1
-00:00:13,220 --> -00:00:03,093
:: IR-DL.COM ::

1
00:00:01,715 --> 00:00:03,808
!آقا! آقا

2
00:00:03,850 --> 00:00:06,045
...من بالاخره... بالاخره

3
00:00:06,086 --> 00:00:09,021
!براي برگشتن به قصر اميدي پيدا کردم

4
00:00:10,991 --> 00:00:14,620
!من يک پزشک ميشم
!من ميخوام يک پزشک بشم

5
00:00:15,695 --> 00:00:19,256
دربار به متقاضيان پزشکي چوسان
!از ادارات محلي تعليم ميده

6
00:00:19,433 --> 00:00:21,697
اگر خوب باشم، ميتونم در قصر بمونم

7
00:00:22,135 --> 00:00:23,864
من ميخوام از اون طريق به قصر برگردم

8
00:00:24,271 --> 00:00:29,041
...اونوقت ميخوام ... اونوقت ميخوام

9
00:00:30,310 --> 00:00:33,939
!از کسانيکه اين کارو با ما کردند انتقام ميگيرم

10
00:00:38,552 --> 00:00:40,247
من ميخواهم درباره داروها ياد بگيرم

11
00:00:43,423 --> 00:00:44,822
لطفاًً به من ياد بدهيد

12
00:00:49,362 --> 00:00:51,262
احساس لذت و شادي مربوط به چيه؟

13
00:00:52,999 --> 00:00:54,023
قلب

14
00:00:54,701 --> 00:00:56,191
بعد به چي؟

15
00:00:56,236 --> 00:01:01,003
عصبانيت به کبد، نگراني به ريه ها
افکار به خون و غم و اندوه به ريه ها

16
00:01:01,041 --> 00:01:03,339
وقتي کبد ضعيف ميشود
 شخص احساس ناراحتي ميکند

17
00:01:03,376 --> 00:01:06,607
ترسيدن به کليه ها و بي حسي بر شکم اثر ميگذارد

18
00:01:06,646 --> 00:01:09,274
هنگامي که خون به انرژي  "يينگ" تبديل ميشود
و "کيو آي" به انرژي از نوع "يانگ" بدل ميشود

19
00:01:09,749 --> 00:01:13,617
چي؟ تنبيه؟ ميخواهي انتقام بگيري؟

20
00:01:13,987 --> 00:01:18,754
بله آقا
 وقتي که به قصر برگردم يک راهي پيدا ميکنم

21
00:01:18,992 --> 00:01:22,086
اگه به اين دليل است
!پس همين حالا درس خوندنو رها کن

22
00:01:23,663 --> 00:01:26,257
دارو و درمان براي نجات دادن مردم است

23
00:01:26,299 --> 00:01:29,268
پس تو چطور ميتوني با دروني
!پر از نفرت، چيزي ياد بگيري؟

24
00:01:29,302 --> 00:01:30,997
!من هيچ وقت چنين اجازه اي رو نميدم

25
00:01:31,805 --> 00:01:34,865
چطور کسي که دلش پر از خشمه ميتونه
از سوزن طب سوزني استفاده کنه؟

26
00:01:34,908 --> 00:01:36,808
!همين حالا رهاش کن! همين حالا

27
00:01:37,110 --> 00:01:39,305
حرفهاي آقاي يونگ وون بيک درسته

28
00:01:40,080 --> 00:01:43,641
کسي که قلبش آکنده از خشمه
نميتونه يک پزشک خوب بشه

29
00:01:44,284 --> 00:01:46,411
اگه به من نگاه کني ميتوني اينو بفهمي

30
00:01:47,354 --> 00:01:53,953
اگرچه من با خشم و کينه پزشک شدم
...ولي آنچه برات مهمه اينه که

31
00:01:55,595 --> 00:01:58,223
سرانجام مجبور ميشي بين خشم و نفرت داشتن
و پزشک بودن يکي رو انتخاب کني

32
00:01:59,533 --> 00:02:03,196
من ديگه حالا اين چالش رو پشت سر گذاشتم

33
00:02:03,770 --> 00:02:08,002
من آرزو دارم تو بتوني بر خشمت غلبه کني
و يک پزشک خوب بشي

34
00:02:19,986 --> 00:02:23,888
من معتقدم که بانو سو قبلاً تصميمشو گرفته

35
00:02:26,860 --> 00:02:29,920
ميدوني مشخصه عمومي مردمي
که موفق ميشن چيه؟

36
00:02:30,597 --> 00:02:32,690
اونها ساده، صادق و پراحساس هستند

37
00:02:33,099 --> 00:02:36,159
براي انجام دادن کارهاي مهم هيچوقت دير نيست

38
00:02:36,803 --> 00:02:39,636
تو بايد واقعيت رو درک کني و بر آن ايستادگي کني

39
00:02:40,207 --> 00:02:45,144
اينکه بدوني چطور مردم رو تشويق و متقاعد کني
و بداني که چطور نيرو و قدرتت رو بر آنها اعمال کني

40
00:02:45,545 --> 00:02:49,174
حالا، تو بايد با دومين مشکل زندگيت روبرو بشي
...انتخاب خشم و نفرت يا پزشک شدن

41
00:02:49,216 --> 00:02:51,241
...و هنگامي موفق خواهي شد که

42
00:02:51,284 --> 00:02:54,583
بتوني بر خشمت فائق بشي
 من براي تو اين آرزو رو دارم

43
00:03:15,942 --> 00:03:17,967
دو سال بعد

44
00:03:20,347 --> 00:03:21,780
(قسمت سي و يکم)

45
00:03:22,349 --> 00:03:24,112
همه چيزو برداشتي؟
بله

46
00:03:24,251 --> 00:03:26,811
برگه شناسايي رو چطور؟
!واي، برگه ام

47
00:03:27,153 --> 00:03:31,214
!اينجاست
باشه، به اميد ديدار

48
00:03:32,392 --> 00:03:37,455
پول چي؟
!درسته، پول

49
00:03:44,070 --> 00:03:49,440
تقريباً بدون هيچ پولي داشتم به جيجو ميرفتم
به من پول بده

50
00:03:50,443 --> 00:03:51,410
بيا

51
00:03:52,512 --> 00:03:56,278
چطور از من انتظار داري فقط با اين پول
اين همه راه رو تا جيجو سفر کنم؟

52
00:03:56,449 --> 00:03:57,381
نميخواهي بري؟

53
00:03:58,351 --> 00:04:00,683
اين که هيچي به حساب نمياد

54
00:04:00,720 --> 00:04:03,484
مگه نگفتي ممکنه دير به قايق برسي
نميخواهي بري؟

55
00:04:06,293 --> 00:04:09,785
راستي، چي داري با خودت ميبري؟

56
00:04:10,463 --> 00:04:11,794
لباس
و ؟

57
00:04:12,232 --> 00:04:14,097
صندل هاي حصيري
و؟

58
00:04:16,436 --> 00:04:17,425
همش همينه؟

59
00:04:17,804 --> 00:04:19,499
شراب... فقط يک کم

60
00:04:19,539 --> 00:04:21,803
چرا براي رفتن به جيجو بايد شراب ببري؟

61
00:04:25,045 --> 00:04:29,675
نبايد برش داري

62
00:04:30,650 --> 00:04:34,677
اينا چيه؟
و اين؟

63
00:04:36,056 --> 00:04:39,617
چرا برشون ميداري؟
...من به اينها احتياج دارم

64
00:04:39,659 --> 00:04:41,024
!تو به اينها احتياج نداري

65
00:04:47,634 --> 00:04:50,933
اينو بده به يانگوم
اين چيه؟

66
00:04:51,971 --> 00:04:54,633
يانگوم، خرمالوي خشک شده دوست داره

67
00:04:55,108 --> 00:04:57,770
ولي در مقام خدمتکار
اون احتمالاً نميتونه زياد بخوره

68
00:04:57,811 --> 00:05:01,247
تو تنها کسي هستي که براش نگراني

69
00:05:01,281 --> 00:05:05,183
اگه به خاطر کار نبود
من هم با تو ميومدم

70
00:05:05,585 --> 00:05:11,524
من ديگه ميرم
برو

71
00:05:17,397 --> 00:05:18,386
چيه؟

72
00:05:19,265 --> 00:05:22,393
آنها فکر ميکنند که تو ميخواهي بري
 جنگ يا جاي ديگه

