1
00:00:26,985 --> 00:00:28,319
‫پس، تو اون جو کلمبویی هستی

2
00:00:28,319 --> 00:00:29,738
‫که این همه درباره‌اش شنیدم.

3
00:00:29,738 --> 00:00:31,656
‫میگن تو خیلی خفنی.

4
00:00:31,656 --> 00:00:34,367
‫اگه با من وارد معامله بشی،
‫صاحب هارلم میشی.

5
00:00:34,367 --> 00:00:36,036
‫یه عضو رسمی مافیا رو کشتی...

6
00:00:36,286 --> 00:00:38,538
‫و بعد حلقه‌اش رو آب کردی؟

7
00:00:38,538 --> 00:00:40,206
‫می‌خوای منو بندازی جلوی گرگ‌ها؟

8
00:00:40,206 --> 00:00:41,541
‫وقتت تمومه، شهرستانی.

9
00:00:41,541 --> 00:00:43,209
‫لعنت به این یارو. باید بمیره.

10
00:00:43,209 --> 00:00:44,919
‫فکر می‌کنی بامپی رو توی جیبت داری، ها؟

11
00:00:44,919 --> 00:00:46,713
‫دوباره چک کن. داره بازیت میده.

12
00:00:46,713 --> 00:00:50,008
‫خیلی خب، می‌ذارم زنده بمونی، به یه شرط.

13
00:00:50,008 --> 00:00:51,259
‫باید هر اتفاقی که

14
00:00:51,259 --> 00:00:53,303
‫توی خیابون‌های هارلم میفته رو بدونم.

15
00:00:53,303 --> 00:00:55,346
‫- الیس، درسته؟
‫- آره.

16
00:00:55,346 --> 00:00:57,390
‫صدیق. از آشناییت خوشحالم.

17
00:00:57,390 --> 00:00:59,517
‫من به پلنگ‌ها پیوستم.

18
00:00:59,517 --> 00:01:01,144
‫عقل کوفتیت رو از دست دادی؟

19
00:01:01,144 --> 00:01:03,772
‫پلنگ‌ها تنها کسایی هستن که الان
‫دارن به جامعه کمک می‌کنن.

20
00:01:03,772 --> 00:01:05,356
‫چه مشکلی باهاشون داری؟

21
00:01:05,356 --> 00:01:07,901
‫هیچی. فقط نمی‌خوام ببینم دستگیر بشی.

22
00:01:07,901 --> 00:01:09,194
‫می‌تونم از خودم مراقبت کنم.

23
00:01:12,530 --> 00:01:14,824
‫قاتلین مالکوم تاوانش رو پس میدن.

24
00:01:14,824 --> 00:01:17,744
‫اگه این کار رو بکنی، باید
‫به بامپی جانسون جواب پس بدی.

25
00:01:17,744 --> 00:01:19,162
‫ولش کنین!

26
00:01:19,954 --> 00:01:22,916
‫هیجان‌زده‌ام که واسه

27
00:01:22,916 --> 00:01:25,085
‫هیئت مدیره‌ی هنرهای زیبای
‫نیویورک در نظر گرفته شدم.

28
00:01:25,085 --> 00:01:27,670
‫به نظرم آوردن هارلم واقعی به موزه

29
00:01:27,670 --> 00:01:29,672
‫دقیقاً همون چیزیه که لازم داریم.

30
00:01:29,672 --> 00:01:31,883
‫از همه‌ی شما واسه حضورتون

31
00:01:31,883 --> 00:01:35,303
‫در مراسم کلنگ‌زنی کلاب سنت کلر سپاسگزارم.

32
00:01:36,221 --> 00:01:38,348
‫من با طرف‌های لازم هماهنگ کردم

33
00:01:38,348 --> 00:01:40,433
‫که آدمای من بتونن توی این محل کار کنن.

34
00:01:40,433 --> 00:01:43,019
‫من یه رئیس اتحادیه‌ام،
‫و ما با هم اصلا هماهنگی نکردیم.

35
00:01:43,019 --> 00:01:44,437
‫فقط کارگرای سیاه‌پوست؟

36
00:01:44,437 --> 00:01:46,106
‫داری توی دنیای خیالی زندگی می‌کنی، برادر.

37
00:01:46,106 --> 00:01:48,775
‫بعضی خیال‌ها ارزش جنگیدن دارن.

38
00:01:55,323 --> 00:02:00,328
‫«ترجمه از حـامـد»

39
00:02:05,041 --> 00:02:06,543
‫سالی "بیش" و جو "فیگ" لعنتی

40
00:02:06,543 --> 00:02:07,836
‫این هفته کم گذاشتن.

41
00:02:07,836 --> 00:02:09,212
‫آره. باهاشون صحبت می‌کنم.

42
00:02:09,212 --> 00:02:11,256
‫آره، بهشون بگو بهتره دیگه تکرار نشه.

43
00:02:14,217 --> 00:02:15,760
‫خب، چی می‌خوای؟

44
00:02:15,760 --> 00:02:18,096
‫فرانک لوکاس اومده ببینتت.

45
00:02:18,096 --> 00:02:20,098
‫فرانک؟

46
00:02:22,600 --> 00:02:23,768
‫خیلی خب، بفرستش تو.

47
00:02:28,565 --> 00:02:30,567
‫هی! ببین کی اینجاست.

48
00:02:30,567 --> 00:02:31,818
‫چی شده؟

49
00:02:31,818 --> 00:02:34,279
‫بازم از مواد جینوویسه از کامیون افتاده؟

50
00:02:34,279 --> 00:02:36,656
‫نه، انقدر خوش‌شانس نیستم.

51
00:02:36,656 --> 00:02:39,200
‫چیه؟ فقط دلت واسه قیافه‌ی خندونم تنگ شده؟

52
00:02:39,200 --> 00:02:41,161
‫نه دقیقاً.

53
00:02:41,161 --> 00:02:44,247
‫ببین پسر، می‌خواستم بدونم
‫کاری واسم داری یا نه.

54
00:02:46,291 --> 00:02:48,251
‫کار؟

55
00:02:48,251 --> 00:02:50,420
‫اینجا به نظرت شبیه دفتر کاریابی کوفتیه؟

56
00:02:50,420 --> 00:02:55,925
‫ببین، بحث نامزدمه، خیلی خب؟

57
00:02:55,925 --> 00:02:57,385
‫اون چیزای خاصی دوست داره، پسر.

58
00:02:57,385 --> 00:02:59,304
‫چیزای خاص پول می‌خوان.

59
00:03:01,014 --> 00:03:04,225
‫خیلی خب، آره، می‌فهمم.

60
00:03:04,225 --> 00:03:05,894
‫اسمش چیه؟

61
00:03:08,980 --> 00:03:10,857
‫کاری واسم داری؟

62
00:03:10,857 --> 00:03:13,735
‫بذار پول‌های سالی و جو رو جمع کنه.

63
00:03:13,735 --> 00:03:15,069
‫نه. می‌دونی چیه؟

64
00:03:15,069 --> 00:03:16,821
‫یه کار بهتر دارم...

65
00:03:16,821 --> 00:03:19,157
‫یه چیزی که بیشتر به دردت می‌خوره
‫و می‌تونم ازت کمک بگیرم.

66
00:03:19,157 --> 00:03:20,992
‫خب چیه؟

67
00:03:20,992 --> 00:03:24,370
‫خب، بامپی جانسون بالای شهر
‫توی هارلم کلنگ‌زنی کرده.

68
00:03:24,370 --> 00:03:27,165
‫یه جوری، یه شرکت بتن پیدا کرده

69
00:03:27,165 --> 00:03:29,500
‫که تحت نفوذ من نیست.

70
00:03:30,251 --> 00:03:32,337
‫باید بری با صاحبش صحبت کنی.

71
00:03:32,337 --> 00:03:34,923
‫اسمش ارله.

72
00:03:34,923 --> 00:03:37,133
‫به ارل بگو که هفته‌ای هزار دلار بهم بدهکاره

73
00:03:37,133 --> 00:03:38,968
‫تا وقتی که واسه بامپی بتن می‌ریزه.

74
00:03:38,968 --> 00:03:40,970
‫و اگه پرداخت نکنه؟

75
00:03:40,970 --> 00:03:44,098
‫خب، اونوقت تو هم پولی نمی‌گیری.

76
00:03:44,098 --> 00:03:46,559
‫خب، پس بیا مطمئن شیم که پرداخت می‌کنه.

77
00:03:46,935 --> 00:03:49,479
‫ایده همینه، فرانک.

78
00:04:03,534 --> 00:04:05,453
‫اسمت ارل بزرگه؟

79
00:04:06,329 --> 00:04:09,207
‫درسته پسر. تو کی هستی؟

80
00:04:09,207 --> 00:04:10,917
‫اسم من فرانکه.

81
00:04:10,917 --> 00:04:13,211
‫با جناب جو کلمبو کار می‌کنم.

82
00:04:13,211 --> 00:04:16,673
‫اوه. منظورت اینه که واسش کار می‌کنی.

83
00:04:16,673 --> 00:04:18,258
‫چی می‌خوای، پسر؟

84
00:04:18,258 --> 00:04:19,634
‫روز طولانی‌ای بوده.

85
00:04:19,634 --> 00:04:22,053
‫آماده‌ام برم خونه پیش زنم.

86
00:04:22,053 --> 00:04:24,722
‫گمونم می‌دونی روال کار چطوریه.

87
00:04:24,722 --> 00:04:27,392
‫جو فقط هفته‌ای هزار دلار ازت می‌خواد.

88
00:04:28,017 --> 00:04:31,312
‫حالا منو فرستاده اینجا که ازت بگیرمش.

89
00:04:31,312 --> 00:04:33,815
‫دارم توسط هم‌نوع خودم اخاذی میشم.

90
00:04:33,815 --> 00:04:36,025
‫این دنیای کوفتی داره به کجا میره؟

91
00:04:36,025 --> 00:04:37,443
‫ببین، از خیلی از عوضی‌های دیگه

92
00:04:37,443 --> 00:04:38,945
‫داری خیلی کمتر پرداخت می‌کنی.

93
00:04:40,029 --> 00:04:42,490
‫گوش بده، پسر.

94
00:04:42,490 --> 00:04:45,660
‫من هیچ‌وقت پول اخاذی ندادم.

95
00:04:45,660 --> 00:04:46,828
‫می‌دونی چرا؟

96
00:04:46,828 --> 00:04:48,913
‫مطمئنم بهم میگی.

97
00:04:48,913 --> 00:04:51,791
‫چون وقتی تو هنوز به دنیا نیومده بودی،

98
00:04:51,791 --> 00:04:54,210
‫من داشتم توی کله‌ی نازی‌ها گلوله خالی می‌کردم.

99
00:04:54,210 --> 00:04:56,921
‫آره، از این کشور محافظت می‌کردم
‫تا آشغال‌هایی مثل تو

100
00:04:56,921 --> 00:04:59,090
‫بتونن روشنایی روز رو ببینن.

101
00:04:59,090 --> 00:05:03,886
‫حالا، برو به رئیست بگو
‫من هفته‌ای هزار دلار ازش می‌خوام

102
00:05:03,886 --> 00:05:06,431
‫واسه اینکه نذاشتم تن لش اسپاگتی‌خورش

103
00:05:06,431 --> 00:05:08,516
‫بقیه عمرش رو کتلت بخوره.

104
00:05:14,731 --> 00:05:16,691
‫چقدر همراهته؟

105
00:05:16,691 --> 00:05:18,735
‫خیلی خب، ببین، هر چی داری، پسر،

106
00:05:18,735 --> 00:05:20,737
‫می‌تونه یه پیش‌پرداخت باشه...

107
00:05:20,737 --> 00:05:21,988
‫آره، آره.

108
00:05:21,988 --> 00:05:23,781
‫از محوطه‌ی لعنتی من گمشو بیرون!

109
00:05:23,781 --> 00:05:26,284
‫اگه دوباره این دور و بر ببینمت می‌کشمت، شنیدی؟!

110
00:05:26,284 --> 00:05:28,202
‫گفتم، شنیدی؟!

