1
-00:00:10,017 --> -00:00:00,007
:: IR-DL.COM ::

2
00:00:04,431 --> 00:00:11,872
مسلماًً من علاقه اي به گرفتن زندگي تو ندارم
اما اگر بعد از پنج روز هيچ بهبودي در وضعيتم احساس نکردم

3
00:00:11,905 --> 00:00:16,610
تو را به سختي و به شيوه مرسوم
در کشورم مجازات خواهم کرد

4
00:00:17,244 --> 00:00:23,450
من ميتوانم سبزيجات را تحمل کنم
اما اگر آنها بي مزه باشند

5
00:00:23,483 --> 00:00:28,555
تحمل نخواهم کرد
آيا توانايي انجام اين کار را داري؟

6
00:00:28,789 --> 00:00:32,226
شما نبايد نگران باشيد
...بانو هن ميتواند

7
00:00:32,259 --> 00:00:33,627
!تو بايد اين کار را انجام دهي

8
00:00:34,795 --> 00:00:36,063
ببخشيد؟

9
00:00:36,096 --> 00:00:40,868
تو کسي هستي که کار را به اينجا کشاندي
!پس خودت بايد اين کار را انجام دهي

10
00:00:42,503 --> 00:00:44,638
چطور چنين اتفاقي افتاد!؟

11
00:00:44,671 --> 00:00:46,540
متأسفم ، سرورم

12
00:00:46,573 --> 00:00:50,077
پادشاه همين الان بر سر مسئله تعيين جانشيني
شاهزاده کرون نگران هستند

13
00:00:50,110 --> 00:00:52,012
با اين حال چطور چنين بي احتياطي مرتکب شديد!؟

14
00:00:52,045 --> 00:00:56,917
نگران نباشيد. من به آنجا خواهم رفت
و خودم غذا را تهيه خواهم کرد

15
00:01:01,121 --> 00:01:04,324
برو بيرون. از اين به بعد
من غذا رو تهيه ميکنم

16
00:01:04,358 --> 00:01:06,393
لطفاًًًً شما بيرون بريد، بانوي من

17
00:01:07,661 --> 00:01:09,730
!چطور جرأت ميکني؟

18
00:01:10,197 --> 00:01:13,600
فرستاده به من قول دادند
که تا پنج روز غذاي من رو بخورند

19
00:01:13,634 --> 00:01:17,571
به اين ترتيب مسئوليت اين آشپزخانه
تا پنج روز با من خواهد بود

20
00:01:18,572 --> 00:01:22,709
در طول اين پنج روز ، من وظيه ام را با
تمام وجود انجام خواهم داد

21
00:01:22,743 --> 00:01:24,912
پس لطفاًًًً از اينجا بريد

22
00:01:27,648 --> 00:01:30,984
بگذاريد در اين پنج روز نظاره گر باشيم
...من از عمويم خواستم

23
00:01:31,018 --> 00:01:34,788
تا موادي را برايم بياورد
که براي تهيه غذاي امپراتور

24
00:01:34,821 --> 00:01:36,957
در جشن هاي کاخ سلطنتي
چين استفاده ميشود

25
00:01:36,990 --> 00:01:39,059
غذاي کاخ سلطنتي چين؟

26
00:01:48,302 --> 00:01:49,970
(قسمت نوزدهم)

27
00:02:09,990 --> 00:02:13,961
سرورم، امروز بايد به آن
مسئله شرم آور رسيدگي کنيد

28
00:02:13,994 --> 00:02:18,665
پس هرطور که مايل هستيد اين دختر را مجازات کنيد
و از خوردن اين غذا تا آنجا که ميتوانيد لذت ببريد

29
00:02:54,935 --> 00:02:57,171
اين غذا واقعاًًًً خوب است

30
00:03:01,542 --> 00:03:05,579
سرورم، اين بانويي است که به شما اهانت کرد

31
00:03:05,612 --> 00:03:07,748
با او بايد چه کنيم؟

32
00:03:13,220 --> 00:03:16,990
اين غذا بايد نهايت غذايي باشد که
در کاخ سلطنتي چين تهيه ميشود

33
00:03:21,829 --> 00:03:25,499
ممکن است مرا از خوردن اين همه غذا معاف کنيد؟

34
00:03:28,502 --> 00:03:32,172
غذاهاي ميهماني بسيار عالي بود

35
00:03:33,307 --> 00:03:37,978
بله، اين ضيافت براي دو روز آينده ادامه خواهد داشت

36
00:03:38,011 --> 00:03:41,548
از پيشنهاد شما ممنونم
اما مجبورم اين پيشنهاد را رد کنم

37
00:03:42,482 --> 00:03:48,055
سرورم، منظور شما چيست؟
ما اين غذا را مخصوص شما تهيه کرده ايم

38
00:03:48,088 --> 00:03:51,058
زيرا ما از اينکه شما مجبور بوديد
بخاطر گستاخي اين دختر غذايي بخوريد که دوست نداشتيد

39
00:03:51,091 --> 00:03:55,863
احساس شرمندگي ميکنيم
براي چه پيشنهاد ما را رد ميکنيد؟

40
00:03:56,663 --> 00:03:59,299
!بخاطر اين انسان گستاخ

41
00:04:01,435 --> 00:04:03,537
منظور شما چيست؟

42
00:04:04,171 --> 00:04:08,408
من تا کنون فقط به دنبال
غذاهاي خوش طعم و چرب بودم

43
00:04:08,442 --> 00:04:13,647
به اين ترتيب با اينکه ديابت داشتم
و با توجه به اينکه انسان موجود ضعيفي است

44
00:04:13,680 --> 00:04:18,252
علي رغم اينکه ميدانستم اين غذاها براي من خوب نيست
نميتوانستم از خوردن آنها صرف نظر کنم

45
00:04:20,354 --> 00:04:24,491
من اهل چوسان نيستم و
مدت زيادي هم اينجا نخواهم بود

46
00:04:24,525 --> 00:04:28,128
تو ميتوانستي چيزي را که من ميخواستم
به من بدهي و مرا راهي کني

47
00:04:28,162 --> 00:04:30,631
براي چه در کارت اينقدر سرسختي نشان دادي؟

48
00:04:35,035 --> 00:04:36,703
!سريع جواب ايشان را بده

49
00:04:38,338 --> 00:04:43,610
من فقط طبق اصول
بانو هن عمل کردم

50
00:04:43,877 --> 00:04:46,079
اصول او چه هستند؟

51
00:04:46,313 --> 00:04:52,786
هرگز غذايي را که براي
...مصرف کننده آن مضر است تهيه نکن

52
00:04:52,819 --> 00:04:55,822
مهم نيست در چه موقعيتي قرار داري

53
00:04:55,856 --> 00:04:59,426
او گفت که اين وظيفه يک آشپز است

54
00:05:00,260 --> 00:05:03,530
حتي اگر زندگي تو به واسطه آن در خطر باشد؟

55
00:05:03,564 --> 00:05:11,605
بانو هن خود اين امر را وقتي
او را به زور ميبردند، ثابت کرد

56
00:05:13,507 --> 00:05:17,010
شما دو نفر حقيقتاً افراد لجوجي هستيد

57
00:05:18,212 --> 00:05:24,151
بسيار خوب، همانطور که کسي که غذا را
فراهم ميکند، مسئوليتي دارد

58
00:05:24,184 --> 00:05:29,223
کسي که غذا را ميخورد نيز
مسئوليتي دارد که بايد آن را رعايت کند

59
00:05:30,257 --> 00:05:34,695
وقتي کسي که غذا را فراهم ميکند
تلاش ميکند تا سلامتي مرا حفظ کند

60
00:05:34,728 --> 00:05:40,234
براي من مجالي باقي نمي ماند تا
...نسبت به سلامتي خودم بي توجه باشم

61
00:05:40,267 --> 00:05:43,170
و چيزي را بخورم که براي من مضر است

62
00:05:45,739 --> 00:05:50,277
کسي که غذا را ميخورد نيز مسئوليتي
دارد که بايد آن را رعايت کند

63
00:05:50,377 --> 00:05:55,315
اولين ظرف غذايي که براي من آماده
کردي مزه علف ميداد

64
00:05:55,349 --> 00:06:01,154
اما هرچه بيشتر ميخوردم طعم واقعي غذا
بيشتر نمايان ميشد و آنها خوشمزه بودند

65
00:06:01,188 --> 00:06:06,059
تو طعم غذا را به آخرين درجه خود رساندي

66
00:06:12,633 --> 00:06:16,069
اگرچه تو در کشور کوچک چوسان
زندگي ميکني اما وسعت فکر

67
00:06:16,103 --> 00:06:20,307
و اصول تو از تمام کشور
پهناور چين بزرگتر است

68
00:06:21,408 --> 00:06:28,882
من ميخواهم که تو و مربي لجوجت تا زماني که
من اينجا را ترک ميکنم مسئول تهيه غذاي من باشيد

69
00:06:49,136 --> 00:06:51,939
بانوي من، من براي شما پيغامي دارم

70
00:06:58,846 --> 00:07:00,247
لطفاًًًً بيرون بياييد

71
00:07:01,582 --> 00:07:05,619
شما دستور داريد که مجدداً براي
فرستاده مينگ غذا تهيه کنيد

72
00:07:14,061 --> 00:07:15,529
!بانوي من

73
00:07:17,998 --> 00:07:21,468
فرستاده مينگ اصول شما رو پذيرفت

74
00:07:22,736 --> 00:07:26,974
آموزش هاي شما درست بود، بانوي من
اصول شما درست بود

75
00:07:28,008 --> 00:07:28,809
...پس

76
00:07:28,842 --> 00:07:31,545
بله، او غذاي مجلل
کاخ سلطنتي چين را رد کرد

77
00:07:31,578 --> 00:07:35,215
و ميخواهد تا روزي که اينجا را ترک کند
شما براي او غذا تهيه کنيد