73
00:05:22,435 --> 00:05:25,063
!خب برو ديگه
باشه

74
00:05:29,943 --> 00:05:35,472
چيکار داري ميکني؟
من برميگردم

75
00:05:46,826 --> 00:05:48,657
با اين برو به جيجو؟

76
00:05:53,600 --> 00:05:56,125
احتمالاً چيزي درباره اين نميدونست

77
00:06:24,831 --> 00:06:33,796
باک ها، جون جونگ، سنگ سونگ
چن جوک، چونگ ميونگ، سونگ اوب

78
00:06:34,441 --> 00:06:40,209
،يونگ هيانگ، يه پونگ
جي چانگ، سونگ جانگ

79
00:06:45,285 --> 00:06:47,253
!يانگوم! يانگوم

80
00:06:48,955 --> 00:06:50,850
بانوي پزشک ميگويد که حالا ميتوني بيايي بيرون

81
00:06:51,791 --> 00:06:55,818
اون خيلي سختگير است، تو تمام سعي ات رو ميکني
...ولي اون تو رو

82
00:06:55,862 --> 00:06:59,229
توي اين غار سرد نگه ميداره
و بهت ميگه تمرين کني

83
00:07:01,201 --> 00:07:04,534
اون فقط حسوديش ميشه که کارت
را بهتر از اون انجام ميدهي، ها؟

84
00:07:14,681 --> 00:07:16,273
صورت او را معاينه کن

85
00:07:23,957 --> 00:07:27,324
پاي چشمهاتون قهوه اي و کبود هستند
و شما نميتونيد چشمهاتون رو خيلي باز کنيد

86
00:07:27,360 --> 00:07:29,658
به نظر ميرسه سردردتون ناشي
از ضعف شکم است

87
00:07:29,696 --> 00:07:32,130
احساس سرگيجه داريد؟
بله

88
00:07:33,399 --> 00:07:36,061
دلتان نميخواهد حرف بزنيد؟
درسته

89
00:07:37,070 --> 00:07:39,595
حالت تهوع داريد؟

90
00:07:40,373 --> 00:07:41,533
بله

91
00:07:41,774 --> 00:07:44,675
نبضشونو چک کن
لطفاًً دراز بکشيد

92
00:07:56,856 --> 00:07:58,118
همونطوره که ميگفتي؟

93
00:07:59,092 --> 00:08:04,587
بله، مثل يک گلوله، گرد است
براي همين مطمئن هستم

94
00:08:04,797 --> 00:08:06,264
چطور معالجش ميکني؟

95
00:08:06,399 --> 00:08:08,890
بعد از اعمال طب سوزني در نقاط جونگ وان
...پونگ ريو، باک وي و تا يانگ

96
00:08:08,935 --> 00:08:10,800
براي ضعف طحال و شکم به دارو احتياج دارد

97
00:08:10,837 --> 00:08:13,101
تا زمانيکه دستها و پاهايش سرد هستند

98
00:08:14,207 --> 00:08:15,834
خوب، حالا طب سوزني را روش انجام بده

99
00:08:17,777 --> 00:08:19,210
انجامش بده

100
00:09:22,575 --> 00:09:24,133
دوباره از اول شروع کن

101
00:09:24,944 --> 00:09:27,105
وقتي داري طب سوزني رو روي
صورت انجام ميدهي

102
00:09:27,146 --> 00:09:29,478
سوراخ کردن رگ خوني، شخص رو کور ميکند

103
00:09:29,515 --> 00:09:32,382
...اگر رگ روي مفصل زانو سوراخ بشود

104
00:09:32,418 --> 00:09:34,545
شخص غش ميکند و رنگش ميپرد

105
00:09:35,121 --> 00:09:37,681
اگه ريه ها شکافته بشوند
انرژي "کيو آي" افزايش پيدا ميکند

106
00:09:37,724 --> 00:09:41,592
و شخص با مشکلات تنفسي مواجه خواهد شد

107
00:09:41,694 --> 00:09:43,218
براي چي اون مدام ازتو ميخواهد
...که اين کارو انجام بدي

108
00:09:43,262 --> 00:09:45,355
تو که کاملاً در مشخص کردن
 نقاط طب سوزني واردي؟

109
00:09:45,398 --> 00:09:48,526
يک رزمي کار اين نقاط رو به ذهن
ميسپارد تا به شخص آسيب برساند

110
00:09:48,568 --> 00:09:53,631
ولي يک پزشک بايد اين کارو انجام دهد
تا بتونه جان شخص رو نجات بده

111
00:09:54,340 --> 00:09:57,104
براي چي هر روز، همين رو حفظ ميکني؟

112
00:09:59,812 --> 00:10:02,178
آن يک اشتباه در روند تدريس است

113
00:10:02,382 --> 00:10:05,647
ميدانم، من هم زماني که ياد ميگرفتم
همين اشتباه رو مرتکب ميشدم

114
00:10:06,085 --> 00:10:10,351
پس براي چي به جاي اينکه براي اون ساده بگيريد
داريد سختگيرانه تر تمرينش ميدهيد؟

115
00:10:11,724 --> 00:10:14,852
او نميتواند از طب سوزني استفاده کند
براي اينکه ترسش بيشترشده

116
00:10:15,028 --> 00:10:17,462
من احساسشو درک ميکنم
چون خودم قبلاً اينو تجربه کردم

117
00:10:18,297 --> 00:10:20,663
دليلي که اون تا حالا نتونسته
...طب سوزني رو به کار ببرد

118
00:10:20,700 --> 00:10:25,103
به خاطر سخت گيري من نيست
...بلکه به اين دليله که او نميتونه

119
00:10:25,138 --> 00:10:28,107
براي به خطر انداختن جان من به
خاطر يک اشتباه، خودشو ببخشه

120
00:10:30,443 --> 00:10:32,843
او به زمان بيشتري احتياج دارد
 تا بتواند خودش را تنبيه کند

121
00:10:33,079 --> 00:10:33,545
... اما

122
00:10:33,579 --> 00:10:37,481
تا وقتي که اون موضوع تمام نشه، من نميتوانم
تصميمي بگيرم ، يانگوم بايد تصميم بگيرد

123
00:10:38,151 --> 00:10:39,914
ولي خيلي طولاني شده

124
00:10:39,952 --> 00:10:44,048
هر چه زمان بگذرد، او ارزش
زندگي انسان رو بيشتر درک ميکند

125
00:10:44,257 --> 00:10:47,715
ولي در طول اين مدت
جسم و روحش دارند صدمه مي بينند

126
00:10:47,760 --> 00:10:49,819
اگر ميتوانيد شما بهش آموزش بدهيد

127
00:11:02,141 --> 00:11:03,233
بانو سو

128
00:11:06,045 --> 00:11:09,139
من بايد تمرين کنم
لطفاًً بريد

129
00:11:09,282 --> 00:11:12,479
اون فقط يک اشتباه بوده
انسان اشتباه ميکند

130
00:11:13,352 --> 00:11:16,321
بين همه اشتباه ها
...تنها يک اشتباه که پزشک مرتکب ميشه

131
00:11:16,355 --> 00:11:19,415
جان يک شخص را ميگيرد

132
00:11:21,627 --> 00:11:30,126
اگر ايشان سريع نسخه رو تجويز نميکردند
اون بيمار حتماً مي مرد

133
00:11:33,406 --> 00:11:37,365
تفاوتي بين غذا درست کردن و دارو هست

134
00:11:40,313 --> 00:11:46,218
من مغرور بودم
... به خاطر اينکه مغرور بودم، تصميم گرفتم

135
00:11:46,252 --> 00:11:51,588
از طريق پزشک شدن به قصر برگردم

136
00:11:54,026 --> 00:11:56,688
حرفهاي آقاي يونگ درسته

137
00:11:59,866 --> 00:12:06,271
ولي هنوز نميخواهم نفرت و پزشکي رو رها کنم

138
00:12:06,305 --> 00:12:11,368
من نميتونم ، ميخواهم که هر دو را باهم انجام بدهم

