1
-00:00:04,920 --> 00:00:02,207
:: IR-DL.COM ::

2
00:00:06,864 --> 00:00:08,331
!پدر

3
00:00:11,134 --> 00:00:12,761
خب، گرفتيش؟

4
00:00:16,807 --> 00:00:21,938
مادر کجاست؟ او کجاست؟

5
00:00:26,250 --> 00:00:28,081
...مادر

6
00:00:28,252 --> 00:00:29,810
دنبالم بيا

7
00:00:33,657 --> 00:00:36,558
چکار ميکني؟
مگه نگفتم دنبالم بيا؟

8
00:00:38,061 --> 00:00:39,722
(قسمت دوم)

9
00:00:48,138 --> 00:00:50,368
بلند شو و دامنتو بزن بالا

10
00:00:51,975 --> 00:00:54,000
دامنتو بزن بالا

11
00:01:06,423 --> 00:01:09,984
بهت گفتم با پسرها به کوه نرو

12
00:01:10,027 --> 00:01:13,963
اون سانگ " خواست براش يک خرگوش بگيرم"

13
00:01:14,197 --> 00:01:16,563
اون سانگ همون پسر خانواده جين سا نيست؟

14
00:01:16,600 --> 00:01:20,058
بهت گفتم با بچه هاي خانواده هاي
صاحب منصب صميمي نشو

15
00:01:21,238 --> 00:01:24,230
من فقط ميخواستم در مدرسه بمانم و زود برگردم

16
00:01:24,274 --> 00:01:26,640
ولي اون سانگ گيرم آورد

17
00:01:26,677 --> 00:01:29,840
دوباره مخفيانه رفتي مدرسه چيز ياد بگيري؟

18
00:01:30,747 --> 00:01:32,271
درسته؟

19
00:01:33,483 --> 00:01:35,849
!بهت گفتم اونجا نرو

20
00:01:36,386 --> 00:01:43,485
اون سانگ و يون کوان دارن درس ياد ميگيرند
چرا من نميتوانم ياد بگيرم؟

21
00:01:49,466 --> 00:01:52,333
اونها فرزندان خانواده هاي صاحب منصب هستند
...ولي تو فقط

22
00:01:52,369 --> 00:01:54,701
يک دختر از طبقه کارگرها هستي

23
00:01:54,738 --> 00:02:00,973
ولي من دوست دارم ياد بگيرم
حتي از اون سانگ بهتر درسها را مي فهمم

24
00:02:01,011 --> 00:02:07,211
با اين وجود هم نه، براي فرزندان
...خانواده هاي صاحب منصب

25
00:02:07,250 --> 00:02:10,981
يادگيري و صاحب منصب شدن آزاده
...ولي تو به عنوان يک دختر از طبقه پايين

26
00:02:11,021 --> 00:02:14,479
فقط بابت يادگيري الفبا
ممکن است توي دردسر بزرگي بيافتي

27
00:02:15,292 --> 00:02:18,352
اين بار چندم هست که اين حرفها را به تو ميگم؟

28
00:02:18,395 --> 00:02:21,455
کارهايي که طبقه هاي سوم
...صاحب منصبان و طبق? اول جامعه

29
00:02:21,498 --> 00:02:24,729
و طبقه پاييني ها که اجازه انجامش را دارند
با هم متفاوت است

30
00:02:26,203 --> 00:02:31,300
يک شخص از طبقه سوم ممکن است تنها به خاطر اينکه اداي
يک صاحب منصب را در بياورد جانش را از دست بدهد

31
00:02:31,742 --> 00:02:33,539
مي فهمي؟

32
00:02:33,577 --> 00:02:37,513
ولي مادر، ما از طبقه کارگر نيستيم

33
00:02:38,048 --> 00:02:39,640
چي؟

34
00:02:40,951 --> 00:02:43,442
چي گفتي؟

35
00:02:45,656 --> 00:02:48,682
...پدر يک افسر ارتشي بوده

36
00:02:50,927 --> 00:02:53,225
چطور فهميدي؟ چطور؟

37
00:02:54,097 --> 00:03:01,265
يونيفورمش را که اسمش روي آن بود
آن بالا پيدا کردم

38
00:03:07,077 --> 00:03:08,339
...خداي من

39
00:03:08,378 --> 00:03:12,007
...تقصير منه، او مدام سوال ميکرد اون چيه و

40
00:03:12,049 --> 00:03:13,710
...ولي او هنوز خيلي بچه است

41
00:03:13,750 --> 00:03:15,513
من کاملاً بهش مي فهمانم

42
00:03:15,552 --> 00:03:18,112
نه، بيا اينجا
مطمئن شو که چيزي نخواهد گفت

43
00:03:18,155 --> 00:03:21,955
خودم اين کار را ميکنم
بهش ميگم و کاملاً حاليش ميکنم

44
00:03:31,635 --> 00:03:35,503
ببينيد من دنبال بانوهاي آينده دربار ميگردم

45
00:03:36,707 --> 00:03:38,265
چه چيزي شما را به اينجا کشانده؟

46
00:03:38,308 --> 00:03:43,302
به کسي سر زدم
شنيدم چاقوهاي خيلي خوبي داريد؟

47
00:03:44,915 --> 00:03:47,145
ميتوانم نگاهي بياندازم؟

48
00:03:48,351 --> 00:03:51,445
ما فقط سفارش ميگيريم
پس چاقوي اضافه اي نداريم

49
00:03:51,488 --> 00:03:54,719
اگر ميخواهيد، آنها را به شما نشان ميدهيم

50
00:03:54,758 --> 00:03:55,952
بسيار خوب

51
00:04:10,607 --> 00:04:13,075
حالا هر دوي ما توي دردسر بزرگي افتاده ايم

52
00:04:13,110 --> 00:04:14,338
چطور؟

53
00:04:15,145 --> 00:04:18,114
من به خاطر اينکه به تو گفتم تو دردسر افتادم
...و مادر وقتي فهميده

54
00:04:18,148 --> 00:04:23,643
که تو درباره موضوع ميداني عضله هاي پشت
پاهات تحمل شلاقهايش را نخواهد داشت

55
00:04:24,387 --> 00:04:26,753
!مادر خيلي خشن هست

56
00:04:28,592 --> 00:04:30,355
فکر ميکنم تو داري زياده روي ميکني

57
00:04:30,393 --> 00:04:32,327
چي؟ من؟

58
00:04:32,529 --> 00:04:35,464
چرا به حرفهاي او گوش نميدي؟

59
00:04:35,832 --> 00:04:40,462
چيزهايي را که من دوست دارم مادر
هميشه ميگه انجام نده

60
00:04:41,772 --> 00:04:44,036
درس خواندن را خيلي دوست داري؟

61
00:04:44,074 --> 00:04:50,445
بله، پدر! واقعاًً شگفت انگيز است که ميتوانم
واژه آسمان را اينطوري بنويسم

