1
-00:00:10,017 --> -00:00:00,007
:: IR-DL.COM ::

2
00:00:04,131 --> 00:00:08,168
...در حقيقت ، من از آموزگارم رنجيدم

3
00:00:09,169 --> 00:00:11,538
من فکر کردم که او درباره
...استعدادم نسنجيده قضاوت کرده

4
00:00:11,572 --> 00:00:17,311
استعدادي که بعد از هر کاري
که درست انجامش ميدادم خودش تحسينش ميکرد

5
00:00:18,045 --> 00:00:25,652
اما اينطوري نبود
تلاش من براي غلبه بر شخص ديگري بود

6
00:00:27,354 --> 00:00:32,693
و حتي اينجا هم ، من فقط سعي ميکردم تا
روشهاي سِري و محرمانه مردم رو بفهمم

7
00:00:32,893 --> 00:00:39,132
اما هيچ روش سري وجود نداشت
...تنها روش سري

8
00:00:39,166 --> 00:00:43,036
مشقت و سختي کشيدن و
از خود گذشتگي در تهيه اون بود

9
00:00:48,108 --> 00:00:50,177
برنجي که من آماده کردم
فکر ميکردم بايد قابل استفاده باشد

10
00:00:50,210 --> 00:00:53,514
اما تکنيک اون مرد بود
...که آرزوي دايه رو قبل از مرگ به

11
00:00:53,547 --> 00:00:57,384
واقعيت تبديل کرد
اما من نتونستم قلبش را متاثر کنم

12
00:00:57,417 --> 00:01:01,321
اما برنج اون مرد درستکار
قلب او رو متأثر کرد

13
00:01:03,156 --> 00:01:07,494
به همين خاطر بانو هن گفت که
استعداد من برام تبديل به سم شده

14
00:01:08,061 --> 00:01:10,497
چون او ميترسيد
من فقط به آن وابسته بشم

15
00:01:10,531 --> 00:01:14,468
من به تو به خاطر همچنين
معلمي حسوديم ميشه

16
00:01:15,302 --> 00:01:17,938
اون احتمالاًً ميترسيد که تو
فقط با اتکا به اين استعداد به زندگيت ادامه بدي

17
00:01:17,971 --> 00:01:21,108
با معذرت خواستن از معلمت
ميتوني به هدفت برسي

18
00:01:22,709 --> 00:01:27,047
اما من به تو اطمينان دارم
اگرچه تو اشتباه کردي

19
00:01:27,080 --> 00:01:32,252
تو کسي هستي که نميتوني از اميد و آرزوي
خودت چشم پوشي کني

20
00:01:32,286 --> 00:01:35,756
آرزويي که با پختن غذا لبخند روي لبان
کسي که غذا رو ميخوره ببيني

21
00:01:48,302 --> 00:01:49,937
(قسمت هفدهم)

22
00:01:50,537 --> 00:01:54,107
يانگوم! يانگوم! اينو جاگذاشته بوديد
درسته؟

23
00:01:54,141 --> 00:01:55,809
دوباره اينو فراموش کردم

24
00:01:55,843 --> 00:01:58,312
تو اينو کنار منقل گذاشته بودي

25
00:01:58,345 --> 00:02:00,714
تو هنوز از اين مداد بزرگ استفاده ميکني؟

26
00:02:01,248 --> 00:02:02,216
بله

27
00:02:03,450 --> 00:02:06,320
بهر حال ، آقا، شما چرا
اينجا ايستاديد؟

28
00:02:06,353 --> 00:02:08,288
چطور؟ مشکلي پيش اومده؟

29
00:02:08,322 --> 00:02:12,025
الان زمان نوشيدنه
ساعت نزديک هشته

30
00:02:14,361 --> 00:02:18,565
چرا شما فکر ميکنيد ساعت هشت وجود داره؟
الان ما ميتونيم بريم و بنوشيم

31
00:02:18,599 --> 00:02:21,168
شما خودتون بهتر ميدونيد؟ درسته؟

32
00:02:21,201 --> 00:02:22,603
چرا شما چيزي نمينوشيد؟

33
00:02:22,636 --> 00:02:27,207
آه نه، اينجا معبده
...و اگر من اينجا بنوشم

34
00:02:27,241 --> 00:02:33,380
اتفاق بدي براي من ميافته
بريم

35
00:03:17,357 --> 00:03:22,329
من وقتي توي خونمون زندگي ميکردم
عاشق مردي که اينجا زندگي ميکرد شدم

36
00:03:22,362 --> 00:03:24,965
تو ديوونه اي

37
00:03:26,133 --> 00:03:30,437
او امتحان "ساما" رو در
شانزده سالگي گذروند

38
00:03:30,804 --> 00:03:32,005
پس؟

39
00:03:33,307 --> 00:03:39,146
بزرگان خانواده من به بزور خواستند
که من بانوي آشپزخانه دربار بشم

40
00:03:40,180 --> 00:03:45,652
تو اينو هم ميدوني
که بانوي آشپزخانه زن پادشاه به حساب مياد

41
00:03:47,421 --> 00:03:53,927
پس من الان اينو درک ميکنم
من نبايد اونو در قلبم جا بدم

42
00:03:56,296 --> 00:04:00,033
او از طبقه صاحب منصبان
و من از طبقه متوسط هستم

43
00:04:00,567 --> 00:04:07,341
اون خادم آينده پادشاهه و
من زن پادشاه هستم

44
00:04:44,578 --> 00:04:48,282
کاربرد اينها براي يک دفتر کوچک هست
شما مداد کوچکتر از اينها هم داريد؟

45
00:04:50,184 --> 00:04:51,919
اين چطوره؟

46
00:05:01,061 --> 00:05:03,130
شما هنوز از اين مداد بزرگ استفاده ميکنيد؟

47
00:05:03,163 --> 00:05:04,431
بله

48
00:05:47,941 --> 00:05:51,211
شما شقايق پيچ، رويينه و جوز هندي
رو توي حياط خشک ميکنيد؟

49
00:05:51,245 --> 00:05:56,049
يا بالاي پشت بام اونها رو کامل خشک ميکنيد؟ ها؟

50
00:05:56,083 --> 00:05:57,417
...بله درسته

51
00:05:57,451 --> 00:06:00,888
و قارچها رو زير درخت خشک ميکنيد؟

52
00:06:00,921 --> 00:06:03,357
جايي که باد بيشتري مي وزد، درسته؟

53
00:06:03,390 --> 00:06:05,192
اين همه اون کاريه که من ميکنم

54
00:06:05,225 --> 00:06:06,527
خيلي خب

55
00:06:09,296 --> 00:06:10,631
از اين استفاده کن

56
00:06:11,598 --> 00:06:15,969
اين يکي از مدادهاي منه، من زياد دارم
پس شما ميتونيد از اين استفاده کنيد

57
00:06:16,003 --> 00:06:19,640
به نظر ميرسه اين مداد بزرگ
شما رو ناراحت کرده

58
00:06:19,873 --> 00:06:22,576
بله. ممنون

59
00:06:23,177 --> 00:06:27,047
آقا، من يک گياهي ديدم
که شما روي اون شبنم ميريختيد

60
00:06:27,080 --> 00:06:29,850
...آه، اون...شما بهش چي ميگيد

61
00:06:29,883 --> 00:06:35,389
آه ، اون از منطقه "هوونگ سونگ ، گنگ وون دو " اومده

62
00:06:39,726 --> 00:06:43,230
ملکه مادر دومين مرحله مسابقه رو تعيين کرده

63
00:06:43,730 --> 00:06:46,834
دکتر دستور داده که در غذاي پادشاه
گوشت نباشه

64
00:06:46,867 --> 00:06:51,972
چون ايشون بيماري پوستي دارند
و ملکه مادر خيلي نگران هستند

65
00:06:52,005 --> 00:06:56,543
که شايد خطرناک باشه
بنابراين ايشون از شما خواستند تا ماهي خام پيدا کنيد

66
00:06:56,577 --> 00:06:59,379
که ايشون بتونند تمام سال رو از اون استفاده بکنند

67
00:07:02,282 --> 00:07:08,322
اما اگه اين ماهي توي سرکه نباشه
ما فقط ميتونيم براي زمستان استفاده کنيم

68
00:07:08,355 --> 00:07:12,025
پس فکر کردي به چه علت اين رو به عنوان
مسابقه اعلام کردند؟ دکتر به ايشون گفته که

69
00:07:12,059 --> 00:07:14,194
ماهي خام براي پوست پادشاه خوبه

70
00:07:16,029 --> 00:07:19,533
بهبود حال پادشاه

71
00:07:19,566 --> 00:07:23,337
از وظايف دربار و تمام مردمه

72
00:07:23,937 --> 00:07:29,343
تمام تلاشتون رو براي پيدا کردن  روش و راهي بکنيد
شما فقط هفت روز فرصت داريد

73
00:07:29,910 --> 00:07:31,144
بله بانوي من

74
00:07:35,749 --> 00:07:39,253
مگه به تو نگفتم تا وقتي من سرما خوردم
تو به اتاق غذاهاي سبک  برو؟

75
00:07:39,286 --> 00:07:40,187
!آه

76
00:07:40,220 --> 00:07:44,591
چرا منو نفرستاديد؟
من اونجا رو دوست دارم، چون ميتونم زياد بخورم

