1
-00:00:10,000 --> 00:00:00,000
:: IR-DL.COM ::

2
00:00:03,076 --> 00:00:05,704
بانوي من ، شما بايد يکي را انتخاب کنيد

3
00:00:06,213 --> 00:00:11,014
پس بايد اون رو با برنج و سوپ بخورم
درست همونطوري که مردم عادي ميخورند

4
00:00:54,294 --> 00:00:55,989
من تصميم گرفتم

5
00:01:00,233 --> 00:01:03,066
مال بانو چويي بهتر است

6
00:01:13,580 --> 00:01:16,515
چرا اين طور فکر ميکنيد ، بانوي من؟

7
00:01:17,184 --> 00:01:19,618
شما خودتون به من بگيد

8
00:01:23,223 --> 00:01:25,384
من دليل را ميدانم

9
00:01:27,027 --> 00:01:28,517
جداً؟

10
00:01:34,201 --> 00:01:36,192
(قسمت شانزدهم)

11
00:01:39,005 --> 00:01:44,637
ديدي؟ اونا ، تمام اين قضيه رو شروع
کردند تا در دام خودشون گرفتار بشن

12
00:01:44,678 --> 00:01:48,136
غذا چيه؟ يک رسمه

13
00:01:48,181 --> 00:01:50,706
چه طور جرأت کردند که خانواده
ما رو دست کم بگيرند؟

14
00:01:51,451 --> 00:01:53,783
اما شما فکر ميکنيد که چرا اون اتفاق افتاد؟

15
00:01:54,020 --> 00:01:56,147
احتماًلاًً تفاوت در سوپ بوده

16
00:01:56,189 --> 00:01:59,818
چون او بعد از امتحان کردنش تصميم گرفت
...چه طور مزه سوپ اونا

17
00:01:59,860 --> 00:02:02,590
ميتونست با سوپ ما رقابت کنه
وقتيکه ما از شير استفاده کرديم؟

18
00:02:02,629 --> 00:02:05,826
...اما من از شير استفاده نکردم

19
00:02:06,399 --> 00:02:08,697
تو اين کارو نکردي؟ چرا؟

20
00:02:09,269 --> 00:02:13,000
مردم عادي چه طور ميتونند
از شير گرانبها استفاده کنند؟

21
00:02:13,039 --> 00:02:15,633
بنابراين به عمد ازش استفاده نکردم

22
00:02:17,477 --> 00:02:19,911
عاليه. خيلي خوبه

23
00:02:19,946 --> 00:02:25,043
تو خيلي خوبي ، تو تونستي بدون
استفاده از شير برنده بشي ، آره؟

24
00:02:42,235 --> 00:02:46,069
چرا او در عوض دسر
با سوپ تصميم گرفت؟

25
00:02:46,106 --> 00:02:49,837
او گفت که تنها با چشيدن
دسرها نميتونه تصميم بگيره

26
00:02:49,976 --> 00:02:52,706
يانگوم گفت که يک ايده عالي داره

27
00:02:52,746 --> 00:02:55,340
و ايده هاي او هيچ وقت شکست نميخوره

28
00:02:56,316 --> 00:02:58,147
ايده هاي عالي... آره درسته

29
00:02:58,184 --> 00:03:03,315
ممکنه يانگوم دوباره حس
چشاييش رو از دست داده باشه؟

30
00:03:03,623 --> 00:03:07,923
ممکنه اين باشه؟ به همين خاطر
نبود که بانو هن گفت دليل رو ميدونه؟

31
00:03:07,961 --> 00:03:09,656
درسته. بايد همين باشه

32
00:03:23,743 --> 00:03:28,942
تو ميدوني که پختن سوپ
گوشت گاو زمان زيادي ميبره

33
00:03:28,982 --> 00:03:31,348
با اين حال چرا آنقدر دير کردي؟

34
00:03:33,320 --> 00:03:36,221
من ميخواستم استخوان و گوشت خوب تهيه کنم

35
00:03:36,790 --> 00:03:38,052
چرا؟

36
00:03:38,224 --> 00:03:45,392
چون گيوم يونگ ميخواست بهترينش رو
تهيه کنه و من ميخواستم برنده بشم

37
00:03:46,199 --> 00:03:48,565
کار محول شده چي بود؟

38
00:03:50,270 --> 00:03:53,762
درست کردن غذايي جديد که
مردم عادي بتونند بخورند

39
00:03:53,907 --> 00:03:57,775
مردم عادي ميتونند گوشت و استخوان
خوب براي سوپ تهيه کنند؟

40
00:03:58,778 --> 00:04:03,875
و مردم عادي ميتونند از شير به
عنوان ماده اوليه محرمانه استفاده کنند؟

41
00:04:05,585 --> 00:04:08,179
دليل اينکه مردم عادي سوپ
...گوشت رو با برنج ميخورند

42
00:04:08,221 --> 00:04:11,713
اينه که اونا چيز زيادي براي خوردن ندارند

43
00:04:11,758 --> 00:04:16,889
به همين خاطر اونا استخوان هاي کم ارزش
رو به خاطر سالم بودن و مزه شون ميپزند

44
00:04:16,930 --> 00:04:20,627
اما تو همه روش هاي پايه
آشپزي رو کنار گذاشتي

45
00:04:20,667 --> 00:04:24,728
و سريع به اينجا رسيدي
...و درباره اين موضوع فقط تونستي

46
00:04:24,771 --> 00:04:29,071
پيشنهاد کني که با تعدادي راه ميانبر
از ذهن باهوش تو ميتونيم برنده بشيم

47
00:04:32,112 --> 00:04:36,776
من به تو اجازه دادم که درباره
...استعدادت در خلق مزه ها بدوني

48
00:04:36,816 --> 00:04:39,910
...بعد از فکرت براي استفاده از زغال چوب

49
00:04:39,953 --> 00:04:44,720
استفاده از آب چشمه براي
رشته سرد و پيراشکي کلم

50
00:04:45,959 --> 00:04:50,191
اما در عوض ،  اون استعداد
براي تو تبديل به سم شده

51
00:04:52,899 --> 00:04:58,701
تو هميشه فقط دنبال
راه هاي ميانبر هستي؟

52
00:05:00,040 --> 00:05:01,530
...بانوي من

53
00:05:02,542 --> 00:05:08,538
دايه ملکه به خاطر حال بدش داره درمان ميشه

54
00:05:10,450 --> 00:05:15,547
ملکه گفتند که او نياز به مراقبت
داره بنابراين تو ميتوني بري

55
00:05:17,424 --> 00:05:19,153
!بانوي من

56
00:05:20,660 --> 00:05:25,654
!بانوي من ، متأسفم. لطفاًًً من رو ببخشيد

57
00:05:26,166 --> 00:05:27,030
برو بيرون

58
00:05:27,067 --> 00:05:32,164
.بانوي من ، من ديگه هرگز اين کار رو نميکنم
!ديگه هرگز اين کار رو نميکنم

59
00:05:32,205 --> 00:05:35,174
مسابقه به زودي ادامه پيدا ميکنه
...و مگه شما نگفتيد که

60
00:05:35,208 --> 00:05:37,540
ما نياز داريم که خواسته
بانو يونگ رو ادامه بديم؟

61
00:05:37,677 --> 00:05:39,440
به همين خاطر اين رو بهت ميگم

62
00:05:39,479 --> 00:05:41,208
!...اما ،  بانوي من

63
00:05:41,247 --> 00:05:42,578
برو بيرون

64
00:05:42,716 --> 00:05:49,918
!بانوي من...! بانوي من...! بانوي من

65
00:06:07,540 --> 00:06:10,998
در حقيقت من ميخواستم که
...مسابقه رو لغو کنم چون

66
00:06:11,044 --> 00:06:14,741
به نظر اومد که شما به قدرت
و اختيار بانوي اول منشي ها تعدي کرديد

67
00:06:15,782 --> 00:06:20,719
من اجازه ميدم که مسابقه ادامه پيدا کنه چون
اينطور به نظر ميرسه که بخشي از انگيزه پادشاه

68
00:06:20,754 --> 00:06:24,417
تغيير دادن گزينش هاست و
اميدوارم اين کار ايشون رو ياري کنه

69
00:06:25,558 --> 00:06:31,087
اما به نظر ميرسه ،  دو رقيب
تفاوت بزرگي در مهارتها دارند

70
00:06:33,133 --> 00:06:35,931
سوپ ها غذاهاي اصلي در آشپزي هستند
...شما فکر ميکنيد

