1
-00:00:04,920 --> 00:00:02,207
:: IR-DL.COM ::

2
00:00:07,080 --> 00:00:09,207
(قسمت اول)

3
00:01:04,337 --> 00:01:07,898
!قربان! قربان

4
00:01:10,343 --> 00:01:12,072
...فرمانده

5
00:01:12,546 --> 00:01:13,911
چه شده؟

6
00:01:13,947 --> 00:01:19,146
پادشاه دستور داده شما و وزير دربار
به ملکه معزول سم بدهيد

7
00:01:19,186 --> 00:01:25,091
...چي؟ چطور ممکنه

8
00:01:26,560 --> 00:01:30,189
چرا اين دستور به من محول شده؟

9
00:01:30,230 --> 00:01:33,961
نميدانم، ولي رئيس گارد سلطنتي
...دستور داده

10
00:01:34,000 --> 00:01:36,468
شما سريع اينکار را انجام دهيد

11
00:01:41,741 --> 00:01:44,073
"سيزدهمين سال فرمانروايي پادشاه "سون جونگ
(1482 آگوست)

12
00:01:46,179 --> 00:01:51,583
وزير، ملکه بيشتر از سه سال است که خلع شده

13
00:01:51,618 --> 00:01:59,753
دستور مسموم کردن ملکه به خاطر خروج از
اقامتگاهش زياده روي نيست؟

14
00:02:00,694 --> 00:02:03,060
او مادر وليعهد است

15
00:02:05,398 --> 00:02:07,798
...اگر او به پادشاهي برسد

16
00:02:08,668 --> 00:02:12,832
نگران نباش
اتفاق بدي نخواهد افتاد

17
00:02:18,512 --> 00:02:20,377
ميخواهي جرعه اي بنوشي؟

18
00:02:21,948 --> 00:02:24,678
چطور ميخواهي وقتي هوشياري
آن صحنه را ببيني؟

19
00:02:46,273 --> 00:02:49,674
حالت خوبه؟
وضعش چطوره؟

20
00:02:49,709 --> 00:02:52,007
فکر ميکنم قوزک پايش آسيب ديده

21
00:02:54,447 --> 00:02:58,747
خيلي متأسفم
...اتفاقي بود، اسبه

22
00:03:01,321 --> 00:03:04,449
حتي اسبه هم نميخواهد به
خانه ملکه معزول برود

23
00:03:04,491 --> 00:03:08,188
چرا اين اسب عين ديوانه ها مي پرد؟

24
00:03:08,695 --> 00:03:11,459
تو شراب خوردي؟

25
00:03:13,166 --> 00:03:17,227
چطور جرأت کردي چنين گستاخي کني
وقتي که در حال اجراي دستور پادشاه هستي؟

26
00:03:17,704 --> 00:03:19,797
قربان، من سزاوار مرگ هستم

27
00:03:22,943 --> 00:03:24,706
ميتوني حرکت کني؟

28
00:03:24,744 --> 00:03:26,268
بله

29
00:03:32,686 --> 00:03:36,383
من دستور را اجرا خواهم کرد
حتي اگر احتياج به کمک داشته باشم

30
00:03:36,423 --> 00:03:40,257
بسيار خوب
در اين وضعيت چه کار ميتواني بکني؟

31
00:03:40,293 --> 00:03:44,889
!آدم پست
بعداً به خاطر اين کارت مجازات خواهي شد

32
00:03:44,931 --> 00:03:48,833
با شرايطي که پيش آمده
!سريع او را پيش يک دکتر ببريد

33
00:03:48,868 --> 00:03:50,529
!بله، قربان

34
00:04:15,161 --> 00:04:17,459
"ملکه عزل شده، "يون
سرشتي نابکار و خطرناک دارد

35
00:04:17,497 --> 00:04:22,958
و هنگامي که در دربار بود
خيلي کارهاي فسادانگيز انجام ميداد

36
00:04:23,003 --> 00:04:29,772
بي رحمي اش بدتر شد
ولي من در مورد او دو دل بودم

37
00:04:29,809 --> 00:04:33,176
چون او مادر وليعهد بود

38
00:04:33,213 --> 00:04:40,016
و اين باعث شد که کشور به بد وضعي دچار شود

39
00:04:40,787 --> 00:04:48,091
من به او دستور ميدهم در خانه خودش
و در شانزدهم آگوست سم بخورد

40
00:04:55,301 --> 00:04:57,462
من بايد پادشاه را ببينم

41
00:04:59,706 --> 00:05:04,643
اگر او خودش به من بگويد، من سم را خواهم خورد
پادشاه را بياوريد

42
00:05:05,211 --> 00:05:08,578
گناهکار بايد ساکت باشد
اين دستور پادشاه است

43
00:05:08,615 --> 00:05:13,416
ممکن نيست، او پادشاهي نيست
که دستور قتل مادر پسرش را بدهد

44
00:05:13,453 --> 00:05:18,254
فقط به اين خاطر که با پاي برهنه
به ديدار پسرش رفته

45
00:05:18,291 --> 00:05:22,591
کاملاً مشخص است که اين يک دسيسه
براي آسيب رساندن به خاندان سلطنتي است

46
00:05:22,629 --> 00:05:29,501
خفه شو، چطور جرأت ميکني
اين توهين ها را به زبان بياوري؟

47
00:05:29,536 --> 00:05:32,801
سم را بهش بديد

48
00:05:34,174 --> 00:05:38,543
دست نگهداريد! من مادر وليعهد هستم

49
00:05:38,578 --> 00:05:43,379
اگر هنوز اصرار به کشتن من داريد
پس شاهزاده را به اينجا بياوريد

50
00:05:44,250 --> 00:05:46,741
سروان، همين حالا مجبورش کنيد سم را بخورد

51
00:05:48,421 --> 00:05:50,616
!همين حالا

52
00:05:51,057 --> 00:05:54,788
!همانجا بمانيد
!چطور جرأت ميکنيد به طرف من بياييد