139
00:12:16,549 --> 00:12:23,079
بانوي پزشک احتمالاً ميخواسته مرا به تفکر وا دارد
...تا من بتوانم ذهنمو پاک کنم

140
00:12:24,490 --> 00:12:29,860
ولي فکر گرفتن انتقام بانو هن تمام ذهنم رو گرفته

141
00:12:32,532 --> 00:12:40,701
نميتونم پاکش کنم... اونوقته که
احساس ميکنم نميتونم از طب سوزني استفاده کنم

142
00:12:46,145 --> 00:12:51,014
تا قبل از اين فکر ميکردم از پس هر کاري بر ميام
...و فقط کافيه اراده کنم

143
00:12:51,050 --> 00:12:53,951
و تسليم نشم

144
00:12:57,790 --> 00:13:01,920
براي اولين بارفهميدم
چيزي هست که من نميتونم انجامش بدم

145
00:13:06,599 --> 00:13:11,298
ولي بالاخره انجامش ميدم
من انجامش ميدم

146
00:13:18,044 --> 00:13:20,069
پس خواهش ميکنم ... خداحافظ

147
00:13:32,658 --> 00:13:35,650
ما بايد سيصد اسب رو به پادشاه تقديم کنيم

148
00:13:35,695 --> 00:13:36,821
بله، ميدونم

149
00:13:36,863 --> 00:13:40,697
ولي کشتي ما مرتب از طرف دزدان دريايي ژاپني
مورد حمله قرار ميگيرد

150
00:13:40,733 --> 00:13:45,568
فکر ميکنم، شما بايد از سربازهاي جئولا براي
محافظت از کشتي استفاده کنيد

151
00:13:45,605 --> 00:13:51,168
حتماً ... ولي آيا اشکالي نداره که
سربازها رو از اينجا ببريم؟

152
00:13:51,210 --> 00:13:54,941
فرمانده ها اينجا هستند
و سربازهايي که از مرزها محافظت ميکنند

153
00:13:54,981 --> 00:14:00,920
و ما ميتونيم از مردم عادي هم به عنوان سرباز
 استفاده کنيم پس همه چيز روبراه ميشه ، برو

154
00:14:00,953 --> 00:14:03,854
...ولي اگر دزدان دريايي ژاپني حمله کنند

155
00:14:04,257 --> 00:14:08,785
اين فقط براي يک مدت کوتاه است
و من مطمئنم هيچ اتفاقي نمي افتد

156
00:14:08,828 --> 00:14:11,661
و يانگ داک رو هم با خودت ببر

157
00:14:11,697 --> 00:14:13,289
بانوي پزشک براي چي؟

158
00:14:13,332 --> 00:14:17,393
من خوندم که در جزيره "وو" سربازهايي مريض هستند
اونها از ما تقاضا کرده اند که

159
00:14:17,436 --> 00:14:21,668
بانوي پزشک "جيجو" رو براشون بفرستيم
پس ايشون رو با خودت ببر

160
00:14:23,342 --> 00:14:24,309
بسيار خب

161
00:14:29,482 --> 00:14:31,473
...از اونجايي که تعدادي از سربازها رفتند

162
00:14:31,517 --> 00:14:34,975
مطمئن شو که بقيه سربازها
 کارشونو درست انجام بدهند

163
00:14:35,021 --> 00:14:36,989
بله قربان، نگران نباشيد

164
00:14:37,623 --> 00:14:39,591
بريم
بله

165
00:14:49,268 --> 00:14:50,462
اين خيلي خوبه

166
00:14:50,736 --> 00:14:56,003
بله، تا زماني که بانوي پزشک نيست
تو ميتوني مراقب همه بيماران باشي

167
00:14:56,475 --> 00:14:59,137
اون هميشه به تو تعليم ميده
...ولي به تو

168
00:14:59,178 --> 00:15:03,171
اين فرصت رو نميده که طب سوزني رو تمرين کني
پس چطور ميتوني يک پزشک خوب باشي؟

169
00:15:03,582 --> 00:15:08,884
قبلاً، وقتي که اون نبود با بيماراني که مي آمدند
چيکار ميکرديد؟

170
00:15:09,221 --> 00:15:11,712
ما اونها رو برميگردانديم
...يا اينکه پزشک شهر "پارک" مي آمد

171
00:15:11,757 --> 00:15:13,554
و اونها رو هر از چند گاهي ميديد

172
00:15:14,727 --> 00:15:17,594
پس لطفاًً دکتر "پارک" رو بياريد

173
00:15:17,897 --> 00:15:22,596
!چرا دکتر "پارک"؟ عجب نادان هستي
اين بهترين فرصت براي توست

174
00:15:22,835 --> 00:15:25,531
درسته ! تو بايد تا وقتي اون نيست
 در اين چيزها مهارت پيدا کني

175
00:15:25,571 --> 00:15:27,835
تا بتوني يک پزشک معروف باشي

176
00:15:28,040 --> 00:15:31,237
آيا تو ميترسي که ممکنه تنبيه بشي؟
!نبايد درباره اون نگران باشي

177
00:15:42,488 --> 00:15:46,515
!بريد کنار! بريد کنار! بريد

178
00:15:51,564 --> 00:15:53,589
!يانگوم! عجله کن

179
00:15:54,133 --> 00:15:55,293
چي شده؟

180
00:15:55,334 --> 00:15:57,234
يک مريض اورژانسي
فوري

181
00:16:04,877 --> 00:16:08,711
!داگو
شما اونو ميشناسيد؟

182
00:16:08,914 --> 00:16:14,875
بله، داگو! منو ميشناسي؟

183
00:16:17,490 --> 00:16:18,718
... يانگوم

184
00:16:20,559 --> 00:16:23,960
داگو... چه اتفاقي براش افتاده؟

185
00:16:23,996 --> 00:16:28,433
...چي شده؟ با اينکه سالهاست از گذرگاه رد ميشم

186
00:16:28,467 --> 00:16:31,903
تا حالا کسي رو نديده بودم که به اين بدي دريازده بشه

187
00:16:32,304 --> 00:16:35,637
درست از همون لحظه اي که سوار قايق شد
...حالت تهوع پيدا کرد

188
00:16:35,674 --> 00:16:39,041
و از من خواست که بگذارم پياده بشه
بعداً اون حتي سعي کرد از قايق بيرون بپره

189
00:16:39,078 --> 00:16:41,308
پس اون در طول سفر چيزي نخورد، درسته؟

190
00:16:41,347 --> 00:16:46,876
البته که نه! من فکر کردم اون توي قايق مي ميره

191
00:17:02,635 --> 00:17:05,729
داگو، من حالتو خوب ميکنم
نگران نباش

192
00:17:05,771 --> 00:17:08,467
مطمئنم که ميتونم اين کارو برات بکنم
 پس نگران نباش

193
00:17:14,080 --> 00:17:15,775
براي چي مردد هستيد؟

194
00:17:19,285 --> 00:17:21,219
اين نقطه خطرناکي نيست

195
00:17:21,620 --> 00:17:26,182
نه، او چندين روز است که چيزي نخورده
...پس ميتونه اثرات جانبي داشته باشد

196
00:17:26,225 --> 00:17:29,126
يا اينکه ممکنه احساس ضعف شديد بکند
و اين ميتونه بدترش کنه

197
00:17:29,495 --> 00:17:31,360
!چيکار داري ميکني؟ سريعتر انجامش بده

198
00:17:35,134 --> 00:17:36,567
لطفاًً "مکسا" رو آماده کن

199
00:17:37,069 --> 00:17:42,132
چرا مکسا؟ بانوي پزشک معمولاً از طب
سوزني استفاده ميکنه ، چون سريعتره

200
00:17:42,708 --> 00:17:44,608
...لطفاًً "مکسا" رو آماده کن

201
00:17:45,177 --> 00:17:48,635
چرا؟ اون که اينجا نيست، پس اشکالي نداره

202
00:17:48,881 --> 00:17:50,576
آيا اون، واقعاًً يک پزشک است؟

203
00:17:51,016 --> 00:17:52,278
...عجله کن

204
00:18:29,588 --> 00:18:33,922
من کجام؟ من توي جهنم هستم؟

205
00:18:34,426 --> 00:18:38,294
با ديدن همچين بانوي زيبايي
حدس ميزنم که توي بهشت باشم

