

475
00:40:40,674 --> 00:40:45,202
حتماً، برو و اين کار را بکن
و اين فقط در مورد يِئول يي نيست

476
00:40:45,645 --> 00:40:51,641
شما مسئوليت سنگيني در قبال
مراقبت از خانواده سلطنتي داريد

477
00:40:52,819 --> 00:40:55,617
در تمرين کردن، بيشتر سخت کوش باشيد

478
00:40:57,791 --> 00:41:01,591
اما همه شما امروز ميتونيد استراحت کنيد

479
00:41:10,604 --> 00:41:12,595
مجبور نبودي که اون کار را بکني

480
00:41:12,973 --> 00:41:17,034
اوه، نه، امکان پيشرفت و ترقي وجود دارد
فقط اگر شخص بداند که چه اشتباهي را مرتکب شده

481
00:41:17,210 --> 00:41:21,044
از حالا به بعد ميخواهم از يانگوم ياد بگيرم

482
00:41:22,983 --> 00:41:25,611
يِئول يي خيلي درستکار و خوبه

483
00:41:25,752 --> 00:41:28,619
درسته... به همين خاطر او هميشه خوبه

484
00:41:34,294 --> 00:41:39,630
من، سر تا پا غرق در شرم و قدرداني شما هستم

485
00:41:44,137 --> 00:41:46,196
با يک حرکت، من را به عمد نابود کردي؟

486
00:41:47,841 --> 00:41:49,331
ببخشيد؟

487
00:42:01,688 --> 00:42:03,747
کارت خوب بود

488
00:42:03,790 --> 00:42:05,052
...اوه، نه

489
00:42:05,759 --> 00:42:07,590
تو بايد زودتر به ما ميگفتي

490
00:42:07,627 --> 00:42:11,085
به اين خاطر است که شما او
 را زياد سرزنش کرديد

491
00:42:11,431 --> 00:42:14,264
اگه او نتونه در چنين کاري تصميم بگيره
نميتونه بانوي پزشک بشه

492
00:42:17,137 --> 00:42:20,106
من او را آموزش دادم، بنابراين بالاخره
 او اين کار را تمام کرد

493
00:42:22,843 --> 00:42:25,573
...من حالا بايد برم

494
00:42:26,880 --> 00:42:28,643
تو زيبا هستي

495
00:42:30,684 --> 00:42:32,675
او آدم بدي نيست

496
00:42:41,428 --> 00:42:50,803
کمي سخت تر شد، اما من سعي خودم را
ميکنم تا او را به نحوي از اينجا بيرون بياندازم

497
00:43:23,403 --> 00:43:27,066
...همه رگها به سمت پاها جريان دارند

498
00:43:27,641 --> 00:43:30,974
...بنابراين با پيدا کردن نواحي سفت و

499
00:43:31,011 --> 00:43:35,072
دردناک، ميتونيد بفهميد که کدام
يک از بخش هاي بدن درد ميکنه

500
00:43:36,016 --> 00:43:40,146
ناحيه بالايي شکمتون درد نميکنه؟

501
00:43:43,557 --> 00:43:45,354
زمانيکه تنها هستيد ماساژ بدهيد

502
00:43:45,392 --> 00:43:47,383
اين محل کاملاً بسته شده

503
00:43:47,427 --> 00:43:50,590
اگر مسدود شدنش را رفع نکنيد
اونوقت ممکنه قلبتون آسيب ببينه

504
00:43:51,198 --> 00:43:54,656
به همين خاطر است که طحال و
شکمتون وضعيت خوبي نداره

505
00:43:57,337 --> 00:43:59,567
آرام و راحت باشيد

506
00:44:34,574 --> 00:44:37,042
...عجيبه... عجيبه

507
00:44:37,611 --> 00:44:38,771
ديگه اون احساس رو نداري؟

508
00:44:38,812 --> 00:44:41,337
همينطوره... اين خوبه؟

509
00:44:41,481 --> 00:44:44,678
من به عمد بي حسش کردم
بنابراين نگران نباش

510
00:44:44,718 --> 00:44:47,050
حالا، دهانت را کاملاً باز کن

511
00:44:59,266 --> 00:45:00,426
درد داشت؟

512
00:45:02,102 --> 00:45:07,199
نه، خب، فکر ميکنم اين روشي
 براي کشيدن دندان خراب است

513
00:45:08,074 --> 00:45:11,874
من شنيده بودم که بانوي پزشکي که
از جيجو آمده در درمان دندان، کارش خوبه

514
00:45:11,911 --> 00:45:13,902
پس شما بايد شخص درستکاري باشيد

515
00:45:13,947 --> 00:45:17,178
...اگر آب نمک ولرم در دهانت بريزي

516
00:45:17,217 --> 00:45:21,586
و بيش از صد بار به دندان هايت اصابت کنه
اونوقت دندان هايت بعد از پنج روز قويتر ميشه