62
00:04:50,480 --> 00:04:54,177
ببين، بلدي واژه "سياه" را اينجوري بنويسي؟

63
00:04:54,217 --> 00:04:56,481
جالب نيست؟

64
00:04:57,788 --> 00:05:02,020
پدر، چه وقت دوباره ميتواني عضو
طبقه سوم جامعه بشي؟

65
00:05:03,627 --> 00:05:04,855
...مطمئن نيستم

66
00:05:04,895 --> 00:05:10,060
اون زمان زود ميرسه
پس من ميتوانم درس بخوانم و مقام دولتي داشته باشيم

67
00:05:10,100 --> 00:05:10,930
...ولي

68
00:05:10,967 --> 00:05:16,633
ميدانم، من تا آن موقع نبايد به کسي چيزي بگم

69
00:05:17,174 --> 00:05:24,103
تو نبايد تا وقتي من بهت نگفتم به کسي
...چيزي بگي و گرنه

70
00:05:24,147 --> 00:05:28,447
تو، مادر و من مي ميريم

71
00:05:32,789 --> 00:05:35,349
اگر از امروز شروع کنيد کي تمام ميشود؟

72
00:05:35,725 --> 00:05:37,590
پنج روز زمان ميبرد

73
00:05:37,794 --> 00:05:41,127
باشه، پس سه تا چاقو درست کن

74
00:05:42,199 --> 00:05:44,497
وقت داريد دوباره سر بزنيد؟

75
00:05:44,534 --> 00:05:47,367
بعد از اينکه پادشاه را ديدم، برميگردم

76
00:05:47,404 --> 00:05:48,701
مي فهمم

77
00:05:55,612 --> 00:06:00,174
شما قبلاً من را نديده ايد؟

78
00:06:00,217 --> 00:06:03,050
نه، نديده ام

79
00:06:12,629 --> 00:06:15,154
او را ميشناسي؟

80
00:06:15,398 --> 00:06:18,959
نه، فقط يک سفارش داد و رفت

81
00:06:20,036 --> 00:06:21,799
بعداً بر ميگرده

82
00:06:22,572 --> 00:06:26,030
تو چاقوهاي خيلي خوبي درست ميکني

83
00:06:26,810 --> 00:06:29,904
پس از الان آنها را بد درست ميکنم

84
00:06:31,448 --> 00:06:37,478
...چرند نگو، يانگوم

85
00:06:37,520 --> 00:06:40,956
براش توضيح دادم، حالا متوجه شده

86
00:07:58,468 --> 00:08:02,461
يانگوم، واقعاًً ميخواهي خواندن و نوشتن ياد بگيري؟

87
00:08:02,505 --> 00:08:03,631
بله

88
00:08:04,874 --> 00:08:09,811
از فردا خودم بهت ياد ميدم
پس ديگه به مدرسه نرو

89
00:08:09,846 --> 00:08:14,249
واقعاًً؟ شما خواندن و نوشتن بلديد؟

90
00:08:14,551 --> 00:08:25,655
ولي ديگه نبايد هيچوقت به مدرسه يا کوهستان بري

91
00:08:25,695 --> 00:08:33,158
يا حتي شهر
هميشه پيش من ميموني، فهميدي؟

92
00:08:33,303 --> 00:08:38,434
بله، مادر
هميشه پيش شما مي مانم

93
00:08:38,842 --> 00:08:47,807
خواهش ميکنم درک کن که چقدر از اينکه
تو و پدرت را از دست بدهم ميترسم

94
00:08:47,851 --> 00:08:52,948
بله مادر، نگران نباش
به هيچ کس چيزي نميگم

95
00:08:56,593 --> 00:09:02,190
کي خواندن نوشتن را ياد گرفتيد؟
پدر راست مي گفت

96
00:09:02,232 --> 00:09:06,259
او گفت شما خيلي با استعداد هستيد
ميتوانيد نقاشي کنيد

97
00:09:06,302 --> 00:09:10,329
و خيلي خوب لباس درست ميکنيد
و گفت مهارت تون در آشپزي

98
00:09:10,373 --> 00:09:16,676
در دنيا بي نظيره
که حتي با استفاده از بدترين مواد ميتوانيد

99
00:09:16,713 --> 00:09:22,083
خوشمزه ترين غذا را درست کنيد
او بمن گفت که مثل شما باشم و من مثل شما خواهم بود

100
00:09:39,869 --> 00:09:40,995
متأسفم

101
00:09:42,839 --> 00:09:47,742
او مصرانه ازت پرسيد، ها؟

102
00:09:49,846 --> 00:09:55,148
کاملاً، بهش گفتم تا اميدوارش کنم

103
00:09:58,455 --> 00:10:03,688
وقتي بهش گفتم که به عنوان يک فرد از طبقه پايين
نميتواند سواد ياد بگيرد

104
00:10:03,726 --> 00:10:06,718
او يک آه با حسرت عميقي کشيد

105
00:10:08,164 --> 00:10:10,928
خيلي بهش سخت نگير

106
00:10:12,535 --> 00:10:22,103
او مثل تو با هوش و مثل من ماجراجو است

107
00:10:22,612 --> 00:10:25,080
اين کوتاهي من شد که از جانب ديگران ملامت
بشم و مورد انتقاد قرار بگيريم

108
00:10:25,115 --> 00:10:29,347
ميدانم، به همين خاطر ميترسم

109
00:10:29,752 --> 00:10:34,018
اگر براي اين طفل معصوم اتفاقي بيافتد؟

110
00:10:35,058 --> 00:10:40,587
شنيده ام پادشاه بسيار وحشتناک است

111
00:10:41,197 --> 00:10:46,032
شنيده ام او عمه خودش را کشت

112
00:10:46,936 --> 00:10:50,702
يک دهن لقي ميتواند باعث مرگت شود

113
00:10:50,874 --> 00:10:54,435
... اگر آدمهاي مکار چيزي بفهمند

114
00:10:56,713 --> 00:10:58,704
مراقب باش

115
00:10:59,549 --> 00:11:03,713
لطفاًً به خاطر يانگوم مراقب باش

116
00:11:26,876 --> 00:11:31,870
ملاقات يون سان کن با شين
(مادر ملکه معزول يون)

117
00:11:50,200 --> 00:11:59,006
اين خون مادرت است وقتي که داشت ميمرد

118
00:11:59,042 --> 00:12:04,537
او خواست وقتي که شما به مقام پادشاهي رسيديد

119
00:12:04,581 --> 00:12:11,714
انتقام خونش را از توطئه چيناني که باعث
مرگش شدند بگيريد

120
00:12:11,788 --> 00:12:19,490
کي بود؟ کي دسيسه چيد؟
کي او را کشت؟

121
00:12:19,529 --> 00:12:24,865
بهم بگو ... همه چيز را بهم بگو
بايد انتقامش را بگيرم

122
00:12:24,901 --> 00:12:28,632
حتي اگر توطئه چين ملکه باشد يا يکي
از افراد کابينه قبلي