206
00:18:40,733 --> 00:18:45,636
ولي شما خيلي شبيه يانگوم هستيد
شما يانگوميد؟

207
00:18:45,905 --> 00:18:47,031
بله

208
00:18:47,373 --> 00:18:49,238
!يانگوم؟
بله، داگو

209
00:18:49,375 --> 00:18:50,967
!يعني تو واقعاًً يانگومي؟
بله

210
00:18:51,010 --> 00:18:56,505
!يانگوم
داگو

211
00:18:57,983 --> 00:19:01,510
فکر کردم قبل از اينکه تو رو ببينم
توي قايق مي ميرم

212
00:19:02,521 --> 00:19:06,321
!من مُردم، يا اينجا واقعاًً جيجو هست؟ يانگوم

213
00:19:13,299 --> 00:19:16,097
با اينکه درب و داغان است
ولي به درد استراحت کردن ميخورد

214
00:19:16,135 --> 00:19:19,502
خيلي متشکرم
خواهش ميکنم

215
00:19:20,539 --> 00:19:23,872
چه طور اتاق يک مرد جوان اينقدر بدبوست؟

216
00:19:24,410 --> 00:19:25,434
چي؟

217
00:19:25,477 --> 00:19:28,640
کسي که بتونه اينجا رو تحمل کنه
...بايد بي حس باشه

218
00:19:28,681 --> 00:19:30,114
ولي تو خون گرمي

219
00:19:30,449 --> 00:19:31,347
!چي؟

220
00:19:31,383 --> 00:19:35,217
ايشون فقط دارند شوخي ميکنند

221
00:19:36,155 --> 00:19:39,784
اينجا اتاق اون نيست
يک اتاق موقت براي استفاده افسرهاست

222
00:19:40,059 --> 00:19:43,426
ايشون به اين خاطر که امروز بايد در ساحل نگهباني بدهند
به شما اجازه ميدهند اينجا بمونيد

223
00:19:43,462 --> 00:19:46,454
واقعاًً؟
متشکرم

224
00:19:50,469 --> 00:19:51,959
...يانگوم

225
00:19:53,606 --> 00:19:55,369
خوب، حالتون چطوره؟

226
00:19:55,407 --> 00:20:01,209
من خوبم... تو چطوري؟
تو خيلي لاغر شدي

227
00:20:01,513 --> 00:20:04,880
من هم خوب هستم
همسرتون چطوره؟

228
00:20:05,251 --> 00:20:08,186
اون هميشه حالش خوبه

229
00:20:08,821 --> 00:20:13,417
راستي، تو يک برادر کوچکتر داشتي
ولي اون چند وقت پيش مرد

230
00:20:14,126 --> 00:20:15,525
واقعاًً؟

231
00:20:17,329 --> 00:20:23,063
از اين بابت متأسفم
چطور اين اتفاق افتاد؟

232
00:20:24,103 --> 00:20:28,369
من از شنيدن اتفاقي که براي تو و
...بانو هن افتاد، اندوهناک بودم

233
00:20:28,407 --> 00:20:34,243
من همه اون اردک ها رو خريدم
!و بيشتر از سه ماه اونها رو خوردم

234
00:20:35,180 --> 00:20:40,516
!و بعد اون باردار شد

235
00:20:41,854 --> 00:20:43,014
بعد؟

236
00:20:44,323 --> 00:20:55,996
...ولي در ماه مي گذشته، اون سرما خورد
!يي دوي" من"

237
00:20:58,737 --> 00:21:04,698
ناراحت نباش، اين خواست خدا بوده
تو چيکار ميتونستي بکني؟

238
00:21:05,377 --> 00:21:09,108
گذشته از اون، او ميتونه دوباره باردار بشه

239
00:21:09,348 --> 00:21:14,285
بي فايده است، من وقتي "ايل دو" را از دست دادم
...به همين اميد بودم، ولي ما بايد خيلي شانس داشته باشيم

240
00:21:14,320 --> 00:21:16,754
که در اين سن دوباره اين اتفاق برامون بيافتد

241
00:21:16,789 --> 00:21:18,689
من بيش از اين انتظار چنين چيزي را ندارم

242
00:21:18,724 --> 00:21:21,192
ما به اين موضوع اميد دوباره اي نداريم

243
00:21:24,697 --> 00:21:26,324
سوال ديگه اي نداري؟

244
00:21:28,467 --> 00:21:34,497
چه خبر از قصر...؟
و يون سنگ؟

245
00:21:36,041 --> 00:21:37,303
نميدونم

246
00:21:38,110 --> 00:21:40,237
چرا؟ چرا نميدوني؟

247
00:21:40,879 --> 00:21:45,179
بعد از اينکه اون اتفاق براي تو افتاد
...بانو چويي، بانوي اول شد

248
00:21:45,217 --> 00:21:47,708
و منو از مقامي که داشتم عزل کرد

249
00:21:47,753 --> 00:21:50,881
ما ديگر حتي نميتونستيم نوشيدني هاي
قصر رو تهيه کنيم

250
00:21:51,190 --> 00:21:55,889
...چي؟ ولي با اين حال، اون چطور تونست

251
00:21:56,729 --> 00:22:04,033
فکر نکنم که يون سنگ و بانو مين هم بتونند
کارشون رو بخوبي انجام بدهند

252
00:22:18,717 --> 00:22:20,116
اين وقت شب کجا داريد ميريد؟

253
00:22:38,470 --> 00:22:48,368
بانو هن، آيا اين اشتباهه که بخوام
پزشک بشم تا انتقام شما رو بگيرم؟

254
00:22:50,549 --> 00:23:04,293
آيا از من ميخواهيد که همينجا رهايش کنم؟
بله بانوي من؟ بله؟

255
00:23:32,791 --> 00:23:33,917
!ژاپني ها

256
00:24:18,203 --> 00:24:19,397
!چي؟

257
00:24:19,438 --> 00:24:22,532
اونها به اداره دولتي يورش بردند
...و به زودي به اينجا ميرسند

258
00:24:22,574 --> 00:24:25,372
چطورعلامت آتش داده نشد؟

259
00:24:25,410 --> 00:24:29,403
فکر کنم بعد از اينکه افسر مين
...سربازها رو با خودش برد

260
00:24:29,448 --> 00:24:31,678
سربازهاي باقيمانده مورد حمله قرار گرفتند

261
00:24:31,717 --> 00:24:33,844
...پس
شما بايد فرار کنيد

262
00:24:34,119 --> 00:24:36,144
... اما
همين حالا فرار کنيد

263
00:24:36,421 --> 00:24:37,911
...مردم دارند به سمت کوه فرار ميکنند

264
00:24:37,956 --> 00:24:39,924
بعد از ديدن علامت آتش که بعداً داده ميشود

265
00:24:39,958 --> 00:24:43,189
به اونجا بريد و براي آينده برنامه ريزي کنيد

266
00:24:44,963 --> 00:24:51,892
...اوه ... اين چه

267
00:25:26,338 --> 00:25:27,635
!همه جا رو بگرديد

268
00:25:29,608 --> 00:25:30,666
!و بريد اونها رو بگيريد

269
00:25:31,143 --> 00:25:33,077
!بريم

270
00:26:26,765 --> 00:26:29,996
از "جونگ يوئي" و "دا جونگ " محافظت کرديد؟

271
00:26:30,035 --> 00:26:30,797
بله

272
00:26:31,703 --> 00:26:33,671
اينها تمام کساني هستند که گرفتيد؟

273
00:26:33,972 --> 00:26:36,736
...بله، يک نفر با آتش علامت داد

274
00:26:36,775 --> 00:26:42,042
و همه فرار کردند
ما فقط تونستيم کساني رو که نتونستند فرار کنند بگيريم

275
00:26:43,081 --> 00:26:44,378
اسبها و کالاها چطور؟

276
00:26:44,416 --> 00:26:46,577
اونها رو داريم به چراگاه منتقل ميکنيم

277
00:26:47,185 --> 00:26:52,384
چند تا از خدمتکارهاي اداره دولتي
را آزاد کنيد تا به ما خدمت کنند