78
00:07:38,051 --> 00:07:42,156
دختر بد
من خيلي نگران تو بودم

79
00:07:42,189 --> 00:07:46,226
شما الان شبيه به بانو يونگ حرف ميزنيد

80
00:07:47,694 --> 00:07:49,563
بله، تو درست ميگويي

81
00:07:50,564 --> 00:07:57,871
سرورم، من آقاي گنگ را
چند وقت پيش نزد بانو يونگ فرستادم

82
00:07:57,905 --> 00:08:00,574
جدي! او چطور بود؟

83
00:08:00,607 --> 00:08:05,746
او نوشته است که فکر نميکند به
بيماري مسري مبتلا شده باشد

84
00:08:05,779 --> 00:08:07,247
واقعاًًًً؟

85
00:08:07,548 --> 00:08:09,316
پس اينجا چه خبر است؟

86
00:08:09,449 --> 00:08:12,052
گاهي اوقات پزشکان افرادي را که به
بيماري هاي ديگر مبتلا هستند

87
00:08:12,085 --> 00:08:15,889
همراه مبتلايان به بيماري مسري از قصر
خارج ميکنند، زيرا از ابتلاي آنها مطمئن نيستند

88
00:08:15,923 --> 00:08:18,492
...بله، درست است

89
00:08:18,525 --> 00:08:20,794
چون من در اين مدت درگير
استقبال از فرستادگان مينگ بودم

90
00:08:20,828 --> 00:08:23,330
نميتوانستم به داخل قصر برگردم

91
00:08:25,032 --> 00:08:28,902
من نگران بودم که چگونه
اوضاع را تحت کنترل خود درآورم

92
00:08:30,871 --> 00:08:32,906
پس اگر ايشان بيمار نيستند

93
00:08:32,940 --> 00:08:34,975
به زودي همراه ديگران
به قصر باز خواهند گشت

94
00:08:49,490 --> 00:08:54,328
تصميم من براي فرستادن شما
به آشپزخانه مهمانسرا درست بود

95
00:08:55,028 --> 00:08:58,198
من غذاي مهماني را فراهم کردم
زيرا به عنوان بانوي اول آشپزخانه

96
00:08:58,232 --> 00:09:04,304
بايد کاري ميکردم، اما اصول شما
شايستگي آن را داشت که توسط ايشان پذيرفته شود

97
00:09:05,839 --> 00:09:09,676
من هميشه زماني که فرستاده اي
از چين مي آمد کمي نگران ميشدم

98
00:09:09,710 --> 00:09:11,778
اما الان ميتوانم آرامش داشته باشم

99
00:09:11,812 --> 00:09:13,981
من اميدوارم که شما
به مراقبت خوبتان ادامه دهيد

100
00:09:21,522 --> 00:09:26,927
بانو هن، نظر شما در مورد اينکه
يک بار ديگه داگو رو نزد بانو يونگ بفرستيم چيه؟

101
00:09:26,960 --> 00:09:32,733
بله، ما بايد از او بخواهيم تا
نزد يک پزشک غير درباري بره

102
00:09:32,766 --> 00:09:35,836
بايد از حالش با خبر شويم و مقداري
غذاي دارويي برايش بفرستيم

103
00:09:35,869 --> 00:09:37,137
حتماًً

104
00:09:41,241 --> 00:09:44,178
من نگران بودم که اوضاع چگونه پيش ميرود

105
00:09:44,211 --> 00:09:45,846
آيا کارها در مهمانسرا
به خوبي پيش رفت؟

106
00:09:45,879 --> 00:09:49,583
بله. همه چيز به خوبي پيش رفت
من سرسختانه با بانو هن

107
00:09:49,616 --> 00:09:53,887
صحبت کردم و به اين ترتيب از اين
به بعد مشکل خاصي پيش نخواهد آمد

108
00:09:53,921 --> 00:09:55,722
خوبه

109
00:10:01,962 --> 00:10:06,099
اينجا مکان آموزشي است
جايي که شما براي آينده آموزش مي بينيد

110
00:10:06,133 --> 00:10:12,239
و من بانو يون سنگ هستم کسي که
قرار است درکنار مربي ها به شما آموزش دهد

111
00:10:12,272 --> 00:10:13,340
اسم من چيست؟

112
00:10:13,373 --> 00:10:15,108
!يون سنگ

113
00:10:15,776 --> 00:10:20,781
و آنها دستياران من از بانوهاي آينده
هستند گائه گيوم و مال گيوم

114
00:10:20,814 --> 00:10:21,648
آنها کي هستند؟

115
00:10:21,682 --> 00:10:24,852
!گائه گيوم و مال گيوم

116
00:10:24,885 --> 00:10:27,221
همگي برخيزيد

117
00:10:32,593 --> 00:10:36,964
از آنجايي که من قرار است به شما آموزش دهم
شما بايد به من احترام بگذاريد

118
00:10:37,531 --> 00:10:39,500
يک ، دو ، سه

119
00:10:49,743 --> 00:10:51,044
بسيار خوب

120
00:10:51,845 --> 00:10:55,682
بسيار خوب، حالا شما با يک همکار
به گروه هاي دو نفره تقسيم ميشويد

121
00:10:55,716 --> 00:10:59,653
آنهايي که بيشتر از ده سال سن دارند
بايد با يک نفر از کوچکترها هم گروه شوند

122
00:10:59,686 --> 00:11:06,493
تو، بيا اينجا. تو، آنجا
تو، اونطرف

123
00:11:06,527 --> 00:11:09,296
تو با دو نفر هم گروه شو. مشکلي نيست؟

124
00:11:11,598 --> 00:11:16,069
دليل اينکه من چنين کاري کردم آن است که
با توجه به اينکه شما بزرگتر هستيد

125
00:11:16,103 --> 00:11:19,273
بايد به افراد کوچکتر از خود کمک
کنيد و با يکديگر کار کنيد

126
00:11:19,306 --> 00:11:23,410
ولي تنها به دليل آنکه آنها از شما کوچکتر هستند
حق رياست بر آنها و دستور دادن به آنها را نداريد.خوب؟

127
00:11:24,778 --> 00:11:31,852
اکنون به محل کار ميرويم
همگي دنبال من بياييد

128
00:12:12,759 --> 00:12:16,597
اينجا آشپزخانه است
جايي که شما در آن کار خواهيد کرد

129
00:12:16,630 --> 00:12:18,799
همگي بنشينيد

130
00:12:22,135 --> 00:12:24,338
شما دو نفر، بياييد اينجا

131
00:12:24,371 --> 00:12:25,839
هي، چه کار ميکني؟

132
00:12:25,873 --> 00:12:27,975
شما دوستان هم خواهيد بود
و با هم يک اتاق خواهيد داشت

133
00:12:28,008 --> 00:12:30,310
بريم با هم يک غذاي خزه دريايي خشک آماده کنيم

134
00:12:31,578 --> 00:12:34,781
هي، براي چي به آنها
کار ساده تري ميدهي؟

135
00:12:34,815 --> 00:12:35,649
بياييد بريم

136
00:12:36,617 --> 00:12:38,051
!شما دو نفر، همونجا بايستيد

137
00:12:39,019 --> 00:12:40,854
به همون جاي تعيين شده برگرديد

138
00:12:41,655 --> 00:12:43,524
نه، همون کاري رو بکنيد که من ميگم

139
00:12:44,091 --> 00:12:46,393
من اينجا مسئولم. به حرف من گوش کنيد

140
00:12:46,760 --> 00:12:49,796
همه چيز مرتبه. شما فقط بايد
به حرفهاي من گوش بديد. بياييد بريم

141
00:12:52,132 --> 00:12:53,534
نه، تو نميتوني اونها رو ببري

142
00:12:53,567 --> 00:12:54,868
به هيچ وجه

143
00:12:55,836 --> 00:12:58,739
فکر ميکنيد داريد در جلوي بانوهاي
آينده دربار چکار ميکنيد؟

144
00:13:04,144 --> 00:13:08,048
من به عنوان مسئول ، وظيفه اداره کلاس را
...بر عهده داشتم، اما يانگرو آمد و

145
00:13:08,081 --> 00:13:12,252
يون سنگ دختري رو که توسط بانوي
اول منشي ها معرفي شده بود با

146
00:13:12,286 --> 00:13:14,354
دختري که توسط وزير معرفي شده بود
در يک گروه قرار داده بود

147
00:13:14,388 --> 00:13:17,925
کافيه. علت هرچه که بوده
چطور تونستيد جلوي بانوهاي آينده

148
00:13:17,958 --> 00:13:20,694
به بحث کردن ادامه بديد در حاليکه
شما آموزگار آنها هستيد!؟

149
00:13:20,727 --> 00:13:22,863
با اين روش
چي ميتوانيد به آنها آموزش بدهيد؟

150
00:13:22,896 --> 00:13:23,964
...اما يانگرو

151
00:13:23,997 --> 00:13:28,068
از اين به بعد يانگرو وظيفه آموزش
بانوهاي آينده رو بر عهده خواهد داشت

152
00:13:29,136 --> 00:13:30,704
البته، بانوي من

153
00:13:31,371 --> 00:13:35,442
يون سنگ، مثل يک بادکنک
بدون نخ شدي

154
00:13:35,475 --> 00:13:38,178
اون نخ برميگرده

155
00:13:39,012 --> 00:13:40,747
بله، البته

156
00:13:51,492 --> 00:13:52,759
چي شده؟

157
00:13:52,793 --> 00:13:58,165
بانو يونگ برميگرده، درسته؟
او برميگرده، مگه نه؟

158
00:13:58,198 --> 00:14:00,000
چطور؟ چيزي شنيدي؟

159
00:14:00,033 --> 00:14:04,538
نه، يانگرو مرتکب اشتباه شد
اما بانو چويي فقط من رو سرزنش کرد