123
00:12:28,671 --> 00:12:33,131
تمام آنها توسط شمشير من خواهند مرد
همه چيز را به من بگو

124
00:12:35,945 --> 00:12:40,314
دهمين سال فرمانروايي يون سان کن
کشتار سال 1504

125
00:13:15,685 --> 00:13:19,746
پدر، پدر
اونجا بايد جشن گرفته باشند

126
00:13:20,356 --> 00:13:22,984
!بريم و نگاه کنيم؟ پدر

127
00:14:27,957 --> 00:14:34,521
کس ديگري حاظر به رقابت است؟
اگر ببريد برنده يک گاو خواهيد شد

128
00:14:42,071 --> 00:14:47,134
... پدر، امتحان کن، پدر

129
00:14:47,677 --> 00:14:48,473
نميتوانم

130
00:14:48,511 --> 00:14:54,780
چرا نه؟ شما ميتوانيد سنگهاي بزرگ
و آهنهاي سنگين را بلند کنيد

131
00:14:54,817 --> 00:14:58,378
... امتحان کن پدر، پدر

132
00:14:59,021 --> 00:15:00,386
ساکت باش

133
00:15:00,423 --> 00:15:03,017
!پدر من حاضر است

134
00:15:05,695 --> 00:15:07,595
تو مبارزه را قبول ميکني؟

135
00:15:08,931 --> 00:15:10,728
شما بايد ببريد

136
00:16:06,322 --> 00:16:11,487
آن پست به پهلويم خنجر زد
!به من خنجر زد

137
00:16:14,263 --> 00:16:16,527
چطور جرأت ميکني بر خلاف قوانين عمل کني؟

138
00:16:16,566 --> 00:16:20,195
اين همان آهنگري نيست که در دهکده
دونگ جين چاقو ميسازد؟

139
00:16:20,236 --> 00:16:22,864
او حتماً با چاقويي که خودش ساخته
به او خنجر زده

140
00:16:22,905 --> 00:16:26,170
چطور يک فرد پست جرأت ميکند
به چنين جمعي ملحق شود؟

141
00:16:26,209 --> 00:16:29,406
!مرد پست
!بمير پست فطرت

142
00:16:29,445 --> 00:16:33,745
!او پست نيست
!پدرم يک مرد پست نيست

143
00:16:33,783 --> 00:16:36,980
او يک افسر ارتشي است
که از پادشاه محافظت ميکرده

144
00:16:37,019 --> 00:16:45,484
پدرم پست فطرت نيست
او افسر گارد سلطنتي است

145
00:16:46,863 --> 00:16:48,763
!درسته! خودشه

146
00:16:49,098 --> 00:16:51,066
!او همان آدم پست تحت تعقيب است

147
00:16:51,467 --> 00:16:54,027
!درسته! بياييد بگيريمش

148
00:16:54,904 --> 00:16:57,202
!پدر! پدر

149
00:17:00,142 --> 00:17:01,507
!يانگوم

150
00:17:02,979 --> 00:17:04,378
!دستگيرش کنيد

151
00:17:08,251 --> 00:17:09,218
!يانگوم

152
00:17:09,252 --> 00:17:10,344
!پدر

153
00:17:10,520 --> 00:17:13,011
... يانگوم

154
00:17:16,759 --> 00:17:20,320
اگر تو را هم ببرند هيچ کس نخواهد فهميد
چه اتفاقي افتاده

155
00:17:20,363 --> 00:17:23,799
پس ساکت باش و سريع به مادرت خبر بده

156
00:17:53,596 --> 00:17:55,359
دير کردن

157
00:17:58,734 --> 00:18:00,361
يانگوم؟

158
00:18:02,038 --> 00:18:03,733
اتفاقي افتاده؟

159
00:18:05,775 --> 00:18:08,676
چيه؟ اتفاقي افتاده؟

160
00:18:10,713 --> 00:18:17,551
چي شده؟ پدرت کجاست؟
چرا او نيامده؟

161
00:18:19,589 --> 00:18:22,956
بهم بگو، چطور خودت تنها برگشتي؟

162
00:18:22,992 --> 00:18:30,296
پدر ... پدر دستگير شده

163
00:18:32,335 --> 00:18:38,968
چي؟ چطور اتفاق افتاد؟

164
00:18:39,275 --> 00:18:42,608
... او داشت کشتي ميگرفت

165
00:18:45,681 --> 00:18:47,979
کجا؟ بيا بريم اونجا

166
00:18:52,288 --> 00:18:54,620
!مصيبت بزرگ

167
00:18:54,657 --> 00:18:56,284
چه اتفاقي افتاده؟

168
00:18:56,325 --> 00:19:00,284
شوهرم گفت بيام سريع به شما بگم
به همين دليل است که اينجا هستم

169
00:19:00,329 --> 00:19:05,699
پدر يانگوم در قتل مادر پادشاه دست داشته است؟

170
00:19:05,735 --> 00:19:09,899
لابد پوسترهاي تحت تعقيب را نديده است

171
00:19:09,939 --> 00:19:14,376
چه اتفاقي برايش افتاده؟
او را به دفتر محلي بردند؟

172
00:19:14,410 --> 00:19:16,571
نه، مستقيم او را به دفتر دولتي فرستادند

173
00:19:16,612 --> 00:19:19,945
... ميداني که پادشاه همه جا

174
00:19:19,982 --> 00:19:25,147
دنبال قاتلان مادرش مي گردد؟
هرگز نميداني چه اتفاقي ممکن است برايت بيافتد

175
00:19:25,187 --> 00:19:28,247
پس فرار کن، از اينجا فرار کن

176
00:19:31,827 --> 00:19:34,091
برو بقچه ات را بپيچ

177
00:20:10,866 --> 00:20:12,424
دنبال چه ميگردي؟

178
00:20:12,468 --> 00:20:13,332
... جا قلمي ام

179
00:20:13,369 --> 00:20:14,734
عجله کن

180
00:20:38,728 --> 00:20:41,959
!خانه را بگرديد

181
00:20:48,704 --> 00:20:49,693
آنها اينجا نيستند

182
00:20:49,739 --> 00:20:50,706
بريم

183
00:21:17,433 --> 00:21:19,924
!همانجا بايستيد

184
00:21:21,737 --> 00:21:23,295
!گمشان نکنيد

185
00:21:23,339 --> 00:21:24,829
!آن طرف

186
00:21:29,879 --> 00:21:32,905
کجا رفتند؟

187
00:21:34,483 --> 00:21:36,041
!از آن طرف

188
00:21:45,161 --> 00:21:52,465
!آنطرف! بگيريدشان
!عجله کنيد...گمشان نکنيد

189
00:22:08,417 --> 00:22:09,748
... مادر

190
00:22:09,952 --> 00:22:15,618
اگر با هم باشيم، از سر و صدايمان
هر دو گير ميافتيم، پس تو اينجا پنهان شو