77
00:07:45,092 --> 00:07:46,994
ببخشيد بانوي من

78
00:07:47,027 --> 00:07:49,196
من فکر کردم بايد به جاي دوتا دختري بيام که
اونها هم سرما خورده بودند

79
00:07:50,364 --> 00:07:52,332
من هم از اونها گرفتم

80
00:07:53,033 --> 00:07:54,535
به هر حال من سريع به اونجا ميرم

81
00:07:54,568 --> 00:07:58,205
فراموشش کن و بيشتر از اين اوقات منو تلخ نکن
حالا همه چيز  کامل وتمام شد

82
00:07:58,338 --> 00:07:59,239
بانوي من

83
00:07:59,273 --> 00:08:00,440
فراموشش کن

84
00:08:00,541 --> 00:08:01,542
...بانوي من

85
00:08:01,575 --> 00:08:03,377
گفتم فراموشش کن

86
00:08:05,812 --> 00:08:07,147
اون اينجاست بانوي من

87
00:08:07,181 --> 00:08:08,849
کي؟ گيوم يونگ؟

88
00:08:08,882 --> 00:08:09,750
بله

89
00:08:09,783 --> 00:08:12,719
خوبه. به موقع براي مسابقه رسيد

90
00:08:14,988 --> 00:08:17,057
بانوي من ، مسابقه جديد اعلام شده؟

91
00:08:17,090 --> 00:08:18,425
بله

92
00:08:18,692 --> 00:08:21,328
برم و به يانگوم بگم برگرده؟

93
00:08:21,495 --> 00:08:23,163
حالت بهتر شده؟

94
00:08:23,197 --> 00:08:26,433
نه ... تبم هنوز پايين نيومده

95
00:08:26,466 --> 00:08:27,835
پس برو داخل و استراحت کن

96
00:08:27,868 --> 00:08:29,136
بله بانوي من

97
00:08:31,071 --> 00:08:32,573
گيوم يونگ، اينجايي؟

98
00:08:33,307 --> 00:08:34,274
بله

99
00:08:36,143 --> 00:08:38,879
کجا رفته بودي؟
به خانه برادر من نرفتي؟

100
00:08:38,912 --> 00:08:41,281
من فقط رفته بودم تا مقداري هواي تازه تنفس کنم

101
00:08:41,315 --> 00:08:45,686
تو به تغيير احتياجي نداري
عنوان مسابقه دوم هم تعيين شد

102
00:08:45,719 --> 00:08:48,055
اون چيه؟

103
00:08:48,088 --> 00:08:52,493
او واقعاًًً باهوشه ما نسبت به بانو هن از
مزايا و امکانات بيشتري برخورداريم

104
00:08:54,995 --> 00:08:58,699
او از ما خواسته تا ماهي خام براي پادشاه بياوريم

105
00:08:59,867 --> 00:09:02,436
...اما الان آوردن ماهي زنده

106
00:09:02,469 --> 00:09:05,939
...از کجا ميتونيم در کمترين زمان

107
00:09:05,973 --> 00:09:08,308
ماهي زنده به قصر بياريم؟

108
00:09:08,809 --> 00:09:10,577
منظورتون دايي هست؟

109
00:09:10,611 --> 00:09:13,580
درسته
....فقط اون ميتونه يخ پيدا کنه

110
00:09:13,614 --> 00:09:16,016
و به قصر بياره

111
00:09:16,183 --> 00:09:20,821
ملکه مادر قصد داره هرچه سريعتر
مسابقه رو تموم کنه

112
00:09:21,321 --> 00:09:24,558
...پس يعني اين مسابقه

113
00:09:24,591 --> 00:09:27,327
پايان کار بانو هن و يانگومه؟

114
00:09:27,628 --> 00:09:30,164
درسته ، مطمئناًً

115
00:09:38,005 --> 00:09:41,108
بانوي من، من به خاطر فشار زيادي
که شما به خودتون مي آوريد نگرانتون هستم

116
00:09:41,141 --> 00:09:44,478
چون امروز ميخواهم از قصر خارج بشم

117
00:09:44,511 --> 00:09:46,847
فقط نگران خودت باش

118
00:09:48,015 --> 00:09:50,417
راهي پيدا کردي؟

119
00:09:51,018 --> 00:09:52,386
نه هنوز

120
00:09:53,020 --> 00:09:57,224
اگر الان يانگوم با تو بود
شايد ميتونست کمکت کنه

121
00:10:00,294 --> 00:10:01,895
...چرا يون سنگ رو نميفرستي

122
00:10:01,929 --> 00:10:06,900
بانوي من ، من برخواهم گشت
فکر ميکنم شايد وقت ديگري اين کار رو انجام بدم

123
00:10:13,807 --> 00:10:15,776
!بانوي من ! بانوي من

124
00:10:15,809 --> 00:10:19,746
!دکتر! دکتر

125
00:10:23,317 --> 00:10:24,885
بانوي من

126
00:11:42,996 --> 00:11:45,465
لطفاًًً يک لحظه با من بياييد

127
00:11:59,446 --> 00:12:00,647
چي شده؟

128
00:12:00,681 --> 00:12:03,083
شما ميخواستيد در مورد راز اون غذا صحبت کنيد؟

129
00:12:03,116 --> 00:12:10,257
آه بله ... اما من اشتباه کردم
نميخواهم دوباره همون اشتباه رو تکرار کنم

130
00:12:10,290 --> 00:12:14,394
من از اين هر روز استفاده ميکردم و
فکر نميکردم اين موضوع اينقدر مهم باشه

131
00:12:14,428 --> 00:12:17,531
وقتي سبوس لوبيا رو دمپخت ميکني
که در ضمن ترکيبي از

132
00:12:17,564 --> 00:12:22,002
،ماهي کولي خشک شده
قارچ و مقداري سبزي هست

133
00:12:22,035 --> 00:12:26,874
اين مزه غذا رو بهتر ميکنه وقتي
براي معبد غذايي مناسب موجود نيست

134
00:12:26,907 --> 00:12:33,046
بعضي مواقع هم ميتوني از گوشت خشک شده
بجاي ماهي کولي استفاده کني

135
00:12:33,080 --> 00:12:35,282
اين يک راز در درست کردن غذا هست؟

136
00:12:36,316 --> 00:12:38,952
مطمئناًً

137
00:12:38,986 --> 00:12:41,522
پس برو و از اون استفاده بکن

138
00:12:42,256 --> 00:12:44,725
پادشاه بيچاره! چطور اون يک همچين
چيزي رو نميدونست؟

139
00:12:44,758 --> 00:12:47,728
و چيزي رو ميخورده که مزه خوبي نداشته؟

140
00:13:04,344 --> 00:13:05,679
شما بخاطر اينکه اينجا را ترک ميکنيد ناراحتيد؟

141
00:13:05,712 --> 00:13:07,114
بله

142
00:13:07,714 --> 00:13:09,183
من هم همينطور

143
00:13:09,449 --> 00:13:14,288
من هم همينطور. اگه به خونه برم، مثل ماهي کولي
همسرم منو سرخ ميکنه

144
00:13:14,321 --> 00:13:17,958
مثل پولکهاي خشک شده کوبيده ميشم
يا مثل علفها خشک ميشم

145
00:13:17,991 --> 00:13:20,861
يا مثل برنجهاي رو زمين ضربه و لگد ميخورم

146
00:13:20,894 --> 00:13:24,198
يانگوم، بيا همينجا بمونيم

147
00:13:24,231 --> 00:13:25,599
... داگو

148
00:13:25,732 --> 00:13:30,671
تو گفتي که ناراحتي اينجا رو ترک ميکني
تو نگفتي؟

149
00:13:30,704 --> 00:13:34,374
اما من کنجکاوم، بدونم
چه اتفاقي در طول مسابقه افتاده

150
00:13:45,853 --> 00:13:47,654
يخها رو آورديد؟

151
00:13:47,688 --> 00:13:48,689
بله قربان

152
00:13:48,722 --> 00:13:53,026
بريد و کوزه ها رو پر از آب دريا بکنيد
و چند تا ماهي زنده هم بياريد

153
00:13:53,060 --> 00:13:54,428
بله قربان

154
00:13:54,595 --> 00:13:58,632
اگه موفق بشيم ميتونيم ماهيها رو
به قصر بفروشيم

155
00:13:58,665 --> 00:14:01,335
يا با بالاترين قيمت به صاحب منصبان

156
00:14:01,368 --> 00:14:04,571
بله ما ميتونيم در اين راه موفق بشيم

157
00:14:51,585 --> 00:14:54,354
اينجا چيکار ميکنيد!؟
اينجا اقامتگاه بانوهاي دربار هست

158
00:14:54,388 --> 00:14:56,590
ميدونم، من در اولين فرصت اجازه نامه
ورود را دريافت خواهم کرد

159
00:14:56,623 --> 00:14:59,393
پس لطفاًًً منو پيش بانوي اول آشپزخانه ببريد

160
00:15:00,828 --> 00:15:01,662
دنبال من بياييد

161
00:15:01,695 --> 00:15:07,334
صبر کن، تو اينجا بمان
اون نبايد ازاينجا فرار کنه

