﻿1
00:00:06,950 --> 00:00:11,950
:: IR-DL.COM ::

2
00:00:11,974 --> 00:00:19,974
:: IR-DL.COM ::

3
00:00:23,729 --> 00:00:30,385
‫سرزمینمون رو اینجا میسازیم و بیکجه مینامیمش

4
00:00:30,511 --> 00:00:36,234
‫سال 341, سه قرن بعد از اینکه سو سانو, بیکجه رو تاسیس کرد

5
00:00:36,363 --> 00:00:42,041
‫جدال بین بیریو و گوگوریو بر سر سرزمین دایفانگ به اوج رسید

6
00:00:42,176 --> 00:00:47,285
‫هرگز نمیتونم من تحقیرهای گوگوریو رو تحمل کنم

7
00:00:47,417 --> 00:00:51,035
‫سرزمین دایفنگ به کی تعلق داره؟

8
00:00:51,172 --> 00:00:53,573
‫به شما, اعلیحضرت

9
00:00:53,705 --> 00:00:58,233
‫اما شاه گوگوون از گوگوریو نقشه کشیده بود
‫که در دیدار پیمان بندی, بیریو رو بکشه

10
00:00:58,366 --> 00:01:01,267
‫اونها تلاش میکنن تا کنترل کامل
‫سرزمین دایفانگ رو در کنترل خود بگیرن

11
00:01:01,401 --> 00:01:03,938
‫پیشنهاد میکنی حکمفرمای خارجی رو, در پیمان بندی بکشیم؟

12
00:01:04,065 --> 00:01:05,681
‫ما بیشتر از دریاهای هفتگانه تحقیر میشیم

13
00:01:05,812 --> 00:01:08,986
‫اگه بیریو از صحنه حذف بشه, بیکجه کشتارگاه میشه

14
00:01:09,113 --> 00:01:12,583
‫ما به هر قیمتی, باید گوگوریو رو شکست بدیم

15
00:01:12,709 --> 00:01:15,861
‫این عهد باید به مرده های بیریو سپرده بشه

16
00:01:15,993 --> 00:01:18,621
‫با اینکه توسط شاه بیریو تبعید شده

17
00:01:18,752 --> 00:01:22,313
‫شاهزاده یو تصمیم گرفته که برای نجات پدرش, از قتل

18
00:01:22,441 --> 00:01:25,729
‫و به سرزمین دشمن نفوذ کنه و اون رو نجات بده

19
00:01:29,623 --> 00:01:30,419
‫اعلیحضرتا ...

20
00:01:30,546 --> 00:01:32,856
‫توی پست ...
‫چطور جرأت میکنی دستورات من رو نادیده بگیری؟

21
00:01:32,991 --> 00:01:34,629
‫اعلیحضرت رو اسکورت کنید و برید ...

22
00:01:36,732 --> 00:01:38,279
‫گو تو باید زنده بمونی ...

23
00:01:38,406 --> 00:01:40,215
‫به هر قیمتی باید برگردی

24
00:01:40,345 --> 00:01:42,495
‫با پدرش در دیدار پیمان بندی فرار کردن

25
00:01:42,628 --> 00:01:46,098
‫بیریو فرمان عملیات جنگی رو به ولیعهد بیو چان سپرد

26
00:01:46,226 --> 00:01:48,172
‫توسط فو گونتای از مالگال دستگیر شدن

27
00:01:48,304 --> 00:01:50,306
‫گو برنامه ریزی کرده که در برابر قبیله خودش, پیروز بشه

28
00:01:50,435 --> 00:01:52,767
‫و با هم کنترل دژ گوموری رو بدست بگیرن .

29
00:01:57,740 --> 00:01:59,834
‫در نتیجه در حال حاضر روابطی بین ...

30
00:01:59,964 --> 00:02:01,591
‫ولیعهد و گو اختلاف نظر درست میکنن

31
00:02:01,728 --> 00:02:05,016
‫با اون پست ها توطئه چیدین که شاه رو بکشین و من رو برکنار کنین

32
00:02:05,145 --> 00:02:08,433
‫که در نهایت به زور تاج رو بگیرین و حکمران بعدی باشی؟

33
00:02:08,569 --> 00:02:09,661
‫هیونگویم!

34
00:02:09,791 --> 00:02:11,976
‫ولیعهد اشتباهات کشنده ای, مرتکب شده ...

35
00:02:12,107 --> 00:02:15,941
‫ژنرال ارشد جین گودو, برای بی وفایی، وارد جنگ میشه

36
00:02:16,078 --> 00:02:19,423
‫و شاه ویریه "بیو جون " دخترش بیو هوا رو فرستاده ...

37
00:02:19,553 --> 00:02:22,648
‫به سمت سایو به قصد اتحاد موثر با گوگوریو

38
00:02:22,781 --> 00:02:26,103
‫جدال با گوگوریو سر, سرزمین دایفانگ ...