53
00:05:55,795 --> 00:06:01,165
از دستور پادشاه سرپيچي ميکنيد؟
!همين حالا مجبورش کنيد بخورد

54
00:06:02,702 --> 00:06:04,260
نگهش داريد

55
00:06:04,304 --> 00:06:08,240
!دست نگهداريد! چطور جرأت ميکنيد

56
00:06:11,277 --> 00:06:18,843
به من دست نزنيد، من ملکه اين کشور بودم
خودم ميخورمش

57
00:06:19,853 --> 00:06:22,117
خودم ميخورمش

58
00:06:29,329 --> 00:06:39,398
!اعليحضرت! اعليحضرت

59
00:06:40,740 --> 00:06:48,875
وليعهد! بر تخت پادشاهي جلوس کن
و انتقام زندگي مرا بگير

60
00:07:14,240 --> 00:07:22,978
مادر...درباره قساوت آنها به وليعهد بگو

61
00:07:24,984 --> 00:07:34,188
پست فطرتها، سزاي اين کارتان را خواهيد ديد

62
00:07:40,500 --> 00:07:47,064
!اعليحضرت

63
00:08:25,044 --> 00:08:27,842
وليعهد يونگ
(يون سان کن آينده)

64
00:08:29,415 --> 00:08:30,746
!اعليحضرت

65
00:08:30,783 --> 00:08:33,547
آيا بانوان دربار به اين طرف مي آمدند؟

66
00:08:34,354 --> 00:08:36,379
بله

67
00:08:36,422 --> 00:08:38,652
به آنها نگو که من را ديدي

68
00:08:38,691 --> 00:08:40,454
بله، اعليحضرت

69
00:08:41,895 --> 00:08:50,963
اعليحضرت کجاييد؟
ما تسليم شديم، اعليحضرت

70
00:08:51,004 --> 00:08:56,704
!لطفاًً بياييد بيرون، اعليحضرت

71
00:09:19,699 --> 00:09:29,006
پست فطرتها! سزاي اين کارتان را خواهيد ديد

72
00:10:02,375 --> 00:10:04,138
!دست نگهداريد

73
00:10:12,251 --> 00:10:15,220
!اعليحضرت

74
00:10:17,490 --> 00:10:21,426
!دست نگهداريد! من مادر وليعهد هستم

75
00:10:21,461 --> 00:10:26,023
!وليعهد را پيش من بياوريد
!اعليحضرت

76
00:10:27,533 --> 00:10:30,525
!چطور جرأت ميکني

77
00:11:02,368 --> 00:11:04,461
!بيدار شدي

78
00:11:06,606 --> 00:11:09,268
همه اش را بنوش

79
00:11:32,698 --> 00:11:37,897
بايد بعد از افتادن از کوه بيهوش شده باشم

80
00:11:38,071 --> 00:11:44,704
دستت آسيب ديده، بعد از چند روز استراحت
حالت خوب ميشود

81
00:11:46,412 --> 00:11:48,676
سپاسگزارم

82
00:11:52,618 --> 00:12:01,686
آقا من بايد به راهم ادامه بدم
لطفاًً راه خروج را نشانم بدهيد

83
00:12:06,199 --> 00:12:07,860
آقا

84
00:12:09,068 --> 00:12:12,367
به نظر نمي رسد از آن تيپ آدمي باشيد
که به ديگري آسيب برساند

85
00:12:12,405 --> 00:12:16,364
ولي چرا خون زيادي در دستانتان است؟

86
00:12:16,409 --> 00:12:21,847
ببخشيد آقا؟ منظورتان چيست؟

87
00:12:24,917 --> 00:12:28,318
...سرنوشت شما، واي چه اسفبار

88
00:12:28,721 --> 00:12:31,815
آقا، منظورتان چيست؟

89
00:12:33,659 --> 00:12:40,861
لطفاًً به من بگوييد چرا
به حال سرنوشت من افسوس ميخوريد؟

90
00:12:42,869 --> 00:12:48,637
سرنوشت تو در دست سه زن است

91
00:12:51,244 --> 00:12:56,944
اگر چه اولين زن را کشتي، اما بخاطرش نخواهي مرد

92
00:12:58,084 --> 00:13:04,182
دومين زن به خاطر تو خواهد مرد
ولو اينکه جانش را نجات داده اي

93
00:13:05,992 --> 00:13:13,262
و سومين زن باعث مرگت خواهد شد
اما زندگي خيلي ها را نجات خواهد داد

94
00:13:28,981 --> 00:13:35,250
آقا، چه کار بايد بکنم؟ چه کار بايد کنم تا خودم را
از دست اين سرنوشت رها کنم؟

95
00:13:35,788 --> 00:13:39,019
بهترين کار اينست که آنها را ملاقات نکني

96
00:13:39,192 --> 00:13:43,686
چطور؟ چطور ميتوانم اولين زن را ملاقات نکنم؟

97
00:13:44,730 --> 00:13:47,756
مگر در حال حاظر او را ملاقات نکرده اي؟

98
00:13:49,202 --> 00:13:52,330
...به همين خاطر است که سرنوشت تو تأسف آور است

99
00:13:54,907 --> 00:14:03,007
و دومين زن... نه... به خاطر
سومين زن خواهم مرد؟

100
00:14:03,416 --> 00:14:09,286
چطور ميتوانم سومين زن را ملاقات نکنم؟

101
00:14:09,822 --> 00:14:12,689
با دومين زن برخورد نکن

102
00:14:12,725 --> 00:14:16,525
پس چطور ميتوانم دومين زن را نبينم؟

103
00:14:18,164 --> 00:14:20,394
لطفاًً به من بگوييد، آقا

104
00:14:37,350 --> 00:14:40,808
آقا، اينها چه معني اي دارند؟

105
00:14:45,124 --> 00:14:55,932
!آقا! لطفاًً صبر کنيد، آقا

106
00:15:04,443 --> 00:15:06,104
چه معني ميتوانند داشته باشند؟

107
00:15:06,145 --> 00:15:09,740
است به معني بي پروا "geum" اين

108
00:15:09,782 --> 00:15:12,649
است به معني فروتن و مهربان "soon" اين

109
00:15:12,685 --> 00:15:16,587
است به معني خوب "hoo" اين

110
00:15:16,622 --> 00:15:25,394
با توجه به خصلت زنها؟ اولين زن، بي پروا است
دومي زن مهرباني است و سومي يک زن خوب