162
00:15:07,734 --> 00:15:09,102
بله قربان

163
00:15:19,413 --> 00:15:20,981
چيه؟ چي شده؟

164
00:15:21,014 --> 00:15:24,418
ما در حال تحقيق روي
صاحب امتياز (مالک)يک مکان نا مشخصي بوديم

165
00:15:24,451 --> 00:15:26,954
که امروز پي به حضور يک فرد مشکوک شديم

166
00:15:26,987 --> 00:15:27,754
و؟

167
00:15:27,788 --> 00:15:30,891
وقتي اون فرد رو تعقيب ميکرديم
يکي از سربازان گفت

168
00:15:30,924 --> 00:15:34,127
اونو ديده که به اينجا اومده
پس لطفاًً به ما اجازه بديد اتاقها رو بگرديم

169
00:15:34,361 --> 00:15:37,197
باشه مشکلي نيست، دنبال من بياييد

170
00:15:44,571 --> 00:15:50,177
گوش کنيد
لباسهاتون رو بپوشيد و بياييد بيرون

171
00:16:15,235 --> 00:16:17,971
چرا چراغ اون دو تا اتاق خاموشه؟

172
00:16:18,005 --> 00:16:20,674
اون اتاق بانوهاي درباره
و الان به دستور ملکه مادر

173
00:16:20,707 --> 00:16:22,476
براي انجام کاري بيرون از قصر هستند

174
00:16:23,777 --> 00:16:26,079
اول اون اتاقها رو بگرديد

175
00:16:26,113 --> 00:16:27,147
بله قربان

176
00:16:35,489 --> 00:16:37,758
با دقت بگرديد

177
00:16:37,791 --> 00:16:38,926
بله قربان

178
00:16:53,040 --> 00:16:54,074
با دقت بگرديد

179
00:16:54,107 --> 00:16:55,209
بله قربان

180
00:17:18,799 --> 00:17:19,833
صبر کنيد

181
00:17:31,712 --> 00:17:33,013
!اي پست فطرت

182
00:17:37,084 --> 00:17:41,588
قربان! من مرتکب هيچ کاراشتباهي نشده ام

183
00:17:41,622 --> 00:17:43,023
اونو ببريد بيرون

184
00:17:43,056 --> 00:17:43,657
بله قربان

185
00:17:43,690 --> 00:17:45,826
!قربان! قربان

186
00:17:54,601 --> 00:17:56,370
از کمک شما متشکرم

187
00:17:56,837 --> 00:17:58,672
....آه، قابلي نداشت

188
00:18:07,114 --> 00:18:10,851
بانوي من! چه اتفاقي افتاده؟

189
00:18:11,051 --> 00:18:14,588
من شنيدم يک مشکل رسمي و دولتي بود

190
00:18:14,621 --> 00:18:16,356
يک مشکل دولتي؟

191
00:18:16,390 --> 00:18:18,392
نميدونم
اينجا رو مثل اولش تميز کنيد

192
00:18:18,425 --> 00:18:22,830
بانو چويي اگه اينجارو اينجوري ببينه
جا ميخوره

193
00:18:22,863 --> 00:18:24,164
بله بانوي من

194
00:18:26,934 --> 00:18:29,603
اينو ببينيد!... خيلي قشنگه

195
00:18:29,636 --> 00:18:33,140
من هم يکي مثل اين دارم! خيلي قشنگه

196
00:18:33,640 --> 00:18:36,343
....بگذار اينو امتحان کنم

197
00:18:54,828 --> 00:18:57,231
اين قشنگ نيست؟

198
00:18:59,700 --> 00:19:05,305
فکر ميکني قيمت اين چقدر ميتونه باشه؟
مطمئناً اين ها خيلي گرونن

199
00:19:05,339 --> 00:19:09,510
اين به قشنگيه اونيه که ملکه داره

200
00:19:09,543 --> 00:19:11,778
کي ما هم ميتونيم يک همچين چيزهايي داشته باشيم؟

201
00:19:18,619 --> 00:19:23,657
!چه انسانهاي بي وجداني
...اين کتاب که بايد

202
00:19:23,690 --> 00:19:27,594
به بانوي اول آشپزخانه برسه
به بانو چويي داده شده

203
00:19:27,628 --> 00:19:33,600
بانو چويي ، تو الان
واقعاًًً به من بي احتراميکردي

204
00:19:38,038 --> 00:19:39,907
لطفاًً آنها رو بفرستيد
و تو اونها رو تحويل بگير

205
00:19:39,940 --> 00:19:45,746
مطمئناً، نگران نباشيد، فقط آماده باشيد
براي بانوي اول آشپزخانه شدن

206
00:19:54,955 --> 00:19:57,558
مشتريهايي که اشقه رو بخرن ، پيدا کردي؟

207
00:19:57,591 --> 00:20:02,462
بله، معامله فردا شب انجام ميشه
...اما

208
00:20:02,896 --> 00:20:03,730
چي شده؟

209
00:20:03,764 --> 00:20:06,333
چند نفر اين اطراف در مورد قيمتهاي

210
00:20:06,366 --> 00:20:08,168
اشقه برداشت شده مزرعه ها سوال ميکردند

211
00:20:08,402 --> 00:20:10,771
واقعاًً؟
کيا بودند؟

212
00:20:10,804 --> 00:20:13,807
آنها شبيه بازرگانان عادي بودند

213
00:20:13,841 --> 00:20:18,011
اما اگه بخوان پول خوبي بدن
پس چرا سوال ميکردند؟

214
00:20:18,045 --> 00:20:21,381
...بله، به نظر ميرسه

215
00:20:21,882 --> 00:20:25,285
چي شده؟ چيز مشکوکي ديدي؟

216
00:20:25,319 --> 00:20:27,387
نه

217
00:20:31,124 --> 00:20:33,327
ما افرادي رو ديديم که
نشان دولتي داشتن

218
00:20:33,360 --> 00:20:34,328
واقعاًً؟

219
00:20:34,361 --> 00:20:36,530
اونها افراد مرتبط با قصر بودند

220
00:20:36,563 --> 00:20:37,564
همونطوري که گفته بودي

221
00:20:37,598 --> 00:20:41,235
پس بهتره شناخته نشيم
بايد محرمانه تحقيق کنيم

222
00:20:41,268 --> 00:20:41,535
بله

223
00:20:41,568 --> 00:20:44,238
و اونجا چه اتفاقي افتاد؟

224
00:20:44,271 --> 00:20:47,174
الان چندين ساله که محصول
زمين کم نشده

225
00:20:47,207 --> 00:20:48,342
واقعاًً؟

226
00:20:48,375 --> 00:20:55,716
و ما فهميديم که اشقه ها براي بازرگان معروف
پان سول چويي فرستاده ميشه

227
00:20:55,749 --> 00:21:00,554
پان سول چويي؟... خوبه
من اينو به مقامهاي بالاتر گزارش ميدم

228
00:21:00,587 --> 00:21:01,889
بله قربان

229
00:21:19,406 --> 00:21:20,541
يون سنگ ... چانگ يي

230
00:21:21,508 --> 00:21:25,179
چطور برگشتي؟
حال دايه بهتر شده؟

231
00:21:25,212 --> 00:21:29,383
نه...اون مرد
....پزشک احتمالاً درباره اين موضوع چيزهايي

232
00:21:29,416 --> 00:21:31,051
به ملکه گفته

233
00:21:31,084 --> 00:21:35,022
واقعاًً؟
ملکه الان بايد خيلي ناراحت باشه

234
00:21:35,189 --> 00:21:35,656
بله

235
00:21:35,689 --> 00:21:39,827
اما چطور آشپزخانه اينقدر خلوته؟
بقيه کجان؟

236
00:21:39,860 --> 00:21:42,196
بانو چويي و بانو هن
براي دومين دور مسابقه

237
00:21:42,229 --> 00:21:44,731
بيرون از قصر هستند

238
00:21:44,765 --> 00:21:47,768
بعلاوه بانو مين و چند تا از بانوهاي
آينده دربار هم سرما خوردن

239
00:21:47,801 --> 00:21:50,904
پس ما بايد همه کارها رو بکنيم
اما تا وقتي که تو اينجايي

240
00:21:50,938 --> 00:21:52,739
فکر ميکنم ما بتونيم کمي استراحت بکنيم

241
00:21:52,773 --> 00:21:54,007
موضوع ايندفعه مسابقه چيه؟

242
00:21:54,041 --> 00:21:56,410
چرا کارهاتون رو انجام نميديد؟

243
00:21:57,244 --> 00:21:59,313
بانوي من، من برگشتم

244
00:21:59,913 --> 00:22:00,948
خوبه

245
00:22:03,517 --> 00:22:05,552
او هنوز بايد ناراحت باشه

246
00:22:07,221 --> 00:22:09,790
در هر صورت من نگرانم که
او بتونه ماهي اي رو پيدا کنه

247
00:22:09,823 --> 00:22:11,625
که ما بتونيم تمام سال اونو بخوريم؟

248
00:22:12,259 --> 00:22:16,263
ماهي خامي که بشه تمام فصل اونو خورد؟
اين موضوع مسابقه دومه؟

249
00:22:16,296 --> 00:22:19,533
بله، اما به نظر ميرسه نتونسته
هنوز چيزي پيدا کنه. نه؟