191
00:22:15,658 --> 00:22:17,421
شما چطور مادر؟

192
00:22:17,459 --> 00:22:19,723
من هم جايي براي پنهان شدن پيدا ميکنم

193
00:22:19,762 --> 00:22:23,789
... ولي مادر ... من تنها

194
00:22:23,833 --> 00:22:28,327
زود برميگردم، پس سر و صدا نکن

195
00:22:46,622 --> 00:22:48,112
!آنطرف

196
00:23:02,204 --> 00:23:06,072
!ايست! بگيريدش

197
00:23:07,743 --> 00:23:09,301
!همانجا بايست

198
00:23:30,666 --> 00:23:35,501
اين يک جواهر بدلي سه تکه نيست؟
اوه، اين يک مرکبدان است

199
00:23:35,537 --> 00:23:39,098
اين يک مرکبدان قابل حمل براي عالمان است

200
00:23:39,141 --> 00:23:41,871
تو خيلي بيشتر از عالمان به يادگيري علاقه داري

201
00:23:41,911 --> 00:23:44,038
ميتواني با خودت به همه جا ببريش

202
00:23:44,079 --> 00:23:49,847
ولي مرکبدان بدون قلم به چه دردي ميخورد؟

203
00:23:49,885 --> 00:23:51,853
اينجاست

204
00:23:55,090 --> 00:23:58,253
!پدر تو بهتريني

205
00:23:59,361 --> 00:24:01,488
آن يکي را هم باز کن

206
00:24:02,398 --> 00:24:04,866
اين يک تيغه نقره اي است

207
00:24:04,967 --> 00:24:09,995
من اين را به تو نميدهم تا مثل بقيه زنها به
خودت آسيب بزني

208
00:24:10,039 --> 00:24:11,836
پس چرا اونو بهم ميدهيد؟

209
00:24:11,874 --> 00:24:17,176
اگر بخواهي چيزي را سوراخ کني يا جايي را حفر کني
دستانت زبر و خشک خواهند شد

210
00:24:17,846 --> 00:24:20,679
در عوض از اين استفاده کن

211
00:24:28,891 --> 00:24:30,188
يانگوم

212
00:24:30,225 --> 00:24:31,852
بله پدر

213
00:24:31,894 --> 00:24:41,701
تو نبايد تا وقتي من بهت نگفتم
... به کسي چيزي بگي وگرنه

214
00:24:41,737 --> 00:24:46,333
تو، مادر و من خواهيم مرد

215
00:24:46,608 --> 00:24:52,308
او يک افسر ارتش است که از
پادشاه محافظت ميکرده

216
00:24:54,650 --> 00:24:57,244
... پدر

217
00:25:04,026 --> 00:25:06,722
... يانگوم! يانگوم

218
00:25:09,131 --> 00:25:11,156
... يانگوم

219
00:25:25,914 --> 00:25:29,714
... يانگوم! يانگوم

220
00:25:32,721 --> 00:25:33,949
!مادر

221
00:25:36,058 --> 00:25:37,491
!يانگوم

222
00:25:37,526 --> 00:25:39,084
!مادر

223
00:25:43,298 --> 00:25:46,961
مادر، اينجا ميتوانيم پدر را ببينيم؟

224
00:25:47,002 --> 00:25:49,436
نميدانم، بايد منتظر بمانيم

225
00:25:52,574 --> 00:25:53,666
چه اتفاقي برايش افتاده؟

226
00:25:53,709 --> 00:25:57,076
امروز صبح به هان يانگ منتقل شده

227
00:25:57,112 --> 00:25:58,943
او اينجا نيست

228
00:25:59,081 --> 00:26:01,572
چي؟ منظورت چيه؟

229
00:26:01,617 --> 00:26:03,585
او به هان يانگ رفته

230
00:26:15,964 --> 00:26:20,958
از آنجاييکه او يک روز قبل از ما رفته
بايد عجله کنيم تا بهش برسيم

231
00:26:21,003 --> 00:26:24,097
با خودت اينقدر حرف نزن، فقط  دنبال من بيا

232
00:26:26,308 --> 00:26:32,838
لااقل تو ديدي که بردنش ولي من نه
بيا بريم

233
00:26:45,727 --> 00:26:48,059
هوا عاليه

234
00:26:52,634 --> 00:26:54,261
مراقب باش

235
00:26:56,271 --> 00:27:00,901
آيا گارد سلطنتي و مجرمان توقيف شده
ديروز به اينجا آمدند؟

236
00:27:01,310 --> 00:27:05,679
مطمئن نيستم که اونها کي بودند، ولي
ديروز بعد از ظهر چند نفر از اينجا گذشتند

237
00:27:05,714 --> 00:27:07,545
چرا؟ آنها را مي شناختيد؟

238
00:27:07,583 --> 00:27:08,948
نه

239
00:27:10,419 --> 00:27:12,353
... خب اگر مسافرهاي بيشتري بيايند

240
00:27:12,387 --> 00:27:14,116
عجله کن

241
00:27:21,763 --> 00:27:25,927
!وايستا! وايستا

242
00:27:28,504 --> 00:27:32,338
سوار شويد ... متشکرم

243
00:27:42,885 --> 00:27:46,548
به نظر نميرسد که اهل اينجا باشيد
از کجا آمده ايد؟

244
00:27:47,422 --> 00:27:50,949
من مقيم هان يانگ هستم
...و بعد از ملاقات

245
00:27:50,993 --> 00:27:53,894
والدين مريضم، برميگردم

246
00:27:58,200 --> 00:27:59,895
سرکرده تان کجاست؟

247
00:27:59,935 --> 00:28:03,302
چي فکر ميکني؟
!دنبال کسي که خودت بهتر ميداني کيست

248
00:28:03,639 --> 00:28:07,040
شنيده ام آنها دارند آدمهاي زيادي را در
هان يانگ مي کشند

249
00:28:07,075 --> 00:28:09,873
افرادي که روابط زيادي با ملکه مرحوم داشتند

250
00:28:09,912 --> 00:28:11,607
مي فهمم

251
00:28:22,824 --> 00:28:26,419
يانگوم
داريم به شهر نزديک ميشويم

252
00:28:26,461 --> 00:28:29,919
ميدانم خيلي خسته اي
يک کم ديگه طاقت بيار

253
00:28:29,965 --> 00:28:34,664
باشه مادر
يک خانه آنجا هست

254
00:28:35,404 --> 00:28:37,702
باشه، بريم و بپرسيم

255
00:28:41,310 --> 00:28:43,835
سلام؟ سلام؟

256
00:28:44,213 --> 00:28:46,943
کيه؟

257
00:28:47,182 --> 00:28:51,414
کمرم ... چي شده؟

258
00:28:51,587 --> 00:28:53,384
سوالي دارم

259
00:28:53,422 --> 00:28:54,184
چيه؟

260
00:28:54,223 --> 00:28:57,886
آيا شما ميدانيد پليسهاي سلطنتي و مجرمهاي
دستگير شده از اينجا عبور کرده اند؟