111
00:05:28,202 --> 00:05:32,206
‫آخ! لعنتی! چه غلطی کردی؟

112
00:05:32,206 --> 00:05:34,000
‫دستای لعنتیت رو روم بلند کردی.

113
00:05:37,086 --> 00:05:41,799
‫لعنتی... پخمه‌ی لعنتی!

114
00:05:41,799 --> 00:05:45,595
‫اوه، لعنت بهش!

115
00:07:14,225 --> 00:07:16,477
‫بیارش تو.

116
00:07:18,020 --> 00:07:21,357
‫نگاهش کن! با این سرعت،
‫تا تابستون تمومش می‌کنیم.

117
00:07:21,357 --> 00:07:23,651
‫واقعاً فکر می‌کنی بامپی
‫این کار رو عملی می‌کنه، ها؟

118
00:07:23,651 --> 00:07:25,570
‫- چی گفتی؟
‫- شنیدی چی گفتم.

119
00:07:25,570 --> 00:07:27,572
‫هر بار که می‌خواد آزاد بشه،

120
00:07:27,572 --> 00:07:29,240
‫یه سنگ دیگه سر راهش میندازن.

121
00:07:29,240 --> 00:07:33,202
‫نت، هیچ‌وقت دیدی بامپی کاری رو
‫که بامپی گفته می‌کنه، نکنه؟

122
00:07:33,202 --> 00:07:35,621
‫نه، نه، هیچ‌وقت نشنیدم بامپی چیزی بگه،

123
00:07:35,621 --> 00:07:37,081
‫بعد اون چیز اتفاق نیفته. نه.

124
00:07:37,081 --> 00:07:39,459
‫پس خفه خون بگیر.
‫این یه منظره‌ی زیباست.

125
00:07:39,459 --> 00:07:40,918
‫به اطرافت نگاه کن.

126
00:07:40,918 --> 00:07:43,588
‫اینجا فقط برادرها هستن.

127
00:07:43,588 --> 00:07:46,257
‫برادرها دارن تخریب می‌کنن،
‫برادرها دارن گودال می‌کنن،

128
00:07:46,257 --> 00:07:47,425
‫برادرها دارن بتن می‌ریزن.

129
00:07:47,425 --> 00:07:50,011
‫آره، آره.
‫از برادر ارل توی ترنتون.

130
00:07:51,012 --> 00:07:52,305
‫ارل،

131
00:07:52,305 --> 00:07:54,891
‫تنها سیاه‌پوست عوضی توی منطقه‌ی سه ایالتی

132
00:07:54,891 --> 00:07:56,684
‫که یه محوطه‌ی بتن داره.

133
00:07:56,684 --> 00:07:58,478
‫این یکی رو قبول دارم، پسر.

134
00:07:58,478 --> 00:08:01,314
‫ارل یه برادر سرسخت و کله‌شقه.

135
00:08:01,689 --> 00:08:04,400
‫تقریباً به کله‌شقی تو.

136
00:08:04,400 --> 00:08:06,986
‫این یعنی چی؟

137
00:08:06,986 --> 00:08:10,907
‫خب، اگه کله‌شقی یه ورزش بود،
‫تو یه ویترین پر از جام داشتی.

138
00:08:10,907 --> 00:08:12,366
‫- چی؟
‫- یه مشکل کوفتی داریم!

139
00:08:12,366 --> 00:08:13,618
‫- چیه؟
‫- چی شده؟

140
00:08:13,618 --> 00:08:15,578
‫پس دنبالم بیاید.

141
00:08:17,079 --> 00:08:18,915
‫ببخشید... برید کنار، برید کنار.

142
00:08:18,915 --> 00:08:20,249
‫چی شده؟

143
00:08:26,088 --> 00:08:28,716
‫امکان نداره.

144
00:08:29,091 --> 00:08:30,676
‫ارل!

145
00:08:30,676 --> 00:08:33,012
‫عجب اوضاع بیریختیه. لعنتی.

146
00:08:33,596 --> 00:08:35,806
‫کارت خوب بود، بچه.

147
00:08:36,641 --> 00:08:40,561
‫هی، بذار یه چیزی ازت بپرسم.

148
00:08:40,561 --> 00:08:42,730
‫واقعاً یارو رو انداختی توی میکسر؟

149
00:08:42,730 --> 00:08:45,483
‫نمی‌تونم بگم خیلی یادمه.

150
00:08:45,483 --> 00:08:47,568
‫این بچه زود می‌گیره.

151
00:08:47,568 --> 00:08:49,654
‫آره، حواسش جمع هست.

152
00:08:51,697 --> 00:08:54,909
‫خب، فکر کردی کدوم خری هستی؟

153
00:08:54,909 --> 00:08:57,245
‫من بهت میگم کِی وقت رفتنه.

154
00:09:08,297 --> 00:09:10,591
‫همونطور که می‌گفتم،

155
00:09:10,591 --> 00:09:13,469
‫من همیشه می‌تونم از یه بچه‌ای
‫که زود می‌گیره استفاده کنم.

156
00:09:13,469 --> 00:09:14,762
‫چی میگی؟

157
00:09:14,762 --> 00:09:16,806
‫می‌خوای با من دائمی‌تر همکاری کنی؟

158
00:09:16,806 --> 00:09:18,849
‫خیلی کارا دارم که باید
‫بالای شهر مدیریت بشه.

159
00:09:20,434 --> 00:09:23,521
‫با تمام احترام، آقای کلمبو،

160
00:09:23,521 --> 00:09:26,065
‫من از گلدزبورو نیومدم بالا

161
00:09:26,065 --> 00:09:28,484
‫که نوکر کسی باشم.

162
00:09:28,484 --> 00:09:31,404
‫ببین، من اومدم اینجا که واسه خودم کار کنم.

163
00:09:34,115 --> 00:09:35,825
‫هیچ‌کس به تنهایی کاری نمی‌کنه.

164
00:09:35,825 --> 00:09:38,661
‫همه به دوست احتیاج دارن.

165
00:09:38,661 --> 00:09:40,830
‫دیر یا زود، اینو می‌فهمی.

166
00:09:40,830 --> 00:09:43,332
‫احتمالاً زودتر، با این کله‌شقی که داری.

167
00:09:43,332 --> 00:09:46,002
‫ولی هی، هی، ببین، من نمی‌خوام
‫مجبورت کنم واسم کار کنی.

168
00:09:46,002 --> 00:09:48,879
‫بالاخره اینجا آمریکاست،

169
00:09:48,879 --> 00:09:50,089
‫می‌دونی، سرزمین فرصت‌ها.

170
00:09:50,089 --> 00:09:52,341
‫من بهت یه فرصت پیشنهاد میدم،
‫تو اونقدر احمقی که قبولش نمی‌کنی،

171
00:09:52,341 --> 00:09:53,884
‫به من ربطی نداره.

172
00:09:54,969 --> 00:09:58,264
‫خب، ممنونم که درک می‌کنین، آقای کلمبو.

173
00:09:58,598 --> 00:10:01,017
‫حالا، اگه کار روزمزد داشتین،

174
00:10:01,017 --> 00:10:03,269
‫می‌دونین کجا منو پیدا کنین.

175
00:10:03,269 --> 00:10:05,563
‫خب، اون بیرون به تنهایی موفق باشی.

176
00:10:06,480 --> 00:10:08,774
‫تا وقتی که منافعمون با هم تضاد نداشته باشه.

177
00:10:08,774 --> 00:10:11,819
‫ولی اگه داشته باشه...

178
00:10:11,819 --> 00:10:15,615
‫آره، می‌دونم کجا پیدات کنم.

179
00:10:19,285 --> 00:10:20,870
‫حالا برو.

180
00:10:28,628 --> 00:10:30,880
‫پنج دقیقه.

181
00:10:36,719 --> 00:10:39,639
‫خب، اینو نگاه کن.

182
00:10:39,639 --> 00:10:41,432
‫من به حزب پلنگ سیاه پیوستم.

183
00:10:41,432 --> 00:10:43,392
‫نظرت چیه؟

184
00:10:43,392 --> 00:10:45,144
‫خوشم میاد.

185
00:10:45,144 --> 00:10:49,732
‫قدرت ذاتی و اعتماد به نفست رو نشون میده.

186
00:10:49,732 --> 00:10:52,610
‫یه مدت سعی می‌کردم بیام ببینمت.

187
00:10:52,610 --> 00:10:54,528
‫فقط می‌گفتن توی درمانگاه هستی.

188
00:10:54,528 --> 00:10:57,657
‫خب، ظاهراً، دوست دارن مراقب زخم شکم باشن

189
00:10:57,657 --> 00:10:59,533
‫واسه وقتی که احیاناً عفونت کنه.

190
00:10:59,533 --> 00:11:01,494
‫زخم شکم؟ پدرم قسم خورد که...

191
00:11:01,494 --> 00:11:03,454
‫پدرت پشت این قضیه نبود.

192
00:11:03,454 --> 00:11:07,458
‫در واقع تا جایی که من می‌دونم،
‫اون دلیل زنده بودن منه.

193
00:11:09,043 --> 00:11:11,712
‫پس بالاخره قراره تو رو منتقل کنن یه جای ویژه؟

194
00:11:11,712 --> 00:11:13,214
‫مهم نیست.

195
00:11:13,214 --> 00:11:15,341
‫حالا خبر پیچیده که بامپی جانسون پشتمه،

196
00:11:15,341 --> 00:11:18,010
‫منو امن‌ترین آدم این زندان می‌کنه.

197
00:11:18,010 --> 00:11:19,303
‫خدا رو شکر.

198
00:11:19,303 --> 00:11:22,181
‫نمی‌تونم تو رو هم از دست بدم.

199
00:11:24,642 --> 00:11:27,561
‫الیس، نمی‌خوام دیگه بیای دیدن من.

200
00:11:27,561 --> 00:11:30,314
‫- چی؟
‫- به این واقعیت احترام می‌ذارم

201
00:11:30,314 --> 00:11:32,441
‫که به حزب پلنگ سیاه پیوستی.

202
00:11:32,441 --> 00:11:35,444
‫وقتشه زندگیت رو ادامه بدی.

203
00:11:35,444 --> 00:11:36,821
‫تو بخشی از زندگی منی.

204
00:11:36,821 --> 00:11:40,032
‫من الان بخشی از اینم، و تو نیستی.

205
00:11:40,032 --> 00:11:41,617
‫من تو رو رها نمی‌کنم.

206
00:11:41,617 --> 00:11:43,536
‫می‌دونی دیدنت اینجا چه حسی داره؟

207
00:11:43,536 --> 00:11:48,207
‫دیدن چیزی که می‌دونم هیچ‌وقت نخواهم داشت؟

208
00:11:49,875 --> 00:11:54,255
‫ممنونم بابت همه چیز.

209
00:11:54,255 --> 00:11:56,924
‫برنگرد.

210
00:12:10,271 --> 00:12:13,065
‫ارل رو کشتن. انداختنش توی میکسر سیمان.

211
00:12:15,025 --> 00:12:16,902
‫لعنتی.

212
00:12:19,947 --> 00:12:21,532
‫ارل خانواده داشت؟

213
00:12:22,450 --> 00:12:24,493
‫بچه؟

214
00:12:24,493 --> 00:12:27,621
‫- واسشون چیکار کردی؟
‫- چی می‌خوای؟

215
00:12:27,621 --> 00:12:29,165
‫با زنش تماس گرفتی؟

216
00:12:29,165 --> 00:12:30,249
‫هنوز نه.

217
00:12:30,249 --> 00:12:32,877
‫کجا زندگی می‌کنه؟ توی جرسی؟

218
00:12:32,877 --> 00:12:34,670
‫آره. ایست اورنج.

219
00:12:34,670 --> 00:12:35,880
‫می‌خوام شما دو نفر فردا برین اونجا

220
00:12:35,880 --> 00:12:37,256
‫و ده هزار دلار بهش بدین.

221
00:12:37,256 --> 00:12:39,133
‫ازش بپرسین چیزی لازم داره یا نه.

222
00:12:39,133 --> 00:12:41,343
‫آره. باشه.