160
00:14:04,571 --> 00:14:08,408
واقعاًًًً؟ آيا اين يعني که ما بايد به
يانگرو احترام بگذاريم؟

161
00:14:08,442 --> 00:14:11,211
من که نميتونم چنين کاري بکنم

162
00:14:11,245 --> 00:14:14,214
من فقط آرزوم اينه که بتونم بيشتر بخورم

163
00:14:27,528 --> 00:14:32,065
کاردار ديده که چه اتفاقاتي
در مورد ميز بانو هن

164
00:14:32,099 --> 00:14:34,935
و بيماري ديابت فرستاده چين
و غذاهاي ميهماني شما افتاد

165
00:14:34,968 --> 00:14:37,137
آيا ملکه مادر چيزي در اين مورد نخواهد شنيد؟

166
00:14:37,171 --> 00:14:41,341
او کسي نيست که مسائل جزيي
بانوهاي دربار رو گزارش کنه

167
00:14:43,143 --> 00:14:49,249
و آيا همه چيز تحت امر من نبود؟
به عنوان بانوي اول، من بانو هن رو به مهمانسرا

168
00:14:49,283 --> 00:14:53,587
فرستادم و فرستاده چين
براي تعريف کردن از غذاي من و بانو هن

169
00:14:53,620 --> 00:14:57,658
ترديد نکرد. پس
همه چيز مرتبه

170
00:14:58,525 --> 00:15:02,029
و من به وظايفم به درستي عمل کردم

171
00:15:04,998 --> 00:15:09,770
من خيلي از شنيدن اينکه
شما چنين تصميميگرفتيد خوشحالم

172
00:15:09,803 --> 00:15:12,172
به هر حال اين موضوع بايد
خاتمه پيدا ميکرد

173
00:15:12,206 --> 00:15:16,043
خيلي از شما ممنونم
آيا مايل هستيد که گردشي داشته باشيد؟

174
00:15:16,076 --> 00:15:18,178
تا زمانيکه ما کارها را در اينجا سامان دهيم؟

175
00:15:18,212 --> 00:15:22,983
نه، ممنون. من ميخواهم از غذايي که
بانوان دربار برايم مي آورند لذت ببرم

176
00:15:23,016 --> 00:15:27,955
با اينکه او فقط يک بانوي دربار است
براي من داستان هاي زيادي در مورد غذاها

177
00:15:27,988 --> 00:15:31,258
از سخنان کنفوسيوس تعريف ميکند
بايد بگويم که به شدت تحت تاثير قرار گرفته ام

178
00:15:32,025 --> 00:15:36,930
شايد دليل اينکه به راحتي توانستم
تصميم گيري کنم به خاطر آنها باشد

179
00:15:36,964 --> 00:15:42,169
حالا که احساس بهتري از جسم و فکرم دارم
احساس ميکنم که فکرم بازتر شده است

180
00:15:42,202 --> 00:15:44,705
کمتر از مسائل ايراد ميگيرم

181
00:15:46,240 --> 00:15:51,245
آيا بر حسب تصادف اين استراتژي شما
نبود که به آنها فرمان داديد اين کار را انجام دهند؟

182
00:15:51,278 --> 00:15:55,716
سرورم، اين مطلقاً اشتباه است

183
00:15:56,884 --> 00:15:58,819
من فقط شوخي کردم

184
00:16:05,392 --> 00:16:09,963
پس بالاخره انتخاب جانشين پادشاه
به خوبي انجام پذيرفت؟

185
00:16:09,997 --> 00:16:11,598
بله، اعليحضرت

186
00:16:11,798 --> 00:16:15,035
من تصميم بجايي گرفتم زماني که
تو را مسئول اين امر کردم

187
00:16:15,068 --> 00:16:19,773
شما لطف داريد، اعليحضرت
من فکر ميکنم که مينگ نميتوانست بيشتر، اين امر را ادامه دهد

188
00:16:19,806 --> 00:16:24,478
با ديدن اقتدار شما وقتي به مسئله
جورچن" به خوبي رسيدگي ميکرديد"

189
00:16:24,511 --> 00:16:27,214
براي مينگ نشانه واضحي براي تصميم گيري بود

190
00:16:27,247 --> 00:16:31,051
من فکر ميکنم که آنها پيش از ورود
فرستاده تصميم خود را گرفته بودند

191
00:16:31,084 --> 00:16:34,655
با اين حال، آيا فرستادگان قبلي بهانه گيري نميکردند؟

192
00:16:34,688 --> 00:16:38,058
بله، درست است

193
00:16:38,091 --> 00:16:39,726
خيلي خوب است

194
00:16:39,760 --> 00:16:43,163
اين بخاطر زحمات شماست
و براي من بسيار خوشحال کننده است

195
00:16:43,797 --> 00:16:46,834
لطف شما بي اندازه است
سرورم

196
00:16:47,534 --> 00:16:49,336
شما به خوبي عمل کرديد

197
00:16:49,369 --> 00:16:50,938
خواهش ميکنم. قابلي نداشت

198
00:16:52,239 --> 00:16:59,012
من خيلي نگران بودم که مبادا
او از غذا ايرادي بگيرد

199
00:16:59,046 --> 00:17:02,216
و خاطر پادشاه مکدر شود
اما بانو چويي به خوبي از پس اين امر بر آمد ، درسته؟

200
00:17:02,249 --> 00:17:08,055
بله سرورم، بدون بانو چويي
مسائل به اين خوبي پيش نمي رفت

201
00:17:08,088 --> 00:17:10,624
بله، خوب است... خوب است

202
00:17:10,657 --> 00:17:15,195
پس، همانطور که پيش از اين هم پيشنهاد دادم
...بانو چويي بايد به عنوان بانوي اول

203
00:17:15,229 --> 00:17:18,332
اوليا حضرت، ملکه اينجا هستند
تا به شما تبريک بگويند

204
00:17:18,365 --> 00:17:20,100
بگوييد داخل شوند

205
00:17:40,621 --> 00:17:43,690
خب حالا آرام تر نشده ايد؟

206
00:17:43,724 --> 00:17:46,760
متأسفم که باعث نگراني شما شدم

207
00:17:46,793 --> 00:17:49,863
من هم اگر جاي شما بودم همين قدر ناراحت ميشدم
شما چطور ميتونستيد در آرامش باشيد

208
00:17:49,897 --> 00:17:53,867
وقتي دايه خودتان را که شما را
پس از مرگ مادرتان

209
00:17:53,901 --> 00:17:56,703
بزرگ کرده بود، از دست داديد؟

210
00:17:57,271 --> 00:18:03,277
نامه اي که ايشان پيش از مرگشان
براي من نوشته بودند واقعاًًًً مرا تسلي داد

211
00:18:03,744 --> 00:18:05,379
پس به اين علت حال شما بهتر است

212
00:18:06,213 --> 00:18:08,382
در مورد چه صحبت ميکرديد؟

213
00:18:08,816 --> 00:18:11,451
ميتوانيد برويد

214
00:18:11,885 --> 00:18:13,353
بله، اوليا حضرت

215
00:18:18,959 --> 00:18:21,662
من بانوي آشپزخانه را که از فرستاده
پذيرايي کرده بود تشويق ميکردم

216
00:18:21,695 --> 00:18:26,166
زيرا مسئله انتخاب جانشين پادشاه
به خوبي به انجام رسيد

217
00:18:26,200 --> 00:18:32,406
بله، من هم شنيدم
اما من چيزهاي عجيبي شنيدم

218
00:18:32,439 --> 00:18:34,074
چيزهاي عجيب؟

219
00:18:36,109 --> 00:18:40,614
من فکر ميکنم که الان بايد
خيلي براي مطرح کردن اين مسئله زود باشه

220
00:18:40,647 --> 00:18:41,381
بله

221
00:18:41,415 --> 00:18:45,486
بانوي من، پزشک جونگ يون سو اينجا هستند

222
00:18:45,519 --> 00:18:48,489
من ايشون رو دعوت کردم. بگيد بيان داخل

223
00:18:56,363 --> 00:19:00,367
آيا بيماري کنترل شد؟

224
00:19:00,400 --> 00:19:05,739
به نظر خيلي نگران کننده نيست
ظاهراً حال مردم داره بهتر ميشه

225
00:19:05,772 --> 00:19:10,110
بعد از علائم سرماخوردگي
حالت تهوع و سپس يرقان

226
00:19:10,144 --> 00:19:11,345
واقعاًًًً؟

227
00:19:11,378 --> 00:19:15,215
پس بانوان دربار کي ميتونند
به قصر برگردند؟

228
00:19:15,249 --> 00:19:17,417
فکر ميکنم تقريباً ده روز ديگه

229
00:19:17,551 --> 00:19:22,856
شما به کمک پرستاران از حال
بانو يونگ باخبر مي شيد، درسته؟

230
00:19:22,890 --> 00:19:24,458
بله، بانوي من

231
00:19:39,206 --> 00:19:44,344
شما چطور همراه مردم بيمار به اينجا اومديد
وقتي وضعيت کليه هاي شما تا اين حد وخيمه؟

232
00:19:44,378 --> 00:19:46,847
چطور؟ آيا وضعيت من اينقدر بده؟

233
00:19:46,880 --> 00:19:50,651
بله، با توجه به اينکه در مردم
علائم يرقان ظاهر ميشه، اين بيماري به

234
00:19:50,684 --> 00:19:54,054
کبد آسيب مي رسونه
حال شما خيلي بده

235
00:19:54,254 --> 00:19:57,691
براي همينه که حالشون بدتر شده؟

236
00:20:00,160 --> 00:20:05,766
حال همه ما بهتر شده
اما حال ايشون بدتر شده

237
00:20:05,799 --> 00:20:09,169
ايشون حتي نميتونن راه برن
و رنگ چهرشون مدام تيره تر ميشه