39
00:02:26,239 --> 00:02:29,277
‫و جنگ داخلی بین شاهزاده ها

40
00:02:29,413 --> 00:02:32,758
‫بیکجه رو داخل آشوب کرده

41
00:07:15,560 --> 00:07:17,574
‫امکان داره از رفتار اهانت بارتون پرهیز کنید

42
00:07:19,070 --> 00:07:20,925
‫اهانت آور ...

43
00:07:21,760 --> 00:07:23,876
‫اهانت آور؟

44
00:07:33,870 --> 00:07:38,501
‫چه دست هاش رو بگیرم يا نه

45
00:11:29,189 --> 00:11:34,093
‫شک دارم که لرد ویریه و من به
‫انگیزه های مختلف تحریک بشیم

46
00:11:54,792 --> 00:11:56,806
‫قبل از شامگاه به عهده ماست

47
00:13:44,687 --> 00:13:47,975
‫باید جلوش زانو بزنم و درخواست کنم

48
00:13:48,108 --> 00:13:52,113
‫پدر میتونین یوهوا رو در عروسی دست به دست, کنید

49
00:13:52,248 --> 00:13:56,754
‫این بازرگان نمک اون رو با خودش به لیاکسی میبره

50
00:18:23,795 --> 00:18:27,709
‫برای گوگوریو هنوز دشمن خاکی مونده

51
00:18:27,836 --> 00:18:32,057
‫براتون فراتر از انتظار میفرستیم

52
00:50:16,288 --> 00:50:22,625
‫هنوز تک تک کلمه هایی رو که گفتی باور دارم

53
00:50:23,270 --> 00:50:27,992
‫قولی برات گذاشتم تا روحم رو تسخیر کنی

54
00:50:28,123 --> 00:50:31,696
‫میدونم ... میدونم میخوای ...

55
00:50:33,648 --> 00:50:39,496
‫اما اگه میخوای واقعا با من ازدواج کنی و من رو
‫به لیاکسی ببری, باید عجله کنی

56
00:50:39,630 --> 00:50:41,826
‫باید بدون هیچ استثنایی عجله کنی

57
00:50:43,108 --> 00:50:46,840
‫شنیدم ابراز احساسات برات شادی زیادی میاره

58
00:50:49,326 --> 00:50:52,523
‫چرا نباید یه خانم احساسات کنترل شدش رو نشون بده؟

59
00:51:09,688 --> 00:51:12,589
‫من تورو میخوام ...

60
00:51:15,196 --> 00:51:17,631
‫گفتم تو رو میخوام ...

61
00:56:25,010 --> 00:56:30,010
:: IR-DL.COM ::

62
00:56:30,034 --> 00:56:37,530
:: IR-DL.COM ::

63
00:56:37,531 --> 00:56:41,013
‫تاج و تخت چیزیه که آرزوش رو داری؟
‫به آینده بیکجه فکر کن

64
00:56:41,144 --> 00:56:43,226
‫شاه بیکجه شدن چیزیه که میخوای؟

65
00:56:43,362 --> 00:56:47,663
‫آینده بیکجه بعد از مردن من

66
00:56:47,792 --> 00:56:49,988
‫تو خیلی وقته من رو ول کردی

67
00:56:50,116 --> 00:56:54,565
‫سایو تهدید ترس آوریه, بیریو پدر بیرحمیه!

68
00:56:54,692 --> 00:56:59,744
‫گفتم یوچان رو بکش!
‫فکر میکنم چشم پوشیدن ازش سرگرم کنندس

69
00:56:59,876 --> 00:57:02,504
‫چطور گوگوریو میتونه آنقدر گستاخ باشه؟

70
00:57:02,636 --> 00:57:05,105
‫فتنه بی رحمانه چیزیه که شاملشه

71
00:57:05,238 --> 00:57:09,618
‫مقتول و قاتل، بدبختی هر چیزی رو فنا میکنه

72
00:57:09,752 --> 00:57:12,778
‫خون زیادی, باید برای بدست آوردن تاج و تخت ریخته بشه

73
00:57:12,913 --> 00:57:15,803
‫یوهوا این سرنوشتته

74
00:57:15,935 --> 00:57:18,723
‫باید اون خونریزی رو انکار بکنم, بیکجه رو ترک کنم

75
00:57:18,849 --> 00:57:20,749
‫به جاش با دست های خودت بکشش

76
00:57:20,875 --> 00:57:24,027
‫اون حقشه که بدونه چرا؟

77
00:57:24,159 --> 00:57:26,036
‫با یوگو میرم لیاکسی ...

78
00:57:26,168 --> 00:57:29,365
‫آیا شاهزاده ای هست که آرزو نداشته باشه, شاه بشه؟