71
00:06:35,969 --> 00:06:38,961
کسي که سعي ميکنه صداقت را
با شير جايگزين بکنه

72
00:06:39,005 --> 00:06:43,101
سزاوار اين است که مسئول
آشپزخانه دربار بشه؟

73
00:06:44,878 --> 00:06:48,473
اگرچه تا حدي بي معني به نظر ميرسه ،  اما
از آنجايي که ما تصميم به انجامش گرفتيم

74
00:06:48,515 --> 00:06:53,111
من سعي خواهم کرد تا هرچه سريعتر اين کار رو به
نتيجه برسونم پس به آنها بگيد تا سخت تر کار کنند

75
00:06:59,225 --> 00:07:02,956
شما همه چيز رو شروع
کرديد و تحقير شديد ، نه؟

76
00:07:15,642 --> 00:07:17,667
...بانوي من... بانوي من

77
00:07:17,710 --> 00:07:23,342
بانو هن به يانگوم گفت
که به پيش دايه ملکه بره

78
00:07:23,817 --> 00:07:29,346
با اينکه او در اين مورد مرتکب اشتباه شد ، اما
او فقط سعي کرد تا مواد اوليه بهتري تهيه کنه

79
00:07:29,389 --> 00:07:31,653
بانو هن چه طوري تونست به او بگه که به اونجا بره؟

80
00:07:32,492 --> 00:07:35,859
و استفاده از آلوهاي برغان ايده يانگوم بود

81
00:07:50,210 --> 00:07:54,078
اون اتفاق به اين خاطر افتاد که او بيش از حد شوق و
حرارت داشت. نيازي نيست که تا اين حد خشن باشي

82
00:07:54,113 --> 00:07:55,239
نه

83
00:07:55,281 --> 00:07:56,976
مگه اون يک مسابقه نبود؟

84
00:07:57,016 --> 00:07:59,007
به همين خاطر اين کار رو با او ميکنم

85
00:08:00,520 --> 00:08:03,045
اگه او به اين راحتي مطابق
موقعيت بتونه تغيير بکنه

86
00:08:03,089 --> 00:08:05,956
آيا در موقعيت هاي ديگه ، بيش از اين
حاضر به تغيير نخواهد بود؟

87
00:08:06,092 --> 00:08:07,957
فکر نميکني که داري به حد افراط ميرسونيش؟

88
00:08:07,994 --> 00:08:12,294
نه . يک مسابقه ، يکي از کوچکترين
موقعيت هاي مهم

89
00:08:12,332 --> 00:08:16,996
در قصره و من به کسي که به اين
راحتي تغيير کنه احتياجي ندارم

90
00:08:19,038 --> 00:08:22,667
قصر مکانيه که خيلي از افراد
از قدرت استفاده ميکنند

91
00:08:22,709 --> 00:08:30,582
يکي ممکنه تهديد بشه يا وادار به انجام
کاري بشه يا اينکه وعده مال و ثروت بگيره

92
00:08:30,617 --> 00:08:33,211
اگر کسي در همه زمان ها نتونه
رفتار و حالت يکسان رو حفظ کنه

93
00:08:33,253 --> 00:08:38,816
اون وقت من ترجيح ميدم که
مثل شما به انبار سس برم

94
00:08:48,434 --> 00:08:57,467
بانوي من ، من متأسفم
ديگه هيچ وقت چنين کاري نميکنم. لطفاًًً

95
00:08:57,510 --> 00:09:03,449
اين اشتباه من بود. هرگز اون چه
که به من آموختيد از ياد نميبرم

96
00:09:03,483 --> 00:09:07,283
و سخت تلاش ميکنم
و اصول را به خاطر ميسپارم

97
00:09:07,320 --> 00:09:13,657
و اگه من برم ، شما در مورد دور
بعدي مسابقه چه کار خواهيد کرد؟

98
00:09:13,693 --> 00:09:15,024
اگه شما ببازيد همه چيز به پايان ميرسه

99
00:09:15,061 --> 00:09:19,521
تو داري سعي ميکني
من رو بيشتر مأيوس کني؟

100
00:09:21,434 --> 00:09:22,458
...بانوي من

101
00:09:24,304 --> 00:09:25,862
...برو

102
00:09:43,289 --> 00:09:46,486
،از اونجايي که اين کار
مراقبت از دايه ملکه است

103
00:09:46,526 --> 00:09:48,790
پس نبايد کار سختي باشه ، بنابراين ناراحت نباش

104
00:09:49,996 --> 00:09:51,156
...باشه

105
00:09:51,197 --> 00:09:55,190
وقتي که بانو هن حالش بهتر شد
احتمالاًًً ازت ميخواهد که برگردي

106
00:10:32,805 --> 00:10:35,831
بانوي من ، من دارم ميرم

107
00:10:45,618 --> 00:10:49,315
...بانوي من ، متأسفم

108
00:10:52,191 --> 00:10:54,716
...بانوي من ، متأسفم

109
00:10:56,129 --> 00:10:58,529
متأسفم ، بانوي من

110
00:11:39,806 --> 00:11:41,068
يانگوم

111
00:11:41,207 --> 00:11:42,572
چي تو رو اينجا آورده؟

112
00:11:43,976 --> 00:11:46,069
اين بقچه براي چيه؟

113
00:11:47,580 --> 00:11:51,983
تو لال شدي يا اينکه اتفاق ديگه اي افتاده؟
هي ، يانگوم

114
00:11:55,888 --> 00:11:59,790
من دارم براي مراقبت از دايه ملکه ميرم

115
00:11:59,826 --> 00:12:02,317
!تو خوش شانسي
من نتونستم يک روز هم در قصر زندگي کنم

116
00:12:02,361 --> 00:12:05,489
اونجا خيلي پردغدغه است

117
00:12:05,531 --> 00:12:07,590
!تو داري به يک گردش ميري

118
00:12:08,434 --> 00:12:11,096
اما چرا غمگين به نظر ميايي؟

119
00:12:11,571 --> 00:12:14,836
خانم ، اون کار خيلي اشتباه بود؟

120
00:12:15,141 --> 00:12:18,235
چي؟ چه کاري رو اشتباه انجام دادي؟

121
00:12:18,845 --> 00:12:22,246
بانو هن به خاطر من مسابقه رو باخت

122
00:12:22,281 --> 00:12:23,248
باخت؟

123
00:12:23,282 --> 00:12:26,046
البته که کار اشتباهي کردي
...وقتي کسي رو ميبينم

124
00:12:26,085 --> 00:12:28,849
که شکست ميخوره يا پرداختش
...رو به موقع وصول نيمکنه

125
00:12:28,888 --> 00:12:33,552
دلم ميخواهد که اون شخص رو بندازم
...تو رودخانه هان و... منظورم اينه که

126
00:12:33,593 --> 00:12:37,461
من نميدونستم که بانو هن
...ميتونه اينقدر خشن باشه

127
00:12:37,497 --> 00:12:39,055
...ما همه در زندگي مرتکب اشتباه ميشيم

128
00:12:39,098 --> 00:12:42,033
او گفت که به خاطر اون اتفاق بري اونجا؟

129
00:12:43,603 --> 00:12:45,833
ميخواهي برم و با او درمورد تو حرف بزنم؟

130
00:12:48,141 --> 00:12:51,042
چي؟ داري ميري؟

131
00:12:53,479 --> 00:12:55,140
يانگوم

132
00:12:57,617 --> 00:13:03,078
وقتي اينطوري افسرده ميشه ديگه
اصلاً مثل خودش نيست

133
00:14:26,372 --> 00:14:27,566
چي باعث شده به اينجا بيائيد؟

134
00:14:27,940 --> 00:14:31,876
من اومدم تا جناب مين جانگ هو
رو ملاقات کنم

135
00:14:32,078 --> 00:14:33,875
فرمانده مين الان اينجا نيستند

136
00:14:33,913 --> 00:14:36,279
ايشون به دستور پادشاه
به معبد "اون آهم" رفتند

137
00:14:37,016 --> 00:14:41,282
معبد "اون آهم"؟
پس ايشون کي برميگردند؟

138
00:14:41,320 --> 00:14:44,346
مطمئن نيستم

139
00:14:55,668 --> 00:15:00,162
فکر ميکنيد بانو هن دستيار
جديد انتخاب ميکنه؟

140
00:15:00,706 --> 00:15:03,140
بله ، بدون يک دستيار کار سخت ميشه

141
00:15:03,175 --> 00:15:05,370
يانگوم بايد زود برگرده ، اگرچه

142
00:15:05,411 --> 00:15:07,743
بعيده ، چون او وقتي ميتونه برگرده که

143
00:15:07,780 --> 00:15:09,975
حال دايه ملکه بهتر بشه

144
00:15:10,016 --> 00:15:12,348
...حق با توئه. او به يکي احتياج داره

145
00:15:12,385 --> 00:15:15,752
چون که اين مسابقه اي براي
تعيين بانوي اول آشپزخانه است