250
00:22:20,501 --> 00:22:26,406
شايع شده ملکه مادر براي اين، اين موضوع رو
انتخاب کرده تا بانو چويي برنده بشه

251
00:22:26,440 --> 00:22:29,042
چون بازرگان چويي ميتونه اينو پيدا کنه

252
00:22:29,309 --> 00:22:32,446
بانوي من، چيزي پيدا کرديد؟

253
00:22:33,080 --> 00:22:35,249
ساکت باش، کارتو بکن

254
00:22:38,919 --> 00:22:40,220
تو برگشتي؟

255
00:22:40,254 --> 00:22:41,321
بله بانوي من

256
00:22:58,806 --> 00:23:01,275
ما خيلي وقته که با هم هستيم

257
00:23:01,308 --> 00:23:03,277
اما اينجا افراد زيادي نيستند

258
00:23:03,310 --> 00:23:05,979
که مثل ما با هم دوست نباشند

259
00:23:06,013 --> 00:23:12,252
بله، ...من خيلي معاشرتي نيستم
من فقط با ميونگ صحبت ميکردم

260
00:23:13,720 --> 00:23:16,089
تو هنوز منو به خاطر اون ماجرا سرزنش ميکني؟

261
00:23:18,091 --> 00:23:21,495
فقط به خاطر اينکه بانو يونگ گفته
و من هم ميخوام

262
00:23:21,528 --> 00:23:24,031
مطيع نتيجه مسابقه باشم

263
00:23:24,064 --> 00:23:25,866
پيداش کردي؟

264
00:23:26,733 --> 00:23:28,101
نه هنوز

265
00:23:33,874 --> 00:23:37,611
بانو هن نميخواد منو ببخشه

266
00:23:37,644 --> 00:23:42,883
من فهميدم که کاراشتباهي کردم
اگه منو نبخشه چه اتفاقي مي افته؟

267
00:23:44,551 --> 00:23:47,588
اما تو هنوز اينجا کسي رو داري

268
00:23:52,659 --> 00:23:56,163
کسي که من اونو خيلي ميخوام

269
00:23:56,196 --> 00:24:01,668
کسي که فکرش هميشه در قلب منه

270
00:24:01,702 --> 00:24:04,304
تو کسي رو داري

271
00:24:15,282 --> 00:24:16,183
چيزي شده؟

272
00:24:16,216 --> 00:24:19,753
من دوست دارم از الان هر روز اون کتاب رو بخونم

273
00:24:19,786 --> 00:24:23,157
بله،... اما تو نبايد اونو از اينجا خارج کني
همينجا بخونش

274
00:24:23,190 --> 00:24:26,793
حتما، من ميخوام تمرينات سخت تري رو شروع کنم

275
00:24:26,827 --> 00:24:30,230
و به خانواده ام وفادار بمونم

276
00:24:30,497 --> 00:24:33,967
مثل اينکه بيرون رفتنت موثر بوده
طرز فکرت تغيير کرده

277
00:24:34,001 --> 00:24:40,874
بله، من فهميدم غذا و خانواده من
از موضوعات خيلي مهمند

278
00:24:56,657 --> 00:24:58,725
!هونگ! هونگ

279
00:25:08,402 --> 00:25:11,472
من همين الان ميخواستم برم خونه
چيزي شده؟

280
00:25:11,505 --> 00:25:13,507
تو اتاق منو تميز کردي؟

281
00:25:13,540 --> 00:25:16,076
وقتي شما رفتيد، من اتاقتون رو تميز کردم

282
00:25:16,109 --> 00:25:17,978
داخل گنجه رو هم تميز کردي؟

283
00:25:18,011 --> 00:25:22,115
نه... شما به من گفته بوديد
نبايد اونجا رو تميز کنم

284
00:25:22,149 --> 00:25:25,786
پس چه اتفاقي افتاده؟
چه کسي داخل اتاق من شده!؟

285
00:25:26,286 --> 00:25:28,922
!يانگرو! يانگرو

286
00:25:28,956 --> 00:25:30,190
بله بانوي من

287
00:25:32,059 --> 00:25:34,928
وقتي من نبودم اتفاقي افتاده؟

288
00:25:34,962 --> 00:25:37,731
آيا بانوي بازرس اتاقها رو چک کرده؟

289
00:25:37,764 --> 00:25:40,467
نه، يک مرد غريبه توي اتاق شما مخفي شده بود

290
00:25:40,501 --> 00:25:45,072
بنابراين افراد گارد سلطنتي اتاق
رو براي پيدا کردن اون گشتند

291
00:25:45,105 --> 00:25:48,142
چي؟ افراد گارد سلطنتي؟

292
00:25:48,175 --> 00:25:50,944
پس، آنها کتابهاي من رو هم برداشتند؟

293
00:25:51,478 --> 00:25:55,015
نه، آنها فقط اون مرد رو بردند

294
00:25:55,516 --> 00:25:57,851
پس کتاب من کجاست؟

295
00:25:58,185 --> 00:26:03,423
چون اون توي گنجه مخفي شده بود
همه وسايل گنجه رو بيرون ريختند

296
00:26:03,457 --> 00:26:06,193
اما ما همه چيز رو سر جاش گذاشتيم

297
00:26:06,226 --> 00:26:10,130
بله، درسته. بانو يونگ
به ما گفت همه چيز رو مرتب کنيم

298
00:26:10,497 --> 00:26:11,832
بانو يونگ؟

299
00:26:11,865 --> 00:26:17,304
بله، ايشون هم با ما اينجا بودن
ما به چيزي دست نزديم

300
00:26:25,679 --> 00:26:28,816
بانو مين و دخترها هنوز
نتونستن سرما خوردگي رو رد کنند

301
00:26:28,849 --> 00:26:33,587
به اونها گفتم داخل اتاقشون بمونن
بنابراين براي پادشاه هيچ خطري نداره

302
00:26:33,620 --> 00:26:37,624
....من ميدانم سر شما شلوغه
اما مطمئن بشيد، بقيه بانوها همکاري خوبي با هم دارن

303
00:26:37,658 --> 00:26:38,926
بله بانوي من

304
00:26:41,228 --> 00:26:43,530
چطوري؟

305
00:26:43,564 --> 00:26:47,634
آنها گفتن افراد گارد سلطنتي وقتي
که من نبودم وارد اتاقم شدند

306
00:26:47,668 --> 00:26:51,839
بانو يونگ هيچ چيزي در اين مورد بمن نگفته؟

307
00:26:51,872 --> 00:26:54,308
نه.... او مرموزه

308
00:26:54,842 --> 00:26:57,811
....البته... دونستن اينکه ميخواهد چه کارکنه

309
00:26:57,845 --> 00:27:00,481
او ميخواهد در روز مسابقه اين موضوع
رو مطرح کنه

310
00:27:00,514 --> 00:27:04,017
اگه ملکه مادر بدونند که من وقتي که

311
00:27:04,051 --> 00:27:07,888
بانو يونگ بانوي اول آشپزخانه شده
از قوانين سنتي قصر پيروي نکرده ام

312
00:27:07,921 --> 00:27:10,123
در مورد من چه تصميمي ميگيره؟

313
00:27:10,157 --> 00:27:15,662
با وجود اينکه او با وزير اوه کيوم هو رابطه
نزديکي داره اما شخصيت مقاوم و پايداري داره

314
00:27:15,796 --> 00:27:20,334
البته فقط اين نيست، بانو يونگ ميتونه بگه
...که تمام اين مسابقه يک رقابت

315
00:27:20,367 --> 00:27:23,337
غير منصفانه و ناعادلانه اي بوده و
من در تمام اين مدت اين کتاب رو داشتم

316
00:27:23,370 --> 00:27:25,305
پس الان بايد چيکار کنيم؟

317
00:27:25,339 --> 00:27:28,308
ما بايد او را وادار کنيم
حتي اگر اين بمعني اين باشه که

318
00:27:28,342 --> 00:27:30,911
من اين دور مسابقه رو از دست بدم
ما بايد معامله اي با او بکنيم

319
00:27:30,944 --> 00:27:32,880
چرا تو اين فکر رو ميکني که او بايد به
اين خواسته ما توجهي بکنه؟

320
00:27:32,913 --> 00:27:37,684
اما ما بايد او را از اين کارش منصرف بکنيم
ما فقط سه روز وقت داريم

321
00:28:48,021 --> 00:28:50,524
اين واقعاًً براي سرماخوردگي مفيده؟

322
00:28:50,557 --> 00:28:54,228
بله، من اينو توي معبد ياد گرفتم
به اون ميوه درباري و سوپ جو ميگن

323
00:28:54,261 --> 00:28:56,430
اول ميوه رو در شراب روي آتش ميجوشونيم

324
00:28:56,463 --> 00:29:02,169
و بعدش چاي جو و نمک و عسل رو
اضافه ميکنيم

325
00:29:02,202 --> 00:29:04,805
تو توي معبد فقط درباره غذاها فکر ميکردي؟

326
00:29:04,838 --> 00:29:06,440
نه بطورکامل

327
00:29:10,010 --> 00:29:12,279
اون هنوز نگرانه

328
00:29:12,312 --> 00:29:16,950
من هم همينطور فکر ميکنم
من وقتي او را نگران ميبينم، ميترسم