278
00:26:52,424 --> 00:26:56,520
و بقيه رو زنداني کنيد

279
00:26:58,096 --> 00:26:59,324
!زندانيشون کنيد

280
00:27:01,500 --> 00:27:04,196
من سرباز نيستم
من يک شهروند عادي هستم

281
00:27:04,603 --> 00:27:10,064
من يک شهروند عادي هستم
!من کسي نيستم

282
00:27:35,233 --> 00:27:43,106
"عجله کن" ميشه "دسويو"
"آروم باش" ميشه "هاياکو"

283
00:27:57,823 --> 00:27:59,017
تونستي يک دکتر پيدا کني؟

284
00:28:01,393 --> 00:28:08,128
مردم به طرف کوه فرار کردند
براي همين نتونستيم يک دکتر پيدا کنيم

285
00:28:09,134 --> 00:28:10,829
!منظورت چيه؟

286
00:28:10,869 --> 00:28:14,361
ما مسيرمون رو به طرف جيجو تغيير داديم
فقط به اين دليل که رئيس مريض است

287
00:28:15,040 --> 00:28:19,136
ما دوباره دنبالش ميگرديم
... ولي اگه نتونستيم پيداش کنيم

288
00:28:20,011 --> 00:28:22,275
...ما نميتونيم دوباره به طرف کوه حمله کنيم

289
00:28:22,314 --> 00:28:25,147
!فقط پيداش کنيد
!به هر قيمتي که شده

290
00:28:25,183 --> 00:28:26,150
!بله، قربان

291
00:28:46,838 --> 00:28:47,634
!رئيس

292
00:29:00,385 --> 00:29:01,545
تونستي يک پزشک پيدا کني؟

293
00:29:01,987 --> 00:29:02,976
خير

294
00:29:03,688 --> 00:29:06,521
لعنتي! ممکن است اتفاقي براي ايشون بيافتد
...اگه بخواهند با اين حالشون

295
00:29:06,558 --> 00:29:08,185
!به جزيره "دايي ما" بروند

296
00:29:08,460 --> 00:29:10,257
!قربان! قربان

297
00:29:10,428 --> 00:29:11,122
چي شده؟

298
00:29:11,163 --> 00:29:13,825
!در اداره دولتي يک داروخانه هست

299
00:29:13,865 --> 00:29:15,628
يک داروخانه؟

300
00:29:16,601 --> 00:29:20,628
آيا اين به اين معني نيست که
اونها يک پزشک اينجا دارند؟

301
00:29:20,739 --> 00:29:21,728
!بله، قربان

302
00:29:44,329 --> 00:29:45,921
چه کسي اينجا پزشک است؟

303
00:29:47,999 --> 00:29:49,830
ما داروخانه رو اونجا ديديم

304
00:29:50,268 --> 00:29:52,668
اگر يک داروخانه اينجا هست
پس بايد يک پزشک هم باشه

305
00:29:52,704 --> 00:29:54,433
چه کسي اينجا پزشک است؟

306
00:29:58,743 --> 00:30:00,768
يک پزشک خيلي خوب اينجا هست

307
00:30:00,812 --> 00:30:03,542
...ولي او هم به جزيره "وو" رفته

308
00:30:03,582 --> 00:30:06,050
و در حال حاضر اينجا نيست

309
00:30:06,084 --> 00:30:08,518
!چي؟ اون الان اينجا نيست؟

310
00:30:10,121 --> 00:30:14,524
!ميدونم که داريد دروغ ميگيد تا ما رو معالجه نکنيد

311
00:30:14,559 --> 00:30:17,153
!اون شخص کيه؟ همين حالا به ما بگيد

312
00:30:19,898 --> 00:30:22,264
!بزنشون تا به حرف بيان

313
00:30:22,667 --> 00:30:26,262
!همين حالا يک نفرو بگير و بهش شلاق بزن

314
00:30:28,807 --> 00:30:30,798
... يک نفر اينجا هست

315
00:30:31,543 --> 00:30:34,034
اون کيه؟ چه کسي الان حرف زد؟

316
00:30:35,780 --> 00:30:37,042
من بودم

317
00:30:38,683 --> 00:30:41,550
اون منو وقتي که داشتم مي مردم معالجه کرد

318
00:30:42,120 --> 00:30:44,953
اون کيه؟
...يا

319
00:30:45,557 --> 00:30:47,024
!اون يانگوم هست

320
00:30:47,392 --> 00:30:50,759
بله درسته، با اينکه اون به خوبي
...بانوي پزشک نيست

321
00:30:50,795 --> 00:30:51,955
ولي واقعاًً کارش خوبه

322
00:30:52,063 --> 00:30:57,023
درسته! يانگوم، بلند شو

323
00:30:58,904 --> 00:31:02,840
يانگوم کيه؟ بيا اينجا

324
00:31:16,354 --> 00:31:17,651
تو يانگومي؟

325
00:31:18,857 --> 00:31:19,881
بيا داخل

326
00:31:19,925 --> 00:31:25,227
من يک بانوي پزشک هستم
ولي هنوز نميتونم افراد رو معالجه کنم

327
00:31:25,597 --> 00:31:28,065
اونها ميگويند تو کارت خيلي خوبه
پس داري درباره چي حرف ميزني؟

328
00:31:28,099 --> 00:31:30,693
!همين حالا ببريدش داخل

329
00:31:35,040 --> 00:31:38,373
...اوه نه

330
00:31:43,782 --> 00:31:47,616
همين حالا معاينش کن
همين حالا معاينش کن

331
00:32:02,500 --> 00:32:06,493
چي شده؟
پرسيدم، موضوع چيه؟

332
00:32:07,772 --> 00:32:09,330
اين يک جريان آرام و متناوب از خون هست

333
00:32:10,775 --> 00:32:12,402
منظورت چيه؟

334
00:32:13,545 --> 00:32:16,275
...اين يک جريان متناوب مثل موقعي که يک ميگو

335
00:32:16,314 --> 00:32:21,308
در سطح آب بازي ميکنه و ناپديد ميشه

336
00:32:21,987 --> 00:32:25,013
!خب، بهرحال، ايشون چه بيماري اي دارند؟

337
00:32:26,224 --> 00:32:28,158
اين يک بيماري داخلي، شبيه آپانديسيت حاد است

338
00:32:28,193 --> 00:32:32,493
همين حالا بايد در يک نقطه خاص
 طب سوزني اعمال بشه

339
00:32:32,530 --> 00:32:35,397
وگرنه ممکنه ايشون طي هفت روز آينده بميرند

340
00:32:35,934 --> 00:32:40,462
بالاخره ميتوني معالجشون کني يا نه؟

341
00:32:43,308 --> 00:32:46,641
من، نميتونم معالجشون کنم

342
00:32:49,647 --> 00:32:57,315
همونطور که گفتم، من هنوز تحت تعليم هستم
و هنوز نميتونم از طب سوزني استفاده کنم

343
00:33:00,759 --> 00:33:03,785
ولي اون به طب سوزني احتياج داره

344
00:33:04,129 --> 00:33:07,621
اگه من انجامش بدم، ممکنه که حالش بدتر بشه

345
00:33:16,174 --> 00:33:19,268
اون ميگه که تا حالا از طب سوزني استفاده نکرده

346
00:33:19,411 --> 00:33:20,378
آيا اين درسته؟

347
00:33:20,745 --> 00:33:25,239
بله، اون تا حالا اين کار را روي
 يک بيمار انجام نداده

348
00:33:27,318 --> 00:33:32,346
ولي بانوي پزشک ميگفت که
يانگوم در تشخيصش حتي از او هم بهتر است

349
00:33:32,390 --> 00:33:35,416
و او مدت زيادي است
که داره تعليم مي بينه

350
00:33:35,960 --> 00:33:39,054
اون حتي وقتي که خوابه
ميتونه نقاط طب سوزني رو نشون بده

351
00:33:41,733 --> 00:33:46,397
بانوي پزشک ميگفت چيزي که مشکل هست
اينه که نقاط طب سوزني به درستي تشخيص داده بشه

352
00:33:46,438 --> 00:33:50,135
و خود طب سوزني اونقدرها هم مشکل نيست

353
00:33:50,375 --> 00:33:54,607
پس ميخواهي از زير اين کار در بري
!تا ايشون رو معالجه نکني، ها؟