146
00:15:15,788 --> 00:15:18,757
چه کس ديگه اي به جز يانگوم
و گيوم يونگ شايسته است؟

147
00:15:19,358 --> 00:15:20,484
ميخواهي بگي که اون شخص توئي؟

148
00:15:20,526 --> 00:15:21,584
اينطور فکر نميکني؟

149
00:15:21,627 --> 00:15:22,855
به هيچ وجه

150
00:15:23,195 --> 00:15:24,457
چرا؟

151
00:15:24,497 --> 00:15:26,624
اگه تو بتوني اون شخص باشي
پس من هم ميتونم باشم

152
00:15:27,133 --> 00:15:31,695
در هر صورت ، به طور حتم او يکي از ماها
رو انتخاب ميکنه. اينطور نيست ، بانوي من؟

153
00:15:31,737 --> 00:15:35,173
من در اين مورد نميدونم
اما او نياز داره تا کسي رو انتخاب کنه

154
00:15:35,207 --> 00:15:38,176
و هر کسي که باشه اين فرصت
براش نردبان ترقي محسوب ميشه

155
00:15:38,210 --> 00:15:41,202
پس ، شايد من بتونم انتقام يانگوم رو بگيرم

156
00:15:47,420 --> 00:15:48,717
چي شده؟

157
00:15:48,754 --> 00:15:52,053
بانوي من ، از اونجايي که شما يانگوم
رو در اختيار نداريد

158
00:15:52,091 --> 00:15:54,423
شما به کسي احتياج داريد تا کمکتون کنه

159
00:15:55,294 --> 00:15:59,230
در حقيقت ، اگرچه شما اتاقتون
رو با يانگوم سهيم شديد

160
00:15:59,265 --> 00:16:03,395
، از زماني که او خيلي جوان بود
...اما مردم ميگند

161
00:16:03,436 --> 00:16:07,497
که شما به خاطر علاقه
به او انتخابش کرديد

162
00:16:08,040 --> 00:16:10,702
بنابراين به اين خاطر که به اونا
نشون بديد که اين طور نبوده

163
00:16:10,743 --> 00:16:13,041
شما نياز داريد تا شخص ديگه اي رو انتخاب کنيد

164
00:16:13,079 --> 00:16:14,842
حالا که فکرش رو ميکنم
چيزي که ميگي درسته

165
00:16:14,880 --> 00:16:19,579
!من به شما کمک ميکنم ، بانوي من
!سخت کار ميکنم تا به شما کمک کنم

166
00:16:20,052 --> 00:16:21,781
واقعاًًًً ميخواهي اين کار رو بکني؟

167
00:16:22,521 --> 00:16:24,751
!بله ، بانوي من

168
00:16:25,558 --> 00:16:30,393
بسيار خوب ، پس ميخواهي همان
طوري که يانگوم ياد گرفت ياد بگيري؟

169
00:16:30,429 --> 00:16:34,024
بله ، بانوي من! فقط دستورات رو به من بديد

170
00:16:34,934 --> 00:16:36,834
يک ظرف آب برام بيار

171
00:16:37,937 --> 00:16:38,961
ببخشيد؟

172
00:16:39,238 --> 00:16:41,001
يک ظرف آب برام بيار

173
00:16:43,642 --> 00:16:44,904
بله ، بانوي من

174
00:16:47,413 --> 00:16:49,040
دوباره بيارش

175
00:16:49,615 --> 00:16:50,775
ببخشيد؟

176
00:16:50,816 --> 00:16:52,283
دوباره بيارش

177
00:16:53,319 --> 00:16:54,343
بله ، بانوي من

178
00:17:02,962 --> 00:17:05,795
فردا صبح دوباره بيارش

179
00:17:06,899 --> 00:17:08,332
ببخشيد؟

180
00:17:11,437 --> 00:17:13,029
بله ، بانوي من

181
00:17:19,512 --> 00:17:21,036
دوباره بيارش

182
00:17:22,481 --> 00:17:26,008
آب رو براي شستشو نميخواستيد؟

183
00:17:27,052 --> 00:17:28,485
دوباره بيارش

184
00:17:35,361 --> 00:17:36,726
چي شده؟

185
00:17:36,762 --> 00:17:39,731
بانوي من ، من ميخوام به شما کمک کنم

186
00:17:40,866 --> 00:17:41,798
جداً؟

187
00:17:41,834 --> 00:17:43,665
من ميتونم اين کار رو بکنم

188
00:17:44,069 --> 00:17:45,832
تو واقعاًًًً ميتوني اين کار رو بکني؟

189
00:17:45,871 --> 00:17:49,068
بله ، من سخت تلاش ميکنم ، بانوي من

190
00:17:50,009 --> 00:17:53,877
پس صد گياه دارويي رو ظرف سه روز پيدا کن

191
00:17:53,913 --> 00:17:58,111
!چي؟! صد گياه دارويي؟

192
00:17:58,851 --> 00:18:00,785
فکر ميکني بتوني انجامش بدي؟

193
00:18:02,221 --> 00:18:04,951
ب... بله ، من ميتونم انجامش بدم

194
00:18:10,996 --> 00:18:12,725
اين کافي نيست؟

195
00:18:12,765 --> 00:18:14,164
الان چه تعداد داريم؟

196
00:18:16,035 --> 00:18:17,593
ما تقريباً ده تا داريم

197
00:18:18,938 --> 00:18:22,806
ما هنوز خيلي کار داريم
چه طوري ميتونيم صد تا پيدا کنيم؟

198
00:18:43,629 --> 00:18:46,154
من در اين فکرم که آيا در چوسان
صد گياه دارويي وجود داره؟

199
00:18:57,643 --> 00:19:00,441
اگه ميخواهي بعد از چند روز
کار رو رها کني ، پس فراموشش کن

200
00:19:00,479 --> 00:19:03,380
نه ، من جداً ميتونم

201
00:19:04,450 --> 00:19:05,747
مطمئني؟

202
00:19:05,784 --> 00:19:10,084
بله ، من ميتونم جانشين يانگوم
باشم تا زماني که اينجا نيست

203
00:19:12,691 --> 00:19:15,626
من خيلي چيزها از يانگوم ياد گرفتم
بنابراين من تا حدي مناسبم

204
00:19:17,263 --> 00:19:20,289
پس مزه خلق کن

205
00:19:21,000 --> 00:19:23,992
چي؟ چي خلق کنم؟

206
00:19:24,940 --> 00:19:29,738
مواد اوليه اي رو بيار که با
سام هاپ جَنگ گُوا" جور در بياد"

207
00:19:31,544 --> 00:19:34,570
سام هاپ جَنگ گُوا؟
(خوراک صدف و خيار دريايي آب پزشده در سويا)

208
00:19:35,014 --> 00:19:37,380
چرا؟ نميخواهي انجامش بدي؟

209
00:19:37,416 --> 00:19:40,010
!اوه ، نه ، اصلاً

210
00:19:46,158 --> 00:19:48,718
...تو بايد ساکت ميموندي

211
00:19:48,761 --> 00:19:52,925
ميتونم انجامش بدم. يانگوم انجامش
داده ، پس من هم ميتونم انجامش بدم

212
00:19:52,965 --> 00:19:57,061
من اين کار رو به خاطر يانگوم ميکنم

213
00:19:57,102 --> 00:20:00,538
...چه بانوي رمانتيکي

214
00:20:04,543 --> 00:20:09,446
...خيار دريايي ، صدف ، صدف باريک دريايي

215
00:20:09,481 --> 00:20:15,716
چاشني زدن با سس سويا انجام ميشد... يا نمک؟

216
00:20:15,754 --> 00:20:22,751
يا با سير؟ يا زنجبيل؟ يا اينکه با هر دو؟

217
00:20:24,029 --> 00:20:27,795
، يانگوم اينجا نيست
...پس من حتي نميتونم بپرسم

218
00:20:36,041 --> 00:20:37,474
...موفق باشي

219
00:20:40,980 --> 00:20:42,743
من مجبورم اين کار رو بکنم

220
00:20:50,956 --> 00:20:53,151
پس کسي نتونست انجامش بده؟

221
00:20:55,928 --> 00:20:58,362
شايد يانگوم يک نابغه است

222
00:20:58,397 --> 00:21:00,524
چه طوري انجامش داده؟

223
00:21:00,566 --> 00:21:03,228
نابغه؟ او فقط نميخواد که
يکي از ماها رو انتخاب کنه