223
00:12:41,343 --> 00:12:44,555
‫خب... کی کشتش؟

224
00:12:44,555 --> 00:12:47,850
‫چین خارج از شهره،
‫پس گمونم جو کلمبو بوده.

225
00:12:47,850 --> 00:12:48,934
‫منم همینطور.

226
00:12:48,934 --> 00:12:51,187
‫سوال اینه که، ما قراره راجع بهش چیکار کنیم؟

227
00:12:51,187 --> 00:12:53,314
‫سوال دیگه اینه که الان
‫از کجا بتن گیر بیاریم؟

228
00:12:53,314 --> 00:12:54,732
‫نظری راجع به اون داری؟

229
00:12:54,732 --> 00:12:58,068
‫جکی هندرسون رو یادت میاد؟

230
00:12:58,068 --> 00:13:00,279
‫یه مدتی از گلیسون
‫بوکسورها رو مدیریت می‌کرد

231
00:13:00,279 --> 00:13:03,324
‫تا اینکه به خاطر اون قضیه‌ی کثیف
‫بنی پرت مجوزش رو گرفتن؟

232
00:13:03,324 --> 00:13:04,909
‫اوه، آره.

233
00:13:04,909 --> 00:13:07,912
‫خب، اون توی یه کارخونه‌ی بتن
‫توی فلاشینگ سهم خریده.

234
00:13:07,912 --> 00:13:10,080
‫خب، این حرکت بعدی ماست.

235
00:13:13,209 --> 00:13:14,794
‫چیه؟

236
00:13:14,794 --> 00:13:17,755
‫این ایتالیایی‌ها...
‫اگه هی ازشون کم کنی،

237
00:13:17,755 --> 00:13:19,632
‫اونا هم هی از ما کم می‌کنن.

238
00:13:19,632 --> 00:13:20,841
‫می‌خوای باهاشون معامله کنم

239
00:13:20,841 --> 00:13:23,219
‫- بعد از این همه بدبختی که کشیدیم؟
‫- رسم دنیاست، بامپ.

240
00:13:23,219 --> 00:13:26,889
‫دست سفیدپوست‌ها توی هر سوراخی هست،
‫مهم نیست چی باشه.

241
00:13:26,889 --> 00:13:29,225
‫چطوری قراره اونو تغییر بدیم؟

242
00:13:29,225 --> 00:13:31,060
‫هیچ‌کس هیچ‌وقت نکرده.

243
00:13:31,060 --> 00:13:35,105
‫با جکی توی فلاشینگ تماس بگیر،
‫ببین می‌خواد معامله کنه یا نه.

244
00:13:35,105 --> 00:13:37,024
‫تو می‌خوای بری کجا؟

245
00:13:37,024 --> 00:13:39,568
‫به کلمبو میگم که اگه بازم
‫گند بزنه به بتن ما،

246
00:13:39,568 --> 00:13:42,279
‫اونوقت یه جفت کفش بتنی
‫اندازه پاش درست می‌کنم.

247
00:13:51,789 --> 00:13:55,251
‫متاسفم که دفعه‌ی قبل که همو دیدیم
‫در بهترین حالت خودم نبودم.

248
00:13:55,251 --> 00:13:57,503
‫منظورت وقتیه که زندگیت رو بهت بخشیدم؟

249
00:13:58,671 --> 00:14:00,714
‫خوشحالم که دوباره می‌بینمت.

250
00:14:01,006 --> 00:14:02,883
‫می‌خوای بهم بگی
‫چرا منو اینجا صدا کردی،

251
00:14:02,883 --> 00:14:04,009
‫یا انتظار داری حدس بزنم؟

252
00:14:04,051 --> 00:14:06,262
‫مواظب لحن کوفتیت باش.

253
00:14:06,637 --> 00:14:10,015
‫فهمیدم که جو کلمبو مجبورت کرده
‫یه بدبخت رو از فیلادلفیا بکشی

254
00:14:10,015 --> 00:14:12,351
‫و بندازیش توی یکی از کامیون‌های بتن خودش.

255
00:14:14,770 --> 00:14:17,648
‫اوه. نمی‌تونم بگم چیزی راجع به اون می‌دونم.

256
00:14:17,648 --> 00:14:20,109
‫ولی اگه می‌دونستی...

257
00:14:20,109 --> 00:14:22,695
‫ولی اگه می‌دونستم...

258
00:14:24,947 --> 00:14:26,448
‫من تو رو زنده گذاشتم

259
00:14:26,448 --> 00:14:28,117
‫تا بتونی منو یه قدم جلوتر نگه داری.

260
00:14:28,117 --> 00:14:30,578
‫چطوریاست که ما باید
‫تمام اینا رو دست دوم بشنویم؟

261
00:14:30,578 --> 00:14:32,705
‫بهت گفتم باید دخل این دلقک لعنتی رو میاوردیم.

262
00:14:32,705 --> 00:14:34,123
‫و حتما دخل این دلقک لعنتی رو میاریم

263
00:14:34,123 --> 00:14:36,458
‫اگه دوباره این گندکاری رو تکرار کنه.

264
00:14:36,458 --> 00:14:39,753
‫می‌دونی، فکر می‌کنی می‌تونی
‫دو طرف رو علیه وسط بازی بدی.

265
00:14:39,753 --> 00:14:41,463
‫این فقط باعث میشه یه قبر کم‌عمق

266
00:14:41,463 --> 00:14:43,674
‫توی ایسترن پارک‌وی گیرت بیاد،
‫می‌شنوی چی میگم؟

267
00:14:43,674 --> 00:14:46,635
‫اوه، دارم گوش میدم.

268
00:14:47,678 --> 00:14:49,513
‫پس، کلمبو داره سعی می‌کنه زورکی

269
00:14:49,513 --> 00:14:52,016
‫وارد پروژه‌ی ساخت و ساز بامپی بشه.

270
00:14:52,016 --> 00:14:54,476
‫چیزی که راجع به جو کلمبو هست اینه که

271
00:14:54,476 --> 00:14:56,979
‫اون فکر نمی‌کنه هیچ توضیحی بهم بدهکاره.

272
00:14:56,979 --> 00:14:58,898
‫فقط منو واسه یه کار استخدام کرد.

273
00:14:58,898 --> 00:15:00,608
‫ولی هنوز باهاش رفیقی؟

274
00:15:00,608 --> 00:15:04,153
‫- تا جایی که بشه.
‫- این یعنی چی؟

275
00:15:04,153 --> 00:15:08,240
‫یعنی اعتماد جو به یه مرد سیاه‌پوست
‫یه حد و حدودی داره.

276
00:15:08,240 --> 00:15:09,283
‫منطقیه.

277
00:15:09,283 --> 00:15:11,994
‫به یه کاکاسیاه بیشتر از یه زن اعتماد نمی‌کنه.

278
00:15:15,789 --> 00:15:17,458
‫چون زن‌ها نرم هستن؟

279
00:15:22,630 --> 00:15:24,882
‫گمونم حق با توئه،

280
00:15:24,882 --> 00:15:27,134
‫چون اگه دوباره راجع به کلمبو
‫چیز دست دومی بشنویم،

281
00:15:27,134 --> 00:15:29,136
‫پینو می‌خواد گوشات رو ببره،

282
00:15:29,136 --> 00:15:30,638
‫بچپونه توی دهنت.

283
00:15:30,638 --> 00:15:35,142
‫من؟ من فقط سریع و راحت می‌کشمت.

284
00:15:41,398 --> 00:15:44,568
‫من بهت هشدار دادم که کامپانلا
‫دفترهای اتحادیه‌ات رو لو میده،

285
00:15:44,568 --> 00:15:47,488
‫- و اینجوری جوابم رو پس میدی؟
‫- گمشو بیرون بابا!

286
00:15:47,488 --> 00:15:51,492
‫تو و اون چین عوضی
‫منو ۱۳ ماه انداختین گرین‌هیون.

287
00:15:51,492 --> 00:15:53,744
‫به نظرم هنوز منم که باید پول بگیرم.

288
00:15:53,744 --> 00:15:57,623
‫یارویی که کشتی یه شهروند بود، ارل برنتلی.

289
00:15:57,623 --> 00:15:59,750
‫می‌دونی؟ یه کارگر.

290
00:15:59,750 --> 00:16:03,796
‫اگه نمی‌خوای یه بازیکن تکل بخوره،
‫وارد زمین کوفتیش نکن.

291
00:16:03,796 --> 00:16:05,798
‫چی لازم داری، جو،
‫که از سر راهم بری کنار

292
00:16:05,798 --> 00:16:07,716
‫تا بتونم این چیز رو بسازم؟

293
00:16:07,716 --> 00:16:09,718
‫بهت گفتم.

294
00:16:09,718 --> 00:16:12,012
‫یه سهم می‌خوام.

295
00:16:12,012 --> 00:16:15,432
‫و دارم بهت میگم، این یکی رو بیخیال شو.

296
00:16:15,432 --> 00:16:20,062
‫اگه من نباشم، یه نفر دیگه خواهد بود.

297
00:16:20,062 --> 00:16:22,564
‫پروژه‌ای به این بزرگی، وگاس توی هارلم؟

298
00:16:22,564 --> 00:16:24,858
‫هیچ‌کس به تنهایی انجامش نمیده.

299
00:16:24,858 --> 00:16:27,569
‫گفتم از کار و بار مواد بالای شهر کنار می‌کشم.

300
00:16:27,569 --> 00:16:29,113
‫این چیزیه که در ازاش انتظار دارم.

301
00:16:29,113 --> 00:16:32,116
‫- این چیزیه که انتظار داری؟
‫- درسته.

302
00:16:32,116 --> 00:16:33,659
‫می‌دونی، ببین، من...

303
00:16:33,659 --> 00:16:38,205
‫من همیشه بهت احترام گذاشتم، بامپی.

304
00:16:38,205 --> 00:16:40,749
‫درسته، اختلافاتی داشتیم،

305
00:16:40,749 --> 00:16:43,627
‫ولی به نحوه‌ی رفتارت احترام می‌ذارم.

306
00:16:44,378 --> 00:16:46,964
‫و به روش پول درآوردنت احترام میذارم.

307
00:16:46,964 --> 00:16:49,508
‫چیزی که نمی‌تونم بهش احترام بذارم

308
00:16:49,508 --> 00:16:52,094
‫اینه که نمی‌خوای شریک بشی.

309
00:16:53,887 --> 00:16:57,558
‫بذار واضح بگم، جو،
‫تا هیچ اشتباهی پیش نیاد.

310
00:16:57,558 --> 00:17:00,561
‫اگه دنبال دردسر نیستی، ازم دور بمون،

311
00:17:00,561 --> 00:17:02,771
‫از مردمم دور بمون.

312
00:17:07,860 --> 00:17:11,530
‫جیمز بالدوین؟

313
00:17:11,530 --> 00:17:13,907
‫اگنس توی موزه هنر مدرن حتی
‫نمی‌تونه اونو راضی به بازدید از موزه کنه.

314
00:17:14,950 --> 00:17:17,286
‫و تو موفق شدی اونو
‫واسه یه جلسه کتاب‌خوانی بیاری.

315
00:17:17,286 --> 00:17:19,079
‫خب، بهت گفتم، جیمز دوست قدیمیه.

316
00:17:19,079 --> 00:17:22,249
‫خب، هیئت مدیره واقعاً ذوق‌زده شده.

317
00:17:22,249 --> 00:17:25,044
‫این چای بابونه‌ست.

318
00:17:25,044 --> 00:17:27,463
‫می‌دونم.

319
00:17:27,463 --> 00:17:30,674
‫می‌دونی قصد داره چی بخونه؟

320
00:17:30,674 --> 00:17:33,969
‫هنوز بهم نگفته، ولی قراره
‫واسه صحبت راجع بهش قهوه بخوریم.

321
00:17:33,969 --> 00:17:36,638
‫باید یه چیز غریزی‌تر باشه،

322
00:17:36,638 --> 00:17:39,224
‫چیزی که جوهره‌ی خام

323
00:17:39,224 --> 00:17:40,684
‫محله سیاه‌پوست هارلم رو به تصویر بکشه.