517
00:45:21,621 --> 00:45:23,384
به گفته شما عمل ميکنم

518
00:45:32,766 --> 00:45:34,961
پس رابطه خوبي با او برقرار کرديد؟

519
00:45:35,001 --> 00:45:37,970
براي يک پزشک چقدر ميتونه سخت باشه؟

520
00:45:38,004 --> 00:45:39,471
اين کار آساني است وقتيکه مردم درد دارند

521
00:45:39,839 --> 00:45:42,637
او با درمان من در آسودگي و راحتي بود

522
00:45:43,943 --> 00:45:46,741
به خاطر درخواست انجام چنين کاري متأسفم

523
00:45:48,315 --> 00:45:49,976
الان مجبورم که برم

524
00:45:50,016 --> 00:45:51,950
حتماً، بفرمائيد

525
00:46:01,461 --> 00:46:03,691
يانگوم، اينجاست

526
00:46:06,132 --> 00:46:07,997
جناب مين رو ديدي؟

527
00:46:08,034 --> 00:46:09,228
نه

528
00:46:10,070 --> 00:46:13,039
او اينجا را ترک کرد
حتماً از مسير ديگري رفته

529
00:46:13,606 --> 00:46:14,630
واقعاًًً؟

530
00:46:15,342 --> 00:46:18,072
اين روزها به نظر خيلي مشغول کارشه

531
00:46:18,611 --> 00:46:20,010
او بايد اينطوري باشه

532
00:46:20,046 --> 00:46:23,140
به هرحال، کي شما اينها را آماده کرديد؟

533
00:46:23,450 --> 00:46:25,008
مگه چقدر ميتونست سخت باشه؟

534
00:46:25,051 --> 00:46:27,281
تمام چيزي که نياز بود، من بودم و يک کلبه

535
00:46:29,189 --> 00:46:30,588
حال و اوضاعت خوبه؟

536
00:46:31,257 --> 00:46:31,882
بله

537
00:46:31,925 --> 00:46:37,329
...او بيماري ملکه رو درمان کرد

538
00:46:37,364 --> 00:46:38,558
دنبالم بيائيد

539
00:46:39,132 --> 00:46:41,066
کجا؟

540
00:46:41,334 --> 00:46:44,735
کجا ميتونه باشه... اگه او در داروخانه
کار ميکنه، پس بايد يک بيمار رو ببينه

541
00:46:45,372 --> 00:46:48,603
...اما او درگير بيماريهاي افراد ديگريست

542
00:46:48,641 --> 00:46:52,077
از اينکه اجازه بدهم بدون اينکه چيزي
بهت ياد بدم از اينجا بري، بيزارم

543
00:46:54,247 --> 00:46:57,307
از اين به بعد، در روزهايي که بيکار هستي
به اينجا بيا و از من چيزهايي رو ياد بگير

544
00:46:57,350 --> 00:46:58,612
حتماً

545
00:47:00,320 --> 00:47:04,882
هي... او واقعاًًً عذابش ميده

546
00:47:11,297 --> 00:47:14,494
اين تنها راه براي تجهيز مجدد سلاح هاست

547
00:47:15,168 --> 00:47:17,466
مقاومت زيادي رو به همراه خواهد داشت

548
00:47:17,504 --> 00:47:22,373
در عين حال، ما نميتونيم
ماليات بيشتري بر مردم تحميل کنيم

549
00:47:26,045 --> 00:47:28,013
ما فقط ميتونيم به پادشاه اميد داشته باشيم

550
00:47:28,782 --> 00:47:31,979
ايشون از شما خواسته اند که توان
و استحکام ملي را افزايش دهيد

551
00:47:33,553 --> 00:47:34,850
بسيار خوب

552
00:47:39,192 --> 00:47:42,650
کاهش دادن زمين ِ يکي از ده فرد صاحب منصب

553
00:47:42,695 --> 00:47:44,390
و افزايش سلاح ها به وسليه آن؟

554
00:47:44,697 --> 00:47:46,597
بله، عاليجناب

555
00:47:46,633 --> 00:47:50,034
سلاحهاي مهاجمان شمالي و ژاپني ها
روز به روز پشرفته تر ميشه

556
00:47:50,069 --> 00:47:53,197
اما سلاحهاي ما از زمان پادشاه سِجونگ
اصلاً پيشرفت نکرده

557
00:47:53,907 --> 00:47:55,204
درسته

558
00:47:55,308 --> 00:48:00,769
بنابراين اونها ميتونند به عنوان فداکاري
کوچکي براي کشور در موردش فکر کنند