111
00:15:25,431 --> 00:15:29,197
نظري داري؟

112
00:15:30,436 --> 00:15:31,733
نه

113
00:15:32,638 --> 00:15:38,338
مردمان عصر باستان براي گفتن رازها از واژه هاي
مرکب استفاده ميکردند

114
00:15:38,377 --> 00:15:40,368
منظورتان از واژه هاي مرکب چيست؟

115
00:15:40,413 --> 00:15:43,905
نميداني؟ وقتي شاه "تائه جو" اين پادشاهي را بنيان نهاد

116
00:15:43,949 --> 00:15:48,943
"mok-ja-deuk-guk" مردم مي گفتند
(درخت، پسر، بدست آوردن، پادشاهي)

117
00:15:48,988 --> 00:15:55,484
پسر "ja" درخت و"mok"
ترکيب شده اند Yi به فرم

118
00:15:55,528 --> 00:15:58,725
به اين معني، پسري که نام خانوادگي اش "يي" بوده
به پادشاهي رسيده است

119
00:15:58,764 --> 00:16:02,825
حالا اينها که اينطوري هستند
ترکيب آنها چه معني ميتواند داشته باشد؟

120
00:16:02,868 --> 00:16:09,068
ترکيب شده است از "Geum"
امروز "geum" زن و "yeo"

121
00:16:09,108 --> 00:16:14,205
"اين معني را ميدهد "زني که امروز ديده اي
کي اين کاغذها را گرفتي؟

122
00:16:15,948 --> 00:16:18,348
ديروز گرفتم

123
00:16:18,484 --> 00:16:23,820
زني که ديروز ديده اي
ديروز زني را ملاقات کرده اي؟

124
00:16:30,096 --> 00:16:34,260
صورتت را که مي بينم
فکر ميکنم زني را ديده اي

125
00:16:34,300 --> 00:16:37,827
پس واژه هاي باقيمانده هم بايد کلمات رمز باشند؟

126
00:16:37,870 --> 00:16:42,830
زن دوم واژه هايش ترکيب شده از
رودخانه "hyeol" سر و "cheon"

127
00:16:43,209 --> 00:16:48,647
و سومي مربوط ميشود به
فرزند "ja" زن و "yeo"

128
00:16:55,621 --> 00:16:59,921
پس من به خاطر ملکه عزل شده خواهم مرد؟

129
00:17:00,726 --> 00:17:06,323
و آن دو زني که من آنها را خواهم ديد
چه کساني هستند؟

130
00:17:29,655 --> 00:17:32,920
دومين سال فرمانروايي يونسان کن
(جولاي 1496)

131
00:17:33,225 --> 00:17:39,755
!قربان! لطفاًً صبر کنيد

132
00:17:45,938 --> 00:17:48,372
دوباره بايد آن کاهن احمق باشد

133
00:17:48,908 --> 00:17:54,073
چهارده سال گذشته است
تو واقعاًً او را ملاقات کردي؟

134
00:18:00,886 --> 00:18:04,117
تو مطمئني آن مرد پير
آن نوشته ها را به تو داده؟

135
00:18:06,292 --> 00:18:10,729
حتي اگر درست هم باشد تو الان چهل سال داري
و هنوز هم ازدواج نکردي

136
00:18:10,763 --> 00:18:15,166
به خاطر آن مرد پير
تو حتي به دخترها هم نگاه نميکني؟

137
00:18:16,502 --> 00:18:20,063
و چطور ميتواني به ترک شغلت فکر کني؟

138
00:18:24,009 --> 00:18:28,002
من فکر ميکنم همه اونها توي ذهنت است

139
00:18:28,047 --> 00:18:32,006
تو به خاطر اينکه فرمانروا عوض شده
احساس گناه ميکني

140
00:18:41,360 --> 00:18:43,988
تو حتي به من گوش نميدي
گفتي ميخواهي کارت را ترک کني

141
00:18:44,029 --> 00:18:49,399
پس چطور ميخواهي زندگي کني؟

142
00:18:53,939 --> 00:18:55,702
من دارم از اينجا ميرم

143
00:18:55,741 --> 00:18:58,073
چي؟ کي؟

144
00:18:58,944 --> 00:19:02,880
امروز آخرين روز کارم است
فردا از اينجا ميرم

145
00:19:03,015 --> 00:19:05,142
!تو چه احمقي هستي

146
00:19:06,218 --> 00:19:09,381
نميتوانم آن چشمها را فراموش کنم

147
00:19:11,891 --> 00:19:15,691
چشمهاي ملکه معزول که به من نگاه ميکرد

148
00:19:18,797 --> 00:19:21,823
بله، من هم همينطور

149
00:19:23,302 --> 00:19:28,171
شنيدي اعليحضرت آن آهو را چطور بيرحمانه کشت؟

150
00:19:28,207 --> 00:19:32,769
همان آهويي که مورد علاقه پادشاه قبلي بود؟

151
00:19:34,580 --> 00:19:39,040
من ميدانم که او معلم دوران کودکي اش را هم کشته

152
00:19:39,084 --> 00:19:43,783
فکرش را بکن، اگر او در مورد مادرش چيزي بفهمد
چه کار خواهد کرد؟

153
00:19:43,822 --> 00:19:47,121
فقط تصورش را بکن چه اتفاقي ممکن است بيافتد

154
00:20:26,565 --> 00:20:30,296
بانوي من، با من کاري داشتيد؟

155
00:20:30,336 --> 00:20:35,672
بله، پادشاه دوباره دستور غذاي
پاي خرس آب پز تو را داده است

156
00:20:35,708 --> 00:20:38,734
بانو چويي مشغول تدارک مواد اوليه است
پس يک نگاهي بنداز