261
00:28:57,926 --> 00:29:00,588
يکي به من گفت اونها يک ساعت پيش از
اينجا رد شده اند

262
00:29:00,629 --> 00:29:03,792
اگر اونها از اينجا رد شده اند
نبايد خيلي وقت پيش بوده باشه

263
00:29:03,832 --> 00:29:05,094
چرا ميپرسي؟

264
00:29:05,133 --> 00:29:08,159
يک چيزي هست که بايد بفهمم

265
00:29:09,504 --> 00:29:11,199
پس پول بده

266
00:29:11,240 --> 00:29:12,366
ها؟

267
00:29:12,407 --> 00:29:18,437
به نظر مهم مياد
چطور مجاني بهت بگم؟

268
00:29:18,480 --> 00:29:20,573
... اين فقط

269
00:29:20,616 --> 00:29:23,016
... پس فراموشش کن، خوابم مياد

270
00:29:23,051 --> 00:29:25,576
باشه، چقدر ميشه؟

271
00:29:26,722 --> 00:29:28,553
پنج تا

272
00:29:35,831 --> 00:29:37,492
اونها رد نشدند

273
00:29:37,833 --> 00:29:38,800
چي؟

274
00:29:38,967 --> 00:29:40,491
اونها رد نشدند

275
00:29:40,535 --> 00:29:45,029
پس اونها کجا رفتند؟
بعضي ها مطمئن هستند آنها را ديده اند

276
00:29:45,073 --> 00:29:49,373
مجاني نميشه

277
00:29:49,411 --> 00:29:51,504
بقيه اش را بده تا بهت بگم

278
00:29:57,352 --> 00:30:02,654
احتمالاً در استراحتگاه اسبها هستند
...از آنجايي که ميخواهند به هان يانگ بروند بايد

279
00:30:02,691 --> 00:30:05,159
از گذرگاه کوهستاني بگذرند
معمولاً شب را

280
00:30:05,193 --> 00:30:07,787
اينجا مي مانند و صبح ميروند، باشه؟

281
00:30:15,771 --> 00:30:20,902
تعقيب کننده ها ممکن است دنبالمان باشند
پس بايد مدتي وانمود کني که يک پسري

282
00:30:20,942 --> 00:30:22,409
باشه

283
00:30:22,444 --> 00:30:26,073
و نبايد با هيچکس ديگري صحبت کني، فهميدي؟

284
00:30:26,114 --> 00:30:27,411
بله

285
00:30:27,449 --> 00:30:32,113
هان يانگ جاي خيلي خطرناکيه
پس بايد خوب به حرفهام گوش بدي، باشه؟

286
00:30:32,154 --> 00:30:33,086
باشه

287
00:30:33,121 --> 00:30:35,453
آوردمش اينجا

288
00:30:42,364 --> 00:30:44,195
!فکرش را هم نکن

289
00:30:44,599 --> 00:30:46,863
پاداش خوبي به شما خواهم داد

290
00:30:46,935 --> 00:30:51,065
حتي هزار نيانگ، ارزش جان مرا دارد؟

291
00:30:51,106 --> 00:30:54,439
... در اين موقعيت
... وزير اول و

292
00:30:54,476 --> 00:30:57,843
حتي ملکه براي حرفهاي نابجايي که زدند
کشته شدند

293
00:30:57,879 --> 00:31:00,973
پس اشتباه نکن و برگرد

294
00:31:01,016 --> 00:31:04,713
اين روزها، هر روز بستگي به حال پادشاه دارد

295
00:32:10,986 --> 00:32:13,352
... بانوي من ... بانوي من

296
00:32:15,323 --> 00:32:18,690
بخاطر جشنهاي روزانه با کمبود
صدف دريايي مواجه شديم

297
00:32:18,727 --> 00:32:22,026
همه چيز به هم ريخته
...دچار کمبود مواد اوليه و

298
00:32:22,063 --> 00:32:27,057
کارگر شده ايم، چون بيشتر بانوان با پادشاه
خودماني شده اند و پادشاه مشغول تفريح با آنهاست

299
00:32:27,102 --> 00:32:30,333
ببين گوشت صدف برايمان مانده است؟

300
00:32:30,372 --> 00:32:31,703
بله، بانوي من

301
00:32:35,811 --> 00:32:37,574
بانوي من، بانوي من

302
00:32:38,647 --> 00:32:40,911
چه خبره؟

303
00:32:44,486 --> 00:32:45,976
اين چيه؟

304
00:32:46,021 --> 00:32:49,855
زني به من گفت اين را به شما بدهم

305
00:32:49,891 --> 00:32:52,758
يک زن؟ نگفت کيه؟

306
00:32:52,794 --> 00:32:56,696
گفت وقتي نامه را بخوانيد متوجه ميشويد، با اجازه

307
00:33:22,491 --> 00:33:26,154
ميونگ ... پس تو زنده اي

308
00:33:34,536 --> 00:33:38,768
بانوي من، بايد به خارج از قصر بروم

309
00:33:38,807 --> 00:33:40,365
براي چي؟

310
00:33:40,408 --> 00:33:43,809
کاردارها براي غذاي فردا سوپ غذاي دريايي
خواسته اند

311
00:33:43,845 --> 00:33:47,372
پس ميخواهم با کاردار پارک از سيو گنگ
خريد کنم

312
00:33:47,415 --> 00:33:50,543
مگر چند نفر از بخش غذا ديشب نيامدند؟

313
00:33:51,653 --> 00:33:55,589
... ملکه امروز صبح فوري دستورش را دادند و

314
00:33:55,624 --> 00:33:59,185
بقيه در وضيعت بدي بودند

315
00:33:59,528 --> 00:34:01,928
مجبوري خودت بري؟

316
00:34:02,130 --> 00:34:06,123
تمام کارگرها در بخش غذا و
کاردارها هيچکدام در دسترس نبودند

317
00:34:06,701 --> 00:34:10,831
باشد، ميتواني بروي
بله، بانوي من

318
00:34:44,406 --> 00:34:47,034
!ميونگ
!بيک يونگ

319
00:34:47,075 --> 00:34:51,478
تو زنده اي، تو زنده اي

320
00:34:52,647 --> 00:34:59,485
بگذار ببينمت، تو واقعاًً ميونگي، درسته؟

321
00:34:59,521 --> 00:35:03,981
بله، خودمم، ميونگ
دوستت، پارک ميونگ

322
00:35:04,025 --> 00:35:09,395
... اوه، خيلي سپاسگزارم

323
00:35:21,376 --> 00:35:24,345
او چطور درگير ماجرا شد؟

324
00:35:24,879 --> 00:35:28,975
پس شايعات درسته؟

325
00:35:29,918 --> 00:35:32,512
پادشاه مراعات مقام هيچ کدام از عاملان
جنايت را نکرد