354
00:33:54,646 --> 00:33:57,171
اوه، نه، من نميتونم از طب سوزني استفاده کنم

355
00:33:57,315 --> 00:33:59,875
!ساکت شو! همين حالا انجامش بده

356
00:33:59,984 --> 00:34:04,182
...من هرگز قبلاً اين کار رو انجام ندادم

357
00:34:04,222 --> 00:34:08,659
...مهم نيست، فعلاً پزشک ديگه اي اينجا نيست

358
00:34:08,693 --> 00:34:10,923
براي هر کاري هم يک بار اولي وجود دارد

359
00:34:10,962 --> 00:34:13,522
رئيس ما ميتونه اولين بيمار تو باشه

360
00:34:15,100 --> 00:34:16,567
برو و انجامش بده

361
00:34:18,036 --> 00:34:20,698
من نميتونم اين کارو بکنم

362
00:34:25,176 --> 00:34:27,201
ميخواهي بميري؟

363
00:34:29,681 --> 00:34:30,773
باشه

364
00:34:32,083 --> 00:34:38,022
اگه بخواي به اين روند ادامه بدي
من هم همه اين مردم رو همينجا ميکشم

365
00:34:38,389 --> 00:34:42,120
يانگوم! چرا اين طوري ميگي؟

366
00:34:42,160 --> 00:34:45,254
بهش بگو که توي کارت خوب هستي
!بعدش هرجا رو که خواستي سوراخ کن

367
00:34:45,296 --> 00:34:49,289
!ميهن پرستي، وقتي مردم ممکنه کشته بشوند مهم نيست

368
00:34:50,668 --> 00:34:54,570
باشه، ما ميتونيم اول اون مرد رو بکشيم

369
00:34:57,041 --> 00:34:58,440
!بياريدش بيرون

370
00:35:02,247 --> 00:35:06,149
...خواهش ميکنم

371
00:35:08,786 --> 00:35:11,778
...يانگوم... من بايد زنده بمونم

372
00:35:11,823 --> 00:35:13,347
!من کارهايي در خانه دارم که بايد انجامشون بدم

373
00:35:13,391 --> 00:35:15,916
...من بايد زنده بمونم، يانگوم

374
00:35:17,061 --> 00:35:19,427
ميهن پرستي چه سودي داره؟

375
00:35:19,464 --> 00:35:23,833
تو فکر کردي کسي به خاطر معالجه نکردن
دشمن، بهت پاداش ميده؟

376
00:35:27,805 --> 00:35:31,104
!خيلي خب، بکشيدش

377
00:35:37,448 --> 00:35:38,972
!انجامش ميدم

378
00:35:44,222 --> 00:35:46,690
من طب سوزني رو انجام ميدم

379
00:35:47,525 --> 00:35:50,688
خوبه، ببريدش داخل

380
00:36:38,876 --> 00:36:40,605
...روي نوک انگشتانت تمرکز کن

381
00:36:40,645 --> 00:36:42,442
و نقطه طب سوزني رو پيدا کن

382
00:36:43,047 --> 00:36:45,311
همه نقاط رو توي ذهنت به خاطر بيار

383
00:36:45,350 --> 00:36:47,113
...نبايد اين نقاط رو سوراخ کني

384
00:36:47,151 --> 00:36:51,417
...شين جونگ، نيو هو، شين هوي

385
00:36:52,757 --> 00:36:53,917
...اوک چيم

386
00:36:57,795 --> 00:36:59,126
... سونگ مون

387
00:37:23,288 --> 00:37:26,917
حالا نيروي تمرکزت رو به سوزن منتقل کن

388
00:37:31,729 --> 00:37:34,994
بايد مطمئن بشي که جاي ديگه اي رو سوراخ نميکني

389
00:37:35,033 --> 00:37:37,593
به غير از نقطه اي که مشخص کردي
...و فکر کن که چه ارگان هايي

390
00:37:37,635 --> 00:37:39,466
...زير اون نقطه هستند
!عمق... واي

391
00:37:46,177 --> 00:37:49,943
من نميتونم... من نميتونم اين کارو انجام بدم

392
00:37:50,715 --> 00:37:53,980
!پس ميخواهي بعد از اينکه يک نفرو کشتيم انجام بدهي؟

393
00:38:09,200 --> 00:38:11,191
...روي نوک انگشتانت تمرکز کن

394
00:38:11,235 --> 00:38:12,930
و نقاط طب سوزني رو پيدا کن

395
00:38:12,970 --> 00:38:16,201
...تمام نقاطي که نبايد سوراخ بشوند رو به خاطر بيار

396
00:38:16,240 --> 00:38:19,539
حالا نيروي تمرکزت رو به سوزن منتقل کن

397
00:38:23,548 --> 00:38:27,575
...فکر کن چه ارگان هايي
...در زير اين نقاط هستند ... عمق

398
00:38:31,089 --> 00:38:34,684
به عمقش فکر کن و بگذار که سوزن
و نوک انگشتانت يکي بشوند

399
00:38:34,726 --> 00:38:38,059
انرژي رو از سوزن بگير و با سوزن يکي شو

400
00:38:57,749 --> 00:38:59,011
تموم شد؟

401
00:39:00,485 --> 00:39:01,850
بله

402
00:39:06,724 --> 00:39:08,589
من بايد دارو را آماده کنم

403
00:39:11,195 --> 00:39:13,459
...پس خدمتکارها رو به داروخانه بفرستيد

404
00:39:13,965 --> 00:39:18,493
و بهشون بگيد تا مواد اوليه رو تهيه کنند

405
00:39:19,237 --> 00:39:20,226
باشه

406
00:39:36,754 --> 00:39:38,153
خيلي ممنون، يانگوم

407
00:39:38,656 --> 00:39:42,387
...اوه، نه، داگو
...اگر به خاطر تو نبود

408
00:39:43,027 --> 00:39:46,690
اگر جان و زندگي تو درميان نبود
من نميتونستم اين کارو انجام بدم

409
00:39:47,765 --> 00:39:49,858
منظورت چيه؟

410
00:40:46,858 --> 00:40:49,486
رئيس از خواب بيدار شدند
!ايشون از خواب بيدار شدند

411
00:40:57,468 --> 00:40:59,493
خدمتکار مواد اوليه رو آورد

412
00:41:00,204 --> 00:41:01,171
بيارشون داخل

413
00:41:21,993 --> 00:41:23,358
چقدر طول ميکشه؟

414
00:41:23,694 --> 00:41:28,256
...حداقل ده روز

415
00:41:28,299 --> 00:41:31,097
امکان نداره! ما بايد فردا بريم

416
00:41:32,303 --> 00:41:36,364
...اگر اين کارو بکنيد، ايشون حالشون بدتر ميشه

417
00:41:36,974 --> 00:41:38,669
تو هم با ما مي آيي

418
00:41:39,944 --> 00:41:40,774
چي؟

419
00:41:41,479 --> 00:41:46,576
تو هم با ما مي آيي
ميتوني داخل کشتي معالجه شون کني

420
00:41:55,459 --> 00:41:56,653
حالا چي؟

421
00:41:57,428 --> 00:41:59,726
اين نامه داخل بسته چيه؟

422
00:42:00,765 --> 00:42:04,963
... افسر ارشد ارتش، حتماً علامت آتش را روي کوه ديده

423
00:42:05,002 --> 00:42:10,599
بنابراين با سربازهايش برگشته
ولي الان به دشمن حمله نميکند

424
00:42:11,309 --> 00:42:13,709
حتماً هنوز زمانش نرسيده

425
00:42:16,213 --> 00:42:18,681
اين باعث خوشحالي من است
...که تو اونو معالجه کردي

426
00:42:18,716 --> 00:42:20,877
با اينکه ما در موقعيت بدي هستيم

427
00:42:21,986 --> 00:42:23,783
اون ميتونه به من کمک کنه تا نقشه
 يک حمله رو بکشم

428
00:42:23,821 --> 00:42:27,723
پس از شرايطشون سر در بيار و براي من بنويس

429
00:42:28,459 --> 00:42:32,259
از مواد اوليه به عنوان بهانه اي
براي رفت و آمد خدمتکارها استفاده کن