224
00:21:03,268 --> 00:21:05,702
اين واضحه که ما چنين کارهاي
ديوانه واري رو نميتونيم انجام بديم

225
00:21:05,738 --> 00:21:08,901
درسته او فقط از يانگوم
طرفداري ميکنه و به او توجه داره

226
00:21:08,941 --> 00:21:11,432
وگرنه چرا ما بايد چنين کارهايي رو انجام بديم؟

227
00:21:11,477 --> 00:21:13,206
يانگوم همه اون کارها رو انجام داد

228
00:21:13,345 --> 00:21:14,209
او آب برد؟

229
00:21:14,246 --> 00:21:15,270
صد گياه مختلف پيدا کرد؟

230
00:21:15,314 --> 00:21:16,838
او ميدونه چه طوري مزه خلق کنه؟

231
00:21:17,683 --> 00:21:18,581
بله

232
00:21:25,724 --> 00:21:28,852
چرا هيچکدوم از شما اون چه که
ازتون خواسته بودم رو نياورديد؟

233
00:21:28,894 --> 00:21:30,759
من نميتونم انجامش بدم

234
00:21:30,796 --> 00:21:32,263
من هم همينطور

235
00:21:32,297 --> 00:21:33,355
من هم همينطور

236
00:21:33,599 --> 00:21:36,762
يانگوم در برابر آموزش منحصر
بفرد من تحمل و بردباري کرده

237
00:21:36,802 --> 00:21:38,235
از زماني که کودک بوده

238
00:21:38,804 --> 00:21:42,262
با وجود اين شما ميگيد که من به او
اظهار علاقه ميکنم

239
00:21:42,307 --> 00:21:47,609
مگه شما به وسيله بانوان تعليم
دهنده خودتون آموزش نديديد؟

240
00:21:48,714 --> 00:21:51,979
من او رو انتخاب کردم چون او
روش کار من رو

241
00:21:52,017 --> 00:21:55,475
بهتر از هر کس ديگه اي ميدونست
و هيچ علت ديگه اي وجود نداره

242
00:21:56,221 --> 00:22:00,248
پس چرا شما او رو به بيرون فرستاديد؟

243
00:22:24,750 --> 00:22:31,019
چرا شما دائماًً آب ميخواهيد؟
من نميتونم آب گرم و نه آب سرد

244
00:22:31,056 --> 00:22:33,024
و نه آب با برگ بيارم

245
00:22:33,058 --> 00:22:35,185
تو از قبل ميدوني

246
00:22:38,597 --> 00:22:40,326
ميخواستي برام آب بياري؟

247
00:22:40,365 --> 00:22:43,232
دل درد داريد؟

248
00:22:43,602 --> 00:22:44,500
نه

249
00:22:44,536 --> 00:22:47,130
امروز به حمام رفتيد؟

250
00:22:47,172 --> 00:22:48,230
رفتم

251
00:22:48,440 --> 00:22:51,170
گلوتون درد ميکنه؟

252
00:22:51,210 --> 00:22:53,110
اغلب درد ميگيره

253
00:22:59,785 --> 00:23:03,118
من کمي نمک در آب ولرم ريختم
يکدفعه اون رو ننوشيد

254
00:23:03,155 --> 00:23:06,955
بلکه آروم مثل چايي بنوشيدش

255
00:23:19,037 --> 00:23:22,598
بانوي من ، من ميخوام چند روزي
رو که مرخصي ميگيرم ، به خانه برم

256
00:23:22,641 --> 00:23:25,542
به واسطه بُرد در مسابقه تهيه غذاي جديد

257
00:23:25,878 --> 00:23:27,106
براي چي؟

258
00:23:27,146 --> 00:23:29,979
...فقط براي استراحت

259
00:23:30,149 --> 00:23:35,246
در زمان خوبي مثل اين؟
دليل خاصي داري؟

260
00:23:35,988 --> 00:23:37,182
...نه

261
00:23:37,222 --> 00:23:41,591
پس همين جا بمون. اين زمان
مناسبي براي استراحت نيست

262
00:23:42,628 --> 00:23:45,563
ما بايد براي دور بعدي مسابقه آماده بشيم

263
00:23:45,597 --> 00:23:48,862
ما بايد سعي کنيم تا
کارها رو هر چه سريعتر

264
00:23:48,901 --> 00:23:52,064
با دور بعدي مسابقه به نتيجه برسونيم

265
00:23:53,539 --> 00:23:55,598
به همين خاطر من ميخوام برم

266
00:23:56,608 --> 00:23:58,838
...يک چيزهايي هست که ميخوام بررسي کنم

267
00:23:59,945 --> 00:24:02,709
دفعه پيش ، من فهميدم
که چه قدر نميدونم

268
00:24:02,748 --> 00:24:06,184
چون من هميشه داخل قصر بودم

269
00:24:07,052 --> 00:24:09,680
اين چيزيه که به من کمک ميکنه

270
00:24:10,956 --> 00:24:14,255
اگه تو واقعاًًًًً ميخواي بري ، پس برو

271
00:24:39,351 --> 00:24:41,546
!...چرا تو

272
00:24:42,554 --> 00:24:44,715
!چرا وقتي خواب بودم هلم دادي پايين؟

273
00:24:44,756 --> 00:24:46,747
تو نبايد زير نور خورشيد مي خوابيدي؟

274
00:24:46,792 --> 00:24:49,454
اما با اين وجود ، تو يک شخص
!در حال خواب رو هل دادي؟

275
00:24:49,494 --> 00:24:52,122
!چه اتفاقي مي افتاد اگه اين يک صخره بلند بود؟

276
00:24:52,164 --> 00:24:54,064
!مشکل بزرگي به وجود ميامد

277
00:24:54,499 --> 00:24:58,026
تو اونارو وقتيکه ابرها ميرند پخش ميکني
و وقتيکه ابرها برميگردند جمعشون ميکني

278
00:24:58,070 --> 00:25:00,368
وقتي هوا آفتابيه ، پخششون ميکني
وقتيکه هوا آفتابي نيست ، جمعشون ميکني

279
00:25:00,405 --> 00:25:06,173
...تو خيلي تنبلي
...حالا ميفهمم که زنم چه احساسي داره

280
00:25:06,211 --> 00:25:08,941
دلم براي زنم تنگ شده

281
00:25:12,417 --> 00:25:15,818
اون چقدر شبيه يانگومه

282
00:25:19,024 --> 00:25:20,423
داگو

283
00:25:21,360 --> 00:25:28,528
يانگوم! مطمئناًً اينجا نيومدي که
چيزي پيشکش کني

284
00:25:28,567 --> 00:25:32,003
تو براي مراقبت از دايه اومدي اينجا؟

285
00:25:32,604 --> 00:25:35,129
آره ، آره. اين عاليه. من خسته و کسل بودم

286
00:25:35,173 --> 00:25:37,767
چون که کسي رو اينجا نداشتم تا با او تفريح کنم

287
00:25:37,809 --> 00:25:41,677
فکر کردم دارم در اينجا تبديل
به يک راهب کچل ميشم

288
00:25:43,382 --> 00:25:46,146
کسي اون بيرون نيست؟
!يکي بياد داخل

289
00:25:46,852 --> 00:25:49,082
دايه بايد غش کرده باشه

290
00:25:54,793 --> 00:25:56,124
...لطفاًًً نگهش دار

291
00:25:56,161 --> 00:25:57,355
باشه

292
00:26:21,954 --> 00:26:23,649
کار شما درسته

293
00:26:30,963 --> 00:26:35,593
فکر نميکنم که بتونه زياد زنده
...بمونه.فکر کنم به اين خاطره که

294
00:26:35,634 --> 00:26:41,072
او دائماًً برنجي رو که برادرش
به او داده بوده درخواست ميکنه

295
00:26:41,106 --> 00:26:47,909
فکر کنم زمانيکه او کودک بوده
يتيم ميشه و با برادرش

296
00:26:47,946 --> 00:26:52,576
براي غذا گدايي ميکرده
... يک روز که گرسنه بوده

297
00:26:52,617 --> 00:26:58,749
برادرش بهش يک مشت برنج ميده
او در اون لحظه همشو ميبلعه

298
00:26:58,790 --> 00:27:04,387
و وقتيکه به برادرش نگاه ميکنه
او اينطوري خوابيده بوده

299
00:27:04,596 --> 00:27:08,930
اما در حقيقت او در حال
خواب نبوده ، او مرده بوده