324
00:17:40,684 --> 00:17:43,729
‫تکان‌دهنده، ولی امیدوارکننده.

325
00:17:46,440 --> 00:17:48,067
‫حتماً بهش میگم.

326
00:17:51,403 --> 00:17:53,655
‫این خوشمزه‌ست.

327
00:17:53,655 --> 00:17:55,991
‫بابونه.

328
00:18:03,957 --> 00:18:05,000
‫سلام، بابا.

329
00:18:05,000 --> 00:18:06,752
‫سلام عزیزکم.

330
00:18:06,752 --> 00:18:10,756
‫می‌خواستم ازت تشکر کنم که مراقب عمر بودی.

331
00:18:10,756 --> 00:18:12,424
‫البته.

332
00:18:12,424 --> 00:18:15,219
‫راهی پیدا کردین که
‫دوست پلنگتون رو آزاد کنین؟

333
00:18:15,219 --> 00:18:17,221
‫آزادش کردیم.

334
00:18:17,221 --> 00:18:18,847
‫نیازه بپرسم پولش رو از کجا جور کردین؟

335
00:18:18,847 --> 00:18:21,517
‫نه اگه نمی‌خوای بدونی.

336
00:18:23,560 --> 00:18:26,063
‫باید دست از گشتن
‫با این افراطی‌ها برداری، الیس.

337
00:18:26,063 --> 00:18:27,439
‫آخرش به کشتنت میدن.

338
00:18:27,439 --> 00:18:29,525
‫ترجیح میدم در حال جنگیدن بمیرم
‫تا اینکه منتظر بمونم

339
00:18:29,525 --> 00:18:32,694
‫یه پلیس عوضی منو بکشه
‫چون درست پاچه‌خواریش رو نکردم.

340
00:18:32,694 --> 00:18:33,779
‫می‌خوای راجع به پلیس‌ها حرف بزنی؟

341
00:18:33,779 --> 00:18:36,031
‫خیلی قبل از اینکه تو به دنیا بیای

342
00:18:36,031 --> 00:18:38,742
‫سرم توی زیرزمین اداره پلیس ۲۷ شکافته شد.

343
00:18:38,742 --> 00:18:40,369
‫اونو می‌دونم.

344
00:18:40,369 --> 00:18:42,329
‫واسه همین فکر کردم
‫بین همه این تویی که درک می‌کنی.

345
00:18:42,329 --> 00:18:43,622
‫درک می‌کنم.

346
00:18:43,622 --> 00:18:45,749
‫پس، با ماموریت پلنگ‌ها موافقی،

347
00:18:45,749 --> 00:18:47,042
‫ولی نمی‌خوای من بخشی ازش باشم

348
00:18:47,042 --> 00:18:49,253
‫- چون ممکنه آسیب ببینم.
‫- دقیقا.

349
00:18:49,253 --> 00:18:50,879
‫تو بهم یاد ندادی بدترین چیزی

350
00:18:50,879 --> 00:18:52,548
‫که یه آدم می‌تونه باشه ریاکاریه؟

351
00:18:54,633 --> 00:18:56,718
‫تو دختر کوچولوی منی.

352
00:18:56,718 --> 00:19:00,681
‫قبلاً تقریباً تو رو به خاطر مواد از دست دادم.

353
00:19:02,432 --> 00:19:05,310
‫نمی‌تونم دوباره از دست دادنت رو تحمل کنم.

354
00:19:16,321 --> 00:19:17,823
‫دوستت دارم، بابا.

355
00:19:17,823 --> 00:19:20,159
‫منم دوستت دارم.

356
00:19:27,583 --> 00:19:31,503
‫ولی این مبارزه... از ما بزرگتره.

357
00:19:36,175 --> 00:19:39,845
‫ببین، اگه قراره به گشتن

358
00:19:39,845 --> 00:19:42,222
‫با این شبه‌نظامی‌ها ادامه بدی،

359
00:19:42,222 --> 00:19:44,433
‫دیگه توی خونه جات نیست.

360
00:19:44,433 --> 00:19:46,518
‫نمی‌تونم این چیزا رو
‫دور و بر مارگارت داشته باشم.

361
00:19:46,518 --> 00:19:49,521
‫باید یه تصمیم بگیری.

362
00:19:53,734 --> 00:19:57,070
‫نه. نمی‌گیرم.

363
00:20:06,580 --> 00:20:08,207
‫جامعه داره گوش میده.

364
00:20:08,207 --> 00:20:09,583
‫هر روز صبح... در رو باز کن،
‫در رو باز کن.

365
00:20:09,583 --> 00:20:11,293
‫این کار رو نکن. الان این کار رو نکن.

366
00:20:11,293 --> 00:20:13,337
‫هر روز صبح، مردم دارن واست...

367
00:20:16,423 --> 00:20:20,135
‫ببین، باید دل‌ها و ذهن‌ها رو به دست بیاریم.

368
00:20:20,135 --> 00:20:21,220
‫سلام، دختر.

369
00:20:23,639 --> 00:20:27,684
‫نگران بودم که تو رو ترسونده باشیم.

370
00:20:27,684 --> 00:20:29,978
‫اون زندگی دیگه‌ات چی شد؟

371
00:20:29,978 --> 00:20:32,731
‫اتفاقی که افتاد این بود که آفنی رو آزاد کردیم.

372
00:20:34,316 --> 00:20:37,236
‫فکر می‌کنی جا هست
‫که یه مدتی اینجا بمونم؟

373
00:20:37,236 --> 00:20:38,445
‫دلیلی نمی‌بینم که نباشه.

374
00:20:41,114 --> 00:20:43,992
‫هر چی بیشتر، بهتر، مگه اینطور نمیگن؟

375
00:20:46,078 --> 00:20:48,705
‫آره. دارن راجع به قدم‌های بعدی صحبت می‌کنن.

376
00:20:48,705 --> 00:20:51,250
‫پس، اونوقت، نمی‌دونم... فکر نمی‌کنم
‫شماها دارین فکر می‌کنین...

377
00:20:51,250 --> 00:20:54,711
‫داری نکته رو راجع به هدفمون جا میندازی.

378
00:20:54,711 --> 00:20:56,463
‫نه، نه، گوش کن.

379
00:20:56,463 --> 00:20:58,215
‫گوش کن. گوش کن.

380
00:20:58,215 --> 00:21:01,260
‫هیچ‌کس اهمیت برنامه‌های
‫مدرسه رو زیر سوال نمی‌بره.

381
00:21:01,260 --> 00:21:02,928
‫فقط گفتم باید یه کاری بکنیم

382
00:21:02,928 --> 00:21:04,638
‫که باعث بشه مردم متوجه بشن.

383
00:21:04,638 --> 00:21:06,431
‫دارن متوجه میشن.

384
00:21:06,431 --> 00:21:09,893
‫به محض اینکه ما حالت تهاجمی بگیریم متوجه میشن،

385
00:21:09,893 --> 00:21:12,312
‫نه تنها داریم به اون پلیس‌ها دلیل بیشتری میدیم

386
00:21:12,312 --> 00:21:14,439
‫- که بیان سراغمون...
‫- اوهوم.

387
00:21:14,439 --> 00:21:17,109
‫متحدین سفیدپوستمون مثل
‫ویلج ویس رو از خودمون دور می‌کنیم...

388
00:21:17,109 --> 00:21:18,735
‫پسر، لعنت به ویلج ویس!

389
00:21:18,735 --> 00:21:20,529
‫لعنت به اون سفیدپوست‌های لیبرال عوضی.

390
00:21:20,529 --> 00:21:22,030
‫ما یه گروه دفاع از خود هستیم،

391
00:21:22,030 --> 00:21:23,532
‫نه یه سازمان شبه‌نظامی.

392
00:21:23,532 --> 00:21:24,491
‫نکته همینه.

393
00:21:24,491 --> 00:21:26,368
‫داریم راجع به یه اقدام نمادین صحبت می‌کنیم.

394
00:21:26,368 --> 00:21:29,079
‫- قصد نداریم کسی رو بکشیم.
‫- هی، اینجا رو ببین.

395
00:21:29,079 --> 00:21:30,497
‫یه یارو رو می‌شناسم که راجع به
‫چندتا سفیدپوست حرف میزنه

396
00:21:30,497 --> 00:21:32,916
‫که سعی دارن چندتا ماده منفجره بفروشن.

397
00:21:32,916 --> 00:21:34,918
‫درجه نظامی.

398
00:21:34,918 --> 00:21:36,670
‫به اندازه‌ای که اداره پلیس ۲۷ رو

399
00:21:36,670 --> 00:21:38,588
‫تبدیل به یه پارکینگ "نمادین" کنه.

400
00:21:38,588 --> 00:21:42,217
‫هیچ‌چیز نمادینی راجع به
‫مواد منفجره وجود نداره، صدیق.

401
00:21:42,217 --> 00:21:44,219
‫به زور پول کافی واسه آزاد کردنش داشتیم،

402
00:21:44,219 --> 00:21:46,305
‫و حالا داری راجع به
‫خریدن مواد منفجره حرف می‌زنی؟

403
00:21:46,305 --> 00:21:47,472
‫می‌فهمی چی میگی؟

404
00:21:47,472 --> 00:21:50,809
‫کی چیزی راجع به خریدن گفت؟

405
00:21:50,809 --> 00:21:52,894
‫اوه، پس دزدیدن مواد منفجره؟

406
00:21:52,894 --> 00:21:57,024
‫بچه‌ها، بچه‌ها، توافق کردیم
‫اینو به تعویق بندازیم

407
00:21:57,024 --> 00:21:58,734
‫تا بعد از اجلاس با اوکلند.

408
00:21:58,734 --> 00:22:00,485
‫و حالا من می‌خوام از تعویق درش بیارم.

409
00:22:00,485 --> 00:22:03,905
‫ببین باهات چیکار کردن.

410
00:22:03,905 --> 00:22:05,657
‫فقط می‌پرسم، ما قراره راجع بهش چیکار کنیم؟

411
00:22:05,657 --> 00:22:07,200
‫یهو اینو به اون ربط نده.

412
00:22:07,200 --> 00:22:08,618
‫منم به اندازه‌ی تو ازش عصبانی‌ام.

413
00:22:08,618 --> 00:22:10,412
‫ولی اینکه بمب‌گذاری‌شون کنیم،

414
00:22:10,412 --> 00:22:13,707
‫فقط بهشون بهونه میده
‫که بیچارمون کنن.

415
00:22:13,707 --> 00:22:15,751
‫اونا به بهونه احتیاج ندارن.

416
00:22:15,751 --> 00:22:18,003
‫ما رو واسه هیچی زندانی می‌کنن،

417
00:22:18,003 --> 00:22:21,840
‫آدمای بی‌گناه رو واسه بقیه‌ی
‫عمرشون میندازن زندان.

418
00:22:21,840 --> 00:22:24,051
‫هیچ‌کس هیچ‌وقت مجبور نیست جواب پس بده.

419
00:22:24,051 --> 00:22:26,011
‫منظورت چیه؟

420
00:22:26,011 --> 00:22:28,930
‫داری از این حمایت می‌کنی؟

421
00:22:28,930 --> 00:22:31,725
‫زبون پلیس‌ها فقط خشونته.

422
00:22:31,725 --> 00:22:34,686
‫باید بدونن که ما جدی هستیم.

423
00:22:34,686 --> 00:22:36,396
‫حتما اینو از پدرش یاد گرفته.

424
00:22:36,396 --> 00:22:38,982
‫هی.

425
00:22:38,982 --> 00:22:40,942
‫- بس کن، بس کن.
‫- یکی باید اینو بگه.

426
00:22:40,942 --> 00:22:42,569
‫شاید یاد گرفتم.

427
00:22:46,323 --> 00:22:48,158
‫بیاید رای‌گیری کنیم.

428
00:22:53,580 --> 00:22:55,457
‫به بامپی بگو متاسفم.

429
00:22:55,457 --> 00:22:56,792
‫بامپی نمی‌خواد تأسف رو بشنوه.