238
00:20:09,203 --> 00:20:11,171
و بشدت عرق ميکنند

239
00:20:11,205 --> 00:20:14,641
با اينکه، ايشون به بيماري مبتلا نيستند
...پس من دليلي نمي بينم

240
00:20:14,675 --> 00:20:17,678
که براي چي حال ايشون ناگهان
اينقدر بد شده

241
00:20:17,711 --> 00:20:19,613
بايد براي ايشون دارو تهيه کنم؟

242
00:20:19,646 --> 00:20:22,683
ايشون الان تحت درمان داروهاي
پزشکان دربار هستن

243
00:20:22,716 --> 00:20:23,884
واقعاًًًً؟

244
00:20:23,917 --> 00:20:27,187
با توجه به اينکه پزشک بايد به همه بيماران رسيدگي
ميکرده، آيا ميتونسته به درستي دارو تجويز کنه؟

245
00:20:27,221 --> 00:20:32,092
بانو يونگ، براي چي از
داروهاي خوبي که بانو هن

246
00:20:32,125 --> 00:20:35,262
با پول خودش براتون تهيه
کرده استفاده نميکنيد؟

247
00:20:35,295 --> 00:20:40,434
با اين وجود، چطور ممکنه که پزشکان دربار
از پزشکان عادي بدتر باشن؟

248
00:20:40,467 --> 00:20:42,636
پزشکان دربار بهترن؟

249
00:20:42,669 --> 00:20:47,007
بله، در واقع آنها از بهترين داروها
در قصر استفاده ميکنند

250
00:20:57,484 --> 00:21:02,623
بانوي من، آقاي گنگ
داگو ميخواهند شما را ملاقات کنند

251
00:21:03,857 --> 00:21:07,928
بسيار خوب

252
00:21:15,702 --> 00:21:17,070
براي چي به اينجا اومدي

253
00:21:17,104 --> 00:21:19,173
من... من

254
00:21:19,206 --> 00:21:23,076
من ازاون خواستم که
حال بانو يونگ رو بررسي کنه

255
00:21:23,110 --> 00:21:26,079
واقعاًًً؟ فهميديد که ايشون چه مشکلي دارند؟

256
00:21:26,113 --> 00:21:27,281
بله

257
00:21:27,314 --> 00:21:28,348
ايشون چطورند؟

258
00:21:28,382 --> 00:21:31,418
به نظر مياد که حال ايشون نسبت
به زماني که در قصر بودند بدتر شده

259
00:21:31,451 --> 00:21:33,821
بدتر شده؟ چقدر بدتر شده؟

260
00:21:33,854 --> 00:21:37,324
ايشون خيلي لاغر شدند

261
00:21:37,357 --> 00:21:39,293
و به سختي ميتونن حرکت کنن

262
00:21:39,326 --> 00:21:41,695
چي؟

263
00:21:41,962 --> 00:21:45,098
دکتر پرسيد که چرا ايشون
همراه ساير بيماران هستن

264
00:21:45,132 --> 00:21:48,202
در حاليکه ايشون به بيماري مسري
مبتلا نيستند. علاوه بر اين پزشک گفت

265
00:21:48,235 --> 00:21:51,038
که نميدونه چرا حال ايشون بدتر شده

266
00:21:51,071 --> 00:21:53,474
در حاليکه ايشون به بيماري مبتلا نيستند

267
00:21:53,774 --> 00:21:56,510
شما بايد به دکتر مي گفتيد که
براي ايشون دارو تجويز کنه

268
00:21:56,543 --> 00:21:59,613
پرستار به ما گفت که
پزشک دربار براي ايشون دارو

269
00:21:59,646 --> 00:22:02,282
تجويز کرده، بنابراين ما اونجا رو ترک کرديم

270
00:22:04,451 --> 00:22:06,954
براي چه به اينجا آمديد؟

271
00:22:08,222 --> 00:22:10,224
آيا اعليحضرت من را احضار کردند؟

272
00:22:10,257 --> 00:22:12,860
نه، خواست ملکه هست

273
00:22:12,893 --> 00:22:14,661
ملکه؟

274
00:22:14,695 --> 00:22:17,297
بله، ايشان يکي از
بانوان آشپزخانه را احضار کردند

275
00:22:17,331 --> 00:22:20,067
اما به من گفته شده که ايشان
در آشپزخانه مهمانسرا هستند

276
00:22:20,100 --> 00:22:23,704
يک بانوي آشپزخانه؟ کدام بانو؟

277
00:22:23,737 --> 00:22:31,211
ايشان ميخواهند سريعاً بانويي را
که از دايه ايشان مراقبت کرده ملاقات کنند

278
00:22:31,678 --> 00:22:34,848
...بانويي که از دايه ايشان مراقبت کرده

279
00:22:34,982 --> 00:22:36,316
او يانگوم است

280
00:22:37,151 --> 00:22:38,352
واقعاًًً؟

281
00:23:06,380 --> 00:23:07,848
بنشين

282
00:23:10,150 --> 00:23:15,155
سرورم، ايشان بانو سو هستند
کسي که از دايه شما مراقبت کرد

283
00:23:15,189 --> 00:23:17,024
دليل احضار چه بود؟

284
00:23:17,057 --> 00:23:20,694
دلم براي دايه ام تنگ شده
و فکر کردم که بانويي را که

285
00:23:20,727 --> 00:23:22,930
از او مراقبت کرده رو ملاقات کنم

286
00:23:23,263 --> 00:23:24,965
بله، سرورم

287
00:23:25,632 --> 00:23:29,136
آيا دايه من در آرامش از دنيا رفت؟

288
00:23:29,169 --> 00:23:34,975
بله، سرورم، ايشان گفتند که
به خاطر زندگي کردن با چنين ملکه بزرگواري

289
00:23:35,008 --> 00:23:38,445
بسيار خوشبخت و سپاسگزار بودند

290
00:23:39,146 --> 00:23:42,349
آيا تابوت ايشان در
در معبد "آن آهم" قرار داده شد؟

291
00:23:42,382 --> 00:23:47,621
بله، روحاني بزرگ معبد مراسم را
از صميم قلب براي ايشان انجام داد

292
00:23:47,654 --> 00:23:50,190
سرورم، گاهي از آنجا ديدن کنيد

293
00:23:50,924 --> 00:23:56,196
من به او بيشتر از مادرم نزديک بودم

294
00:23:56,230 --> 00:23:59,199
من هنوز ناراحتم بخاطر اينکه اجازه دادم
شخص ديگري کاري را که

295
00:23:59,233 --> 00:24:01,635
وظيفه من بود انجام دهد

296
00:24:04,271 --> 00:24:08,876
سرورم، او مطمئناًً بدون کوچکترين اشتباهي
از دايه شما مراقبت کرده است

297
00:24:08,909 --> 00:24:12,446
و ايشان بدون شک در آرامش از اين دنيا رفتند

298
00:24:13,280 --> 00:24:16,083
من او را به سبب
اتفاقي که در مهمانسرا افتاد

299
00:24:16,116 --> 00:24:18,418
بسيار متفاوت از ديگران يافتم

300
00:24:18,452 --> 00:24:20,454
چه اتفاقي در مهمانسرا افتاد؟

301
00:24:20,487 --> 00:24:24,024
او ظرفي پر از غذاهاي دريايي
و سبزيجات براي فرستاده آماده کرد

302
00:24:24,057 --> 00:24:27,094
در حاليکه اصرار داشت که نميتواند براي فرستاده
و باتوجه به ديابت ايشان، غذاي روغني آماده کند

303
00:24:27,127 --> 00:24:32,633
به اين ترتيب مهمانسرا در
بحران قرار گرفت اما او همچنان

304
00:24:32,666 --> 00:24:35,602
غذاها را با تمام وجود آماده کرد
و فرستاده را متقاعد نمود

305
00:24:35,636 --> 00:24:38,906
سرانجام فرستاده
از او سپاسگزاري کرد

306
00:24:38,939 --> 00:24:40,674
واقعاًًً؟

307
00:24:40,908 --> 00:24:44,578
ايشان چنين شخصيتي است
پس در مورد دايه شما هم بدون شک

308
00:24:44,611 --> 00:24:46,847
هر چه از دستش بر مي آمده انجام داده است

309
00:25:17,010 --> 00:25:18,812
بانوي من، بلند نشيد

310
00:25:20,814 --> 00:25:23,784
تو بايد جايي بري

311
00:25:23,817 --> 00:25:28,088
منظورتون چيه؟ آنها گفتن که ما
نبايد از اينجا خارج شويم

312
00:25:28,121 --> 00:25:32,059
تا وقتي که نميدونند
بيماري کنترل شده يا نه

313
00:25:32,092 --> 00:25:35,362
و سربازان هم در بيرون
دارند مراقبت مي کنن

314
00:25:35,996 --> 00:25:39,032
اما شما از من ميخواهيد کجا برم؟

315
00:25:39,266 --> 00:25:44,972
پيش يک پزشک عادي برو و ببين
اين دارويي که براي من تجويز شده چيه

316
00:25:45,439 --> 00:25:48,008
لابد اين دارو براي شما خوبه

317
00:25:48,041 --> 00:25:50,844
چرا، بانوي من؟ مشکلي پيش اومده؟

318
00:25:51,912 --> 00:25:55,415
من فقط دارم سعي ميکنم
چيزي رو که فکر ميکنم، ثابت کنم
پس برو و کاري که گفتم انجام بده

319
00:25:55,449 --> 00:26:01,555
با کمال ميل، اين مسئله به سلامتي شما
مربوطه، پس چطور ميتونم نديده بگيرم؟