157
00:20:38,777 --> 00:20:40,005
بله، بانوي من

158
00:21:26,692 --> 00:21:28,455
همه چيز آماده است؟

159
00:21:28,494 --> 00:21:29,620
بله

160
00:21:41,006 --> 00:21:42,303
من دوباره سعي ام را ميکنم

161
00:21:42,341 --> 00:21:43,831
چه کار اشتباهي انجام دادي؟

162
00:21:43,876 --> 00:21:48,540
تو هنوز نميداني که پادشاه چه مقدار
روغن پريلا دوست دارد ؟

163
00:21:50,849 --> 00:21:52,248
دوباره درستشان کن

164
00:21:52,284 --> 00:21:53,751
بله، بانوي من

165
00:22:02,828 --> 00:22:08,027
...باد بوي خوش مواد را ضعيف کرده، پس

166
00:22:08,067 --> 00:22:11,434
مواد نهايي را جداگانه آماده کنيد
خودم اين کار را انجام ميدهم

167
00:22:11,904 --> 00:22:14,566
ميتوانيد برويد و لباستان را بپوشيد

168
00:22:14,673 --> 00:22:15,367
بله، بانوي من

169
00:22:20,646 --> 00:22:23,274
لباسهايم را بياور
بله، بانوي من

170
00:22:25,350 --> 00:22:28,183
من بانوي خدمتکار شما ميونگ هستم

171
00:22:28,220 --> 00:22:29,448
چه کار داري؟

172
00:22:29,488 --> 00:22:31,183
يک چيزي را بايد به شما بگويم

173
00:22:31,223 --> 00:22:32,781
بيا تو

174
00:22:36,895 --> 00:22:38,453
بنشين

175
00:22:40,999 --> 00:22:42,489
چي هست؟

176
00:22:44,703 --> 00:22:46,637
ازت پرسيدم راجع به چي هست؟

177
00:22:47,172 --> 00:22:53,304
درباره غذايي است که پادشاه دستور داده
آنرا براي مادربزرگش بفرستيم

178
00:22:53,879 --> 00:22:58,976
اين همان غذاي مخصوصي نيست که آشپزخانه سلطنتي
براي ورم عضو مادربزرگ پادشاه درست کرده؟

179
00:22:59,651 --> 00:23:08,423
بله، ولي بانو چويي به آن ريشه اقونطيون
سير و يک نوع گياه چيني اضافه کرد

180
00:23:09,027 --> 00:23:11,894
مگر ريشه اقونطيون براي چنين
علائم مريضي استفاده نميشود؟

181
00:23:12,131 --> 00:23:18,798
...بله، ولي استفاده خام آن باعث گيجي ميشود

182
00:23:18,837 --> 00:23:24,605
و همچنين استفاده خام از آن
باعث تأخير در جريان انرژي ميشود

183
00:23:24,643 --> 00:23:28,511
و اين خودش موجب مريضي ميشود
و براي درمان ورم استفاده اي ندارد

184
00:23:28,714 --> 00:23:33,048
اوايل چندان اهميتي نميدادم
...فکر ميکردم که

185
00:23:33,085 --> 00:23:37,579
آن نسخه، داروي خوبي است
که توسط پزشکان تجويز شده

186
00:23:37,623 --> 00:23:41,150
اما من نگرانم بيماري ايشان بدتر شود

187
00:23:41,326 --> 00:23:43,760
در اين مورد مطمئني؟

188
00:23:44,229 --> 00:23:45,696
بله، بانوي من

189
00:23:46,165 --> 00:23:47,826
از چه وقت متوجه شدي؟

190
00:23:47,866 --> 00:23:49,993
چهار روزي ميشود

191
00:23:51,503 --> 00:23:56,770
منظورت از روزي است که پادشاه دستور غذا را داده؟

192
00:23:59,344 --> 00:24:02,541
چرا اينقدر مراقب بانو چويي بوده اي؟

193
00:24:02,581 --> 00:24:05,175
اتفاقي بود، بانوي من

194
00:24:09,054 --> 00:24:12,581
کس ديگري هم در اينباره چيزي ميداند؟

195
00:24:13,358 --> 00:24:15,826
تنها من ميدانم

196
00:24:16,161 --> 00:24:17,788
مطمئني؟

197
00:24:18,163 --> 00:24:19,596
بله

198
00:24:21,266 --> 00:24:27,205
باشه، خودم مخفيانه ترتيب کار را خواهم داد
تو هم به کسي چيزي نگو

199
00:24:27,239 --> 00:24:29,070
بله، بانوي من

200
00:24:39,017 --> 00:24:40,985
بيک يونگ يک لحظه بيا

201
00:24:41,386 --> 00:24:43,616
چه شده؟ بايد برم

202
00:24:43,956 --> 00:24:45,446
موضوع را بهش گفتم

203
00:24:45,490 --> 00:24:48,084
کي؟ بانوي اول آشپزخانه؟

204
00:24:48,126 --> 00:24:49,559
نه، بانويي که وظيفه اش چشيدن مزه غذاست

205
00:24:49,828 --> 00:24:55,266
خوبه، فکر کنم اينطوري بهتره
او چي گفت؟

206
00:24:55,300 --> 00:24:57,666
خودش ترتيب کارها را خواهد داد

207
00:24:57,703 --> 00:25:02,106
از من پرسيد کس ديگري هم از موضوع خبر داره؟
ولي من درباره تو چيزي بهش نگفتم

208
00:25:02,140 --> 00:25:03,471
چرا؟

209
00:25:03,508 --> 00:25:05,135
...تو هيچوقت نمي فهمي

210
00:25:06,445 --> 00:25:08,003
!بيک يونگ

211
00:25:08,213 --> 00:25:09,180
...بايد برم

212
00:25:09,214 --> 00:25:12,149
مواد پيش غذاي امشب فاسد شده

213
00:25:12,184 --> 00:25:13,378
...اوه، نه

214
00:25:13,418 --> 00:25:15,443
بعداً حرف ميزنيم
باشه

215
00:25:24,496 --> 00:25:26,088
...ببخشيد

216
00:25:26,498 --> 00:25:28,056
اينبار چه ميخواهيد؟

217
00:25:29,935 --> 00:25:31,596
اين چيه؟

218
00:25:31,870 --> 00:25:34,236
اين پودر صورت چينيه

219
00:25:34,373 --> 00:25:37,001
من اينجا فقط يک خدمتکارم
اگر به اين کارهايتان ادامه بديد