430
00:22:56,792 --> 00:22:58,126
‫خب، پس چی می‌خواد بشنوه؟

431
00:22:58,126 --> 00:22:59,544
‫می‌خواد "بله" بشنوه.

432
00:22:59,544 --> 00:23:01,546
‫هی، من باید چی بگم؟

433
00:23:01,546 --> 00:23:03,673
‫باید بگی که بهمون بتن می‌فروشی.

434
00:23:03,673 --> 00:23:05,008
‫فکر می‌کنی راجع به آخرین نفری

435
00:23:05,008 --> 00:23:06,426
‫که باهاش صحبت کردین تا تامین‌تون کنه،

436
00:23:06,426 --> 00:23:09,221
‫و چطوری آخرش توی پشت
‫میکسر خودش پیدا شد نشنیدم؟

437
00:23:09,221 --> 00:23:10,847
‫بیخیال پسر، چی بگم

438
00:23:10,847 --> 00:23:13,475
‫وقتی جو کلمبو کامیون‌هام رو
‫توی منهتن می‌بینه؟

439
00:23:13,475 --> 00:23:16,103
‫متاسفانه باید اصرار کنیم.

440
00:23:16,103 --> 00:23:18,522
‫اوه، بیخیال. پسر، من از وقتی
‫کار بوکس رو شروع کردم

441
00:23:18,522 --> 00:23:20,399
‫دارم با بامپی معامله می‌کنم،

442
00:23:20,399 --> 00:23:22,943
‫و هیچ‌وقت اصرار نکرده
‫که یه پیشنهاد رو قبول کنم.

443
00:23:22,943 --> 00:23:25,153
‫گمونم دوران سختیه.

444
00:23:25,153 --> 00:23:26,947
‫پس حالا باید انتخاب کنم از کی بیشتر می‌ترسم،

445
00:23:26,947 --> 00:23:29,449
‫شماها یا جو کلمبو؟

446
00:23:29,449 --> 00:23:33,036
‫پسر، این راه معامله کردن نیست.

447
00:23:33,036 --> 00:23:35,414
‫اگه کامیون‌ها رو رنگ کنیم
‫و پلاک‌ها رو عوض کنیم چی؟

448
00:23:35,414 --> 00:23:36,832
‫کلمبو نمی‌تونه بفهمه مال توان.

449
00:23:36,832 --> 00:23:39,000
‫ولی جو کلمبو دستای درازی داره.

450
00:23:39,000 --> 00:23:41,378
‫می‌تونه بفهمه کامیون‌های جکی
‫دارن کار رو انجام میدن.

451
00:23:41,378 --> 00:23:44,047
‫پسر، چرا همیشه باید به ایده‌های من گند بزنی؟

452
00:23:44,047 --> 00:23:46,091
‫چون ایده‌هات گَندن.

453
00:23:46,091 --> 00:23:48,593
‫اگه به کامیونت احتیاج نداشته باشیم چی؟

454
00:23:48,593 --> 00:23:51,304
‫اگه فقط بتن رو بخوایم، اونوقت بهمون می‌فروشی؟

455
00:23:51,304 --> 00:23:53,723
‫بتنی که نمی‌تونی به جایی که
‫لازم داری برسونیش، چه فایده‌ای داره؟

456
00:23:53,723 --> 00:23:56,726
‫نگرانی اونو بسپار به ما.

457
00:24:12,701 --> 00:24:14,703
‫زن، به خوشگلی یه تکه ماهی سرخ‌کرده می‌مونی.

458
00:24:14,703 --> 00:24:16,621
‫کجا میری؟

459
00:24:16,621 --> 00:24:18,373
‫دارم میرم جیمی بالدوین رو ببینم،

460
00:24:18,373 --> 00:24:21,042
‫بهش بگم آلیس برادشاو چندتا "نظر" داره

461
00:24:21,042 --> 00:24:23,670
‫راجع به چیزی که قراره
‫فردا توی گردهمایی بخونه.

462
00:24:25,797 --> 00:24:27,466
‫عاشقش میشه.

463
00:24:27,466 --> 00:24:30,886
‫امیدوارم اون لباس رو واسه بالدوین
‫نپوشیده باشی، پوشیدی؟

464
00:24:30,886 --> 00:24:33,138
‫حیف میشه.

465
00:24:35,515 --> 00:24:38,185
‫متوجه شدم...

466
00:24:38,185 --> 00:24:40,479
‫الیس چمدون‌هاش رو بسته و رفته.

467
00:24:40,479 --> 00:24:44,149
‫به محض اینکه کارش با اون افراطی‌‌ها
‫تموم بشه می‌تونه برگرده.

468
00:24:44,149 --> 00:24:46,026
‫نمی‌تونم اون چیزا رو
‫دور و بر مارگارت داشته باشم.

469
00:24:46,026 --> 00:24:48,069
‫السورث،

470
00:24:48,069 --> 00:24:51,656
‫مارگارت الانشم دور و بر همه‌ی اون چیزاست.

471
00:24:51,656 --> 00:24:55,160
‫یعنی، توی مدرسه، توی روزنامه‌ها، توی تلویزیون.

472
00:24:55,160 --> 00:24:57,120
‫می‌فهمی که با بیرون کردن الیس،

473
00:24:57,120 --> 00:24:59,539
‫در واقع داری اونو بیشتر
‫در معرض خطر قرار میدی؟

474
00:24:59,539 --> 00:25:01,625
‫و چی بیشتر به مارگارت آسیب میزنه،

475
00:25:01,625 --> 00:25:05,212
‫اگه الیس به عنوان یه پلنگ بمیره
‫یا اینجا به عنوان یکیشون زندگی کنه؟

476
00:25:05,212 --> 00:25:07,839
‫نمی‌خوام هیچ‌جا بمیره.

477
00:25:07,839 --> 00:25:10,634
‫می‌دونم، و من شخصاً فکر می‌کنم

478
00:25:10,634 --> 00:25:13,678
‫پلنگ‌ها دارن کارها رو
‫به روش اشتباه انجام میدن، ولی...

479
00:25:15,514 --> 00:25:18,808
‫شاید الیس ترجیح میده واسه چیزی زندگی کنه

480
00:25:18,808 --> 00:25:20,519
‫تا اینکه واسه هیچی بمیره.

481
00:25:23,980 --> 00:25:26,441
‫خب، منظورت چیه که
‫هیچ‌وقت قبلاً کامیون نروندی؟

482
00:25:26,441 --> 00:25:29,236
‫حالا، کِی توی عمرم لازم بوده
‫که یه کامیون بتن برونم؟

483
00:25:29,236 --> 00:25:31,988
‫درست مثل ماشینه، فقط همه چیز کند و سنگینه.

484
00:25:31,988 --> 00:25:33,823
‫به علاوه، نقاط کورت واقعاً کورن.

485
00:25:33,823 --> 00:25:35,951
‫گور باباش، یه فکری واسش می‌کنم.

486
00:25:35,951 --> 00:25:37,536
‫هیچ‌کدوم از اینا یه ذره هم مهم نیست

487
00:25:37,536 --> 00:25:39,704
‫تا وقتی که از این فنس زنجیری رد نشیم.

488
00:25:39,704 --> 00:25:42,082
‫می‌تونه از روی سیم خاردار بالا بره،

489
00:25:42,082 --> 00:25:44,376
‫موقع بیرون رفتن با سرعت از فنس رد بشیم.

490
00:25:44,376 --> 00:25:46,294
‫روندن روی فنس زنجیری و سیم خاردار

491
00:25:46,294 --> 00:25:49,214
‫ممکنه توی یکی از محورها گیر کنه.

492
00:25:49,214 --> 00:25:51,591
‫بعدشم... من آماده اومدم.

493
00:25:51,591 --> 00:25:53,635
‫آها!

494
00:25:56,763 --> 00:25:59,432
‫واو، واو، واو، واو، واو.
‫گوشی رو نگه دار، عزیزم.

495
00:25:59,432 --> 00:26:03,144
‫چیزی که جوهره‌ی خام
‫محله سیاه‌پوستان هارلم رو به تصویر بکشه؟

496
00:26:03,144 --> 00:26:05,105
‫تکان‌دهنده ولی امیدوارکننده؟

497
00:26:05,105 --> 00:26:07,482
‫اون عوضی‌ها حسابی کور خوندن.

498
00:26:07,482 --> 00:26:09,734
‫- جیمز.
‫- قهوه‌ی بیشتر؟

499
00:26:09,734 --> 00:26:11,361
‫بله. ممنونم، دلیا.

500
00:26:14,322 --> 00:26:15,865
‫تو به اندازه کافی خوردی.

501
00:26:15,865 --> 00:26:18,535
‫و هنوز ۲۰ دلار از شب بازی رزا بهم بدهکاری.

502
00:26:21,997 --> 00:26:26,293
‫دلیا، دلیا، دلیا، دلیا، دلیا.

503
00:26:34,718 --> 00:26:37,137
‫باید مراقب خودت باشی.

504
00:26:37,137 --> 00:26:40,849
‫از موضوعات بحث‌برانگیز دوری کن،
‫فقط همین یه بار.

505
00:26:40,849 --> 00:26:42,559
‫هیئت هنرهای زیبای نیویورک

506
00:26:42,559 --> 00:26:44,644
‫یه گروه خیلی بانفوذ از مردمه.

507
00:26:44,644 --> 00:26:46,021
‫حقیقت نداره؟

508
00:26:46,021 --> 00:26:48,440
‫تصور می‌کنم واسه همینه که
‫انقدر سخت تلاش می‌کنی واردش بشی؟

509
00:26:48,440 --> 00:26:52,152
‫من دارم تلاش می‌کنم واردش بشم
‫تا به هنرمندان سیاه‌پوست کمک کنم،

510
00:26:52,152 --> 00:26:54,362
‫شامل حال جنابعالی هم میشه،

511
00:26:54,362 --> 00:26:55,780
‫به شناختی که لیاقتش رو دارن برسن.

512
00:26:55,780 --> 00:26:59,492
‫می‌دونی چقدر استعداد توی جامعه‌ی ما
‫هیچ‌وقت دیده نمیشه

513
00:26:59,492 --> 00:27:00,785
‫یا توی محافل وسیع‌تر شنیده نمیشه؟

514
00:27:00,785 --> 00:27:03,913
‫نه. راجع بهش بهم بگو.

515
00:27:05,373 --> 00:27:07,459
‫می‌دونی اون سفیدپوست‌های شکم‌گنده
‫دنبال تغییر نیستن.

516
00:27:07,459 --> 00:27:11,129
‫فقط می‌خوان احساس نجابت کنن
‫چون با ما سیاه‌پوست‌های بیچاره

517
00:27:11,129 --> 00:27:13,298
‫اینجا بالای شهر توی جنگل
‫رفت و آمد می‌کنن.

518
00:27:13,298 --> 00:27:19,679
‫خب، این سیاه‌پوست بیچاره
‫داره بهت التماس می‌کنه که اشتباه کنی

519
00:27:19,679 --> 00:27:24,351
‫به نفع امیدوارکننده بودن، نه تکان‌دهنده بودن.

520
00:27:24,351 --> 00:27:26,895
‫بیا اون سفیدپوست‌های شکم‌گنده رو نرنجونیم.

521
00:27:30,106 --> 00:27:32,692
‫میمه جانسون...

522
00:27:32,692 --> 00:27:34,819
‫تو فوق‌العاده‌ای.

523
00:27:55,590 --> 00:27:57,008
‫کجا میری، دختر؟

524
00:28:02,263 --> 00:28:05,392
‫من... مطمئن نیستم.

525
00:28:06,393 --> 00:28:07,936
‫بی‌ادبیه.

526
00:28:07,936 --> 00:28:11,189
‫واسه یه دعوت به عمل رای بدی،

527
00:28:11,189 --> 00:28:14,526
‫و بعد قبل از اینکه به خودت بیای جیم بشی.

528
00:28:14,526 --> 00:28:16,444
‫ممکنه بهش بگن نامردی.

529
00:28:19,155 --> 00:28:22,659
‫ببین، من به کاری که اینجا می‌کنیم احترام می‌ذارم.

