0
-00:00:08,000 --> 00:00:02,000
:: IR-DL.COM ::

1
00:00:04,412 --> 00:00:07,074
!آقا! آقا

2
00:00:08,582 --> 00:00:12,211
...من بالاخره ... بالاخره

3
00:00:13,621 --> 00:00:16,351
!براي برگشتن به قصر اميدي پيدا کردم

4
00:00:18,059 --> 00:00:21,859
!من يک پزشک ميشم
!من ميخوام يک پزشک بشم

5
00:00:22,863 --> 00:00:26,424
دربار به متقاضيان پزشکي چوسان
!از ادارات محلي تعليم ميده

6
00:00:26,467 --> 00:00:29,061
اگر خوب باشم، ميتونم در قصر بمونم

7
00:00:29,403 --> 00:00:35,364
بله، من با اون سيستم آشنايي دارم
بله، من ميخوام از اون طريق به قصر برگردم

8
00:00:35,943 --> 00:00:45,375
...اونوقت ميخوام... اونوقت ميخوام
!از کسانيکه اين کارو با ما کردند انتقام ميگيرم

9
00:01:04,872 --> 00:01:06,305
(قسمت سي ام)

10
00:01:14,815 --> 00:01:16,715
من ميخواهم درباره داروها ياد بگيرم

11
00:01:19,954 --> 00:01:21,444
لطفاًً بمن ياد بدهيد

12
00:01:21,956 --> 00:01:24,117
اين همان دليلي است که
چرا من تو رو به اينجا آوردم

13
00:01:24,392 --> 00:01:25,757
ببخشيد؟

14
00:01:25,793 --> 00:01:27,727
تو گفتي ميخواهي به قصر برگردي

15
00:01:29,897 --> 00:01:33,663
پزشک شدن تنها راهي است که
يک خدمتکار ميتواند به قصر برگردد

16
00:01:33,701 --> 00:01:38,832
اين همان دليلي بود که من تو را اينجا آوردم، حالا
بنظرميرسه مطيع و حرف گوش کن شدي ، پس ياد بگير

17
00:01:39,673 --> 00:01:42,198
شما حتي داستان زندگي
و دليل آورده شدن من به اينجا رو هم نميدانيد

18
00:01:42,243 --> 00:01:43,710
پس چرا ميخواهيد من به قصر برگردم؟

19
00:01:43,744 --> 00:01:48,044
!بخاطر کسب و کار و تجارت نيست
...من فقط

20
00:01:48,749 --> 00:01:53,482
مِن و مِن کردن بسه و فقط رنگ صورت بيماران
را به صورت فهرست در کاغذي يادداشت کن

21
00:01:53,654 --> 00:01:55,212
رنگ صورتشان را؟

22
00:01:55,322 --> 00:02:01,022
دقيقاً، در کاغذ بنويس که رنگ پريده، سرخ
سبزه، سفيد و يا کبود است

23
00:02:01,062 --> 00:02:05,089
و بنويس در کدام قسمت چهره و صورت
...اين علامتها و رنگ ها ديده ميشوند

24
00:02:05,132 --> 00:02:07,259
و همچنين هرگونه علامت و نشانه
...غيرطبيعي را در ناحيه هاي

25
00:02:07,301 --> 00:02:09,292
ناخن دست و پاشون مي بيني يادداشت کن

26
00:02:10,471 --> 00:02:11,267
بله، چشم

27
00:02:17,611 --> 00:02:20,045
چيه؟
شما خيلي بد هستيد

28
00:02:20,781 --> 00:02:25,616
منظورتون چيه؟
پنج سال طول کشيد که من در اين اتاق بيام و کار کنم

29
00:02:25,653 --> 00:02:29,487
چطور ميتونيد به اين دختر تازه کار
 جادوگر آموزش بديد ؟

30
00:02:29,523 --> 00:02:34,586
بله، شما او را براي چيدن و مرتب کردن ترکيبات
و داروها يا تميز کردن بيماران مجبور نکرديد

31
00:02:35,262 --> 00:02:39,255
او درباره دارو چه ميداند يا چطور
ميتواند از يک شخص بيمار مراقبت کند؟

32
00:02:43,237 --> 00:02:49,437
اين چيه؟ پرسيدم اين چيه؟
شما دخترها هم نميدانيد ؟

33
00:02:51,512 --> 00:02:54,913
اين چيه ؟
تو ميداني ؟

34
00:02:55,883 --> 00:02:57,316
گياه تتراگونيا است

35
00:02:57,518 --> 00:02:58,746
براي چه چيزي خوب است؟

36
00:02:59,520 --> 00:03:03,616
آن در کنار ساحل درياها رشد ميکند
و براي بيماري هاي گوارشي و شکم مفيد است

37
00:03:03,657 --> 00:03:05,750
شما ميتوانيد آن را به عنوان غذا بخوريد

38
00:03:06,694 --> 00:03:08,025
قانع و راضي شديد؟

39
00:03:08,062 --> 00:03:10,326
...من دانش و آگاهي او را کاملاً قبول دارم

40
00:03:10,364 --> 00:03:13,128
ولي اگر شما بايد به ما درباره
...طرز برخورد با بيماران مي گفتيد که چطور هست

41
00:03:13,167 --> 00:03:16,261
طرز برخورد با بيماران...من خوشحالم
که تو اين موضوع را ياد گرفته اي

42
00:03:16,303 --> 00:03:19,500
او براي فراهم کردن دارو، پول خودش را خرج کرد

43
00:03:19,540 --> 00:03:23,306
و او ميدانست که دارو نبايد با آب شور تهيه گردد

44
00:03:23,344 --> 00:03:26,040
او به همين خاطر براي بدست آوردن
آب گوارا و شيرين به کوه رفت

45
00:03:27,047 --> 00:03:29,845
شما براي رفتن به آنجا خودتون رو هم به دردسر ننداختيد
...همچنين، تو دارو را

46
00:03:29,884 --> 00:03:31,977
با آب شور از قنات محلي تهيه کردي

47
00:03:32,019 --> 00:03:33,782
...ولي
...من به تو به دفعات زياد گفتم که

48
00:03:33,821 --> 00:03:35,379
سوسن هاي دارويي ميتونند به قلب صدمه بزنند

49
00:03:35,422 --> 00:03:39,324
ولي تو براي بيرون آوردن هسته، کوتاهي کردي
...ولي آنها اشتباهات خيلي کوچکي بودند

50
00:03:39,360 --> 00:03:42,056
يک اشتباه کوچک ممکنه زندگي کسي رو بگيره

51
00:03:42,963 --> 00:03:46,763
ساکت باشيد، من فقط به کساني آموزش ميدهم
که خودشان هم استعداد ذاتي داشته باشند

52
00:03:46,800 --> 00:03:53,865
اين روش  منه، فهميديد؟
با اين وجود، ما تجربه بيشتري داريم

53
00:03:53,908 --> 00:03:57,002
...تجربه، چيزي است که او ميتونه اونو خلق کنه

54
00:03:57,044 --> 00:04:00,104
من تجربه و مهارت يانگوم را
خيلي خيلي با ارزش يافتم

55
00:04:01,415 --> 00:04:04,873
در هر حال، حالا ساکت بشيد و اگر شما دوباره
...از اين حرفها پشت سر من بزنيد

56
00:04:04,919 --> 00:04:08,787
!شما را بيرون از اينجا تنبيه خواهم کرد
!حالا بريد بيرون

57
00:04:20,367 --> 00:04:23,962
من نميتونم به کسي که نميتونه منو درک کنه
آموزش بدم

58
00:04:26,440 --> 00:04:29,841
فهميدي ؟
بله

59
00:04:31,979 --> 00:04:33,776
او خيلي بد است ... اين خيلي ناعادلانه است

60
00:04:33,814 --> 00:04:35,805
چرا اخمات تو هم هست؟

61
00:04:37,151 --> 00:04:39,346
او چطوري ميتونه اين کار رو با ما بکنه؟
چي رو؟

62
00:04:39,920 --> 00:04:44,289
او چطوري ميتونه از يک خدمتکار طرفداري بکنه
در حالي که او چند بار خواسته فرار کنه؟

63
00:04:44,425 --> 00:04:45,619
منظورت يانگوم است؟

64
00:04:45,659 --> 00:04:50,255
بله، او ما رو کنار گذاشت، در حاليکه ما از
پنج سال پيش داشتيم کار ميکرديم

65
00:04:50,297 --> 00:04:52,356
و يانگوم رو دست راستش کرد

66
00:04:52,399 --> 00:04:57,632
و يانگوم به حرفهاي يان داک گوش ميکنه؟
يانگوم حرفهاي او را قبول کرد و ازش خواست تعليمش بدهد

67
00:04:58,305 --> 00:05:00,364
واقعاًً ؟ ... واقعاً؟

68
00:05:11,485 --> 00:05:12,975
همه موارد رو يادداشت کردي؟
بله

69
00:05:13,387 --> 00:05:16,584
بگذار اونها رو ببينم
اين موارد رو چگونه تشخيص ميدي ؟