329
00:29:17,684 --> 00:29:21,855
يون سنگ، تو ميري از او بپرسي
چيزي پيدا کرده يا نه؟

330
00:29:21,889 --> 00:29:23,690
او به من هم چيزي نميگه

331
00:29:23,724 --> 00:29:25,425
... لطفاًً

332
00:29:33,133 --> 00:29:34,301
چي شده؟

333
00:29:34,334 --> 00:29:40,140
بانوي من، شما تونستيد
جواب سوال رو پيدا کنيد؟

334
00:29:40,307 --> 00:29:42,209
چرا ميخواهي بدوني؟

335
00:29:42,242 --> 00:29:45,012
... فقط به خاطر اينکه

336
00:29:48,715 --> 00:29:49,783
... يانگوم

337
00:29:49,817 --> 00:29:50,918
چيزي پيدا کرده؟

338
00:29:50,951 --> 00:29:54,855
به من چيزي نگفت، چرا خودت امتحان نميکني؟

339
00:29:54,888 --> 00:29:55,622
کجا؟

340
00:29:55,656 --> 00:29:58,325
همراه خودش چيزي آورد، ولي
درباره اش صحبتي نکرد

341
00:29:58,358 --> 00:30:00,594
فکر ميکنم ميخواست با اونها کاري بکنه

342
00:30:00,627 --> 00:30:01,662
واقعاًً؟

343
00:30:13,540 --> 00:30:16,176
اين چيه؟ همش فاسد شده

344
00:30:17,144 --> 00:30:19,112
يعني اون منصرف شده؟

345
00:30:19,546 --> 00:30:21,815
من بايد سعي ام رو بکنم تا چيزي پيدا کنم

346
00:30:22,382 --> 00:30:24,251
تو بدون اجازه ميخواهي بري بيرون؟

347
00:30:24,284 --> 00:30:25,819
فکر کنم نميتونم، درسته؟

348
00:30:25,853 --> 00:30:29,623
نه، اگه بري ، من تو رو، قبل از بانوهاي دربار
تنبيه ميکنم

349
00:30:29,656 --> 00:30:33,427
پس من به دفتر غذا ميرم
فکر کنم داگو اونجا باشه

350
00:30:33,460 --> 00:30:35,262
فکر ميکني اون بدونه؟

351
00:30:35,295 --> 00:30:40,100
او مزه گوشت نهنگ رو ميدونست
ممکنه در مورد اين هم بدونه

352
00:30:40,934 --> 00:30:43,237
برو و بگيرش

353
00:30:43,270 --> 00:30:46,507
... اما... يعني... چطوري

354
00:30:46,540 --> 00:30:52,446
تو گفتي الان با اون بودي. درسته؟
برو و بگيرش.... اگه نتونستي

355
00:30:52,479 --> 00:30:56,383
ديگه فعلاً به خونه برنگرد
فهميدي؟

356
00:30:56,416 --> 00:30:59,019
چطور ميتونم اينکارو بکنم؟ هيچ راهي نيست

357
00:30:59,186 --> 00:31:02,422
تو بايد اين کارو بکني
سريع برو

358
00:31:02,456 --> 00:31:05,192
اگه نتوني ديگه هيچ غذايي
نخواهيم داشت

359
00:31:05,559 --> 00:31:07,594
منو هل نده. من بدن ضعيفي دارم

360
00:31:07,628 --> 00:31:08,796
!عجله کن

361
00:31:12,866 --> 00:31:14,034
!عجله کن

362
00:31:17,204 --> 00:31:18,572
بانوي من

363
00:31:18,605 --> 00:31:21,341
يانگوم، چطوري؟

364
00:31:21,575 --> 00:31:23,944
خوبم. شما چيزي در مورد ماهي هايي

365
00:31:23,977 --> 00:31:25,546
که بتونيم تمام طول سال استفاده کنيم ميدونيد؟

366
00:31:25,579 --> 00:31:29,917
چي؟ در مورد چي صحبت ميکني؟
اونها در طول تابستون فاسد ميشن

367
00:31:29,950 --> 00:31:32,386
چطور ميشه چيز زنده اي رو در
طول سال مصرف کرد؟

368
00:31:32,419 --> 00:31:35,155
مگر اينکه کنار دريا زندگي کني

369
00:31:35,189 --> 00:31:38,125
چرا همچين سوالي مي پرسي؟

370
00:31:38,158 --> 00:31:40,861
من هيچوقت تورو نديدم که
سوال غير معقولي بپرسي

371
00:31:40,894 --> 00:31:42,729
داگو هم نميدونه؟

372
00:31:42,763 --> 00:31:45,999
وقتي من نميدونم اون چطوري بدونه؟

373
00:31:46,033 --> 00:31:48,202
....او به همه جا سفر کرده

374
00:31:48,235 --> 00:31:49,903
پس برو و از خودش بپرس

375
00:31:49,937 --> 00:31:51,171
کجاست؟

376
00:31:54,308 --> 00:31:56,677
بله، اينطوري اتفاق افتاد

377
00:31:58,846 --> 00:32:00,113
من هم

378
00:32:00,147 --> 00:32:01,648
سلام

379
00:32:02,449 --> 00:32:04,852
رئيس گارد سلطنتي چه چيزي دوست داره؟

380
00:32:04,885 --> 00:32:09,690
مطمئن نيستم .اون دوست داره با
ما تمرين کنه و کتاب بخونه

381
00:32:09,723 --> 00:32:12,192
اما اون از نظر طبقاتي با ما فرق ميکنه

382
00:32:12,226 --> 00:32:15,395
پس شايد او دوست داره ترقي کنه و
پست بالاتري بگيره

383
00:32:15,429 --> 00:32:17,664
چي؟ پست بالاتر؟

384
00:32:17,698 --> 00:32:19,733
اون همچين چيزي رو دوست داره؟

385
00:32:19,766 --> 00:32:21,401
کجا ميتونم ايشون رو ببينم؟

386
00:32:41,388 --> 00:32:43,090
اين چيه؟

387
00:32:44,258 --> 00:32:47,261
لطفاًً اينو بگيريد و استفاده کنيد

388
00:32:54,601 --> 00:32:58,138
اجازه نديد آفتاب به اون بتابه
کلمات اون بهم ميريزه

389
00:32:58,172 --> 00:33:02,676
اين طلسم خوش شانسيه
شما بايد اينو توي گاوصندوق نگه داريد

390
00:33:02,709 --> 00:33:04,912
اين چه نوع طلسم خوش شانسيه؟

391
00:33:04,945 --> 00:33:08,215
...پادشاه پير چين هم از اون استفاده ميکرد

392
00:33:08,248 --> 00:33:12,452
اگه نگه اش داريد خيلي اثر داره

393
00:33:12,486 --> 00:33:17,791
شما فرمانده اين گارد سلطنتي ميشيد

394
00:33:17,825 --> 00:33:19,226
اينو برگردون

395
00:33:19,660 --> 00:33:24,465
من اينو بدون اينکه حتي يک پني
خرج کنم تهيه کردم

396
00:33:26,600 --> 00:33:33,073
قربان من آماده مرگم
فکر کنم اين وظيفه منه

397
00:33:33,106 --> 00:33:37,911
که به شما کمک کنم تا به يک
فرد موفق تبديل بشيد

398
00:33:38,178 --> 00:33:40,814
من خوشحالم به شما بگم که نميخواد
حتي پولي رو بابت اين موضوع خرج کنيد

399
00:33:40,848 --> 00:33:44,418
من منظور شما رو نمي فهمم
اما من به ارزش و احترام شما فکر ميکنم

400
00:33:46,687 --> 00:33:47,921
اينو برگردون

401
00:33:47,955 --> 00:33:53,660
خيلي خب. من ديگه هرگز
.همچين چيزي رسم نميکنم

402
00:34:35,969 --> 00:34:37,938
...با اين شکل و

403
00:34:42,242 --> 00:34:52,386
شماهم ميتونيد چيزهايي رو اضافه کنيد

404
00:35:07,367 --> 00:35:13,040
اين مشهورترين نوعه اشقه هست
که شما را جاويدان ميکنه

405
00:35:13,307 --> 00:35:16,043
بله، اين ريشه هاي معمولي
واقعاًً شبيه اشقه هست

406
00:35:18,712 --> 00:35:22,483
من نميدونم چرا تو اينکارو ميکني
اما ديگه بهتره تمومش کني

407
00:35:22,516 --> 00:35:23,717
اينو برگردون

408
00:35:23,750 --> 00:35:30,591
قربان، من سزاوار مرگم
ديگه به ريشه هاي معمولي، اشقه نميگم

409
00:35:39,833 --> 00:35:45,806
اون يک نابغه هست، از کجا فهميد؟

410
00:35:46,773 --> 00:35:48,442
هنوز نرفتي!؟

411
00:35:48,809 --> 00:35:52,813
قربان، من واقعاًً پشيمان هستم

412
00:35:52,846 --> 00:35:57,017
ديگه هيچ وقت اين کارها رو براي شما نميکنم

413
00:35:57,951 --> 00:36:01,388
اما ميدونيد هيانگ سونگ کيه؟

414
00:36:01,421 --> 00:36:04,024
هيانگ سونگ؟ اون کيه؟

415
00:36:04,057 --> 00:36:09,029
چي، شما نميشناسيدش؟

416
00:36:09,863 --> 00:36:16,303
يک "بار" هست که به اون جائه يويي ميگن
...و در آخرين اتاق