220
00:25:37,042 --> 00:25:39,476
به بانوي منشي ها گزارش ميدم

221
00:25:39,544 --> 00:25:46,450
من قصد ديگري ندارم
فقط خواستم از شما قدرداني کنم

222
00:25:46,485 --> 00:25:49,079
خواهش ميکنم قبول کنيد

223
00:25:53,558 --> 00:25:58,552
اين چيه؟ اين پودر
صورت زنان چيني نيست؟

224
00:25:58,597 --> 00:26:01,589
ميونگ تو بايد خيلي خوشحال باشي
با من هم تقسيمش کن

225
00:26:02,200 --> 00:26:03,064
حتماً

226
00:26:03,335 --> 00:26:06,896
با اينکه او مديون توست
ولي زياده روي نميکند؟

227
00:26:06,939 --> 00:26:12,275
چه اهميتي داره؟ کاش من هم
يکي را داشتم که به من چنين هدايايي ميداد

228
00:26:13,178 --> 00:26:14,770
شما اينجا چکار ميکنيد؟

229
00:26:17,115 --> 00:26:20,881
تقريباً موقع جشن است
شما اينجا چکار ميکنيد؟

230
00:28:04,523 --> 00:28:05,785
صبر کن

231
00:28:05,824 --> 00:28:06,813
چه شده؟

232
00:28:06,858 --> 00:28:08,951
بانوي اول آشپزخانه با تو کار داره

233
00:28:08,994 --> 00:28:10,484
اين وقت شب؟

234
00:28:10,529 --> 00:28:12,394
او ما را هم صدا زده

235
00:28:19,204 --> 00:28:21,035
دير کرده

236
00:28:26,545 --> 00:28:27,978
تويي بيک يونگ؟

237
00:29:04,049 --> 00:29:05,346
درش بياريد

238
00:29:15,427 --> 00:29:17,190
بازش کنيد

239
00:29:23,435 --> 00:29:25,835
به گناه خودت معترف هستي؟

240
00:29:25,871 --> 00:29:27,771
درباره چه گناهي حرف ميزنيد؟

241
00:29:27,806 --> 00:29:31,469
دوباره مي پرسم
آيا به گناهت معترف هستي؟

242
00:29:31,510 --> 00:29:34,809
بانوي من، موضوع چيه؟
...لطفاًً به من بگيد

243
00:29:34,846 --> 00:29:36,245
چرا با من اينطوري رفتار ميکنيد؟

244
00:29:36,281 --> 00:29:38,272
چطور جرأت ميکني خودت را بي گناه نشان بدي؟

245
00:29:38,316 --> 00:29:39,180
!بانوي من

246
00:29:39,217 --> 00:29:43,176
بانوي دربار کيه؟
بانوي دربار، حکم زن پادشاه را دارد

247
00:29:43,221 --> 00:29:46,918
که بايد مراقب گفتار و رفتارش باشد
و وقارش را حفظ کند

248
00:29:46,958 --> 00:29:50,826
و نبايد توي صورت هيچ مرد ديگري نگاه کند

249
00:29:50,862 --> 00:29:53,456
اينها قوانين قصر سلطنتي هستند

250
00:29:53,498 --> 00:29:57,559
ميدانم بانوي من، من هميشه به تمام وظايفم عمل کرده ام

251
00:29:57,602 --> 00:29:59,729
هميشه به تمام وظايفت عمل کرده اي؟

252
00:30:03,241 --> 00:30:05,038
پس اينها چيه؟

253
00:30:07,479 --> 00:30:09,947
...اونها...اونها

254
00:30:09,981 --> 00:30:12,779
تو افسري که مامور محافظت از
دروازه منچون است را ميشناسي؟

255
00:30:13,218 --> 00:30:16,585
تو يکبار تا نيمه شب با او بودي، درسته؟

256
00:30:17,689 --> 00:30:19,680
درسته يا نه؟

257
00:30:19,724 --> 00:30:25,094
درسته، ولي دليلش اين بود که او از شدت
درد شکم بي حال روي زمين افتاده بود

258
00:30:25,130 --> 00:30:27,564
و من او را معالجه کردم

259
00:30:27,599 --> 00:30:29,794
چطور معالجه اش کردي؟

260
00:30:29,834 --> 00:30:34,100
به او يک فنجان آب گرم و کمي دارو دادم

261
00:30:34,139 --> 00:30:38,269
پس او هم به پاس قدرداني به تو
اين آويز و پودر گرانقيمت را داد؟

262
00:30:38,310 --> 00:30:41,006
و تو هم بدون فکر قبولشان کردي؟

263
00:30:41,046 --> 00:30:43,173
...بانوي من، اينطور که فکر ميکنيد نيست

264
00:30:43,215 --> 00:30:47,982
پست! چطور جرأت ميکني به من دروغ بگي؟
اگر او از درد شکم بي حال شده بود

265
00:30:48,019 --> 00:30:52,547
حتي اگر درمانش هم کردي بايد به
يک افسر ديگر موضوع را مي گفتي

266
00:30:52,591 --> 00:30:55,321
چطور ممکن است او اين اشياء قيمتي را به تو بدهد؟