300
00:27:08,967 --> 00:27:13,700
اين يک داستان غم انگيزه

301
00:27:13,739 --> 00:27:17,106
احتمالاًً اين واقعه در تمام
...زندگيش در قلبش باقي مونده

302
00:27:17,843 --> 00:27:24,976
حالا که پايان کارش نزديکه
او دائماًً به فکر برادرشه

303
00:27:25,017 --> 00:27:33,425
و دائماًً ميگه ميخواهد برنجي رو
بخوره که برادرش بهش داده بود

304
00:27:33,458 --> 00:27:38,088
اون فقط يک برنج معمولي نبوده
او گفت که ترد و خوشمزه بوده

305
00:27:38,130 --> 00:27:43,067
او گفت که برنج نپخته بوده و حتي به
صورت کوفته برنجي هم تهيه نشده بوده

306
00:27:43,101 --> 00:27:46,332
چه طوري برنج خام ميتونه اين شکلي باشه؟

307
00:27:46,772 --> 00:27:48,535
هيچ برنجي شبيه به اون وجود نداره؟

308
00:27:48,573 --> 00:27:51,804
نه... من تمام انواع برنج رو
...تهيه کردم تا براش بپزم

309
00:27:51,843 --> 00:27:55,176
اما دائماًً ميگه نه

310
00:27:55,213 --> 00:27:58,614
مطمئناًً ، به اين خاطر بوده که
او در اون موقع خيلي گرسنه بوده

311
00:27:58,650 --> 00:28:00,948
چه طور ميشه چنين برنجي پيدا کرد؟

312
00:28:01,353 --> 00:28:08,555
حالا که تو اينجايي ، من ميتونم
استراحت کنم. خوب ازش مراقبت کن

313
00:28:10,128 --> 00:28:14,895
متأسفم ، تو ميتوني براي مدتي اين کار رو بکني؟

314
00:28:16,201 --> 00:28:21,138
مشکل چيه؟ تو آشپزي رو دوست داري

315
00:28:21,773 --> 00:28:24,936
...من فقط کمي احساس خستگي ميکنم

316
00:28:26,578 --> 00:28:28,978
ممکنه به خاطر پياده روي
زياد براي اومدن به اينجا باشه؟

317
00:28:29,014 --> 00:28:32,211
يانگوم ، برو و کمي استراحت کن

318
00:28:32,250 --> 00:28:33,877
متأسفم

319
00:28:37,089 --> 00:28:38,147
چه اتفاقي افتاد؟

320
00:28:38,190 --> 00:28:39,885
همانطوريه که شما گفتيد

321
00:28:39,925 --> 00:28:42,723
اونا گفتند که اخيراً ، هيچ محصول بد اشقه اي نداشتند

322
00:28:42,761 --> 00:28:44,388
چه بايد بکنيم؟

323
00:28:44,429 --> 00:28:47,125
اگه با احتياط عمل نکنيم
ممکنه رد اونا رو گم کنيم

324
00:28:47,165 --> 00:28:50,692
بنابراين توجه کسي رو جلب نکنيد و
تا ظاهر شدن مجرم صبر کنيد

325
00:28:50,735 --> 00:28:52,293
بله ، قربان

326
00:29:39,684 --> 00:29:43,142
!قربان! قربان

327
00:29:44,156 --> 00:29:46,852
تونستيد تهيه اش کنيد؟

328
00:29:50,996 --> 00:29:54,693
شما دست خالي به اينجا اومديد
در حالي که من ازتون اونا رو خواستم

329
00:29:54,733 --> 00:30:01,332
من از شما خواهش کردم تا کمي نوشيدني
...برام بخريد... شما خيلي بي عاطفه هستيد

330
00:30:01,373 --> 00:30:03,705
متأسفم... فراموش کردم

331
00:30:04,709 --> 00:30:08,509
بگذريم ، بانو سو براي
مراقبت از دايه به اينجا اومده؟

332
00:30:09,981 --> 00:30:11,778
شما او رو ديديد؟

333
00:30:11,816 --> 00:30:16,378
بله. اما او به نظر آشفته
بود. مشکلي پيش اومده؟

334
00:30:16,688 --> 00:30:20,124
به نظر نمياد که حالش خوب باشه

335
00:30:20,158 --> 00:30:22,854
...اوه ، فکر کنم

336
00:30:22,894 --> 00:30:27,058
...نه ، احتمالاً اين نيست

337
00:30:49,354 --> 00:30:53,984
من به تو اجازه دادم که درباره
...استعدادت در خلق مزه ها بدوني

338
00:30:54,025 --> 00:30:57,051
...بعد از فکرت براي استفاده از زغال چوب

339
00:30:57,095 --> 00:31:01,691
استفاده از آب چشمه براي
رشته سرد و پيراشکي کلم

340
00:31:03,101 --> 00:31:07,299
اما در عوض ، اون استعداد
براي تو تبديل به سم شده

341
00:31:56,655 --> 00:31:58,179
!خوبه

342
00:31:58,223 --> 00:31:59,815
اين پيامد ، واضح و آشکار بود

343
00:31:59,858 --> 00:32:01,723
خوبه... خوبه

344
00:32:01,760 --> 00:32:04,752
حالا که کار به اينجا رسيده
لطفاًًً با جناب اوکيوم هو صحبت کن

345
00:32:04,796 --> 00:32:07,765
اينطوري ما ميتونيم دور بعدي
مسابقه رو جلو بندازيم

346
00:32:07,799 --> 00:32:10,632
من از بانوي اول منشي ها درخواست ميکنم

347
00:32:10,669 --> 00:32:14,264
بله ، بهتره که همه چيز رو سريع تموم کنيم

348
00:32:14,306 --> 00:32:17,798
در هر صورت من ميخواستم امروز
او رو ملاقات کنم

349
00:32:17,842 --> 00:32:20,834
اونا فکر ميکنند که کي هستند؟

350
00:32:25,283 --> 00:32:28,446
سلام. بانو يونگ چه طورند؟

351
00:32:28,486 --> 00:32:30,852
بين اونا نزاعي به وجود اومده

352
00:32:30,889 --> 00:32:32,754
منظورت چيه؟

353
00:32:32,791 --> 00:32:35,487
بانو هن دستيارش رو به بيرون فرستاده

354
00:32:35,527 --> 00:32:39,224
و بانو يونگ و بانو هن با هم صحبت نميکنند

355
00:32:39,264 --> 00:32:43,701
چون که او در مقابل ملکه مادر تحقير شد

356
00:32:43,735 --> 00:32:49,230
بانوي من ، لطفاًًً به ايشون بگيد
که مسابقه رو جلو بياندازند

357
00:32:49,274 --> 00:32:52,175
چون ما به افراد بيشتري در آشپزخانه نياز داريم

358
00:32:52,210 --> 00:32:54,735
فکر کنم که ايشون در فکر انجام همين کار هستند

359
00:32:54,779 --> 00:32:56,178
واقعاًًًً؟

360
00:32:56,214 --> 00:33:00,651
حتي ممکنه که مسابقه رو لغو کنند
و تو رو به عنوان بانوي اول آشپزخانه بدانند

361
00:33:00,685 --> 00:33:05,349
نه بانوي من
من ميخوام که حتماًً بر اونا غلبه کنم

362
00:33:05,390 --> 00:33:12,262
به اين طريق ، هيچ بانوي درباري از
اين به بعد نميتونه با شما مخالفت کنه

363
00:33:12,297 --> 00:33:17,896
بله ، تو بايد مطمئن بشي که
اين اتفاق دوباره نميافتد

364
00:33:21,172 --> 00:33:25,541
درخواست هايي براي بررسي کاهش ناگهاني
محصول زمينهاي کالج سوانگ کيون بيان شده بود

365
00:33:26,878 --> 00:33:31,076
دستوري هم مبني بر پيدا کردن دليلش داده شده

366
00:33:31,116 --> 00:33:34,552
مگه فرماندار ناحيه ، تابع شما نيست؟

367
00:33:34,586 --> 00:33:35,447
بله

368
00:33:36,554 --> 00:33:41,082
اشقه کوهستان هاي مرتفع
به عنوان بهترين اشقه مطرح شدند

369
00:33:41,126 --> 00:33:44,721
ولي حتي تهيه اشقه با
کيفيت پايين هم سخته

370
00:33:45,096 --> 00:33:49,294
و تهيه نوع عادي آن بيش از ده سال طول ميکشه

371
00:33:50,735 --> 00:33:55,536
بنابراين براي فرماندار مشکلي
نخواهد بود که گزارشي بده