559
00:48:00,814 --> 00:48:03,715
و فقط يکي از ده نفر مجبور به پيشکش
 کردن زمين است

560
00:48:05,418 --> 00:48:11,015
آن زمين ها به کساني داده شده که
وفاداري بيشتري نسبت به کشور داشتند

561
00:48:11,057 --> 00:48:15,858
بنابراين من فکر ميکنم که آنها با
ميل و رغبت آن را تقديم ميکنند

562
00:48:16,930 --> 00:48:18,864
شما چي فکر ميکنيد؟

563
00:48:18,898 --> 00:48:23,164
بله، عاليجناب
من کاملاً معني اين رو ميفهمم

564
00:48:23,203 --> 00:48:25,763
چرا؟ داريد ميگيد که کار مشکليه؟

565
00:48:25,805 --> 00:48:27,534
...نه، اينطور نيست

566
00:48:27,574 --> 00:48:30,304
من کمي در رابطه با وضعيت مالي نگران بودم

567
00:48:30,343 --> 00:48:34,643
اما اگر صاحب منصبان اين کار را انجام
بدهند، مانند به دست آوردن هزار سرباز است

568
00:48:35,515 --> 00:48:37,608
آنها با ميل اين کار را خواهند کرد

569
00:48:37,650 --> 00:48:40,346
بله، من هم همين عقيده را دارم

570
00:48:47,560 --> 00:48:50,028
چطور جرأت کرد از پشت به من ضربه بزنه؟

571
00:48:50,063 --> 00:48:51,894
...او درباره صلح و آشتي حرف ميزد

572
00:48:51,931 --> 00:48:57,733
شما بيش از همه مالک زمين ها
هستيد، مسلماً شما ضرر ميکنيد

573
00:48:59,005 --> 00:49:00,563
...نقشه هاي ديگه ممکنه

574
00:49:00,607 --> 00:49:02,507
!صاحب منصبان را جمع کن

575
00:49:04,878 --> 00:49:08,780
از شما متشکرم، بدون شما من
درگير مشکل بزرگي ميشدم

576
00:49:09,349 --> 00:49:15,549
بانوي من، در حقيقت، اين کار
 بانوي دستيار جديد بود

577
00:49:16,422 --> 00:49:25,558
واقعاًًً؟ من احساس کردم که شخص
ديگري بود، زمانيکه درمان ميشدم

578
00:49:25,598 --> 00:49:27,395
پس، حتماً او بوده

579
00:49:27,433 --> 00:49:33,099
بله، بانوي من ، من مطمئن نبودم چون
...هرگز يک مورد دوقلو رو تشخيص نداده بودم

580
00:49:33,139 --> 00:49:35,733
اما او به درستي تشخيصش داد

581
00:49:35,775 --> 00:49:38,710
که اينطور؟ پس من بايد از او متشکر باشم

582
00:49:42,582 --> 00:49:46,143
او را اغلب براي معاينه ها همراه خود بياوريد

583
00:49:46,185 --> 00:49:48,016
بله، بانوي من

584
00:49:53,426 --> 00:49:55,485
اون بانوي پزشک اصلاً مشکلي نيست

585
00:49:56,229 --> 00:49:57,355
ببخشيد؟

586
00:49:57,397 --> 00:49:59,592
آنها در برابر ما شمشير کشيدند

587
00:49:59,799 --> 00:50:01,596
شما چي داريد ميگيد، قربان؟

588
00:50:01,634 --> 00:50:02,726
...براي افزايش سلاحها

589
00:50:02,769 --> 00:50:05,033
از پادشاه خواستند تا زمين
صاحب منصبان را کاهش بدهند

590
00:50:05,071 --> 00:50:08,939
آنوقت پادشاه هم قبول کردند؟

591
00:50:09,108 --> 00:50:12,942
ايشان هنوز دستوري ندادند
اما خواسته خودشون رو ابراز کردند

592
00:50:13,112 --> 00:50:14,875
ما بايد سريع کاري کنيم

593
00:50:18,818 --> 00:50:23,755
پادشاه درخواست ما را ميپذيرند، اما مطمئن
نيستم که آنها چه عکس العملي نشان خواهند داد

594
00:50:24,290 --> 00:50:25,416
...دلايل ما واضح و روشنه

595
00:50:25,458 --> 00:50:27,756
برايشان آسان نخواهد بود تا در
برابر اين تصميم سرکشي کنند

596
00:50:28,695 --> 00:50:30,890
...ما در اين باره چيزي نميدونيم

597
00:50:30,930 --> 00:50:34,388
نامه هايي از افسران به سمت
دربار سرازير ميشه

598
00:50:34,601 --> 00:50:37,866
آنها درخواست ميکنند تا زمين
صاحب منصبان کاهش پيدا کنه؟