267
00:30:55,360 --> 00:31:00,320
و چطور توانستي آنها را بپذيري؟

268
00:31:01,032 --> 00:31:03,762
مگر اينکه با او صميمي شده باشي

269
00:31:03,802 --> 00:31:04,928
کي ميتواند اينها را توضيح بدهد؟

270
00:31:04,970 --> 00:31:08,838
بانوي من، اين درست نيست
واقعاًً حقيقت ندارد

271
00:31:08,873 --> 00:31:13,333
ساکت شو! بهم بگو چهار روز قبل چه ديدي

272
00:31:16,448 --> 00:31:20,043
...ديدم بانو پارک با چند مرد

273
00:31:20,085 --> 00:31:22,918
شب با همديگه رفتن تو انبار

274
00:31:26,491 --> 00:31:29,858
...بانوي من، هرگز...هرگز
چنين اتفاقي نيافتاده

275
00:31:29,894 --> 00:31:34,422
...به همين خاطر نبود
که اون سخنان خصومت آميز را درباره بانو چويي گفتي؟

276
00:31:34,466 --> 00:31:37,458
!حقيقت نداره! حقيقت نداره

277
00:31:37,502 --> 00:31:41,563
تو اين رسوايي را براي خودت به بار آوردي
...و چنين بانويي شايسته آن است

278
00:31:41,606 --> 00:31:45,042
که به زندگي اش پايان داده شود
تو حتي سعي کردي براي دوستت پاپوش درست کني

279
00:31:45,076 --> 00:31:48,204
تو بايد براي سزاي گناهت کشته شوي

280
00:32:05,030 --> 00:32:07,123
روزي که بانوي دربار شديد، ما به شما چه گفتيم؟

281
00:32:07,165 --> 00:32:09,099
پيامدهايي هستند که خيانت به پادشاه محسوب ميشوند

282
00:32:09,134 --> 00:32:12,297
به مردي گرايش داشته باشيد
يا به دوستتان خيانت کنيد

283
00:32:12,337 --> 00:32:16,501
!بانوي من، منصفانه نيست
!من دارم به اشتباه متهم ميشم

284
00:32:16,541 --> 00:32:18,099
!شروع کنيد

285
00:32:25,784 --> 00:32:27,251
داريد چکار ميکنيد؟

286
00:33:06,858 --> 00:33:12,319
خوب به خاطر بسپاريد و
هرگز اجازه نديد چنين اتفاقهايي دوباره بيافته

287
00:33:18,503 --> 00:33:21,063
جسد را پنهان کنيد و برگرديد

288
00:33:51,436 --> 00:33:53,063
گريه نکن

289
00:33:53,104 --> 00:33:56,471
ولي عمه، واقعاًً مجبور بوديم تا اونجا پيش بريم؟

290
00:33:56,508 --> 00:34:03,914
چه حماقتي...يک دانه مطمئناً رشد ميکند
تا شکوفه و ميوه دهد

291
00:34:03,948 --> 00:34:07,213
همچنانکه يک ذره آتش ميتواند شعله ور شود

292
00:34:08,753 --> 00:34:12,814
تو نميتواني با اين نازک دلي ات اين موقعيت را حفظ کني

293
00:34:14,325 --> 00:34:17,453
به هر حال تو برادر زاده من هستي

294
00:34:17,495 --> 00:34:20,896
و جانشين بعدي مقام بانوي اول آشپزخانه سلطنتي

295
00:34:20,932 --> 00:34:26,529
و اين مقام هميشه متعلق به خانواده ما بوده

296
00:34:27,138 --> 00:34:30,164
فکر ميکني اساس موفقيت خانواده ما چه بوده

297
00:34:30,208 --> 00:34:34,304
وقتي که خاندان ما فقط از طبقه متوسط بوده است؟

298
00:34:36,181 --> 00:34:41,517
خانواده ما، پنج بانوي اول تحويل دربار داده

299
00:34:41,553 --> 00:34:44,613
"و از زمان پادشاه "مون جونگ
به شش پادشاه خدمت کرده است

300
00:34:45,323 --> 00:34:48,520
فکر ميکني چه چيز تا حالا در
اين قصر اين امر را ممکن کرده

301
00:34:48,560 --> 00:34:51,825
جايي که هيچ کس نميداند نفر
بعدي که کشته ميشود کيست؟

302
00:34:52,831 --> 00:34:55,857
"ميداني چطور پنج امين مادربزرگ ما بانو "چويي مال هي

303
00:34:55,900 --> 00:35:01,702
اولين بار بانوي اول آشپزخانه شد؟

304
00:35:03,908 --> 00:35:08,971
او مدام براي پادشاه "مون جونگ" که از دمل هايش
رنج ميبردگوشت خوک درست ميکرد

305
00:35:09,481 --> 00:35:14,885
ولي گوشت خوک براي دمل ممنوع است
و پزشکان نميتوانستند اجازه چنين کاري بدهند

306
00:35:14,919 --> 00:35:21,654
در واقع پزشکان آدمهاي پادشاه بعدي
پادشاه سي جو بودند

307
00:35:21,693 --> 00:35:28,929
...بانو چويي اينرا فهميده بود

308
00:35:28,967 --> 00:35:32,994
و خودش را با اشرافيان قدرتمند در انداخت
در حاليکه جان و زندگيش در خطر بود

309
00:35:33,037 --> 00:35:39,033
زندگي همه ما روي چنين قاعده اي استوار شده

310
00:35:39,077 --> 00:35:43,946
اينقدر ترسو نباش
و موقعيت را درک کن

311
00:35:43,982 --> 00:35:49,079
و از ما ياد بگير تا دچار اشتباه نشي

312
00:35:49,120 --> 00:35:51,350
خانواده و زندگي ما بستگي به اين دارد

313
00:36:17,348 --> 00:36:21,250
ازم پرسيد کس ديگري هم ميداند
ولي من در مورد تو چيزي بهش نگفتم