320
00:26:01,588 --> 00:26:03,657
من بدون اينکه گرفتار بشم برميگردم

321
00:26:04,224 --> 00:26:05,359
ممنونم

322
00:26:05,392 --> 00:26:11,031
بانوي من، ميتونم در راه برگشت
از مغازه ها ديدن کنم؟

323
00:26:23,510 --> 00:26:27,347
وقتي شما رفته بوديد
پزشکان گزارش دادند که

324
00:26:27,381 --> 00:26:29,983
بيماري تحت کنترل در آمده

325
00:26:31,151 --> 00:26:34,855
من فکر ميکنم که آنها به زودي برميگردن
اما من گزارشي دريافت کردم

326
00:26:34,888 --> 00:26:38,725
که بانو يونگ نميتونن حرکت کنن
چون بيماري مزمنشون

327
00:26:38,759 --> 00:26:40,327
بدتر شده

328
00:26:40,360 --> 00:26:41,595
واقعاًًً؟

329
00:26:41,628 --> 00:26:45,232
با توجه به اين موضوع، آيا قبول اينکه ايشون
به قصر برگردند سخت نيست؟

330
00:26:45,265 --> 00:26:48,702
اگر ايشان اينقدر بيمار هستن
بايد قصر رو ترک کنن

331
00:26:50,037 --> 00:26:54,107
من با ملکه مادر صحبت خواهم کرد
تا سريعتر به مسئله بانوي اول آشپزخانه

332
00:26:54,141 --> 00:26:57,244
خاتمه داده بشه
شما موافقيد؟

333
00:26:57,277 --> 00:27:00,414
براي چي اينقدر عجله داريد؟
جانشين بانوي اول

334
00:27:00,447 --> 00:27:01,982
الان داره کارها رو به خوبي پيش ميبره

335
00:27:02,015 --> 00:27:04,852
ما داريم در مورد آشپزخانه
کل قصر صحبت ميکنيم

336
00:27:12,960 --> 00:27:14,528
ابله

337
00:27:15,629 --> 00:27:16,597
چي شده؟

338
00:27:16,630 --> 00:27:20,501
بانوي من، اين دارو

339
00:27:20,534 --> 00:27:25,439
دکتر گفت که اين دارو از گياهاني
تهيه شده که براي بيماري شما

340
00:27:25,472 --> 00:27:31,712
خوب نيستن. او گفت که اين دارو
کليه هاي شما رو ضعيف تر ميکنه

341
00:27:35,749 --> 00:27:39,286
اينجا چه خبره؟
چطور تشخيص دادي

342
00:27:39,319 --> 00:27:42,289
کدام دارو ساز چنين دارويي
تجويز کرده؟

343
00:27:42,322 --> 00:27:47,861
من متأسفم، من تلاشم رو کردم

344
00:27:49,029 --> 00:27:53,133
پس تو تمام تلاشت رو کردي
تا حال من بدتر بشه؟

345
00:27:53,167 --> 00:27:58,138
نه، من واقعيت رو ميگم
من براي چي بايد چنين کاري بکنم؟

346
00:28:04,411 --> 00:28:07,815
ما بايد سريعتر کاري کنيم
که بانو چويي در اين پست قرار بگيره

347
00:28:07,848 --> 00:28:12,486
البته. اگر مقامات ارشد تصميم گيري
کنن، ديگه کاري از دست بانو يونگ در

348
00:28:12,519 --> 00:28:18,692
خارج از قصر ساخته نيست. وانگهي
بيماري ، مردم رو سست ميکنه

349
00:28:18,725 --> 00:28:22,529
بانوي من، يک پرستار آمده و
يک نامه آورده

350
00:28:22,663 --> 00:28:25,699
يک نامه؟ بگو بياد داخل

351
00:28:31,171 --> 00:28:34,141
من يکي از پرستاران مرکز بهداري
بانوان دربار هستم

352
00:28:34,174 --> 00:28:37,010
بانو يونگ اين نامه را براي شما فرستادند

353
00:29:09,743 --> 00:29:12,146
من متأسفم که
شما رو مجبور کردم به اين صورت به اينجا بياييد

354
00:29:12,179 --> 00:29:13,647
مسئله اي نيست

355
00:29:13,680 --> 00:29:19,786
بانوي من، در اين دو روز، تمام بانوان دربار
به قصر برخواهند گشت

356
00:29:21,321 --> 00:29:24,091
من هم بايد برگردم

357
00:29:24,691 --> 00:29:28,762
شما چطور ميتونيد با اين حالتون براي
پادشاه غذا تهيه کنيد؟

358
00:29:28,796 --> 00:29:30,798
برگشتن به قصر با اين
وضعيت، توهين به پادشاه است

359
00:29:30,831 --> 00:29:34,768
من ميدونم که اين توهين آميز است
اما من بايد رقابت را ببينم

360
00:29:34,802 --> 00:29:36,937
لطفاًًًً اجازه بديد من برگردم

361
00:29:36,970 --> 00:29:39,506
شما به خوبي ميدونيد که يک
بانوي دربار نميتونه در قصر بميره

362
00:29:39,540 --> 00:29:43,944
و اگر يک بانوي دربار به بيماري جدي مبتلا بشه
بايد سريعاً قصر رو ترک کنه

363
00:29:43,977 --> 00:29:48,549
پس شما هم  در عوض
قصر رو ترک خواهيد کرد؟

364
00:29:48,982 --> 00:29:50,250
چي؟

365
00:29:50,317 --> 00:29:55,022
الان تصميم بگيريد
آيا به من اجازه برگشتن مي ديد؟

366
00:29:55,055 --> 00:29:58,459
يا من دارويي که براي من
مي فرستاديد رو براي

367
00:29:58,492 --> 00:30:01,228
مباشر يونگ ميفرستم

368
00:30:03,363 --> 00:30:09,670
من فهميدم که داروي من
مخصوصاً از جانب شما تجويز شده

369
00:30:10,037 --> 00:30:11,672
در مورد چي صحبت ميکنيد؟

370
00:30:11,772 --> 00:30:13,607
منظورتون چيه که
من دستور ويژه دادم؟

371
00:30:13,640 --> 00:30:19,446
علاوه بر اين، دارو خيلي
براي سلامتي من مضر است

372
00:30:19,480 --> 00:30:23,016
حتي پزشک محلي نتونست بفهمه
که اين دارو براي چيه

373
00:30:23,050 --> 00:30:25,319
اين غير ممکنه

374
00:30:25,352 --> 00:30:31,692
بانوي من، آيا ميخواهيد منو مجبور کنيد که کتاب يادداشت هاي
آشپزخانه که بايد به من ميداديد رو، براي ايشون بفرستم؟

375
00:30:33,594 --> 00:30:39,566
ايشان دست خط من رو به خوبي مي شناسند
به اين ترتيب خواهند دانست که نوشته هاي

376
00:30:39,600 --> 00:30:42,603
ده سال گذشته مال من نبوده

377
00:30:43,537 --> 00:30:47,307
اون کتاب مال بانوان دربار است
چطور ميتونيد کتاب رو به ايشون بديد؟

378
00:30:47,341 --> 00:30:50,144
واضحه که به محض
آشکار شدن اين موضوع

379
00:30:50,177 --> 00:30:55,115
جايگاه شما به عنوان بانوي مقتدر
و با اخلاق، سقوط ميکند

380
00:30:57,718 --> 00:31:01,855
و من مطمئنم که مباشر يونگ
حتماً اين کار را خواهند کرد

381
00:31:04,224 --> 00:31:07,094
آيا به من اجازه مي ديد که برگردم؟

382
00:31:26,046 --> 00:31:30,050
بانوي من، ملکه مادر
شما را احضار کرده اند

383
00:31:30,851 --> 00:31:32,286
براي چه؟

384
00:31:32,319 --> 00:31:37,024
نميدانم
بانو چويي هم احضار شده اند

385
00:31:41,028 --> 00:31:43,130
من شنيده ام که شما براي
فرستاده مينگ غذاهاي

386
00:31:43,163 --> 00:31:45,632
کاخ سلطنتي چين را تهيه کرده ايد
با اينکه ايشان ديابت داشتند

387
00:31:48,502 --> 00:31:49,870
بنشينيد

388
00:31:52,906 --> 00:31:54,708
آيا شما هم از اين موضوع مطلع بوديد؟

389
00:31:55,576 --> 00:31:57,845
من متوجه منظور شما نميشوم

390
00:31:57,978 --> 00:32:00,881
چطور جرأت کرديد اين کار رو
بکنيد با اينکه ميدونستيد فرستاده بيمار هستند؟

391
00:32:03,317 --> 00:32:06,954
و بدون اينکه اشاره اي به اين
موضوع داشته باشيد براي خودتان اعتبار قائل شديد

392
00:32:10,090 --> 00:32:14,695
اگر ملکه در اين مورد چيزي به من
نگفته بود، من هرگز مطلع نميشدم

393
00:32:17,264 --> 00:32:19,766
حال بانو يونگ چطور است؟

394
00:32:20,667 --> 00:32:22,970
هنوز کاملاً مشخص نيست

395
00:32:42,289 --> 00:32:46,927
خداي من! شما بايد قبلاًًً
همه چيز رو به من مي گفتيد

396
00:32:47,661 --> 00:32:51,999
حالا ديگه هيچ چاره اي نداريم
هيچ چاره اي نداريم

397
00:33:02,876 --> 00:33:06,580
اين سفر طولاني است. سفر خوب و سلامتي داشته باشيد

398
00:33:06,613 --> 00:33:12,419
من اکنون احساس بهتري دارم
و همه اين را به شما مديونم

399
00:33:12,753 --> 00:33:16,223
ما از بزرگواري شما سپاسگزاريم

400
00:33:16,390 --> 00:33:20,594
من مطمئن نيستم که بتوانم باز به اينجا برگردم
اما اگر شما احياناً به چين آمديد