599
00:50:37,904 --> 00:50:39,064
نه

600
00:50:41,741 --> 00:50:44,539
اونها، نامه هايي در رابطه با چگونگي
تحريک و وادار شدنشون توسط صاحب منصبان است

601
00:50:46,245 --> 00:50:50,045
تعدادي از افسران هم زمين هايشان
 را تقديم خواهند کرد

602
00:50:53,453 --> 00:50:56,889
چکار بايد بکنيم؟ صاحب منصبان
...مردد هستند که پا پيش بگذارند

603
00:50:56,923 --> 00:50:59,221
به خاطر نامه هاي افسران

604
00:51:00,026 --> 00:51:02,051
چقدر زيرک هستند

605
00:51:03,262 --> 00:51:05,457
من فکر نميکنم اين امر براي ما اتفاق بيافته

606
00:51:07,066 --> 00:51:09,762
فقط يک جا هست که ميتونيم
بهش اميد داشته باشيم

607
00:51:10,269 --> 00:51:11,600
بعدش؟

608
00:51:11,638 --> 00:51:13,071
من خودم انجامش ميدم

609
00:51:15,541 --> 00:51:17,338
حال ملکه چطور است؟

610
00:51:18,011 --> 00:51:20,070
ايشون تقريباً بطور کامل بهبود يافته اند

611
00:51:20,246 --> 00:51:22,476
ما بعد از معاينه امروز، داروها را قطع ميکنيم

612
00:51:22,515 --> 00:51:24,107
و نيرو و توانشون رو با غذا تجديد ميکنيم

613
00:51:24,450 --> 00:51:26,441
ملکه مادر چطور هستند؟

614
00:51:26,486 --> 00:51:28,920
بيماري ايشون به واسطه پيري درحال بدتر شدنه

615
00:51:28,955 --> 00:51:32,118
ورم مفاصل و ريه هاي ايشون
هم در حال بدتر شدنه

616
00:51:33,159 --> 00:51:36,617
پادشاه خيلي نگران هستند
تمام تلاش خودتون رو بکنيد

617
00:51:51,411 --> 00:51:52,776
خوب پيش رفت؟

618
00:51:52,812 --> 00:51:57,215
بله، اون موضوع اتفاق نمي افتد، مگر
اينکه پادشاه دستوراتشان را پس بگيرند

619
00:52:05,425 --> 00:52:07,325
!در مورد چي حرف ميزنيد؟

620
00:52:08,227 --> 00:52:11,196
!چرا مادرم بايد چنين کاري بکنه؟ چرا؟

621
00:52:11,631 --> 00:52:14,930
... نميدونم چرا

622
00:52:16,769 --> 00:52:19,829
من ميخواهم که فوراً به محل
اقامتشون بروم، پس آماده شويد

623
00:52:19,872 --> 00:52:21,396
بله، عاليجناب

624
00:52:30,750 --> 00:52:33,378
بانوي من، اين يک درخواست صميمانه است

625
00:52:34,353 --> 00:52:36,480
گفتم که نميخواهمش

626
00:52:39,025 --> 00:52:42,188
بانوي من، بيماري شما داره بدتر ميشه

627
00:52:42,228 --> 00:52:47,165
اگر شما درمان را نپذيريد
ممکنه خطرناک باشه

628
00:52:50,937 --> 00:52:53,599
بانوي من، پادشاه اينجا هستند

629
00:52:59,912 --> 00:53:02,642
مادر، مشکل چيه؟

630
00:53:02,915 --> 00:53:05,315
چرا شما بطور ناگهاني درمان
 رو متوقف کرديد؟

631
00:53:05,351 --> 00:53:08,718
شما به سلامتي خودتون آسيب
ميرسونيد، لطفاًًً تجديد نظر کنيد

632
00:53:10,022 --> 00:53:13,287
از کي تا حالا شما نگران سلامتي من هستيد؟

633
00:53:16,696 --> 00:53:18,129
برگرديد

634
00:53:25,838 --> 00:53:28,966
و ديگه نميخواهم شما را ببينم

635
00:53:38,084 --> 00:53:45,456
چي؟ چرا شما ميگيد من نگرانتون نيستم؟

636
00:53:46,225 --> 00:53:52,391
شما نگران من هستيد؟ پس چرا
...اصلاً به من گوش نميکنيد

637
00:53:52,431 --> 00:53:56,162
بعد از آن پيشامد اخير؟

638
00:53:59,071 --> 00:54:03,098
چرا شما پزشک خانوادگي ما
لي هيون وو رو مرخص کرديد

639
00:54:03,142 --> 00:54:05,702
و براي من پزشکي بي دقت و
 فروگذار تعيين کرديد؟

640
00:54:10,000 --> 00:54:20,000
:: IR-DL.COM ::