326
00:35:32,554 --> 00:35:38,220
و حتي دکترهايي را که از دستور اطاعت
کرده بودند کشت

327
00:35:42,631 --> 00:35:48,069
ديدن خشونت بي اندازه پادشاه غير قابل تحمل است

328
00:35:48,103 --> 00:35:52,472
همين تازگي ها او کاردار "کيم چو سون" را
با تير کشت

329
00:35:52,507 --> 00:35:57,501
کسي که صراحتاً جلوي رقاصه ها و مقامات
با او حرف زده بود

330
00:35:59,781 --> 00:36:06,516
ولي من تمام سعي خودم را ميکنم
اگر او دو روز قبل دستگير شده

331
00:36:06,554 --> 00:36:11,992
الان بايد توي زندان باشد
اميدت را از دست نده

332
00:36:13,161 --> 00:36:19,725
حتي مادربزرگ پادشاه هم نميتواند کاري کند
پس کي ميتواند؟

333
00:36:19,768 --> 00:36:26,196
ولي من سعي خودم را خواهم کرد
که لااقل يکبار ببينيش

334
00:36:28,176 --> 00:36:33,978
... خيلي متأسفم
... چطور ميتوانم اينقدر ضعيف باشم

335
00:36:34,015 --> 00:36:40,978
اين حرف را نزن
من بدون تو زنده نمي ماندم

336
00:36:41,556 --> 00:36:45,185
تصور اينکه تو چطور جانت را به
خطر انداختي تا پاد زهر را به من بدهي

337
00:36:45,226 --> 00:36:52,132
چطور ميتوانم نا اميد شوم؟

338
00:36:59,774 --> 00:37:03,676
بانوي من، ثبت وقايع قصر کارش به پايان رسيد

339
00:37:03,712 --> 00:37:10,242
خوبه، شما و بانو هن براي جشن ماه جولاي
آماده بشيد

340
00:37:10,285 --> 00:37:13,914
البته، ولي شما بانو هن را نديديد؟

341
00:37:13,955 --> 00:37:14,887
چرا؟

342
00:37:14,923 --> 00:37:18,188
ميخواهم درباره غذاي فردا با او صحبت کنم

343
00:37:18,226 --> 00:37:24,187
رفته سيو گنگ، گفت کاردارها غذاي فردا
را سفارش دادند

344
00:37:24,232 --> 00:37:28,896
من هم ميخواستم درباره همين موضوع با
بانو هن صحبت کنم

345
00:37:28,937 --> 00:37:31,997
کاردار پارک درخواست ماهي "بريم" بخار پز را داده

346
00:37:32,040 --> 00:37:37,273
چي؟ بانو هن گفت او با کاردار پارک به
سيو گنگ ميرود

347
00:37:38,179 --> 00:37:43,173
درسته، به من گفت پادشاه ماهي خواسته

348
00:37:43,218 --> 00:37:45,686
و او از کاردار پارک خواسته با او برود

349
00:37:46,121 --> 00:37:49,420
من همين الان از پيش کاردار پارک مي آيم

350
00:37:49,557 --> 00:37:54,256
پس دو تا کاردار پارک در آشپزخانه پادشاه
وجود دارد؟

351
00:38:13,982 --> 00:38:15,540
بانوي من، من برگشتم

352
00:38:15,583 --> 00:38:17,983
حالا تونستي ماهي بگيري؟

353
00:38:18,019 --> 00:38:24,219
بله، خوشبختانه توانستم از تاجر "لي" آن را بخرم

354
00:38:24,259 --> 00:38:26,750
کاردار پارک هم برگشته؟

355
00:38:27,462 --> 00:38:29,987
ما در اقامتگاه کاردارها از هم جدا شديم

356
00:38:30,999 --> 00:38:33,365
خيلي خب، برو

357
00:38:48,416 --> 00:38:52,409
فقط ميخواهد براي آخرين بار ازش خداحافظي کنه

358
00:38:56,724 --> 00:38:59,284
پس مطمئن باشم که همسرش نيست؟

359
00:38:59,327 --> 00:39:01,852
او خواهر کوچکترش است

360
00:39:02,764 --> 00:39:06,700
باشه، پس فردا او را به دفتر پليس دربار بيار

361
00:39:06,734 --> 00:39:08,292
متشکرم

362
00:39:13,908 --> 00:39:16,843
بانوي من، بعداً مي بينمتان

363
00:39:16,878 --> 00:39:21,372
خيلي خب، فراموش نکن ماهي خشک هم بگيري

364
00:39:21,416 --> 00:39:23,350
بله، بانوي من

365
00:39:46,674 --> 00:39:49,802
ميونگ ... اونجايي ميونگ؟

366
00:40:36,057 --> 00:40:40,426
چطور ممکنه زني که سم خورده، زنده و سالم باشد؟

367
00:40:40,461 --> 00:40:42,986
من هم به همين دليل است که به تو گفتم

368
00:40:45,633 --> 00:40:50,400
شبيه او نيست...ممکنه بعد از
مرگش کسي دوباره چکش نکرده

369
00:40:50,738 --> 00:40:52,797
باز بوي دردسر به مشام ميرسه

370
00:40:52,840 --> 00:40:55,331
به همين خاطر است که دردسر بزرگيه

371
00:40:55,376 --> 00:40:58,903
ما به مقامهاي بالا گفتيم که او بر اثر بيماري مرد

372
00:40:58,947 --> 00:41:02,474
ولي اگر او همينطور ناگهاني پيدا شده تا
حقيقت را بگويد

373
00:41:02,517 --> 00:41:07,477
فهميدنش خيلي سخته که عکس العمل بانوي منشي ها
حتي با اينکه طرف ما است چيست

374
00:41:08,690 --> 00:41:12,217
اگر بانو پارک از ما کينه داشته باشه
ممکن است به همه بگه

375
00:41:12,260 --> 00:41:15,388
"تو ميداني که ما به خاطر رابطه اي که با "ايم سا هونگ

376
00:41:15,430 --> 00:41:20,527
داريم، محبوب پادشاه نيستيم

377
00:41:20,568 --> 00:41:26,268
بله، انجام چنين عملي نسبت به مادربزرگ
...پادشاه به اندازه کافي

378
00:41:26,307 --> 00:41:30,573
نشان دهنده هدف ما از خلع پادشاه است

379
00:41:30,611 --> 00:41:33,637
فقط پاي من و عمه گير نيست

380
00:41:33,681 --> 00:41:36,741
سرنوشت خاندان ما به اين بستگي دارد

381
00:41:38,019 --> 00:41:39,384
باشه

382
00:41:39,620 --> 00:41:43,283
من تمام حرکات بانو هن را تحت نظر ميگيرم
و بهت خبر ميدم