314
00:36:21,419 --> 00:36:22,443
چرا؟

315
00:36:22,487 --> 00:36:24,284
...تو هيچوقت نمي فهمي

316
00:36:31,229 --> 00:36:36,724
ميونگ...خواهش ميکنم...خواهش ميکنم

317
00:38:06,658 --> 00:38:09,422
!آهاي! هي

318
00:38:40,558 --> 00:38:44,187
راهب! راهب! شما اينجاييد؟

319
00:38:45,763 --> 00:38:47,253
چه شده؟

320
00:38:47,298 --> 00:38:50,790
راهب! اون داره مي ميره، لطفاًً کمک کنيد

321
00:38:50,835 --> 00:38:52,564
بيا داخل

322
00:39:11,689 --> 00:39:13,281
چي شده؟

323
00:39:13,324 --> 00:39:15,656
به نظر ميرسه به او سم "بوجا" داده باشند

324
00:39:15,760 --> 00:39:20,493
منظورتان اينست که به او سم دادند؟
اميدي هست؟

325
00:39:20,531 --> 00:39:24,023
ولي با توجه به اينکه هنوز زنده است

326
00:39:24,068 --> 00:39:27,162
بايد مقدار کمي سم خورده باشد
و يا کمي پاد زهر

327
00:39:27,205 --> 00:39:29,070
پس ميتواند زنده بماند؟

328
00:39:29,107 --> 00:39:32,099
من ميرم پادزهر درست کنم، تو هم دنبالم بيا

329
00:39:32,143 --> 00:39:34,771
درست کردن پادزهر کمي زمان ميبرد

330
00:39:34,812 --> 00:39:39,408
کمي لوبياي سبز در آب بجوشان و بهش بده بخوره

331
00:39:39,450 --> 00:39:42,419
اين کمک ميکنه مسموميتش برطرف بشه

332
00:39:42,453 --> 00:39:43,545
خيلي خوب

333
00:39:51,429 --> 00:39:56,025
بيا اين لوبيا سبزها را بگير
تو آب بجوشانش و بده بهش

334
00:39:56,067 --> 00:40:01,164
او بعد از خوردنش استفراغ ميکند و اين علامت خوبي است
تو مدام بايد اينها را بهش بدي بخورد

335
00:40:01,205 --> 00:40:02,934
ديگ دارو هم آنجاست

336
00:40:03,608 --> 00:40:04,597
باشه

337
00:41:09,440 --> 00:41:11,237
اينرا بخور

338
00:41:12,944 --> 00:41:14,969
هنوز بايد بخوري

339
00:41:29,026 --> 00:41:38,799
لطفاًً بخوريد، تا بتوانيد زنده بمانيد

340
00:41:46,677 --> 00:41:48,736
حالش خوب ميشه؟

341
00:41:49,213 --> 00:41:53,877
اگر چه خيلي ضعيف شده، فکر ميکنم
که از مرحله بحراني عبور کرده است

342
00:41:53,918 --> 00:41:57,513
درباره دليل مسموم کردنش چه گفت؟

343
00:41:57,555 --> 00:42:03,551
نميدانم، من فقط او را کنار رودخانه
پيدا کردم و به اينجا آوردم

344
00:42:03,594 --> 00:42:08,725
به هرحال، تو جانش را نجات دادي

345
00:42:09,066 --> 00:42:13,400
منظورتان چيست؟
مگر نگفتيد او خودش قبلاً پادزهر خورده؟

346
00:42:13,437 --> 00:42:18,397
با اين وجود، اگر تو نبودي تا حالا مرده بود

347
00:42:18,442 --> 00:42:23,106
تو کار بسيار بزرگي انجام دادي

348
00:42:53,277 --> 00:42:58,613
به هر حال، تو جانش را نجات دادي

349
00:43:24,842 --> 00:43:29,973
"نجيب با واژه هاي ساده " سر" و "رودخانه

350
00:43:30,448 --> 00:43:38,150
او سرش توي رودخانه بود
او ميتواند زن دوم باشد؟

351
00:43:38,189 --> 00:43:44,321
زن دوم به خاطر تو خواهد مرد
اگر چه جانش را نجات داده اي

352
00:43:44,562 --> 00:43:50,262
براي اينکه با سومين زن روبرو نشوي
پس دومين زن را ملاقات نکن

353
00:44:23,200 --> 00:44:27,933
...و دومين...نه
من به خاطر سومين زن خواهم مرد؟

354
00:44:27,972 --> 00:44:32,739
پس حالا چطور ميتوانم سومين زن را نبينم؟

355
00:44:33,310 --> 00:44:36,040
با دومين زن ملاقات نکن

356
00:44:36,080 --> 00:44:40,278
پس چطور ميتوانم دومين زن را ملاقات نکنم؟

357
00:44:40,317 --> 00:44:42,581
!آقا! آقا

358
00:44:56,434 --> 00:45:00,200
سعي نکن تا جلوش گرفته بشه
او گفت استفراغ علامت خوبي است

359
00:45:38,375 --> 00:45:45,008
ميونگ...تو زنده اي؟
آنها نقشه قتل تو را دارند

360
00:45:45,049 --> 00:45:47,517
و من نميدانم چکار کنم

361
00:45:47,551 --> 00:45:52,955
...تو گفتي سم بوجا را تونستي با پادزهري که

362
00:45:52,990 --> 00:45:57,825
از لوبياي سبز درست ميشه خنثي کني
ولي من هنوز نميدانم تو زنده بماني

363
00:45:57,862 --> 00:46:04,597
ميونگ، تو هنوز زنده اي؟
اگر مرده اي، هيچوقت منو نبخش

364
00:46:04,635 --> 00:46:08,537
ولي اگر زنده اي، به حرفهام گوش کن
من جزئيات را نميدانم

365
00:46:08,572 --> 00:46:14,477
ولي باور نميکنم که تو با يک مرد، صميمي شده باشي

366
00:46:14,512 --> 00:46:19,006
بنابراين، تو نبايد به قصر برگردي

367
00:46:19,049 --> 00:46:25,477
يا اونها پيدات کنند
به مکان دوري فرار کن، خواهش ميکنم زنده بمان

368
00:46:25,523 --> 00:46:32,759
تو بايد منو به خاطر اينکه تسليم
تهديد اونها شدم تنبيه کني