417
00:36:16,336 --> 00:36:25,913
در سمت راست، اون منتظره
براي شما هر کاري بکنه

418
00:36:26,313 --> 00:36:30,317
هي، چرا به من توهين ميکني؟

419
00:36:30,350 --> 00:36:33,754
من در برابر تو خيلي صبر و تحمل کردم

420
00:36:34,188 --> 00:36:35,989
تمومش ميکني يا ببرمت پيش پليس؟

421
00:36:36,023 --> 00:36:41,829
قربان، قصد من توهين به شما نبود
...واقعاًً من سزاوار مرگم. همسرم به من گفته

422
00:36:41,862 --> 00:36:47,434
تا با شما تجارت و معامله داشته باشيم که براي
افراد گارد نوشيدني بياريم

423
00:36:47,468 --> 00:36:52,172
پس من فقط ... من سزاوار مرگم قربان

424
00:37:05,953 --> 00:37:10,124
قربان، من داشتم ميرفتم

425
00:37:10,858 --> 00:37:15,295
همسرم به من گفته تا از شما اين اجازه رو
بگيرم که براي افراد گارد نوشيدني بياريم

426
00:37:15,329 --> 00:37:18,866
آخه من به اون گفتم با شما خيلي صميمي ام

427
00:37:18,899 --> 00:37:25,139
پس قربان، من ديگه هيچ وقت اين کارو نميکنم
...لطفاًً

428
00:37:25,172 --> 00:37:26,573
داگو

429
00:37:27,374 --> 00:37:28,876
يانگوم

430
00:37:28,909 --> 00:37:31,345
من يک مشکل بزرگ دارم

431
00:37:31,378 --> 00:37:33,847
زنم منو از خونه بيرون انداخته

432
00:37:33,881 --> 00:37:37,518
اگر من نتونم اجازه آوردن نوشيدني براي افراد
گارد رو بگيرم

433
00:37:37,551 --> 00:37:38,719
چيکار بايد بکنم؟

434
00:37:38,752 --> 00:37:41,088
اما چرا اينهمه راه رو تا اينجا اومدي؟

435
00:37:41,121 --> 00:37:43,290
اينجا مکان تمرين سربازهاست

436
00:37:43,323 --> 00:37:44,424
ميدونم

437
00:37:45,959 --> 00:37:48,595
تو ميتوني نوشيدني هاتو بياري به خونه من

438
00:37:49,963 --> 00:37:53,767
من اونها رو با سربازهاي ديگه تقسيم ميکنم

439
00:37:53,801 --> 00:37:56,870
قربان، واقعاًً؟

440
00:37:56,904 --> 00:37:58,305
بله

441
00:38:02,476 --> 00:38:04,912
او خيلي سخي وبخشنده هست

442
00:38:07,147 --> 00:38:15,055
قربان، شما نگفتيد خونتون کجاست
...قربان

443
00:38:21,195 --> 00:38:25,799
بانوي من، شما جواب رو پيدا کرديد
درسته؟

444
00:38:25,833 --> 00:38:27,067
امتحانش کن

445
00:38:27,100 --> 00:38:27,968
بله؟

446
00:38:28,001 --> 00:38:30,170
چرا منو مجبور ميکني هر
چيزي رو دوبار بگم؟

447
00:38:30,204 --> 00:38:31,438
بله بانوي من

448
00:38:36,777 --> 00:38:38,445
خوب اونو بجو

449
00:38:39,780 --> 00:38:42,483
بانوي من مزشو حالا حس ميکنم

450
00:38:42,516 --> 00:38:45,419
در مقايسه با ماهيهاي ديگه
اين يکمي گوشت بيشتري داره

451
00:38:45,452 --> 00:38:50,924
و اولش يک مزه عجيبي داره
اما بعد از چشيدن کامل مزه اش بهتر و جالبتر ميشه

452
00:38:50,958 --> 00:38:52,693
اين يک نوع، سفره ماهي است

453
00:38:52,726 --> 00:38:53,861
بله؟

454
00:38:53,894 --> 00:38:57,164
فقط مردمي که کنار سواحل جئولادو
زندگي ميکنن اينو ميخورن

455
00:38:57,197 --> 00:38:59,900
و من اتفاقي تعدادي از
اهالي جئولادو را ديدم

456
00:38:59,933 --> 00:39:04,104
و من فکر ميکنم اين يک غذاي عالي
براي طول سال باشه

457
00:39:04,138 --> 00:39:06,240
اين براي بدن هم مفيده؟

458
00:39:06,273 --> 00:39:09,343
دکتر به من گفت اين سفره ماهي براي مشکلات

459
00:39:09,376 --> 00:39:13,747
بلغ و هضم و براي گردش روان خون
و همچنين براي معده و روده مفيده

460
00:39:13,781 --> 00:39:16,283
پس من فکر کردم حتماً براي
پادشاه هم مفيده

461
00:39:16,316 --> 00:39:19,286
پس... اين دفعه... مطمئناً

462
00:39:21,522 --> 00:39:24,358
ما  ميبريم ...ما برنده خواهيم شد

463
00:39:24,391 --> 00:39:27,661
بانوي من، شما منو بخشيديد؟

464
00:39:30,864 --> 00:39:32,666
بانوي من؟ لطفاًً؟

465
00:39:32,699 --> 00:39:35,169
لطفاًً منو ببخشيد بانوي من؟ بله؟

466
00:39:40,641 --> 00:39:43,377
چرا من تورو خوب نميشناسم؟

467
00:39:43,410 --> 00:39:49,817
اما يک انسان بطور معمول نميتونه
تشخيص بدهد کي در حال تغيير هست

468
00:39:52,052 --> 00:39:54,254
اگر با اصرار يک کارو انجام بدي

469
00:39:54,288 --> 00:39:57,024
تشخيص درست يا غلط بودن اون کارمشکله

470
00:39:57,057 --> 00:40:01,261
اول بايد سعي کني که خودت بتوني
مشکلت رو حل کني

471
00:40:01,628 --> 00:40:05,232
و بعد ، از کارهايي که حدس ميزني
قابل انجامه استفاده کني

472
00:40:05,265 --> 00:40:09,636
طوري زندگي ميکني که راهي رو که
هدفتو در اون راه درنظر گرفتي نخواهي ديد

473
00:40:09,670 --> 00:40:11,505
و فقط مشکلات خودت رو ميبيني

474
00:40:11,538 --> 00:40:15,742
بله بانوي من، هيچ وقت فراموش نميکنم

475
00:40:15,776 --> 00:40:17,478
خوبه. ديگه کافيه

476
00:40:17,878 --> 00:40:26,186
بانوي من، شما شبيه مادر
من هستيد که مرده

477
00:40:33,894 --> 00:40:36,797
....بانوي من سلامتي شما در خطره

478
00:40:36,830 --> 00:40:39,500
من فکر ميکنم اين به خاطر سردي هواست

479
00:40:39,533 --> 00:40:44,304
بله،...تعداد زيادي از بانوهاي
آشپزخانه هم سرما خوردن

480
00:40:44,338 --> 00:40:46,473
بانو يونگ؟ شما داخل هستيد؟

481
00:40:46,673 --> 00:40:47,908
بله

482
00:40:50,444 --> 00:40:52,045
لازم نيست بلند بشيد

483
00:40:52,246 --> 00:40:53,914
يون سنگ، بيرون منتظر باش

484
00:40:57,651 --> 00:41:00,320
ما فقط يک نکته رو ميخواهيم بگيم

485
00:41:00,354 --> 00:41:02,656
متأسفم

486
00:41:05,359 --> 00:41:09,129
ما اشتباه کرديم

487
00:41:15,302 --> 00:41:18,872
...لطفاًً درخواست ما را رد نکنيد

488
00:41:23,544 --> 00:41:28,682
حالا کتاب به شما برگردانده شد
لطفاًً درخواست ما را رد نکنيد

489
00:41:29,817 --> 00:41:32,286
من اين دور مسابقه رو ميبازم

490
00:41:32,319 --> 00:41:35,589
من ماهي زنده رو نميارم
... لطفاًً

491
00:41:36,390 --> 00:41:43,063
اگه صحبت و حرفتون تموم شد، لطفاًً بريد

492
00:41:43,096 --> 00:41:45,332
حال من خيلي بد هست

493
00:42:03,584 --> 00:42:06,820
ما فقط دو روز وقت داريم
بايد يک کاري کنيم

494
00:42:07,221 --> 00:42:08,522
بله بانوي من

495
00:42:31,378 --> 00:42:34,081
فکر ميکنم مزه اش نسبت به
ديروز بهتر شده

496
00:42:34,114 --> 00:42:36,016
من شنيدم بعد از شش روز، خيلي بهتر ميشه

497
00:42:36,049 --> 00:42:37,651
و فردا ششمين روز هست

498
00:42:37,684 --> 00:42:38,519
بله

499
00:42:39,219 --> 00:42:40,921
ما ايندفعه ميتونيم ببريم

500
00:42:40,954 --> 00:42:44,291
اما بانو چويي راه ديگه اي پيدا نکرده؟

501
00:42:44,324 --> 00:42:47,995
نگران نباش ، من درباره او از سر آشپز گنگ پرسيدم