401
00:33:20,627 --> 00:33:23,964
حتماً سري هم به ما بزنيد
من به شما غذاهاي

402
00:33:23,997 --> 00:33:26,667
چيني را نشان خواهم داد

403
00:33:26,700 --> 00:33:28,469
سپاسگزاريم

404
00:33:30,938 --> 00:33:36,109
توقف بسيار دلپذيري در اينجا داشتم
لطفاًًًً بار ديگر مراتب تشکر من را

405
00:33:36,143 --> 00:33:37,544
به اطلاع اعليحضرت برسانيد

406
00:33:37,578 --> 00:33:38,979
بله، قربان

407
00:33:54,595 --> 00:33:57,397
آيا شما دوباره به آشپزخانه
قصر برميگرديد؟

408
00:33:57,631 --> 00:34:00,734
مطمئن نيستم

409
00:34:00,767 --> 00:34:03,337
منظورتون چيه؟
مگر شما به دليل اهميت اين ديدار براي

410
00:34:03,370 --> 00:34:06,206
مدتي کوتاه به اينجا
اعزام نشده بوديد؟

411
00:34:10,944 --> 00:34:14,548
بانوي من! بانوي من! بانوي من

412
00:34:15,849 --> 00:34:17,351
اينجا چکار ميکني؟

413
00:34:17,384 --> 00:34:19,920
جانشين بانوي اول
خواستن که شما پس از اينکه

414
00:34:19,953 --> 00:34:22,222
فرستاده مينگ اينجا رو ترک کرد، پيش ايشون بريد

415
00:34:40,107 --> 00:34:43,310
بانوي من! بانوي من

416
00:34:45,712 --> 00:34:48,282
بانوي من! حال شما خوبه؟ بانوي من

417
00:35:03,063 --> 00:35:07,701
مگه يک مرده دوباره زنده شده؟
چرا اينقدر ساکتيد؟

418
00:35:07,734 --> 00:35:11,905
بانوي من، من شنيدم که شما حتي نميتونيد حرکت کنيد

419
00:35:11,939 --> 00:35:14,741
ما خيلي نگران بوديم

420
00:35:14,775 --> 00:35:18,278
من تمام نيروم رو جمع کردم
چون هنوز کارهايي هست که بايد انجام بدم

421
00:35:18,312 --> 00:35:20,080
بانوي من

422
00:35:20,314 --> 00:35:23,917
ايشون هنوز کاملاً حالشون خوب نشده
و بايد همين الان برن داخل و استراحت کنن

423
00:35:24,952 --> 00:35:26,620
متأسفم

424
00:35:28,021 --> 00:35:29,356
قربان

425
00:35:45,739 --> 00:35:47,307
بانوي من

426
00:35:48,342 --> 00:35:49,543
آيا کارها به خوبي انجام شد؟

427
00:35:49,576 --> 00:35:50,878
البته، بانوي من

428
00:35:55,282 --> 00:35:58,218
من شنيدم که شما سخت بخاطر
من کار کرده ايد

429
00:36:00,854 --> 00:36:04,658
شما نبايد بياييد خارج و اينگونه به من تبريک بگيد

430
00:36:04,691 --> 00:36:06,493
...اينطور نيست. به زودي

431
00:36:06,527 --> 00:36:09,463
اوليا حضرت ملکه مادر وارد ميشوند

432
00:36:14,368 --> 00:36:16,470
پس بر گشتيد

433
00:36:16,503 --> 00:36:17,905
بله، اوليا حضرت

434
00:36:18,572 --> 00:36:20,007
خوبه

435
00:36:20,040 --> 00:36:23,510
اين بخاطر توجهات
بزرگوارانه شماست

436
00:36:24,678 --> 00:36:27,614
من به دليل خاصي از همه
بانوان آشپزخانه خواستم

437
00:36:27,648 --> 00:36:29,483
تا در اينجا جمع شوند

438
00:36:31,418 --> 00:36:33,854
من فکر نميکردم که رقابت
ايده جالبي براي انتخاب

439
00:36:33,887 --> 00:36:36,957
بانوي اول باشد

440
00:36:37,858 --> 00:36:41,428
و پس از مرحله اول
مسابقه حتي بيشتر

441
00:36:41,462 --> 00:36:43,530
در مورد اشتباه بودن آن متقاعد شدم

442
00:36:44,565 --> 00:36:48,702
اما سرانجام به کمک ملکه
فهميدم که اشتباه ميکردم

443
00:36:52,105 --> 00:36:56,443
شما براي اينکه براي فرستاده مينگ
غذاي مناسبي تهيه کنيد ريسک زيادي کرديد، درسته؟

444
00:36:56,477 --> 00:37:01,348
بله، سرورم. در واقع اين کار يانگوم
کارآموز من بود

445
00:37:01,548 --> 00:37:03,417
بله، من در مورد اين هم شنيده ام

446
00:37:05,652 --> 00:37:10,991
من پيش از اين در مورد اين موضوع فکر
نکرده بودم تا اينکه ملکه در مورد آن با من صحبت کرد

447
00:37:11,291 --> 00:37:14,795
و من پس از شنيدن حرف هاي ملکه
بر خلاف گذشته در مورد اين مطلب فکر کردم

448
00:37:16,964 --> 00:37:20,067
ملکه پرسيد چطور تنها خصوصيت بانوي
اول ميتواند فقط خوب

449
00:37:20,100 --> 00:37:22,870
آشپزي کردن باشد در حاليکه
بايد داراي چنين اصول و

450
00:37:22,903 --> 00:37:28,208
وسعت ديدي هم باشد تا بتواند
در خواسته هاي پادشاه تغيير ايجاد کند

451
00:37:29,943 --> 00:37:33,180
و تنها در اين صورت است که
ميتوان سلامتي پادشاه را تحت کنترل در آورد

452
00:37:34,181 --> 00:37:36,817
من چنين دورانديشي نداشتم

453
00:37:38,218 --> 00:37:41,922
به اين ترتيب علي رغم اينکه من قبلاًًً اين مورد
را به عنوان يکي از مراحل اعلام نکرده بودم

454
00:37:41,955 --> 00:37:46,794
ولي با توجه به اينکه بانو هن از فرستاده مينگ
با سبزيجات و بانو چويي با

455
00:37:46,827 --> 00:37:49,563
غذاهاي سلطنتي پذيرايي کردند، من
تصميم گرفتم که اين مورد را

456
00:37:49,596 --> 00:37:52,499
به عنوان مرحله دوم رقابت اعلام کنم

457
00:37:57,337 --> 00:38:01,308
و بانو هن برنده مرحله دوم است

458
00:38:13,554 --> 00:38:18,325
و پس از يک مرحله نهايي ما
بانوي اول را انتخاب خواهيم کرد

459
00:39:11,345 --> 00:39:16,850
ممکنه که پيش از اين چيزهايي در مورد اين
کتاب شنيده باشي. اين کتابيه که نسل به نسل

460
00:39:16,884 --> 00:39:20,687
به بانوهاي اول آشپزخانه مي رسه

461
00:39:24,024 --> 00:39:28,495
عليرغم اينکه من بايد
از اين کتاب نگهداري ميکردم اما نتوانستم

462
00:39:29,997 --> 00:39:35,869
من اين کتاب را به تو نشان ميدهم
تا رقابت با شرايط يکسان برگزار شود

463
00:39:36,370 --> 00:39:38,405
منظورتون چيه؟

464
00:39:38,705 --> 00:39:41,875
شما همه مطالب اين کتاب رو
خونديد، درسته بانو چويي؟

465
00:39:44,144 --> 00:39:46,880
گيوم يونگ تو هم اين رو خوندي؟

466
00:39:49,283 --> 00:39:51,819
به اين ترتيب فقط در صورتي که بانو هن
هم اين کتاب رو بخونه شرايط يکسان خواهد بود

467
00:39:51,852 --> 00:39:53,253
اين کتاب رو مي خوني؟

468
00:39:54,655 --> 00:39:57,024
من اين رو نخواهم خوند

469
00:39:59,059 --> 00:40:05,065
شما گفتين که اين کتاب فقط براي بانوي اول درباره من اين کتاب
رو فقط در صورتي ميخونم که يک بانوي اول شده باشم

470
00:40:06,366 --> 00:40:10,471
اگر اينگونه ميخواهي
مسئله اي نيست

471
00:40:15,409 --> 00:40:24,218
يانگوم، بانوي اول آشپزخانه دربار شو

472
00:40:24,251 --> 00:40:30,090
و داستان رنج هاي من را در کتاب
محرمانه اي که به تو مي رسه بنويس

473
00:40:30,124 --> 00:40:37,197
من داستان خودم رو در کتاب
الفباي چيني تو نوشته ام

474
00:40:39,399 --> 00:40:48,976
اما اين تويي که بايد انتخاب کني
اگر نخواستي که يک بانوي دربار باشي

475
00:40:49,009 --> 00:40:55,949
يا نتوانستي بانوي
اول آشپزخانه باشي

476
00:40:55,983 --> 00:41:02,256
نبايد نوشته هاي من رو بخواني
يا براي کسي تعريف کني يا نشان کسي بدهي

477
00:41:24,211 --> 00:41:29,149
با اين حال، ما چطور ميتونيم
اين ها رو به اين صورت اينجا بياريم؟

478
00:41:29,183 --> 00:41:31,084
تو به من گفتي که او موافقت کرده
همين کافيه! نيست؟

479
00:41:31,118 --> 00:41:34,455
براي چي منتظري؟ ها؟

480
00:41:34,488 --> 00:41:37,958
اما... باشه

481
00:41:41,795 --> 00:41:42,796
اين چيه؟

482
00:41:42,830 --> 00:41:46,834
ما از امروز نوشيدني
اينجا رو تامين ميکنيم

483
00:41:46,867 --> 00:41:48,168
من چيزي در اين رابطه نشنيده ام

484
00:41:48,202 --> 00:41:52,539
آقاي مين جانگ هو بطور واضح به ما
گفتند که نوشيدني اينجا رو تامين کنيم