430
00:42:34,765 --> 00:42:39,134
از اونجايي که آنها ميخواهند فردا اينجا رو ترک کنند
من هم مجبورم که باهاشون برم

431
00:42:39,370 --> 00:42:40,496
چطوري؟

432
00:42:43,374 --> 00:42:48,368
اينها درست نيستند! چطور تونستي به جاي مواد درست
!اينها رو بياري؟

433
00:42:48,913 --> 00:42:49,845
چي شده؟

434
00:43:08,065 --> 00:43:09,589
اسب ها و وسايل رو آوردي؟

435
00:43:09,634 --> 00:43:10,396
!بله

436
00:43:10,434 --> 00:43:11,264
و بقيه چيزها؟

437
00:43:11,302 --> 00:43:15,068
مردم عادي هنوز زنداني هستند
و ما فقط سربازها رو ميبريم

438
00:43:17,541 --> 00:43:19,475
...من سرباز نيستم، گرچه

439
00:43:19,510 --> 00:43:21,705
من نميتونم به زبان اونها صحبت کنم

440
00:43:25,916 --> 00:43:26,848
...عجله کن

441
00:43:28,052 --> 00:43:29,781
...صبر کنيد، ما هنوز نميتونيم بريم

442
00:43:29,820 --> 00:43:32,311
يک چيزي هست که بايد برداريم

443
00:43:32,356 --> 00:43:33,448
اون چيه؟

444
00:43:33,858 --> 00:43:37,589
ريشه ريواس است
داروخانه اين را ندارد

445
00:43:39,930 --> 00:43:41,192
خب، ميخواهي چکار کني؟

446
00:43:41,232 --> 00:43:45,100
اين اطراف يک کشتزار هست
خيلي طول نميکشه

447
00:43:45,236 --> 00:43:48,933
!نه! او ميتواند اينهارو درجزيره "داما" هم پيدا کند

448
00:43:49,507 --> 00:43:51,134
پس هر کاري که ميخواهيد انجام دهيد

449
00:43:51,409 --> 00:43:55,140
از اونجايي که علائم بيماري بدتر ميشوند
ما مجبوريم از هر چيزي که داريم استفاده کنيم

450
00:44:00,017 --> 00:44:02,577
باشه، مطمئني که همين نزديکي هاست؟

451
00:44:03,154 --> 00:44:06,089
بله! اين چيزي است که ما پرورش ميدهيم

452
00:44:10,227 --> 00:44:11,125
!بسيار خوب

453
00:44:29,680 --> 00:44:30,840
همين جاست؟

454
00:44:30,881 --> 00:44:35,648
بله، اگر همه کمک کنند
ميتونيم در وقت صرفه جويي کنيم

455
00:44:35,686 --> 00:44:37,677
ريشه نبايد صدمه ببينه

456
00:44:37,988 --> 00:44:38,886
بسيار خوب

457
00:44:39,857 --> 00:44:44,385
! بريد تو
! ريشه رو بدون اينکه بهش صدمه بزنيد بيرون بياريد

458
00:44:46,430 --> 00:44:47,692
!دنبال من بياييد

459
00:46:18,255 --> 00:46:19,847
!چرا به اين راحتي شکست خورديد؟

460
00:46:19,890 --> 00:46:22,222
من نميدونم، همه چيز خيلي سريع اتفاق افتاد

461
00:46:22,393 --> 00:46:23,724
مامور دولت چطور؟

462
00:46:27,164 --> 00:46:30,099
من درست زماني که داشتم ترتيب يک حمله رو ميدادم

463
00:46:30,134 --> 00:46:32,329
درباره شما شنيدم

464
00:46:32,369 --> 00:46:35,930
اين، چه کار شما باشه چه من، خوبه

465
00:46:38,642 --> 00:46:42,009
در اين فکر هستم که اين موفقيت رو گزارش کنم

466
00:46:47,017 --> 00:46:48,006
!قربان

467
00:46:49,453 --> 00:46:50,545
چند وقت ميشه که من شما رو نديدم؟

468
00:46:50,754 --> 00:46:55,157
ميدونم... اگر ميدونستم شما اينجا هستيد

469
00:46:55,192 --> 00:46:56,682
...بيشتر از اين ها به بهانه آوردن نوشيدني

470
00:46:56,727 --> 00:46:59,560
به اينجا سرميزدم

471
00:46:59,597 --> 00:47:02,498
... همينطوره، تو احتمالاً اين کارو ميکردي

472
00:47:04,134 --> 00:47:07,001
...شما بايد مي ديديد

473
00:47:07,371 --> 00:47:10,602
منظورتون بانو سو هست؟
!اوه نه، من

474
00:47:11,742 --> 00:47:14,404
اونها شمشيرهاشونو بيرون کشيدند

475
00:47:14,445 --> 00:47:16,936
...اونها گفتند يا بانوي پزشک

476
00:47:16,981 --> 00:47:19,415
يا اينکه همه مردم رو يکجا ميکشند

477
00:47:19,450 --> 00:47:21,577
...اونها گفتند، سودکارا، وادکارا

478
00:47:21,619 --> 00:47:23,177
...و من اومدم جلو

479
00:47:23,220 --> 00:47:28,157
و بهشون گفتم
!اينجا يک پزشک خوب به اسم يانگوم هست

480
00:47:28,726 --> 00:47:32,127
اگه اين کارو نکرده بودم
ما دچار يک دردسر بزرگ ميشديم

481
00:47:32,730 --> 00:47:38,191
ولي يانگوم گفت
من نميتونم از طب سوزني استفاده کنم

482
00:47:38,636 --> 00:47:43,198
بعدش من گفتم: من جونمو ميگذارم وسط

483
00:47:44,141 --> 00:47:45,972
...اگر من اين کارو نکرده بودم

484
00:47:46,010 --> 00:47:48,274
!همه مرده بودند

485
00:47:48,946 --> 00:47:53,747
قربان، ميدونيد يانگوم چطور دختريه، ها؟

486
00:47:53,784 --> 00:47:57,049
وقتي بگه نه، تا آخر، سر حرفش هست

487
00:47:57,087 --> 00:47:58,179
درسته

488
00:47:58,389 --> 00:48:02,519
ولي، من تنها کسي هستم
که ميتونم تصميمشو عوض کنم

489
00:48:02,893 --> 00:48:06,192
...پاي زندگي من وسط بود

490
00:48:06,230 --> 00:48:08,858
پس چطور ميتونست فقط بشينه و نگاه کنه؟

491
00:48:09,400 --> 00:48:10,332
درسته، يانگوم؟

492
00:48:10,367 --> 00:48:13,165
البته، داگو
از تو خيلي ممنونم

493
00:48:13,203 --> 00:48:16,639
اگر به خاطر تو نبود
من همچين شجاعتي پيدا نميکردم

494
00:48:16,674 --> 00:48:22,112
ولي چرا وقتي که جان مردم در ميان بود
همچنان دودل بودي

495
00:48:24,348 --> 00:48:27,408
بايد مي فهميدي که
...مقابل چه چيزي قرار گرفته بودي

496
00:48:27,451 --> 00:48:30,215
من فکر کردم مرگم حتميه

497
00:48:41,398 --> 00:48:45,528
آخرش تو پا پيش گذاشتي

498
00:48:46,570 --> 00:48:47,594
بله

499
00:48:50,107 --> 00:48:55,374
در واقع، وقتي که شنيدم تو با موفقيت
 اون کارو انجام دادي

500
00:48:57,348 --> 00:49:00,806
يک چيزي رو که فراموش کرده بودم به ياد آوردم

501
00:49:03,988 --> 00:49:05,751
...يک قسمت از وجودم ميخواست

502
00:49:07,124 --> 00:49:09,058
...که تو بموني

503
00:49:12,062 --> 00:49:15,395
از اونجايي که تو قادر نبودي از
 طب سوزني استفاده کني