372
00:33:56,341 --> 00:34:00,209
...بااين وجود... در همين مورد
براي ملاقات فرماندار برويد

373
00:34:00,245 --> 00:34:08,710
بله ، قربان... و لطفاًًً از ملکه مادر
بخواهيد تا به کارها سرعت بدهند

374
00:34:09,721 --> 00:34:10,915
بسيار خوب

375
00:34:15,593 --> 00:34:17,083
!يانگوم

376
00:34:19,164 --> 00:34:20,495
يانگوم

377
00:34:21,332 --> 00:34:25,735
هي ، ببين ، گرفتمش ، گرفتمش

378
00:34:26,871 --> 00:34:29,635
خيلي وقته که گوشت و نوشيدني نخوردم

379
00:34:29,674 --> 00:34:31,835
اونقدر که فکر کردم دارم ميميرم

380
00:34:32,610 --> 00:34:36,068
يانگوم ، ميخواي بريم جايي؟

381
00:34:36,581 --> 00:34:37,809
کجا؟

382
00:34:38,183 --> 00:34:40,048
تو اين روزها غير عادي شدي

383
00:34:40,084 --> 00:34:45,420
تو هميشه خيلي شاداب بودي
و حالا خيلي غمگين به نظر مياي

384
00:34:45,623 --> 00:34:48,854
يانگوم ، با من بيا

385
00:34:49,994 --> 00:34:50,961
کجا؟

386
00:34:50,995 --> 00:34:53,828
!فقط دنبالم بيا. بيا بريم

387
00:35:21,226 --> 00:35:25,060
...داگو ، اقيانوس

388
00:35:26,364 --> 00:35:27,854
...بله

389
00:37:25,883 --> 00:37:27,077
او جايي رفته؟

390
00:37:27,118 --> 00:37:29,484
گفت که دل درد داره

391
00:37:30,054 --> 00:37:32,614
به نظر کمي زياد نوشيده

392
00:37:32,857 --> 00:37:35,087
داگو مجبوره تا در خانه يواشکي بنوشه

393
00:37:35,126 --> 00:37:38,391
و به اين خاطره که او وقتي
که در خانه نيست زياد مينوشه

394
00:37:38,429 --> 00:37:40,693
او در خانه يواشکي مينوشه؟

395
00:37:40,732 --> 00:37:43,030
همسرش خيلي سختگيره

396
00:37:51,209 --> 00:37:54,975
من براي اولين بار اقيانوس رو ديدم

397
00:37:56,481 --> 00:37:59,006
ديدن اقيانوس براي من هم بعد از مدت ها بود

398
00:37:59,050 --> 00:38:01,814
احساس کردم که دوباره يک کودکم

399
00:38:02,620 --> 00:38:09,822
وقتي که کودک بودم ، خرگوش ميگرفتم حتي
وقتيکه مادرم به خاطرش من رو تنبيه ميکرد

400
00:38:10,862 --> 00:38:13,922
مادرت حتماًً سختگير بوده

401
00:38:25,877 --> 00:38:30,940
چه طوري... اونا فوت شدند؟

402
00:38:36,754 --> 00:38:38,949
از آقاي گنگ شنيدم

403
00:38:55,039 --> 00:38:57,473
به خاطر من بود

404
00:39:01,846 --> 00:39:10,254
پدرم يک افسر نظامي در گارد سلطنتي بود

405
00:39:17,562 --> 00:39:23,023
گارد سلطنتي که من براش کار ميکنم؟

406
00:39:27,305 --> 00:39:29,865
بعد چه اتفاقي افتاد؟

407
00:39:33,077 --> 00:39:42,247
... ، پدرم زمانيکه ملکه معزول ، يون

408
00:39:45,690 --> 00:39:53,995
مسموم شد اونجا بود

409
00:40:08,746 --> 00:40:21,921
...اگه من در اون موقع فرياد نميزدم
...اونوقت پدرم سالم ميموند

410
00:40:31,369 --> 00:40:34,099
و به خاطر اون اتفاق
...حتي مادرم

411
00:40:59,664 --> 00:41:03,600
...متأسفم

412
00:41:05,770 --> 00:41:11,003
...اوه ، نه ، من متأسفم که پرسيدم

413
00:41:12,343 --> 00:41:19,681
من يک روزي قادر خواهم بود
...که بيشتر بهتون بگم

414
00:41:55,753 --> 00:41:59,416
من نسخه رو اينجا گذاشتم
پس فقط لازمه که به او نشونش بدي

415
00:41:59,457 --> 00:42:00,549
بله ، قربان

416
00:42:00,691 --> 00:42:04,024
حتي اگه اون رو نداشت ، تو بايد
اونايي که در ليست هست رو تهيه کني

417
00:42:04,061 --> 00:42:07,929
چون من براي تهيه دارو
به همه اونا احتياج دارم

418
00:42:07,965 --> 00:42:09,592
بله ، قربان

419
00:42:10,167 --> 00:42:12,829
سفر بي خطري داشته باشي

420
00:42:12,870 --> 00:42:14,098
بله ، قربان

421
00:42:15,072 --> 00:42:16,596
داريد به بازار ميريد؟

422
00:42:16,641 --> 00:42:20,099
...من مواد لازم براي تهيه دارو را تمام کردم

423
00:42:20,411 --> 00:42:23,539
خوبه... من هم خودم
داشتم يک سري به بازار ميزدم

424
00:42:47,638 --> 00:42:49,003
داروخانه از اون طرفه

425
00:42:49,040 --> 00:42:50,098
بسيار خوب

426
00:42:50,141 --> 00:42:53,008
دو ساعت بعد همديگه رو اينجا ميبينيم

427
00:42:53,044 --> 00:42:54,238
حتماًً

428
00:43:10,361 --> 00:43:11,589
پس شما فهميديد؟

429
00:43:11,629 --> 00:43:12,789
بله

430
00:43:12,830 --> 00:43:15,025
الباقي اشقه ها به کجا ميره؟

431
00:43:15,066 --> 00:43:18,695
نزد پان سول چويي بازرگان

432
00:43:18,736 --> 00:43:21,034
پان سول چويي بازرگان؟

433
00:43:21,272 --> 00:43:23,433
بله. چي کار بايد بکنيم؟

434
00:43:24,508 --> 00:43:28,308
همين کافيه. مأموريت ما اين بود
که بفهميم چه اتفاقي در حال وقوع هست

435
00:43:28,346 --> 00:43:29,836
بنابراين شما ميتونيد برگرديد

436
00:43:29,880 --> 00:43:30,938
بله ، قربان

437
00:43:40,224 --> 00:43:41,122
شما کي هستيد؟

438
00:43:41,158 --> 00:43:44,423
شما مجبوريد که همراه ما بيائيد

439
00:44:27,605 --> 00:44:28,902
تو خوبي؟

440
00:44:29,707 --> 00:44:31,265
ما تقريباً اونجا هستيم

441
00:44:47,992 --> 00:44:49,721
قربان ،  چه اتفاقي داره ميافته؟

442
00:44:49,794 --> 00:44:53,525
ما براي مدتي اينجا پنهان ميشيم ،  لطفاًًً
مطمئن شو که اونا به جاي ديگه اي ميرن

443
00:44:53,931 --> 00:44:55,626
زود باشيد... از اين طرف بيائيد

444
00:45:02,973 --> 00:45:06,704
...حتي اگه اونا خانه رو بگردند
اين قسمت سخت مورد توجه قرار ميگيره

445
00:45:25,696 --> 00:45:27,027
!سرتاسر خانه رو بگرديد

446
00:45:27,064 --> 00:45:28,088
بله ، قربان

447
00:45:37,641 --> 00:45:39,268
چه اتفاقي داره مي اُفته؟

448
00:45:40,945 --> 00:45:42,344
اونا اينجا نيستند؟

449
00:45:42,513 --> 00:45:43,502
!نه

450
00:45:43,547 --> 00:45:45,811
يک زن مريض هست
...اين دوتا اينجا

451
00:45:45,850 --> 00:45:47,511
و راهب هاي درحال دعا

452
00:45:47,551 --> 00:45:54,389
...من خويشاوند يک راهب در اينجا هستم
...بنابراين شما به من بگيد و من کمکتون ميکنم

453
00:45:54,425 --> 00:45:56,689
يک فرد صاحب منصب و يک زن
اينجا هستند؟

454
00:45:57,528 --> 00:45:58,859
...هوم م م

455
00:45:58,896 --> 00:46:02,059
!نه چنين افرادي اينجا اقامت ندارند
من يک اديب بازنشسته در اين معبد هستم