70
00:05:19,960 --> 00:05:21,791
پنج رنگ مربوط به حالتهاي صورت و چهره است

71
00:05:21,829 --> 00:05:24,389
کبود، سرخ، زرد، سفيد و سياه

72
00:05:24,431 --> 00:05:28,595
کبودي ميتونه نقرس، خونريزي داخلي و يا تشنج باشه

73
00:05:28,636 --> 00:05:33,369
اون با مشاهده صورت، پوست ناخن
و لب قابل تشخيص است

74
00:05:33,540 --> 00:05:37,738
اگر قيافه بيمار سرخ بود، بيمار تب دارد

75
00:05:37,778 --> 00:05:40,838
علائم شديد و سخت، بر درجه حرارت
 بالاي بدن دلالت ميکنند

76
00:05:40,881 --> 00:05:44,442
و علائم ميانه، انرژي کم بدن را نشان ميدهند

77
00:05:44,485 --> 00:05:46,146
...هنگاميکه شخص، علائم وخيمي دارد

78
00:05:46,186 --> 00:05:49,053
صورتش سرخ بنظر مي آيد که شامل
ناحيه هاي اطراف چشم، لب ها و زبان ميباشد

79
00:05:49,089 --> 00:05:52,650
علائم ملايم فقط در نواحي گونه، سرخ ديده ميشوند

80
00:05:53,460 --> 00:05:55,860
همشون رو درست به ذهنت سپردي ؟
ها؟

81
00:05:56,397 --> 00:05:57,796
همشون رو دوباره بگو

82
00:05:57,998 --> 00:06:02,196
چطوري براي بار اول اينارو بگم
من حتي اونها رو کامل نفهميدم

83
00:06:02,236 --> 00:06:03,828
من چيزي رو دوبار نميگم

84
00:06:05,639 --> 00:06:08,073
از همين الان، اونهايي رو که از من
شنيدي، خيلي سريع بايد به ذهنت بسپاري

85
00:06:12,746 --> 00:06:14,873
همه چيز رو تا فردا بخاطر بسپار

86
00:06:26,260 --> 00:06:33,598
رنگ زرد، نشانه ضعف دستگاه ايمني
 عفونت و يا يرقان است

87
00:06:33,634 --> 00:06:38,503
رنگ پريدگي، نشانه ضعف سيستم ايمني
خونريزي يا خستگي زياد است

88
00:06:38,539 --> 00:06:42,908
سياه، نشانه ضعيف شدن اعضاي حساس بدن
...درد و بيماريهاي طولاني، خونريزي داخلي

89
00:06:51,952 --> 00:06:53,442
داري به چي نگاه ميکني؟

90
00:06:57,191 --> 00:06:59,182
من بايد درباره حالتهاي مختلف صورت مطالعه کنم

91
00:07:18,612 --> 00:07:20,045
داري به چي نگاه ميکني؟

92
00:07:45,038 --> 00:07:48,371
چطور تو، يک مستخدم
 جرأت ميکني به صورت من نگاه کني؟

93
00:07:48,409 --> 00:07:52,778
...من متأسفم، پزشک يان داک به من ماموريتي داده

94
00:07:52,813 --> 00:07:56,613
با اين وجود
! اون آسانترين راه براي پيشرفت کردن است

95
00:08:06,193 --> 00:08:07,285
موضوع چيه؟

96
00:08:10,464 --> 00:08:11,761
موضوع چيه؟

97
00:08:18,705 --> 00:08:26,237
اين پرستار به صورت و چهره شما نگاه خواهد کرد
و شرايط سلامتي شما رو تشخيص خواهد داد

98
00:08:26,980 --> 00:08:33,317
بنابراين، شما هنگاميکه غذاتون رو برميداريد
صورتتون رو به ايشون نشان بدهيد...مفهوم بود؟

99
00:08:42,062 --> 00:08:45,190
نام شما چيه؟
هونگ ماک دول

100
00:08:46,767 --> 00:08:48,701
بله، ممنون

101
00:08:51,805 --> 00:08:53,705
نام شما چيه؟
هان دول

102
00:08:55,209 --> 00:08:56,904
بله، ممنون

103
00:09:05,319 --> 00:09:09,016
موضوع چيه؟
شما بسيار زيبا هستيد

104
00:09:09,923 --> 00:09:12,323
ها؟
مهم نيست

105
00:09:15,395 --> 00:09:17,863
نام شما چيه؟
دول سوو ِ

106
00:09:28,475 --> 00:09:31,876
من علاوه براين، درخواستهاي
زيادي در جيجو از شما کردم

107
00:09:32,779 --> 00:09:36,510
چطور ميتونيد با ديدن چهره سربازها
بفهميد که اونا کار ميکنند ، يا نه؟

108
00:09:37,417 --> 00:09:40,818
!علاوه بر آن، شما سلامتي سربازها رو چک کرديد

109
00:09:41,288 --> 00:09:44,724
مراقبت از سلامتي آنها، وظيفه من است

110
00:09:45,792 --> 00:09:51,287
پرستار يانگ داک خانم بي نظيري هستند
او همه را تحت تأثير خودش قرار داده

111
00:09:52,432 --> 00:09:55,333
شايد اون کاراش براي موقعيت فعلي بهتر باشه

112
00:09:57,871 --> 00:10:01,864
ولي شما چطوري تونستيد آن کارو انجام بديد ؟
ها ؟

113
00:10:02,910 --> 00:10:07,938
شما همه سربازها رو معاينه کرديد
ولي چرا نيومديد من را هم معاينه کنيد؟

114
00:10:11,919 --> 00:10:14,752
لطفاًً من را هم معاينه کنيد
باشه

115
00:10:25,632 --> 00:10:27,657
چطوره؟

116
00:10:30,804 --> 00:10:32,499
شما سرخ بنظر ميرسيد

117
00:10:34,942 --> 00:10:38,002
سرخي به معني اين است که شما تب داريد

118
00:10:40,547 --> 00:10:42,139
من تب شديدي دارم

119
00:11:26,426 --> 00:11:31,887
رنگ پريدگي، نشانه ضعف سيستم ايمني
خونريزي و خستگي زياد است

120
00:11:31,932 --> 00:11:37,461
سياه، نشانه ضعيف شدن اعضاي حساس بدن
...درد و بيماريهاي طولاني، خونريزي داخلي

121
00:11:37,504 --> 00:11:40,530
اگر چهره بيمار سرخ بود، بيمار تب دارد

122
00:11:40,574 --> 00:11:43,134
علائم وخيم و شديد، بر درجه حرارت
 بالاي بدن دلالت ميکنند

123
00:11:43,176 --> 00:11:45,337
و علائم ميانه، انرژي کم بدن را نشان ميدهند

124
00:11:45,379 --> 00:11:47,347
...هنگاميکه شخص علائم وخيمي دارد

125
00:11:47,381 --> 00:11:50,714
صورتش سرخ بنظر مي آيد که شامل ناحيه هاي
اطراف چشم، لب ها و زبان ميباشد

126
00:11:50,751 --> 00:11:54,881
علائم ملايم فقط در نواحي گونه، سرخ ديده ميشوند

127
00:12:07,067 --> 00:12:09,399
حال اين مرد چطور است؟
ها؟

128
00:12:10,704 --> 00:12:12,137
به من نگاه نکن

129
00:12:13,206 --> 00:12:16,573
باشه... او تا حدي سرخ است

130
00:12:17,310 --> 00:12:18,299
اون چطور؟

131
00:12:18,679 --> 00:12:20,909
او هم سرخ رنگ است
بنظر ميرسد تب بالايي دارد

132
00:12:20,947 --> 00:12:25,043
از آنجاييکه پيشانيش هم سرخ شده
ممکنه اون بخاطر عصبانيتش مريض شده باشه

133
00:12:26,253 --> 00:12:27,242
بعدي

134
00:12:37,731 --> 00:12:40,564
صورت و چشماش زرد هستند

135
00:12:40,600 --> 00:12:43,865
ميتونه بخاطر ضعف سيستم ايمني
عفونت يا يرقان باشه

136
00:12:44,538 --> 00:12:47,996
اين شخص يرقان داره
چطوري تشخيص دادي و به من گفتي؟

137
00:12:48,408 --> 00:12:53,971
يرقان توسط ويروس هاي اثرگذارنده
به کبد و صفرا موجب ميشه که زرداب به گردش نياد

138
00:12:54,014 --> 00:12:59,509
زرد خالص يعني بيماري يرقان است، ولي سياه نه

139
00:13:00,554 --> 00:13:01,714
بعدي

140
00:13:08,662 --> 00:13:09,788
اين خانم چه بيماري داره؟

141
00:13:10,764 --> 00:13:15,360
بيني و بالاي چشمها و دور لبش کبود است

142
00:13:15,402 --> 00:13:18,963
...ميتونه بدليل گردش خون غيرعادي باشه

143
00:13:19,005 --> 00:13:22,941
...و باريک شدن رگها هم دليل ديگر است

144
00:13:23,176 --> 00:13:25,644
که نشانه اي براي فلج شدن شخص است

145
00:13:26,980 --> 00:13:29,915
نگاه کردن بصورت بيمار، تنها، يکي
از راههاي تشخيص بيماري است