485
00:41:52,573 --> 00:41:54,908
پس لطفاًًًً به ايشون اطلاع بديد

486
00:41:55,008 --> 00:41:56,443
لطفاًًًً صبر کنيد

487
00:41:56,477 --> 00:41:59,213
اين نوشيدني براي شما

488
00:42:05,586 --> 00:42:08,021
آيا شما مدير مزرعه رو در
کالج سونگج کيون ملاقات کرديد؟

489
00:42:08,055 --> 00:42:11,225
بله، اما مسئله بيشتر از اينها عجيبه

490
00:42:11,258 --> 00:42:13,193
من به ايشون گفتم که کسي
داره اشقه ها رو قاچاق ميکنه

491
00:42:13,227 --> 00:42:17,498
اما او ظاهراً هيچ توجهي نکرد
اين مسئله در مورد پليس هم اتفاق افتاد

492
00:42:17,531 --> 00:42:20,400
آيا ممکنه اين مسئله به شخصي با
مرتبه بالاتر از

493
00:42:20,434 --> 00:42:22,269
پان سول چويي مربوط بشه؟

494
00:42:24,338 --> 00:42:27,574
شايع شده که رقاص خانه اي که
توسط "يون مک کي" اداره ميشه

495
00:42:27,608 --> 00:42:32,412
مال پان سول چويي هست اونها ميگن که او
با صاحب منصبان دربار در آنجا ملاقات ميکنه

496
00:42:34,214 --> 00:42:37,384
قربان، يک زوج از آبجوسازي ميخواهند
شما رو ببينند و اصرار دارند که

497
00:42:37,417 --> 00:42:40,420
شما درخواست نوشيدني داديد

498
00:42:46,560 --> 00:42:51,098
ببخشيد، ظاهراً نوشيدني ها رو دير آورديم
اينطور نيست؟

499
00:42:51,131 --> 00:42:53,500
اين مسئله ديگه تکرار نميشه

500
00:42:53,534 --> 00:42:57,404
و شما ترجيح مي ديد که هر هفته براتون
نوشيدني بياريم يا هر پنج روز يک بار؟

501
00:42:57,437 --> 00:42:58,839
هفته اي يک بار مناسبه

502
00:42:58,872 --> 00:43:01,809
مطمئناًً! ممنون

503
00:43:01,842 --> 00:43:07,648
اگر امکان داره، هزينه نوشيدني ها رو
به صورت مستقيم و در زمان تحويل به من بديد

504
00:43:09,149 --> 00:43:11,418
نوشيدني ها رو ببر داخل
بله قربان

505
00:43:15,889 --> 00:43:18,859
ممکنه چند لحظه تنها ببينمتون

506
00:43:18,892 --> 00:43:20,194
بله قربان

507
00:43:20,527 --> 00:43:22,262
آيا اون رقاص خانه
...که در موردش با من صحبت کرده بودي

508
00:43:22,296 --> 00:43:24,598
توسط يون مک کي اداره ميشه؟

509
00:43:24,832 --> 00:43:27,668
اگر در مورد رقاص خانه ها صحبت ميکنيد

510
00:43:27,701 --> 00:43:29,536
منظورتون هيانگ سانه؟

511
00:43:29,570 --> 00:43:30,404
بله

512
00:43:30,437 --> 00:43:34,408
او يکي از دخترهايي است که براي من کار ميکنه
و ميگه که تمام مردها را با

513
00:43:34,441 --> 00:43:40,380
انگشت خودش مي چرخونه
البته او هميشه از من حرف شنوي داره

514
00:43:40,981 --> 00:43:43,016
لطفاًًً من رو به اونجا ببر

515
00:43:43,050 --> 00:43:44,384
بله؟

516
00:43:47,121 --> 00:43:49,223
قربان، اينجاست

517
00:43:50,190 --> 00:43:52,192
بيا اينجا

518
00:43:53,694 --> 00:43:54,528
تو هستي؟

519
00:43:54,561 --> 00:43:56,930
امروز روز تحويل نوشيدني هاي تو نيست
پس اينجا چکار ميکني؟

520
00:43:56,964 --> 00:43:58,265
آيا باز هم نوشيدني مجاني ميخواهي؟

521
00:43:58,298 --> 00:43:59,766
ساکت باش

522
00:44:00,134 --> 00:44:03,704
من با يک صاحب منصب اومدم تا
با هيانگ سان نوشيدني بخوريم

523
00:44:03,737 --> 00:44:08,642
هيانگ سان؟ ديوانه شدي؟
حتي ثروتمندها هم او رو نمي خوان

524
00:44:08,675 --> 00:44:12,713
تو ميخواي من صداش کنم يا
ميخواي باهاش تفريح کني؟

525
00:44:13,347 --> 00:44:14,982
سريع بيارش اينجا

526
00:44:15,115 --> 00:44:16,483
دنبال من بيا

527
00:44:18,218 --> 00:44:23,490
قربان، از اين سمت لطفاًًً

528
00:44:38,305 --> 00:44:42,176
قربان شما هنوز يک کارآموز دربار هستيد
و بايد با من و هيانگ گيوم

529
00:44:42,209 --> 00:44:45,712
نوشيدني بخوريد نه با هيانگ سان

530
00:44:45,746 --> 00:44:49,049
خيلي متأسفم. من اينجا رو ترک خواهم کرد

531
00:44:49,082 --> 00:44:52,252
مسئله اي نيست
من فقط يک صاحب منصب درجه پايين هستم

532
00:44:52,286 --> 00:44:55,622
بله. اين رقاص خانه از
افراد مهم زيادي پذيرايي ميکنه

533
00:44:55,656 --> 00:44:59,460
تنها اتاق خالي اين بود

534
00:45:00,093 --> 00:45:03,464
من پان سول چويي رو ديدم وارد ميشد
آيا او زياد به اينجا مياد؟

535
00:45:03,497 --> 00:45:05,766
البته، او اغلب اوقات مياد اينجا

536
00:45:06,066 --> 00:45:08,469
بيشتر چه کسي رو ملاقات ميکنه؟

537
00:45:08,902 --> 00:45:11,071
براي چي مي پرسيد؟

538
00:45:11,305 --> 00:45:15,542
چرا؟ چرا بايد يک صاحب منصب درجه پايين اينجا بياد
مگر اينکه بخواد ارتباطاتي برقرار کنه

539
00:45:15,576 --> 00:45:19,012
و شايد به مقام بالاتري برسه

540
00:45:19,379 --> 00:45:23,517
من نميدونستم که شما چنين
هدف بزرگي داريد

541
00:45:24,418 --> 00:45:26,587
سريع به ايشون جواب بده

542
00:45:28,655 --> 00:45:31,058
با اينکه افراد زيادي با اين قصد
به اينجا ميان

543
00:45:31,091 --> 00:45:35,095
اما اونها فقط پولشون رو به هدر ميدهند
به دردسر مي افتند و برميگردند

544
00:45:35,596 --> 00:45:39,032
پس تو ميتوني کمکم کني
به من بگو چه کساني با هم ملاقات مي کنن

545
00:45:39,066 --> 00:45:41,502
و راجع به چه چيزهايي صحبت ميکنند

546
00:45:42,536 --> 00:45:45,072
اين مسئله چه چيزي براي من داره؟

547
00:45:45,773 --> 00:45:50,677
تو چي ميخواي؟

548
00:45:52,146 --> 00:45:56,650
نگران نباشيد. من او رو ادب ميکنم

549
00:45:56,683 --> 00:46:05,058
و مرتبه ديگه که به اينجا اومديد
او مطمئناًً همه چيز رو به شما خواهد گفت

550
00:46:05,392 --> 00:46:07,528
بسيار خوب، لطفاًًً اين کار رو براي من انجام بده

551
00:46:08,595 --> 00:46:13,033
براي اين کار
من نياز به مقداري پول دارم

552
00:46:13,300 --> 00:46:14,902
چقدر؟

553
00:46:14,935 --> 00:46:16,904
هزار نيانگ کافيه؟

554
00:46:17,337 --> 00:46:19,606
هز...هزار!؟

555
00:46:22,209 --> 00:46:23,610
بفرماييد

556
00:46:29,082 --> 00:46:34,988
قربان، شما در مورد هزار
مزاح کرديد، درسته؟

557
00:46:41,495 --> 00:46:43,363
هي، خبر رو شنيديد؟

558
00:46:43,397 --> 00:46:45,899
چي؟ چي شده؟

559
00:46:45,933 --> 00:46:49,336
بالاخره اتفاق افتاد

560
00:46:49,636 --> 00:46:50,771
چي؟

561
00:46:51,205 --> 00:46:54,808
ملکه مادر، بانو يونگ، بانو هن
و بانو چويي رو احضار کردند

562
00:46:54,842 --> 00:46:58,212
به همراه تمام ديگر بانوهاي اول

563
00:46:58,245 --> 00:47:00,881
چي؟ براي چي اينقدر ناگهاني؟

564
00:47:00,914 --> 00:47:03,884
شايد براي اعلام يک خبر بزرگ

565
00:47:18,432 --> 00:47:24,571
من به شما آخرين موضوع مسابقه را اعلام ميکنم
که توسط آن، بانوي اول مشخص خواهد شد

566
00:47:32,546 --> 00:47:34,915
...در مرحله آخر

567
00:47:37,184 --> 00:47:38,318
موضوعي نداريم

568
00:47:41,655 --> 00:47:45,559
موضوعي نداريم
فقط شما بايد با بيشترين توان خودتان