504
00:49:16,000 --> 00:49:18,969
...هر وقت که تو پا پيش ميگذاري

505
00:49:21,972 --> 00:49:26,773
...من نگرانم، نگرانم که زندگيت

506
00:49:29,513 --> 00:49:34,746
...پرمخاطره تر بشه

507
00:49:39,123 --> 00:49:44,891
...مثل ...جريان من و تو اينجا

508
00:49:51,969 --> 00:49:53,630
من بد هستم، نه؟

509
00:49:56,974 --> 00:49:59,101
زماني به اين اتفاقها فکر کردم که

510
00:50:00,944 --> 00:50:06,678
شما رو ديدم داريد سختي ها رو تجربه ميکنيد

511
00:50:10,054 --> 00:50:12,648
از اونجايي که ميدونم شما به کارتون ادامه ميدهيد

512
00:50:12,856 --> 00:50:15,552
و براتون فرقي نميکند که مسير
زندگي چقدر سخت باشه

513
00:50:16,660 --> 00:50:18,423
ولي در آن راه

514
00:50:19,530 --> 00:50:22,727
من نميتونم هيچ نوع کمکي به شما بکنم

515
00:50:23,801 --> 00:50:26,031
ولي شما هميشه منو درک ميکنيد

516
00:50:29,339 --> 00:50:31,534
مهارت هامو همانطور که هستند

517
00:50:33,177 --> 00:50:35,805
خواسته هامو همانطور که هستند

518
00:50:37,848 --> 00:50:40,681
اينکه مرا به عنوان يک زن درک ميکنيد

519
00:50:42,519 --> 00:50:46,512
و به عنوان يک انسان

520
00:50:47,691 --> 00:50:50,888
شما هميشه مرا همانطور که هستم درک ميکنيد

521
00:50:58,001 --> 00:51:00,026
وقتي که يک بانوي دربار بودم

522
00:51:00,571 --> 00:51:05,372
عنوان بانوي دربار، مقدمتر از مقام انسانيت بود

523
00:51:09,012 --> 00:51:15,975
و حالا، عنوان خدمتکار
 مقدمتر از مقام انسانيت است

524
00:51:18,322 --> 00:51:21,655
ولي اينکه من چه عنواني دارم براتون مهم نيست

525
00:51:22,893 --> 00:51:29,025
شما من رو همونطور که هستم مي بينيد

526
00:51:33,570 --> 00:51:36,061
...بنابراين، من خوشحالم

527
00:51:38,275 --> 00:51:42,609
...واقعاًً ممنونم

528
00:51:44,548 --> 00:51:51,249
...و در عين حال خيلي خوشحالم

529
00:52:39,903 --> 00:52:41,530
اصلاً درد نداشت

530
00:52:42,639 --> 00:52:47,508
حالا که اينو زدي
دوباره دريا زده نميشم، درسته؟

531
00:52:47,911 --> 00:52:49,037
بله

532
00:52:50,480 --> 00:52:52,277
...من بايد برم

533
00:52:52,849 --> 00:52:54,840
ولي وقتي به اين فکر ميکنم
که بايد دوباره از اينجا برم

534
00:52:54,885 --> 00:52:57,251
دلم ميخواهد اينجا در جيجو بمونم

535
00:52:57,287 --> 00:52:59,847
شما حالتون خوب ميشه، نگران نباشيد

536
00:52:59,890 --> 00:53:02,518
باشه، من به تو اعتماد ميکنم

537
00:53:03,594 --> 00:53:06,461
ببينم، تونستيد همه جاي جيجو رو ببينيد؟

538
00:53:06,496 --> 00:53:10,262
بله، با اينکه اينجا بخشي از چوسان است
ولي خيلي متفاوته

539
00:53:10,300 --> 00:53:12,165
...کلي درخت هاي جديد

540
00:53:12,202 --> 00:53:15,763
...و من کلي نارنگي خوردم

541
00:53:16,106 --> 00:53:19,906
آقا، اگر هر چيزي را مي بينيد، بخوريد
ممکنه توي درد سر بيافتيد

542
00:53:20,143 --> 00:53:23,340
همينجوريش براي مردم خيلي سخته که
...به مقدار کافي از اونها جمع کنند

543
00:53:23,380 --> 00:53:24,506
تا به پادشاه تقديم کنند

544
00:53:24,548 --> 00:53:28,814
واقعاًً؟ پس اينو به عنوان يک راز نگه دار

545
00:53:30,287 --> 00:53:31,447
باشه

546
00:53:40,430 --> 00:53:43,399
قربان، شما با کشتي ديگري ميرويد؟

547
00:53:44,001 --> 00:53:47,937
"اين همون کشتيه، اون در راه "هان يانگ
در "جئولا" هم توقف ميکند

548
00:53:48,372 --> 00:53:50,237
پس خسته کننده نخواهد بود

549
00:53:51,041 --> 00:53:53,509
آيا به خاطر تهاجم اخير به اونجا ميرويد؟

550
00:53:53,543 --> 00:53:55,636
بله، براي دادن گزارش

551
00:53:58,448 --> 00:54:00,348
ما ديگه بايد بريم

552
00:54:00,384 --> 00:54:01,612
تقريباً وقتش رسيده

553
00:54:01,952 --> 00:54:03,010
بله

554
00:54:03,553 --> 00:54:07,489
يانگوم، از اينکه مي بينم تو با ايشوني خيالم راحته

555
00:54:08,225 --> 00:54:11,991
خوب باشي

556
00:54:12,429 --> 00:54:14,192
حتماً، دوباره برگرديد

557
00:54:14,531 --> 00:54:18,160
دفعه بعد ميخوام با همسرم بيام

558
00:54:18,201 --> 00:54:19,498
بله، شما بايد برگرديد

559
00:54:19,536 --> 00:54:22,027
باشه، خداحافظ

560
00:54:23,240 --> 00:54:24,867
مراقب باش

561
00:54:50,300 --> 00:54:53,792
از امروز طريقه درمان
با استفاده از سم حيوانات را آموزش ميدهم

562
00:54:55,038 --> 00:55:00,032
من فکر ميکردم که فقط خودتون اونو ميدونيد
و به کس ديگري آموزش نميدهيد

563
00:55:00,077 --> 00:55:02,637
من اينو آموزش ندادم به خاطر اينکه
کسي نبود که بتونم بهش اعتماد کنم

564
00:55:02,679 --> 00:55:06,080
اگر داروسازي به همه آموزش داده بشه
ميتونه مثل سم بشه

565
00:55:08,418 --> 00:55:10,386
ميدوني که من حرفمو تکرار نميکنم، ها؟

566
00:55:10,954 --> 00:55:12,148
با دقت گوش کن

567
00:55:14,624 --> 00:55:16,888
...دشمن طبيعي مار، هزارپاست

568
00:55:16,927 --> 00:55:19,191
...و دشمن هزار پا، نوعي حلزون بدون لاک

569
00:55:19,229 --> 00:55:22,824
بنابراين تو از اين حلزون بدون لاک
بعنوان پادزهر سم هزارپا استفاده ميکني

570
00:55:24,735 --> 00:55:26,760
!يک پزشک بايد طاقت اين چيزهارو داشته باشه

571
00:55:27,037 --> 00:55:29,801
تو بايد دنبال پيدا کردن راهي براي درمان باشي

572
00:55:30,107 --> 00:55:32,598
خرمگس و زالو خون انسان رو مي مکند

573
00:55:32,642 --> 00:55:35,805
ولي براي پيشگيري از لخته شدن
خون بهترين وسيله هستند

574
00:55:35,846 --> 00:55:38,110
...ترشحات وزغ براي دمل ها

575
00:55:39,750 --> 00:55:41,809
!خدمتکار يانگوم را همين حالا صدا کنيد

576
00:56:03,240 --> 00:56:07,370
اين يک فرمان است که يانگوم را توقيف
!و به دادگاه سلطنتي بفرستيد

577
00:56:09,813 --> 00:56:12,304
چي؟ چرا؟

578
00:56:12,983 --> 00:56:17,113
نجات جان رئيس متجاوزان
!بطور آشکار خدمت به دشمن است

579
00:56:17,621 --> 00:56:19,054
يک جلسه بازجويي برگزار خواهد شد

580
00:56:19,756 --> 00:56:21,223
چي؟

581
00:56:21,958 --> 00:56:24,392
!مجرم را دستگير کنيد

582
00:56:27,230 --> 00:56:28,857
... ها ... ها

1
00:56:31,780 --> 00:56:41,907
:: IR-DL.COM ::