146
00:13:29,950 --> 00:13:31,508
نه تشخيص کامل

147
00:13:37,357 --> 00:13:39,587
اينها کتابهاي مرجع داروسازي هستند
همشون رو بخون

148
00:13:40,026 --> 00:13:43,291
چي؟ همه اينارو؟
چطور؟

149
00:13:44,297 --> 00:13:47,960
اوه اشکالي نداره
من هروقت به اشکالي برخوردم ازتون ميپرسم

150
00:13:48,235 --> 00:13:55,573
همه اونها رو درست بخون
و همه چيزهايي که ميخوني به ذهن بسپار

151
00:13:56,510 --> 00:13:57,772
همه اينهارو ؟

152
00:13:57,811 --> 00:14:01,474
بله همشو
حتي يک سطرشو رد نکن

153
00:14:02,015 --> 00:14:05,280
...ولي
حرفهاي قبلي رو فراموش کن

154
00:14:05,318 --> 00:14:06,751
براي شروع کار، همه چيز رو به خاطر بسپار

155
00:14:06,787 --> 00:14:08,948
تو همشون رو بعداً خواهي فهميد
در مرتبه اول بفهم که من چي ميگم

156
00:14:08,989 --> 00:14:12,117
تو با اين بيماران به تجربه هاي
با ارزشي دست خواهي يافت

157
00:14:12,359 --> 00:14:15,385
ولي وقتي نتونستم درک کنم چه طوري
ميتونم به خاطر بسپارم؟

158
00:14:15,428 --> 00:14:16,827
تو حالا مجبور نيستي که بفهمي

159
00:14:17,230 --> 00:14:18,458
ها؟

160
00:14:18,498 --> 00:14:20,966
تو همه چيز رو بعدها خواهي فهميد
ولي حالا همه چيز رو به ذهنت بسپار

161
00:15:46,820 --> 00:15:49,311
هي؟ داري چکار ميکني؟

162
00:15:51,124 --> 00:15:54,787
چطور جرأت کردي اين کار را با بي خردي انجام بدي
!مگه تو نميدوني اينجا محل پياده روي پادشاه است

163
00:15:55,061 --> 00:15:58,827
بعلاوه اين سگ دست آموز
هديه کشور چين براي پادشاه است

164
00:16:01,101 --> 00:16:03,331
اشکالي نداره

165
00:16:04,437 --> 00:16:06,405
متأسفم، اعليحضرت

166
00:16:07,908 --> 00:16:09,500
تو حتماً گريه کردي

167
00:16:10,911 --> 00:16:13,175
چرا گريه کردي؟

168
00:16:14,848 --> 00:16:16,679
!سريع جوابشون رو بده

169
00:16:17,784 --> 00:16:20,878
!ايشون ازت سوال پرسيدند

170
00:16:26,459 --> 00:16:28,154
!سريع جوابشون رو بده

171
00:16:30,463 --> 00:16:34,456
کافيه
او مطمئناً دليلي براي اين کارش داشته

172
00:16:35,835 --> 00:16:37,302
ديگه بريم

173
00:16:43,209 --> 00:16:47,578
!چي؟ يون سنگ...؟
بله، حقيقت داره

174
00:16:49,449 --> 00:16:52,316
!آيا اين موضوع درباره تو واقعيت داره؟
چي؟

175
00:16:52,352 --> 00:16:55,879
من شنيده ام تو در آنجا که پادشاه در حال
!پياده روي بوده، ندانسته گريه ميکردي

176
00:16:57,357 --> 00:16:58,153
بله

177
00:16:58,391 --> 00:17:00,325
!اين مشکل بزرگي است

178
00:17:00,961 --> 00:17:02,121
چرا؟

179
00:17:02,162 --> 00:17:05,723
!تو ميدوني که اون سگ چي بود ؟
!تو يک احمقي

180
00:17:07,767 --> 00:17:11,464
وقتي بانو چويي اين موضوع را بفهمد
دوباره ما را به جاي ديگري خواهد فرستاد

181
00:17:11,504 --> 00:17:14,598
!زندگي من چقدر بخاطر تو تيره و تار شد

182
00:17:15,008 --> 00:17:18,535
من از وقتي که به اينجا آمدم ناراحتم
!حالا چطوري ميتونم باز از اينجا برم

183
00:17:19,446 --> 00:17:22,040
بهر حال ، چرا به آن سگ دست زدي؟

184
00:17:25,385 --> 00:17:30,550
حالا هر کسي ميتونه جايي که تجارتش
رو به رشد هست، پيدا کنه

185
00:17:31,124 --> 00:17:32,318
درسته

186
00:17:33,426 --> 00:17:37,192
وزير "اوه" نيز خوشحال و خرسند هستند

187
00:17:38,732 --> 00:17:44,693
ببينم ، "سا ريان" کارشو خوب انجام ميده؟
بله، گيوم يونگ اونو خوب تعليم ميده

188
00:17:44,738 --> 00:17:48,265
عاليه، او بعداً جاي گيوم يونگ را خواهد گرفت

189
00:17:56,149 --> 00:18:01,280
آيا من واقعاًً مجبورم اين کارها رو انجام بدم ؟
آيا اينها براي اينه که من نميتونم آشپزي رو درست ياد بگيرم ؟

190
00:18:01,321 --> 00:18:05,485
نه ، تو بعداً آشپزي رو هم ياد خواهي گرفت

191
00:18:06,092 --> 00:18:09,926
اين خيلي مهم است که چيزهاي اصولي
رو درباره غذا بدوني و ياد بگيري

192
00:18:11,164 --> 00:18:15,794
ياد بگيري چه مزه اي دارند و چطور با
هم ترکيب ميشوند تا مزه جديدي بسازند

193
00:18:15,835 --> 00:18:18,963
و کدام ادويه و چاشني براي بهتر يا
بدتر کردن غذا مناسب و مضر است

194
00:18:19,672 --> 00:18:24,132
من هم ميخواهم از اول درحاليکه
اينهارو به تو آموزش ميدم ياد بگيرم

195
00:18:24,177 --> 00:18:27,203
و ما حتي کتابهاي پزشکي و دارو
را در شرايطي که مجبور باشيم خواهيم خواند

196
00:18:27,247 --> 00:18:30,375
پس به من اعتماد کن و سعي کن اينهارو به
روشهاي آب پز و بخار پز و سرخ کرده آماده کني

197
00:18:30,417 --> 00:18:36,014
پس ما ميتونيم بفهميم که روش ها و سبک هاي جديد
مزه غذا رو عوض ميکنند...حالا به کارت ادامه بده

198
00:18:48,301 --> 00:18:49,666
داري چيکار ميکني!؟

199
00:18:50,236 --> 00:18:52,397
!من حتي نميخوام درباره اونها فکر کنم

200
00:18:52,672 --> 00:18:56,164
!حالا چرا ما بايد روش آنها را ادامه بدهيم؟

201
00:18:57,610 --> 00:18:59,077
...ما

202
00:19:00,814 --> 00:19:02,213
باختيم

203
00:19:02,816 --> 00:19:07,378
!باختيم! چه کسي باخت ؟
چه کسي حالا در اين محل نشسته؟

204
00:19:08,088 --> 00:19:10,921
!کسي که اين جايگاه رو بدست آورده، برده است

205
00:19:13,460 --> 00:19:15,860
ما با استعداد و خلاقيتمون برنده نشديم

206
00:19:16,930 --> 00:19:19,398
...به استثناي يکباري که يانگوم اشتباه کرد

207
00:19:19,432 --> 00:19:21,832
ما سه به چهار نتيجه رو واگذار کرديم

208
00:19:22,368 --> 00:19:28,136
و هميشه بخاطر علاقه و تمايل اونها
به غذا، نه مزه و طعم باختيم

209
00:19:28,174 --> 00:19:29,072
!گيوم يونگ

210
00:19:29,109 --> 00:19:33,375
اگر ما نمي باختيم، ديگر مجبور نبوديم با اونها
به اين سنگدلي برخورد کنيم

211
00:19:33,413 --> 00:19:38,009
ما حتي ديگر نياز به نقشه و تدبير خاصي
نداشتيم، اگر ما با استعداد خودمون ميبرديم

212
00:19:39,586 --> 00:19:42,783
من ميخواهم دوباره از اول شروع کنم

213
00:19:43,756 --> 00:19:46,953
آنچه در سراسر مسابقه ياد گرفتي و فهميدي اشتباه است

214
00:19:47,327 --> 00:19:52,287
درسي که بايد ياد بگيريم
اين است که ما به قدرت بيشتر نياز داريم

215
00:19:53,199 --> 00:19:56,134
اگر ما قدرت بيشتري داشتيم
بانوهاي ضعيف و تنهاي دربار مثل بانو يونگ