530
00:28:22,659 --> 00:28:26,496
‫می‌دونی که می‌ذارم. ولی پدرم راست میگه.

531
00:28:26,496 --> 00:28:28,415
‫اگه من برم زندان، فقط من نیستم که رنج می‌کشم.

532
00:28:28,415 --> 00:28:30,166
‫دخترم.

533
00:28:30,166 --> 00:28:33,044
‫ما این کار رو واسه دختر تو می‌کنیم

534
00:28:33,044 --> 00:28:35,004
‫و واسه بچه‌هایی که در آینده میان.

535
00:28:37,799 --> 00:28:39,426
‫تو اونی بودی که گفتی بمب‌گذاری اشتباهه.

536
00:28:41,177 --> 00:28:44,472
‫ببین، الیس،

537
00:28:44,472 --> 00:28:46,516
‫وقتی اول به حزب پیوستم،

538
00:28:46,516 --> 00:28:51,604
‫داشتم این پا اون پا می‌کردم، درست مثل تو.

539
00:28:51,604 --> 00:28:56,818
‫فقط یه کم زمان می‌بره تا
‫به ایده‌ی انقلاب عادت کنی.

540
00:28:56,818 --> 00:29:00,947
‫فقط گیج شدم، همین.

541
00:29:00,947 --> 00:29:04,909
‫عمر، بچه‌ام، پدرم...

542
00:29:04,909 --> 00:29:07,036
‫همه‌اش توی سرم قاطی شده.

543
00:29:07,036 --> 00:29:11,958
‫وقتی دخترت داشت توی مدرسه کتک می‌خورد،

544
00:29:11,958 --> 00:29:13,918
‫کی پشتت بود؟

545
00:29:18,548 --> 00:29:20,717
‫فقط به ما ایمان داشته باش، خواهر.

546
00:29:35,440 --> 00:29:37,817
‫- آره، گرفتم.
‫- چطور پیش میره؟

547
00:29:37,817 --> 00:29:39,569
‫داریم خوب پیش میریم.

548
00:29:39,569 --> 00:29:41,237
‫احتمالاً تا غروب آفتاب تمومش می‌کنیم.

549
00:29:41,237 --> 00:29:42,989
‫خوبه.

550
00:29:42,989 --> 00:29:44,949
‫جونی تا امروز هیچ‌وقت کامیون نرونده بود.

551
00:29:44,949 --> 00:29:46,534
‫هیچ‌وقت قبلاً کامیون نرونده بود؟

552
00:29:46,534 --> 00:29:48,244
‫ای بابا، من زود یاد می‌گیرم.

553
00:29:49,412 --> 00:29:51,498
‫نگرانش نباش.

554
00:29:51,498 --> 00:29:53,333
‫به هر حال قرار نیست وارد شهر بشه.

555
00:29:53,333 --> 00:29:55,502
‫- چطور؟
‫- سیاه‌پوستی که تاکسی می‌رونه؟

556
00:29:55,502 --> 00:29:57,754
‫کلمبو به محض اینکه از پل رد بشن می‌شناسدش.

557
00:29:57,754 --> 00:29:59,297
‫کی رو قراره بذاریم بروننشون؟

558
00:29:59,297 --> 00:30:00,673
‫این توقف بعدی منه.

559
00:30:01,424 --> 00:30:03,343
‫هی، هی.

560
00:30:04,636 --> 00:30:06,596
‫چیه؟

561
00:30:10,099 --> 00:30:13,144
‫عقب‌نشینی کردن همیشه باعث نمیشه ترسو باشی.

562
00:30:13,144 --> 00:30:15,980
‫گاهی وقتا فقط باعث میشه باهوش باشی.

563
00:30:15,980 --> 00:30:18,900
‫واقعاً فکر نمی‌کنی می‌تونم
‫این ایتالیایی‌ها رو شکست بدم، ها؟

564
00:30:18,900 --> 00:30:21,319
‫ای بابا، از وقتی ۲۲ سالم بود،

565
00:30:21,319 --> 00:30:25,114
‫دیدم کارهایی کردی که
‫فکر نمی‌کردم بشه انجامشون داد.

566
00:30:25,114 --> 00:30:26,825
‫پس مشکل چیه؟

567
00:30:26,825 --> 00:30:28,993
‫رویای تو ساخته میشه.

568
00:30:28,993 --> 00:30:30,370
‫وگاس توی هارلم.

569
00:30:30,370 --> 00:30:32,288
‫مردم محله قراره به بالا

570
00:30:32,288 --> 00:30:34,082
‫و به امپراتوری بامپی جانسون،

571
00:30:34,082 --> 00:30:37,585
‫که به آسمون می‌رسه نگاه کنن، و فکر کنن،

572
00:30:37,585 --> 00:30:40,004
‫"دیگه چه چیزی ممکنه؟"

573
00:30:40,004 --> 00:30:43,091
‫کی قراره به این فکر کنه که
‫جو کلمبو چه سهمی داره؟

574
00:30:43,091 --> 00:30:44,342
‫هیچ‌کس حتی نمی‌فهمه.

575
00:30:44,342 --> 00:30:47,387
‫- من می‌فهمم. من می‌فهمم!
‫- این غروره.

576
00:30:47,387 --> 00:30:48,847
‫شرط می‌بندم که هست.

577
00:30:48,847 --> 00:30:50,640
‫داریم خیلی چیزا رو
‫واسه غرور تو به خطر میندازیم.

578
00:30:50,640 --> 00:30:53,309
‫اون قراره سفت و سخت دنبالت بیاد،
‫و خودت هم می‌دونی.

579
00:30:53,309 --> 00:30:56,229
‫می‌خوای بری بیرون؟ فقط بگو. فقط بگو.

580
00:30:58,106 --> 00:31:01,526
‫من نه. من تا آخرش باهاتم.

581
00:31:03,319 --> 00:31:05,488
‫رفیق خودمی.

582
00:31:05,488 --> 00:31:09,158
‫فقط میگم، مجبور نیستی از یه صخره بپری پایین

583
00:31:09,158 --> 00:31:11,578
‫فقط واسه اینکه ثابت کنی از ارتفاع نمی‌ترسی.

584
00:31:16,457 --> 00:31:19,836
‫داری از ما می‌خوای مقابل جو کلمبو بایستیم.

585
00:31:19,836 --> 00:31:21,629
‫شما مقابل جو کلمبو هستین.

586
00:31:21,629 --> 00:31:24,048
‫طبق آخرین اطلاعاتم، شماها
‫خاندان جینوویسه هستین، درسته؟

587
00:31:24,048 --> 00:31:26,050
‫اگه راننده‌های اتحادیه رو واسه بتن بهت بدیم،

588
00:31:26,050 --> 00:31:27,802
‫کلمبو می‌فهمه.

589
00:31:27,802 --> 00:31:29,554
‫باعث جنگ میشه.

590
00:31:29,554 --> 00:31:31,306
‫پس باید مراقب باشیم.

591
00:31:31,306 --> 00:31:33,016
‫چی واسه ما داره؟

592
00:31:33,016 --> 00:31:34,767
‫فکر می‌کنم هر چیزی که علیه جو کلمبو باشه

593
00:31:34,767 --> 00:31:36,311
‫یه برد واسه شماست.

594
00:31:36,311 --> 00:31:38,146
‫نمی‌دونم چند بار دیگه باید اینو بگم.

595
00:31:38,146 --> 00:31:40,440
‫من از کار و بار مواد کنار کشیدم.

596
00:31:40,440 --> 00:31:42,275
‫بابات ارزش اونو می‌فهمید.

597
00:31:42,275 --> 00:31:44,819
‫بابای من که از ریخت تو حسابی متنفره،

598
00:31:44,819 --> 00:31:46,905
‫فکر می‌کنی اشاره کردن بهش
‫به کارت کمک می‌کنه؟

599
00:31:46,905 --> 00:31:51,200
‫اون از ریختم متنفره، ولی همیشه
‫آخرش طرف منو می‌گرفت.

600
00:31:51,200 --> 00:31:52,994
‫می‌دونی چرا؟

601
00:31:52,994 --> 00:31:54,996
‫چون می‌دونست که می‌تونه بهم اعتماد کنه.

602
00:31:54,996 --> 00:31:57,081
‫بهت توصیه می‌کنم تو هم همین کار رو بکنی.

603
00:31:57,081 --> 00:32:00,084
‫- حالا داری به ما مشاوره میدی؟
‫- آره، چرا که نه؟

604
00:32:00,084 --> 00:32:03,254
‫خیلی خب، ببین.

605
00:32:03,254 --> 00:32:06,049
‫ما راننده‌ها رو بهت میدیم
‫چون از رفاقت با تو

606
00:32:06,049 --> 00:32:08,801
‫پول بیشتری درمیاریم تا دشمنی باهات.

607
00:32:08,801 --> 00:32:11,679
‫ولی اگه کلمبو بفهمه، هر دومون بدبخت میشیم.

608
00:32:11,679 --> 00:32:13,848
‫پس باید مطمئن شیم که نمی‌فهمه.

609
00:32:17,018 --> 00:32:20,063
‫یادت باشه، هر چی بیشتر باور کنن
‫واقعاً آماده‌ای بکشیش،

610
00:32:20,063 --> 00:32:21,940
‫کمتر احتمال داره مجبور بشی ثابتش کنی.

611
00:32:21,940 --> 00:32:24,025
‫داری راجع به دزدی
‫از یه اسلحه‌خونه حرف می‌زنی.

612
00:32:24,025 --> 00:32:26,736
‫به مواد منفجره احتیاج داریم،
‫و پول نداریم که بخریمشون.

613
00:32:26,736 --> 00:32:28,571
‫چه چاره‌ای داریم؟

614
00:32:28,571 --> 00:32:31,282
‫ببین، شماها دارین دردسر درست می‌کنین.

615
00:32:31,282 --> 00:32:33,326
‫پلیس نظامی همه جا خواهد بود.

616
00:32:33,326 --> 00:32:35,453
‫و ما واسه اون پلیس‌های نظامی
‫عوضی سبزپوش آماده خواهیم بود.

617
00:32:35,453 --> 00:32:36,579
‫محل رو شناسایی کردم.

618
00:32:36,579 --> 00:32:38,373
‫دروازه‌ی غربی فقط یه نگهبان داره.

619
00:32:38,373 --> 00:32:40,583
‫اصلا می‌دونی که ارتش هر روز چند تن مهمات

620
00:32:40,583 --> 00:32:42,835
‫به ویتنام می‌فرسته؟

621
00:32:42,835 --> 00:32:45,463
‫ما یه جعبه برمی‌داریم، و میریم.
‫هیچ‌کس هم نمی‌فهمه.

622
00:32:45,463 --> 00:32:47,590
‫ببین، فقط میگم،
‫امیدوارم آخرش مثل دفعه‌ی قبل نشه

623
00:32:47,590 --> 00:32:49,884
‫که یکی از ماها افتاد زندان.

624
00:32:49,884 --> 00:32:51,803
‫ایده‌ی بهتری داری، پسر دانشگاهی؟

625
00:32:51,803 --> 00:32:53,179
‫یه شرکت مواد شیمیایی.

626
00:32:55,598 --> 00:32:57,225
‫چیه؟ قراره مواد اولیه رو بگیریم،

627
00:32:57,225 --> 00:32:59,686
‫خودمون مثل کیک قاطی‌شون کنیم؟

628
00:32:59,686 --> 00:33:01,396
‫نه، اونا اونجا دینامیت دارن

629
00:33:01,396 --> 00:33:03,731
‫واسه پروژه‌های تخریب، چیزایی مثل اون.

630
00:33:03,731 --> 00:33:06,734
‫دینامیت؟ توی یه شرکت مواد شیمیایی؟

631
00:33:06,734 --> 00:33:11,197
‫واقعاً شیمیایی نیست. کارشون دفع آفاته.

632
00:33:11,197 --> 00:33:13,408
‫آره، و تو چطور تمام اینا رو می‌دونی، خواهر؟

633
00:33:13,408 --> 00:33:16,828
‫چون...

634
00:33:16,828 --> 00:33:18,204
‫متعلق به پدرمه.