383
00:41:43,324 --> 00:41:46,157
مطمئن هستم تو از پس بقيه کارها بر مي آيي

384
00:41:46,194 --> 00:41:48,219
گفتم باشه

385
00:42:02,176 --> 00:42:06,237
به برادرت بگو چند نفر از خانه
...ارباب چويي را به قلعه

386
00:42:06,280 --> 00:42:08,475
تانگ چون" بفرسته"
خودت هم بانو هن را تعقيب کن

387
00:42:08,516 --> 00:42:13,044
همينطور به ارباب چويي بگو ما دوباره
امشب بررسي اش ميکنيم

388
00:42:50,625 --> 00:42:55,028
ممکنه به من لطفي کنيد؟
ها؟

389
00:42:58,633 --> 00:43:00,692
قرار است ما چه کسي را ملاقات کنيم؟

390
00:43:00,735 --> 00:43:05,798
او يکي از دوستان بسيار نزديک من است
با او با ادب برخورد کن

391
00:43:05,940 --> 00:43:07,271
حتماً

392
00:43:12,380 --> 00:43:15,611
ميتوانيم بعد از اينکه او آمد، پدر را ببينيم؟

393
00:43:16,084 --> 00:43:19,611
نميدانم
بايد منتظر بشيم

394
00:43:22,790 --> 00:43:24,917
فکر کنم داره مياد

395
00:43:28,262 --> 00:43:29,661
شما کي هستيد؟

396
00:43:37,038 --> 00:43:41,907
چي؟ آنها را به خانه پان سول چويي بردند؟

397
00:43:41,943 --> 00:43:43,308
بله، بانوي من

398
00:43:56,924 --> 00:43:59,518
من نگفتم که او يک پسر دارد

399
00:43:59,560 --> 00:44:01,994
پسره همراهش بود

400
00:44:02,930 --> 00:44:06,559
فکر کنم وقتي بانو چويي بيايد متوجه بشيم

401
00:44:06,601 --> 00:44:10,196
هيچکدام از مستخدمان نبايد
چيزي در اين مورد بدانند

402
00:44:10,238 --> 00:44:12,433
آنها را ببنديد و ساکت نگهشان داريد

403
00:44:40,034 --> 00:44:46,030
!باز کنيد! بازکنيد

404
00:44:49,977 --> 00:44:51,376
چه خبره؟

405
00:44:51,412 --> 00:44:55,872
چند نفر ديده اند اعضاي خانواده يک
متهم وارد اين خانه شده اند

406
00:44:57,919 --> 00:45:01,082
خانواده شخص گناهکار، همين حالا بيرون بياييد

407
00:45:05,426 --> 00:45:07,189
داريد درباره چه حرف ميزنيد؟

408
00:45:07,228 --> 00:45:10,629
کسي که ديده خانواده "سو چيون سو" وارد
خانه شده اند

409
00:45:10,665 --> 00:45:14,897
به سربازرس گزارشش را داده
آنها را بيرون بياوريد

410
00:45:14,936 --> 00:45:19,896
من بازرگان بزرگ چويي هستم که
تحت فرمان عاليجناب "ايم سا هونگ" هستم

411
00:45:19,941 --> 00:45:23,809
چرا بايد چنين افرادي را پنهان کنم؟

412
00:45:23,844 --> 00:45:26,176
!خانه را بگرديد

413
00:45:42,730 --> 00:45:44,527
!آنها اينجا هستند

414
00:45:59,447 --> 00:46:04,180
من اين موضوع را به سربازرس گزارش خواهم داد
!بريم

415
00:46:27,108 --> 00:46:32,375
متأسفم ميونگ، اين تنها چيزي بود
که براي نجات تو به ذهنم رسيد

416
00:46:32,413 --> 00:46:37,282
مگر زندگي کردن به عنوان يک
خدمتگذار از مردن بهتر نيست؟

417
00:46:41,856 --> 00:46:46,452
نميتوانيم اجازه بدهيم
اگر او را به پليس دربار تحويل بدهند

418
00:46:46,494 --> 00:46:53,195
هويتش مشخص و راز ما برملا ميشود

419
00:46:53,234 --> 00:46:56,635
اگر چه تا وقتي که پادشاه زنده است
موضوع فرق ميکند

420
00:46:56,671 --> 00:47:01,108
اگر او بميرد خاندان ما از
هم متلاشي خواهد شد

421
00:47:03,210 --> 00:47:07,476
ما بايد باقي بمانيم
مهم نيست که چه کسي پادشاه است

422
00:47:08,349 --> 00:47:13,048
براي اينکار نبايد بگذاريم که موضوع فاش شود

423
00:47:13,087 --> 00:47:15,351
ما بايد قبل از اينکه او را تحويل پليس دربار بدهند

424
00:47:15,389 --> 00:47:18,222
کاري کنيم، مهم نيست چه کاري

425
00:47:19,527 --> 00:47:22,621
پان سول بايد عجله کنيم

426
00:47:24,298 --> 00:47:25,663
پان سول

427
00:47:26,534 --> 00:47:31,164
باشه، چانگ، بيرون هستي؟

428
00:47:31,372 --> 00:47:33,738
بله قربان
پيل دو را صدا کن بياد

429
00:47:48,489 --> 00:47:50,548
آن پست فطرتها کي هستند؟

430
00:47:50,858 --> 00:47:55,886
!بگيريدشان! همانجا بايستيد

431
00:47:56,197 --> 00:47:58,028
!بگيريدشان

432
00:48:01,068 --> 00:48:04,936
!مادر! مادر

433
00:48:08,943 --> 00:48:10,467
... مادر

434
00:48:13,514 --> 00:48:15,311
!بگيريدش

435
00:48:18,986 --> 00:48:21,113
!گمش نکنيد

436
00:48:31,866 --> 00:48:32,855
... مادر

437
00:48:32,900 --> 00:48:34,891
موفق نشدند؟

438
00:48:34,935 --> 00:48:38,803
يک تير به پهلويش خورده
پس زياد زنده نمي ماند

439
00:48:38,839 --> 00:48:40,898
خيلي سخته که از شرش خلاص بشيم

440
00:48:40,941 --> 00:48:44,502
برادرم گفت او ديگر چندان اهميتي ندارد

441
00:49:10,070 --> 00:49:16,168
پدر راست ميگفت
او گفت شما خيلي با استعداد هستيد

442
00:49:16,210 --> 00:49:20,203
ميتوانيد نقاشي کنيد
و خيلي خوب لباس درست ميکنيد

443
00:49:20,247 --> 00:49:24,115
و گفت مهارتتان در آشپزي
... در دنيا بي نظيره که حتي

444
00:49:24,151 --> 00:49:26,813
با استفاده از مواد کم ارزش ميتوانيد

445
00:49:26,854 --> 00:49:32,019
خوشمزه ترين غذا را درست کنيد
او بمن گفت که مثل شما باشم و من مثل شما خواهم بود

446
00:50:10,831 --> 00:50:15,598
"يانگوم عزيزم"