216
00:19:56,169 --> 00:19:59,104
نميتوانستند اينچنين بي منطقي هايي رو شروع کنند

217
00:20:00,573 --> 00:20:04,907
ما بايد قدرت بيشتري داشته باشيم
بنابراين آن اتفاق ديگر روي نخواهد داد

218
00:20:04,944 --> 00:20:05,467
بانوي من

219
00:20:05,512 --> 00:20:10,848
...من ميخواهم پول، ثروت و قدرت بيشتري نسبت به

220
00:20:10,884 --> 00:20:15,287
اجدادمون که بانوهاي دربار بودند، بدست بيارم تا کسي نتونه
دوباره به ما بي احتراميکرده و با حقارت به ما نگاه کنه

221
00:20:16,823 --> 00:20:19,883
تو هم بايد همين کار رو بکني

222
00:20:22,495 --> 00:20:24,520
نه، من نيازي ندارم

223
00:20:24,564 --> 00:20:25,724
نه؟

224
00:20:29,068 --> 00:20:32,162
تو به عشق و محبت افسر "مين" فکر ميکني که
...بخاطر يانگوم رفته است

225
00:20:32,205 --> 00:20:33,399
حالا چطوري برخواهد گشت؟

226
00:20:33,439 --> 00:20:34,201
!بانوي من

227
00:20:34,240 --> 00:20:37,437
افسر مين جانگ هو اين همه راه تا
جزيره جيجو بخاطر يانگوم رفت

228
00:20:39,212 --> 00:20:43,774
و تو گفتي که اگر زندگي افسر مين جانگ هو را ببخشيم
دنباله روي عقايد فاميل و نسل مون خواهي شد

229
00:20:45,585 --> 00:20:50,215
به همين دليل است که ميخواهم از اول شروع کنم

230
00:20:51,257 --> 00:20:55,785
شما يکي از افرادي هستيد
که موقعيت خانواده را به خطر انداختيد

231
00:20:56,963 --> 00:20:59,193
بانوي من، شما يک بازنده هستيد

232
00:21:02,502 --> 00:21:04,732
و من نميخواهم بازنده باشم

233
00:21:05,505 --> 00:21:09,669
من ميخواهم بهترين بانوي آشپزخانه باشم

234
00:21:11,177 --> 00:21:14,305
تو قادر نيستي از چنين قلب
... و احساسي برخوردار باشي

235
00:21:16,549 --> 00:21:18,483
و نبايد هم برخوردار باشي

236
00:21:25,858 --> 00:21:28,554
ما آموزش را فردا ساعت هشت
بعد ازظهر آغاز خواهيم کرد

237
00:21:43,176 --> 00:21:47,943
بنظر ميرسه تو با بانو چويي و
پان سول چويي متمايز خواهي شد

238
00:21:47,981 --> 00:21:51,075
حتي با اينکه شما از يک خانواده هستيد

239
00:21:52,585 --> 00:22:00,390
بنظر ميرسه شما با کساني که بانو هن را ربودند

240
00:22:00,426 --> 00:22:06,365
و با وزير اوه، منفعت و سودي کسب ميکنند، متفاوت هستيد
من هرگز تصور نميکنم که شما هم به راه آنها برويد

241
00:22:22,248 --> 00:22:23,510
!هي

242
00:22:25,985 --> 00:22:28,476
آيا تو ميخواهي اين موضوع رو ادامه بدهي؟ ها؟

243
00:22:31,291 --> 00:22:34,385
!ما بايد مثل قبل با هم مشاجره کنيم

244
00:22:36,829 --> 00:22:39,320
!من ديگه نميتونم اينجا بمونم

245
00:22:40,833 --> 00:22:43,028
من بانوي سرپرست پادشاه هستم

246
00:22:47,874 --> 00:22:49,466
تو يون سنگ هستي، درسته؟

247
00:22:52,378 --> 00:22:54,039
دنبال من بيا

248
00:23:17,203 --> 00:23:22,402
اول از همه، تو نبايد بخندي و دستشو رد کني

249
00:23:22,942 --> 00:23:27,242
مهم نيست او چکار ميکنه
تو نبايد صدات دربياد

250
00:23:29,749 --> 00:23:35,984
ما ناخن هايت را ميگيريم تا از هرگونه
صدمه زدن به ايشون جلوگيري کنيم

251
00:23:41,861 --> 00:23:43,522
اينجا منتظر بمان

252
00:24:46,826 --> 00:24:50,626
چرا داشتي گريه ميکردي؟

253
00:24:55,334 --> 00:24:58,167
ميتوني بمن بگي

254
00:25:08,981 --> 00:25:16,911
حتي در مقام پادشاه، من بعضي وقتها احساس تنهايي ميکنم
بنابراين فکر کردم تو هم گاهي اين احساس رو داري

255
00:25:47,487 --> 00:25:52,186
! ... اوه... پس يانگرو

256
00:25:52,458 --> 00:25:53,720
بله

257
00:26:04,937 --> 00:26:06,802
!يون... يون ... يون سنگ

258
00:26:06,839 --> 00:26:08,136
!بانوي من

259
00:26:14,080 --> 00:26:18,949
همانطور که مي بينيد
يون سنگ مورد لطف پادشاه قرار گرفته

260
00:26:22,522 --> 00:26:24,922
تا ديروز، او يک بانوي کارگر، درست شبيه شما بود

261
00:26:24,957 --> 00:26:28,586
ولي حالا او بخاطر مهر و لطف پادشاه

262
00:26:28,628 --> 00:26:31,392
يک بانوي ويژه و خاص شده
شما بايد به ايشون احترام بگذاريد

263
00:26:40,172 --> 00:26:43,266
تبريک ما را بپذيريد، بانوي من

264
00:26:46,612 --> 00:26:51,208
!تبريک! تبريک
تبريک ميگم بانوي من

265
00:26:51,517 --> 00:26:55,544
عالي ... خوب

266
00:27:09,068 --> 00:27:15,303
... ديروز، يک بانوي آشپزخانه
من پيش از اين شنيدم

267
00:27:17,076 --> 00:27:19,704
...به او مکان جدا و اسباب و وسايل

268
00:27:19,745 --> 00:27:22,407
يک بانوي سرپرست رو بده و يک بانوي آشپز خوب

269
00:27:22,615 --> 00:27:28,019
اولياحضرت، او هنوز بانوي دربار است و
جزو طبقه خانواده قصر نيست، آيا اين نياز هست؟

270
00:27:28,054 --> 00:27:29,988
جداً؟
...خب، پس

271
00:27:30,856 --> 00:27:33,347
تو طبق وظيفه و سنتها، مراقبش باش

272
00:27:33,392 --> 00:27:34,859
بله، اولياحضرت

273
00:27:40,099 --> 00:27:42,090
!اينجا چه قدر خوب و عاليه

274
00:27:43,202 --> 00:27:45,466
!اين اتاق خيلي بزرگ است

275
00:27:45,738 --> 00:27:48,070
يون سنگ، در حاليکه تو يک بانوي خاص شدي

276
00:27:48,107 --> 00:27:50,598
بانوي من، چطور ميتونيد او را
يون سنگ خطاب کنيد؟

277
00:27:50,643 --> 00:27:51,940
شما بايد به ايشون احترام بگذاريد

278
00:27:51,978 --> 00:27:53,639
لطفاًً بنشينيد، بانوي من

279
00:27:53,679 --> 00:27:55,874
تو فکر ميکني من ميتونم همه چيز
! رو به اين زودي تغيير بدهم

280
00:27:55,915 --> 00:27:57,507
من بهترين کار رو انجام ميدم، درسته؟

281
00:27:58,751 --> 00:28:01,049
يون سنگ، اين خيلي عاليه

282
00:28:01,721 --> 00:28:04,815
تو هر روز قيافه بانو چويي را ميديدي، درسته؟

283
00:28:04,857 --> 00:28:07,485
او با ما خيلي خشن و تند رفتار ميکرد
...اما حالا، او کاملاً

284
00:28:09,462 --> 00:28:13,091
يون سنگ، اجازه بده بانوي سرپرست تو بشم

285
00:28:13,132 --> 00:28:14,429
من هم، همينطور... من هم، همينطور

286
00:28:14,967 --> 00:28:17,595
...من هنوز نميتونم بانوي سرپرست اختيار کنم

287
00:28:17,637 --> 00:28:22,836
تو بزودي خواهي داشت، وقتي بچه دار بشي
همسر پادشاه خواهي شد

288
00:28:22,875 --> 00:28:24,775
البته، بچه پادشاه

289
00:28:25,945 --> 00:28:27,503
سر به سرم نگذاريد

290
00:28:27,546 --> 00:28:31,175
چي؟
او هنوز باهات رابطه نداشته، ها؟

291
00:28:31,217 --> 00:28:32,878
...حالا تو

292
00:28:32,918 --> 00:28:35,614
من ميترسم
ميترسي؟

293
00:28:35,655 --> 00:28:37,748
...بله... اون پادشاه است

294
00:28:38,624 --> 00:28:40,057
...بسيار خوب

295
00:28:40,092 --> 00:28:43,493
بعد از مدتي کوتاه ... اينطوريه ديگه

296
00:28:45,197 --> 00:28:48,132
ولي حتي اگر او ترسناک و خشن است
ميخواهم صبور باشم