502
00:42:48,028 --> 00:42:51,799
بانوي من، شما به من گفتيد که نبايد به خاطر
پيروزي، ديگران رو به زحمت بياندازيم

503
00:42:51,832 --> 00:42:53,433
پس شما چطوري اين موضوع را فهميديد ؟

504
00:42:53,467 --> 00:42:56,103
!نه، سرآشپز گنگ فقط به من گفت ... تو

505
00:42:56,370 --> 00:42:59,406
امشب نوبت شيفت منه
...و ما فردا صبح بايد

506
00:42:59,439 --> 00:43:02,109
مستقيماً به محل مسابقه
بريم، اينو با خودت بيار

507
00:43:02,142 --> 00:43:03,477
بله بانوي من

508
00:43:12,486 --> 00:43:14,855
يک ماهي هم زنده نموند؟

509
00:43:14,888 --> 00:43:19,893
نه...فکر کنم شيشه ها توي راه لرزيدن
و همه ماهي ها زخمي شدن و مردن

510
00:43:19,927 --> 00:43:25,299
آه، چطور همچين اتفاقي افتاد؟

511
00:43:34,441 --> 00:43:38,812
...مشکل بزرگيه
حتي يک ماهي زنده هم توي شيشه نمونده

512
00:43:38,846 --> 00:43:41,882
يک مشکل بزرگتر هم هست

513
00:43:41,915 --> 00:43:43,317
مشکل بزرگتر؟

514
00:43:43,350 --> 00:43:46,386
بانو يونگ همه چيز رو درباره کتاب سري که

515
00:43:46,420 --> 00:43:49,356
فقط به بانوهاي اول آشپزخانه ميرسه فهميده

516
00:43:49,656 --> 00:43:51,758
چي؟ و؟

517
00:43:51,792 --> 00:43:57,164
بانوي اول و بانو چويي خيلي در مورد
اين موضوع با اون صحبت کردند

518
00:43:57,197 --> 00:44:01,335
اما ما فکر ميکنيم بانو يونگ قصد داره
فردا همه چيز رو به ملکه مادر بگه

519
00:44:02,736 --> 00:44:05,773
پس ما بايد اونو از کارش منصرف کنيم
ما بايد اونو متوقف کنيم

520
00:44:17,084 --> 00:44:21,355
اين يعني مرگ من
به نظر ميرسه که به هيچ طريقي راضي نميشه
با اين موضوع کنار بياد

521
00:44:21,388 --> 00:44:25,559
من معذرت ميخوام. بايد
اونو جاي بهتري مي گذاشتم

522
00:44:25,592 --> 00:44:28,529
پس هيچ راه ديگه اي نيست
...بايد جلوي اونو بگيريم تا

523
00:44:28,562 --> 00:44:30,030
فردا اونو نشون کسي نده

524
00:44:30,063 --> 00:44:33,167
چطوري؟ چطوري اين کارو بکنيم؟

525
00:44:33,200 --> 00:44:37,805
چون اون مريضه ما ميتونيم با استفاده
...از پرستارش به اون دارو بديم

526
00:44:38,238 --> 00:44:41,408
بانوي اول! شما اينجاييد؟

527
00:44:41,442 --> 00:44:43,043
اين  رئيس کاردارها نيست؟

528
00:44:45,946 --> 00:44:47,114
چي شده؟

529
00:44:47,147 --> 00:44:50,751
مشکل بزرگي پيش اومده
دنبال من بياييد

530
00:44:50,818 --> 00:44:52,019
چي شده؟

531
00:44:52,052 --> 00:44:55,589
بعداً ميگم. بانو چويي
من ميخواستم بانو يونگ رو صدا کنم

532
00:44:55,622 --> 00:44:58,759
اما چون ايشون ضعيف شدن
نميتونن سريع بيان

533
00:44:58,792 --> 00:45:01,261
پس شما ميتونيد با ما بياييد
و بعداً همه چيز رو براي ايشون تعريف کنيد

534
00:45:01,295 --> 00:45:02,563
چي شده؟

535
00:45:02,596 --> 00:45:06,600
فعلاً بريم. عجله کنيد

536
00:45:07,067 --> 00:45:10,804
به گفته دکتر
...يک بيماري واگيردار

537
00:45:10,838 --> 00:45:12,739
در قصر شايع شده

538
00:45:12,773 --> 00:45:15,075
بيماري واگيردار؟

539
00:45:15,109 --> 00:45:17,578
منظور شما اينه که
هنوز اون رو شناسايي نکردن؟

540
00:45:17,611 --> 00:45:22,950
اين بيماري علامت خاصي نداره و
علائمش شبيه سرماخوردگي معمولي هست

541
00:45:22,983 --> 00:45:24,918
و دليل اينکه هيچ چيزي درباره اين بيماري نميدونيم

542
00:45:24,952 --> 00:45:27,754
به گفته دکتر اين بيماري
از انواع سرماخوردگي نيست

543
00:45:27,788 --> 00:45:29,690
اما يک بيماري ناشناخته هست

544
00:45:29,723 --> 00:45:35,028
پس بيماري دو بانوي آينده دربار
سرماخوردگي نيست؟

545
00:45:35,062 --> 00:45:38,332
پس در آشپزخانه دربار، هم شيوع پيدا کرده؟

546
00:45:38,365 --> 00:45:41,802
بله، تعدادي از دخترها حالت سرماخوردگي دارند

547
00:45:41,835 --> 00:45:45,472
اگر در آشپزخانه دربار هم شيوع يافته
جايي که غذاي پادشاه آماده ميشه

548
00:45:45,506 --> 00:45:46,874
اين يک مشکل بزرگه

549
00:45:46,907 --> 00:45:51,845
دکتر همه اطراف قصر رو ميگرده تا
راه چاره اين بيماري رو پيدا کنه

550
00:45:51,879 --> 00:45:55,983
اما واقعاًً، گفتن چيز قطعي
در اين مورد خيلي سخته

551
00:45:56,016 --> 00:45:58,085
بله، ما بايد کاري بکنيم

552
00:45:58,118 --> 00:46:01,121
اول تمام بيماران بايد قصر رو ترک کنند

553
00:46:01,155 --> 00:46:04,825
بهمين علت من شماها رو صدا کردم که
هر کس که بيمار هست را پيدا کنيد

554
00:46:04,858 --> 00:46:09,863
و امشب اونها رو از قصر خارج کنيم

555
00:46:09,930 --> 00:46:10,531
بله قربان

556
00:46:10,564 --> 00:46:12,966
من ميرم که اينو به پادشاه هم گزارش بدم

557
00:46:18,305 --> 00:46:23,076
من  کارداران و افسران گاردها را بررسي ميکنم
...و بانوي اول

558
00:46:23,110 --> 00:46:29,316
شما بايد تمام بانوهاي دربار را بررسي کنيد

559
00:46:29,349 --> 00:46:30,150
بله قربان

560
00:46:30,317 --> 00:46:35,656
پس اين کارها رو سريع و ساکت انجام بديد
نبايد هيچ هرج و مرجي راه بيافته

561
00:46:42,129 --> 00:46:46,333
ديگر نياز به بحث اضافي نيست
...فقط به تمام اطراف قصر بريد

562
00:46:46,366 --> 00:46:50,104
و ببينيد چه کساني اين علائم رو دارند

563
00:46:50,137 --> 00:46:51,705
و اونها رو در ليست بنويسيد

564
00:46:51,738 --> 00:46:56,677
تا افراد گارد سلطنتي اونها
رو به بيرون از قصر ببرن

565
00:46:57,010 --> 00:46:58,011
بله بانوي من

566
00:46:58,212 --> 00:47:02,816
حتي اگر هم کسي خواب بود
شما حتي نبايد يک نفر رو فراموش کنيد

567
00:47:11,158 --> 00:47:12,593
...بانوي من

568
00:47:12,726 --> 00:47:14,294
خدا داره به ما کمک ميکنه

569
00:47:14,328 --> 00:47:15,529
بله

570
00:47:15,562 --> 00:47:22,336
من مراقب آشپزخانه ها خواهم شد
پس افراد گارد سلطنتي رو اول، پيش من بفرستيد

571
00:47:22,369 --> 00:47:23,670
خيلي خب

572
00:48:02,476 --> 00:48:05,279
بانوي من، من بازرس هستم

573
00:48:19,026 --> 00:48:23,096
بانوي من ، شما مبتلا به يک بيماري ناشناس شديد
پس بايد همراه ما از قصر خارج بشيد

574
00:48:23,130 --> 00:48:24,531
تا سلامتي تون رو به دست بياوريد

575
00:48:24,565 --> 00:48:28,168
بيماري عفوني؟ فقط زانوهاي من درد ميکنه!؟

576
00:48:28,202 --> 00:48:33,107
نه بانوي من ... يک بيماري ناشناس
در قصر شيوع پيدا کرده

577
00:48:33,140 --> 00:48:37,077
پس ما بايد همه رو ببريم بيرون
لطفاًً دنبال من بياييد