447
00:50:27,181 --> 00:50:34,747
عزيزم، چکار بايد بکنم؟
يانگوم ما چه خواهد شد؟

448
00:50:34,788 --> 00:50:37,848
همه اين مشکلات به خاطر من است؟

449
00:50:37,892 --> 00:50:43,728
اين اتفاق ها به اين خاطر نيافتاد که تو
مرا ملاقات کردي؟

450
00:50:44,398 --> 00:50:54,831
عزيزم، حالا چي؟
... من بدون اينکه تو و يانگوم را ببينم خواهم مرد

451
00:51:06,220 --> 00:51:13,183
او گفت سومين زن "خوب" است

452
00:51:13,227 --> 00:51:24,900
و سومي مربوط ميشود به
فرزند "ja" زن و "yeo"

453
00:51:34,648 --> 00:51:43,852
!اوه، خداي من! يانگوم

454
00:51:44,925 --> 00:51:48,122
... يانگوم سوميه

455
00:52:05,613 --> 00:52:10,107
مادر ببين
خوردني آوردم

456
00:52:10,818 --> 00:52:16,950
باشه يانگوم، ولي اول به من گوش کن

457
00:52:17,091 --> 00:52:18,581
بله، مادر

458
00:52:19,193 --> 00:52:23,562
کنارم بشين

459
00:52:25,466 --> 00:52:27,229
يانگوم

460
00:52:29,670 --> 00:52:38,442
پدر که هميشه مراقب تو بود حالا اينجا نيست

461
00:52:39,079 --> 00:52:41,547
چطور زندگي خواهي کرد؟

462
00:52:43,250 --> 00:52:45,241
چطور زندگي خواهي کرد؟

463
00:52:45,419 --> 00:52:53,121
پدر هميشه ميگفت که
بايد به حرفهاي شما گوش کنم

464
00:52:53,160 --> 00:52:57,790
از حالا به حرفهايتان گوش ميکنم

465
00:52:57,831 --> 00:53:07,638
بله تا وقتي که من با تو هستم
به حرفهايم گوش ميکني

466
00:53:07,675 --> 00:53:14,513
ولي اگر من اينجا نباشم
چطور زندگي ميکني؟

467
00:53:16,984 --> 00:53:19,646
از گرسنگي مي ميري؟

468
00:53:21,355 --> 00:53:23,448
از بيماري مي ميري؟

469
00:53:23,490 --> 00:53:30,396
نه! من داروهاي گياهي و تمشک وحشي ميخورم

470
00:53:31,231 --> 00:53:34,689
... آره، يانگوم

471
00:53:38,739 --> 00:53:44,769
تو بايد در هر صورت زنده بماني

472
00:53:46,480 --> 00:53:56,048
به همين دليل بود که حتي وقتي پدرت را ميبردند
او خوشحال بود

473
00:53:58,392 --> 00:54:09,997
خيلي وقت پيش پدرت يک افسر گارد سلطنتي بود

474
00:54:11,572 --> 00:54:16,532
... و من يک بانوي دربار در آشپزخانه سلطنتي

475
00:54:16,577 --> 00:54:19,011
چي؟ شما بانوي دربار بوديد؟

476
00:54:19,947 --> 00:54:26,284
بله، من يک بانوي دربار بودم

477
00:54:29,423 --> 00:54:36,056
پدرت و من به نادرستي متهم شديم
و مجبور شديم فرار کنيم

478
00:54:36,096 --> 00:54:39,122
و مانند خدمتگذارها زندگي کنيم

479
00:54:41,068 --> 00:54:53,378
تو تنها خوشي ما در ميان غمهايمان بوده اي

480
00:54:58,886 --> 00:55:11,321
يک استاد شريف به پدرت گفته که
تو جان خيلي ها را نجات خواهي داد

481
00:55:13,167 --> 00:55:24,135
اگر او راست گفته باشه تو شخص بزرگي خواهي شد
که زندگي خيلي ها را نجات ميدهي

482
00:55:25,145 --> 00:55:29,775
يانگوم، غمگين نباش

483
00:55:33,120 --> 00:55:39,992
گريه نکن و به راحتي تسليم نشو

484
00:55:44,164 --> 00:55:51,366
هر کجا که بروي پدرت با تو خواهد بود

485
00:55:52,973 --> 00:56:02,348
و من هر کجا که باشي با تو خواهم بود
مي فهمي؟

486
00:56:02,382 --> 00:56:04,213
بله

487
00:56:11,959 --> 00:56:15,019
... مادر... مادر

488
00:56:31,478 --> 00:56:41,353
نامه من اينجاست بعداً بخوانش

489
00:56:42,990 --> 00:56:52,865
بخوانش، ولي اگر نخواستي به آن عمل کني
 بندازش دور

490
00:56:53,667 --> 00:56:59,731
تو بايد آن چيزي که ميخواهي انجام بدهي

491
00:57:00,173 --> 00:57:05,805
مادر، حرف نزن و اينرا بخور
شما احتمالاً خسته ايد

492
00:57:05,846 --> 00:57:08,542
شما چيزي نخورده ايد

493
00:57:19,960 --> 00:57:22,087
خوشمزه است

494
00:57:33,440 --> 00:57:37,934
نميتوانيد بجويدشان؟
من براي شما اين کار را ميکنم

495
00:57:37,978 --> 00:57:42,176
شما وقتي که من مريض بودم اين کار را ميکرديد

496
00:57:46,119 --> 00:57:51,580
مادر لطفاًً بخوريد تا انرژيتان را بدست بياوريد

497
00:58:33,133 --> 00:58:38,969
يانگوم، بانوي اول آشپزخانه دربار شو

498
00:58:39,006 --> 00:58:48,074
و شرح درد و رنجهايم را در کتاب
سري و با ارزشي که به تو ميرسد بنويس

499
00:58:48,982 --> 00:58:54,852
شِکوه هايم را در کتاب الفباي چيني ات پنهان کردم

500
00:58:57,057 --> 00:59:04,486
اما اين بستگي به انتخاب تو دارد
...اگر نميخواهي بانوي دربار

501
00:59:04,664 --> 00:59:10,694
و يا بانوي اول آشپزخانه شوي

502
00:59:10,737 --> 00:59:18,940
نبايد آنرا بخواني يا به کسي نشان بدهي
و يا چيزي در اين مورد به کسي بگويي

503
00:59:20,680 --> 00:59:26,812
اگر وارد قصر شدي
ميتواني کتاب آشپزي من را

504
00:59:26,853 --> 00:59:31,381
که در آشپزخانه اصلي پنهان کرده ام پيدا کني
هر وقت لازمت شد ازش استفاده کن

505
00:59:31,425 --> 00:59:37,660
آنجا حضور مرا احساس خواهي کرد

506
00:59:52,846 --> 00:59:57,647
... مادر، من دارم ميرم

507
01:00:00,846 --> 01:00:10,647
:: IR-DL.COM ::