297
00:28:48,167 --> 00:28:49,759
!البته، تو بايد صبر کني

298
00:28:50,236 --> 00:28:53,171
...و ميخواهم به او بگويم
چي بگي؟

299
00:28:53,973 --> 00:28:56,066
...درباره يانگوم و بانو هن

300
00:28:59,011 --> 00:29:02,310
!که آنها کساني نيستند که به پادشاه خيانت کنند
!من مطمئنم

301
00:29:02,348 --> 00:29:06,910
!نه يون سنگ! تو نبايد بگي

302
00:29:07,186 --> 00:29:08,483
چرا نه؟

303
00:29:08,521 --> 00:29:13,823
تو نبايد اون کار رو بکني
!تو ميتوني هر چيز ديگه اي رو بگي، ولي اونو نه

304
00:29:13,859 --> 00:29:15,622
چرا؟
چرا نه؟

305
00:29:15,661 --> 00:29:19,597
!احمق نشو! آنها به جرم خيانت محکوم شدند
!خيانت

306
00:29:19,632 --> 00:29:22,692
يانگوم و بانو هن از آن افرادي
 نيستند که به پادشاه خيانت کنند

307
00:29:22,735 --> 00:29:25,169
... من اينو ميدونم، البته که نه

308
00:29:25,204 --> 00:29:27,001
پس چرا نه؟

309
00:29:27,039 --> 00:29:31,373
بعدها به پادشاه ميگي، باشه؟

310
00:29:33,879 --> 00:29:37,371
حتي يانگوم تبعيد شده، ميتونه کشته بشه

311
00:29:38,317 --> 00:29:39,944
واقعاًً ؟

312
00:29:40,419 --> 00:29:45,880
البته... پس نبايد تا زماني که من نگفتم شرايط براي
گفتن مطلب مناسبه، حرفي بزني ... خب؟

313
00:29:49,128 --> 00:29:52,791
در ضمن، يانگوم ميدونه تو يک
بانوي مخصوص شدي؟

314
00:29:52,832 --> 00:29:55,562
اگر آقاي گنگ بتونه خبرها رو
به او برسونه، براش خوب ميشه

315
00:29:56,302 --> 00:30:00,705
اينو ميدونم ... من اين روزها ديگه او
را در محل تدارکات غذا نميبينم

316
00:30:05,678 --> 00:30:08,943
!اينطوري نکن
برو اون ور...من خودم انجامش ميدم

317
00:30:08,981 --> 00:30:11,643
!ديگه از روي بي احتياطي حرکت نکني ها

318
00:30:11,684 --> 00:30:15,142
تو فقط در يک جاي گرم و نرم استراحت کن

319
00:30:15,187 --> 00:30:18,645
پس درست انجامش بده
باشه

320
00:30:20,526 --> 00:30:23,927
من تعجب ميکنم چرا يکدفعه
هوس توت فرنگي کردم

321
00:30:24,797 --> 00:30:29,291
تو وسط زمستان توت فرنگي ميخواهي؟

322
00:30:30,069 --> 00:30:33,163
مگه موردي داره؟
الان ميري برام توت فرنگي ميگيري؟

323
00:30:33,205 --> 00:30:36,265
حتماً مجبوري توت فرنگي بخوري؟
نه چيز ديگه؟

324
00:30:36,642 --> 00:30:41,739
...من خوبم، ولي بچه داره اصرار ميکنه

325
00:30:41,781 --> 00:30:45,649
خب... بگذار ببينم که توت فرنگي براش خوبه

326
00:30:47,186 --> 00:30:49,711
او ميگه گلابي ميخواهد

327
00:30:50,723 --> 00:30:52,020
پس من خودم ميرم توت فرنگي بگيرم

328
00:30:52,057 --> 00:30:57,017
!بشين سر جات
من ميرم توت فرنگي ميگيرم

329
00:30:59,098 --> 00:31:04,365
اگر يانگوم اينجا بود، ميتونستم ازش بخوام
تا دسر توت فرنگي درست کنه

330
00:31:04,403 --> 00:31:07,099
من تا دو سه ماه آينده در شرايط سختي خواهم بود

331
00:31:09,208 --> 00:31:13,372
عزيزم...تو نميتوني شربت توت فرنگي
رو قبول کني، ها؟

332
00:31:24,623 --> 00:31:26,284
خوشحالي و شادي بر چه قسمت‍ي تاثير ميگذارند؟

333
00:31:28,260 --> 00:31:29,522
قلب

334
00:31:29,962 --> 00:31:31,327
بعد به چي؟

335
00:31:31,363 --> 00:31:36,130
عصبانيت و خشم به جگر سياه، نگراني به ريه
تفکر به خون و ناراحتي و دلتنگي به ريه

336
00:31:36,168 --> 00:31:38,466
اگر ريه ها ضعيف بشه، فرد احساس ناراحتي ميکنه

337
00:31:38,504 --> 00:31:42,133
ترسيدن به کليه ها و بي حسي بر شکم اثر
...ميگذارد، هنگامي که خون

338
00:31:42,174 --> 00:31:45,234
به انرژي  "يينگ" تبديل ميشود
و "کيو آي" به انرژي از نوع "يانگ" بدل ميشود

339
00:31:45,411 --> 00:31:47,470
تو آن را ميدانستي ولي اشتباه کردي؟

340
00:31:47,513 --> 00:31:48,741
...به اشتباه

341
00:31:49,081 --> 00:31:51,379
يک اشتباه در آشپزي فقط درطعم غذا اثر ميگذارد

342
00:31:51,417 --> 00:31:53,885
ولي يک اشتباه در تهيه دارو به مردم صدمه خواهد زد

343
00:31:55,054 --> 00:31:57,147
اگر ميخواستي اونو به ذهن بسپاري
بايد آن را بطور درست و دقيق انجام ميدادي

344
00:31:57,189 --> 00:31:59,282
يا موضوع ديگري است که تو آن
را بطور کامل نميداني

345
00:32:00,359 --> 00:32:01,485
بله

346
00:32:02,194 --> 00:32:03,923
تو مطمئني که منظورم رو فهميدي؟

347
00:32:04,396 --> 00:32:09,732
از زماني که او کتابها رو داده، داره سوال مي پرسه
و هر روز شلاقش ميزنه

348
00:32:09,768 --> 00:32:11,030
...مي فهمم

349
00:32:11,470 --> 00:32:15,236
اگر ما ياد گرفتن و تعليم رو آغاز کرده بوديم
با خوردن شلاق تا حالا مي بايست مرده بوديم

350
00:32:15,407 --> 00:32:17,671
يانگوم پشتکار و استقامت خوبي بخرج ميده

351
00:32:17,710 --> 00:32:19,575
او همچنين خيلي خوب، مطالبو حفظ ميکنه

352
00:32:20,079 --> 00:32:23,879
چه خوبه که وقتي براي هر اشتباهش شلاق ميخوره

353
00:32:23,916 --> 00:32:25,611
دختر بيچاره

354
00:32:33,559 --> 00:32:35,959
ضربان نبض اونها رو بگير و تست کن
چي؟

355
00:32:37,162 --> 00:32:38,322
آنها را بررسي کن

356
00:32:44,937 --> 00:32:46,564
به من بگو چي احساس ميکني

357
00:32:48,440 --> 00:32:52,604
اون احساسي شبيه فشار دادن يک پيازچه
بزرگ نارس تو خالي را ميدهد

358
00:32:53,646 --> 00:32:57,480
!چه توصيفي
اون يک ضربان نبض بزرگ است

359
00:32:59,218 --> 00:33:02,119
تو وقتي ميتوني اونو احساس کني که آنها خونريزي کرده اند
يا خون زيادي از دست داده اند

360
00:33:02,154 --> 00:33:05,783
او اين خون را مي بايست از طريق استفراغ
يا مدفوع از دست داده باشد

361
00:33:06,492 --> 00:33:09,290
او به خاطر بيماري سل خوني، استفراغ کرده است

362
00:33:24,843 --> 00:33:27,209
اون حسي شبيه فشار دادن تير(تيروکمان) ميدهد

363
00:33:27,479 --> 00:33:29,140
اون يک نبض سريع است

364
00:33:29,181 --> 00:33:32,639
وقتي اتفاق ميافتد که نيروي کيو آي در يک نقطه متمرکز ميشه
در عين حال نميتونه به جاهاي ديگر گسترش پيدا کنه

365
00:33:32,685 --> 00:33:35,313
همچنين وقتي تغيير درجه حرارت بدن خيلي
سريع هست، هم اتفاق ميافته

366
00:33:35,354 --> 00:33:38,949
وقتي تو فقط آن را از يک سطح، احساس ميکني
بمعني اين است که شخص دل درد دارد