456
00:46:02,099 --> 00:46:04,590
...و فقط يک زن بيمار به همراه دو نفر

457
00:46:04,635 --> 00:46:06,762
که در حال مراقبت از او هستند در
اينجا حضور دارند

458
00:46:06,804 --> 00:46:08,772
چي باعث شده تا به اينجا بياييد؟

459
00:46:09,106 --> 00:46:10,130
در جستجوي افرادي هستيم

460
00:46:10,174 --> 00:46:12,734
من هرگز چنين افرادي رو اطراف اينجا نديدم

461
00:46:13,544 --> 00:46:15,705
فکر ميکنم که اونا به جاي ديگه اي فرار کردند

462
00:46:17,815 --> 00:46:18,406
!بيائيد بريم

463
00:46:18,449 --> 00:46:19,541
!بله ، قربان

464
00:46:19,583 --> 00:46:21,574
شما داريد اينجا رو ترک ميکنيد؟

465
00:46:22,720 --> 00:46:24,711
به سلامت

466
00:46:28,726 --> 00:46:32,355
!تو اجازه دادي اون تبهکارها برن؟

467
00:46:33,097 --> 00:46:35,395
!تو چي کار کردي؟

468
00:46:44,175 --> 00:46:46,006
چه اتفاقي داره ميافته؟

469
00:46:46,043 --> 00:46:49,012
من سعي کردم تا به همراه
زير دستانم ، چيزي رو بفهمم

470
00:46:49,046 --> 00:46:51,537
و فکر ميکنم که اونا با
جستجوي زياد ما رو پيدا کردند

471
00:46:54,251 --> 00:46:55,809
اونا رفتند

472
00:46:55,853 --> 00:47:00,586
چرا قبل از اينکه بريد در
اتاقم با من غذا نميخوريد؟

473
00:47:22,680 --> 00:47:29,483
بفرمائيد و بنشينيد
بفرمائيد. بفرمائيد

474
00:47:33,290 --> 00:47:35,656
...دسري وجود نداره چون اين غذاي معبده

475
00:47:35,859 --> 00:47:38,123
اوه ، نه ، اين ضيافت بزرگيه

476
00:47:38,329 --> 00:47:42,698
اونا فقط سبزيجات هستند
بفرمائيد و نوش جان کنيد

477
00:47:50,908 --> 00:47:54,105
بانو سو ، شما هم کمي امتحان
کنيد. خيلي خوش مزه است

478
00:48:07,925 --> 00:48:12,123
اين چيزيه که شما حتي
در قصر هم نميتونيد تهيه کنيد

479
00:48:12,162 --> 00:48:14,221
چه طور درستش کرديد؟

480
00:48:14,265 --> 00:48:17,928
البته... چه طور ميتونيد اين
رو با غذاي قصر مقايسه کنيد؟

481
00:48:18,402 --> 00:48:21,803
جدي ميگم. لطفاًًً روش تهيه اون رو به من بگيد

482
00:48:22,640 --> 00:48:23,732
هيچ روشي وجود نداره

483
00:48:30,547 --> 00:48:34,313
لطفاًًً به من بگيد. روش محرمانه اي وجود
داره که تنها شما ميدونيد ، درست ميگم؟

484
00:48:34,351 --> 00:48:36,114
گفتم که ، هيچ روشي وجود نداره

485
00:48:41,759 --> 00:48:45,126
آقا ، لطفاًًً به من بگيد

486
00:48:45,462 --> 00:48:52,231
اون خيلي تنبله و تنها کاري که انجام
ميده خشک کردن گياهان و برگ هاست

487
00:48:52,303 --> 00:48:53,463
...آقا

488
00:48:53,637 --> 00:48:56,765
چرا اين کار رو ميکني؟
من واقعاًًً هيچي نميدونم

489
00:48:56,807 --> 00:48:59,332
اون غذا به وضوح با غذاي قصر فرق ميکنه

490
00:48:59,376 --> 00:49:02,004
مطمئناًً اونچه که پادشاه ميخوره
مزه بهتري بايد داشته باشه

491
00:49:02,046 --> 00:49:06,415
نه... غذايي که ديشب
...شما آماده کرديد بهتر بود

492
00:49:07,251 --> 00:49:08,616
...هان؟ آقا

493
00:49:09,753 --> 00:49:12,551
پس حداقل به من بگيد که
چه طوري اونا رو خشک ميکنيد

494
00:49:12,589 --> 00:49:15,251
!اين خورشيده که اونا رو خشک ميکنه ، نه من

495
00:49:22,766 --> 00:49:25,428
پس شما گياه ها رو از کجا تهيه ميکنيد؟

496
00:49:25,936 --> 00:49:28,871
به وفور در کوستان ها يافت
ميشه ، همينطور جاهاي ديگه

497
00:49:40,651 --> 00:49:43,347
اگه زيادي (آب) بريزي پف ميکنه
و خراب ميشه

498
00:49:50,394 --> 00:49:52,794
اگه خيلي کم باشه ، برنج ميسوزه

499
00:49:52,830 --> 00:49:55,025
لطفاًًً به من ياد بديد... باشه؟

500
00:49:58,135 --> 00:50:02,094
دستور داده شده تا دور دوم
مسابقه هفت روز ديگه باشه

501
00:50:02,673 --> 00:50:06,109
ايشون به شما کار متفاوتي رو محول
ميکنند ، بنابراين کاملاً آماده بشيد

502
00:50:06,510 --> 00:50:08,068
متوجه شديد؟

503
00:50:08,712 --> 00:50:10,373
بله ، بانوي من

504
00:50:13,217 --> 00:50:15,549
تو واقعاًًً ميخواهي که بدون
يانگوم اين کار رو انجام بدي؟

505
00:50:15,586 --> 00:50:16,814
بله

506
00:50:19,857 --> 00:50:22,382
گيوم يونگ ديروز به خانه رفت

507
00:50:22,426 --> 00:50:23,415
بله ، بانوي من

508
00:50:23,460 --> 00:50:26,896
در راهت به سمت خانه ، به خانه برادرم
سر بزن و به گيوم يونگ بگو که برگرده

509
00:50:26,930 --> 00:50:28,124
حتماًً

510
00:50:54,658 --> 00:50:57,855
يانگوم ، چه اتفاقي افتاد؟

511
00:50:58,462 --> 00:51:00,453
او گفت که بحران رو گذرونده

512
00:51:00,531 --> 00:51:04,194
خيالم راحت شد
به هرحال ، او بايد چيزي بخوره

513
00:51:04,234 --> 00:51:06,896
اينطوري دارو ميتونه
براش بيشتر مؤثر باشه

514
00:51:06,937 --> 00:51:09,565
تو نتونستي برنجي رو که
درخواست ميکنه پيدا کني؟

515
00:51:09,606 --> 00:51:12,302
مگه اينکه برنج بخار پزشده يا
برنج براي تهيه نوشيدني باشه

516
00:51:12,342 --> 00:51:17,803
چه طوري برنج خام ميتونه هم ترد باشه و
هم خوشمزه؟ چنين برنجي در دنيا وجود نداره

517
00:51:17,848 --> 00:51:21,443
برنج براي تهيه نوشيدني... يا برنج بخار پزشده؟

518
00:51:37,768 --> 00:51:39,395
اون هنوز کاملاً خشک نشده

519
00:51:39,937 --> 00:51:42,269
وقتيکه خشک ميشه از
برنج سفيد سفت تر ميشه؟

520
00:51:42,306 --> 00:51:43,364
بله

521
00:51:43,507 --> 00:51:47,375
وقتيکه براي مدت زيادي جويده
بشه مزه ترد و خوبي داره؟

522
00:51:47,411 --> 00:51:48,673
تو خودت ميدوني ، درسته؟

523
00:51:49,813 --> 00:51:54,273
اين بايد همون باشه. اين بايد همون
برنجي باشه که دايه درخواست ميکنه

524
00:51:54,318 --> 00:51:56,752
دايه دنبال برنج اُول گائه ميگرده؟

525
00:51:56,787 --> 00:51:58,152
برنج اول گائه چيه؟

526
00:51:58,188 --> 00:52:00,122
تو ميدوني اون برنجيه که يک کمي دير درو شده

527
00:52:00,157 --> 00:52:01,488
از کشتزارهاي برنج روي تپه ها

528
00:52:01,525 --> 00:52:04,722
بنابراين سخته که به نياکان و
اجداد ، برنج تازه پيشکش کنيم