635
00:33:30,425 --> 00:33:31,759
‫بتمرگ بشین.

636
00:33:35,638 --> 00:33:39,058
‫نمی‌دونم چرا دوباره منو خبر کردی.

637
00:33:39,058 --> 00:33:41,644
‫از آخرین باری که صحبت کردیم
‫با جو کلمبو حرف نزدم.

638
00:33:41,644 --> 00:33:43,187
‫می‌زنی.

639
00:33:43,187 --> 00:33:46,357
‫اون قراره تو رو بفرسته
‫دنبال چندتا از راننده‌های اتحادیه‌ی من.

640
00:33:46,357 --> 00:33:48,568
‫کِی؟ چرا؟

641
00:33:48,568 --> 00:33:51,946
‫وقتی بفهمه اونا داشتن بتن تحویل میدادن
‫به بامپی جانسون.

642
00:33:51,946 --> 00:33:53,948
‫نمی‌خوام آدمای ما آسیب ببینن.

643
00:33:53,948 --> 00:33:55,908
‫ممکنه شما رو توی موقعیت خوبی قرار بده.

644
00:33:55,908 --> 00:33:59,162
‫اگه جو کلمبو و بامپی جانسون با هم درگیر بشن،

645
00:33:59,162 --> 00:34:01,664
‫تو می‌تونی بهترین دوست همه باقی بمونی.

646
00:34:01,664 --> 00:34:04,000
‫فکر کردن رو به ما بسپار، بچه زرنگ.

647
00:34:04,000 --> 00:34:06,919
‫بذار ببینم درست فهمیدم.

648
00:34:06,919 --> 00:34:08,838
‫می‌خوای من از راننده‌هات محافظت کنم؟

649
00:34:08,838 --> 00:34:12,300
‫هی، یه جایزه‌ی کوفتی بهش بدین.

650
00:34:12,300 --> 00:34:14,260
‫البته در ازای یه مبلغی.

651
00:34:14,260 --> 00:34:18,848
‫بتن بامپی رو از کجا حمل می‌کنن؟

652
00:34:18,848 --> 00:34:22,018
‫فلاشینگ. آدرسش رو بهت میدم.

653
00:34:33,571 --> 00:34:35,865
‫ما رو بپیچونی، گند بزنی به این کار...

654
00:34:35,865 --> 00:34:38,451
‫منتظرم.

655
00:34:38,451 --> 00:34:40,369
‫قراره منتظر من بمونی؟

656
00:34:40,369 --> 00:34:42,497
‫مطمئن نیستم دلت چنین قراری رو بخواد.

657
00:34:42,497 --> 00:34:46,584
‫هووم. مواظب باش، کاکاسیاه.

658
00:34:46,584 --> 00:34:51,464
‫خاندان جینوویسه همه‌اش زن نیست.

659
00:34:58,429 --> 00:35:01,057
‫یه چیزی واست دارم،

660
00:35:01,057 --> 00:35:03,267
‫ولی اول باید چندتا چیز رو با هم روشن کنیم.

661
00:35:03,267 --> 00:35:05,520
‫این چه کوفتیه؟

662
00:35:05,520 --> 00:35:07,563
‫میای اینجا و خواسته داری؟

663
00:35:07,563 --> 00:35:09,732
‫من هیچ خواسته‌ای ازت ندارم.

664
00:35:09,732 --> 00:35:12,527
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم
‫روشنه که کجا وایسادیم.

665
00:35:12,527 --> 00:35:14,237
‫حالا، اون پیشنهادی که بهم دادی
‫راجع به مراقبت از

666
00:35:14,237 --> 00:35:16,197
‫منافعت بالای شهر، باید اعتراف کنم،

667
00:35:16,197 --> 00:35:19,408
‫احتمالاً یه کم زیادی سریع گفتم نه.

668
00:35:19,408 --> 00:35:22,161
‫مادربزرگم همیشه می‌گفت من صبر زیادی ندارم.

669
00:35:22,161 --> 00:35:23,830
‫اون پیشنهاد هنوز روی میزه؟

670
00:35:23,830 --> 00:35:25,998
‫آره، نمی‌دونم، فرانک.

671
00:35:25,998 --> 00:35:28,251
‫معمولاً مذاکرات رو دوباره باز نمی‌کنم،

672
00:35:28,251 --> 00:35:30,253
‫می‌فهمی چی میگم؟

673
00:35:30,253 --> 00:35:31,546
‫کار خوبی نیست، می‌دونی؟

674
00:35:35,466 --> 00:35:39,303
‫می‌دونی چیه، فقط از روی کنجکاوی،

675
00:35:39,303 --> 00:35:40,763
‫چی باعث شد نظرت عوض بشه؟

676
00:35:42,181 --> 00:35:44,142
‫تو قراره چیزی که من می‌دونم رو بدونی.

677
00:35:44,142 --> 00:35:46,394
‫ولی وقتی بهت بگم،

678
00:35:46,394 --> 00:35:48,437
‫دیگه واسم امن نیست که اینجا تک و تنها باشم.

679
00:35:48,437 --> 00:35:51,440
‫واسه تو امن نیست که تنها باشی.

680
00:35:51,440 --> 00:35:53,776
‫خدای من، کی فکرش رو می‌کرد این اتفاق بیفته؟

681
00:35:53,776 --> 00:35:56,821
‫امن از دست کی؟ بامپی جانسون؟

682
00:35:56,821 --> 00:35:59,157
‫خاندان جینوویسه.

683
00:35:59,157 --> 00:36:00,700
‫استلا جیگانته.

684
00:36:00,700 --> 00:36:03,202
‫چشه؟

685
00:36:03,202 --> 00:36:05,788
‫داره حسابی بازیت میده.

686
00:36:05,788 --> 00:36:08,207
‫داره به بامپی جانسون کمک می‌کنه
‫از پشت بهت خنجر بزنه.

687
00:36:08,207 --> 00:36:10,877
‫ببین، همونطور که گفتم،

688
00:36:10,877 --> 00:36:14,088
‫وقتی چیزی رو که می‌دونم بهت بگم،
‫به محافظت احتیاج دارم

689
00:36:14,088 --> 00:36:16,007
‫چون اون می‌فهمه از طرف من بوده.

690
00:36:19,927 --> 00:36:21,262
‫باشه.

691
00:36:21,262 --> 00:36:23,014
‫تبریک میگم، استخدام شدی.

692
00:36:23,014 --> 00:36:25,474
‫حالا واسم کار می‌کنی.

693
00:36:25,474 --> 00:36:27,101
‫بگو بشنوم.

694
00:36:29,854 --> 00:36:32,982
‫من می‌دونم بامپی جانسون
‫اون بتن رو از کجا گیر میاره.

695
00:36:37,612 --> 00:36:39,071
‫تقریباً آماده‌ای؟

696
00:36:39,071 --> 00:36:40,656
‫واسه چی؟

697
00:36:40,656 --> 00:36:43,159
‫کتاب‌خوانی.

698
00:36:43,159 --> 00:36:45,411
‫جیمی بالدوین، هیئت هنرهای زیبای نیویورک.

699
00:36:45,411 --> 00:36:47,038
‫نگو که یادت رفته.

700
00:36:47,038 --> 00:36:48,623
‫کار دارم.

701
00:36:48,623 --> 00:36:51,125
‫نه.

702
00:36:51,125 --> 00:36:52,919
‫چی؟

703
00:36:52,919 --> 00:36:55,171
‫گفتم نه، امروز نه.

704
00:36:55,171 --> 00:36:56,714
‫بهت گفتم چقدر این مهمه.

705
00:36:56,714 --> 00:36:58,216
‫آلیس بردشاو می‌خواد شوهرم رو ببینه،

706
00:36:58,216 --> 00:37:00,343
‫و تا جایی که من می‌دونم، اون تویی.

707
00:37:00,343 --> 00:37:03,346
‫میمه، من ساعت ۴ توی فلاشینگ
‫کار دارم. واقعاً مهمه.

708
00:37:03,346 --> 00:37:04,931
‫و کاری که من می‌کنم مهم نیست؟

709
00:37:04,931 --> 00:37:09,602
‫می‌تونی فقط واسه یه بعد از ظهر
‫از کار لعنتیت دست بکشی،

710
00:37:09,602 --> 00:37:12,438
‫یا من، مثل همیشه، ته لیست اولویت‌هاتم؟

711
00:37:12,438 --> 00:37:13,731
‫می‌دونی چیزی که سعی دارم بسازم

712
00:37:13,731 --> 00:37:15,066
‫فقط راجع به من نیست، درسته؟

713
00:37:15,066 --> 00:37:17,360
‫و هیئت هنرهای زیبای نیویورک هم
‫فقط راجع به من نیست.

714
00:37:17,360 --> 00:37:20,279
‫السورث، من دارم سعی می‌کنم یه در رو باز کنم

715
00:37:20,279 --> 00:37:22,490
‫واسه اونایی که پشت سر ما میان.

716
00:37:22,490 --> 00:37:24,659
‫و اگه این یعنی باید اونجا بشینم
‫و به چندتا خانم

717
00:37:24,659 --> 00:37:27,703
‫از مرکز شهر لبخند بزنم، پس باشه.

718
00:37:27,703 --> 00:37:30,248
‫حالا، هستی یا نیستی؟

719
00:37:32,041 --> 00:37:34,794
‫- باشه. میام.
‫- ممنونم.

720
00:37:34,794 --> 00:37:36,379
‫بالدوین قراره چی بخونه؟

721
00:37:36,379 --> 00:37:37,755
‫یه چیز مثبت.

722
00:37:37,755 --> 00:37:40,841
‫- ببخشید، رفقا.
‫- آره، بیا تو.

723
00:37:40,841 --> 00:37:44,095
‫آماده‌ای، بامپ؟
‫جونی با ماشین دم دره،

724
00:37:44,095 --> 00:37:45,554
‫نت هم با بقیه‌ی بچه‌ها توی راهه.

725
00:37:45,554 --> 00:37:46,597
‫می‌خوام با نت بری.

726
00:37:46,597 --> 00:37:48,349
‫جونی رو اینجا بذار تا ما رو برسونه.

727
00:37:48,349 --> 00:37:51,644
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

728
00:37:51,644 --> 00:37:53,396
‫وقتی همه‌اش رو بار زدین، از جاده بهم زنگ بزن.

729
00:37:53,396 --> 00:37:54,897
‫راننده‌های استلا توی راهن.

730
00:37:54,897 --> 00:37:56,857
‫بسیارخب.

731
00:37:58,734 --> 00:38:01,404
‫خب، آماده‌ای بریم؟

732
00:38:04,824 --> 00:38:07,034
‫می‌دونی، من با پدرم مشکل داشتم،

733
00:38:07,034 --> 00:38:08,828
‫ولی هیچ‌وقت سعی نکردم ازش دزدی کنم.

734
00:38:08,828 --> 00:38:10,955
‫این ربطی به پدرم نداره.

735
00:38:10,997 --> 00:38:12,873
‫راجع به هدفمونه.

736
00:38:12,873 --> 00:38:14,500
‫فکر می‌کنی اون اینجوری می‌بینتش،

737
00:38:14,500 --> 00:38:16,752
‫که از کسب و کارش دینامیت می‌دزدی؟

738
00:38:16,752 --> 00:38:18,838
‫ته دلش، گمونم اون از چیزی
‫که ما واسش می‌جنگیم حمایت می‌کنه.

739
00:38:19,630 --> 00:38:21,799
‫خیلی خب.

740
00:38:21,799 --> 00:38:25,594
‫خب، من مشتاقانه منتظر خوندن نامه‌ی تشکرشم.

741
00:38:25,594 --> 00:38:27,722
‫امیدوارم با هیچ تیغی امضاش نکنه.

742
00:38:33,978 --> 00:38:35,479
‫امشب می‌خوام چیزی رو از کتاب جدیدم

743
00:38:35,479 --> 00:38:38,107
‫با شما در میون بذارم.

744
00:38:38,107 --> 00:38:39,984
‫این جمعیه با نگرانی واقعی

745
00:38:39,984 --> 00:38:43,696
‫واسه تمامی ما مردم واقعیِ محله‌ی سیاه‌پوست واقعی.