367
00:33:38,991 --> 00:33:41,016
اين علائم همچنين نشان ميدهد
کودک در خطر است

368
00:33:41,060 --> 00:33:45,588
اين براي تشخيص دادن و مراقبت کردن خيلي سخت است
آن را خوب به ذهن سپردي؟ بله

369
00:34:00,279 --> 00:34:02,179
...اون احساس رو دارم که

370
00:34:03,615 --> 00:34:08,416
من کاغذي را روي آبگوشت ميگذارم
...تا از دست روغن اون خلاص بشم

371
00:34:08,454 --> 00:34:10,581
و اين حس شبيه فشاردادن برروي آن کاغذ است

372
00:34:11,190 --> 00:34:12,418
اين يک نبض متغير است

373
00:34:14,326 --> 00:34:19,889
که اگر اين شرايط  به ثبات برسد آنوقت موجب
فلجي ميشود و گرنه باعث ضعف سيستم ايمني بدن ميشود

374
00:34:22,101 --> 00:34:24,569
تو استعداد خوبي براي حس کردن با انگشتانت داري

375
00:34:26,638 --> 00:34:31,201
تمام روشهاي بررسي و تشخيص نبض را از کتابهاي دارويي
چيني پيدا کن و به طور دقيق و مطمئن آنها را بخاطر بسپار

376
00:34:31,342 --> 00:34:31,937
بله

377
00:34:47,659 --> 00:34:49,559
!سلام

378
00:34:50,129 --> 00:34:52,723
او ديابتي است
بررسي اش کن

379
00:34:59,738 --> 00:35:01,968
نبض ضعيف است و خيلي تند ميزنه

380
00:35:02,007 --> 00:35:05,465
نبض ضعيف وقتي ظاهر ميشه که
او دچار کمبود مايع در بدن بشود

381
00:35:05,511 --> 00:35:07,604
و او تب دارد

382
00:35:15,821 --> 00:35:19,018
چه اتفاقي افتاده؟

383
00:35:26,331 --> 00:35:31,735
در واقع، پزشکي هست در کوه هالا
که از استان هان يانگ آمده است

384
00:35:31,770 --> 00:35:34,898
...من شنيدم داروهاش خيلي خوب بود، پس

385
00:35:41,880 --> 00:35:43,541
آيا اين اشقه سفيد نيست؟

386
00:35:44,450 --> 00:35:46,111
...مگر من بشما نگفتم نميدونم اون موثر باشه

387
00:35:46,151 --> 00:35:49,120
و به همين دليل است که چرا من ازش استفاده نميکنم؟
...مطابق حرف و توصيه اش

388
00:35:49,154 --> 00:35:55,582
من بسختي سعي کردم تا درجه حرارت بدن شما پايين بيايد
ولي شما نخواستيد به من اعتماد کنيد

389
00:35:56,428 --> 00:35:59,420
من نميخواهم بيماراني رو ببينم
که نميخواهند به من اعتماد کنند

390
00:35:59,465 --> 00:36:03,060
...اوه، نه، اين به اون دليل نيست
من هم به او اينچنين گفتم

391
00:36:03,102 --> 00:36:08,165
ولي او به من گفت اين ميتواند براي
شخصي مثل من موثر و قابل استفاده باشه

392
00:36:08,207 --> 00:36:11,040
و آن براي من بسيار موثر خواهد بود

393
00:36:11,076 --> 00:36:13,476
اشقه، اشقه است
چطور ميتوني بدون منطق و شعور آن کار را بکني؟

394
00:36:13,645 --> 00:36:19,049
حرف شما درست، او گفت درجه حرارت زيادي دارم
...ولي او هنوز مرا به خوردن آن توصيه ميکند

395
00:36:19,084 --> 00:36:20,278
او يک متقلب است

396
00:36:20,319 --> 00:36:21,980
با اين وجود، او اينطور بنظر نميرسه

397
00:36:22,020 --> 00:36:24,648
شما فکر ميکنيد او با اين نسخه هاي
تقلبي ميخواهد چکار کند؟

398
00:36:24,690 --> 00:36:27,716
ولي او بيماران زيادي را شفا داده است

399
00:36:27,759 --> 00:36:32,355
چي؟
پس او قبلاً مردم زيادي را با پولهايش اغفال کرده است؟

400
00:36:33,699 --> 00:36:34,893
او کجا زندگي ميکند؟

401
00:36:39,238 --> 00:36:40,835
!نميگذارم او به تنهايي هرکاري دلش ميخواهد بکند

402
00:36:41,039 --> 00:36:44,338
از آنجا که "جيجو" يک جزيره دور افتاده است
او فکر ميکند که مردم اينجا چيزي نمي فهمند

403
00:36:44,643 --> 00:36:47,510
صبر کن اين آدم احمق و نادان رو بگيرمش
!تا ببينم چه کسي مردم بيمار رو اغفال ميکند

404
00:36:47,546 --> 00:36:48,672
آيا او يک پزشک است؟

405
00:36:48,947 --> 00:36:52,178
يک پزشک احمق! آنها سعي ميکنند براي فروختن
... چيزهاي ارزان با قيمت هاي گران

406
00:36:52,217 --> 00:36:55,653
و به مردم ميگويند از هان يانگ آمده اند
(هان يانگ مهد تمدن پزشکي بوده است)

407
00:36:55,954 --> 00:36:59,481
يک تاجر براي بدست آوردن سود و منفعت سعي ميکند
اين اتفاق بعضي وقتها مي افتد

408
00:37:05,397 --> 00:37:07,297
!هي! احمق نادان
!تو يکي از اونها هستي! آره؟

409
00:37:08,333 --> 00:37:10,995
تو ادعا کردي پزشک هان يانگ هستي؟

410
00:37:11,036 --> 00:37:13,300
...اوه، منظورتون آقاي

411
00:37:13,338 --> 00:37:17,638
آقاي بي فکر و احمق، حالا اين احمق کجاست!؟
...او در مزرعه است

412
00:37:21,046 --> 00:37:23,776
چطور ممکنه زني اينقدر قوي باشه؟

413
00:37:35,027 --> 00:37:37,291
!پس تو هستي احمق! احمق نادان

414
00:38:34,486 --> 00:38:36,954
...اجازه بده توضيح بدم
!آقا

415
00:38:38,490 --> 00:38:39,889
!يانگوم

416
00:38:41,093 --> 00:38:45,496
چه اتفاقي براي شما افتاده...؟
براي تو چطور؟

417
00:38:52,037 --> 00:38:59,443
چطور ميتونست اين طوري بشه؟
يک بانوي آشپزخانه دربار، يک خدمتکار بشه؟

418
00:39:03,248 --> 00:39:05,045
خب حالا، واقعاًً خوب هستي؟

419
00:39:06,184 --> 00:39:10,883
بله، سرهنگ مين هم اينجا هستند در سِمت افسر نظامي و

420
00:39:10,922 --> 00:39:13,720
من حالا از اين معلم آموزش مي بينم

421
00:39:14,960 --> 00:39:19,795
اون گانگستر به تو ياد ميده؟
بله

422
00:39:20,499 --> 00:39:25,232
او چطور آموزش ميده در حاليکه
در کنارش، مردم رو هم کتک ميزنه؟

423
00:39:25,504 --> 00:39:28,598
مهم نيست که من گانگستر هستم يا نه
ميخواهم از شما سوالي بپرسم

424
00:39:29,675 --> 00:39:32,508
به عنوان پزشک ارشد، چطور
...ميتونيد از اشقه

425
00:39:32,544 --> 00:39:34,910
بدون ملاحظه به مزاج و بنيه بيمار استفاده کنيد؟

426
00:39:36,281 --> 00:39:39,614
من سخت کار کرده بودم
تا شرايط مزاجي او را عوض کنم

427
00:39:42,821 --> 00:39:44,448
آيا شما مطمئن هستيد که اصول
اساسي و پايه پزشکي را ميدانيد؟

428
00:39:48,360 --> 00:39:49,725
!دنبال من بياييد

429
00:40:00,739 --> 00:40:03,572
نگاه کن، اين يک اشقه تر و تازه است

430
00:40:03,608 --> 00:40:08,568
نگهداشتن آنها به اين صورت، خيلي سخت است

431
00:40:08,613 --> 00:40:14,813
در اين شرايط، وقتي که خشک ميشه تاثير و
سودمنديش به طور قابل توجهي کاهش مي يابد

432
00:40:14,853 --> 00:40:19,290
ولي اگر شما آنها را مثل اين بخار پز کنيد
...و آنها را

433
00:40:19,324 --> 00:40:24,023
براي درست کردن اين اشقه قرمز خشک کنيد
همچنان اثر و فوايد گياه باقي خواهد ماند

434
00:40:24,062 --> 00:40:29,227
و بخار دادن آن همچنين سم موجود در گياه را
از بين ميبرد، پس اثرش افزايش مي يابد

435
00:40:29,267 --> 00:40:33,727
و آن هيچ مشکل ديگري را براي مردم با
هر درجه حرارت بدن، باعث نميشود

436
00:40:34,172 --> 00:40:37,869
آيا اين درسته؟
شما چطوري تونستيد اين موضوع را بفهميد؟