529
00:52:05,062 --> 00:52:07,587
وقتي که برنج رو ميپزي
کاملاً پخته نميشه و به عمل نمياد

530
00:52:07,631 --> 00:52:09,155
اين برنج مزه واقعاًًً خوبي داره

531
00:52:09,199 --> 00:52:10,496
او اين برنج را خواسته؟

532
00:52:10,534 --> 00:52:16,404
بله... برادرش بعد از اينکه به او يک
مشت از اين برنج داده فوت شده

533
00:52:16,440 --> 00:52:18,772
او گفت که مزه اون آنقدر
...خوب بوده که ميخواهد

534
00:52:18,809 --> 00:52:20,538
وقتي ميميره اون رو با خودش ببره

535
00:52:20,577 --> 00:52:22,272
...غم انگيزه

536
00:52:22,312 --> 00:52:24,041
کمي از اين برنج رو به من بديد

537
00:52:24,081 --> 00:52:25,878
!اوه ، نه ، اين نه

538
00:52:25,916 --> 00:52:28,282
...چرا نه؟ ما نميدونيم که چه وقتي از دنيا ميره

539
00:52:28,318 --> 00:52:31,446
ما بايد اجازه بديم که
قبل از مرگش اين رو بچشه

540
00:52:31,488 --> 00:52:34,218
متوجه هستم ، ولي هنوز
مزه اون کامل و عالي نشده

541
00:52:34,258 --> 00:52:35,316
...آقا

542
00:52:35,359 --> 00:52:37,850
فقط بعد از خشک کردن و کامل
آسياب کردن اون ، ميتوني بخوريش

543
00:52:37,895 --> 00:52:39,419
من از يک روش سريعتر براي
خشک کردنش استفاده ميکنم

544
00:52:39,463 --> 00:52:44,799
مزه اش فقط بعد از گذشت
چهار روز آفتابي به وجود مياد

545
00:52:46,069 --> 00:52:50,028
...هي! هنوز آماده نشده

546
00:52:50,073 --> 00:52:52,871
چي کار بايد بکنم؟

547
00:52:59,950 --> 00:53:02,009
ما وقت نداريم تا سه روز ديگه صبر کنيم

548
00:53:02,052 --> 00:53:03,576
لطفاًًً برام چوب بيشتري بيار

549
00:53:03,620 --> 00:53:06,987
حق با توئه. اين راه خيلي
...سريعتره ، اما اون مرد هميشه

550
00:53:07,024 --> 00:53:09,390
اونا رو بيرون ميذاره و مياره داخل
دوباره و دوباره

551
00:53:09,426 --> 00:53:14,762
اوه! داغه؟
تو گفتي که چوب بيارم ، آره؟

552
00:53:26,310 --> 00:53:30,303
امتحانش کنيد. اينا همونايي
هستند که خواسته بوديد؟

553
00:53:49,967 --> 00:53:52,595
چرا؟ همون نيست؟

554
00:53:53,804 --> 00:53:55,863
فکر کنم همون برنجه

555
00:53:56,840 --> 00:53:58,273
و؟

556
00:53:58,809 --> 00:54:04,975
اما همون مزه رو نداره... به اندازه کافي
...خوب نيست که به برادرم بدم

557
00:54:07,117 --> 00:54:09,312
ولي بهرحال ، ممنونم

558
00:54:10,187 --> 00:54:11,518
خواهش ميکنم

559
00:54:17,461 --> 00:54:21,295
کارت خوب بود. من چشيدمش
...و همون مزه اي بود

560
00:54:21,331 --> 00:54:23,697
که بانو يو در موردش حرف ميزد

561
00:54:23,934 --> 00:54:28,530
بله ،  يانگوم. احتمالاًً نتونسته که
خوب اون رو بچشه و مزه کنه

562
00:54:28,572 --> 00:54:29,971
چون مريضه

563
00:54:31,608 --> 00:54:34,805
ولي من ميخوام که او را به آرزوش برسونم

564
00:54:59,836 --> 00:55:01,360
ميتونم بيام داخل؟

565
00:55:02,172 --> 00:55:03,503
حتماًً ، بيا تو

566
00:55:09,179 --> 00:55:12,808
...برنج "اول گائه" حاضره ، پس

567
00:55:14,651 --> 00:55:16,118
...بانوي من

568
00:55:25,395 --> 00:55:27,761
سفته ، پس خوب بجويدش

569
00:55:37,240 --> 00:55:41,574
اين همونه... همونه

570
00:55:43,513 --> 00:55:50,351
حالا ميتونم در آرامش بميرم

571
00:55:54,024 --> 00:56:03,331
لطفاًًً اين برنج رو وقتي
مُردم در تابوتم بگذاريد

572
00:56:06,470 --> 00:56:10,338
من بايد کمي از اين برنج رو به برادرم بدم

573
00:57:00,690 --> 00:57:05,354
هيچ سِري در اين نيست

574
00:57:08,498 --> 00:57:12,696
آقا ، برخلاف اوني که انتظار
ميرفت هيچ رازي وجود نداره

575
00:57:13,103 --> 00:57:17,039
...اون گياه ها ، برنج
...کار دشوار شما و زمان

576
00:57:17,073 --> 00:57:22,443
بيرون قراردادن اونا در روزهاي آفتابي و
داخل آوردنشون ، بيرون بردن و برگردوندن

577
00:57:22,479 --> 00:57:23,810
!همين بود

578
00:57:23,847 --> 00:57:28,841
درسته. مادرم به من ميگفت چون تو نميتوني
غذايت را خوب براي خوردن آماده کني

579
00:57:28,885 --> 00:57:31,877
بايد غذايت  را با عشق و علاقه آماده کني

580
00:57:31,922 --> 00:57:34,083
...بنابراين تو نبايد به کسي غذايي رو بدي

581
00:57:34,124 --> 00:57:36,888
که با سرعت و عجله تهيه شده

582
00:57:38,461 --> 00:57:39,860
باشه

583
00:57:44,801 --> 00:57:53,505
...در حقيقت ، من از آموزگارم رنجيدم
...طوريکه نتيجه گيري هام غلط بود

584
00:57:53,543 --> 00:57:58,981
من فکر کردم که او درباره
...استعدادم نسنجيده قضاوت کرده

585
00:58:00,317 --> 00:58:06,483
استعدادي که او هميشه به خاطرش از من تعريف
ميکرد ، بعد از اينکه من تمام سعي و تلاشم رو کردم

586
00:58:06,523 --> 00:58:12,484
اما اين طور نبود
تلاش من براي غلبه بر شخص ديگري بود

587
00:58:13,864 --> 00:58:19,097
و حتي اينجا هم ، من فقط سعي ميکردم تا
روشهاي سِري و محرمانه مردم رو بفهمم

588
00:58:21,504 --> 00:58:27,238
اما هيچ روش سري وجود نداشت
...تنها روش سري

589
00:58:27,277 --> 00:58:32,305
مشقت و سختي کشيدن و
از خود گذشتگي در تهيه اون بود

590
00:58:33,984 --> 00:58:36,544
در مورد برنج
...من فکر کردم که بايد

591
00:58:36,586 --> 00:58:40,044
از هر مهارت و شيوه موجود استفاده
...کنم تا قبل از اينکه او بميره

592
00:58:40,090 --> 00:58:42,786
آرزويش را برآورده کنم
اما من نتونستم که قلب او را متأثر کنم

593
00:58:43,059 --> 00:58:47,086
اما برنج اون مرد درستکار
قلب او رو متأثر کرد

594
00:58:48,632 --> 00:58:53,194
به همين خاطر بانو هن گفت که
استعداد من برام تبديل به سم شده

595
00:58:53,670 --> 00:58:56,264
چون او ميترسيد که من
فقط به استعدادم وابسته بشم

596
00:58:56,306 --> 00:58:59,901
من به تو به خاطر داشتن
چنين معلمي غبطه ميخورم

597
00:59:00,877 --> 00:59:03,778
او احتمالاًً از اين ترسيده که تو
ممکنه به همان شيوه زندگي کني

598
00:59:03,813 --> 00:59:06,805
با اين بهانه که مجبوري به اهدافت برسي

599
00:59:08,385 --> 00:59:12,754
اما من به تو ايمان دارم
اگرچه ممکنه مرتکب اشتباهي بشي

600
00:59:12,789 --> 00:59:17,123
تو نبايد از آرزوي نشاندن لبخند
... بر چهره کسي که

601
00:59:17,160 --> 00:59:21,859
غذايي که تو آماده
کردي را ميخوره ، دست بکشي

602
00:59:25,160 --> 00:59:35,859
:: IR-DL.COM ::