746
00:38:43,696 --> 00:38:44,989
‫فکر کردم بهتون بگم

747
00:38:44,989 --> 00:38:48,868
‫اون محله سیاه‌پوست واقعاً درباره‌ی چیه...

748
00:38:48,868 --> 00:38:50,536
‫جنگل،

749
00:38:50,536 --> 00:38:53,831
‫تکان‌دهنده... ولی امیدوارکننده.

750
00:38:53,831 --> 00:38:56,417
‫این چیه؟

751
00:38:56,417 --> 00:38:58,002
‫یه کابوس.

752
00:38:58,002 --> 00:39:02,590
‫توی جنگل، یا می‌خوری، یا خورده میشی.

753
00:39:02,590 --> 00:39:08,304
‫توی جنگل، چیزی به اسم
‫سازش کردن واسه کنار اومدن وجود نداره.

754
00:39:08,304 --> 00:39:10,181
‫توی جنگل،

755
00:39:10,181 --> 00:39:12,183
‫مرد سیاه‌پوست از نظر تاریخی مجبور شده

756
00:39:12,183 --> 00:39:15,811
‫در جایگاه قربانی قرار بگیره، بخاطر جامعه‌ای

757
00:39:15,811 --> 00:39:18,647
‫که مدام اونو به حاشیه می‌رونه.

758
00:39:18,647 --> 00:39:23,444
‫توی جنگل، فداکاری یه مسیر خطرناکه.

759
00:39:23,444 --> 00:39:25,321
‫ببخشید، خانم جانسون.

760
00:39:25,321 --> 00:39:27,073
‫قرار بود یه چیزی واسه پدرم برداریم.

761
00:39:27,073 --> 00:39:28,991
‫کسی بهم نگفت.

762
00:39:28,991 --> 00:39:30,743
‫من دارم بهت میگم.

763
00:39:30,743 --> 00:39:33,788
‫کمک لازم داری؟

764
00:39:33,788 --> 00:39:36,207
‫واسه همین آوردمش.

765
00:39:36,207 --> 00:39:38,959
‫دقیقاً در لحظه‌ای که وجدان پیدا می‌کنی،

766
00:39:38,959 --> 00:39:42,296
‫خودت رو در جنگ با جامعه می‌بینی.

767
00:39:42,296 --> 00:39:44,632
‫قدرت دنیای سفیدپوست

768
00:39:44,632 --> 00:39:47,510
‫هر وقت یه مرد سیاه‌پوست از پذیرش
‫تعاریف جامعه‌ی سفیدپوست

769
00:39:47,510 --> 00:39:50,262
‫امتناع می‌کنه، به خطر میفته.

770
00:39:50,262 --> 00:39:52,890
‫و هر چی یه کشور بیشتر مصمم باشه
‫که سفید باقی بمونه،

771
00:39:52,890 --> 00:39:57,561
‫بیشتر با هر کسی که سفید نیست دشمن میشه.

772
00:39:58,938 --> 00:40:02,191
‫توی جنگل، فداکاری‌هایی که می‌کنی

773
00:40:02,191 --> 00:40:04,026
‫واسه مبارزه برای حقوق مدنی و برابری

774
00:40:04,026 --> 00:40:07,071
‫تو رو درست در آستانه‌ی مرگ قرار میده.

775
00:40:09,657 --> 00:40:11,492
‫شاید زمانش رسیده باشه

776
00:40:11,492 --> 00:40:14,787
‫که مردم سیاه‌پوست در برابر این وحشت مسلح بشن

777
00:40:14,787 --> 00:40:16,997
‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه، هووم؟

778
00:40:18,165 --> 00:40:20,835
‫در جنگ با جامعه،

779
00:40:20,835 --> 00:40:24,630
‫قربانی‌ای که می‌تونه موقعیت
‫قربانی بودن رو درک کنه

780
00:40:24,630 --> 00:40:25,965
‫دیگه قربانی نیست.

781
00:40:25,965 --> 00:40:28,342
‫یه تهدیده.

782
00:40:28,342 --> 00:40:29,844
‫خیلی خب، میذارم لویی بهتون نشون بده

783
00:40:29,844 --> 00:40:32,471
‫کجا کامیون‌ها رو پارک کنید.
‫بامپی کجاست؟

784
00:40:32,471 --> 00:40:34,223
‫توی یه کتاب‌خوانی.

785
00:40:34,223 --> 00:40:36,142
‫خفه شو بابا.

786
00:40:36,142 --> 00:40:37,810
‫خیلی خب، غلظت مخلوط رو چک می‌کنیم،

787
00:40:37,810 --> 00:40:39,562
‫و بعد آماده‌ی بارگیری میشیم. باشه؟

788
00:40:41,480 --> 00:40:42,940
‫اوه، لعنتی!

789
00:40:42,940 --> 00:40:46,068
‫پناه بگیرین!

790
00:40:46,068 --> 00:40:48,988
‫که با سیاه‌پوستان در این کشور رفتار میشه

791
00:40:48,988 --> 00:40:50,865
‫قابل اغراق نیست،

792
00:40:50,865 --> 00:40:54,201
‫هر چقدر هم که جامعه‌ی سفیدپوست
‫مایل به شنیدنش نباشه.

793
00:40:55,035 --> 00:40:56,495
‫مواظب چپت باش، مواظب چپت باش!

794
00:40:57,955 --> 00:41:00,040
‫بشینید، بشینید!

795
00:41:05,129 --> 00:41:06,964
‫اوه، لعنتی!

796
00:41:06,964 --> 00:41:09,800
‫ما باید در برابر وحشیگری با مردم موضع بگیریم

797
00:41:09,800 --> 00:41:12,928
‫به عنوان مبارزه‌ای واسه بقا و حیثیتمون،

798
00:41:12,928 --> 00:41:16,140
‫بدون توجه به فداکاری‌هایی که ممکنه لازم باشه.

799
00:41:19,685 --> 00:41:22,563
‫نادانی همراه با قدرت

800
00:41:22,563 --> 00:41:26,525
‫خطرناک‌ترین دشمنیه که
‫عدالت می‌تونه داشته باشه.

801
00:41:26,525 --> 00:41:30,279
‫زمانش رسیده که مردم سیاه‌پوست
‫مقابله به مثل کنن!

802
00:41:32,323 --> 00:41:34,200
‫توی جنگل،

803
00:41:34,200 --> 00:41:36,744
‫هر روز راجع به ایجاد تعادل

804
00:41:36,744 --> 00:41:40,206
‫بین صیانت ذات و از خودگشتگیه.

805
00:41:40,206 --> 00:41:42,666
‫و مطمئناً، مطمئناً،

806
00:41:42,666 --> 00:41:45,794
‫خطرناک‌ترین مخلوق هر تمدنی

807
00:41:45,794 --> 00:41:48,839
‫مردیه که دیگه هیچی واسه از دست دادن نداره.

808
00:41:50,633 --> 00:41:52,635
‫بیا اینجا!

809
00:41:52,635 --> 00:41:55,638
‫بمیرین، عوضی‌ها!

810
00:41:55,638 --> 00:41:56,972
‫چنس، سمت چپت!

811
00:42:03,437 --> 00:42:05,481
‫گندت بزنن، پسر.

812
00:42:05,481 --> 00:42:06,982
‫توی جنگل،

813
00:42:06,982 --> 00:42:10,778
‫فداکاری اغلب سنگ بنای صیانت ذاته،

814
00:42:10,778 --> 00:42:13,322
‫که ما رو به سوال اصلی می‌رسونه...

815
00:42:13,322 --> 00:42:15,824
‫چقدر از خودت رو می‌تونی فدا کنی

816
00:42:15,824 --> 00:42:18,869
‫قبل از اینکه دیگه چیزی واسه صیانت باقی نمونه؟

817
00:42:20,621 --> 00:42:22,706
‫فکر کنم شانس کوفتیت تموم شده.

818
00:42:25,209 --> 00:42:27,795
‫که یعنی، به طور صریح،

819
00:42:27,795 --> 00:42:30,422
‫بهشت مرد سفیدپوست، جهنم مرد سیاه‌پوسته.

820
00:42:32,216 --> 00:42:33,926
‫سوار شو!

821
00:42:38,264 --> 00:42:40,516
‫لعنتی!

822
00:42:40,516 --> 00:42:41,934
‫گندت بزنن!

823
00:42:41,934 --> 00:42:43,894
‫باید امتحانش کنیم؟

824
00:42:43,894 --> 00:42:46,814
‫آماده‌ای؟

825
00:42:46,814 --> 00:42:49,525
‫اگه آمریکای سفیدپوست به نژادپرستی سیستماتیک

826
00:42:49,525 --> 00:42:51,735
‫و سرکوب مردم سیاه‌پوست رسیدگی نکنه...

827
00:42:56,073 --> 00:42:59,201
‫یه شورش اجتناب‌ناپذیر توی جنگل رخ خواهد داد.

828
00:42:59,201 --> 00:43:00,786
‫اوه.

829
00:43:00,786 --> 00:43:04,790
‫آتشی که با هیزم نفرت شعله‌ور شده.

830
00:43:04,790 --> 00:43:07,376
‫آتشی که تغذیه میشه

831
00:43:07,376 --> 00:43:10,045
‫از خشم انباشته شده‌ی ناامیدی

832
00:43:10,045 --> 00:43:14,133
‫از قرن‌ها سرکوب.

833
00:43:14,133 --> 00:43:17,177
‫آتش بیرون، یادتون باشه،

834
00:43:17,177 --> 00:43:20,264
‫همیشه از آتش درون سرچشمه می‌گیره.

835
00:43:22,725 --> 00:43:25,769
‫ممنونم.

836
00:43:33,694 --> 00:43:36,155
‫ممنونم. ممنونم.

837
00:43:42,369 --> 00:43:45,372
‫آلیس، خیلی متاسفم.

838
00:43:45,372 --> 00:43:46,957
‫انتظار نداشتم اون...

839
00:43:46,957 --> 00:43:48,584
‫فوق‌العاده نبود؟

840
00:43:48,584 --> 00:43:51,462
‫فوق‌العاده.

841
00:43:51,462 --> 00:43:53,922
‫فکر می‌کنم بهترین چیزیه که
‫در این چند سال نوشته.

842
00:43:53,922 --> 00:43:55,591
‫موافقی؟

843
00:43:55,591 --> 00:43:57,509
‫موافقم.

844
00:43:57,509 --> 00:43:59,345
‫و هیئت مدیره؟

845
00:43:59,345 --> 00:44:01,805
‫بقیه‌شون هم خوششون اومد؟

846
00:44:01,805 --> 00:44:04,933
‫اونا مجذوب شده بودن.

847
00:44:04,933 --> 00:44:07,936
‫میمه عزیزم، تقریباً مطمئنم

848
00:44:07,936 --> 00:44:11,690
‫تو قراره عضو هیئت مدیره‌ی ما بشی.

849
00:44:11,690 --> 00:44:12,733
‫نت، تو چی...

850
00:44:12,733 --> 00:44:14,401
‫هی.

851
00:44:14,401 --> 00:44:16,028
‫آلیس، این نت پتیگروئه.

852
00:44:16,028 --> 00:44:17,738
‫یکی از راننده‌های شوهرمه.

853
00:44:17,738 --> 00:44:18,906
‫از دیدنتون خوشوقتم.

854
00:44:18,906 --> 00:44:21,575
‫هی، رئیس، باید باهات صحبت کنم.

855
00:44:21,575 --> 00:44:24,787
‫یه لحظه ما رو ببخشین.

856
00:44:24,787 --> 00:44:26,664
‫عقلت رو از دست دادی که اینجوری میای تو؟

857
00:44:26,664 --> 00:44:30,042
‫ببین، بامپی.
‫ما یه مشکل جدی داریم.

858
00:44:30,042 --> 00:44:32,252
‫چیه؟ چی شده؟

859
00:44:32,252 --> 00:44:33,587
‫درمورد چنس‌ـه.

860
00:44:34,880 --> 00:44:39,843
‫«ترجمه از حـامـد»