437
00:40:38,009 --> 00:40:40,910
من از خيلي وقت پيش مجبور بودم اشقه بخورم

438
00:40:41,246 --> 00:40:45,580
ولي از زماني که بدن من درجه حرارت بالايي داشت
خوردن آن براي من سخت بود

439
00:40:45,617 --> 00:40:48,882
من کتابهاي متعددي مطالعه ميکردم
...و شرح سفرهايي را

440
00:40:48,920 --> 00:40:52,788
که اشعار و نغمه هاي کشور چين که توسط سو کيونگ گردآوري
شده بود را پيدا کردم، او به سرتاسر کره سفر کرده است

441
00:40:53,859 --> 00:40:55,622
...نام آن کتاب را "در سرتاسر کره" گذاشت

442
00:40:55,660 --> 00:40:58,128
او نوشته است که ديده، مردم اشقه را بخارپز ميکنند

443
00:40:58,764 --> 00:41:02,928
و تب اون بخاطر اشقه نبوده
آيا شما او را بطور کامل بررسي کرديد؟

444
00:41:03,502 --> 00:41:08,906
ولي آقا، چرا شما مجبور بوديد تا اشقه بخوريد؟
آيا شما بيمار هستيد؟

445
00:41:18,450 --> 00:41:19,883
چرا شما آن کار را ميکنيد؟

446
00:41:23,221 --> 00:41:25,416
من غده اي در شکمم دارم

447
00:41:27,259 --> 00:41:28,283
چي؟

448
00:41:29,494 --> 00:41:32,054
از وقتي که در باغ گياهان دارويي بوديد؟

449
00:41:32,097 --> 00:41:38,969
بله، اين همان دليلي بود که من از هر کاري سر باز ميزدم
و به تو ميگفتم هيچ کاري انجام نده

450
00:41:39,204 --> 00:41:41,331
...ولي شما خيلي شراب نوشيديد

451
00:41:41,773 --> 00:41:46,437
بگمانم آن ميتونست مرگم را سريعتر کند
که من نميتونستم شفا بيابم

452
00:41:48,647 --> 00:41:53,311
ولي وقتي با تو روبرو شدم، ديگر نتوانستم
آرزويم را، که شفا و بهبودي خودم بود، فراموش کنم

453
00:41:56,655 --> 00:42:02,616
بخاطر همين به بيرون از قصر آمدم
تا به درمان خودم کمک کنم

454
00:42:03,161 --> 00:42:09,157
و من هر جايي در حال بررسي اين موضوع بودم
تا راهي براي درمان آن با بهترين انتخاب بيابم

455
00:42:10,869 --> 00:42:16,273
پس اشقه قرمز راه حل اين بيماري است؟

456
00:42:16,308 --> 00:42:20,574
مطمئن نيستم...ولي بطور يقين زمان بيشتري
لازم دارم تا راهي براي درمان آن پيدا کنم

457
00:42:20,612 --> 00:42:23,775
تا زماني که وضعيت وخيم تر نشده

458
00:42:25,116 --> 00:42:31,077
من شنيده بودم يک بانوي دربار به اينجا تبعيد شده است
ميخواستم هر چه زودتر ملاقاتش کنم

459
00:42:32,123 --> 00:42:35,581
پس تو همان کسي هستي که داري تعليم مي بيني؟

460
00:42:35,627 --> 00:42:38,892
بله، من بايد ياد بگيرم

461
00:42:39,431 --> 00:42:47,031
بسيار خوبه، فکر کنم اگر مطالعه کني
پزشک قابل و ماهري خواهي شد

462
00:42:47,572 --> 00:42:49,335
اين فقط بخاطر اين نيست که پزشک بشوم

463
00:42:50,842 --> 00:42:52,935
به دليل تنها اميدي است که برام باقي مونده

464
00:42:53,879 --> 00:42:55,141
اميد؟

465
00:42:55,714 --> 00:42:57,682
اميد براي برگشتن به قصر

466
00:42:57,716 --> 00:43:00,776
آنها گفتند تنها يک راه براي برگشتن
يک خدمتکار به قصر است

467
00:43:01,820 --> 00:43:05,847
من برخواهم گشت تا کساني که مادرم
 بانو هن و من را

468
00:43:05,891 --> 00:43:08,826
به اين سرنوشت دچار کردند مجازات کنم

469
00:43:09,027 --> 00:43:13,259
چي؟ مجازات؟ تو ميخواهي انتقام بگيري؟

470
00:43:13,765 --> 00:43:18,566
بله، آقا، من راهي پيدا خواهم کرد
تا دوباره به قصر برگردم

471
00:43:18,670 --> 00:43:21,935
اگر به اين علت مطالعه ميکني، پس همين حالا ولش کن

472
00:43:23,275 --> 00:43:25,971
دارو چيزي است که مردم را شفا ميدهد

473
00:43:26,011 --> 00:43:28,878
پس چطور ميتوني چيزي ياد بگيري در
!حاليکه اينچنين عصباني و ناراحت هستي؟

474
00:43:28,914 --> 00:43:30,506
!من نميتونم اين اجازه را بتو بدهم

475
00:43:31,349 --> 00:43:34,477
چطور شخصي ميتونه مالامال از خشم باشه و
بخواد سوزن طب سوزني رو دستش بگيره

476
00:43:34,519 --> 00:43:36,578
!همين حالا منصرف شو! همين حالا

477
00:43:36,922 --> 00:43:38,549
چرا بهش ميگي نه؟

478
00:43:41,660 --> 00:43:43,890
من بخوبي ميتونم با عصبانيت
 سوزن رو دستم بگيرم

479
00:43:44,195 --> 00:43:48,029
نه براي نجات دادن؛ بلکه براي کشتن شخص

480
00:43:48,233 --> 00:43:51,168
چطور ميتوني اين رو بگي در حاليکه
 يک پزشک هستي؟

481
00:43:51,703 --> 00:43:55,070
اين چيزي نيست که يک پزشک بتونه
!به همين سادگي اونو فراموش کنه

482
00:43:55,340 --> 00:43:57,467
من يک انسان هستم

483
00:43:57,976 --> 00:44:01,571
چطور کسي ميتونه شب و روز شراب
... بخوره در حاليکه بيمار است

484
00:44:01,613 --> 00:44:04,411
درک کنيد که خشم و نفرت ميتواند در انسان باشد

485
00:44:04,849 --> 00:44:08,046
چطور شما تونستيد بفهميد که خشم
!و نفرت يک انسان فناناپذير است

486
00:44:29,674 --> 00:44:31,039
برو مقداري "وا سانگ" بيار

487
00:44:31,676 --> 00:44:33,143
وا سانگ چيه؟

488
00:44:33,244 --> 00:44:35,144
خزه اي که در ميان سفالهاي
 خانه هاي قديمي رشد ميکنه

489
00:44:37,449 --> 00:44:38,575
بله

490
00:45:47,252 --> 00:45:49,049
براي من نبض هاي مشابه رو توضيح بده

491
00:45:49,087 --> 00:45:53,387
نبض متغير و بزرگ شبيه هم هستند
ولي نبض بزرگ بالاخره متوقف ميشود

492
00:45:53,425 --> 00:45:58,761
نبض هاي خفيف و ضعيف مشابه هم هستند
نبض هاي خفيف مثل رشته نخ ادامه دار هستند

493
00:45:58,797 --> 00:46:01,493
...ولي نبض به طور عادي نمي تپد

494
00:46:01,533 --> 00:46:04,468
ولي نبض سريع در هر بار نفس کشيدن شش بار مي تپد

495
00:46:04,936 --> 00:46:06,494
درباره نبض  "نوو" و "سي ل" چي ميدوني؟

496
00:46:06,538 --> 00:46:09,507
... "نبض "نوو" بطور خفيف مي تپد و نبض "سي ل

497
00:46:09,941 --> 00:46:11,875
شدت نبض "سي ل" بمرور افزايش مي يابد

498
00:46:12,944 --> 00:46:14,935
ببخشيد
چي شده؟

499
00:46:15,714 --> 00:46:17,614
من نبايد اين موضوع رو بشما بگم

500
00:46:17,649 --> 00:46:19,344
پس چرا اينجا آمديد؟

501
00:46:19,384 --> 00:46:22,842
من دقيقاً نميدانم، با اين حال، من بشما که
هميشه در حال انجام دادن کار سخت هستيد ميگم

502
00:46:22,887 --> 00:46:25,788
من فکر ميکنم آنها دنبال شما هستند
چون وضع زنداني تبعيدي ما در حال وخيم شدن است

503
00:46:34,532 --> 00:46:35,863
!من نميتونم در مقابل اون موضوع ايستادگي نکنم

504
00:46:36,067 --> 00:46:40,060
اگر شما از خشمتون منصرف نشيد
پس يا بايد دارو و درمان را انتخاب کنيد يا خشم و انتقام