569
00:47:45,592 --> 00:47:48,495
غذاهايي را مشخص و
...در ايجاد طعم و سلامتي

570
00:47:52,399 --> 00:47:55,436
براي من و پادشاه آماده کنيد
...چيزهايي آماده کنيد که

571
00:47:55,469 --> 00:47:57,404
بيانگر احساسات قلبي شما باشد

572
00:48:00,207 --> 00:48:02,910
اين مرحله در روز تولد من برگزار خواهد شد

573
00:48:04,011 --> 00:48:10,284
من ميدانم که پادشاه به شما گفته اند
که جشن بزرگي براي من مهيا کنيد

574
00:48:10,317 --> 00:48:14,221
اما من به عنوان مادر ايشان
چگونه ميتوانم اجازه چنين کاري بدهم

575
00:48:14,254 --> 00:48:19,259
وقتي ايشان و پسرشان با توجه به قحطي
مراسم تولد ساده اي داشتند

576
00:48:19,827 --> 00:48:24,431
من تنها تعداد معدودي از
خويشاوندان سلطنتي را دعوت خواهم کرد

577
00:48:24,465 --> 00:48:30,104
به اين ترتيب بانو يونگ ميتوانند مراقب اوضاع باشند
و ميزهاي غذا بايد توسط شما دو نفر آماده شود

578
00:48:30,571 --> 00:48:31,905
آيا متوجه شديد؟

579
00:48:32,306 --> 00:48:33,907
بله، سرورم

580
00:48:45,319 --> 00:48:47,621
چي؟ تو متوجه شدي که چه خبره؟

581
00:48:47,788 --> 00:48:50,390
بله بانوي من. موضوع جديد

582
00:48:50,424 --> 00:48:53,660
آماده کردن بهترين غذاها با تصميم
خودشون براي پادشاهه

583
00:48:54,061 --> 00:48:59,233
بهترين غذاها با تشخيص خودشون؟
يعني چي ميتونه باشه؟

584
00:48:59,266 --> 00:49:01,635
اون ها خودشون بايد
تصميم بگيرند

585
00:49:01,668 --> 00:49:05,339
مسلماً بهترين غذا
يعني خوشمزه ترين غذا

586
00:49:05,472 --> 00:49:09,476
ايشون گفتند که بهترين غذا ،اوني هست که
با طعم، خاصيت دارويي و پرطرفدار باشه

587
00:49:09,910 --> 00:49:11,345
اين ها همون معني را دارند

588
00:49:19,686 --> 00:49:22,122
با اينکه همسر من تلاش کرد
تا با ملکه مادر در مورد

589
00:49:22,156 --> 00:49:26,794
نکات مثبت بانو چويي صحبت کنه
اما ايشان اجازه صحبت کردن به او را ندادند

590
00:49:26,827 --> 00:49:30,397
من فکر ميکنم که او مرتکب
اشتباه بزرگي در مهمانسرا شده

591
00:49:30,430 --> 00:49:32,332
من هم همين فکر رو ميکنم

592
00:49:32,666 --> 00:49:34,601
حالا ديگه چاره ديگري نداريم

593
00:49:35,669 --> 00:49:38,972
چاره ديگه اي نداريم
تو بايد خودت به کمک توانايي هات راه خودت رو

594
00:49:39,006 --> 00:49:41,108
براي پيروزي در مسابقه پيدا کني

595
00:49:43,043 --> 00:49:44,711
برنده شدن تنها راه ماست

596
00:49:45,479 --> 00:49:50,884
بله بانوي من، بردن تنها راهه
و ما برنده خواهيم شد

597
00:49:51,685 --> 00:49:53,854
البته

598
00:49:55,088 --> 00:49:57,791
به هر حال، ما مسير زيادي رو طي کرديم
اگرچه فکر نميکرديم

599
00:49:57,825 --> 00:50:02,196
که بتونيم تا اينجا پيش بريم، اما اين کار رو کرديم

600
00:50:02,229 --> 00:50:07,668
من فقط به برگزاري يک رقابت
جوانمردانه طبق وظايفم فکر ميکردم

601
00:50:08,469 --> 00:50:15,242
من متأسف نيستم. حالا همه چيز
به تو و بانو چويي وابسته است

602
00:50:15,809 --> 00:50:18,312
...نتيجه هرچه که باشه، من به اون

603
00:50:18,345 --> 00:50:20,280
به چشم اراده تقدير نگاه ميکنم

604
00:50:22,616 --> 00:50:25,452
سعي کن خودت را فدا نکني

605
00:50:26,753 --> 00:50:28,222
بله بانوي من

606
00:50:34,394 --> 00:50:35,696
يانگوم

607
00:50:48,942 --> 00:50:53,213
بانوي من، دستاي شما مي لرزند

608
00:50:55,849 --> 00:50:58,986
شما خيلي جذاب مي شيد
وقتي دستهاتون اينطور مي لرزند

609
00:51:00,154 --> 00:51:01,488
...منظوري داري

610
00:51:03,757 --> 00:51:05,092
بانوي من

611
00:51:07,394 --> 00:51:13,033
من اطمينان دارم که شما بدون توجه به
...پيروزي يا شکست راه

612
00:51:13,066 --> 00:51:16,603
خودتون رو تا انتها ادامه مي ديد

613
00:51:22,309 --> 00:51:28,649
اگرچه دستان شما ممکنه بلرزه
اما من مطمئنم که قلب شما نمي لرزه

614
00:51:29,616 --> 00:51:31,718
شما چنين انساني هستيد

615
00:51:41,061 --> 00:51:48,235
من از يک زن کارگر
در يک رقاص خانه متولد شدم

616
00:51:51,605 --> 00:51:59,146
اما يک روز وقتي نزديک بود که
يک کارآموز دربار به من تجاوز کنه

617
00:51:59,179 --> 00:52:04,551
يک دختر همسن و سال من پيدا شد

618
00:52:09,790 --> 00:52:18,098
من نميدونم چطور اين کار رو کرد
اما او به شدت با اون شخص برخورد کرد

619
00:52:18,132 --> 00:52:23,036
اون کارآموز دربار
بدون کلمه اي رفت

620
00:52:23,470 --> 00:52:26,807
و من به دنبال اون دختر رفتم

621
00:52:27,808 --> 00:52:32,513
با اينکه او از طبقه اشراف بود

622
00:52:32,546 --> 00:52:37,117
چيزهايي ميخورد که
از غذاي يک کارگر مثل من بدتر بود

623
00:52:37,518 --> 00:52:45,359
تنها توانايي من آشپزي بود
پس تصميم گرفتم براي او آشپزي کنم

624
00:52:49,363 --> 00:53:02,309
"او به من گفت "تو خيلي خوب غذا مي پزي
...من فکر ميکنم اين اولين تحسيني بود

625
00:53:02,342 --> 00:53:06,046
که در تمام زندگيم شنيده بودم

626
00:53:08,749 --> 00:53:16,190
و سپس يک روز با او که من رو راهنمايي ميکرد
يک بانوي دربار رو ديدم که بانوهاي

627
00:53:16,223 --> 00:53:23,897
آينده دربار رو انتخاب ميکرد و به اين ترتيب
با هم براي خواندن و آشپزي به قصر اومديم

628
00:53:27,401 --> 00:53:33,307
اگر به خاطر او نبود
من اينجا نبودم

629
00:53:38,712 --> 00:53:45,486
من واقعاًًً ميخوام تا به
قولي که به او دادم عمل کنم

630
00:54:19,620 --> 00:54:21,522
ميونگ

631
00:54:34,701 --> 00:54:39,606
من و دوستم سرکه خرمالويي
آماده کرديم و اون رو دفن کرديم

632
00:54:39,640 --> 00:54:42,843
ما تصميم گرفتيم اون به کسي برسد که
بانوي اول آشپزخانه بشه

633
00:54:42,876 --> 00:54:46,747
پس از گذشت دهها سال
به عنوان نشانه وفاداري

634
00:54:56,323 --> 00:55:00,360
تصميم گرفتيم اين رو به کسي که
بانوي اول بشه بديم

635
00:55:00,394 --> 00:55:05,499
اما من بايد از اين استفاده کنم
اشکال نداره، درسته، ميونگي؟

636
00:55:05,966 --> 00:55:09,470
تو اجازه ميدي، مگه نه؟

637
00:55:42,035 --> 00:55:46,540
زير درخت در محوطه پشتي
زير درخت در محوطه پشتي

638
00:55:49,643 --> 00:55:52,412
سرکه خرمالوي مادر من

639
00:56:33,687 --> 00:56:36,023
درخت کاج، درخت کاج

640
00:56:38,826 --> 00:56:42,062
به عنوان بهترين غذا
براي پادشاه خوراک لاک پشت درست کن

641
00:56:43,564 --> 00:56:45,866
ميونگ، ميونگ

642
00:56:53,607 --> 00:56:55,109
خوراک لاک پشت

643
00:56:59,179 --> 00:57:01,849
هرزماني که من کرم قارچ
رو در خوراک لاک پشت مي بينم

644
00:57:01,882 --> 00:57:04,084
به يادم مي افته که چقدر شبيه تو هستند

645
00:57:04,118 --> 00:57:05,986
مي گويند : آنها در طول زمستان تبديل به حشره ميشوند

646
00:57:06,019 --> 00:57:08,989
و در طول تابستان به قارچ تبديل ميشوند

647
00:57:09,022 --> 00:57:10,624
چه ربطي داره؟

648
00:57:10,657 --> 00:57:15,696
نميدونم. اين فقط غمناکه
حتي با اينکه کل زندگي اون غمناکه

649
00:57:15,729 --> 00:57:20,434
خيلي براي کسي که اون رو ميخوره
مفيده. درست مثل تو

650
00:57:20,734 --> 00:57:30,444
:: IR-DL.COM ::