578
00:48:38,879 --> 00:48:40,981
اين دستور اعليحضرته

579
00:48:42,483 --> 00:48:43,717
خيلي خب

580
00:50:21,315 --> 00:50:23,817
بانوي من، اينجا خيلي ساکته

581
00:50:23,851 --> 00:50:26,153
الان وقتيه که همه بايد جمع بشن

582
00:50:27,488 --> 00:50:33,193
يعني اتفاقي در آشپزخانه مرکزي افتاده
که ما از اون بي خبريم؟

583
00:50:33,227 --> 00:50:37,765
مطمئن نيستم ، اما اگه چيزي تغيير
کرده باشه ما بايد با خبر ميشديم

584
00:50:46,974 --> 00:50:51,545
من هم درباره اش شنيدم
چطور کسي تا حالا چيزي نفهميده بود؟

585
00:50:51,578 --> 00:50:57,518
بانوي من متأسفم ...اين بيماري اصلاً
...شباهتي به بيماريهاي قبلي نداره و علائم اون

586
00:50:57,551 --> 00:51:03,724
خيلي قابل رؤيت نيست براي همين
دکتر تا حالا نفهميده بود

587
00:51:03,757 --> 00:51:06,794
من هم شنيدم، اما
اين ميتونست خيلي خطرناک باشه

588
00:51:06,827 --> 00:51:11,565
من شنيدم، حتي بانوهاي آشپزخانه اي که
غذاي پادشاه رو آماده ميکنند هم بيمارند؟

589
00:51:11,598 --> 00:51:17,771
بله بانوي من، متأسفانه در
آشپزخانه دربار هم ديده شده

590
00:51:17,805 --> 00:51:23,076
و بانو يونگ بانوي
...اول آشپزخانه

591
00:51:23,110 --> 00:51:25,045
چي؟ بانو يونگ؟

592
00:51:25,078 --> 00:51:28,449
بله، ايشون هم ديشب از
قصر خارج شدند

593
00:51:28,482 --> 00:51:30,584
...پس مسابقه امروز چي ميشه

594
00:51:30,617 --> 00:51:32,753
چه چيزي الان خيلي مهمه؟

595
00:51:34,521 --> 00:51:39,126
تو بايد اين بيماري واگيردار رو تشخيص بدي
که از راه غذا به آساني انتقال پيدا ميکنه

596
00:51:39,159 --> 00:51:41,462
پس، الان ما چه کار بايد بکنيم؟

597
00:51:41,495 --> 00:51:45,132
نگران نباشيد، من به بانو
...چويي گفتم تا با دقت

598
00:51:45,165 --> 00:51:48,001
تمام آشپزخانه رو جست جو بکنه
پس نگران نباشيد

599
00:51:55,609 --> 00:51:59,246
چي شده؟ بانو يونگ و بانو مين کجا هستند؟

600
00:51:59,279 --> 00:52:02,416
بانو يونگ رو ديشب به بيرون از قصر بردند

601
00:52:02,449 --> 00:52:04,685
به خاطر يک بيماري واگيردار

602
00:52:04,718 --> 00:52:06,286
چي؟ بيماري واگيردار؟

603
00:52:06,320 --> 00:52:09,223
بله، بيماري که علائمش مثل سرماخوردگيه

604
00:52:09,256 --> 00:52:11,525
تمام جزئيات رو به من بگيد
چه اتفاقي افتاده؟

605
00:52:11,558 --> 00:52:15,796
من فکر ميکنم ديشب وقتي
شيفت کاري شما بود، اين اتفاق افتاد و

606
00:52:15,829 --> 00:52:18,265
همه رو از آشپرخانه دربار خارج کردند

607
00:52:18,298 --> 00:52:22,469
بله ، دکتر تازه ديشب متوجه اين بيماري شده

608
00:52:22,503 --> 00:52:25,739
براي همين تمام بانوهاي بازرس و گارد سلطنتي
ديشب به اقامتگاه ما اومدند

609
00:52:25,773 --> 00:52:28,942
و هرکسي که اين نشانه رو داشت
به بيرون از قصر بردند

610
00:52:29,109 --> 00:52:33,180
الان چيکار بايد بکنيم؟
اگه مريضي بانو يونگ خيلي شديد باشه چي ميشه؟

611
00:52:33,213 --> 00:52:35,315
من حتي با ايشون خداحافظي هم نکردم

612
00:52:37,551 --> 00:52:42,322
بانوي من، بانوي اول شما
و يانگوم رو صدا کردند

613
00:52:42,356 --> 00:52:44,224
به محل اقامتشون

614
00:52:44,391 --> 00:52:45,492
خوبه

615
00:52:51,165 --> 00:52:52,900
گريه نکن

616
00:53:00,441 --> 00:53:03,343
براي بانو يونگ چه اتفاقي افتاده؟؟

617
00:53:03,377 --> 00:53:09,216
ايشون حالشون خوب نبود
و همچنين به اون بيماري هم مبتلا شده بودند

618
00:53:11,418 --> 00:53:14,655
بنابراين مسابقه امروز منتفي شده

619
00:53:23,564 --> 00:53:27,801
و ملکه مادر واقعاًً در مورد اين بيماري نگرانه

620
00:53:27,835 --> 00:53:31,972
چون بانوي اول آشپزخانه هم
به اون بيماري مبتلا شده

621
00:53:32,005 --> 00:53:35,776
بطور معمول اين بيماري واگيردار
از راه غذا منتقل ميشه

622
00:53:35,809 --> 00:53:38,045
بنابراين چطور ايشون نبايد نگران باشند

623
00:53:38,078 --> 00:53:43,050
درحاليکه خيلي از بانوهاي آشپزخانه
اين بيماري رو دارند؟

624
00:53:44,485 --> 00:53:50,157
پس به آشپزخانه بريد و تمام
بانوهاي دربار

625
00:53:50,190 --> 00:53:54,928
غذاها و ظرفها رو چک کنيد
تا هيچ اتفاق  بدي نيافتد

626
00:53:55,796 --> 00:53:57,364
بله بانوي من

627
00:53:57,898 --> 00:53:59,666
بانو چويي شما ميتونيد اينجا بمونيد

628
00:53:59,700 --> 00:54:02,503
تا با هم بقيه اتاقها رو چک کنيم

629
00:54:02,536 --> 00:54:04,037
بله بانوي من

630
00:54:14,882 --> 00:54:17,151
بريد و کارها رو بکنيد

631
00:54:17,184 --> 00:54:18,519
بله بانوي من

632
00:54:18,719 --> 00:54:23,023
من در مورد جانشيني بانوي اول آشپرخانه
در ملاقات بعدي با

633
00:54:23,056 --> 00:54:26,360
اوه کيوم هو ، کاردار و بانوان
دربار بحث ميکنم

634
00:54:26,627 --> 00:54:30,030
اما رئيس کاردارها به اين راحتي متقاعد نميشه

635
00:54:30,063 --> 00:54:34,034
به اين خاطر من ميخوام با ايشون
...ملاقاتي انجام بدم و تو برو

636
00:54:34,067 --> 00:54:38,138
و به تمام بانوهاي دربار
اين چيزهايي که من گفتم رو بگو

637
00:54:38,739 --> 00:54:39,773
حتماً

638
00:54:40,574 --> 00:54:44,378
اگه تعداد ما بيشتر بشه
کاردار هيچ کاري نميتونه بکنه

639
00:54:51,418 --> 00:54:54,655
الان که بانو يونگ اينجا نيست
چه اتفاقي مي افته؟

640
00:54:54,688 --> 00:54:58,225
پس مسابقه کاملا تمام شده؟

641
00:54:58,892 --> 00:55:01,328
الان وقت فکر کردن در مورد اين چيزها نيست

642
00:55:01,361 --> 00:55:04,131
ما اول از همه بايد نگران
سلامتي پادشاه باشيم

643
00:55:10,604 --> 00:55:15,008
شما هنوز در حال صحبت کردن هستيد!؟
!شما بايد کار کنيد

644
00:55:16,110 --> 00:55:18,412
بانوي من، خيلي عجيبه

645
00:55:18,712 --> 00:55:19,546
چي شده؟

646
00:55:19,580 --> 00:55:26,453
بانو يونگ بيماري مزمني داشت
اما هيچگونه علائم سرماخوردگي نداشت

647
00:55:26,487 --> 00:55:31,625
ايشون اصلاً تب نداشت
و مثل بانو مين استفراغ نميکرد

648
00:55:31,658 --> 00:55:32,760
پس؟

649
00:55:32,793 --> 00:55:34,928
...فقط زانوهاشون درد ميکرد

650
00:55:34,962 --> 00:55:38,031
و به خاطر کليه شون دارو مصرف ميکرد

651
00:55:38,499 --> 00:55:42,402
پس شايد ديشب اين طوري شدن!؟

652
00:55:42,436 --> 00:55:45,572
اما ايشون تا شب حالشون خوب بود
ايشون خوب ميشن؟ درسته!؟

653
00:55:46,440 --> 00:55:49,676
ايشون برميگردن؟ درسته!؟

654
00:55:50,110 --> 00:55:52,146
بله، پس نگران نباش

655
00:55:52,179 --> 00:55:54,815
درسته؟ بانوي من؟ درسته؟

656
00:55:58,185 --> 00:56:05,993
:: IR-DL.COM ::