369
00:46:32,796 --> 00:46:36,357
...ميونگ...خيلي متأسفم

370
00:47:40,097 --> 00:47:42,065
ميتوانم بيام تو؟

371
00:47:56,313 --> 00:47:58,076
لطفاًً بنشينيد

372
00:48:07,057 --> 00:48:11,323
من نميتوانم به هيچ طريقي بابت اينکه
جان مرا نجات داده ايد جبران کنم

373
00:48:11,362 --> 00:48:14,820
لطفاًً بابت اينکه چيزي بجز عرض ارادت
ندارم که به شما تقديم کنم، مرا ببخشيد

374
00:48:31,982 --> 00:48:34,951
من ديگه بايد بروم
به حد کافي لطف و مرحمت شما نصيب من شده

375
00:48:35,953 --> 00:48:39,548
هنوز خيلي زوده که شما بريد

376
00:48:41,859 --> 00:48:45,590
ديگه نميخواهم بيشتر از اين مزاحم بشم

377
00:48:47,698 --> 00:48:49,757
به کجا ميخواهيد برويد؟

378
00:48:54,004 --> 00:49:00,239
شما حتي چيزي آماده نکرديد
چه کار خواهيد کرد؟

379
00:49:01,245 --> 00:49:08,242
نگران نباشيد، باز هم متشکرم

380
00:49:21,665 --> 00:49:25,123
خدانگهدار

381
00:49:52,896 --> 00:49:58,664
دومين زن به خاطر تو خواهد مرد
اگر چه جانش را نجات داده اي

382
00:51:45,709 --> 00:51:47,404
يک کم فرني ميخواهيد برايتان بياورم؟

383
00:51:47,978 --> 00:51:50,242
متشکرم، ولي من پولي ندارم

384
00:51:50,280 --> 00:51:53,249
مهم نيست، بفرماييد

385
00:52:04,228 --> 00:52:08,562
همونطور که گفتيد بهش برنج و فرني دادم
پس پولم را بدهيد

386
00:52:10,267 --> 00:52:12,235
...لطفاًً يک اتاق جداگانه و

387
00:52:12,269 --> 00:52:13,634
يک جفت کفش بهش بديد

388
00:52:13,670 --> 00:52:15,934
شما به من دو سکه ميدهيد؟

389
00:52:15,973 --> 00:52:18,601
لطفاًً بهش نگوييد
که من اينها را به شما گفته ام

390
00:52:18,642 --> 00:52:20,507
البته

391
00:53:20,437 --> 00:53:23,167
کار سختيه، فکر ميکني از عهده اش بر مياي ؟
بله

392
00:53:23,206 --> 00:53:24,366
خوبه، باشه

393
00:53:29,346 --> 00:53:32,713
تو خيلي خوشگلي
کي آمدي اينجا؟

394
00:53:32,749 --> 00:53:34,478
لطفاًً بس کنيد

395
00:53:35,052 --> 00:53:38,715
ازت يک سوال پرسيدم
کجا ميري؟ بنشين

396
00:53:39,289 --> 00:53:41,280
!يک فنجان برام بريز

397
00:53:42,059 --> 00:53:45,290
چکار ميکني؟
رئيس از تو يک جام شراب خواست

398
00:53:45,829 --> 00:53:48,923
تو خيلي خوشگلي

399
00:53:49,700 --> 00:53:50,667
هي

400
00:53:50,701 --> 00:53:51,759
چيه؟

401
00:54:09,653 --> 00:54:15,216
نبايد چنين کارهايي را بکني
دستانت براي چنين کارهايي ساخته نشده

402
00:56:20,550 --> 00:56:26,147
او گفت تو به خاطر من مي ميري
هر چند من نجاتت دادم

403
00:56:30,460 --> 00:56:35,295
خطرناکه اگر با من بماني

404
00:56:36,500 --> 00:56:40,493
من زندگيم را مديون شما هستم

405
00:56:43,807 --> 00:56:49,109
لطفاًً از من نگهداري کن

406
00:57:05,195 --> 00:57:11,498
چهارده سال پيش من افسر گارد سلطنتي بودم

407
00:57:11,535 --> 00:57:16,472
وقتي که به ملکه معزول سم داده شد
آنجا بودم

408
00:57:16,506 --> 00:57:23,537
و در راه بازگشت به خانه
يک استاد روحاني را ديدم

409
00:57:25,916 --> 00:57:32,344
او به من گفت سه زن وجود خواهند داشت
که سرنوشت مرا تعيين ميکنند

410
00:57:33,223 --> 00:57:39,458
گفت با وجود اينکه اولين زن را کشتم
ولي نخواهم مرد

411
00:57:40,063 --> 00:57:45,865
دومي را نجات ميدهم
ولي او به خاطر من مي ميرد

412
00:57:47,137 --> 00:57:53,406
و گفت سومين زن باعث مرگ من خواهد شد
ولي زندگي خيلي ها را نجات خواهد داد

413
00:57:55,278 --> 00:58:00,375
او مشخصاتي ازآن زنها به من داد

414
00:58:01,318 --> 00:58:04,845
اولين زن، ملکه معزول "يون" بود

415
00:58:05,922 --> 00:58:14,955
و دومين زن تو هستي
او گفت تو به خاطر من مي ميري

416
00:58:16,733 --> 00:58:19,998
هنوز ميخواهي دنبالم بيايي؟

417
00:58:28,879 --> 00:58:31,814
هشت سال بعد، دهمين سال فرمانروايي يون سان کن
(آگوست 1504)

418
00:59:03,847 --> 00:59:05,280
!پدر

419
00:59:08,551 --> 00:59:10,348
خب، گرفتيش؟

420
00:59:14,491 --> 00:59:19,895
مادر کجاست؟ مادر کجاست؟

421
00:59:24,467 --> 00:59:25,991
...مادر

422
00:59:26,403 --> 00:59:28,098
دنبالم بيا

423
00:59:32,242 --> 00:59:35,678
چکار ميکني؟
مگه نگفتم دنبالم بيا؟

424
00:59:36,012 --> 00:59:37,809
...مادر

425
00:59:39,012 --> 00:59:49,809
:: IR-DL.COM ::