505
00:46:41,406 --> 00:46:44,842
...و همچنين به يانگوم اجازه نميدهم که

506
00:46:44,876 --> 00:46:48,039
توسط چنين کسي ياد بگيره
بيا بريم

507
00:47:01,926 --> 00:47:03,655
نبضشو بگير

508
00:47:29,287 --> 00:47:31,482
او به همان بيماري مبتلا شده که شما داريد

509
00:47:37,862 --> 00:47:39,557
من راهشو ميدانم

510
00:47:41,566 --> 00:47:46,196
من بعد از سعي و تلاش ساليان دراز
راه علاج او را پيدا کرده بودم

511
00:47:48,206 --> 00:47:49,673
آيا شما سعي کرده ايد او را درمان کنيد؟

512
00:47:50,341 --> 00:47:54,004
...من اثر اون رو روي کس ديگري ديده ام
...ولي

513
00:47:56,247 --> 00:47:58,841
من هنوز با آن، او را درمان نکرده ام

514
00:48:00,685 --> 00:48:03,779
او دشمن من است

515
00:48:06,191 --> 00:48:11,561
من درباره دارو و گياهان دارويي ياد گرفتم
و براي نزديک شدن به او به قصر رفتم

516
00:48:13,298 --> 00:48:18,201
و به جزيره جيجو آمدم، چون او به
 اين جزيره تبعيد شده بود

517
00:48:21,139 --> 00:48:26,008
...او در دوران سلطنت يونسان

518
00:48:26,778 --> 00:48:28,746
افسر مسئول در پيدا کردن زن براي پادشاه بود

519
00:48:30,148 --> 00:48:39,523
با استفاده از اين موقعيت
او به زور با مادرم در قصر ازدواج کرد

520
00:48:42,360 --> 00:48:45,693
مادرم خودکشي کرد

521
00:48:46,731 --> 00:48:50,462
و پدرم نتونست جلوي عصبانيت
خودشو بگيره و او نيز خودکشي کرد

522
00:48:51,502 --> 00:48:54,562
...و سپس آن بي شرم نامشو عوض کرد
(به خاطر بي احترامي به آداب و رسوم گذشتگان)

523
00:48:55,673 --> 00:48:58,198
تا آبروي از دست رفتشو پس بگيره

524
00:49:00,178 --> 00:49:05,138
من توسط خانواده اي خدمتکار
رشد و ترقي کردم و يک خدمتکار شدم

525
00:49:08,453 --> 00:49:12,947
اگر من مرد بودم، هنرهاي رزمي را
...ياد ميگرفتم تا انتقاممو بگيرم

526
00:49:12,991 --> 00:49:15,551
ولي بخاطر اينکه زن بودم پزشکي را ياد گرفتم

527
00:49:17,695 --> 00:49:20,528
و هنگامي که ديگران در حال يادگيري هنر شفابخشي بودند

528
00:49:20,565 --> 00:49:23,762
من، کشتن و شفابخشيدن رو با هم ياد ميگرفتم

529
00:49:24,969 --> 00:49:28,200
هنگامي که ديگران درباره داروهاي موثر ياد ميگرفتند

530
00:49:28,239 --> 00:49:31,834
من درباره دارو و زهر و سم ياد ميگرفتم

531
00:49:33,278 --> 00:49:38,545
...و حالا
من پزشک مشهوري شده ام

532
00:49:41,386 --> 00:49:43,081
آيا من بايد او را نجات بدم؟

533
00:49:47,358 --> 00:49:49,451
آيا من بايد او را نجات بدم؟

534
00:50:30,068 --> 00:50:31,535
شما بايد او را از کارش منصرف کنيد

535
00:50:32,270 --> 00:50:36,263
بعنوان کسي که در موقعيت اقتدار و توانايي هستيد
شما ميتوانيد او را از پزشک بودن برحذر داريد

536
00:50:37,942 --> 00:50:43,039
قربان، اين نميتونه درست باشه... اون مرد تبعيدي مدت
زيادي است هيچ دشمني نداره و حالا به شدت بيمار است

537
00:50:43,081 --> 00:50:45,379
و يانگ داک يک شخص معمولي نيست، او يک دکتر است

538
00:50:45,984 --> 00:50:47,884
من مخالفم

539
00:50:48,653 --> 00:50:51,884
...قربان، او قبلاً مجازات شده است

540
00:50:51,923 --> 00:50:54,721
او به عنوان يک تبعيدي به اينجا آمده
و در بدترين شرايط بيماري قرار دارد

541
00:50:54,892 --> 00:50:59,124
پس همان خانم دکتر بهترين کسي است
که ميتونه درباره اش تصميم بگيره

542
00:50:59,564 --> 00:51:02,499
شما هم نبايد خودتان را درگير اين موضوع کنيد

543
00:51:02,533 --> 00:51:08,165
نه، اول از همه
 بدليل اينکه او پزشک بسيار ماهري است

544
00:51:08,206 --> 00:51:12,267
و همچنين بخاطر اينکه معلم يانگوم هم هست

545
00:51:50,681 --> 00:51:51,705
برو کنار

546
00:51:53,551 --> 00:51:55,712
نه، من خودم درمانش خواهم کرد

547
00:53:09,393 --> 00:53:15,593
با خزه، اشقه قرمز، دارچين و زنجبيل، دارو درست کن

548
00:53:16,801 --> 00:53:17,398
بله

549
00:53:48,199 --> 00:53:54,001
من مثل تو بودم و ميخواستم
براي گرفتن انتقام به قصر برگردم

550
00:53:55,673 --> 00:53:59,165
بخاطر همين بود که ميخواستم
به تو دارو و درمان را ياد بدم

551
00:53:59,810 --> 00:54:04,008
پس من ميتونم انتقام بگيرم؟
نه

552
00:54:06,784 --> 00:54:10,015
من ميتونم تفکرات غلط خودم رو به تو انتقال بدم
و تو رو بهمان داميگرفتار کنم که خودم توش اسير شدم

553
00:54:11,656 --> 00:54:14,124
حرفهاي آقاي يونگ وون بيک کاملاً درسته

554
00:54:14,659 --> 00:54:18,425
شخصي که درونش مملو از خشم و نفرت است
نميتونه پزشک خوبي بشه

555
00:54:18,896 --> 00:54:21,160
تو ميتوني با نگاه کردن بمن اين موضوع رو بفهمي

556
00:54:23,334 --> 00:54:26,167
اگرچه من با خشم و کينه پزشک شدم
...ولي آنچه برات مهمه اينه که

557
00:54:26,204 --> 00:54:30,197
سرانجام مجبور ميشي بين خشم و نفرت داشتن
و پزشک بودن يکي رو انتخاب کني

558
00:54:32,843 --> 00:54:35,505
من ديگه حالا اين چالش رو پشت سر گذاشتم

559
00:54:38,149 --> 00:54:46,352
من آرزو دارم تو بتوني بر خشمت غلبه کني
و يک پزشک خوب بشي

560
00:54:48,726 --> 00:54:50,660
اون خواسته واقعي من براي تو است

561
00:54:55,333 --> 00:54:57,893
حرفهاي آقاي يونگ وون بيک کاملاً درسته

562
00:54:58,369 --> 00:55:01,998
شخصي که درونش مملو از خشم و نفرت است
نميتونه پزشک خوبي بشه

563
00:55:03,174 --> 00:55:05,734
تو ميتوني با نگاه کردن بمن اين موضوع رو بفهمي

564
00:55:06,143 --> 00:55:08,611
اگرچه من با خشم و کينه پزشک شدم
...ولي آنچه برات مهمه اينه که

565
00:55:08,646 --> 00:55:10,978
سرانجام مجبور ميشي بين خشم و نفرت داشتن
و پزشک بودن يکي رو انتخاب کني

566
00:55:11,015 --> 00:55:14,007
من ديگه حالا اين چالش رو پشت سر گذاشتم

567
00:55:36,007 --> 00:55:39,738
من معتقدم که بانو سو قبلاً تصميمشو گرفته

568
00:55:42,780 --> 00:55:45,874
ميدوني مشخصه عمومي مردمي
 که موفق ميشن چيه؟

569
00:55:46,517 --> 00:55:48,542
اونها ساده، صادق و پراحساس هستند

570
00:55:49,053 --> 00:55:52,181
براي انجام دادن کارهاي مهم هيچوقت دير نيست

571
00:55:52,723 --> 00:55:55,453
تو بايد واقعيت رو درک کني و بر آن ايستادگي کني

572
00:55:56,127 --> 00:56:00,962
اينکه بدوني چطور مردم رو تشويق و متقاعد کني
و بداني که چطور نيرو و قدرتت رو بر آنها اعمال کني

573
00:56:01,399 --> 00:56:04,732
حالا، تو بايد با دومين مشکل زندگيت روبرو بشي
...انتخاب خشم و نفرت يا پزشک شدن

574
00:56:05,336 --> 00:56:08,567
...و هنگامي موفق خواهي شد که

575
00:56:08,606 --> 00:56:10,767
بتوني بر خشمت فائق بشي
 من براي تو اين آرزو رو دارم

576
00:56:12,000 --> 00:56:22,000
:: IR-DL.COM ::

